شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
(۱۹/دی/۹۲ ۱۴:۳۵)ballista نوشته است: [ -> ]تا به حال به کشوری حمله نکرده ؟؟؟
این دیالوگ درفیلم گفته شدیعنی همیشه خواهان صلح ودوستی بود......
روزی روزگاری:
خاله لیلا: یه مسابقه هست که مردایی که ادعاشون میشه توش شرکت میکنن
.
مراد بیگ (خسرو شکیبایی ) :من ادعایی ندارم
!
خاله لیلا: ادعایی ندارم خودش کم ادعایی نیست
ناخدا خورشید؟ همون که یه دست نداره؟!نه! همون که یه دست داره!ناخدا خورشید – ناصر تقوایی
همه جور نون دیدم،
نون سنگک، نون بربری، نون لواش، نون تافتون،
ولی هیچ جا نون حلال ندیدم
...
(پولاد کیمیایی- جرم)
به نام خدا
وقتی پدرو مادر سهیل در حال رفتن به خونه خانم معلمی هستند که پسرشون شب رو اونجا گذرونده و خونه نیومده، شهاب حسینی در نقش پدر به نگار جواهریان در نقش مادر این جمله رو میگه :
بهش میگم این چه بخوردیه با مادرت داشتی؟
می دونی چقد برات زحمت کشیده؟
کم برات نخابیده !!!
حوض نقاشی؛مازیار میری
آوای باران :
از یه جایی به بعد آدم دیگه بزرگ نمیشه پیر میشه
خسته نمیشه میبره
تکراری نمیشه زیادی میشه
حوض نقاشی :
نگار جواهریان : اون دفتر نقاشی منو پاره کرد نباید میزدیش
شهاب حسینی : اما من باباشم
یادآوری
شیوا : تو نیستی و به نبودنت عادت نمیکنم ...
ﺑﻪ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭ ﭘﺴﺮ ﺧﺎﻟﻪ

ﭘﺴﺮ ﺧﺎﻟﻪ :ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﺭﻓﺘﻢ ﻧﻮﻧﻮﺍﯾﯽ...
ﻧﻮﻧﻮﺍ ﮔﻔﺖ ﻫﺮ ﮐﺴﯽ ﺍﻭﻣﺪ
ﺑﮕﻮ ﭘﺸﺖ ﺳﺮﺕ ﻭﺍ ﻧﺴﻪ
ﻧﻮﻥ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﻪ
ﻣﻨﻢ ﻫﺮ ﮐﯽ ﺍﻭﻣﺪ
ﮔﻔﺘﻢ ﺑﯿﺎ ﺟﻠﻮﯼ ﻣﻦ ﻭﺍﺳﺎ
ﭘﺸﺖ ﺳﺮﻡ ﻧﻮﻥ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﻪ
هر وقت دیدی حریف داره برنده میشه، یه لبخند بزن تا به بردش شک کنه.
مدار صفر درجه..
این عجب دیالوگیه، سخن دل یکی دو روز گذشته حقیر.
رضـا کـیـانـیـان: " حـرف حـق مـی زنـی عـزیـزم، ولـی بـایـد یـاد بـگـیـری هـر حـقـیـقـتـی رو تـو صـورت طـرف مـقـابـل تـُف نـکـنـی؛ روح و روان آدمـا از هـر حـقـیـقـتـی عـزیـزتـره "
چـتـری بـرای دونـفـر