شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
هر کس بخاطر ظلمی که بهت کرده، مستحق مجازاته، اگه ببخشیش، اونو از حقش محروم کردی
داگویل(Dogville-2003)
فیلم فوق العاده ای است. با بازی کیدمن.
دیالوگ انتهایی فیلم طلا و مس :
ی عمر همه دنبال کلید بهشت می گردیم دنبال گنج دنبال کیمیا دنبال راز و رمز سعادت ولی جایی دنبالش می گردیم که نیست
آنچه گنجش را توهم می کنی از توهم گنج را گم می کنی
خداوند به موسی فرمود محبت به خاطر من عداوت هم به خاطر من
دوست داشتن واسه خاطر خدا یعنی هر که را خدا دوست داره تو هم دوست داشته باش یعنی ترازوی دلت بشه خدا محیت بخاطر خدا نه واسه چشم و ابرو و خط و خال حتی نه واسه دل خودت فقط واسه خدا اگه معیار و میزان محبت خدا باشه ، اگه قدر هم نبینی باز عمل می کنی اگه ناسپاسی هم ببینی باز عمل می کنی اونهایی که تو رفاقت وسط کار کم میارن واسه اینه که بخاطر خدا نکردن وگرنه تو این وادی هر چی بیشتر مبتلا بشی مقرب تر میشی
از کیمیای مهر تو زر گشت کوی من آری به یمن لطف شما خاک زر شود این کیمیا محبته باقی همه سنگلاخ و بیراه است
بشوی اوراق اگر همدرس مایی که علم عشق در دفتر نباشد
بخشی از دیالوگ فیلم زیبای یک تکه نان بین رضا کیانیان و هومن سیدی
دلت گرفته ؟
- آره
دل همه میگیره
دل داشته باشی میگیره دیگه
یا رفیق من لا رفیق له
میخوای یه راهی بهت یاد بدم دلت وا بشه ؟
مثل من چشمات و ببند
د ببند دیگه
چی میبنی ؟
- هیچ کس ( صدای خنده )
هیچ کس قشنگه دیگه ... هیچ کس همه کسه ، همه کس هیچ کسه (صدای خنده )
از کرخه تا راین (ابراهیم حاتمی کیا)
سعید ( علی دهکردی) : خدایا ... من شکایت دارم . من شاکیام . پس کو رحمانت ؟ پس کو رحیمت ؟ آخه چرا اینجا ؟ چرا حالا ؟ چرا اینطوری ؟ من شکایتمو پیش کی ببرم ؟ به کی بگم ؟
((خیلی دوست داشتم دم همون رود راین، اونجایی که هیشکی من رو نمیشناسه و نمیدونه کیم جملات این قسمت از فیلم رو فریاد بزنم! بگم خدایا من شاکیم..!))
بسم الله
آژانس شیشه ای
اون قسمت که یه خانمی به عباس تهمت خوردن و بردن بعد از جنگ زده بود و عباس در جوابش گفت:
[b]جنگ که شروع شد ، سر زمین بودم با تراکتور، جنگ که تموم شد، برگشتم سر همون زمین، بی تراکتور. آقاجون
موهنوز دفترچه بیمه هم نگرفتم،حالا خیلی زوره، خیلی زوره این حرفا... شما سهمتان ر دادن. سهمتان همین
زخم زبون هایی بود که زدین. حالا تاقلبتان وانستاده بیاین برین.
دیا لوگ فیلم صدر العظم(شبکه یک شبها پخش می کنه):
اینو امینه خدمتکار نواب علیه(مادر شاه) در مورد امیر کبیر میگه:
نابغه نسل نداره یک ملت نسلشن.
این دیالوگ های یکی از سکانس های بسیار زیبا سریال مختار نامه (قسمت 21) بود که اولین دیالوگهای جالبی بود به ذهنم رسید و براتون نوشتم...
ابراهیم ابن مالک اشتر در خانه ش...
راحله: کاش می توانستم مرحمی باشم بر زخم هایت ، با خود چه میکنی ابراهیم؟
ابراهیم (با گریه): زمینگیر شده ام راحله ، افلیج شده ام ، احساس پیرمردی را دارم که پای بر لب گور دارد ، چرا کاری از دستم ساخته نیست؟ چرا ساکتم؟ شمشیر پسر مالک اشتر در قلاف زنگ زده...
چطور میشود مرید و عاشق علی در شهری نفس بکشد که فرقش را شکافتند و سر پسرش را بر نیزه کردند و در کوچه هایش چرخاندند... آه چه هوای مسمومی دارد کوفه...
اسم فیلم یادم نمیاد(اگه کسی اسمشو میدونه بی زحمت یادآوری کنه):
نقش اول فیلم یه دختر خانمه، بعد از این که از اتهامی که بهش زدن مبری میشه و کسی که بهش تهمت زده بود، گرفتار پلیس میشه، و در نهایت هم عضو شورای روستاشون میشه، این آیه قرآن رو تلاوت میکنه:
*تعز من تشا و تزل من تشا*
" هر که را بخواهد عزیز و هر که را بخواهد خوار می کند."
برای من تو شرایطی که داشتم خیلی تاثیر گذار بود.
(۱۲/اسفند/۹۱ ۰:۵۴)omidman نوشته است: [ -> ]اسم فیلم یادم نمیاد(اگه کسی اسمشو میدونه بی زحمت یادآوری کنه):
نقش اول فیلم یه دختر خانمه، بعد از این که از اتهامی که بهش زدن مبری میشه و کسی که بهش تهمت زده بود، گرفتار پلیس میشه، و در نهایت هم عضو شورای روستاشون میشه، این آیه قرآن رو تلاوت میکنه:
*تعز من تشا و تزل من تشا*
" هر که را بخواهد عزیز و هر که را بخواهد خوار می کند."
برای من تو شرایطی که داشتم خیلی تاثیر گذار بود.
سلام
فکر کنم منظورتون فیلم تلویزیونی
" روجا" بود. همون که بهش میگفتن گل دختر
- واقعا میخای بدونی چرا ما به اینجا رسیدیم
--آره
- چون یادمون رفت دین اسلام علاوه بر احکام دین اخلاق هم هست به خاطر همینه که اکثر متدینی ما اخمواند
فیلم زندگی خصوصی