تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: من یک زن هستم!(بیایید گفتگو کنیم)
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16
(۲۷/مهر/۹۱ ۲۱:۱۳)minoo نوشته است: [ -> ]من هم یک سوال دارم:
چرا شما وقتی اسم زن میاد اول سراغ پرستش خدا از دید زن نمی رید ، در واقع منظورم اینه که یه راست می رید سر مسائل جنسی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! (حجاب یا پوشش جسم، بچه یا بودن ، شوهر داری یا کلفت بودن و ... )
بع از هزار سال هنوز وقتی مردها می رن خواستگاری(البته از نوع سنتی) می گن وقتی میامن خونه باید چاییم حاضر باشه!!!!!!!!!Huh(مسخره نیست)
زن با این جسم که چند برابر مرد هم ازش کار می کشه فقط چایی و ... !!!!!!!!!!!!!!!Huh
زن چرا نباید برای یک بار هم که شده بعد از این چند هزار سال از زندگیش در برابر خدا برای حقی که خدا به گردنش داره جواب پس نده!!!!!!!!!!!!!!!!
پس خدا توی زندگی ما زن ها کجاست!!!!!!!!!!!
من از وقتی دنبال خدا رفتم احساس کردم وجود دارم ، می تونم نفس بکشم !!!!!!!!!!

(حالا هنوز ما زن ها داریم سر مسائل پیش پا افتاده بحث می کنیم)
(فقط عمرمون رو تباه می کنیم و بس)

بله بسیار هم مسخره هست که مرد بره خواستگاری فکر شکمش باشه. اگر چنین کسی اومد خواستگاری با لگد بندازینش بیرون (البته خودتون نه!!)

اما دوست گرامی چه مرد و چه زن وقتی به سمت پرستش خداوند سبحان میره تا مدتی از دعا و مناجات با خداوند لذت می بره و تا حدی خودش رو اصطلاحا پیدا میکنه. کم کم با خداوند دوست میشه. اونجا که میرسه طبق همه دوستی ها میره دنبال اینکه از خداوند چی بخواد و خداوند از او چی میخواد.

بعد رو میاره به مطالعه دین اسلام که بهترین توصیف از خداوند و روش زندگی و الگوهای موفق و خواسته ها و وظایف و ... داره. مطالعه که می کنین می بینین خداوند از زن خواسته که "زن" باشه. مسئولیت "زن" بودن واقعا مسئولیت سنگین و دشواری هست.

اگر با خداوند دوست باشیم اما دنبال اجرای خواسته های خداوند نباشیم که دیگه اسمش دوستی نیست. اگر دنبال پرستش خداوند باشیم اما در انجام وظایف دنبال سلیقه های فردی و اجتماعی خودمون باشیم که دیگه پرستش نیست. پرستش فقط به تفکر و نماز و دعا خلاصه نمیشه. معنی دیگر عبادت یا پرستش میشه بندگی. اصلا عبادت از "عبد" میاد. یه بنده در برابر حرف سرور و ارباب خودش چطوری باید باشه؟ اونهم چنین اربابی که خودش رو اینقدر پایین آورده در حد بهترین دوست بنده خودش. این وظیفه اطاعت کردن ما رو جدی تر میکنه.

خوب وظیفه زن و مرد هر دو در دین ما به دقیق ترین شکل و بهترین حالت که مناسب خلقت هر دو باشه تعریف شده. بخش مهم وظیفه زن طبق حدیث پیامبرمون، خوب شوهرداری است و این خوب شوهرداری خیلی جزئیات داره از خوش خلقی با شوهر و ساختن با اخلاق بد شوهر شامل میشه تا حفظ نظم امورات خانه. بخش مهم دیگه وظیفه زن مادر بودنشه که بسیار در دین ما جایگاه مقدسی هست و هر کسی رو به چنین حریمی راه نمیدن. حالا ممکنه یکی بخواد اسم شوهرداری رو از دید خودش بگذاره کلفت بودن اما کسی که خداوند رو درست شناخته باشه میدونه که شوهرداری یعنی چی و چرا خداوند از چنین چنین چیزی خواسته.

بنابراین اینکه زن باید چگونه باشد و چگونه عمل کند که خداوند از او راضی باشد میشه همون پرستش خدا و به سمت خداوند رفتن در کنار عبادات فردی و اجتماعی دیگه.البته مرد هم وظایفش در قبال خانواده و همسر و فرزند تعریف شده که در جای خودش قابل بررسی هست. فقط خواستم عرض کنم موضوع این تاپیک اتفاقا بحثش در مورد حرکت زن به سمت خداست....
این حرف های دل من بود بنده ی خدا ، شما می گید حرفتون رو به حدیث مزین کنید .
من میگم بغض گلوم رو گرفته شما میگی جهاد زن شوهر داری است!!!!!!!!!!!!!!!!!من با شوهر مشکلی ندارم ، بنده ی خدا.
من در زمینه حدیث با کسی بحثی ندارم.
شما مگر مشکلات جامعه ی خودت رو نمی بینی!!!!!!!!!!

حرف من ، یک جمله ی سادست => زن باید به خود شناسی برسه.
و خود شناسی هر کس از جستو جو برای خدا شروع می شه ،همین .
باسلام وتشکر فراوان از همه دوستان
اولین مشکل از خود شخص هست وقتی اعتماد به نفس نداشته باشی هر کس هر چی بهت گفت قبول میکنی و فکر میکنی درسته و تلاشی برای اینکه خودت باشی انجام نمیدی این برهرشخصی صدق میکنه و مختص یک جنس نیست
واینکه همیشه گفته شده از دامن زن مرد به معراج میره واقعا حرف درستیه و واقعا صدق میکنه...باید سعی کنیم خودمون رو بشناسیم و به دستورات دین وقران تا جاییکه میتونیم عمل کنیم واون خانومایی که از روی حرف بقیه هر کاری میکنن که برای دیگران جلوه کنن وقتی مارو ببینن شاید به امید خدا تغییر رویه بدن!
(۲۸/مهر/۹۱ ۲۰:۳۳)minoo نوشته است: [ -> ]این حرف های دل من بود بنده ی خدا ، شما می گید حرفتون رو به حدیث مزین کنید .
من میگم بغض گلوم رو گرفته شما میگی جهاد زن شوهر داری است!!!!!!!!!!!!!!!!!من با شوهر مشکلی ندارم ، بنده ی خدا.
من در زمینه حدیث با کسی بحثی ندارم.
شما مگر مشکلات جامعه ی خودت رو نمی بینی!!!!!!!!!!

حرف من ، یک جمله ی سادست => زن باید به خود شناسی برسه.
و خود شناسی هر کس از جستو جو برای خدا شروع می شه ،همین .


شاید گاهی حرف دل حرف درستی نباشه.
شما به همسر داری میگی کلفتی بعد میگی من در مورد حدیث بحثی ندارم!این دقیقا ضد حدیثه و ضد سنت.
اتفاقا من چون مشکلات جامعه رو دیدم این تاپیک رو ایجاد کردم که نتیجه مدت ها مطالعه و تحقیقمه.
حرف ما هم همین بود که زن امروزی هویتش رو گم کرده و باید به خودش برگرده و این جز با خودشناسی میسر نیست.
از اونجا هم که هر حرفی میزنیم مستند به آیات و روایاته پس در حال خداجویی هم هستیم که میحواهیم ببینیم چه گفته تا بهش عمل کنیم.

امضای آقای علی 110 بسیار جمله زیبائیه:

پرستش به عبادت نیست، به اطاعت است!!!!
از که اطاعت می کنیم؟!
همو معبود ماست!!



ما در پی اطاعت از خدا هستیم حالا اگر به نظر شما بندگی خدا جور دیگه ای حاصل میشه بفرمایید تا همگی استفاده کنیم.



[b]یکی از مشکلات اصلی جامعه من اینه که من به عنوان یک زن دیگه سر جای خودم نیستم.


يا رحمان
سلام عليكم

يك زن وقتي كارهاي تو خونشو طبق رواياتي كه از رسول خدا صلي الله و عليه و آله است كلفتي نبينه و يك از خود گذشتگي و اطاعت محض از خدا كردن بدونه ديگه اين كارها براش سخت نميشه تازه از روي عشق و علاقه به همسرش محبت ميكنه و يا وقتي كه بدونه يك بچه رو با تربيت توحيدي و درست بزرگ كردن چه لذتي داره ديگه نميگه چرا بايد بچه به دنيا آوردن مال ما زنها باشه به قول مشكات عزيزم بايد ديدگاه ها رو تو خونواده هامون بالا برد بايد طرز فكراهارو درست كرد كه اگر اين ديدگاه دخترا و زنهاي جامعه مون درست بشه فكر كنم ديگه هيچ زني دوست نداشته باشه خونشو و وقتشو براي يك لحظه هم با حقوقهاي بالا عوض كنه. وقتي يك زن ميتونه با وقتي كه تو خونه صرف ميكنه سرباز براي امام زمان تربيت كنه چرا بايد همش در حال ناشكري كردن باشه و بگه چرا من يك زنم؟ يعني افتخار از اين بالاتر؟؟؟؟؟؟؟؟؟
با سلام و تشکر از مشکات عزیز جهت مطرح کردن این موضوع مهم

بهتر دیدم در مورد نمونه های واقعه ای که در طی 5 سال کار در اطرافم بودن، و دلایل اونها برای کار صحبت کنم:

1- بیشتر خانم ها و حتی خانواده هاشون، معتقد بودن از مدرک تحصیلی و درسی که خوندی، باید استفاده کنی و حتی قریب به اتفاق اونها (به هر زوری که شده و در هر دانشگاه موجود از شبانه، آزاد، مجازی، بین الملل)، ادامه تحصیل هم دادن ... اونها این استفاده رو تنها در محیط های کاری مردانه و رشته های مربوطه (مهندسی) می دونستن. زمانی که من به جای ادامه تحصیل مرتب کتاب مطالعه می کردم و دوره های طب سنتی می دیدم، می گفتن: خب رشته خودت رو ادامه می دادی، طب سنتی به چه دردت می خوره؟

2- تعدادی از خانم ها دلیل کار کردنشون رو نیاز مالی می دونستن. در صورتی که تقریبا تمام خانم هایی که در محل کار با من بودن، الحمدالله نیاز مالی نداشتند. همسران همه اونها مدارک تحصیلی و شغل خوبی داشتند و حقوق مناسبی برای یک زندگی معمولی و آرام دریافت می کردند... با این وجود، در موقع خداحافظی من، تعدادی می گفتن اگه نیاز مالی نداشتیم، ما هم استعفا می دادیم. اون نیاز مالی رو خودشون برای خودشون تعریف کرده بودن که شامل خرید بهترین لباس ها برای کودکانشون، انواع لوازم برقی منزل و پرداخت اقساط (البته در جریان بودم که بسیاری کاملا بی دلیل وام میگرفتن. هر جا وامی اعلام می شد، ثبت نام می کردن)

3- استقلال مالی. در صورتی که شوهران خوبی داشتن و مطمئنا بی کم و کاست نیاز مالی اونها رو برطرف می کردن.
البته در این زمینه خانواده ها و خانم های خانه دار مقصر هستند، به این دلیل که اونها هم از شرایط خود ناراضی هستن و مدام از خانه داری و تقاضای پول از همسر گلایه می کنن....

4- اونها خودشون رو توی یه مسابقه می بینن که نباید شکست بخورن و کم بیارن... یه مسابقه با مردها و همچنین با سایر خانم های تحصیلکرده شاغل که تونستن با داشتن شوهر و فرزند، کار هم بکنند و در همه این موارد موفق به نظر برسن. دقیقا یکی از مشکلات وجود خانم هایی با سابقه کاری بالاست که در طی همه این سالها کار کرده و فرزندان موفق بزرگ کرده اند و آن ها شده اند الگویی برای کم سابقه ها...
البته در این مورد، دولت هم بسیار مقصر است، زمانی که می خواهد یک زن موفق را معرفی کنه...حتما یک زن شاغل تحصیلکرده با فرزندان تحصیلکرده را به عنوان الگوی زن موفق معرفی می کنه. موفقیت شده، تحصیل و کار. خودم بارها این موضوع رو دیدم. هیچ وقت نیومدن یک زن خانه دار، با فرزندان با ایمان رو معرفی کنن.

5- اونها خودشون اعتراف کردن که هیچ برنامه ای برای تربیت فرزندانشون ندارن... و در عمل ثابت کردن...کودکان اونها از صبح تا 5 بعدازظهر در مهدکودک و یا پیش مادربزرگهاشون هستند و از همه وحشتانک تر، این که یکی از همکارها، کودکش را در شهر دیگه ای به مادرش سپرده و احتمالا هفته یا دو هفته ای 1 بار کودکش رو می بینه.

6- اونها هیچ برنامه ای برای پر کردن وقت خودشون در منزل ندارن، حتی ساعات بیکاری در محل کار را به صحبت می گذرونن. اهل مطالعه، تحقیق، کلاس های آموزشی، تربیتی و اخلاقی نیستن...همه مدام می گفتن که پشیمون می شی و حوصله ات سر می ره... و بعضی ها هنوز منتظر هستن.

7- من با اونها در مورد وظایف شرعی یک زن که در برابر آن مسئول هستند و ممکن است در آینده در درگاه الهی شرمنده شوند، صحبت کردم... گفتم که وظیفه اسلامی یک زن کار کردن نیست... اما....
تمام این دلایل و روند زندگی اونها به این دلیل است که هدف از آفرینش و زندگی دنیوی را نمی دونن. از اسلام، آگاهی لازم رو ندارن. آن ها به زندگی با دید توحیدی نگاه نمی کنن...................اونها ترجیح می دن با همین شرایط و با خوبی و خوشی به زندگی خود ادامه بدن
نکته مهم اینکه، نیاز است هم زن و هم مرد نگاه توحیدی خود را اصلاح کنن.
"کلفتی؟
خانه را جمع و جور نکنیم,وسایل را جابه جا نکنیم که کار پیش نمیرود.آدمیم.داریم در خانه زندگی میکنیم.اگر همسرت برای کارت ارزش قائل نیست,خودت برای خودت ارزش بدان.اصلا مگر ملاک من برای انجام کارهای خانه, رضایت شوهر است.ملاک من رضایت خدا از من هست.وقتی به رضایت معبود فکر کنی,بنده اش تشکر کرد یا نکرد,فرقی نمیکند. خیالت راحت است که خدا از تو راضی است.رضایت خدا رابا رضایت یک بنده یکی میکنیم؟؟.. با خدا معامله میکنیم.جوابش را هم در هر دو دنیا میگیریم...مطمئنا.."

صرفا اولین نظری که به ذهنم رسید بود.
واقعا عامل مهمی که بر اساس تحقیقاتم و جستجوهایم به آن رسیدم,(نه تنها در این موضوع,بلکه موضوعات مختلف و جنبه های گوناگون زندگی همه مان)این هست که فرهنگ ما دچار استحاله اساسی شده.باید از پایه آن را درست کرد.درست بعد از انقلاب اسلامی,از هجمه دشمنان بیمناک نبودیم,این بلاها سرمان آمد...کارشناسان فرهنگی به آن میگویند "اسلام آمریکایی".
این روزها دارم به تحقیق درباره این واژه میپردازم...
یه نکته ای عرض کنم این تعبیر شما مبنی بر کلفت بودن یک زن بر میگردد به همان عاملی که در ابتدای بحث عرض کردم.

زن امروز درکی از جایگاه و شانش ندارد متاسفانه !! و وظایفش را در همسر داری خانه داری که مطابق فطرت خدایی اش است را کلفتی میداند !!!! یعنی اگر شما بروید مثل یک مرد بیرون خانه فعالیت کنید و مثلا چایی نریزید به شما میگویند

خیلی مردی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!

یعنی واقعا احتیاج داری به مرد بودن ؟؟؟؟؟؟؟

ما برای همه چیز در اسلام عزیز یک نمونه عالی و بی نقص داریم . نمونه اعلای یک خانواده خدایی را در خانه علی علیه السلام و خانم فاطمه زهرا سلام الله میتوان دید . حتما خبر هم از تقسیم کار این دو معصوم در ابتدای زندگی دارید !!!!

این لبخند رضایت خانم از اینکه مسئولیت کارهای خانه به او واگذار شده و ازمعاشرت با مردها معذور شده برای شما چه معنی میدهد ؟؟؟؟؟ آیا ما قبول داریم فعل معصوم فعلی عاری از خطاست ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

شما به عنوان یک زن رسالتی پیامبر گونه دارید در تربیت فرزند و رشد و اعتلای همسرتان آن وقت اینقدر سطحی به عنوان عوامل پیش پا افتاده ازش یاد میکنید ؟؟؟؟؟؟؟
یاد فرمایش امام راحل افتادم که چقدر زیبا فرمودند :

"از دامن زن است که مرد به معراج می رود "
ببخشید من دو روزی نبودم از بحث کمی ماندم.... سوالی کردم که درست و درمون قانع نشدم....


یعنی خواهر مشکات گرامی، شما کار زن را در خارج از خانه تقبیح می کنید و آن را نشانه هوس بازی و ارضاء نفس او می دانید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!
به نام خدا

سلام

چند روزی بود که این مبحث رو دنبال میکردم . اما خیلی کوتاه عرض کنم که :

همه چیز در دنیا جای خودشو و قانون خودشو داره Wink اگر شما ماشین سواری تهیه کنید , خودبخود میدونید که کار باهاش قانون داره .

ما قوانینی در مورد :

خرید و فرش
تحصیل
کسب و کار و غیره داریم و جالبه که هیچ اعتراضی هم نداریم . ( مگر بصورت جزعی )

تنها جاییکه متاسفانه خانمها یا آقایانش ترغیب به : آزادیها و بی قانون بودن میشن , خانواده است !!!!!

آنهم توسط رسانه ها ! خودتون به اخبار و عکسها تو همین مجلات و تلوزیوت ایران نگاه کنید و ببینید چه کسانی با چه تصاویری بعنوان الگو های موفق معرفی میشن.

خانمهایی که از جایگاه طبیعی خودشون میرن بیرون و باید شغل مردانه , تحصیل مردانه , آزادی در پوشش , و خلاصه ترغیب بشن به وضعیتی که بقول یه خانمی که بهم گفت : ما باید توسط جامعه پذیرفته بشیم !!!

کار و تحصیل و پیشرفت علمی برای خانمهای مسلمان بنظر من واجبه اما همیشه وظیفه اصلی همان وظیفه طبیعی یک زن مبنی بر خانه داری و مدیریت خانه و عاطفه و مهر خانگی است .

و چه بهتر که یک خانم مسلمان به امور منزلش برسه تا ارکان خانواده اسلامی برای پیشرفت جامعه مستحکم بشه .

تنها جایی که داره بی قانونی رواج پیدا میکنه , متاسفانه خانواده است . اونم از طریق ترغیب آقایان و خانمها به شیوه زندگی غربی و اون چیزی که بهش میگن آزادی !!!

جالبه که خانمها معمولا دلائلی بر این مسئله میارن و مطابق معمول هم آقایان رو مقصر جلوه میدن .

یعنی اگر بگی حجاب , خانه داری , بچه داری , و غیره جزء طبیعی زندگیشونه , میگن که مایل به رعایت نیستن برای اینکه مردا خانمهای شاغل و .... میخوان !

آخه کدوم مردیه که بخواد بیاد خونه و کسی نباشه که محیط لطیف و گرم خونه رو براش محیا کرده باشه !
بنظرم چنین مردی باید خودشم دچار تغییرات فکری منفی باشه . شایدم اخلاقیات زنانه داره ! ( بالاخره آخرالزمانه دیگه )

شخصا با خانمهایی صحبت کردم که مثلا رعایت عدم حجاب رو انداختن گردن اینکه باید توسط جامعه پذیرفته بشن !

از نزدیک شاهد نزاع زوجی بودم که خانم به آقا میگفت : من بیشتر حقوق میگیرم و تو بمون خونه و از بچه ها مراقبت کن !!!!

کاش یه نفر پیدا میشد و به خانمها میگفت که مرد واقعی و مسئول و متدین از خانمش نجابت , عاطفه , همدردی , خانه داری میخواد نه اینکه خانمش در رفتار مانند آقایان باشه و در محیط بیرون خونه موجب لذت دیگران .

موفق باشید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16
آدرس های مرجع