شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
ببين دلخوري، باش،
عصباني هستي، باش،
قهري،باش،
هرچي ميخواي باشي، باش !
ولي حق نداري با من حرف نزني، فــَميــدي؟
( زنده ياد خسرو شکيبايي- خانه سبز)
زلیخاگفت :روی بت پارچه ای انداختم زیرا خجالت میکشم ما را ببینند
یوسف گفت: تو از بت خود شرم میکنی و من از پروردگارم شرم نکنم
.
.
.
خدایا در همه حال کمکم کن در برابرت شرم کنم

برادران یوسـف وقتـی میخواسـتند یوسف را به چـاه بیفکنند، یوسف لبـخندی زد.
یهودا (یکی از برادران) پرسید: چـرا خندیدی؟ اینجا که جای خـنده نیـست! یوسـف گفت: روزی در فکر بودم چگونه کسـی میتواند به من اظهار دشـمنی کند با اینکه برادران نیرومندی دارم! اینک خداوند همین برادران را بر من مسلط کرد، تا بدانم که نباید به هیچ بنده ای تکیه کرد
خـانــم دارابــی(ویــشــکـا آسـایــش): اعـتـراف کـنـیـد کـه بــه زنــهـا نـگـاه ابــزاری داریــد. اعـتــراف کـنـیـد!
دکـتـر(مـانـی حــقــیــقــی): بـسـتـگـی بـه زنـش داره.
ورود آقــایــان مـمـنـوع-رامبد جوان
بن عفیف : خاكت بر دهان ابن مرجانه ،تو حسین را دروغگو و پسر دروغگو می خوانی؟ به خدا قسم دروغگو تویی و آن خلیفه فاسق و جاهلتان كه عطش قدرت كورتان كرد و دست به خون راستگوترین و عزیزترین خلق خدا آلوده كردید و تو ای پسر مرجانه بدكاره كه بر سر بریده پسر پیامبر و بر لبهای نازنینش چوب خیزران كوفتی.
مختار : تو چرا اینجا هستی بن عفیف؟
بن عفیف : آمدهام شلاق بخورم و پوست كلفت كنم تا شاید بتوانم داغ حسین را تحمل كنم، چشمان كورم حجاب گوشهایم شد تا ندای هل من ناصر حسین را نشنوم. وقتی شنیدم حسین را كشتند و اهل بیتش را به اسیری بردند .ای خدا كورم محشور كن تا چشم در چشم پیامبرت نشوم.
خدایا در صفین وقتی چشمانم زخم برداشت علی دست بر زخم نهاد و قدرت نگاهم را به گوشهایم بخشید تا كور نباشم، پس چرا كور بودم و به كربلا نرسیدم؟
مختار: آرام باش بن عفیف آرام باش، تو تنها گم گشته عالم عشق نیستی ، من هم كه چشم داشتم گم شدم،من هم تا روزی كه میثم به درخت نخلش آویخته شد به او و حرفهایش باور نداشتم، روزی كه خبر مرگ مسلم را شنید آنچنان ولولهای در زندان به راه انداخت كه پسر مرجانه چارهای جز كشتنش نداشت .
میثم تمار : درب خیبر را عشق از جا كند، اگر نه علی هم آدمی بود مثل من و شما. عشق خدا بود كه بازوی علی را پر كرد از قدرت لایتناهی خداوندی به یك تكان در خیبر را از جا كند، عشق و ایمانت را به بازو بده ببین چه معجزه ها می كند.
سریال مختار
![[تصویر: 39sn7flh7n8v5tuv4f5.jpg]](http://kocholo.org/img/images/39sn7flh7n8v5tuv4f5.jpg)
محمد:معلممون میگه خدا نابیناهارو بیشتر دوست داره چون نمیبینن.ولی من گفتم خانوم اگه مارو دوست داشت چرا مارو نابینا کرد تا اونو نمبینیم.بعد گفت" خدا دیدنی نیست ولی همه جا هست . میتونید اونو حس کنید.گفت شما با دستتون میبینید" حالا من همه جارو میگردم تا یه روزی بالاخره دستم به خدا بخوره! اونوقت بهش میگم ، هرچی تو دلم هست بهش میگم.
"رنگ خدا"
خسرو شکیبایی : مردم منو می دیدن میگفتن مخش تکون خورده . ولی من به مامانم می گفتم من دلم تکون خورده نه مخم . مادرم می گفت گور بابا مخ تو دلت قد صدتا مخ می ارزه ، به خدا گفت ، به همین زمین قسم گفت ...
اندیشه فولادوند : مادرت نپرسید عاشق کی شدی ؟ نپرسید اسمش چیه ؟
خسرو شکیبایی : مادرا که از آدم چیزی نمی پرسن . همه چیو خودشون می دونن ...
[/b]
ستاره بود-فریدون جیرانی
به نام خدا.......من افتخارمیکنم که درکشوری زندگی کرده ام که تابه حال به کشوری حمله نکرده وسراسررشادت وافتخارآفرین بوده......دیالوگی ازفیلم یادآوری
(۱۹/دی/۹۲ ۱۴:۲۷)صفوان نوشته است: [ -> ]به نام خدا.......من افتخارمیکنم که درکشوری زندگی کرده ام که تابه حال به کشوری حمله نکرده وسراسررشادت وافتخارآفرین بوده......دیالوگی ازفیلم یادآوری
تا به حال به کشوری حمله نکرده ؟؟؟
بسم الله الرحمن الرحیم
در سکانسی از فیلم قلاده های طلا، در ملاقات دختر جاسوسی که کارمند سفارت انگلیس است با رئیسش، جملاتی طلایی رد و بدل می شود.
دختر نگران است که مسئولین سفارت به دلیل شلوغی ها ایران را ترک کنند و او تنها بماند.
مرد مسئول سفارت [سفیر انگلیس در تهران، سایمون گس] می گوید:
“ما سیصد ساله که توی این مملکتیم و نرفتیم. می دونی چند نفر از دست اندرکاران این کشور، خودشون یا بچه هاشون، تو دانشگاه های ما تربیت شده ند؛ یا تحت تربیت ما در دانشگاه های استرالیا و کانادا که هنوز مستعمره بریتانیاست. آینده این کشور دست بچه هایی است که ما تربیت می کنیم. پدر و مادرشون جرأت برخورد با ما رو ندارند. ما تازه شروع کرده ایم برای همه ارکان حاکمیت شون از حوزه و مرجعین تا دانشگاه و مجالس و دولت برنامه ریزی می کنیم.
پس ما هستیم، اینها میرند!
خیلی جای تامل دارد.
یا علی.