من یک تجربه دیگه از موزیک را خدمتتون عرض کنم صدای موسیقی است ...
معتاد دیدید اول کم میکشه و بعد هی چون ارضا نمیشه بیشترش میکنه ، صدای موسیقی هم همینه اول صدای کم گوش میدی ولی بعد از مدتی بهت حال نمیده هی صدای موسیقی را زیاد میکنی و ...
واقعا بیشتر انسانها را در این زمان خدا از لجن زار کشیده بیرون و همه رویش کردیم البته بعضی ریزش هم داشتن ...
و حال من میفهمم که در حدیث داریم که انسانها در آخرالزمان بهتر قرآن را درک میکنند یعنی چه .
نقل قول:یک نکته دیگر، همانطور که در مقاله تان نیز ذکر فرمودید، گوش دادن به موسیقی، حالا از هر نوعی که باشد، دیگر جایز نیست، با این حساب، تکلیف مستندهایی مانند مستند ظهور که از موسیقی های متن فیلم هایی چون The Fountain و Pan's Labyrinth استفاده کرده، چه میشود؟ آیا گوش دادن به چنین موسیقی هایی در خلال دیدن فیلم های این چنینی نیز مشکلی بوجود می آورد؟
یک نکته دیگه که حاج بیداری اندیشه جا انداختن این بود که موسیقی یک ابزار هم هست و در بعضی اوقات مثل چسب عمل میکند ورق را که بزاری به دیوار که نمیچسبه باید بهش چسب بزنی که چسبش هم متفاوت هست اگر چسبش عالی باشد فوق العاده زیبا میچسبد و سالیان سال هم کنده نمیشود .
وقتی این موسیقی در متن این فیلم باشد به خاطر حالتی که در انسان ایجاد می کند مطالب این مستند را بهتر درک میکنیم و بیشتر به ما میچسبد .
این دقیقا کاری است که متال و هوی متال و رپ و پاپ و ... در موسیقی انجام میدهند یعنی این الفاظ رکیک و عشق بازی ها و شهوت طلبی ها و ... را با یک موسیقی به انسان میچسبانند (می خورانند)
(۹/اردیبهشت/۹۰ ۱۹:۲۵)MJM GAMES نوشته است: [ -> ]فقط میتونم بگم که تاثیراتی که مستند ظهور بر روی من گذاشت 60 درصدش بخاطر موسیقی آن بود:
عزیز دل می ترسم اگر فردا دشمنان مستندی بسازند با موزیک قویتر، اونموقع شما دوباره بچرخید سمت دشمن. اشتباه می کنید اگرچه من هم موسیقی مستند ظهور رو بسیار کارا و موثر می دونم اما دلیل پذیرفتن اطلاعات مستند موسیقی نبوده بلکه حقایقی بوده که خودتون در دلتون دنبالش می گشتین.
آخه من مستند رو به یه بیخدا دادم همه رو یکجا دید. گفتم چه خبر. گفت موزیک زیبایی داشت!!! همین.
باز عرض می کنم. موزیک درون مستند که حالت حماسی و ... داره، فرق میکنه با اینکه شما برین موزیک گوش بدین. تفاوت این دو قضیه باید درک بشه. مستند بی موزیک متن که نمیشه. اما در یه مستند با موزیک متن، هدف موزیک نیست بلکه اطلاعات مستند هدف هست که می تونه حتی هدف مقدس و با ارزشی باشه. اما اگر کسی دنبال شنیدن موزیک بره اینجا هدف هیچ قداستی نداره که ممکنه بیهوده و فقط برای سرگرم شدن (بخوانید تلف کردن وقت) باشه.
من یه سوال از شما می پرسم.
اون اجرای معروف یانی که توی چین هست رو حتما دیدی و گوش دادی
وقتی موسیقی به اوج خودش می رسه هیچ حسی بهت دست نمی ده؟
اگه دقت کنی می بینی که بعضی از تماشاچی ها ناخود آگاه بلند شدن و دارن توی سر و کله خودشون می زنن.
خیلی ببخشیدا ولی مو به بدن آدم سیخ میشه!!!

حداقل برای من که اینطوره.
برادر عزیز من
صحبت سر این نیست که موسیقی به طور کلی مضر هست بلکه بحث بر سر اینه که هنوز که هنوزه کسی نمی تونه ادعا کنه که می تونه فرق بین موسیقی مفید و یا مضر رو به طور کامل تشخیص بده. ( اونجوری نگاه نکن من 10 سال نوازنده سه تار بودم.

) بنا براین من تصمیم گرفتم تا اونجایی که امکانش هست موسیقی رو از زندگیم حذف کنم.( منظورم از موسیقی موزیک سنتی و یا پاپ و راک و... هست) و حالا که خوب نگاه می کنم می بینم که این کار باعث شده به آرامشی برسم که قبل از اون فقط موقعی این احساس آرامش بهم دست می داد که پای سه تارم می نشستم.
یه حس آرامش زودگذر، گاهی اوقات اونقدر توی این حس خلسه غرق می شدم که ناخودآگاه به گریه می افتادم! فوق العاده لذت بخش بود.
شاید درست نباشه اینو بگم ولی دقیقا مثل اعتیاد.
تا وقتی سه تار باهام بود خوب بود ولی بعدش ...
به هر حال
کسی مجبور به کاری نیست.
امیدوارم خدا عاقبت هممون رو بخیر کنه.
یا علی
(۱۳/اردیبهشت/۹۰ ۱۲:۱۶)Gryffen نوشته است: [ -> ]دوست عزيزمون كه مي گن سه تار كار مي كنيم خب من هم چندساليه ويلون كار مي كنم و الان هم دارم روي موسيقي هاي كلاسيك كار مي كنم موقعي كه ويلون مي زنم يه ارامش بي نظيري بهم دست مي ده واقعا عاليه
منم این آرامش بی نظیر رو که شما می گی تجربه کردم و اصولا اکثر نوازنده ها همچین آرامشی رو تجربه می کنن و تا موسیقی به خود نوازنده نچسبه و به دلش نشینه هیچ کس دیگه ام از اون موسیقی لذت نمی بره.
اگه می بینی من اینقدر روی حرفم تاکید دارم برای لج بازی با شما نیست و یا برای به کرسی نشوندن حرفم.
فقط و فقط به این دلیله که دوست ندارم تجربه ای که من داشتم کس دیگه ای هم داشته باشه. ولی متاسفانه گاهی اوقات راهی به جز تجربه شخصی نیست.
همونطور که خودم به حرف کسی گوش ندادم و جلوی همه به خصوص خانوادم ایستادم .
برادر عزیزم
راهی ندارم جز دعا کردن.
ان شاالله خدا راه رو به هممون نشون بده.
و آرامش واقعی رو بهمون عنایت کنه.
سلام دوستان
یک نکته ، یک نکته نگفته...
اینجا تالار اندیشه است.ما با اندیشه ها کار داریم و نه سلیقه ها وگرنه میشد تالار سلیقه ها.اسم این تاپیک تحقیقی پیرامون موسیقی است.تحقیق یعنی حقیقت یابی و نه انحصار نظر یا عقیده.
دوستان جوان من...همگی یا اغلب شما بسیار جوانید و در دورانی به سر میبرید که شور ونشاط نوجوانی و ورود به دوران خوش جوانی را طی میکنید.لازمه این دوران همین شور و حال است و نتیجه این شور و حال تغییر شدید حال و احساس و سلیقه است.
و اما بعد...
موسیقی یک ابزار است مثل همه پدیده های عالم.از انسان گرفته تا جمادات و نباتات.شما از انگور خوشمزه و نعمت پاک و حلال خدا میتونی شراب بگیری یا کشمش.هر دو محصولند ولی یکی حلال است.ابزار انگور در دستان انسان سالم میشود کشمش و در دستان ناسالم میشود شراب!!!!
موسیقی پدیده ای دیرینه است.بشر از وقتی یادش میومده موسیقی میزده و میخونده پس باهاش بیگانه نیست.از قدیم الایام هم واسه هرکاری موسیقی داشته...از پرستش تا یه گپ و گعده دورهمی دور آتش....اما
یک نکته!!!
موسیقی یک هارمونی یا هماهنگی بین اصوات مختلف است که در نهایت نتایج مختلفی در پی داره.این مربوط به انسانم نیست بلکه حیواناتم همینطورند.در اینکه موسیقی یکی از اجزای زندگی بشره شکی نیست.اما چند مساله را به استحضار دوستان میرسانم.
1
.در علم استراتژی لغتی به نام
مهره سوخته داریم.یعنی اینکه شما یک حیله یا استراتژیت عمل نمیکنه و نتیجه مطلوب نداره اما شما باهااش چه میکنی؟علم استراتژی میگه شما همونجا که هست نگهشدار و به بازی باهاش ادامه بده ،تاثیر مطلوب نداره و هدف را بدست نمیاره اما 2 تا فایده داره:
اول شما فرصت میخری تا استراتژی جایگزین تهیه کنی،
دوم شما اجازه نمیدی حریف جای مهره سوخته شما مهره خودشو بازی بده و به اصطلاح میدان گیری میکنی یا به عبارت دیگه جارو واسه رقیب خالی نمیذاری.
2
.موسیقی یک پدیده است که در جامعه امروز به رغم وجود نخبگان بزرگ در این عرصه اما هنوز هم یک عنصر جنبی در نظر گرفته میشه.موسیقی به قول یکی از دوستامون میشه چسب!!! قصه شما دوستان انگار قصه فیل و اتاق تاریکه که هرکس یک برداشت از فیل در تاریکی داشت.یکی ستون و دیگری چیزهای دیگر.اما آخر همه شیء واقعی فیل بود.شما همه بطور جداگانه بخشی از این پدیده و آثارش رو درک کردید و نگاه شما دخیل در نوع ادراکتون بوده...اما چند چیز لازمه انصافه : اول اینکه بحث زمانی جایز است که شما نگاه طرف مقابل را بشناسید و به اصطلاح از نگاه خودتان و ایشان یک مخرج مشترک بگیرید و قیاس کنید وگرنه میشود مجادله و آخر سر هم را دعا میکنید که به راه راست برویم
دوم وقتی شما منصف هستید که اندکی از تعصب بر عقیده تان بکاهید و به اصطلاح دگم نباشید.چون تعصب داشتن نشانه حماقته.حمیت و مردانگی با تعصب متفاوته.مردانگی ریشه در آگاهی داره ولی تعصب ریشه در جهل و تفکر گروه گرایی.
3
.انسان همینطور که به همه عناصر آب و غذا احتیاج داره برای زندگی احتیاج داره که تمامی غرایزش به نحوی پاسخ داده بشه.غریزه جنسی به نحوی و غرایز دیگر نیز همینطور.شما یک غریزه دارید به نام زیبایی شناسی که فطری است یعنی من و شما بطور نسبی در حالت عادی بین تابلوی خالی و تابلوی استاد فرشچیان دومی را انتخاب میکنیم.اما چه اتفاقی می افتد که شما یا من نوعی به تابلوی خالی میگیم زیبا؟؟؟؟!!!!
این مساله یک پاسخ دارد و آن کنترل ذهن است.از پیامدهای کنترل ذهن تغییر ذائقه است.یعنی اگه به من لجن بدی و من باور داشته باشم که این بهترینه میخورمش.
4
.موسیقی خوب و بد وشناخت اون یک مساله کاملا تخصص است که نیازمند کار کارشناسی و کاملا علمیه.ما همیشه نیاز داریم که امامان عزیزمون به ما بفرمایند که چی درسته یا غلط اگر لازم بود که ضرورتا همه یکجور فکر کنند خوب اینطوری خدا نمی فرمود لااکراه فی الدین.به جاش دستور خدایی میدادند و همه خداپرست میشدند.پس از همینجا میشه فهمید یه جاهایی هم کار به عهده ماست....اما....اما...نه فکر کنیم شلم شورباست بلکه اینجا ما شاخصی داریم به عنوان خداو کلام خدا. هر فکری ما کردیم و نظر دادیم باید اول نظر خدا رو تامین کنه بعدش نظر بنده خدارو.
5
.دوستان در نظر دادن همواره کلی گرا باشند و پارامتریک بحث کنند چون جزیی گرایی فقط مجادله و اعمال سلیقه میاره.مثلا نگید فلان موسیقی یا فلان شخص.بهتره بفرمایید فلان قالب موسیقایی یا فلان دوره موسیقی.مثال میزنم: من و شما میخوایم درباره موسیقی باخ و یانی بحث کنیم.تو ذهن هردومون این اسمهاست اما اینطوری بگیم بهتره.موسیقی عصر نوگرایی با قالبهای نویی نظیر ترکیبات جدید سازهای بادی و زهی شناخته میشند که فلان ویژگیها را دارد و.... (این میشه باخ) / موسیقی عصر پست مدرن نیز با بهره گیری از سازهای الکتریک قالبهای نویی ازهارمونی طبیعت گرا را خلق کرده که فلان ویژگیها را دارد و....(این میشه یانی)
حسن این روش بحث جلوگیری از مجادله است چون شما دیگه در مثال من مناقشه نمیکنی
6.آخرین نکته اینکه همواره در بحثی ایراد نظر کنیم که حتما بدونیم که قادریم با دلایلی چند بعدی و نه یکسویه از نظراتمون دفاع کنیم و اگر حقیقت در طرف مقابل بود با روی گشاده بپذیریم.
سپاس از توجهتون.
در پناه حق....
مشخص نيست که افراد افسرده براي رهايي از اين بيماري بيشتر موسيقي گوش ميدهند و يا گوش کردن موسيقي براي ساعات طولاني به افسردگي منتهي ميشود و يا هر دو عامل موثري در اين زمينه هستند. به هر حال، ممکن است اين يافتهها به والدين و پزشکان کمک کند تا ارتباط بين رسانهها و افسردگي را دريابند.»
نتايج يک پژوهش جديد در ايالات متحده حاکي از آن است که زياد موسيقي گوش کردن احتمال ابتلا به افسردگي را 8 برابر ميكند و ممكن است اين موضوع عامل افسردگي در بزرگسالان باشد.
به گزارش "شهر"، محققان دانشکده پزشکي دانشگاه پيتزبرگ دريافتهاند که احتمال ابتلاي افراد بزرگسال به بيماري افسردگي، بين افرادي که وقت بيشتري را صرف موسيقي گوش کردن ميکنند، بيشتر است، در حالي كه احتمال افسردگي جواناني که بيشتر کتاب ميخوانند به مراتب کمتر است.
براساس گزارش «موسسه ملي سلامت روان ايالات متحده»، از هر 12نوجوان، يک نوجوان به افسردگي جدي مبتلاست.
يافتههاي اين پژوهش، بخشي از تحقيقات گسترده و روز افزوني است که به ارتباط بين سلامت رواني افراد با ميزان بهرهگيري از رسانهها ميپردازند.
دکتر برايان پريمک، پژوهشگر ارشد اين تحقيق گفته است: «مشخص نيست که افراد افسرده براي رهايي از اين بيماري بيشتر موسيقي گوش ميدهند و يا گوش کردن موسيقي براي ساعات طولاني به افسردگي منتهي ميشود و يا هر دو عامل موثري در اين زمينه هستند. به هر حال، ممکن است اين يافتهها به والدين و پزشکان کمک کند تا ارتباط بين رسانهها و افسردگي را دريابند.»
محققان دريافتهاند که احتمال بروز افسردگي در جواناني که بيشتر وقت خود صرف گوش دادن به موسيقي ميکنند3/8بار بيشتر از افرادي است که زمان اندکي را صرف موسيقي ميکنند و اين احتمال در افرادي که بيشتر اوقات کتاب ميخوانند، يک دهم است.
106 فرد بزرگسال که 46 نفر از آنها افسردگي جدي داشتند، در اين تحقيق شرکت کردند.
تفاوت اين تحقيق با بيشتر پژوهشهايي که در اين زمينه انجام شدهاند، اين بود که پژوهشگران از شيوهاي به نام «زندگي واقعي» استفاده کردند. آنها در اين روش بيش از 60 بار در يک دوره متمادي در 5 آخر هفته با شرکت کنندگان تماس ميگرفتند تا دريابند در حال استفاده از چه نوع رسانهاي هستند.
نتايج اين تحقيق در شماره ماه آوريل نشريه «Archives of Pediatric and Adolescent Medicine» منتشر شده است.
(۳۰/فروردین/۹۰ ۲۱:۴۹)بیداری اندیشه نوشته است: [ -> ]5- ما اگر هدف از خلقت خودمون رو بفهمیم که «الا لیعبدون» که تفسیر شده به «الا لیعرفون» یعنی همان شناخت و معرفت خدا و بندگی خالصانه خدا، یعنی چه و راه حصول به این معرفت چیه، مطمئن باشین به نتیجه قطعی میرسیم که قطعا هیچ نوع موزیکی نه تنها کمکی نمی تونه در افزایش معرفت به ما بکنه بلکه به عکس در موارد بسیاری می تونه مضر باشه و ما رو از هدف اصلیمون دور کنه. مطمئن باشین اگر ذره ای مفید بود، از طرف ائمه و بزرگان توصیه ای به ما میشد. آیا ممکنه ائمه که ریزترین و جزئی ترین مسائل زندگی ما رو براش دستور دادن، از موزیک به عنوان ابزاری جهت تعالی انسان!!؟؟؟ غفلت کرده باشن نعوذ بالله؟ بله این وسط شرع به بعضی موزیکها و آوازها جواز شرعی داده اما هیچوقت نگفته چه موزیکی گوش بدیم. گفته چه چیزهایی گوش ندیم (غنا) اما نگفته حتما موزیک گوش بدیم. ضمن اینکه موسیقی حرام (غنا) مصاديق مشكوكى هم داره كه انسان نمی تونه دقیق تشخیص بده که موسیقی که داره گوش میده حرام هست یا نه. مرز موزیک حرام و غیر حرام بسیار باریک شده خصوصا این دوره آخرالزمانی که ما درش هستیم. هر چیزی رو مثلا گفتن موسیقی مجاز، به معنای مجاز شرعی نیست.
لینک دانلود مقاله مباحثی پیرامون موسیقی
یکی از دوستان بنده با خواندن این مقاله تصمیم گرفت بود از ابتدای ماه رمضان تا انتهای آن اصلا موسیقی گوش نکند حتی موسیقی حلال (البته به اختیار خودش)
می گفت تاثیر خوبی روش گذاشته و موقع عبادت کردن فکرش راحت تره
در این مودت پانزده روزی که از ماه رمضان گذشته است هر وقت تنها می شه و هوس گوش کردن موسیقی به سرش می زنه، یا به صدای قرآن و ادعیه گوش می کنه یا اینکه به قول خودش از سکوت لذت می بره
به نظر من هم فکر خیلی خوبیه
پیشنهاد می کنم بیاییم این دو هفته باقی مانده از ماه رمضان را به هیچ موسیقی گوش نکنیم (البته به اختیار خودمان)
البته موسیقی متن سریال های ماه رمضان را نمی شود کاریش کرد
یا علی مدد