تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: دیالوگ های ماندگار سینمای ایران!
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19
هانیه توسلی --حرف هاتون یکم بوی شعار نمیده ؟؟؟
---چه اشکالی داره کسی که شعار نداره آرمانی هم نداره
زندگی خصوصی

******************
آقای مجری: شما یه خاطره نداری تو زندگیت که توش "در" نباشه؟

فامیل دور: معلومه که هست... ما داشتیم میرفتیم مسافرت

خسته شدیم گفتیم بریم تو این کاروانسرا بگیریم بخوابیم...

گرفتیم خوابیدیم و صبح که اومدیم بیایم بیرون دیدیم اَی بابا...

دیشب اومدن در این کاروانسرا رو دزدیدن بردن.

آقای مجری: باز که در گفتی که

فامیل دور: بابا در نداشت دیگه...
درشو برده بودن ما دیگه در ندیدیم. اولین جایی بود تو عمرم که در ندیدم... کجاش در داشت؟

(کلاه قرمزی90 / ایرج طهماسب)
طالب : زندان نرود
---- : چرا
طالب : اسیر زندان تن باشد بهتر است یا اسیر زندان یزید

******************

طالب : وای بر سری که نه بر تن بیارزد نه بر نیزه

*******************

طالب : بکش ولی نزن
*******************

در ابتدای فیلم
---چرا سنگ جمع می کنی ؟
طالب : مادرم گفته بر سر اسیران شامی بزن ثواب دارد

در انتهای فیلم

چرا سنگ جمع می کنی ؟
طالب : تا سنگ ها کم شوند ( و مردمی که بر سر اسیران شامی سنگ میزنند کم تر سنگ پیدا کنند )




دروازه ی ساعات
كیان : مختار! دشمن جفا كار بِه از دوست بی وفاست، تیر دشمن بر جسم می نشیند و از دوست بر جان.
تنهایی پسر علی كشنده تر از زخم خنجر جراح بن سنان است. آمده بودم تا به حرمت رفاقت و عهد اخوت،
اجابتم كنی تا مرهمی شویم بر غربت اماممان. افسوس!

( مختارنامه / داود میرباقری / 1389 )
رئیس (داریوش ارجمند): باباتو می شناختم !

قدیما با آفتـابه عرق میخورد

حالا " ضــــــــای " والضالین نمازشو قد اتوبان قــم میکشه!



( رئیس / مسعود کیمیایی )
(۱۱/تیر/۹۲ ۱۱:۱۴)™SAViOR نوشته است: [ -> ]
رئیس (داریوش ارجمند): باباتو می شناختم !

قدیما با آفتـابه عرق میخورد

حالا " ضــــــــای " والضالین نمازشو قد اتوبان قــم میکشه!



( رئیس / مسعود کیمیایی )



کلا همه دیالوگ های فیلم های آقا مسعود رو باید بیاریم تو این تاپیک... دیالوگ های اعتراض، سربازهای جمعه، حکم و....

طالب : شراب حرام خداست گناه دارد اگر شراب بنوشید من نمیایم

زدیف : منظور ما همان شرابی است که جناب امیرالمومنین یزید با بسم الله می نوشند

فیلم دروازه ی ساعات




بسم الله الرحمن الرحیم

مسعود:
پروردگارا آرامشی عطا فرما تا بپذیرم آنچه را که نمی توانم تغییر دهم و شهامتی که تغییر دهم آنچه را که می توانم و دانشی که تفاوت این دو را بدانم.

"شکلات داغ" / کارگردان: حامد کلاهداری

سبیده-از مردم و فردا شب شامیان گریزانم


فضیل : اهل کجایی؟
سبیده-شام
فضیل : کدام محلش ؟
سبیده- چه فرقی می کند همه ی شام متعفن است


فضیل : دلت برای خودت بسوزد
سبیده : دلم برای حق می سوزد


فیلم دروازخ ی ساعات
_ دلم گرفته مرتضی ... دلم گرفته ... این همه چراغ توی این شهر هیچ کدوم چشمامو روشن نمی کنه ... این همه چشم توی این شهر ، مرتضی هیچ کدوم دلمو گرم نمی کنه . مرتضی اینجا همه می دون که زنده بمونن ، هیچ کس نمی دوه که زندگی کنه . این شهر همش شده زمین دیگه آسمونی نداره این شهر ،
من دلم آسمون می خواد مرتضی
آسمون ...
[تصویر: 43123045915771804860.jpg]
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19
آدرس های مرجع