۲۰/خرداد/۹۳, ۲۱:۵۲
۲۰/خرداد/۹۳, ۲۲:۰۸
آل باچینو هم یه همچین دیالوگی داشت فکر کنم
که من از کسی ناراحت نمیشم فقط نظرمو راجبشون عوض میکنم

که من از کسی ناراحت نمیشم فقط نظرمو راجبشون عوض میکنم

۲۰/خرداد/۹۳, ۲۲:۴۷
ارمغان تاریکی
دیالوگ آرش مجیدی(مجید):
یه روزی صورت زنمو سوزوندین
اون نمی خواست من صورتشو ببینم
منم تصمیم گرفتم که دیگه نبینم....
دیالوگ آرش مجیدی(مجید):
یه روزی صورت زنمو سوزوندین
اون نمی خواست من صورتشو ببینم
منم تصمیم گرفتم که دیگه نبینم....
۲۲/خرداد/۹۳, ۱۴:۱۵
عباس: شما عشق خالکوبیا میخواین برین جبهه. بزنین گاراژ ببینم. جای شما همون چاله میدونه، نه جبهه. جبهه خاکش پاکه.
مجید: با خودمون آب میبریم اخوی، نگران نباش. شما خودت هشت ساله فقط نشستی پشت میز، داری نوم نویسی میکنی. هنوز سنگری نشدی که این همه گرد و خاک هوا کردی، داش.
عباس: به تو چه مربوطه. هر موقع، توفیق بشه و خدا بطلبه، منم میرم.
امیر: بشین تا توفیقت بشه، میشه، میشه.
مجید: با خودمون آب میبریم اخوی، نگران نباش. شما خودت هشت ساله فقط نشستی پشت میز، داری نوم نویسی میکنی. هنوز سنگری نشدی که این همه گرد و خاک هوا کردی، داش.
عباس: به تو چه مربوطه. هر موقع، توفیق بشه و خدا بطلبه، منم میرم.
امیر: بشین تا توفیقت بشه، میشه، میشه.
۲۲/خرداد/۹۳, ۱۴:۲۴
آنگاه که عطر بهار نارنج در آن کلام مقدس پیچید من تو را از پشت چشمان بسته ام دیدم (شیدا- کمال تبریزی)
۲۲/خرداد/۹۳, ۲۲:۲۵
چه دفاعی از خودم بکنم جناب قاضی؟!
من بی دفاعم، من شریف تربیت شدم، من شریف بزرگ شدم
نه کسی منو می شناخت، نه کسی بنده رو می دید
نه ثروتمند بودم و نه هیچ چیز دیگر
همه سهم بنده از زندگی کار کردن در زیر زمین اداره بایگانی بود لای پرونده ها
من سا...ده بودم من همه چیز رو باور می کردم
من با هیچ کس مخالفت نمی کردم، سرم به کار خودم بود و شریف بودم
من نمی خواستم به بانک برم، من نمی تونستم طبابت کنم، من نمی تونستم سرهنگ باشم، من نمی خواستم شعر بگم، من مقاومت کردم تا حد توانم، اما من توانم کم بود.
بنده ضعیف بودم، برای خودم ضعیف بودم و برای دیگران
و من به همه احترام می گذاشتم، من به همه احترام می گذاشتم،
و من شروع کردم به بازی کردن
و من شروع کردم به سرگرم شدن
و بعضی وقت ها یادم رفت که کجام
و همه این هایی که می گند مال من نیست، حق من نیست
" و من اشتباهی ام"
من از اولش هم اشتباهی بودم
بله من یادم رفت که این ها مال من نیست و من اشتباهی ام،
تقصیر من بود
تقصیر دیگران هم بود
اما خدایا تو شاهدی که من هیچ چیزی رو برای خودم برنداشتم
من هیچ چیز رو توی جیبم نذاشتم
من از سهم کسی نزدم
من فقط اشتباهی بودم
خدایا تو شاهدی که من چیزی رو خراب نکردم
خدایا تو شاهدی که من کسی رو اذیت نکردم
من فقط اشتباهی بودم
چه دفاعی از خودم بکنم؟!
من بی دفاعم
حالا من مانده ام و تقاص این همه اشتباه دیگران و بازیگوشی خودم
جناب قاضی من از هیچ کس توقعی ندارم
خدایا تو منو ببخش، من اشتباهی بودم!
♥♥♥ به افتخار مهران مدیری
من بی دفاعم، من شریف تربیت شدم، من شریف بزرگ شدم
نه کسی منو می شناخت، نه کسی بنده رو می دید
نه ثروتمند بودم و نه هیچ چیز دیگر
همه سهم بنده از زندگی کار کردن در زیر زمین اداره بایگانی بود لای پرونده ها
من سا...ده بودم من همه چیز رو باور می کردم
من با هیچ کس مخالفت نمی کردم، سرم به کار خودم بود و شریف بودم
من نمی خواستم به بانک برم، من نمی تونستم طبابت کنم، من نمی تونستم سرهنگ باشم، من نمی خواستم شعر بگم، من مقاومت کردم تا حد توانم، اما من توانم کم بود.
بنده ضعیف بودم، برای خودم ضعیف بودم و برای دیگران
و من به همه احترام می گذاشتم، من به همه احترام می گذاشتم،
و من شروع کردم به بازی کردن
و من شروع کردم به سرگرم شدن
و بعضی وقت ها یادم رفت که کجام
و همه این هایی که می گند مال من نیست، حق من نیست
" و من اشتباهی ام"
من از اولش هم اشتباهی بودم
بله من یادم رفت که این ها مال من نیست و من اشتباهی ام،
تقصیر من بود
تقصیر دیگران هم بود
اما خدایا تو شاهدی که من هیچ چیزی رو برای خودم برنداشتم
من هیچ چیز رو توی جیبم نذاشتم
من از سهم کسی نزدم
من فقط اشتباهی بودم
خدایا تو شاهدی که من چیزی رو خراب نکردم
خدایا تو شاهدی که من کسی رو اذیت نکردم
من فقط اشتباهی بودم
چه دفاعی از خودم بکنم؟!
من بی دفاعم
حالا من مانده ام و تقاص این همه اشتباه دیگران و بازیگوشی خودم
جناب قاضی من از هیچ کس توقعی ندارم
خدایا تو منو ببخش، من اشتباهی بودم!
♥♥♥ به افتخار مهران مدیری
۲۸/خرداد/۹۳, ۱۵:۰۵
![[تصویر: 2-1-2014614193920.jpg]](http://www.banifilm.ir/Content/1393/03/24/image/2-1-2014614193920.jpg)
ساناز : باید این دیوار رو برداریم،اصن همه ی دیوارها رو باید برداریم.
محدثه : دیوارا رو برداریم جاش چی بذاریم؟
رامتین : این دیوارا سقف رو نگه داشتن،دیوارا رو برداریم سقف رو چیکار کنیم؟؟
ساناز : ( با لبخند ) ستون میزنیم .
رامتین : میدونی چند تا ستون باید بزنیم تا بتونه این بار رو تحمل کنه؟
ساناز : هر چند تا که لازمه،صدتا!!
![[تصویر: Zendegi_Moshtarak1.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8126955184/Zendegi_Moshtarak1.jpg)
زندگی مشترک آقای محمودی و بانو

روح الله حجازی - نویسنده : پیمان قاسم خانی

۲۸/خرداد/۹۳, ۱۵:۲۲
خداکه متعلق به آدمهای خوب نیست.
خداخدای آدمهای خلافکارهم هست؛
فقط خداست که بین بندگانش فرقی نمیگذارد...
فی الواقع؛
خداوند:
اندلطافت
اندبخشش
اندبیخیال شدن
اندچشم پوشی
واندرفاقت است!
(فیلم مارمولک)
خداخدای آدمهای خلافکارهم هست؛
فقط خداست که بین بندگانش فرقی نمیگذارد...
فی الواقع؛
خداوند:
اندلطافت
اندبخشش
اندبیخیال شدن
اندچشم پوشی
واندرفاقت است!
(فیلم مارمولک)
۲۸/خرداد/۹۳, ۱۵:۴۹
یه کم طولانیه ولی بخونید باحاله :
![[تصویر: 10001573_681813291878575_1161392670_n.jpg]](http://www.roozpatogh.ir/wp-content/uploads/2014/04/10001573_681813291878575_1161392670_n.jpg)
قدیم وقتی میخواستی زن بگیری یه دیپلم میگرفتی دوسال میرفتی خدمت مقدس سربازی بعد دو تا اطاق کرایه میکردی دست همسر مهربانتو میگرفتی میرفتی سر زندگیت.
![[تصویر: 10001573_681813291878575_1161392670_n.jpg]](http://www.roozpatogh.ir/wp-content/uploads/2014/04/10001573_681813291878575_1161392670_n.jpg)
قدیم وقتی میخواستی زن بگیری یه دیپلم میگرفتی دوسال میرفتی خدمت مقدس سربازی بعد دو تا اطاق کرایه میکردی دست همسر مهربانتو میگرفتی میرفتی سر زندگیت.

الان دیگه علم پیشرفت کرده
یعنی با دیپلم و پایان خدمت پاستیل خِرسیم تو صفحه دوم شناسنامت نمیندازن.
برا همین الان برا اینکه زن بگیری باید بری لیسانس بگیری با لیسانس که کار نمیدن که بعد باید بری فوق لیسانس بگیری بعد بدون پایان خدمت که به کسی کار نمیدن .
بعد با مدرک فوق لیسانس باید دوسال بری خدمت مقدس سربازی.
بعد که از اونجا اومدی سربازیت تموم شد باید بگردی دنبال کار ماهی ۸۰۰ هزار تومن که باز با ماهی ۸۰۰ هزار تومن پاستیل خِرسیم توصورتت نمیدازن ، در نتیجه میری سراغ یه کار دوم.
بعد با کمک پدر،اقوام، خویشان، دوستان، همسایه بالاخره میتونی رو پای خودت وایسی بعد که رو پای خودت وایسادی میشه ۴۲ سالت بعد در سن ۴۲ سالگی باید بگردی تو شهر ببینی زن بت میدن یا نه!

یعنی با دیپلم و پایان خدمت پاستیل خِرسیم تو صفحه دوم شناسنامت نمیندازن.
برا همین الان برا اینکه زن بگیری باید بری لیسانس بگیری با لیسانس که کار نمیدن که بعد باید بری فوق لیسانس بگیری بعد بدون پایان خدمت که به کسی کار نمیدن .

بعد با مدرک فوق لیسانس باید دوسال بری خدمت مقدس سربازی.
بعد که از اونجا اومدی سربازیت تموم شد باید بگردی دنبال کار ماهی ۸۰۰ هزار تومن که باز با ماهی ۸۰۰ هزار تومن پاستیل خِرسیم توصورتت نمیدازن ، در نتیجه میری سراغ یه کار دوم.

بعد با کمک پدر،اقوام، خویشان، دوستان، همسایه بالاخره میتونی رو پای خودت وایسی بعد که رو پای خودت وایسادی میشه ۴۲ سالت بعد در سن ۴۲ سالگی باید بگردی تو شهر ببینی زن بت میدن یا نه!

مهران مدیری،شوخی کردم
۳۰/خرداد/۹۳, ۱۹:۳۱
آقوی همساده،کلاه قرمزی :
آقو ما به دنیا اومدیم انقلاب شد، حرف زدیم جنگ شد
راه رفتیم کودتا شد، رفتیم مدرسه جنگ تموم شد
درس خوندیم هی نظاموی آموزشی عوض شد
رفتیم دانشگو کنکور ول شد، رفتیم سربازی معافیت آزاد شد
رفتیم سرکار مملکت تحریم شد، خواستیم ازدواج کنیم طلا گرون شد
گفتیم بریم خارج پاسپورتمون دی پرت شد، الانم اینترپل دنبالمونه
هه هه هه هه یعنی له لهما!
با این شرایط که پیش میره آقو فکر کنم مشکل از ما باشه اگه بمیریم شاید دنیا بهشت شد هه هه هه…
