تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: تحقیقی پیرامون موسیقی (مقاله ای از گروه بیداری اندیشه)
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12
1- موسیقی چیست؟
2- بررسی نظرات بزرگان و محققین غربی در رابطه با موسیقی
3- بررسی نظرات بزرگان و محققین اسلامی در رابطه با موسیقی
4- بررسی آیات و روایات اسلامی در رابطه با موسیقی
5- اثرات منفی موسيقي
نتیجه گیری



1- موسیقی چیست؟
علم‌ موسیقی از شعب‌ علوم‌ رياضي‌ محسوب‌ و در صحت‌ آن‌ و آثار واقعی ناشی از آن مانند غمگين‌ كردن‌ و خوشحال‌ نمودن‌ و خندانيدن‌ و به‌ گريه‌ در آوردن‌ و به‌ خفت‌ درآوردن‌ يا سنگين‌ كردن‌ نفس‌ و احيانا خلع‌ و لبس‌، جاي‌ شبهه‌ و ترديد نيست. حال باید دید با این اوصاف و صحتی که در علم موسیقی وجود دارد چرا از طرف دین اسلام و برخی از بزرگان و متخصصین اعم از مسلمان یا غیر مسلمان تحریم شده است.
البته شاید کسانی باشند که بگویند با شنیدن موسیقی به حالت شادی و هیجان دست پیدا می‌کنند. که البته نمی‌شود حرف آنها را تکذیب کرد. اما این اشخاص باید بدانند که آثار منفی موسیقی در دراز مدت مشخص می‌شود و بالاخره تاثیرات مخرب خود را بر روی جسم و روح فرد می‌گذارد، هر چند که در کوتاه مدت باعث شادی و سرخوشی گردد. مانند اعتیاد به مواد مخدر که در اوایل به انسان شادی و حالت سرخوشی دست می‌دهد، اما در آینده آثار شوم آن نمایان می‌گردد. همچنین گفته می‌شود که بر اثر پخش موسیقی در گاوداری‌ها، میزان شیردهی گاوها افزایش یافته است. ولی این نکته را بیان نمی‌کنند که شیر همین گاوها نسبت به قبل غلظتش پایین‌تر آمده و عمر مفید گاوها نیز کاهش یافته است.
دکتر «هیموتو» یک محقق ژاپنی است که در تحقیقی وسیع که در طی یازده سال پیرامون آب داشته است به این نتیجه رسیده است که: همانطوری که آب نسبت به ظرفی که درون آن ریخته می‌شود تاثیر می‌پذیرد و به شکل آن در می‌آید، از اتفاقات و صداهای اطراف خود نیز تاثیرپذیر است و ساختار مولکولی آن نسبت به پیرامون خود واکنش نشان می‌دهد. ایشان حدود ده هزار بار از آب‌های گوناگون در حالات متفاوت نمونه‌برداری کرده است و نتیجه تحقیقاتش را در چهار جلد کتاب به چاپ رسانده است. ایشان در جایی از تحقیق خود می‌گوید: زمانی که صوت قرآن را به همان شکل معمول آن برای مقداری آب پخش کردیم و بعد از آن عکس‌برداری شد، مولکول‌های آب به شکل بسیار زیبایی درآمده و شکلی مانند گل و کریستال الماس به خود گرفته بودند؛ اما زمانی که برای همان مقدار آب موسیقی تند (METAL) پخش شد مولکول‌های آب به شکل بسیار زشت و نامنظمی تغیر شکل دادند. این در حالی بود که مولکول‌ها براثر پخش موزیک‌های کلاسیک، شکل منظمی به خود می‌گرفتند. همانطور که می‌دانیم حدود 70 درصد بدن آدمی از آب تشکیل شده است، از این رو بدن ما هم از پیرامون خود و اتفاقات و صداهای آن تاثیر مثبت یا منفی می‌پذیرد.
آنچه از تحقیق ایشان و سایر اندیشمندان حاصل می‌شود این است که شنیدن موسیقی روی انسان تاثیر می‌گذارد و هیچ شکی درآن نیست. و اینکه کسانی ادعا کنند که شنیدن موزیک تاثیری روی آنها ندارد، از سر جهالت و نداشتن علم است و یا برای فرار از واقعیت برای رسیدن به امیال نفسانی خویش هستند.

در ادامه به بررسی تاثیر موزیک روی روح و جسم انسان از دیدگاه دانشمندان و حکما و فیلسوفان بزرگ جهان خواهیم پرداخت.

2- بررسی نظرات بزرگان و محققین غربی در رابطه با موسیقی
در این میان بررسی نظرات بزرگان و متخصصین غیر مسلمان در رابطه با موسیقی، جالب و حاوی نکات ارزشمندی خواهد بود و به خوبی نشان‌دهنده آثار مخرب و منفی موسیقی می‌باشد.
- از آن جمله می‌توان به تحقیقات کارشناسان شورای ملی تجسسات کانادا توجه نمود: «هرگز هنگام خواب پیچ رادیو را باز نگذارید که حتی خیلی آهسته صدای موسیقی پخش شود. آزمایشات دانشمندان نشان داده است که صدای موسیقی هر قدر هم ضعیف باشد، آشفتگی فوق‌العاده شدیدی در کار مغز ایجاد می‌کند.» ((روزنامه اطلاعات شماره 12754)).
- «لوتر» می‌گوید: «موسیقی در تخدیر اعصاب از مواد مخدر هم قوی‌تر است.» ((کتاب شعر و موسیقی دکتر ابوتراب رازانی)).
- «هانسلیک» می‌گوید: «موسیقی بوجود آورنده وتحریک‌کننده احساسات است (مانند تریاک، سیگار، مشروب و...) و یا برای فرار از احساسات مورد استفاده قرار می‌گیرد.»
- پروفسور «آدلر» استاد دانشگاه کلمبیا می‌گوید: «بهترین و دلکش‌ترین نواهای موسیقی، شوم‌ترین آثار را بر روی سلسله اعصاب می‌گذارد. موسیقی علاوه براینکه سلسله اعصاب را در اثر جلب دقت، خارج از حد طبیعی بسیار خسته می‌کند، عمل ارتعاش صوتی که در موسیقی انجام می‌گیرد، تعرق خارج از حد طبیعی در جلد ایجاد می‌نماید که بسیار زیاد است و ممکن است امراض گوناگونی را به وجود آورد.» ((مجله دیمانش ایلوستر چاپ پاریس شماره 630)).
- «هگل» فیلسوف شهیر فرانسوی می‌گوید: «ادبیات، عالی‌ترین هنرها و موسیقی، پست‌ترین هنرهاست، زیرا اولی بیش از همه با فکر و معنا سروکار دارد و موسیقی با حقیقت و معنا سروکار ندارد ((مبانی فلسفه صفحه 407)).
و نیز او در جایی دیگر میگوید: «چه با شکوه است راز و نیاز مسلمانان با خدای خود در مکان‌های بی‌آلایش و چه ناپسند است راز و نیاز مسیحیان در کلیسا که با آهنگ و موسیقی همراه است ((پاورقی کتاب قهرمانان نوشته توماس کارلایل)).
- «فرانکو باتیاتو» یکی از خوانندگان مشهور ایتالیایی موسیقی راک، در مورد این نوع موسیقی می‌گوید: «انسان کافی است پیام‌های برخی گروه‌های راک را گوش دهد تا شیطان‌پرست شود. بسیاری از گروه‌های راک دچار نوعی تشنج رفتاری شده و پیام‌های شیطانی را در موسیقی خود وارد می‌کنند. در جهان امروز واقعیت‌ها با حماقت و بی‌کفایتی اعلام می‌شود، لذا جوانان را باید مطلع کرد.» او که به عارف موسیقی ایتالیای مشهور شده است در حال حاضر طرفداران زیادی دارد. باتوتیا تنها خواننده غربی است که برای پاپ رهبر کلیسای کاتولیک واتیکان آواز خوانده است!
- «لئون تولستوی» نویسنده روسی می‌گوید: «موسیقی محصول تحریک احساسات و هدف احوال نفسانی و عواطف انسانی است.»
- «کانت» فیلسوف مشهور آلمانی می‌گوید: «موسیقی اگر از همه هنرها مطبوع‌تر باشد ولی چون به بشر چیزی نمی‌آموزد، از تمام هنرها پست‌تر است.»


3- بررسی نظرات بزرگان و محققین اسلامی در رابطه با موسیقی
بر اساس روایات اسلامی، اولین نوازنده موسیقی شیطان بود که در شادی مرگ حضرت آدم(علیه السلام) شروع به نواختن کرد و بعدها موسیقی وسیله‌ای شده است برای خوش‌گذرانی و سرگرمی در دنیا، که غنای حرام هم به آن اضافه شده است. در ادامه نظر بزرگان و محققین مسلمان در رابطه با موسیقی ارائه می‌گردد:
- علامه بزرگوار «آیت الله طهرانی» فرمودند: «موسیقی علمي‌ است‌ كه‌ داراي‌ موضوع‌ صحيحي‌ است‌؛ و براساس‌ آن‌ تعليم‌ خاص با آهنگ‌هاي‌ مختلف‌، اثرهاي‌ خاص بر روح‌ انسان‌ ايجاد مي‌كند؛ انسان‌ را به‌ گريه‌ مي‌اندازد؛ به‌ خنده‌ مي‌آورد؛ ديوانه‌ مي‌كند؛ اثرهاي‌ واقعي‌ بر او مترتب‌ است‌؛ ولي‌ شرع‌، اين‌ را برداشته‌ و نفي‌ كرده‌ و حرام‌ نموده‌ است‌. حال‌ ما نمي‌توانيم‌ بگوئيم‌: چون‌ واقعيت‌ دارد، پس‌ حلال‌ است‌. بين‌ حلال‌ و واقعيت‌ فرق‌ بسيار است‌. خيلي‌ چيزها در خارج‌ واقعيت‌ دارد وليكن‌ در شرع‌ ممنوع‌ است‌. شرع‌ مي‌گويد: بايد از اين‌ طريق‌ بروي‌ و به‌ واقع‌ برسي‌. حكم‌ در ميان‌ مردم‌ بايد از طريق‌ ايمان‌ و بینات‌ باشد. شارع‌ به‌ جهت‌ مفاسدي‌ كه‌ بر اين‌ علم‌ صحيح‌ مترتب‌ بوده‌ است‌ آنرا تحريم‌ نموده‌ است

«علامه طهرانی» در رابطه با «غناي‌ حرام» می‌گویند: «غنای حرام هر صوتي‌ است‌ كه‌ انسان‌ را به‌ لهو در آورد؛ مانند مجالس‌ تغني‌ و سماع‌ زنان‌ آوازخوان‌، و يا سماع‌ ‌موسیقی با آلات‌ آن‌. و اما مجرد صداي‌ خوش‌ و لحن‌ خوش‌، گر چه‌ با ترجيع‌ باشد و يا فرح‌انگيز و غم‌آور باشد، نه‌ آنكه‌ حرام‌ نيست‌ بلكه‌ بسيار خوب‌ است‌ و موجب‌ صفا و لطافت‌ روح‌ می‌گردد، به خصوص‌ در قرائت‌ قرآن‌ و دعا و اشعار سوق‌دهنده به‌ خدا و عالم‌ تجرد فوق‌العاده‌ مؤثر است‌ و حقا غناي‌ بهشتي‌ است‌.»

- «علامه طباطبایی(رحمة الله علیه)» در رابطه با تضاد موسیقی و عرفان با یکدیگر و عدم تاثیر سودمند آن بر روی انسان در سیر و سلوک می‌فرمایند: «اعتقاد به اینکه موسیقی می‌تواند به سیر و سلوک کمک کند معمولا از طرف مشایخ و صوفیان منحرفی بیان شده است که بر این اعتقاد بوده‌اند که در اسلام برای عرفان راهی بیان نشده است و از این رو خود به بیان پاره‌ای از دستورات پرداخته‌اند مانند موسیقی، سرسپردگی و...»
علامه بزرگوار آیت الله طباطبایی(رحمة الله علیه) درباره موسیقی و تاثیرات آن می‌فرمایند:
«برادر ما راجع‌ به‌ تاثير صدا و كيفيت‌ آهنگ‌ها و تأثير آن‌ در روح‌، و تاثير لالائي‌ براي‌ كودكان‌ كه‌ آنها را به خواب‌ مي‌برد؛ و به طور كلي‌ از اسرار علم‌ موسیقی‌، و روابط‌ معنوي‌ روح‌ با صداها و طنين‌هاي‌ وارده در گوش‌، كتابي‌ نوشتند كه‌ انصافا رسالۀ نفيسي‌ بود؛ و تا به حال‌ در دنياي‌ امروز بي‌نظير و از هرجهت‌ بديع‌ و بي‌سابقه‌ بود. ليكن‌ بعد از اتمام‌ رساله‌، خوف‌ آنرا پيدا كرد كه‌ بدست‌ نااهل‌ از ابنا زمان‌ و حكام‌ جائر بيفتد؛ و از آن‌، حكومت‌هاي‌ غير مشروع‌ دنياي‌ امروز استفاده‌ و بهره‌برداري‌ كنند؛ لذا آنرا بكلي‌ مفقود كردند. و همچنین جناب ابو علی سینا مطالب ارزشمندی در رابطه با موسیقی دارند، البته آنچه ایشان بیان کرده‌اند بیشتر در رابطه با تاثیر موسیقی بر روی بیماران روانی و به عنوان نوعی داروست و نیز نغمه‌های خاص در دستگاهای معین و منظمی که با موسیقی‌های رایج امروزی بسیار متفاوت است.»

- شهید «استاد مطهری(رحمة الله علیه)» فرمودند: «واقعا موسیقی قدرت عظیم و فوق‌العاده‌ای مخصوصا از جهت پاره کردن پرده عفت و تقوا دارد.»

انشاءالله ادامه دارد...
- استاد «علامه جعفری(رحمة الله علیه)» در رابطه با موسیقی می‌فرمایند: «انبیاء الهی و اصحاب آنان که در فکر هدایت و تربیت خلق بوده‌اند، هیچ توصیه‌ای به استفاده از موسیقی نکرده‌اند حتی برای آرامش کوتاه مدت.»
همچنین در مورد اثر موسیقی بیان نموده‌اند که: «...درست است که تحریک مثبت و تشجیعی را که موسیقی انجام می‌دهد، ما را از موجودیت حقیقی خود با یک گروه نوسانات، بالاتر می‌برد؛ ولی هنگامی که موسیقی تمام شد یک سرازیری حقیقی در خود احساس می‌کنیم، ولی می‌بنیم که موسیقی سایه‌ای از ما برای ما ساخته است و آن را بالا برده بود. اکنون شبح مصنوعی از بین رفته و واقعیات با همان خشونت را برای ما آشکار می‌کند. (که باعث سرشکستگی و افسردگی می‌شود). وقتی که به برخی از موسیقی ها که گمان می‌کنیم جزو موسیقی‌های ممنوع نیست، گوش فرا می‌دهیم، اگر فرض کنیم که این گونه امور ممنوع نباشد، حداقل قدم روی نوار باریکی گذاشته‌ایم که یک طرف آن قطعا قلمروی ممنوعیت و حرمت می‌باشد. و چون آدمی لذت‌طلب است لذا تدریجا قانون را پایمال می‌کند.»

استاد در مورد توجیه اینکه چگونه موسیقی در محل کار، باعث افزایش کمیت و نتیجه کارکارگران می‌شود، گفت: «مسلما افرایش راندمان کار، انرژی می‌خواهد. خود امواج صوتی که نمی‌تواند در داخل بدن انرژی تولید کند، پس ظاهرا موسیقی باعث شده انرژی کارگر در زمان کوتاه‌تری صرف شود. کدام اصل انسانی می‌گوید برای افزایش منافع سرمایه‌دار کارگران را در خیالات و تجسمات بی‌اساس غوطه‌ور سازیم.... »

مضرات موسیقی از دید علامه استاد محمدتقی جعفری(رحمة الله علیه):

1- از بین رفتن غیرت و حیا
2- افسردگی و خمودگی
3- یکی از عوامل ایجاد فساد و فحشا
4- تضعیف شنوائی و بینائی
5- شعله ور شدن هیجانات روحی، تهییج عشق، اختلالات دماغی (اختشاشات مغزی، هیجانات روحی)، جنون
6- تضییع نیروی قضاوت
7- شکست عمر و جوانمرگی
8- زنجیر بردگی
9- عامل جنایت
10- اتلاف وقت
11- تحریکات قلبی و تپش قلب
12- نفخ معده
13- آنژین صدری
14- سستی و بی‌ارادگی
15- اضطرابات گوناگون
16- انقباضات عروقی
17- اختلالات غدد مترشحه داخلی مخصوصا تیروئید و تخمدان
18- اسپاسم لوله گوارش
19- آسم و تنگی نفس
20- عصبانیت و سرگیجه
21- فشار خون را بالا و پائین می‌برد


در ادامه کتاب علامه، جنبه ماوراي طبيعي موسيقي اين‌گونه مورد سوال قرار مي‌گيرد: «کساني که مي‌خواهند براي نغمه‌هاي موسيقي جنبه ملکوتي و ماوراي طبيعي در نظر بگيريم، بايد اين مسأله را حل کنند که با توجه به اين‌که جنبه ملکوتي و ماوراي طبيعي در همه نفوس انساني يکي است، اين همه اختلاف در نغمه‌ها و نواهاي موسيقي اقوام و ملل دنيا چيست؟ اختلاف مزبور به حدي است که گاهي بعضي موسيقي ‌هاي يک جامعه، براي ديگري نفرت‌انگيز و موجب ناراحتي اعصاب آنان مي‌گردد.»
اين اختلاف در نغمه‌ها و نواها از بهترين دلايل اين مدعاست که تأثرات و عواطف و هيجاناتي که به وسيله موسيقي‌ها برانگيخته مي‌شود، مربوط به آن سطح نفس آدمي‌ است که مجاور برون‌ذات (طبيعت به معناي عام آن) است.
اين نقل قول‌ها هم در ادامه به عنوان مؤيدات مستقيم نظر مؤلف مطرح مي‌شوند: ابوسليمان دارابي: «هر دل که به آواز خوش از جاي در آيد، آن دل ضعيف بود، به مداواش حاجت بود تا قوي گردد... آواز خوش هيچ چيز در دل زيادت نکند، بلي اگر در دل چيزي بود آن را بجنباند.»
عبد‌الکريم قشيري به نقل از جنيد: «چون مريد را بيني که سماع دوست دارد، بدان که از بطالت بقيتي با وي مانده است.»
در پاسخ به سوال مفروض در خصوص موسيقي‌هاي روحاني این چنين پاسخ داده شده است: «عمده جذابيت و لذت موسيقي و انبساط آوردن آن، معلول سلب هشياري به واقعيت‌هاي درون ذات و برون ذات و همچنين سلب اختيار به معناي سلطه و نظارت شخصيت به دو قطب مثبت و منفي کار يا هر موقعيتي است که شخصيت آدمي‌ در آن قرار مي‌گيرد و بايد با روشنايي و احساس بايستگي يا شايستگي آن موقعيت را برگزار نمايد، در حالي که موسيقي‌ها حتي روحاني‌ترين آنها با دو حقيقت مزبور (هشياري و اختيار) سازگار نيست و اين اصل را همه ما مي‌دانيم که هيچ حرکت ناهشيارانه و جبري نمي‌تواند تکاملي باشد، اگرچه با نظر به عوامل گوناگون داراي لذت و جذابيت بوده باشد.»
در بخش چهاردهم کتاب استناد به لذت‌بار و نشاط‌آور بودن موسيقي براي اثبات ضرورت آن در زندگي اين‌گونه رد مي‌شود: «اگر علت عظمت و شايستگي موسيقي را براي ارواح آدميان، لذت تلقي کنيم، قطعي است که به جهت متهم ساختن انسان به حيوان لذت‌پرست (هدونيست) او را تا حد جانواران پست، پايين آورده‌ايم.»
مؤلف، اين بخش از کتاب را اين‌گونه به پايان مي‌برد: «مطلبي که بسيار اهميت دارد، اين است که آيا موسيقي آن‌چنان که براي ما در حال طبيعي خوشايند بوده و به احتمال بعضي صاحبنظران در حالات غيرطبيعي از نظر روانپزشکي به عنوان مسکن ضروري به نظر مي‌رسد، در واقع هم چنين است؟ يعني واقعا موسيقي يکي از بايستگي‌ها يا شايستگي‌هاي جان ما انسان‌هاست؟»

انشاءالله ادامه دارد...
- حضرت «امام خمینی(رحمة الله علیه)» درباره موسیقی و غافل شدن انسان در جایی با این مضمون می‌فرمایند: «بعد از اینکه انسان به موسیقی گوش می‌دهد مغز از حالت خود خارج می‌شود و تبدیل به مغزی غیر جدی خواهد شد و متوجه می‌شود به جهات دیگر. همه اینها برای این است که آدمی را منحرف کنند. درست است که انسان خوشش می‌آید ولی آن شخص از مسائل زندگی و مسائل کلی غافل می‌شود مانند شخص معتاد به مواد مخدر. »

همچنین امام خمینی(رحمة الله علیه) مطلب فوق را به صورت زیر نیز بیان نموده‌اند: «موسیقی از اموری است که البته هرکسی بر حسب طبع خوشش می‌آید لکن از اموری است که انسان را از جدیت بیرون می‌کند و به یک مطلب هزل می‌کشاند. دیگر یک جوانی که عادت کرده روزی چند ساعت موسیقی گوش کند و با آن سر وکار داشته باشد او از مسائل زندگی و مسائل جدی به طور کلی غافل می‌شود. عادت می‌کند همان طوری که به مواد مخدر عادت می‌کند کسانی که به مواد مخدر عادت می‌کنند دیگر نمی‌توانند یک آن(لحظه) جدی باشند که بتوانند در مسائل سیاسی فکر کنند. فکر انسان را، موسیقی جوری می‌کند که دیگر در غیر همان محیط موسیقی و مربوط به شهوات و مربوط به موسیقی نتواند اصلا فکر کند.»

امام خمینی (رحمة الله علیه)در مورد تلویزیون و موسیقی می‌فرمایند: «نباید دستگاه تلویزیون طوری باشد که 10 ساعت موسیقی بخواند و جوان‌هایی که نیرومند هستند از نیرومندی آنها کاسته شود و به یک حال خمار و خلسه آور تبدیل شوند مثل همان تریاک. موسیقی با تریاک فرقی ندارد.»

امام خمینی (رحمة الله علیه) در مورد موسیقی و مریض شدن مغز می‌فرمایند: «یک مغزی اگر دنبال این رفت که موسیقی گوش کند این مغز مریض می‌شود این نمی‌تواند فکر بکند که کشورش به چه حال دارد می‌گذرد دیگر دنبال این نیست مثل آدم هروئینی می‌ماند.» (صحیفه نور جلد9 صفحه)

«امروز كه مملكت دست خود شما و مقدراتش دست شماهاست، هركس در هر محلى كه هست بايد يك سازندگى، يك تحول، ايجاد كند. تحول به اين معنا كه راديو تلويزيون در زمان طاغوت كارهاى طاغوتى مى‌‏كرد. نصف كارش به اين مى‏گذشت كه جوان‌هاى ما را تضعيف كند به واسطه موسيقى. موسيقى تضعيف مى‏كند روح انسان را. موسيقى اسباب اين مى‏شود كه انسان از استقلال فكرى مى‏افتد. نصف كار راديو تلويزيون قضيه موسيقى بود... اگر شما علاقه داريد به اسلام، علاقه داريد به كشور، علاقه داريد به ملت خودتان، اين دستگاهى كه دست شما هست- همه دستگاه‌ها كه نمى‏تواند همه دخالت بكنند- هر كسى آنجايى كه دارد، اين دستگاهى كه دست شماهاست اين دستگاه را اصلاحش كنيد؛ يعنى غربى نباشيد، غرب زده نباشيد، كه حتما بايد بين اين خبر و اين خبر، موسيقى باشد، اين غرب‌زدگى است، يك طرح ديگرى درست كنيد، يك چيز ديگرى. اخبار را زيادترش كنيد، يك كارهايى بكنيد كه موسيقى را تركش كنيد. شما خيال نكنيد كه موسيقى يك چيزى است براى يك مملكت مترقى. موسيقى خراب مى‏كند دماغ بچه‏هاى ما را؛ مغز بچه‏هاى ما را فاسد مى‏كند. دائما تو گوش يك جوان موسيقى باشد، اين ديگر به كار نمى رسد؛ اين ديگر نمى‏تواند فكر جدى بكند. اينكه ما مى‏گوييم كه اينها را از بين ببريد و مكرر من گفته‏ام، شايد تا حالا ده مرتبه بيشتر من به آقاى قطب‌زاده گفته‏ام كه آقا اين را برداريد از آن، مى‏گويد نمى‏شود. من نمى‏دانم اين «نمى‏شود» يعنى چه؟ چرا نمى‌شود؟ شما به عرض من گوش بكنيد. من عرض مى‏كنم كه اگر ما يك كارى كه صلاح ملتمان است بكنيم، غربي‌ها يا غرب‌زده‏ها بيايند به ما اشكال بكنند و بگويند كه اينها كهنه‌پرستند، ما بايد دست برداريم برويم سراغ آنها؟ يا نه، ما بايد مصلحت خودمان را ملاحظه كنيم ... اينجا بايد مسائل آقا، مسائل تلويزيون و راديو مسائل جدى بايد باشد نه مسائل هزل. مسائل موسيقى، مسائل هزل است، نه مسائل جدى. شما بايد مسائلتان، مسائل جدى [باشد]. شما مى‏خواهيد يك مملكت درست بكنيد. كسى كه مى‏خواهد مملكت درست كند، بايد مسائلش جدى باشد، نه مسائل شوخى و هزل باشد. اگر- چنانچه- فرض كنيد كه يك چيزى بايد باشد مارش باشد، كه ضايع نكند؛ تقويت بكند؛ نه موسيقى باشد كه خراب مى كند جوانهاى ما را، خدا مى‏داند كه خراب مى‏كند. »
(صحیفه نور (9 / 156- 158)؛ قم- 28 تير 1358، سخنرانی در جمع كاركنان بخش مالى و توليد سازمان صدا و سيما)

«... و از جمله چيزهايى كه باز مغزهاى جوان‌ها را مخدر است و تخدير مى‌كند موسيقى است. موسيقى اسباب اين مى‌شود كه مغز انسان وقتى چند وقت به موسيقى گوش كرد، تبديل مى‏شود به يك مغزى غير آن [مغز] كسى كه جدى باشد. از جديت، انسان را بيرون مى‏كند، و متوجه مى‏كند به جهاتى ديگر. تمام اين وسائلى كه حالا اين بعضيش بود، و الى ماشاءالله وسائل درست كرده بودند، همه براى خاطر اين بود كه ملت را از مقدرات خودش غافل كند و متوجه به جهات ديگر بكند، منحرف كند او را از مسائل روز كه مبادا مزاحمش بشود. اين يك برنامه بسيار مفصلى بوده است كه طرح شده؛ نه اين است كه من باب اتفاق مثلا اين مسائل واقع شده. نه خير، اين يك طرح‌هايى است كه آنهايى كه طراح هستند طرح كردند، كه اين جوان‌ها را به تباهى بكشند... موسيقى از امورى است كه البته هر كسى از موسيقى به حسب طبع خوشش مى‏آيد؛ لكن از امورى است كه انسان را از جد بيرون مى‏برد به يك مطلب هزل. ديگر اين جوانى كه عادت كرد كه روزى چند ساعتش را با موسيقى سر و كار داشته باشد- كه اينها شايد اكثر راديوشان و تلويزيون‏شان از همين قسم‌ها بود، يك جوانى كه اكثر اوقاتش را صرف بكند در اينكه پاى موسيقى بنشيند و اينها، اين از مسائل زندگى و از مسائل جدى بكلى غافل مى‏شود، عادت مى‏كند، مثل همان كه به مواد مخدر عادت مى‏كند. كسانى‏كه به مواد مخدر عادت مى‏كنند، ديگر نمى‏توانند يك انسان جدى باشند كه بتوانند در مسائل سياسى فكر بكنند. فكر انسان را موسيقى جورى مى‏كند كه ديگر نتواند در غير همان محيط موسيقى و مربوط به شهوات و مربوط به موسيقى نتواند اصلا فكر بكند... دستگاه تلويزيون يا دستگاه راديو كه آموزنده بايد باشد، قدرت بدهد به جوان‌هاى ما، جوان‌هاى ما را نيرومند كند، نبايد دستگاه تلويزيون جورى باشد كه ده ساعت موسيقى بخوانند. جوانى كه نيرومند هست از نيرومندى برگردانند به يك حال خمار و به يك حال خلسه، مثل همان ترياك مى‏ماند. اين هم اينقدر با او فرق ندارد، اين يك جور خلسه مى‏آورد، آن يك جور خلسه مى‏آورد.
اينها بايد تبديل بشود. اگر بخواهيد مملكتتان يك مملكت صحيح باشد، يك مملكت آزاد باشد، يك مملكت مستقل باشد، مسائل را از اين به بعد جدى بگيريد. راديو و تلويزيون را تبديلش كنيد به يك راديو و تلويزيون آموزنده، موسيقى را حذف كنيد. نترسيد از اينكه به شما بگويند كه ما موسيقى را كه حذف كرديم كهنه‌پرست شديم! باشد ما كهنه‌پرستيم! از اين نترسيد. همين كلمات نقشه است براى اينكه شماها را از كار جدى عقب بزنند ... اينكه مى‏گويند كه اگر چنانچه موسيقى در راديو نباشد آنها مى‏روند از جاى ديگر مى‌گيرند موسيقى را، بگذار بگيرند از جاى ديگر، شما عجالتا آلوده نباشيد؛ آنها هم كم كم برمى‌گردند به اينجا. اين عذر نيست كه اگر موسيقى در راديو نباشد، آنها مى‏روند از جاى ديگر موسيقى مى‏گيرند. حالا اگر از جاى ديگر موسيقى بگيرند، ما بايد به آنها موسيقى بدهيم؟! ما بايد خيانت بكنيم؟! اين خيانت است به يك مملكتى، خيانت است به جوان‌هاى ما. اين موسيقى را حذفش كنيد به كلى، عوض اين يك چيزى بگذاريد آموزنده باشد. كم‌كم مردم را و جوان‌هاى ما را عادت به آموزندگى بدهيد؛ از آن عادت خبيثى كه داشتند برگردانيد. اينكه مى‏بينيد كه جوانها اگر اين نبود مى‏روند سراغ موسيقى ديگر، براى اين كه اينها عادت كردند! اين شاهد بر اين است كه جوان‌هاى ما فاسد شدند. الآن ما موظفيم كه اين نسلى كه فاسد شده برگردانيم به صلاح و نگذاريم اين كوچك‌هاى ما فاسد بشوند، اينها را جلويش را بگيريم، بايد جد باشد اين مسائل‏.
(صحیفه نور (9 / 200- 205)؛ قم- 30 تير 1358، سخنرانی در جمع كاركنان رادیو دریا)

يك آدم افيونى نمى‏تواند فكر كند براى يك مملكت. يك آدمى كه مغزش به موسيقى عادت كرد، نمى‏تواند براى مملكت مفيد باشد. اينهايى كه بازى خوردند از خارج، يا بازى نخورده عمال خارج هستند، و ترويج موسيقى مى‏كنند، ترويج فحشا مى‏كنند، ترويج اين كارهايى كه جوان‌هاى ما را به تباهى مى‏كشد، اينها نتيجه كارهايشان اين است كه يك مملكت را كه قدرتش بايد از جوان سرچشمه بگيرد، بايد جوان، آن قدرت را داشته باشد تا اداره بكند، اين قدرت را از جوان مى‌گيرند ... تمام توجه، تمام اين مغز، مغز موسيقى مى‏شود. به جاى مغز جدى، مغز لهوى مى‏نشيند. بايد يك آدمى باشد كه به سرنوشت خودش فكر كند، اين فكر را از او گرفته ‏اند.
(صحیفه نور (9 / 464)؛ مدرسه ی فيضيه ی قم- 17 شهريور1358، سخنرانی در جمع اقشار مختلف مردم)

من از اولى كه انقلاب پيروز شد و اين امور به آقايان واگذار شد، راجع به صدا و سيماى جمهورى اسلامى خيلى پافشارى داشتم كه مسائلى كه آنجا طرح مى‏شود، و وضع آنجا يك وضعى باشد كه خودش مروج اسلام باشد. اول هم بدتر شلوغ بود، خيلى خيلى ناگوار بود. زمانى كه قطب‌زاده هم بود به ايشان من سفارش كردم كه شما اين موسيقى‏ها را برداريد، اين چيزهايى كه نمى‏توانيد جدا كنيد از هم، اصلا آن را نگذاريد. ما يك كار حرامى را بكنيم كه يك چيزى را مى‏خواهيم نشان بدهيم، اين صحيح نيست، ايشان يا نتوانست يا نخواست، نشد. بعدش هم كه اشخاص آمدند مكرر گفتند، كه به ايشان هم گفتم كه بايد اينطور باشد كه اين يك نمايشى از جمهورى اسلامى است، هم محتواى آن و هم كيفيت، در محتوا هم نواقصى بود، خيلى بهتر شده است، لكن باز هم اصل اينطور [مطلوب‏] نيست كه نيست ‏... باز هم اين را تكرار مى‏كنم كه موسيقى‏ها باز كمى هست، بايد اشخاصى كه مطلعند اينها موسيقى هستند مشاهده كنند ببينند اگر يك چيزى را مى‏بينند موسيقى‏اش را نمى‏توانيد رد كنيد، اصش را رد كنيد. آقاى محمد هاشمى، مدير عامل وقت صدا و سيما: منظور غنا است؟
همان را مى‏گويم اگر موسيقى حرام باشد.آن چيزهايى كه راجع به جنگ است اينها چيزى نيستند. آقاى محمد هاشمی: سرودها؟ بله، اين‏ها چيزى نيستند، اما گاهى هم هست كه غناست.
(صحیفه نور (18 / 287 و 290)؛ جماران- 17 دی 1362، سخنرانی در جمع اعضاى شوراى سرپرستى صدا و سيما)

- آیت الله خامنه‌ای در رابطه با فلسفه و مرز حرمت موسیقی می‌فرمایند: «موسیقی اگر انسان را به ابتذال، بی‌حالی و واخوردگی از واقعیت‌های زندگی بکشاند، این موسیقی حلال نیست، حرام است. موسیقی اگر چنانچه انسان را از معنویت، از خدا و از ذکر غافل کند، این موسیقی حرام است. یا این که انسان را به گناه و شهوترانی تشویق کند، این موسیقی حرام است. ممکن است فرضاَ یک موسیقی ساده بی‌ضرر را ایجاد کنند، لیکن شعری که در این موسیقی خوانده می‌شود شعر گمراه‌کننده‌ای باشد، شعر تشویق‌کننده‌ای به بی‌بند‌ و باری، به ولنگاری، به شهوترانی و غفلت باشد، آن وقت حرام می‌شود.»
ایشان درباره موسیقی اصیل ایرانی و سنتی وکلاسیک می‌گویند: «بعضی خیال می‌کنند که مرز موسیقی حلال و حرام، موسیقی سنتی و غیرسنتی است، نه این طور نیست. آن موسیقی که منادیان دین و شرع همیشه در دوره‌های گذشته با آن مقابله می‌کردند و می‌گفتند حرام است، همان موسیقی سنتی ایرانی خودمان است که به شکل حرامی در دربارهای سلاطین، در نزد افراد بی‌بند و بار، در نزد افرادی که به شهوت تمایل داشته‌اند، اجرا می‌شد. این همان موسیقی حرام است. بنابراین موسیقی حرام و حلال عبارت از ایرانی بودن، سنتی بودن، قدیمی بودن، غربی بودن یا شرقی بودن نیست، مرز آن چیزی است که عرض کردم.»

انشاءالله ادامه دارد...
بدون توضیحات اضافه
آهنگ یکشنبه غم انگیز:
شایعات بسیاری وجود دارد که این آهنگ باعث تعداد زیادی خودکشی شده‌است.

لینک مطلب
4- بررسی آیات و روایات اسلامی در رابطه با موسیقی
اسلام به طور کلی هر آنچه که انسان را به خود مشغول کند به نحوی که باعث دوری او از هدفی گردد که به خاطر آن آفریده شده است، که آن نزدیکی و معرفت به خداوند است، به لهو و لعب تعبیر و آن را حرام اعلام نموده و به آدمی توصیه می‌کند که از آنها دوری نماید.
در بررسی موسیقی از منظر دینی عده‌ای از بزرگان با توجه به آیات و روایات وارده در این رابطه بر این اعتقادند که علت تحریم موسیقی و غنای حرام از طرف اسلام به این دلیل می‌باشد که از مصادیق لهو و لعب هستند و مفاسدی به همراه خود دارند از این رو حرام اعلام شده‌اند ولی موسیقی و غناهایی که از لهو به دور هستند و ایجاد سختی دل نمی‌کنند، از حالت حرمت خارج می‌شوند. که صحت این نظریه بعید نمی‌باشد، اما باید توجه کرد که هر موسیقی و آوازی که نام سنتی یا مجاز بر روی آن گذاشته شد گوش دادن به آن نمی‌تواند جایز باشد و به بیانی فرق است بین مجاز قانونی و مجاز شرعی.

نکته‌ای که باید به آن توجه شود اینکه هر حکمی که از طرف دین اسلام و بزرگان دین به ما رسیده است و مجاز یا غیرمجاز بودن عملی را تعیین نموده‌اند، برای هر یک از آنان مفاسد و محاسن باطنی و ظاهریی وجود دارد که بعضی از آنها بیان شده است و بعضی هم با پیشرفت علم مشخص و ثابت شده‌اند و دلیل بسیاری از آنان به خاطر علم محدود ما هنوز برایمان نامشخص است.

در این بخش آیات قرآن، روایات و سخنان پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و ائمه علیهم‌السلام در رابطه با موسیقی ارائه می‌گردد:

سوره لقمان آیه 6: «ومن الناس من یشتری لهو الحدیث»، «از میان مردم کسی است که می‌خرد کلام لهو و باطل را تا گمراه کند با آن مردم را».

امام صادق (علیه السلام) فرمودند: بدانید که موسیقی و آوازه‌خوانی از جمله چیزهایی است که خداوند تعالی در کتابش در سوره لقمان آیه 6، بر آن وعده عذاب داده است. منظور از «لهوالحدیث» در این آیه اشاره به موسیقی و آوازه‌خوانی می‌باشد.
(فروع کافی جلد 4 صفحه433 ، معانی الاخبار جلد 2 صفحه 317 ، زبدة البیان فی احکام القرآن صفحه 278 ، كاشف الاستار در ترجمه جامع الاخبار، صفحه 143‏ ، منتهی الآمال جلد 1 صفحه 557)

سوره حج آیه 30: «فاجتنبوا الرجس من الاوثان واجتنبوا قول الزور»، «اجتناب کنید پلیدی را که بت‌پرستی است و دوری کنید از قول باطل»
هشام می‌گوید از امام صادق (علیه السلام) درباره تفسیر آیه 30 سوره حج سوال کردم، حضرت فرمودند: منظور از قول باطل (قول الزور)، چیزی است که مرجع عقلی نداشته و پایه‌اش از روی وهم و خیال است و اشاره به موسیقی و آوازه‌خوانی دارد.
(معانی الاخبار جلد 2 صفحه 317 ، تفسیر قمی جلد 2 صفحه 84 ، تفسیر نورالثقلین جلد 3 صفحه 496 ، عین الحیوة صفحه 229 ، فروع کافی جلد 6 صفحه 431 ، كاشف الاستار در ترجمه جامع الاخبار، صفحه 142)

سوره مومنون آیه 3: «والذین عن اللغو معرضون»، «مومنان کسانی هستند که از لغو گریزان هستند»
امام صادق (علیه السلام) درباره قول خدای عزوجل در سوره مومنون آیه 3، فرمودند منظور از لغو، موسیقی و آوازه‌خوانی است.
(فروع کافی جلد 4 صفحه433 ، عیون الاخبار الرضا ، تفسیر نورالثقلین جلد 3 صفحه 539 ، بحارالانوار جلد 76 صفحه 24)

سوره فرقان آیه 72: «والذین لایشهدون الزور»، «بندگان خدا کسانی هستند که حاضر نمی‌شوند زور را»
امام صادق (علیه السلام) درباره قول خدای متعال سوره فرقان آیه 72، فرمودند منظور از زور، مجلس موسیقی و آوازه‌خوانی است. (مستدرک الوسائل جلد 13 باب 78)

سوره جمعه آیه 11 : «و اذا راوا تجارة او لهوا انفضوا اليها و تركوك قائما»، «بگو آنچه نزد خدا است ‏بهتر از لهو و تجارت است»
كاروانى از تجار در روز جمعه وارد مدينه شد. مردم در نماز جمعه شركت كرده ‏بودند. رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مشغول خطبه نماز بود.كاروانيان به منظور اعلام ‏آمدن خود، طبل و دائره كوبيدند، مردم داخل مسجد، نماز و رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را رها نموده، به طرف كاروانيان متفرق شدند. اين آيه شريفه بدين مناسبت نازل شد. منظور از «لهو» در این آیه همان استعمال طبل و دائره و ساير آلات طرب به منظور جمع شدن‏ مردم می‌باشد.
در حقیقت می‌توان نتیجه گرفت در صورتی که موسیقی مانع انجام واجبات یا سست شدن در واجبات یا ترک محرمات باشد و انسان را از خیری باز دارد حرام است.

در روز عاشورا زمانی که برای آخرین بار امام حسین (علیه السلام) می‌خواستند به میدان بروند، امام سجاد (علیه السلام) پیش ایشان آمدند و فرمودند پدر جان آیا شما خودتان را برای این مردم معرفی ننموده‌اید که فرزند رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و فاطمه زهرا (سلام الله علیها) هستید. امام (علیه السلام) در پاسخ فرمودند: چرا فرزندم من سی بار خودم را برای این مردم معرفی کردم ولی این مردم از بس با گوش‌های خود صداهای حرام شنیده‌اند، دیگر موعظه‌های من در ایشان اثری ندارد. و وقتی من می‌خواهم برایشان صحبت کنم با حالت تمسخر دست در دهان می‌گردانند.
نتیجه اینکه صوت موسیقی حرام گوش حق‌پذیر انسان را کر می‌سازد و مداومت بر این امور کار را به جائی می‌رساند که اگر برای مثال امام حسین (علیه السلام) هم شخص را موعظه کند برای شخص که به این امور اشتغال دارد سودبخش نیست. مگر آنکه لطف خدا شامل حال او شود. لذا به خاطر همین مطلب است که ما در احادیث مر بوط به حضرت صاحب (عجل الله تعالی فرجه الشریف) می‌خوانیم یکی از اولین گروهی که به جنگ با حضرت می‌روند اهل ساز موسیقی و آوازه‌خوانی هستند.

در روايات از رسول گرامی اسلام صلی‌الله ‌علیه ‌و‌آله نقل شده است که سه چيز قلب انسان را پر قساوت می‌گرداند: شنيدن و گوش دادن به ‌صداها و گفتارهای لهو؛ دنبال صيد رفتن براي خوشگذرانی و به دربار پادشاهان رفت و آمد كردن.

امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «وقتی حضرت آدم (علیه السلام) رحلت نمود، ابلیس و قابیل با رحلت او خوشحال شدند. آن دو در اجتماعی شرکت جستند و به نشانه شادی برای مرگ آدم از تنبورها و وسائل لهو موسیقی استفاده کردند.»

رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند: «ابلیس اولین کسی بود که مرتکب غنا شد.»

عواقب موسیقی در بعضی احادیث از پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و امام صادق (علیه السلام)، 1- بی‌تفاوت شدن نسبت به ناموس، 2- مرگ ناگهانی، 3- نفاق، 4- رفتن برکت و عدم استجابت دعا، 5- بی‌عفتی، بیان شده است.

امام زین العابدین (علیه السلام) فرمودند: «خداوند متعال ملتی را که نغمه ساز و آواز آنها بلند است به پاکی و تقوا نمی‌ستاید.

در احادیث آمده که در آخرالزمان خواننده‌ها مشهورتر از علما خواهند بود.

طبق روایات اسلامی امامان معصوم(علیه السلام) فرموده‌اند که خداوند عذاب‌های سختی برای نوازندگان برخی آلات موسیقی و صاحبان غنا فراهم آورده است.
طبق روایات اسلامی امامان معصوم(علیه السلام) از شنیدن آواز کنیزان و نیز نواختن آلات لهو و ورود آلات لهو به خانه نهی کرده‌اند.

انشاءالله ادامه دارد...
5- اثرات منفی موسيقي
موسیقی (خصوصا موسیقی امروزی)، یکی از سرگرمی‌های زیان‌بار است که آدمی را از توجه به خدا و آخرت باز می‌دارد. استعمارگران با تمام نیرو و توان خود می‌کوشند در قلمرو نفوذ خود، جامعه را به غفلت و بی‌خبری بکشانند تا دیگر کسی به فکر مسائل حیاتی و واقعیت‌های زندگی نباشد. بدین منظور تلاش می‌کنند از عواملی که انسان را در هاله‌ای از غفلت و بی‌خبری می‌کشاند، استفاده نمایند. مانند مشروبات الکلی، فحشا، قمار، آزادی جنسی، بی‌بند و باری، رقص و موسیقی و... .
شگفت‌آور این است که برخی موسیقی را غذای روح می‌پندارند و برای گریز از رنج‌ها و فراموش کردن ناراحتی‌های خود به آن پناه می‌برند. در حالی که موسیقی نه تنها غذای روح نیست بلکه سم کشنده‌ای است که جان و دل انسان را می‌میراند. موسیقی اثری همچون الکل و افیون در روح و روان انسان دارد. یعنی با رخوتی که در اعصاب ایجاد می‌کند، موجب می‌شود که انسان موقتا از واقعیت‌های زندگی فاصله بگیرد و اگر این خاصیت دلیل آن است که موسیقی را غذای روح بدانیم الکل و هروئین شایستگی بیشتری دارند که غذای روح نامیده شوند. موسیقی، لذت و تخدیر آنی و زودگذر دارد ولی نابسامانی‌های بسیاری را در پی دارد و مهم‌تر از همه این است که شنونده را از خدا غافل می‌سازد.

در ادامه اثرات منفی موسیقی مورد بررسی قرار می‌گیرند. این مطالب از کتابهای «تاثیر موسیقی بر روان و اعصاب » و «جوان و موسیقی» و «ساز و آواز» گردآوری شده است.

1- اثر منفی موسیقی بر سلامت جسمی افراد
  • آسیب رساندن به سيستم اعصاب‏ و کل بدن

علماى علم فيزيولوژى، دستگاه عصبى انسان را به دو قسمت تقسيم كرده‏اند:
1- سلسله اعصاب ارتباطى: شامل ستون مركزى عصبى و نخاع، نيمكره‏هاى مغز، اعصاب محيطى.
2- سلسله اعصاب نباتى: شامل سيستم سمپاتيك و پاراسمپاتيك.

سیستم اعصاب سمپاتیک از ابتدای ستون فقرات آغاز گردیده و دنباله آن در سایر اعضا پخش می‌گردد. اما سلسله اعصاب پاراسمپاتیک از مغز و دماغ شروع شده و بعد از عبور از ستون فقرات به موازی اعصاب سمپاتیک در تمام بدن تقسیم می‌گردد. عمل سمپاتیک تنگ کردن رگ‌ها، اتساع عضلات صاف، جلوگیری از ترشح فشار خون می‌باشد. کار پاراسمپاتیک گشاد کردن رگ‌ها، انقباض عضلات صاف، ایجاد ترشح و تقلیل فشار خون می‌باشد. کار مهم و حساس اعصاب سمپاتیک ایجاد امور فعال بدن از قبیل بیداری، جدیت و فعالیت در کارها که در اصطلاح طب قدیم صاحب آنرا حرارتی مزاج و خونگرم می‌نامند، می‌باشد. کار مهم و حساس اعصاب پاراسمپاتیک درست مخالف سمپاتیک است یعنی عمل آن ایجاد سستی، بی‌حالی، خواب، غفلت، سهو، نسیان، اندوه، حزن، بیهوشی، نزع و بالاخره مرگ است. از آنجا که اعمال این دو عصب مخالف یکدیگر است تا هنگامی که تحریکاتی از خارج بر آنها وارد نشود و هر دو به موازات یکدیگر کار کنند، تعادل بدن را حفظ نموده و این تعادل در صحت و سلامتی روحی و جسمی انسان، دخالت تام دارد. ولی هرگاه یکی از این دو اعصاب، تعادل و توازن خود را از دست بدهند آنگاه به نسبت عدم تعادل هر یک، اختلال روانی و کالبدی (روحی و جسمی) برای شخص ایجاد می‌شود.
زمانی كه از محیط خارج، تحريكاتى بر روى اعصاب وارد گردد، اعصاب سمپاتيك و يا پاراسمپاتيك به ميزان تحريكات خارجى وارده، تعادل خود را از دست میدهند. بديهى است هر اندازه بين اين دو سيستم عصبى، فاصله‏ ها بيشتر شود به همان اندازه نيز نگرانى‏هاى روانى و اغتشاشات افزون‏تر مى‏گردد. از جمله علل و عوامل تحريكات خارجى این سلسله‌های عصبی، ارتعاشات موسيقى می‌باشد.
هنگامی که موسيقى با آهنگ‏هاى نشاط‌انگيز يا نواهاى حزن‏ آور همراه گردد، خصوصا زمانی که با ارتعاشات عجيب و غريب سمفونيك اجرا شود، به طور مسلم تعادل لازمى را كه بايستى بين دو دسته عصب نامبرده وجود داشته باشد را بر هم مى‏زند و در نتيجه اصول حساس زندگى (اعم از هضم، جذب، دفع، ترشحات، ضربات قلب و وضع فشار مايعات بدن مثل خون و...). را مختل ساخته و رفته رفته شخص را به گرفتارى‏ها و امراضى نزديك مى‏سازد كه طب جديد با تمام پيشرفت‏هايش نمى‏تواند آسيب‏هاى پيش آمده را درمان كند. لذا این بیماری‌ها در میان موسیقی‌دانان بازار گرمی دارد و چنان در وجود این افراد ریشه دوانده است که افرادی مانند بتهون و ریشارد واگنر که دو موسیقی‌دان معروف و مشهور هستند به خاطر این بیماری‌ها، از خدا طلب مرگ کردند. طبق آمار دانشمندان، بیش از 80% موسیقی‌دانان مبتلا به این مرض می‌باشند. (کتاب تاثیر موسیقی بر روان و اعصاب)
امراض مختلف روانی، اغتشاشات فکری، عدم تعادل روحی، انواع و اقسام دیوانگی‌ها، وفور سکته‌های قلبی و مغزی که در تمام دنیا روز به روز به فزونی است و فکر پزشکان بزرگ را به خود جلب نموده است، 95% آنها نتیجه آثار همین تمدن شوم جدید است که قسمت حساس آن تعمیم موسیقی به وسیله رادیوها و ازیاد مجالس ساز و آواز و کنسرت می‌باشد. (کتاب تاثیر موسیقی بر روان و اعصاب)
دکتر ولف آدلر، پرفسور دانشگاه کلمبيا مي‌گويد: «بهترين و دلکش‌ترين نواهاي موسيقي، شوم‌ترين آثار را روي سلسله اعصاب انسان باقي مي‌گذارد». کشفيات اين دکتر چنان در آمريکا تاثيرکرد که هزاران نفر طرفدار او شدند و موسيقي را بر خود حرام کردند و از مجلس سناي امريکا تقاضاي کتبي کردند که از هر گونه کنسرت عمومي جلوگيري کند. (کتاب جوان و موسیقی)
دکتر الکسيس کارل، زيست‌شناس وفيزيولوژيست معروف فرانسه مي نويسد: «کاهش عمومي هوش ونيروي عقل، از تاثير الکل ناشي مي‌گردد و بدون ترديد سينما و راديو [به دلیل پخش زیاد موسیقی]، در اين بحران فکري سهيم هستند. اصولا شنيدن موسيقي وکنسرت، در اعصاب، يک نوع اثر تخديري ايجاد مي‌کند،گاهي آنچنان شديد که شنونده را مانند افراد بهت‌زده مي‌سازد، و بنابراین لذت فوق‌العاده‌اي که افراد از آن مي‌برند ازهمين اثر تخديري است. واضح است که اينگونه تخديرها، زيان‌هاي فراوني دارد و در صورتی که شدت يابد، گاهي ممکن است عقل و انديشه را اسير جذبه آهنگ‌هاي تند موسيقي کند و ديگر نتوانند خوب و بد را از هم تميز دهند و بي‌پروا دست به حرکات واعمال ناشايسته بزنند و در آن حال، نتوانند به عواقب وخيم آن بيانديشند.»

آمار جناياتي که نمودار اين حقيقت است،‌ بسيار می‌باشد،‌ براي نمونه به دو خبر زير توجه نمایید:

الف- يک مجله در سويس، مقاله‌اي تحت عنوان «جنون موسيقي» نوشت که در آن موسيقي را از جهات مختلف محکوم کرد‌ و آنرا به شدت مورد انتقاد قرار داد. علت نوشتن اين مقاله، جمعيتي در حدود صد و پنجاه هزار نفر بودند که در يکي از ميدان‌هاي پاريس، براي شنيدن موسيقي گرد هم آمده بودند و پس از اجراي يک کنسرت، آنان چنان به هيجان آمدند که ويترين‌ها را شکستند و مغازه‌ها را ويران کردند و عده‌اي زخمي و مجروح شدند.

ب- در ايالت لتيل راک، جواني پيانو ياد مي‌گرفت، نغمات موسيقي چنان در روح آن جوان هيجان ايجاد کرد که بدون دليل از جاي برخاست و با 19 ضربه چاقو، معلم خود را از پاي درآورد. (روزنامه اطلاعات شماره 9622)

موسيقي گذشته از ركود فكري، رفته رفته انسان را در كارها، سست و تنبل و بي‌اراده و لاابالي مي‌سازد تا جايي كه گاهي كارهاي ضروري از انسان فوت مي‌شود و سرمايه جواني و عمر و نيروي كار و فعاليت و ابتكار خود را به رايگان از دست مي‌دهد.
«الكسيس كارل» دانشمند معروف در كتاب «راه و رسم زندگي» چنين مي‌نويسد: «راديو و سينما و ورزش‌هاي نامناسب، روحيه فرزندان را فلج مي‌کند.»

انشاءالله ادامه دارد...
• آسیب رساندن به قلب و ایجاد سکته

قلب، ماهیچه‌ای عضله‌ای و میان‌تهی است که رشته حیات آدمی را به دست گرفته است. قلب یک انسان به طور معمول در هر 24 ساعت متجاوز از صد هزار مرتبه ضربان دارد و در هر دقیقه متوسط 70 الی 75 بار می‌زند. این تعداد ضربان بنابر موقعیت و نیاز بدن، گاه تند و گاه کند می‌شود. کار تند و کند نمودن ضربان قلب بر عهده اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک می‌باشد. بنابراین مادامی که این دو عصب به وسیله محرک‌های خارجی تحریک نشوند، تعادل بین ضربان‌های قلب برقرار است.
اصوات موسیقی به خاطر زیر و بم‌هایی که دارند، یکی از شدیدترین محرک‌های اختلال در نظام اعصاب انسان می‌باشد. در نتیجه به خاطر تاثیر صدای موسیقی بر اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک، در کار این دو عصب اختلال وارد می‌شود و بر اثر همین تاثیرات، ضربان قلب از حالت عادی و طبیعی‌اش خارج می‌گردد. چه بسا ادامه این حالت قلب به مرور زمان، منجر به سکته یا بیماری‌های خطرناک دیگری در افرادی که با موسیقی سروکار دارند، گردد. برای نمونه "شوبرت و مندلسن"، دو موسیقی دان معروف هستند که بخاطر سکته فوت نمودند. (کتاب ساز و آواز)


• آسیب رساندن به دستگاه شنوائی

گوش، اندام شنوائی و وسیله مشخص نمودن صداها و یک عضو کم مقاومت و حساس و ظریف است. که از سه قسمت گوش بیرونی، میانی و درونی تشکیل شده است. برای شنیدن یک صدا به طور مختصر بایستی مراحل زیر طی شود: ابتدا وقتی صداها از سوراخ گوش وارد حفره گوش بیرونی می‌شوند از آنجا به گوش میانی که مکان پرده صماخ است، رسیده و پرده صماخ را مرتعش می‌کنند؛ این ارتعاشات توسط سه تکه استخوان به نام‌های چکشی، سندانی و رکابی به گوش درونی رسیده و در آنجا مایع گوش درونی را می‌لرزانند. این لرزش توسط میلیون‌ها سلول شنوائی که در آن مایع قرار دارند حس می‌شود. عصب شنوایی این حس را به مخ می‌برد و به این طریق ما می‌توانیم صداها را درک نماییم .
طبق تحقیقات دانشمندان، اصوات موسیقی چون مصنوعی و غیرطبیعی هستند، فشاری چندین برابر صداهای دیگر بر سلول‌های شنوایی وارد می‌سازند. هر چقدر این موسیقی‌ها نامطبوع‌تر باشد، ارتعاشات سلول‌های شنوایی بیشتر و شدیدتر می‌گردد. این لرزش‌ها و ارتعاشات غیرطبیعی که حاصل نوای موسیقی است، هر بار باعث از بین رفتن تعدادی از سلول‌های شنوایی شده و در مدتی نه چندان زیاد، برای کسانی که به موسیقی و آوازه‌خوانی اشتغال دارند، تولید ضعف سامعه و در سطح بالای آن، کری ایجاد می‌کند. روی همین اصل چند تن از موسیقی‌دانان مشهور از جمله روبرت شومان آلمانی که از 18 سالگی به تحصیل موسیقی پرداخته بود، در اثر پیمودن راه افراط و تفریط در تعلیم و تعلم موسیقی، در سن 42 سالگی به کلی از نعمت سامعه و شنوایی محروم گشت و سرانجام در سال 1856 در سن 46 سالگی درگذشت. (کتاب ساز و آواز)


• سلب اراده و دیوانگی

مغز انسان مرکز فرماندهی سلسله اعصاب انسانی است و تمام افعال و اعمال اعضای بدن انسان، مطیع و فرمانبردار دستورهای مغز می‌باشد. چنانچه گفته شد یکی از مضرات موسیقی، صدمه به سیستم اعصاب بدن است و این صدمه به اعضاء، ذره ذره به مغز منتهی می‌شود. اصوات موسیقی با مسلط شدن بر اعصاب آدمی، به مرکز بدن یعنی مغز حمله را شروع کرده و در نتیجه بعد از مدتی، فرمانروایی بدن را به عهده می‌گیرد. در آن زمان است که موسیقی اراده انسانی را سلب می‌کند. نتیجه این سلب اختیار این می‌شود که انسان در موقع گوش دادن به نوای موسیقی، بی‌اختیار می‌رقصد یا شانه تکان می‌دهد، می‌خندد و می‌گرید. تمام این حرکات غیرطبیعی است. بدون آنکه از مرجع آن یعنی مغز صادر شده باشد. رفته رفته این آشفتگی‌های روحی و اختلالات در سیستم عصبی پس از مدتی باعث می‌شود که نیروی خرد و اندیشه انسان به کلی فلج و آثار جنون و دیوانگی یا اغتشاشات روحی در او ظاهر گردد.
برای نمونه موسیقی‌دانانی مانند بتهون، شوبرت، شومان، نیچه، از جمله افرادی هستند که جنون و دیوانگی گریبانگیر آنها گشت و موسیقی‌دانانی همچون شوبرت، مندلس، باخ و ... افرادی هستند که بر اثر اغتشاشات روانی تا سر حد جنون پیش رفتند. (کتاب ساز و آواز) در ادامه داستان‌هایی از تاثیر موسیقی در سلب اختیار و اراده بیان می‌گردد:

گویند روزی فارابی، عودی با خود داشت و به لباس ترک‌ها به مجلس سیف‌الدوله رفت. وی عود خود را آماده ساخت و تارهایش را تنظیم نمود و آهنگی نواخت و همه را به خنده وادار نمود. سپس به شکل دیگری تارها را تنظیم کرد و باز هم آهنگی دیگر نواخت و همه اهل مجلس را گریانید و باز هم تارها را تنظیم نمود و آهنگ سوم را نواخت و همه را به خواب برد و خود مجلس را ترک کرد. (الکنی والالقاب محدث قمی جلد 3 صفحه 2)
مسعودی گوید: در زمان عبدالملک یا یکی دیگر از خلفای بنی‌امیه که لهو و موسیقی خیلی رایج شده بود، خبر به خلیفه دادند که فلان کس خواننده است و کنیز زیبایی دارد که او هم خواننده است و تمام جوان‌های مدینه را فاسد کرده و اگر جلوی او را نگیرید، این زن تمام مدینه را فاسد می‌کند. خلیفه دستور داد که غل به گردن آن مرد انداختند و آنها را به شام بردند. وقتی به حضور خلیفه نشستند، آن مرد گفت: معلوم نیست آنچه او می‌خواند موسیقی باشد و از خلیفه خواست که خودش امتحان کند. خلیفه دستور داد که کنیز بخواند او شروع به خواندن کرد، کمی که خواند دید سر خلیفه تکان می‌خورد، کم کم کار به جایی رسید که خود خلیفه شروع کرد به چهار دست و پا راه رفتن و می‌گفت: «بیا جانم بر این مرکب خودت سوار شو». (تعلیم و تربیت در اسلام صفحه 71 و 72)
در بعضی از زندان‌های روسیه که در آنجا به ویژه محکومان نهلیست را نگاه می‌دارند، شکنجه‌ای مرسوم است که «هومه اوپاتیک» نام دارد. آن‌ها یک محکوم سیاسی را برای مدت شش ماه برای اینکه میهن‌پرستی مورد نظر خودکامگان را بیاموزد، در معرض شنیدن موسیقی و نواهایی قرار دادند که سرود ملی روس را می‌نواخت. اما آن بیچاره پس از پنج ماه دیوانه شد. (مناظره دکتر و پیر صفحه 431، اسلام و موسیقی ترجمه از ژینور)


• کاهش سن

بررسی آمار سنی افراد نشان می‌دهد که کهنسال‌ترین افراد دنیا، عمری بین 80 تا 120سال داشته‌اند، این در حالی است که میانگین آمار سن نوازندگان، در حدود 50 سال می‌باشد. اکثر این اشخاص در سن کم و در حال ابتلا به بیماری‌های گوناگون جسمی و روحی درگذشته‌اند؛ به عنوان مثال می‌توان به نوازندگان زیر اشاره نمود:
- «موزارت» در سن 35 سالگی و در حال ابتلاء به بیماری پریشان فکری و سل، فوت کرد.
- «ولفانگ آرمائوس موتزار» در 36 سالگی و در حال ابتلاء به کری و بیماری‌های روانی و تشنج، درگذشت.
- «بتهون» در سن 30 سالگی در حال ابتلاء به جنون، نابینایی و پریشان فکری، از دنیا رفت.
- «شوبرت» در سن 31 سالگی و در حال اغتشاشات فکری و عصبی و نابینایی فوت کرد.
- «مالیبران» در سن 27 سالگی در حال خواندن آواز سکته کرد.
- «پرگولوزی»، نوازنده ایتالیایی درسن 26 سالگی فوت کرد.
- «بلینی»، نوازنده ایتالیایی درسن 34 سالگی فوت کرد.
- «موریس ژوبر»، نوازنده فرانسوی درسن 40 سالگی درگذشت.
- «شوسون»، نوازنده فرانسوی درسن 30 سالگی درگذشت.
- «باخ» موسيقيدان اتريشي،‌ به اختلال حواس و کوري گرفتار شد.
- «شوپن» یکی از موسيقي‌دانان نامي،‌ دچار ضعف قوا و سل شد.
- «واکتر»، «مندلسن» و «دوکونيسي»، هر سه نفر به اختلالات عصبي و پريشان ‌فکري و کشمکش‌هاي روحي مبتلا شدند.
- «شومان» و «دووراك» ضعف اعصاب شديد گرفتند و سرانجام ديوانه شدند.
- «فردريك هندل» موسيقيدان آلماني، «ماريا آلنا» خواننده ايتاليايي، «موريس راول» نوازنده فرانسوي، هر سه مبتلا به نابينايي شدند.
اینها چند مورد از کسانی بودند که در اثر ارتباط زیاد و تنگاتنگ با موسیقی، در سن پایین و در حال ابتلاء به بیماری‌های گوناگون جسمی و روحی از دنیا رفته‌اند.

خودکشی
طبق تحقیقات دانشمندان، یکی از عوامل اصلی که باعث می‌شود شخص دست به خودکشی بزند، غفلت از یاد خدا و عدم ارتباط معنوی با خدای متعال است. که موسیقی به عنوان یکی از عوامل مهم در غافل نمودن انسان از یاد خدا به شمار می‌رود. یکی دیگر از عواملی که باعث می‌شود شخص دست به خودکشی بزند اختلالات روانی و عصبی است که طبق آماری که اخیرا دانشمندان منتشر نموده‌اند، 75% خودکشی‌کنندگان مبتلا به بیماری‌های عصبی و روحی بوده‌اند. در پدید آمدن اختلالات روحی، عوامل فراوانی وجود دارند که یکی از مهمترین این عوامل، موسیقی است. این عامل با در اختیار گرفتن مغز انسان باعث می‌شود که انسان در آن لحظه تصمیم به هر جنایتی بگیرد و بعد به عمل در بیاورد. (کتاب ساز و آواز)


انشاءالله ادامه دارد...
2- اثر منفی موسيقى بر عقل‏ و روان انسان

• کاستي تعادل و جديت

شأن و ويژگى عقل آن است كه معتدل و متين باشد. يعنى با حفظ استوارى و پختگى‏اش بتواند از چاشنى‏هاى لذت و سرور، نشاط و تلاش بهره‏مند باشد؛ اما در اين ميان، موسيقى آنچنان يكه‏تاز ميدان لذت و نشاط، خيال و تحريك و احساس مي‌شود كه آدمى دچار حالت طرب مى‏شود. طرب تأثيرى است فوق‏العاده با محوريت موسيقى. اين تأثير فوق‏العاده باعث كاهش يا سلب جديت عقل مى‏شود. و اين پيشامد، باعث مى‏شود كه عقل از محاسبات جدى، دقيق و واقع‏بينانه به دور بيفتد.
جوانى كه موسيقى‌گرا و طرب‏خواه است، براى زدودن افسردگى‏اش، دكمه ضبط صوت را حركت مى‏دهد تا يكی ديگر برايش بخواند و بنوازد تا او خوش باشد! اما جوان معقول، آن گاه كه در خود افسردگى مشاهده كند، سعى در شناخت عوامل پژمردگى مى‏كند تا با يافت آن علت‏ها، عوامل خوشى ماندگار يا معقول را در خود فراهم سازد. جوان موسيقى‏گرا، براى تحريك و برانگيختن احساس، به درمان‏هاى مجازى و آنى، روى مى‏آورد. اين چنين كسى كه خواسته‏اش را در موسيقى مى‏بيند، هيچ وقت به خودش، به عقلش و به اراده‏اش اين زحمت را نمى‏دهد تا ببيند و بفهمد كه كجاى زندگى را اشتباه محاسبه كرده و چه سنگى مقابل راهش است. آيا دوست ناباب او را به افسردگى كشانده؟ يا سستی در انجام وظايف دينى و الهى او را به افسردگى كشانيده؟ پس «موسيقى، عقل را به خواب مى‏برد»، يك شعار و شعر نيست. يك قانون است. يك حقيقت است و براى فهم حقایق بايد چشم گشود نه اينكه چشم‏ها را بست. موسيقى عقل را به خواب مى‏برد. يعنى باعث اشتغال آدمى به امورى مى‏شود كه كم‏كم باعث غفلت از خود، نيازها، علل و درمان‏ها مى‏شود. شما دردى داريد كه درمانش تنها با اراده و تغيير شرايط ممکن است. ولى که وقتى مى‏بينى موسيقى آن را حل كرده، ديگر آن را درمان دردت مى‏بينى و ديگر هيچ! اينجاست كه آن درد همچنان عمق و شدت پيدا مى‏كند و شما بيشتر به موسیقی رو مى‏آوريد... و اين روند تا آنجا ادامه مى‏يابد كه ازآهنگ‏هاى معمولى به تند و غربى و شرقى‏اش رو مى‏كنى.
افلاطون مى‏گويد: وقتى ريتم موسيقى تغيير مى‏كند، اساس قوانين جامعه نيز با آن متحول مى‏شود. چرا؟ چون اين ديگر عقل نيست كه حاكميت دارد؛ بلكه موسيقى و طرب برخاسته از آن، عقل را به حاشيه مى‏راند و عقل نيز اساس جامعه است. و اين عقل است كه دين را مى‏شناسد و ما را نسبت به آن ترغيب مى‏كند. به راستى چگونه ما مى‏خواهيم با موسيقى، دين را بشناسيم و بفهميم؟ و با آن زندگى كنيم؟
جان كلام اينكه موسيقى، عقل را به خواب مى‏برد. يعنى او را از محاسبات، واقعيات و اقدامات متناسب، باز مى‏دارد و مشغوليت به موسيقى عامل غفلت است؛ و قرآن كريم از مشغول ‏شدن‏هاى اين چنينى به «لَهْو» تعبير مى‏كند. لهو چيست؟
اين واژه، از واژگان فرهنگ قرآن و از زبان عرب مى‏باشد و فرهنگ‏نويسان درباره‏اش اين چنين توضيح داده‏اند: لهو، آن است كه چيزى آنچنان انسان را به خودش جذب و مشغول نمايد كه باعث غفلت و بازماندن از كارهاى مهم‏تر شود. قرآن كه مى‏فرمايد: «لاتلهكم اَموالكم و لاولادكم»، «اموال و اولادتان شما را از ياد خدا مشغول و غافل نكند.» اينك ببينيد كه چگونه قرآن كريم، ضمن آنكه ما را از موسيقى باز مى‏دارد، چگونه علت مذمت را هم بيان مى‏فرمايد: «و من الناس من يشْتَرى لَهو الحديث ليضل عنْ سبيل‏الله » (سوره لقمان- آیه 6) عده‏اى از مردم از آن چه لهو است استقبال كرده و نسبت به آن گرايش دارند. اينان ندانسته خود و ديگران را به بیراهه، گمراهى و اشتباه مى‏اندازند؛ اين نوعى بازى گرفتن دين است و بدانيد كه سرنوشتى عذاب‏آور و خواركننده در انتظارشان است.

آنگاه حضرت امام صادق (‏ع) فرمودند: غنا مصداقى است از آنچه موجب مشغوليت و بازماندن از ياد خدا مى‏شود. (وسائل‏الشيعه، ج 12، ص 226 و 228)

موسيقى با تأثيراتى كه در ابعاد شادى‏آفرينى، خيال‏آفرينى و تحريك‏آفرينى دارد، آنچنان به تقويت احساس مى‏پردازد که عقل را هر چند به طور موقت ضعيف مى‏كند.
كار عقل اين است كه تناسبات را كشف كرده و هر چيز بى‏تناسب را كنار بزند؛ اما در اين وضعيت كه آدمى دل‌سپرده‏ احساسات و اثرات ناشى از موسيقى گردد، جنبه‏هاى احساسى بودن چندان قوى مى‏گردد كه به سختى مى‏تواند در درياى احساسات وارد شد، اما خيس از آب نگردد. اينجاست كه آدمى وقتى مى‏خواهد چيزى را ارزيابى كند، چون آلوده به شناخت‏هاى احساسى موسيقيايى شده، در اين ارزيابى موفق نخواهد بود. شايد بتوان با مثالى اين حالت را ملموس‏تر نمود. بسيار مشاهده كرده‏ايم كه راننده‏اى جوان سوار بر اتومبیل شده و با سرعت زياد مشغول راندن ماشين است. وقتى دقت بيشترى مى‏كنيم درمى‏يابيم او به مفهوم دقيق كلمه، مشغول دل سپردن به نوای موسيقى است. آن هم آهنگى با ريتم هيجان‏آفرين و تحريك‏زا. هر آنگاه كه نوای ترانه و موسيقى‏اش، تندتر مى‏گردد، او بر تندى سرعتش مى‏افزايد، اما در اين موقيعت، او در رانندگى‌اش مطابق استانداردهاى رانندگى و ضوابط عقلى نمى‏راند. او را مى‏بينى كه تابع همان احساس موقع شنيدن آهنگ است. و اين احساس، باعث شده تا از تشخيص انسان در حال تعادل فاصله بگيرد. او ديگر فقط يك چيز را خوب تشخيص مى‏دهد: «همگام با تند شدن آهنگ به تند شدن سرعت» بپردازد. و اينك شما در اطراف همين مثال، تفكر و توجه بيشترى بنمائيد تا ابعادى ديگر برايتان روشن شود.
زمانی که عقل ملاك تشخيص باشد، كردار نيز بسيار متين و حساب شده خواهد بود. مگر نه اينكه سبكى و سستى در عقل، موجب سبكى و سستى در عمل نيز مى‏گردد؟ پس وقتى مى‏بينيد كه شخصى با شنيدن آهنگ به رفتارهاى سبك دست مى‏زند، معلوم مى‏شود كه عقلش دچار خفت و سبكى گرديده و اين احساس است كه بر وى حكم مى‏راند. (صديقين اصفهانى، محمدتقى، غنا، موضوعاً و حكماً، ص 18)
بر اساس نظريه كارشناسى «فارابى»؛ کاملترين نوع موسيقى، آن است که نشاط‌آور، خيال‏آفرين و هيجان‏ساز باشد. (حقيقت موسيقى غنايى، به نقل از انديشه‏هاى علمى فارابى درباره موسيقى، مهدى‏بركشلى، ص‏205)
در هنگام تحليل و استدلال، آن چه بيشتر محور گفت‌وگوها قرار مي‌گيرد، نشاط‌آوري موسيقي است، اما درباره خيال‌پردازي و هيجان‌سازي موسيقي سخني به ميان آورده نمي‌شود. در حالي که اين دو پيامد نابهنجار، موجب تضعيف عقل انسان است و آثار زيان‌بار دارد.
آنچه از این بحث حاصل می‌گردد این است که موسيقى در حاكميتش يكه‏تاز است و در تشخيص خوب يا بد چيزى، طبق ملاك‏هاى خود رفتار مى‏كند. يعنى هر قدر، احساس لذت و خيال و انفعالات جسمانى بيشتر باشد، پس بهتر است. اما كار عقل اين است كه تناسبات را كشف كرده و اعتدال در هر چيز مخصوصا ابعاد فوق را شناخته و اعمال گرداند.

• خارج شدن از شخصیت انسانی

یکی دیگر از مضرات موسیقی برای روان و جان انسان این است که آدمی هنگامی که به موسیقی و مطربی مشغول است از حال انسانی خارج می‌شود و شروع به حرکاتی می‌کند که در خور و رفتار او نیست. ثانیا از هدف مقدس و الهی که برای آن خلق شده یعنی اصلاح حیات اخروی و یاد خدای متعال غافل می‌شود. امیرالمومنین (علیه السلام) چه زیبا فرموده‌اند: موسیقی افسون انسانهاست. برای مثال یک مار را که در لانه‌اش است در نظر بگیرید. وقتی که شخصی با فلوت شروع به آهنگ زدن می‌کند، مار خود به خود و بدون اختیار از لانه‌اش بیرون می‌آید و در آن لحظه دیگر یک مار نیست بلکه برده و ذلیل در دست انسان است. انسان هم وقتی که به موسیقی و مطربی اشتغال پیدا می‌کند، همین گونه دیگر نه شخصیت انسانی بلکه یک شخص ذلیل در نزد نفس اماره‌اش و شیطان می‌باشد.

• غفلت از یاد خدا

یکی دیگر از اثرات سوء موسیقی بر روان انسان‌ها، ایجاد غفلت از یاد خدا و آخرت می‌باشد. و این غفلت از یاد خدا، مقدمه و باعث هر جنایت و خطائی می‌گردد. زیرا هر کس اگر بخواهد خطائی بکند، اول باید از یاد خدا غافل شود و بهترین چیزی که انسان را از یاد خدا غافل می‌سازد، همین موسیقی‌ها است. موید سخنان بالا این حدیث از حضرت صادق (علیه السلام) است که می‌فرمایند: از جمله گناهان کبیره اشتغال به موسیقی و آوازه‌خوانی است که انسان را از یاد خدا باز می‌دارد و او را در ارتکاب محرمات بی‌باک و بی‌پروا می‌سازد. (وسائل الشیعه کتاب تجارت باب 100)

• ایجاد قساوت قلب

یکی دیگر از اثرات شوم موسیقی بر روان انسان‌ها، پدید آوردن بیماری قساوت قلب در انسان می‌باشد. و موید این کلام حدیثی از رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است که می‌فرمایند: گوش دادن به صداهای طرب‌انگیز و موسیقی و آوازخوانی، دل انسان را می‌میراند. (نصایح صفحه 145)
به عبارت دیگر افرادی که بر گوش دادن به موسیقی و مطربی مداومت دارند، قلبشان مریض می‌گردد. و نتیجه این سختی و قساوت قلب این می‌شود که دیگر موعظه و پند در این قلوب اثر نمی‌کند. زیرا بر طبق آیات قرآن اثر گناهکاری قساوت قلب است. (سوره بقره آیه 74: «قلوب افراد گناهکار مانند سنگ است یا سخت‌تر از سنگ. زیرا برخی از سنگ‌ها از میانشان آب بیرون می‌آید یا از ترس خدا از بلندی‌ها فرو می‌افتد. ولی قلوب افراد گناهکار به قدری سخت است که دیگر چیزی از پندها و موعظه‌های الهی در آن اثر نمی‌نماید».
نشانه و علامت این بیماری آن است که اینگونه افراد وقتی در مجلسی قرار می‌گیرند که در آن، سخن از خدا و قرآن و یاد مرگ و آخرت است، اهل موسیقی حالشان بد می‌شود و دوست دارند زود از اینگونه مجالس خارج شوند و بر عکس اگر در جایی باشند که سخن از دنیا و سرگرمی‌های گمرا ه‌کننده باشد، به اشتیاق بر آن توجه می‌کنند و دوست ندارند که تمام شود.
خداوند در سوره لقمان آیه 7 می فرماید: «و چون خوانده شود بر آنها (اهل موسیقی و مطربی) آیات و گفتار ما، دوری گزینند و روی برگردانند ایشان و تکذیب آن گفتار نمایند، مانند کسی که آن را نشنیده و گویا در گوش‌های ایشان سنگینی است از شنیدن آیات ما؛ پس مژده بده به ایشان عذابی دردناک را».

• تحریک انسان به سوی فحشا

یکی دیگر از اثرات مهلک موسیقی و آوازه‌خوانی بر روان انسان تحریک او به سوی فحشاء و زنا می باشد. که در این رابطه رسول اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرموده‌اند: موسیقی مقدمه نزدیکی زن و مرد از راه نامشروع هست. و نیز فرموده‌اند: موسیقی نردبان زنا می‌باشد. (مستدرک جلد 13باب 78حدیث 14)

انشاءالله ادامه دارد...
(۳۰/فروردین/۹۰ ۴:۱۵)asier نوشته است: [ -> ]دوست گرانقدر
آیا نباید در هر مطلبی از اهل فن و کارشناسان آن رشته هم نظر خواهی کنیم؟یعنی شما میفرمایید که آیات عظام متخصص موسیقی نیز هستند؟
دوستان گرانقدر برای جلوگیری از هرگونه برداشت بد به اطلاع میرساند اینجانب مومن و متدین به دین مبین اسلام و مقید به مذهب شیعه جعفری بوده و همواره در زندگی از مراجع تقلید در دین و زندگی بهره میگیرم.
این بحث من کاملا جنبه علمی و تخصصی دارد و مستقل از شخصیت و عقاید اینجانب میباشد.

حرف شما درسته اگر مراجع عظام رو در حد یک محقق مستقل بدونیم. اما اینطور نیست. مرجع تقلید باید از منابع مشخص حکمش رو "استخراج" کنه نه اینکه نظر خودش رو بده. مرجع تقلید پدر خودش رو در می یاره سالها مجاهده علمی می کنه. عربی و حدیث و رجال حدیث می خونه...
یه بار به درس خارج فقه که رادیو معارف پخش می کنه گوش کنید ببینید احادیث رو چطور بررسی می کنند نقل قول های مختلف از علمای مختلف رو بیان می کنند روی نظرات مختلف مباحثه دارند. ضمن اینکه باید در کنارش مجاهده عملی و تهذیب نفس هم داشته باشند.
من در زمان غیبت حکم مرجع تقلید رو در رابطه با وحی می بینم. می دونم که خدا که منو آفریده بهتر به زوایای وجودی من آگاهه و بهترین راه زندگی روبرای من خواسته و در امتدادش پیامبر و معصومین (علیه السلام) علم الهی و لدنی دارند. و مرجع نهایت تلاش خودش رو کرده تا اون نظر رو به من بگه.
شما گفتید "یعنی شما میفرمایید که آیات عظام متخصص موسیقی نیز هستند؟"
خب مراجع در مورد حلال یا حرام بودن فلان گوشت هم نظر دارند. یعنی متخصص تغذیه هستند؟
در مورد ریز و درشت معاملات و اجاره و ربا و... هم نظر دارند و فتوا دادند. یعنی متخصص اقتصاد هستند؟
در مورد بقیه احکام هم همین طوره دوست من.
نکته ی بعد:

علم محققین صرفا مادیه و یا در مورد اون قسمت از روح که به ارتباطات دنیوی ربط داره که اسمش رو گذاشتند روانشناسی. اما من چیز فراتری نیاز دارم. چون هدف خلقت من رسیدن به خداست. محققین نمی تونند در این زمینه به من کمک کنند. من می خوام خلیفه الله بشم. بدون وحی نمی شه.
تاریخ ثابت کرده که تحقیق دانشمندان زیاد قابل اعتماد نیست و بعد از مدت ها به همون نتیجه ای رسیدند که در روایات ما 1400 سال پیش بیان شده.
اونها وقتی به بد بودن گوشت خوک اعتراف کردند گفتند که باکتری ای داره که با پختن نابود نمی شه و برای بدن ضرر داره. اما اون چیزی که در مورد علت ممنوعیت گوشت خوک برای عروج من مهمه اینه که خوردن گوشت خوک به دلیل روحیات ویژه ای که خوک داره باعث می شه من "بی غیرت" بشم.
فقط نیرویی متصل به وحی می تونه به من کمک کنه تا به نحوی با طبیعت تعامل داشته باشم که به خدا برسم.

نیرومندترین ابزار شیعه مراجع تقلید هستند. اینکه کسی مثل میرزای شیرازی یک کلمه بگه فلان چیز رو کنار بذارید و همه بی چون و چرا کنار بگذارند.
این تقلید نشانه ی کودنی و عامه بودن نیست. عین لبیک به فرمان امام زمانه.
نتیجه گیری

دوستان توجه کنین من علاوه بر نظرات دانشمندان مختلف غربی نظر کدام علما و فضلای دین رو آوردم:

علامه «آیت الله طهرانی»
«علامه طباطبایی(رحمة الله علیه)»
«علامه جعفری(رحمة الله علیه)»
«امام خمینی(رحمة الله علیه)»


عزیزان اینها رو به عمد گشتم پیدا کردم. لطفا بشناسین مقام این بزرگواران رو که همگی فیلسوف، عارف، عالم، فقیه و ... بودند. اینها اصلا به خودشون اجازه نمی دادن حرفی از روی نداشتن دانش بزنن. علامه جعفری و علامه طباطبایی و امام خمینی و استادشون آیت الله شاه آبادی از روی هوا حرف می زنن؟ پناه بر خدا!!

نتیجه گیری که حقیر کردم این بود که:

1- شنیدن موزیک قطعا و قطعا روی جسم و روح انسان تاثیر میگذاره. اگر کسی بگه من موزیک گوش میدم هیچیم نمیشه، با عرض معذرت در نهایت جهل مرکب تشریف داره. بهتره فکری به حال خوابش بکنه.

2- اکثر موزیکی که الان در جامعه غرب وجود داره، اکثرا شیطانی هست. چه از لحاظ مفاهیم اشعار، چه از لحاظ ارتباط خواننده با شیاطین و اجنه. خصوصا ستاره های خواننده غرب در سبکهای مختلف بلا استثنا با شیاطین ارتباط مستقیم دارن و از اونها دستور می گیرن. مستند کاملی در این زمینه در دست تهیه هست که در صورت صلاحدید در آینده ارائه میشه.

3- طبعا چون خوانندگان ایرانی مثل خیلی زمینه های دیگه به تقلید کور کورانه از خوانندگان غربی و سبکهای شیطانی و پوچی مثل راک و رپ و متال رو آوردن، و مفاهیم بسیاری از آهنگهای ایرانی مجاز و غیر مجاز، بسیار پوچ و بی ارزش و نکبت بار هست، در پلید بودن آهنگها، تفاوتی بین ایرانی بودن و خارجی بودن نمیکنه.

4- می مونه تعداد محدودی خواننده و موزیک که اشعارشون مشکلی نداره مثل بعضی خواننده های سنتی و یا موزیکهای لایت و ملایم ...

5- ما اگر هدف از خلقت خودمون رو بفهمیم که «الا لیعبدون» که تفسیر شده به «الا لیعرفون» یعنی همان شناخت و معرفت خدا و بندگی خالصانه خدا، یعنی چه و راه حصول به این معرفت چیه، مطمئن باشین به نتیجه قطعی میرسیم که قطعا هیچ نوع موزیکی نه تنها کمکی نمی تونه در افزایش معرفت به ما بکنه بلکه به عکس در موارد بسیاری می تونه مضر باشه و ما رو از هدف اصلیمون دور کنه. مطمئن باشین اگر ذره ای مفید بود، از طرف ائمه و بزرگان توصیه ای به ما میشد. آیا ممکنه ائمه که ریزترین و جزئی ترین مسائل زندگی ما رو براش دستور دادن، از موزیک به عنوان ابزاری جهت تعالی انسان!!؟؟؟ غفلت کرده باشن نعوذ بالله؟ بله این وسط شرع به بعضی موزیکها و آوازها جواز شرعی داده اما هیچوقت نگفته چه موزیکی گوش بدیم. گفته چه چیزهایی گوش ندیم (غنا) اما نگفته حتما موزیک گوش بدیم. ضمن اینکه موسیقی حرام (غنا) مصاديق مشكوكى هم داره كه انسان نمی تونه دقیق تشخیص بده که موسیقی که داره گوش میده حرام هست یا نه. مرز موزیک حرام و غیر حرام بسیار باریک شده خصوصا این دوره آخرالزمانی که ما درش هستیم. هر چیزی رو مثلا گفتن موسیقی مجاز، به معنای مجاز شرعی نیست.

اونهایی كه میگن «موسيقى روح را پالايش مى‏كند» و «موسيقى يك ضرورت است» و «موسيقى رازگويى و نيايش انسان خاكى با خداست» اونقدر كه با «تار» و «سه تار» انس دارند، آيا با قرآن و مناجات و طبيعت مأنوس هستن؟
چرا از خدا سؤال نمى‏كنند كه براى نزديكى و رسيدن به خدا از چه راهى بيايم؟

دوستان وقتی میگیم شرع منظورمون احادیث ائمه هست. فکرش رو بکنین. از میان میلیونها حدیث و آیه های قرآن، حتی یکی نداریم که به ما گفته باشه چه نوع موسیقی گوش بدیم. (داستان اذان و قرآن و صدای طبیعت کلا خارج از بحث ماست). اما تا دلتون بخواد تهدید و هشدار و لعن و عذاب و .... عزیزان خواهشا نگین که ائمه که همگی انوار الهی بودن و طبیبان روح و جسم ما، متوجه نبودن موسیقی می تونه برای آرامش و پیشرفت روحی و معرفت خدا مفید باشه!!! نشیم مصداق کسانی که با کلام امامان بحث و مجادله میکردن خدایی ناکرده.

دو قضیه دیگه یکی شرح حال خودم:

اینکه دوستان رو دعوت و توصیه می کنم به ترک موزیک خوشحالم که به لطف خدا مصداق «اتامرون الناس بالبر و تنسون انفسکم» نیستم.

من خودم یک آرشیور موزیک ایرانی و بی کلام و لایت و خارجی و اسپانیایی و فرانسوی و یونانی و ... بودم. بعضی آهنگهای خارجی رو از حفظ بودم... خیلی از بی کلامها رو ریتمش رو حفظ بودم از بس که گوش داده بودم.

من روزی 4 تا 5 ساعت همه جور موسیقی گوش میدادم. کاملا اعتیاد داشتم. یادمه از موزیک بیکلام ملایم شروع کردم اما کم کم برام تکراری می شدن و کار کشید به آهنگهای ایرانی و خارجی. من حتی موقع درس خوندن برای کنکور هم موزیک خارجی هیجانی گوش میدادم. نمی تونستم بدون موزیک درس بخونم. این میشه مصداق کلام امام خمینی و استادشون که می گفتن موزیک مثل مواد مخدره و اعتیاد آوره....

بعد از بیدار شدن از خواب غفلت، شروع کردم به حذف مصادیق حرام. از زنها شروع کردم. بعد از یه مدت از آهنگهای هیجانی حذف کردم طوریکه فقط ملایم گوش میدادم و بی کلام و چند تایی سنتی. دیدم مثل اینکه خدا هم کمک میکنه. منی که اصلا نمی تونستم بدون موزیک هیچکاری بکنم به راحتی خیلی ها رو گذاشتم کنار. همه رو به لطف خدا ذره ذره حذف کردم تا رسیدم به چند تایی بی کلام لایت. الان هم نمیگم اونها رو حرام می دونم اما خیلی وقته گوش ندادم چون وقتم رو صرف مطالعه کتب و شنیدن سخنرانیهای بزرگان و عرفا می کنم.
به لطف خدا الان به جای گوش دادن همون چند تا آهنگ بیکلام، یا سخنرانی علما و عرفا رو گوش میدم یا قرآن.

عزیزی که میگین قرآن گوش میدین متوجه نمیشین چرا یه کم کلمات عربی یاد نگیریم؟ چطور من تونستم شعرهای انگلیسی حفظ کنم اما نمی تونم کلمات عربی قرآن رو یاد بگیرم؟ اگر همت کنم در عرض چند ماه اونقدر کلمات عربی قرآن رو یاد می گیرم که تا حدودی بفهمم دارم چی گوش می کنم. ضمن اینکه مطمئن باشین شنیدن کلام خدا حتی اگر متوجه معنی اون نشین هم برکات معنوی داره. ضمن اینکه قرار نیست گرامر عربی رو کامل یاد بگیریم که. الحمدلله در این زمینه تلاشهایی کردم و به جاهایی رسیدم به لطف خدا.

پس دوستان نگن من بیرون گود هستم و از موزیک چیزی نمی دونم. دوستان شما گامی در جهت رضای خدا بردارین و کمکهای همه جانبه خدا رو ببینید.

قضیه دوم:
مربوط میشه به خواننده هایی که به هر نحو از ابزار موسیقی دارن مفاهیم خوبی میگن که البته خیلی کم هم هستن و اینطور نیست که همه همه آهنگهاشون مفید باشه بلکه بعضا چند آهنگشون مفاهیمی درست میگن. خصوصا در غرب این مسئله قابل تحسینه. من نمیگم اونطرف کارش کلا غلطه. اونها دین و فرهنگ خودشون رو دارن. من میگم هدف، وسیله رو توجیه نمیکنه. حالا چند خواننده غربی و ایرانی، دو تا آهنگ درست خوندن دلیل نمیشه ما در حمایت از اون چند نفر، این همه مضرات موسیقی و هیجان و آرامش کاذبش رو تجویز کنیم و پا بگذاریم جلوتر از خدا و ائمه.

صحبت این نیست که اگر جایی موسیقی غیر حرام شنیدم کاسه داغتر از آش بشم اما صحبت اینجاست که نباید به دنبال شنیدنش رفت. اینکه یکجا آهنگ بی مشکلی گذاشته باشن خیلی فرق میکنه با اینکه خودمون بیافتیم دنبال این چیزها. چون کم کم دامنه کار رو وسعت میدیم طبق تجربه خودم. مهمتر اینکه عمری رو تلف کردیم که لحظه به لحظه اش رو باید در اطاعت امر خدا و کسب معرفتش سپری می کردیم.

در پایان خدا رو شکر می کنم. الحمدلله که خدا هدایتم کرد و گرنه نمی دونستم وقتی اون دنیا خدا از من می پرسید اینهمه ادعای محبت من رو داشتی، با سرمایه عمرت چکار کردی، چی باید جواب میدادم؟ موزیک گوش میدادم تا سرگرم بشم؟؟؟ تا تعالی روح پیدا کنم؟؟؟

در پایان همه مطالب عرض می کنم هر کس خودش کلاهش رو قاضی کنه ببینه چی درسته چی غلط. ما کسی رو مجبور نمی کنیم به کاری. توصیه ای دوستانه هست بنا به تجربه شخصی و بهره گیری از کلام بزرگان و دانشمندان. انشاءالله شما هم از برکات گناهان و لغویات بهره مند خواهی شد.

والذین جاهدوا فینا، لنهدینهم سبلنا

عذرخواهی می کنم بابت طولانی شدن کلام.

التماس دعا.
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12
آدرس های مرجع