به نام خدا
من مخالف اینکه خانم ها به عرصه اجتماعی وارد بشن نیستم اما کار کردن داریم تا کار کردن.
به نظر شما مسافر کشی در شأن یک خانم هست؟ مادری که باید بیشتر توجهش به فرزندش باشه حالا به هردلیلی (مشکلات اقتصادی و...)مجبوره از صبح بره بیرون برای کار و عصر برگرده خونه اون هم اونقدر خسته که دیگه حال و حوصله ای برای توجه کردن به فرزندش نداره ضمن اینکه برخی کارا لطافت رو از یک زن میگیرن
به نظر من کار یک خانم باید در شأن یک خانم باشه یعنی هم لطافت یک زن رو ازش نگیره و هم مانع از ایفای نقش مادری نشه. یک خانم به اسم استقلال داشتن نباید هر کاری رو انجام بده ولی متأسفانه این طور نیست و این امر خودش پیامدهای منفی ای داره... یه کودکی که به اندازه کافی از محبت و توجه مادرش بهره مند نشده از نظر عاطفی و روانی دچار کمبودهایی هست که این کمبودها رو در آینده میتونه به اشکال مختلف ( وابستگی بیش از اندازه به دیگران ،خشونت، اختلالات روانی و ...) نشون بده و اگه قرار باشه این روند ادامه پیدا کنه خودتون تصور کنین جامعه به تدریج به چه شکل در میاد...
(۲/تیر/۹۲ ۹:۵۷)nina نوشته است: [ -> ]بسم الله الرحمن الرحیم
ااگه بچه های بیچاره هم میتونستن بیان تو رسانه ها و مجله داشته باشن و .... حتما اونام یه گروهی علیه خانم هایی که حقوقشون رو نادیده میگیرند تشکیل میدادن.
ای قربون ادم چیز فهم. زن فهمیده و عاقل هم نعمتیه برای جامعه
احسنت نینا خانم احسنت
واقعا اگر امکانش فراهم بود همین بچه ها گله ها میکردن از همین خانمهای طرفدار حقوق طن و اونا هم سر اینها صداشون رو میبردن بالا که پس حقوق ما چی میشه؟ اونوقت این خانمها چطور میخواستن جواب بدن؟
بچه امانت خداست. باید در حفظ امانت کوشا بود. فردای قیامت از امانت سوال میشه
به نام خدا
سلام
خانوم آ-313
به نظرتون وقتی یه زن میره مسافرکشی ...برای رسیدن به استقلال مالی خودش میره؟؟؟
آقای رنجستان
وقتی نوشته هاتون میخوندم واقعا احساس جبرمیکردم...
یعنی من انسان هیچ اختیاری نباید تواین دنیا داشته باشم برای خودم...
بحث تجاوزبه حقوق دیگری فرق میکنه ونادرسته ومن هم قبولش ندارم....
بله من مالک خودم نیستم...خدامنو خلق کرده....ازمن هم نظرنخواسته...ولی حالا که ازمن نظرنخواسته من هم هیچ حقی ندارم
حتی ازحقوق حقه ی خودم دفاع کنم....
خداوند منع نکرده خانوماروازکاروفعالیت اقتصادی مگراونجاییکه به کانون خونواده لطمه بخوره...
ولی متاسفانه دوستان خیلی کم بهش اشاره میکنن...
بله آقای رنجستان!
خداازمن نظر نخواست که باچه جنسیتی منو بیافرینه ونظرنخواست چطوری منو خلق کنه...
ولی
ایکاش می پرسید....ایکاش....!
(۲/تیر/۹۲ ۱۱:۰۳)Fateme135 نوشته است: [ -> ]به نام خدا
سلام
خانوم آ-313
به نظرتون وقتی یه زن میره مسافرکشی ...برای رسیدن به استقلال مالی خودش میره؟؟؟
آقای رنجستان
وقتی نوشته هاتون میخوندم واقعا احساس جبرمیکردم...
یعنی من انسان هیچ اختیاری نباید تواین دنیا داشته باشم برای خودم...
بحث تجاوزبه حقوق دیگری فرق میکنه ونادرسته ومن هم قبولش ندارم....
بله من مالک خودم نیستم...خدامنو خلق کرده....ازمن هم نظرنخواسته...ولی حالا که ازمن نظرنخواسته من هم هیچ حقی ندارم
حتی ازحقوق حقه ی خودم دفاع کنم....
خداوند منع نکرده خانوماروازکاروفعالیت اقتصادی مگراونجاییکه به کانون خونواده لطمه بخوره...
ولی متاسفانه دوستان خیلی کم بهش اشاره میکنن...
بله آقای رنجستان!
خداازمن نظر نخواست که باچه جنسیتی منو بیافرینه ونظرنخواست چطوری منو خلق کنه...
ولی
ایکاش می پرسید....ایکاش....!
عزیزم موضوع اینه که اکثر فعالیت های خانم ها به بچه هاشون صدمه میزنه،به نظر من ادما تا ازدواج نکردن زندگی شون مال خودشونه اما وقتی ازدواج کردن و بچه دار شدن دیگه نباید انتظار داشته باشن که ازادی های دوران مجردی شون رو داشته باشن،چه زن و چه مرد
یبار رفته بودم دکتر،دکترش خانم بود،یه پسر بچه ای هم با لباس مدرسه تو مطب بود که چون یبار خانم دکتر از اتاقش اومد و گفت فلانی از مطب بیرون نرو ما فهمیدیم بچه خانم دکتره
بعد بچهه یکم این ور و اون ور گشت بعد من نگاش میکردم رفت یه جایی که خیلی تو دید نباشه و یه مهر که قبلا ورداشته بود رو قایمکی داشت میخورد!!! منو میگی ،اونقدر ناراحت شدم ،کسی که مهر میخوره یه ماده ای تو بدنش کمه الان یادم نیست میترسم بگم اشتباه شه،اما معلومه که قبلا نهی اش کردن که داره یواشکی هم این کارو میکنه
خداوکیلی رسیدن به مرض مردم مهمتر یا بچه خود ادم؟ اون بچه اون دنیا به مامانش گله کنه که چرا به من نرسیدی و وقت من چقدر تو مطب بعد از مدرسه تلف شد حق داره یا نه؟ بچه از مامانش اسم خانم دکتری نمی خواد محبت میخواد،به خدا ظلمه.
من مامانم معلم بود،نیاز مالی هم داشتیم و مامانم واقعا فداکاری کرد که رفت سر کار،من تو مهد بزرگ شدم کلی خاطره بد دارم،حاظر بودم لباس کهنه بپوشم،اسباب بازی نداشته باشم،اما مامانم پیشم بود،اونم سن های اول زندگی ادم که شخصیت شکل میگیره،صدماتی به ادم میخوره که تا اخر عمرش جبران ناپذیره.بچه زبون نداره که بگه و گرنه ....
بعله متاسفانه اونی که میره مسافر کشی میکنه به احتمال زیاد نیاز مالی داره و این ضعف جامعه است که شغلی در شان زنان ایجاد نکرده،بالاخره مسئله زنان سرپرست خانواده وجود داره،اما چرا این خانم خیاطی رو به جای رانندگی که واسه مردشم اعصاب نمیذاره دیگه چه برسه به موجود لطیف حساس،انتخاب نمیکنه،یا تو تی وی نشون میده خانمه راننده جرثقیله و از اون به عنوان زن موفق یاد میکنند،این بده،این توهینه به زن،حالا تو موفقی چون میتونی ادای مردها رو دربیاری،از این فحش بدتر،هیچ کس نمیگه زن فقط مادر و همسر باشه،هیچ کاری نکنه مساوی مردیه که از صبح تا شب کار کنه،نون حلال در بیاره،دزدی نکنه،موقع جهاد بره جهاد کنه،هر وقت ولی خدا امر کرد اطاعت کنه،مسئولیت مملکت داری رو بر عهده بگیره(که قبلا هم گفتم اگه کسی واقعا وجدان کاری داشته باشه،منصب های مملکتی جز دردسر چیزی نیست،خدمت بیشتر به مردمه و مزیتی نداره تازه اون دنیا حساب کتاب ادم بیشتره)،....
عزیزم موضوع اینه که به ما یاد دادن ادم موفق یعنی کسی که کارهای مردونه رو خوب انجام بده،عضله مردها،تراکم استخوانی،ریه،حتی حجم مثانه ،این سنگدلی ظاهریشون همه همه برای کاری طراحی شده که قرار نیست ما با این جسم ظریف و لطیفمون با اون ها تو مسابقه بیفتیم،بدیش اینه ما شاید با فشار به جسممون کارهای مردونه رو خوب انجام بدیم اما مردها نمیتونن وظایف ما رو انجام بدن و این خلا اینجا خودش رو نشون میده.
تو خونه ما هر وقت مامانم خونه نبود هیچ کس حوصله نداشت،همه جلوی تی وی فقط وقت تلف میکردیم،اینو همه میگن که مادر چشم و چراغ خونه است.
جالب اینه یه عده(از جمله زن عموی بنده) کار کردن (واسه بچه هاشون که 6 صبح میرن 6 شب برمیگردن،که اسمش بیشتر بیگاریه) واسه مرد غریبه موهبت الهی و اجتماعی و مستقل بودنه زنه،اونوقت کار کردن واسه عزیزان ادم بی عدالتیه.
یکم بیشتر فکر کنیم متوجه میشیم خیلی از این چیزا که فکر میکنیم بی عدالتیه،معکوس کردن ارزش ها بوده که یه عده پشت صحنه برامون انجام دادن.
منم قبلا مثل شما فکر میکردم و خیلی نارضایتی ام بیشتر بود،میخوام فکر نکنید ما یه چیزایی رو نمیبینیم.
(۲/تیر/۹۲ ۱۱:۰۳)Fateme135 نوشته است: [ -> ]به نام خدا
سلام
آقای رنجستان
وقتی نوشته هاتون میخوندم واقعا احساس جبرمیکردم...
یعنی من انسان هیچ اختیاری نباید تواین دنیا داشته باشم برای خودم...
بله من مالک خودم نیستم...خدامنو خلق کرده....ازمن هم نظرنخواسته...ولی حالا که ازمن نظرنخواسته من هم هیچ حقی ندارم
حتی ازحقوق حقه ی خودم دفاع کنم....
بله آقای رنجستان!
خداازمن نظر نخواست که باچه جنسیتی منو بیافرینه ونظرنخواست چطوری منو خلق کنه...
ولی
ایکاش می پرسید....ایکاش....!
من خیلی تعجب میکنم که شما چرا چطوری تو حرفهای من جبر را مشاهده کردید. البته جبر که وجود دارد در عالم همین گرسنه شدن شما امری جبری است. حالا این جور اعتراضات واقعا عقلانی نیست
فاطمه خانم کی گفته شما نباید اختیاری داشته باشید کجای مطلب من چنین چیزی نوشته بود؟
این که خدا از شما نظر نخواسته چه ربطی داره به این که شما از حق برخوردار باشدی یا خیر بحث این نبود اصلا بلکه بحث این بود که شما حق نداری برای خودت حقوق تعیین کنی در عالم خلقتت . چون همون کسی که شما رو خلق کرده قطعا میدونه شما چی برات خوبه چی بده پس خودشم حق داره برای شما حقوق تعیین بکنه بعد هم از شما خواسته که به این حقوقی که برات وضع کردم پایبند باش تا سعادتمند بشی. اخه من کجا گفتم شما حق نداری از حقوق خودت دفاه بکنی اتفاقا ما هم میگیم به شدت دفاع کن اما از اون حقوقی که خدا برات وضع کرده دفاع کنه نه حوقوقی که خودت برای خودت ساختی
فاطمه خانم نگو ای کاش خدا می پرسید اخه خدا چطوری از موجودی که هنوز خلق نشده بپرسه که من تو رو با چه جنسیتی خلق کنمو اخه یک حکیم چزور میتونه عقل خودشو بده دست یه موجود ناقص و از اون نظر خواهی بکنه. بله اگر شما به مثل خدا به همه کائنات و خوب و بدها و مصلحت های خودتون و دیگران واقف بودید اونوقت جا داشت که خدا نظر شما رو هم بخواد ولی مگه شما وقتی مثلا میخوای یه کاری را انجام بدی از بچه ی مثلا خودت که یک سالش هست نظر خواهی میکنی.؟
شما فرض کن مادر هستی و بچه دار یو بچت هم دو سالشه و این بچه هم خیلی دوست داره که اب بازی کنه ولی شما جلوشو میگیری هر چند اون به شدت گریه کنه و هیچ وقتم بهش نمیگی پسرم نظرت چیه دوست داری اب بازی کن؟ چون میدونی این مصلحت خودشو تشخیص نمیده و اگر اب بازی کنه حتما مریض میشه. حالا تصورشو بکن این بچه تو عالم کودکی خودش بره به یه بچه ی دیگه بگه ای کاش مامانم نظر من رو هم جویا میشد و برای من حق و حقوقی قائل می شدو ایا این برای خود شما خنده دار نیست؟
به نام خدا
سلام مجدد
شرمنده ام....بعضی ازحرفارونمیشه درتالارگفت...وهمیشه موقع اینجورمباحث من نمیتونم حرف بزنم...چون ازادب به دوره...
بزرگترین دغدغه بنده هم همین از بین رفتن خانواده است.
وقتی میگوییم حقوق زن و حقوق مرد از دو موجود جدا از هم صحبت میکنیم اما وقتی بحث وظایف همسران در قبال هم باشد از یک اجتماع حرف میزنیم.حرف از وظایف زیباتر از حرف از حق و حقوق است.
حرف از حق و حقوق زمانی جای دارد که وظایف به درستی انجام نشده باشند و زمانی وظایف به درستی انجام نمیپذیرند که به درستی تبیین نشده باشند.
اگر من مسلمانم و اعتقاد دارم که اسلام دین حق الهی است پس وظایفم چه به عنوان زن و چه به عنوان مرد باید توسط اسلام تعیین شود.
وقتی وظایف برای من تعیین و تبیین شد به عنوان یک مسلمان باید چون تکلیف الهی است انجامش بدهم و اگر انجام ندهم حق الناس بر گردنم است و میدانیم که تمامامی گناهان شهید هم با اولین قطره خونش که به زمین ریخته میشود بخشیده می شود مگر حق الناس.
حال اینکه چرا مردها و زن های جامعه ما از زیر بار وظایف و مسئولیت هایشان شانه خالی میکنند شاید به این دلیل است که غرب ما را به زندگی سکولاریزه عادت داده است.
یادمه استادی داشتیم میفرمودن اگر شما به عنوان یک زن شدید مجتهد ولی همسرتان یک فرد بسیار ساده و عامی بود هم وظیفه دارید به تمام وظایف همسریتون بی کم و کاست عمل کنید چون این یک تکلیف الهی است و شما این کار را قربه الی الله انجام میدهید نه قربه الی شوهر.
دوستان به قول سهراب چشم هارا باید شست جور دیگر باید دید.
بیایید همه با هم عینک سکولار رو از چشم بردارم و به زندگی با عینک توحید نگاه کنیم،حتما دنیا زیباتر خواهد شد.
سلام
اول از همه اینکه واقعا خوشحالم که بعد از مدت ها دوباره به تالار برگشتم.
تقریبا تمام بحث ها تاپیک را خوندم و خیلی هم لذت بردم! با خوندن مطالب و نقطه نظرات دوستان تلنگری زده شد...نمیدونم مشکل از الگو ها غلط بود یا جامعه ای که در اون ارزش مادری و همسری را خیلی کم اهمیت شمرده بود! شاید به همین دلیل بود که هدف متعالی زندگیم را در چیزها و جاهای دیگری جست جو میکردم.. تا قبل از این هدف مهم زندگیم ادامه تحصیل و گرفتن تخصصی بود که رضایت خدا هم در پی داشته باشه. راهی را که برگزیدم شاید ارزشمند باشه اما حالا میدونم که به اندازه انسان سازی متعالی نیست..
مسئله ای که اواسط بحث تو ذهنم ایجاد شد این بود که اگه قرار بود زن و مرد در همه چیز مثل هم باشن توانایی ها ویژگی ها،
نقش ها،حقوق و.. پس اساسا چه نیازی به افرینش موجودی به نام زن بود؟!
و در انتها اینکه متاسفانه تفکری که در میان خیلی از زنها دیده میشه همون تفکر نظام سکولاره مثلا این جمله "بچه دار بشیم و کلی زحمتشو بکشیم اخرش که چی.." یا حتی بدتر "به ما زن ها ظلم شده که همه سختی ها بچه را ما میکشیم.." شاید زیاد شنیده باشیم. یه نگاه کوته بینانه که فقط دنیا را اصل قرار داده و میپنداره که نتیجه تمام اعمال باید در همین دنیا محقق بشه! و غافل از اینکه خداوند متعال فرموده :
ان الله لايظلم مثقال ذره وان تك حسنه تضاعفها و يوت من لدنه اجرا عظيما «نساء 40»