۳۱/فروردین/۹۰, ۱:۰۶
۳۱/فروردین/۹۰, ۱:۲۳
(۳۰/فروردین/۹۰ ۱۰:۲۹)user313 نوشته است: [ -> ]حرف شما درسته اگر مراجع عظام رو در حد یک محقق مستقل بدونیم. اما اینطور نیست. مرجع تقلید باید از منابع مشخص حکمش رو "استخراج" کنه نه اینکه نظر خودش رو بده. مرجع تقلید پدر خودش رو در می یاره سالها مجاهده علمی می کنه. عربی و حدیث و رجال حدیث می خونه...سلام
یه بار به درس خارج فقه که رادیو معارف پخش می کنه گوش کنید ببینید احادیث رو چطور بررسی می کنند نقل قول های مختلف از علمای مختلف رو بیان می کنند روی نظرات مختلف مباحثه دارند. ضمن اینکه باید در کنارش مجاهده عملی و تهذیب نفس هم داشته باشند.
من در زمان غیبت حکم مرجع تقلید رو در رابطه با وحی می بینم. می دونم که خدا که منو آفریده بهتر به زوایای وجودی من آگاهه و بهترین راه زندگی روبرای من خواسته و در امتدادش پیامبر و معصومین (علیه السلام) علم الهی و لدنی دارند. و مرجع نهایت تلاش خودش رو کرده تا اون نظر رو به من بگه.
شما گفتید "یعنی شما میفرمایید که آیات عظام متخصص موسیقی نیز هستند؟"
خب مراجع در مورد حلال یا حرام بودن فلان گوشت هم نظر دارند. یعنی متخصص تغذیه هستند؟
در مورد ریز و درشت معاملات و اجاره و ربا و... هم نظر دارند و فتوا دادند. یعنی متخصص اقتصاد هستند؟
در مورد بقیه احکام هم همین طوره دوست من.
نکته ی بعد:
علم محققین صرفا مادیه و یا در مورد اون قسمت از روح که به ارتباطات دنیوی ربط داره که اسمش رو گذاشتند روانشناسی. اما من چیز فراتری نیاز دارم. چون هدف خلقت من رسیدن به خداست. محققین نمی تونند در این زمینه به من کمک کنند. من می خوام خلیفه الله بشم. بدون وحی نمی شه.
تاریخ ثابت کرده که تحقیق دانشمندان زیاد قابل اعتماد نیست و بعد از مدت ها به همون نتیجه ای رسیدند که در روایات ما 1400 سال پیش بیان شده.
اونها وقتی به بد بودن گوشت خوک اعتراف کردند گفتند که باکتری ای داره که با پختن نابود نمی شه و برای بدن ضرر داره. اما اون چیزی که در مورد علت ممنوعیت گوشت خوک برای عروج من مهمه اینه که خوردن گوشت خوک به دلیل روحیات ویژه ای که خوک داره باعث می شه من "بی غیرت" بشم.
فقط نیرویی متصل به وحی می تونه به من کمک کنه تا به نحوی با طبیعت تعامل داشته باشم که به خدا برسم.
نیرومندترین ابزار شیعه مراجع تقلید هستند. اینکه کسی مثل میرزای شیرازی یک کلمه بگه فلان چیز رو کنار بذارید و همه بی چون و چرا کنار بگذارند.
این تقلید نشانه ی کودنی و عامه بودن نیست. عین لبیک به فرمان امام زمانه.
دوست من،من شدیدا و به طرز عجیبی فکر میکنم که دوستان من فکر میکنند که ...واقعا از نوشتن این حرفها در جواب سوال من قصدتان حقیر کردن من بود؟... من از بحث علمی صحبت میکنم شما برای من معارف اسلامی دوم دبیرستان را از رو مینویسید...این توهین به شخصیت منه...خیلی متاسفم که حضرتعالی پیش خودتان فرض کردید که بنده هنوز نمیدونم که مرجع تقلید چیه و چیکار میکنه.واقعا برای شما و دیگر دوستان متاسفم که به جای پرداختن به جنبه فنی بحث تنها آن را از سر وا میکنند.حضرتعالی بار دیگر مطلب من را بخوانید.
کجای حرفهای من جنبه نفهمی داشت؟کجای حرفهای من میگفت من نمیدانم منبع مراجع برای احکام چیست؟
اشتباه گرفتید دوست من....
دوستان دیگر توجه کنند مثال میزنم تا مطلب من واضح شود:
من ابزار مالی طراحی میکنم که شمای مسلمان بیایی و بخری و بعد مسلمان دیگر با پول شما برود تولید کند.این ابزار را میبرم نزد فقها و علما تا شرعی بودنش را بررسی کننند.ایشان میگویند شرح ابزارتو بگو چیکار میکنه...من اینطور شرح میدم:این یک برگه بهادار که به عنوان سند پرداخت سهم من عقد مضاربه به طرف مقابل.من در پایان مدت اگر سود داشتیم به نسبت مندرج در این برگه و اگر ضرر داشتیم به نسبت مندرج در این برگه متضرر میشم.ایشان میفرمایند بلا مانع است و نه ربا دارد و نه غرر و نه غش.پس ابزار شرعی است.آیا انبیا و اولیا ابزار من را توصیه کردند؟نخیر آیا حضرت آیات عظام به مخیله شان رسید؟ نخیر
این به مخیله من متخصص رسید...من برای سلامت و بخاطر حفظ نظم سیستم مالی کشور اسلامیم اینکار را کردم و چون جدید است میبرم و بطور ساده شرح میدهم.آنها کلیشه دارند میگذارند رویش اگر اندازه بود تایید است و شرعی است.آنها میدونند ربا چیست ولی نمیدونند که بهره بانکی در نظام بانکی بدون ربا ،از ریشه و بن ربا است.چرا؟چون قالتاق تر از من میرود پیششان میگوید ما در سال انقدر کار قرض الحسنه میکنیم ولی نمیگوید وام میدهیم به فلان کارخانه با نرخ 27 درصد و بعد اگر نداد کارخانه اش را میگیریم و تولیدش را میخوابانیم و این مملکت میشود فلاکت زده.بعد شما بنشینید بگویید پیامبر نگفت افتخاری یا شجریان کدام بهتر است؟
نعوذ بالله شما پیامبر و دیگر اهلبیت را مسخره کردید....(متن به دلیل نقض قانون تالار ویرایش شد) یک سری شرایط داره که این آهنگ این موسیقی حرام است...فاصله میان حق و باطل اظهر من الشمس است.بعد دوستان در روز روشن کتمان حقیقت میکنند.تواشیح یک نوع موسیقی است.اصلا مگر میشود با پدیده ای در عالم فقط گناه کرد؟من فیلمسازم.میبینم یک جای فیلم پیام من منتقل نمیشود میایم موسیقی میگذارم آنوقت مخاطب میفهمد که بله اینجا این صحنه روحانی است و یا فلان صحنه شیطانی است.آیا مخاطب من فقه و فلسفه میداند؟خیر ایشان انسانند و غریزه خدادادی انسان میگوید آهنگ هارمونیک و هماهنگ همانند آهنگ موجود در عالم طبیعت الهی و مابقی شیطانی است.شعر حضرت مولانا آهنگ دارد ایشان هم نفهم بودند؟حضرت حافظ نمی فهمید که شعرش آهنگ دارد؟
حضرت شخص جنابعالی فکر کردی بنده یک نوجوانم و نفهم که برای من درس معارف میدهی؟من سر کلاسهایم به جای تئوری افراد باطلی مثل وبر و مارکس و اسمیت میایم دکترین اقتصادی امیرالمومنین درس میدهم.یعنی من رفتم راه حل اقتصاد جمهوری اسلامی ایران یعنی وطنم را از مولایم یاد گرفتم اما نه توی حوزه و از فقه و رجال و غیره از همین حرفهای ساده که زکات بر اسبها ویا خمس مال و قس علی هذا.
.(متن به دلیل نقض قانون تالار ویرایش شد) شما حالا میاید وقتی بخواهید مطلبی مهم را بگویید آنوقت دوستانتان مشتبه به پیش پا افتاده ترین مسایل کنند.
بجای تفکر گروهی و افکار هر چی فلان مرجع بگه ...کمی فکر کنید..انسان فکر دارد وقتی فکر کرد آنوقت فکرش را میبرد پیش متخصص دین خدا،آنوقت میفهمد الهی است یا افکار شیطانی....این نوع تفکر که من از یک نعمت خدا دست بکشم چون انقدش بد است یعنی حلال خدا را حرام کردن.پس ازدواج هم نکن چون از هر 10 نفر یازده نفر فاسدند و اینگونه به حرام می افتی و عمرت تباه میشود.ولی آنجا چشمانت را باز میکنی مشورت میکنی با اهل فن،معیار الهی را از علما میپرسی و در آخر توکل میکنی و بعد تمام.دیگر نمیگویی ای وای بنده به گناه افتادم چون نمیدانستم که مثلا زنم سابقا فلان اخلاق غیر الهی را داشته پس فاسد بوده و الان این وصلت حلال نیست.
اینها را گفتم دستت بیاید که نظام اسلامی شیعی یعنی اینکه اگر انسان فضا رفت برای نماز و روزه اش چاره پیدا میکند چون فکر را از پیرو مکتبش نگرفته.فکرش را الهی میکند ایستا نمیماند که خدا احکام از آسمان بفرستد.
حیف که شاگرد من نیستی وگرنه حتما این ترم می انداختمت تا دوباره از نو بخوانی.
دوست من همیشه یادت باشد ابزارت را دنیایت را الهی کن نه اینکه از آنها فاصله بگیری.اگر عقب عقب بروی دشمن و همان ابزاری که میتوانست خیر باشد دیگر شر میشود آنوقت تو میمانی و محاصره دشمن.
از همه دوستان و بخصوص دوست گرانقدرم USER313 بابت تندی گفتارم پوزش میطلبم اما ایمان دارم گاهی باید با زبان تند تری حرف زد تا دوستان از خواب غفلت بیدار شوند و راه را با بیراهه سر و ته نگیرند و همچنین دوستان دیگرشان را یه چیزی فرض نکنند.
با تشکر از توجهتان.
در پناه حق
۳۱/فروردین/۹۰, ۶:۳۵
دوست عزیز asier:
متاسفانه لحن صحبت شما مناسب اینجا نیست. دوستان آزرده میشن. من از دست شما ناراحت نمیشم چون نیت شما رو می دونم که خیره اما با این اخلاق و این لحن.... مطمئن باشین اینطور تند حرف زدن نه جواب میده و نه ما رو از اون خواب غفلتی که مد نظر شماست بیدار میکنه. اگر پیامبر هم زمان خودش اینطوری به مردم توهین میکرد که چیزی یاد بگیرن که الان اسلامی در کار نبود. به هر حال من بی سواد از سیره ائمه یاد گرفتم به هیچ دلیلی من نمی تونم بد خلقی کنم و به طرف مقابلم توهین کنم مگر اینکه با دشمن مواجه باشم. هیچ توجیهی هم قابل قبول نیست مگر اینکه بگیم اون اخلاق حسنه مال 1400 سال پیش بود و الان جامعه مدرن شده و مسائل جدید پیش اومده و اون موقع پیامبر تالار و فروم نداشتن و ...
در مورد مسائلی که عنوان کردین:
اینکه دوستمون چیزی گفتن دلیلش اینه که اینجا همه جور آدمی پیدا میشه. پس اگر کسی شما رو نمی شناسه و نمی دونه که شما استاد هستین، نباید بهشون خرده گرفته بشه چون افرادی توی تالار پیدا میشن که یا شیعه نیستن یا اینکه در مورد فقیه و عالم دینی و روش کارشون چیزی نمی دونن. طبیعیه که اطلاعاتی از عالم و فقیه بگذارن. یا شما می دونین یا نمی دونین. این خیلی طبیعیه. کسی نمیگه که طرف مقابل می فهمه یا نمی فهمه. خدا رو شکر توی این تالار یکی از نقاط مثبتش اینه که تقریبا همه کاربران به هم احترام میگذارن و به هیچکس توهین نمی کنن مگر موارد نادر و استثنایی که.... بنابراین به جای ناراحت شدن، کافی بود مثلا بگین «من می دونم فقیه کیه ولی...»
اینکه موزیک رو مقایسه کردین با ابزار مالی، کار درستی نیست. ابزار موزیک همون موقع وجود داشت. موسیقی همون موقع وجود داشت. اگر گفتن مشکل داره مال همه مواقع بوده و هست. حالا اون موقع پیانو و گیتار نبوده اما وسایل دیگه که بوده. ابزار مالی که شما مثال زدین معلومه باید در موردش بررسی بشه چون خود معامله که عمل باطل و لغو شمرده نمیشه. یا به خودی خود، ربا نیست که حرام باشه. اصل کلی این بوده که معامله ربا حرامه. حالا به قول شما هر چیزی باید مقایسه بشه ببینیم حرامه یا نه. در مورد موزیک قضیه متفاوته.
گفتن چه نوع معامله ای نکنین (ربا و حرام) اما گفتن چه نوع معامله ای بکنین و انواع و اقسامی رو گفتن و حکم جزئیات در معامله حلال رو هم مطرح کردن چون معامله جزئی از ضروریات زندگی هست و حتی ساده ترین شغل مثل کشاورز و دامدار هم باید معامله ای بکنه تا نیازهای ضروری خودش رو تامین کنه.
اما در مورد موزیک گفتن چه نوع موسیقی گوش ندیم (غنا، حرام) اما یک و فقط یک مورد هم توصیه نکردن چی گوش بدیم. چرا چون خیلی هاش برامون مضره و بقیه هم نه تنها نیاز ضروری نبوده و نیست بلکه کوچکترین خاصیتی برای ما نداره که اگر داشت حتما مثل معامله حلال، جزئیات موزیک حلال و مفید رو برامون باز می کردن. مثلا می گفتن اگر موزیک باعث خنده و شادی شما بشه یا موجب گریه شما بشه و اشک شما رو دربیاره مفید و حلاله در غیر اینصورت حرامه....
مقایسه شعر حافظ و سعدی و مولوی با موسیقی هم کاملا مردوده. کجا در احادیث اومده شعر و شاعری رو حرام اعلام کرده؟ خود حضرت علی (علیه السلام) شعر می گفتن. در نهج البلاغه موجوده. هشدار ائمه بابت موسیقی و ابزار اون بوده و نه شعر و شاعری.
(تو پرانتز میگم حضرت مولانا نگیم بهتره. مولانا فقط باید برای امام زمان صرف بشه. رزرو شده. من منکر مقام بلند مولوی (جلال الدین رومی) نیستم و می دونم که ایشون عارف بسیار بزرگی بودن اما مولانا به نظرم به غلط رایج شده. "مولانا" فقط مال صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هست.)
به هر حال اصلا "شعر" رو نباید کنار "موسیقی" گذاشت. مگر همین عارف بزرگ «حاج مرشد چلویی» نبود که به خاطر اینکه اشعارش رو بعدا با ابزار موزیک نخونن حاضر نبود اشعارش چاپ بشه؟ این یعنی تفاوت بین شعر و موسیقی.
نکته پایانی رو باز کنم که یه وقت سوء برداشت نشه. چون معمولا نوشته ها کامل خونده نمیشن. اونهم در مورد موسیقی غیر حرامه. دوستان، بنده عرض کردم من کاسه داغتر از آش نیستم که وقتی مراجع حکم بدن که موزیک غیر حرام مشکل نداره، من بگم مشکل داره و حرامه و .... حقیر عرض کردم هیچ توصیه ای از ائمه نشده بلکه هر چی بوده فقط هشدار به لعن و عذاب خدا بوده. اینکه توصیه نکردن به خاطر این نبوده که موسیقی اونموقع نبوده که قبل از اونها هم بوده. مقایسه موسیقی با کامپیوتر درست نیست. کاملا واضحه و نیازی به توضیح نداره. از طرفی مرز بین حرام و حلال موسیقی هم تشخیصش والله برای ما که مشکله بقیه رو نمی دونم. حالا چه اصراریه پیرامون چیزی بریم که می تونه برای دین و دنیا و آخرت ما خطرناک باشه اگر هم نباشه عمر و وقت ما رو تلف کنه و مصداق لهو و لغو باشه نمی دونم.
به هر حال من تحقیقی کرده بودم. در نتیجه تحقیق موزیک گوش دادن رو ترک کردم. دو تا برکت حداقل نصیبم شده. فرصت موزیک گوش دادن و دنبال آهنگ گشتن و دانلود کردن و ... رو میگذارم روی مطالعه کتاب. اراده قوی پیدا کردم. تشخیص خودم این بوده که با ترک موزیک اراده قوی پیدا کردم در طاعات و ترک معاصی. از همه مهمتر از مرز خطرناک حلال و حرام خدا خودم رو دور کردم و نگرانی از این بابت موسیقی حرام دیگه ندارم. به عبارتی دیگه روزه شک دار نمی گیرم. و فکر کردم این تحقیق اگر در اختیار دیگران قرار بگیره انشاءالله مفیده. نه کسی رو مجبور کردم و نه چنین توانایی رو دارم. احساس کردم با توجه به کلام بزرگان و ائمه و آیات خدا (تفسیر مفسران متخصص) دنبال موزیک رفتن اشتباهه. اگر کسی پذیرفت که خوش به حالش. یه دعایی در حق ما کنه آدم بشیم. اگر هم که نه، انشاءالله خدا مواظبش باشه به موزیک حرام کشیده نشه.
متاسفانه لحن صحبت شما مناسب اینجا نیست. دوستان آزرده میشن. من از دست شما ناراحت نمیشم چون نیت شما رو می دونم که خیره اما با این اخلاق و این لحن.... مطمئن باشین اینطور تند حرف زدن نه جواب میده و نه ما رو از اون خواب غفلتی که مد نظر شماست بیدار میکنه. اگر پیامبر هم زمان خودش اینطوری به مردم توهین میکرد که چیزی یاد بگیرن که الان اسلامی در کار نبود. به هر حال من بی سواد از سیره ائمه یاد گرفتم به هیچ دلیلی من نمی تونم بد خلقی کنم و به طرف مقابلم توهین کنم مگر اینکه با دشمن مواجه باشم. هیچ توجیهی هم قابل قبول نیست مگر اینکه بگیم اون اخلاق حسنه مال 1400 سال پیش بود و الان جامعه مدرن شده و مسائل جدید پیش اومده و اون موقع پیامبر تالار و فروم نداشتن و ...
در مورد مسائلی که عنوان کردین:
اینکه دوستمون چیزی گفتن دلیلش اینه که اینجا همه جور آدمی پیدا میشه. پس اگر کسی شما رو نمی شناسه و نمی دونه که شما استاد هستین، نباید بهشون خرده گرفته بشه چون افرادی توی تالار پیدا میشن که یا شیعه نیستن یا اینکه در مورد فقیه و عالم دینی و روش کارشون چیزی نمی دونن. طبیعیه که اطلاعاتی از عالم و فقیه بگذارن. یا شما می دونین یا نمی دونین. این خیلی طبیعیه. کسی نمیگه که طرف مقابل می فهمه یا نمی فهمه. خدا رو شکر توی این تالار یکی از نقاط مثبتش اینه که تقریبا همه کاربران به هم احترام میگذارن و به هیچکس توهین نمی کنن مگر موارد نادر و استثنایی که.... بنابراین به جای ناراحت شدن، کافی بود مثلا بگین «من می دونم فقیه کیه ولی...»
اینکه موزیک رو مقایسه کردین با ابزار مالی، کار درستی نیست. ابزار موزیک همون موقع وجود داشت. موسیقی همون موقع وجود داشت. اگر گفتن مشکل داره مال همه مواقع بوده و هست. حالا اون موقع پیانو و گیتار نبوده اما وسایل دیگه که بوده. ابزار مالی که شما مثال زدین معلومه باید در موردش بررسی بشه چون خود معامله که عمل باطل و لغو شمرده نمیشه. یا به خودی خود، ربا نیست که حرام باشه. اصل کلی این بوده که معامله ربا حرامه. حالا به قول شما هر چیزی باید مقایسه بشه ببینیم حرامه یا نه. در مورد موزیک قضیه متفاوته.
گفتن چه نوع معامله ای نکنین (ربا و حرام) اما گفتن چه نوع معامله ای بکنین و انواع و اقسامی رو گفتن و حکم جزئیات در معامله حلال رو هم مطرح کردن چون معامله جزئی از ضروریات زندگی هست و حتی ساده ترین شغل مثل کشاورز و دامدار هم باید معامله ای بکنه تا نیازهای ضروری خودش رو تامین کنه.
اما در مورد موزیک گفتن چه نوع موسیقی گوش ندیم (غنا، حرام) اما یک و فقط یک مورد هم توصیه نکردن چی گوش بدیم. چرا چون خیلی هاش برامون مضره و بقیه هم نه تنها نیاز ضروری نبوده و نیست بلکه کوچکترین خاصیتی برای ما نداره که اگر داشت حتما مثل معامله حلال، جزئیات موزیک حلال و مفید رو برامون باز می کردن. مثلا می گفتن اگر موزیک باعث خنده و شادی شما بشه یا موجب گریه شما بشه و اشک شما رو دربیاره مفید و حلاله در غیر اینصورت حرامه....
مقایسه شعر حافظ و سعدی و مولوی با موسیقی هم کاملا مردوده. کجا در احادیث اومده شعر و شاعری رو حرام اعلام کرده؟ خود حضرت علی (علیه السلام) شعر می گفتن. در نهج البلاغه موجوده. هشدار ائمه بابت موسیقی و ابزار اون بوده و نه شعر و شاعری.
(تو پرانتز میگم حضرت مولانا نگیم بهتره. مولانا فقط باید برای امام زمان صرف بشه. رزرو شده. من منکر مقام بلند مولوی (جلال الدین رومی) نیستم و می دونم که ایشون عارف بسیار بزرگی بودن اما مولانا به نظرم به غلط رایج شده. "مولانا" فقط مال صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هست.)
به هر حال اصلا "شعر" رو نباید کنار "موسیقی" گذاشت. مگر همین عارف بزرگ «حاج مرشد چلویی» نبود که به خاطر اینکه اشعارش رو بعدا با ابزار موزیک نخونن حاضر نبود اشعارش چاپ بشه؟ این یعنی تفاوت بین شعر و موسیقی.
نکته پایانی رو باز کنم که یه وقت سوء برداشت نشه. چون معمولا نوشته ها کامل خونده نمیشن. اونهم در مورد موسیقی غیر حرامه. دوستان، بنده عرض کردم من کاسه داغتر از آش نیستم که وقتی مراجع حکم بدن که موزیک غیر حرام مشکل نداره، من بگم مشکل داره و حرامه و .... حقیر عرض کردم هیچ توصیه ای از ائمه نشده بلکه هر چی بوده فقط هشدار به لعن و عذاب خدا بوده. اینکه توصیه نکردن به خاطر این نبوده که موسیقی اونموقع نبوده که قبل از اونها هم بوده. مقایسه موسیقی با کامپیوتر درست نیست. کاملا واضحه و نیازی به توضیح نداره. از طرفی مرز بین حرام و حلال موسیقی هم تشخیصش والله برای ما که مشکله بقیه رو نمی دونم. حالا چه اصراریه پیرامون چیزی بریم که می تونه برای دین و دنیا و آخرت ما خطرناک باشه اگر هم نباشه عمر و وقت ما رو تلف کنه و مصداق لهو و لغو باشه نمی دونم.
به هر حال من تحقیقی کرده بودم. در نتیجه تحقیق موزیک گوش دادن رو ترک کردم. دو تا برکت حداقل نصیبم شده. فرصت موزیک گوش دادن و دنبال آهنگ گشتن و دانلود کردن و ... رو میگذارم روی مطالعه کتاب. اراده قوی پیدا کردم. تشخیص خودم این بوده که با ترک موزیک اراده قوی پیدا کردم در طاعات و ترک معاصی. از همه مهمتر از مرز خطرناک حلال و حرام خدا خودم رو دور کردم و نگرانی از این بابت موسیقی حرام دیگه ندارم. به عبارتی دیگه روزه شک دار نمی گیرم. و فکر کردم این تحقیق اگر در اختیار دیگران قرار بگیره انشاءالله مفیده. نه کسی رو مجبور کردم و نه چنین توانایی رو دارم. احساس کردم با توجه به کلام بزرگان و ائمه و آیات خدا (تفسیر مفسران متخصص) دنبال موزیک رفتن اشتباهه. اگر کسی پذیرفت که خوش به حالش. یه دعایی در حق ما کنه آدم بشیم. اگر هم که نه، انشاءالله خدا مواظبش باشه به موزیک حرام کشیده نشه.
۳۱/فروردین/۹۰, ۸:۳۷
چند حکایت بی ربط بی ربط بی ربط!!!!
روزی برای ثبت نام وارد سپاه هویزه شدم، کفش هایم را در آوردم وداخل سالن شدم. بعد از چند لحظه که برگشتم باران آمده بود و زمین گل بود. به یکی از برادران که از آن طرف به این طرف می آمد گفتم((لطفا کفش هایم را بده))، اما ایشان توجه نکرد،بلافاصله دیدم یکی از پاسداران رفت وکفش هایم را آورد، من خیلی ساده تشکر کردم. بعد از چند دقیقه اذان گفتند،دیدم همان برادر که کفش هایم را آورد، امام جماعت است. از بچه ها سوال کردم: ((ایشان کیست؟)) گفتند او حسین علم الهدی (فرماندۀ سپاه) است. من بسیار شرمنده شدم که ایشان کفش مرا آورده و بسیار شیفتۀ اخلاقش شدم.
در روزهاي اولي كه سپاه پاسدارن مشهد از باشگاه افسران به خيابان كوهسنگي اسباب كشي كرده بود شهيد رستمي آمده بود تا جلو دژباني ايشان را نشناخته و به ايشان اجازه ورود نداده بود. من ديدم كه آقاي رستمي از در دژباني برگشت، آمدم و از دژبان پرسيدم كه ايشان چه كار داشت دژبان گفت: مي خواست بيايد داخل من اجازه ندادم. گفتم: او از مسئولين سپاه مشهد است، خودم رفتم و ايشان را صدا زدم و با هم به داخل ساختمان سپاه رفتيم. به شهيد رستمي گفتم: چرا خودت را معرفي نكردي، ايشان فرمودند: من كسي نيستم كه خودم را معرفي كنم.
شهيد محمدجواد آخوندي
شب عمليات والفجر 4 گردان محمد جواد مي خواست از منطقه اي صعب العبور عبور كند . من مسئول تخريب آن محور بودم . راهكارها را باز كرده بوديم و قسمت ديگر راهكار در دامنه شيار قرار داشت و در تيررس دشمن بود. ايشان تدبيرشان اين بود كه نيروها را از كنار سخره عبور دهد كه كمتر در تير رس دشمن باشند و تلفات كمتري بدهند . چون راهكار زير آتش بود ايشان در انتقال نيرو به خط دشمن با هماهنگي فرماندهي قبول كردند كه از جناح راست عبور كنند . نيروها را به كنار سخره كشاندند . محمد جواد پنجه انداخت و نيروها را عبور داد . نيروها خجالت مي كشيدند از اين كه از روي دوش اين بزرگوار عبور كنند . گفتند : حاج آقاي آخوندي شما برويد ما يك نفر يك نفر پنجه مي اندازيم و عبور مي كنيم . ايشان گفتند: بالا برويد اينجا لازم است كه بالابرويد .
حضرت امام خمینی(رحمة الله علیه):
حضرت امام متواضع به معنای واقعی كلمه بودند. با آن همه مقام و عظمت و علم و دانش كه جهانیان را خیره كرده است،خود را تنها،یك طلبه می دانست و با این همه خدمت به اسلام و زنده كردن تشیّع هیچ گونه حریمی برای خویش قایل نبود و با كمال فروتنی، خطاب به جوانان رزمنده جبهه ها می گوید: «من دست و بازوی شما را كه دست خدا بالای آن است می بوسم و بر این بوسه افتخار می كنم
آخوند خراسانی (رحمة الله علیه):
در احوالات ایشان نوشته اند: «این وجود مبارك كه در واقع رهبر دین و دنیای میلیونها مسلمان بود،بسیار متواضع بودند مخصوصاً در برابر اهل علم، با كوچك ترین طلبه در سلام پیشی می گرفت و در مجالس برای ورود آنها به پا می ایستاد.و اهل علم را بسیار تجلیل می كرد.(3)
ملّا احمد مقدس اردبیلی(رحمة الله علیه):
در احوالات ایشان آمده است: «موقعی در سفر یكی از زوّار كه او را نمی شناخت به او گفت: جامههای مرا ببر نزدیك آب و بشوی و چرك آنها را بگیر ـ ملا احمد قبول كرد و جامه های آن مرد بُرد و شست و آورد تا به او بدهد ـ در این هنگام آن مرد او را شناخت و خجالت كشید ـ دیگران هم او را توبیخ كردند. مقدس اردبیلی فرمود: چرا او را ملامت می كنید؟ مطلبی نشده است. حقوق برادران مؤمن بر یكدیگر بیش از اینهاست (4)
روزی برای ثبت نام وارد سپاه هویزه شدم، کفش هایم را در آوردم وداخل سالن شدم. بعد از چند لحظه که برگشتم باران آمده بود و زمین گل بود. به یکی از برادران که از آن طرف به این طرف می آمد گفتم((لطفا کفش هایم را بده))، اما ایشان توجه نکرد،بلافاصله دیدم یکی از پاسداران رفت وکفش هایم را آورد، من خیلی ساده تشکر کردم. بعد از چند دقیقه اذان گفتند،دیدم همان برادر که کفش هایم را آورد، امام جماعت است. از بچه ها سوال کردم: ((ایشان کیست؟)) گفتند او حسین علم الهدی (فرماندۀ سپاه) است. من بسیار شرمنده شدم که ایشان کفش مرا آورده و بسیار شیفتۀ اخلاقش شدم.
در روزهاي اولي كه سپاه پاسدارن مشهد از باشگاه افسران به خيابان كوهسنگي اسباب كشي كرده بود شهيد رستمي آمده بود تا جلو دژباني ايشان را نشناخته و به ايشان اجازه ورود نداده بود. من ديدم كه آقاي رستمي از در دژباني برگشت، آمدم و از دژبان پرسيدم كه ايشان چه كار داشت دژبان گفت: مي خواست بيايد داخل من اجازه ندادم. گفتم: او از مسئولين سپاه مشهد است، خودم رفتم و ايشان را صدا زدم و با هم به داخل ساختمان سپاه رفتيم. به شهيد رستمي گفتم: چرا خودت را معرفي نكردي، ايشان فرمودند: من كسي نيستم كه خودم را معرفي كنم.
شهيد محمدجواد آخوندي
شب عمليات والفجر 4 گردان محمد جواد مي خواست از منطقه اي صعب العبور عبور كند . من مسئول تخريب آن محور بودم . راهكارها را باز كرده بوديم و قسمت ديگر راهكار در دامنه شيار قرار داشت و در تيررس دشمن بود. ايشان تدبيرشان اين بود كه نيروها را از كنار سخره عبور دهد كه كمتر در تير رس دشمن باشند و تلفات كمتري بدهند . چون راهكار زير آتش بود ايشان در انتقال نيرو به خط دشمن با هماهنگي فرماندهي قبول كردند كه از جناح راست عبور كنند . نيروها را به كنار سخره كشاندند . محمد جواد پنجه انداخت و نيروها را عبور داد . نيروها خجالت مي كشيدند از اين كه از روي دوش اين بزرگوار عبور كنند . گفتند : حاج آقاي آخوندي شما برويد ما يك نفر يك نفر پنجه مي اندازيم و عبور مي كنيم . ايشان گفتند: بالا برويد اينجا لازم است كه بالابرويد .
حضرت امام خمینی(رحمة الله علیه):
حضرت امام متواضع به معنای واقعی كلمه بودند. با آن همه مقام و عظمت و علم و دانش كه جهانیان را خیره كرده است،خود را تنها،یك طلبه می دانست و با این همه خدمت به اسلام و زنده كردن تشیّع هیچ گونه حریمی برای خویش قایل نبود و با كمال فروتنی، خطاب به جوانان رزمنده جبهه ها می گوید: «من دست و بازوی شما را كه دست خدا بالای آن است می بوسم و بر این بوسه افتخار می كنم
آخوند خراسانی (رحمة الله علیه):
در احوالات ایشان نوشته اند: «این وجود مبارك كه در واقع رهبر دین و دنیای میلیونها مسلمان بود،بسیار متواضع بودند مخصوصاً در برابر اهل علم، با كوچك ترین طلبه در سلام پیشی می گرفت و در مجالس برای ورود آنها به پا می ایستاد.و اهل علم را بسیار تجلیل می كرد.(3)
ملّا احمد مقدس اردبیلی(رحمة الله علیه):
در احوالات ایشان آمده است: «موقعی در سفر یكی از زوّار كه او را نمی شناخت به او گفت: جامههای مرا ببر نزدیك آب و بشوی و چرك آنها را بگیر ـ ملا احمد قبول كرد و جامه های آن مرد بُرد و شست و آورد تا به او بدهد ـ در این هنگام آن مرد او را شناخت و خجالت كشید ـ دیگران هم او را توبیخ كردند. مقدس اردبیلی فرمود: چرا او را ملامت می كنید؟ مطلبی نشده است. حقوق برادران مؤمن بر یكدیگر بیش از اینهاست (4)
۱/اردیبهشت/۹۰, ۸:۰۶
نقل قول:همانطور که یکی از اهداف اصلی جنبش خود شما، "یافتن شیوه های جدید و مناسب برای انجام، فریضه امر به معروف و نهی از منکر با جوانان امروز" میباشد، و از طرفی بسیاری از جوانان این دوره به دلیل گوش دادن زیاد به آهنگ ها و موسیقی های غربی و اعتیاد به آنها، دیگر گوشی برای شنیدن موعظه ندارند، بنظرتان وارد شدن به ذهن چنین افرادی از طریق ابزاری چون موسیقی امکان پذیر هست یا نه؟
دوست عزیز سوال خوبی پرسیدین. من دقیقا جواب رو نمی دونم. من شخصا خیلی بعید می دونم که با چند تا موسیقی کسی بیدار بشه. اینکه بخوایم با کنترل ذهن و تلقین و ... کسی رو از خواب غفلت بیدار کنیم به نظرم اول که کارا نیست. بعد هم ارزشی نداره.
یه مثال می زنم. من و خیلی های دیگه که با شنیدن موزیک کنترل ذهن می شدیم، آیا با شنیدن موزیک از خواب بیدار شدیم یا دانستن حقیقت و تحقیق و مطالعه؟ چطور میشه در چند تا آهنگ و موزیک به چنین دستاوردی رسید؟ اگر قرار باشه موزیک کسی رو بیدار کنه، خیلی زود موزیک دیگری او رو به خواب می بره. این فرصت گوش دادن به موسیقی اگر صرف مطالعات و تحقیقات بشه قطعا اثرش قابل مقایسه نیست.
البته گفتم این دیدگاه شخصی من هست. می دونین دوست عزیز وقتی بیشتر از این عقل و سوادم بهم کمک نمی کنه میرم سراغ احادیث ائمه و کلام بزرگان. آخه حتی کوچکترین توصیه ای نشده. من هم ریسک نمی کنم. نه خودم معتقدم اینکار جواب میده و نه موافقم کسی دنبال چنین کاری بره.
نقل قول:یک نکته دیگر، همانطور که در مقاله تان نیز ذکر فرمودید، گوش دادن به موسیقی، حالا از هر نوعی که باشد، دیگر جایز نیست، با این حساب، تکلیف مستندهایی مانند مستند ظهور که از موسیقی های متن فیلم هایی چون The Fountain و Pan's Labyrinth استفاده کرده، چه میشود؟ آیا گوش دادن به چنین موسیقی هایی در خلال دیدن فیلم های این چنینی نیز مشکلی بوجود می آورد؟
در این مورد هم حق با شماست. اما گفتم اینکه شما گذری، آهنگی به گوشتون بخوره فرق میکنه با اینکه خودتون دنبال شنیدن موزیک برین. میشه حکایت اینکه بزرگان گفتن تو خیابون نگاهتون به نامحرم افتاد سریع نگاهتون رو منحرف کنین و دنبال قضیه رو نگیرین. هر چند الان دیگه میگن سعی کنین جایی نرین که احتمال میدین زیاد نامحرم می بینین. والله حق دارن چنین چیزی بگن با این نامحرم های فجیعی که توی خیابونها هست. بنابراین اگرچه بهتره آدم حتی الامکان جایی نره که می دونه قراره یکساعت موزیک به گوشش بخوره اما موسیقی متنی که در مستند یا فیلمی شنیده میشه، اون اثرات حالتی که طرف خودش بره دنبال موزیک رو نداره.
باز هم میگم این نظر شخصی حقیر هست که می تونه اشتباه باشه.
۱/اردیبهشت/۹۰, ۱۰:۵۸
مطالبی که جناب "بیداری اندیشه" در این تاپیک ارسال کرده اند، بسیار مفید می باشد.
و پاسخ بسیاری از سوالات ما در آن وجود دارد
بنده چند پست اصلی ایشان را بصورت یک فایل PDF گردآوری کرده و در لینک زیر به اشتراک گذاشته ام.
لینک دانلود مقاله
مطمئن هستم که مفید خواهد بود.
و پاسخ بسیاری از سوالات ما در آن وجود دارد
بنده چند پست اصلی ایشان را بصورت یک فایل PDF گردآوری کرده و در لینک زیر به اشتراک گذاشته ام.
لینک دانلود مقاله
مطمئن هستم که مفید خواهد بود.
۲/اردیبهشت/۹۰, ۱:۳۸
(۳۱/فروردین/۹۰ ۸:۳۷)guided نوشته است: [ -> ]چند حکایت بی ربط بی ربط بی ربط!!!!
روزی برای ثبت نام وارد سپاه هویزه شدم، کفش هایم را در آوردم وداخل سالن شدم. بعد از چند لحظه که برگشتم باران آمده بود و زمین گل بود. به یکی از برادران که از آن طرف به این طرف می آمد گفتم((لطفا کفش هایم را بده))، اما ایشان توجه نکرد،بلافاصله دیدم یکی از پاسداران رفت وکفش هایم را آورد، من خیلی ساده تشکر کردم. بعد از چند دقیقه اذان گفتند،دیدم همان برادر که کفش هایم را آورد، امام جماعت است. از بچه ها سوال کردم: ((ایشان کیست؟)) گفتند او حسین علم الهدی (فرماندۀ سپاه) است. من بسیار شرمنده شدم که ایشان کفش مرا آورده و بسیار شیفتۀ اخلاقش شدم.
در روزهاي اولي كه سپاه پاسدارن مشهد از باشگاه افسران به خيابان كوهسنگي اسباب كشي كرده بود شهيد رستمي آمده بود تا جلو دژباني ايشان را نشناخته و به ايشان اجازه ورود نداده بود. من ديدم كه آقاي رستمي از در دژباني برگشت، آمدم و از دژبان پرسيدم كه ايشان چه كار داشت دژبان گفت: مي خواست بيايد داخل من اجازه ندادم. گفتم: او از مسئولين سپاه مشهد است، خودم رفتم و ايشان را صدا زدم و با هم به داخل ساختمان سپاه رفتيم. به شهيد رستمي گفتم: چرا خودت را معرفي نكردي، ايشان فرمودند: من كسي نيستم كه خودم را معرفي كنم.
شهيد محمدجواد آخوندي
شب عمليات والفجر 4 گردان محمد جواد مي خواست از منطقه اي صعب العبور عبور كند . من مسئول تخريب آن محور بودم . راهكارها را باز كرده بوديم و قسمت ديگر راهكار در دامنه شيار قرار داشت و در تيررس دشمن بود. ايشان تدبيرشان اين بود كه نيروها را از كنار سخره عبور دهد كه كمتر در تير رس دشمن باشند و تلفات كمتري بدهند . چون راهكار زير آتش بود ايشان در انتقال نيرو به خط دشمن با هماهنگي فرماندهي قبول كردند كه از جناح راست عبور كنند . نيروها را به كنار سخره كشاندند . محمد جواد پنجه انداخت و نيروها را عبور داد . نيروها خجالت مي كشيدند از اين كه از روي دوش اين بزرگوار عبور كنند . گفتند : حاج آقاي آخوندي شما برويد ما يك نفر يك نفر پنجه مي اندازيم و عبور مي كنيم . ايشان گفتند: بالا برويد اينجا لازم است كه بالابرويد .
حضرت امام خمینی(رحمة الله علیه):
حضرت امام متواضع به معنای واقعی كلمه بودند. با آن همه مقام و عظمت و علم و دانش كه جهانیان را خیره كرده است،خود را تنها،یك طلبه می دانست و با این همه خدمت به اسلام و زنده كردن تشیّع هیچ گونه حریمی برای خویش قایل نبود و با كمال فروتنی، خطاب به جوانان رزمنده جبهه ها می گوید: «من دست و بازوی شما را كه دست خدا بالای آن است می بوسم و بر این بوسه افتخار می كنم
آخوند خراسانی (رحمة الله علیه):
در احوالات ایشان نوشته اند: «این وجود مبارك كه در واقع رهبر دین و دنیای میلیونها مسلمان بود،بسیار متواضع بودند مخصوصاً در برابر اهل علم، با كوچك ترین طلبه در سلام پیشی می گرفت و در مجالس برای ورود آنها به پا می ایستاد.و اهل علم را بسیار تجلیل می كرد.(3)
ملّا احمد مقدس اردبیلی(رحمة الله علیه):
در احوالات ایشان آمده است: «موقعی در سفر یكی از زوّار كه او را نمی شناخت به او گفت: جامههای مرا ببر نزدیك آب و بشوی و چرك آنها را بگیر ـ ملا احمد قبول كرد و جامه های آن مرد بُرد و شست و آورد تا به او بدهد ـ در این هنگام آن مرد او را شناخت و خجالت كشید ـ دیگران هم او را توبیخ كردند. مقدس اردبیلی فرمود: چرا او را ملامت می كنید؟ مطلبی نشده است. حقوق برادران مؤمن بر یكدیگر بیش از اینهاست (4)
سلام دوست عزیز
قدیمیا میگفتن که فحش رو بندازی رو زمین صاحبش خودش بر میداره میذاره جیبیش.اینجانب برداشتم و گذاشتم جیبم...
بنده فحش کاملا کاملا کاملا غیر مستقیم غیر مستقیم شما رو با یک جمله تمام میکنم و دیگر در بحث دیگران شرکت نمیکنم.از این به بعد هر گاه بحثی ایجاد کردم خودم اظهار نظر میکنم.
اما جواب همه دوستانی که به نحوی سعی دارند بنده را پند بدهند و از اشتباه بیرون بیاورند:
از نشانه های آغاز حکومت من این است که کسانی که راست گویند و حقیقت را افشا کنند خوار شمرده شوند....من از این فرصت استفاده خواهم کرد و لشگری که ادعای حقیقت دارد را دور خودم جمع خواهم کرد.(گفتگوی شیطان و آرکموزیس، ویلکلمون)
۳/اردیبهشت/۹۰, ۶:۰۱
(۲/اردیبهشت/۹۰ ۱۰:۰۵)amir-mahdi نوشته است: [ -> ]به نام خدا
سلام دوستان
قرار بود که در این بحث دیگر شرکت نکنم اما دریغم آمد که این جمله را نگویم و امیدوارم که از این سخنانم ناراحت نشوید.
در طول مقاله دوستان به بررسی مضرات موسیقی پرداختند ، اما هیچ کس نیمد تا از مضرات مداحی و امثال آن بگوید می دانید چرا؟
چون ما یاد گرفتیم که هر چه را که بر آن نام دین بگذارند را قبول کنیم و از آن دفاع کنیم .. و برعکس هر چیز که نام دین بر آن نیست به آن حمله ور می شویم و آنقدر از آن بد می گوییم که خدا می داند. ولی هیچگاه توجه نمی کنیم که همه چیز نسبی است و خوب و بد دارد.
اگر همانطور که ار مضرات موسیقی گفتید کمی هم از مضرات گوش دادن به مداحی می گفتید حرف های شما می توانستم قبول کنم اما ...
باز هم از شما دوستان عذر خواهی می کنم .
امیر جان، خوبه که همه ما تعصب رو روی هر چیزی کنار بگذاریم. من خودم گفتم چطور بود وضعیتم. تا کسی میگفت موزیک چنین و چنانه، سریع جبهه می گرفتم و انواع دلایل و توجیهات رو سر هم میزدم. چرا؟ چون دوست داشتم موزیک گوش بدم. نفس من دوست داشت موزیک گوش بده. حتی برای اولین بار به دفتر مرجع خودم رجوع کردم و بحث کردن باهاش که چرا میگین چنین و چنان. گذشت تا خوردم به موضوعات فراماسونری. و اینکه موزیک یکی از ابزارهای اونها هست. تحقیق زیادی کردم و نتیجه شد اون چیزی که در این تاپیک می بینین. البته موزیک غرب که اصلا جای بحث نداره. گفتم در اون مورد مستندی داریم تهیه می کنیم.
وقتی دیدم اینطوریه دیگه گوش ندادم. حالا نفسم ناراحت شد اما برام مهم نبود چون من به تحقیق رسیده بودم که موزیک هیچ کمکی به تعالی من نخواهد کرد. چیزی به اسم موزیک خوب نداریم (با صوت و صدای طبیعت و مداحی و موزیک جنگ کاری نداریم.) من دیدم حق چیه پذیرفتم. دوستانی مثل شما هم یه بار دیگه مطلب رو بخونن، نظر اون بزرگان و علامه ها رو بخونن بعد تصمیم بگیرن. خواهشا با این توجیه که چون اسم دین روی موزیک نیست اینقدر بد بهش میگن و ... خودمون رو فریب ندیم. اینها ممکنه خدایی ناکرده توجیهات شیطان باشه که بر زبان ما جاری میکنه.
فرمودین اگر از مضرات مداحی می گفتیم حرف بزرگان دین رو باور می کردین. این دو تا قضیه با هم خیلی فرق دارن. مداحی اهل بیت در اصل هیچ مشکلی نداره. نه تنها مشکلی نداره بلکه بسیار کمک کننده در طریق بندگی و کسب معرفت هست. چون مهمون اهل بیت میشین که همگی نهایت علم و معرفت نسبت به خدا رو داشتن و دارن. به قول استاد فاطمی نیا، مطمئن باشین از کرم اونها دوره که در مجلسشون شرکت کنین و چیزی در کاسه شما نگذارن ولو اینکه خودتون متوجه نشین.
اما درسته این وسط آسیبهایی به مداحی وارد شده که باید آسیب شناسی بشه. از مداحی های با آهنگهای مزخرف بگیر تا غلوها و دروغهایی که برای بازار گرمی توسط بعضی مداح نماها گفته میشه. من هم مخالفم و هر جایی رفتم اگر دیدم مداحش چنین مشکلاتی داره سعی می کنم مجلس رو ترک کنم به شرطیکه مجلس جایگزینی پیدا کنم چون حاضر نیستم به هیچ قیمتی مجلس اهل بیت خصوصا امام حسین علیه السلام رو از دست بدم.
البته بزرگان و مراجع در مورد آسیب های مداحی هم گفتن. اینطور نیست که فقط بد موزیک رو گفته باشن. کتاب حماسه حسینی شهید مطهری هم در همین زمینه هست.
امیدوارم حق و حقیقت رو گفته باشم و امیدوارم همه ما در جنبه های مختلف، وقتی به حقیقت پی بردیم تسلیم حق بشیم و حقیقت رو همونطوری که هست و نه اونطوری که دوست داریم، بپذیریم. انشاءالله انجام چنین کار سختی از طرف خدا بی پاسخ نمی مونه.
والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا
۶/اردیبهشت/۹۰, ۷:۵۳
shadow عزیز شما هم مثل اینکه خیلی موزیک گوش می دادین.
انشاءالله خدا کمکتون میکنه. محاله گامی به سوی خدا برداریم اما خدا چند برابر به سمت ما نیاد.
عزیز دل به تجربه عرض میکنم دقیقا مثل اینکه بخوای مواد مخدر رو ترک کنی، ابتدای کار با مشکل مواجه میشی.
اگر به لطف خدا و همت خودتون موفق شدین که شکر خدا رو به جای بیارین. اما اگر نشد و وساوس شیطان هم مزید بر علت شد، سعی کنین سلسله مراتبی جلو برین. اول از خواننده های زن شروع کنین، بعد آهنگهای با ریتم تند، بعد آهنگهای با موضوع چرندیات (اکثر آهنگهای خوانندگان ایرانی) و در نهایت آهنگهای بیکلام.
داستانی در کتاب مولوی هست با کمی تلخیص خدمتتون عرض می کنم. انشاءالله براتون مفید باشه.
اومده که یه بنده خدا بوده کارش و شغلش تخلیه چاه و مستراح بوده و .... خلاصه عادت داشته با بوی فاضلاب و گنداب.
از قضا یک روز بیکار میشه. با خودش فکر میکنه سری به بازار بره. گذرش می افته به راهرویی که بازار عطاران بوده. یه مقدار که جلو میره یکدفعه حالش بد میشه می افته وسط بازار. دورش رو میگیرن. عطاری از سر دلسوزی میره گلاب ناب میاره میگیره زیر دماغش می بینه طرف حالش بدتر شد و کف از دهانش بیرون زد و .... همسایه و دوست این بنده خدا داشته رد میشده متوجه شلوغی میشه و نزدیک میره. کسب خبر میکنه. میگن طرف یهو حالش بد شد هر چی عطر میگیریم جلو دماغش حالش بدتر میشه. همسایه متوجه داستان میشه. میره یه مقدار فضله حیوانی میاره آتیش میزنه و دودش رو میگیره زیر دماغ طرف. همه می بینن طرف حالش خوب شد و سر پا ایستاد. گفتن چی شد؟ داستان چیه؟
همسایه توضیح میده میگه این آقا عادت کرده به بوی کثافات و فضولات. تحمل استشمام بوهای معطر و خوشبو رو نداره.
در مورد موزیک هم همینطوره. دیدین افرادی که موزیک زیاد گوش میدن، از صدای صوت قرآن و مداحی اهل بیت و دعاها و زیارات بدشون میاد یا خوششون نمیاد؟ تا قرآن میشنوه میگه کی مرده که دوباره قرآن گذاشتن؟ تا توی تلویزیون صدای دعا میشنوه کانال رو عوض میکنه. تا توی ماشینی صدای قرآن و اذان میشنوه میگه خاموش کن سرم درد میکنه و ... دلیلش اینه که طرف عادت کرده کثافات گوش بده. صداها و آواهای پلید گوش بده (بوی فاضلاب) و نمی تونه آوای دلنشین قرآن و دعا و مناجات (بوهای خوشبو و معطر) بشنوه.
همینطور برعکسش. چرا عده ای وقتی توی ماشین می شینن و راننده موزیک ناجور گذاشته، طرف ناراحت میشه و میگه خاموشش کنه. چون کسی که همیشه بوهای معطر استشمام کنه، تحمل استشمام بوی کثیف رو نداره و اذیت میشه. من خودم به عینه به چنین آدمهایی انگ خشک مقدس و متحجر میزدم. اما باور کنین حقیقت رو میگم. قبلا دقیقا از صوت مداحی و دعا بدم میومد. قرآن هم اگر چیزی نمی گفتم به خاطر شرم از خدا بود که نارضایتی خودم رو سعی می کردم درون خودم خاموش کنم. اما حالا از وقتی که یکسالی میشه به لطف خدا سعی کردم موسیقی رو ترک کنم، یه حالتی شده که نه تنها رغبتی به شنیدن اونها ندارم بلکه بدون اینکه خودم بفهمم از اونها بدم میاد. نه البته همه جور موسیقی بدم بیاد و مخالفت کنم. عرض کردم قبلا که بیکلام رو اگر جایی بشنوم خیلی مخالفتی ندارم اما وای اگر آهنگهای چرند ایرانی باشه و خصوصا اگر صدای زن باشه اینقدر اذیت میشم که حد نداره. حتی اگر جرئت کنم انگ متحجر بودن و خشک مغز بودن رو به جون بخرم، احتمال داره از طرف بخوام که خاموش کنه. بسته به اینکه کجا باشم. قطعا تاکسی تلفنی باشه مهلت نمیدم. اینها به برکت قدم کوچک من و الطاف بزرگ و بی پایان خداوند بود که در عرض چند ماه از گنداب و منجلاب موسیقی های کثیف بیرون اومدم و الان علاقمند نوای قرآن و مناجاتها و مداحی ها شدم به لطف خدا.
ببخشید زیاد حرف زدم. گفتم شاید تجربه من کمکی باشه به عزیزانی که عزم بر این رزم بزرگ دارن.
انشاءالله خدا کمکتون میکنه. محاله گامی به سوی خدا برداریم اما خدا چند برابر به سمت ما نیاد.
عزیز دل به تجربه عرض میکنم دقیقا مثل اینکه بخوای مواد مخدر رو ترک کنی، ابتدای کار با مشکل مواجه میشی.
اگر به لطف خدا و همت خودتون موفق شدین که شکر خدا رو به جای بیارین. اما اگر نشد و وساوس شیطان هم مزید بر علت شد، سعی کنین سلسله مراتبی جلو برین. اول از خواننده های زن شروع کنین، بعد آهنگهای با ریتم تند، بعد آهنگهای با موضوع چرندیات (اکثر آهنگهای خوانندگان ایرانی) و در نهایت آهنگهای بیکلام.
داستانی در کتاب مولوی هست با کمی تلخیص خدمتتون عرض می کنم. انشاءالله براتون مفید باشه.
اومده که یه بنده خدا بوده کارش و شغلش تخلیه چاه و مستراح بوده و .... خلاصه عادت داشته با بوی فاضلاب و گنداب.
از قضا یک روز بیکار میشه. با خودش فکر میکنه سری به بازار بره. گذرش می افته به راهرویی که بازار عطاران بوده. یه مقدار که جلو میره یکدفعه حالش بد میشه می افته وسط بازار. دورش رو میگیرن. عطاری از سر دلسوزی میره گلاب ناب میاره میگیره زیر دماغش می بینه طرف حالش بدتر شد و کف از دهانش بیرون زد و .... همسایه و دوست این بنده خدا داشته رد میشده متوجه شلوغی میشه و نزدیک میره. کسب خبر میکنه. میگن طرف یهو حالش بد شد هر چی عطر میگیریم جلو دماغش حالش بدتر میشه. همسایه متوجه داستان میشه. میره یه مقدار فضله حیوانی میاره آتیش میزنه و دودش رو میگیره زیر دماغ طرف. همه می بینن طرف حالش خوب شد و سر پا ایستاد. گفتن چی شد؟ داستان چیه؟
همسایه توضیح میده میگه این آقا عادت کرده به بوی کثافات و فضولات. تحمل استشمام بوهای معطر و خوشبو رو نداره.
در مورد موزیک هم همینطوره. دیدین افرادی که موزیک زیاد گوش میدن، از صدای صوت قرآن و مداحی اهل بیت و دعاها و زیارات بدشون میاد یا خوششون نمیاد؟ تا قرآن میشنوه میگه کی مرده که دوباره قرآن گذاشتن؟ تا توی تلویزیون صدای دعا میشنوه کانال رو عوض میکنه. تا توی ماشینی صدای قرآن و اذان میشنوه میگه خاموش کن سرم درد میکنه و ... دلیلش اینه که طرف عادت کرده کثافات گوش بده. صداها و آواهای پلید گوش بده (بوی فاضلاب) و نمی تونه آوای دلنشین قرآن و دعا و مناجات (بوهای خوشبو و معطر) بشنوه.
همینطور برعکسش. چرا عده ای وقتی توی ماشین می شینن و راننده موزیک ناجور گذاشته، طرف ناراحت میشه و میگه خاموشش کنه. چون کسی که همیشه بوهای معطر استشمام کنه، تحمل استشمام بوی کثیف رو نداره و اذیت میشه. من خودم به عینه به چنین آدمهایی انگ خشک مقدس و متحجر میزدم. اما باور کنین حقیقت رو میگم. قبلا دقیقا از صوت مداحی و دعا بدم میومد. قرآن هم اگر چیزی نمی گفتم به خاطر شرم از خدا بود که نارضایتی خودم رو سعی می کردم درون خودم خاموش کنم. اما حالا از وقتی که یکسالی میشه به لطف خدا سعی کردم موسیقی رو ترک کنم، یه حالتی شده که نه تنها رغبتی به شنیدن اونها ندارم بلکه بدون اینکه خودم بفهمم از اونها بدم میاد. نه البته همه جور موسیقی بدم بیاد و مخالفت کنم. عرض کردم قبلا که بیکلام رو اگر جایی بشنوم خیلی مخالفتی ندارم اما وای اگر آهنگهای چرند ایرانی باشه و خصوصا اگر صدای زن باشه اینقدر اذیت میشم که حد نداره. حتی اگر جرئت کنم انگ متحجر بودن و خشک مغز بودن رو به جون بخرم، احتمال داره از طرف بخوام که خاموش کنه. بسته به اینکه کجا باشم. قطعا تاکسی تلفنی باشه مهلت نمیدم. اینها به برکت قدم کوچک من و الطاف بزرگ و بی پایان خداوند بود که در عرض چند ماه از گنداب و منجلاب موسیقی های کثیف بیرون اومدم و الان علاقمند نوای قرآن و مناجاتها و مداحی ها شدم به لطف خدا.
ببخشید زیاد حرف زدم. گفتم شاید تجربه من کمکی باشه به عزیزانی که عزم بر این رزم بزرگ دارن.
۶/اردیبهشت/۹۰, ۱۰:۲۸
این یک خاطره شخصیه اما فکر کنم قدرت موسیقی و تاثیرش رو نشون بده، من هم همیشه عادت داشتم با موسیقی کار کنم درس بخونم انواع موسیقی حتی گیتار هم می زدم. چون تنها زندگی می کردم نمی تونستم همش تو سکوت باشم و مسویقی هم نوای من شده بود.این روزگار من بود تا اینکه یک سری مشکلاتی برام پیش اومد درحد عذاب شب قبر..
تمام زندگیم بهم خورده بود، نمی دونستم چی کار کنم کلا تمرکز و قدرت تفکرم از هم پاشیده شده بود، به پیشنهاد عموم (که دکتری فقه و حقوق داره) به جای موسیقی ، قرآن گوش می کردم حتی موقع خواب و کار و... ، بعد چند روز دیگه خواب های بد نمی دیدم ذهن و فکرم آروم گرفته بود وکم کم تونستم از پریشانی در بیام فکرم به کار افتاد و بعد یک مدت کارهام رو رایست و ریس کردم اون موقع برام معجزه قرآن علنی بود اما همیشه می دونستم یک دلیل علمی هم باید داشته باشه وقتی این تایپیک رو دیدم و به ارتباط موسقی و علم ریاضی و آهنگین بود کلام الله توجه کردم به قدرت و تاثیر گذاری فوق العاده روانی موسیقی پی بردم البته منظورم این نیست خدایی نکرده قرآن در حد کتاب های شعر معمولیه نه منظورم کار زیبای خداوندی در کتابی که برامون فرستاده و قدرت موسیقی که غرب داره ازش استفاده می کنه و راه کاری که به نظر من می تونیم ازش استفاده کنیم گوش دادن به قرآنه در اکثر کارهامون، هم آرامش خاصی سراغ آدم میاد هم می تونه تأثیرات کل تفکرات بد و پریشانی رو از ادم بگیره. به نظر من بهترین چیز برای رسیدن به آرامش همون گوش دادن قرآن مخصوصا که به علت مشغله کاری همه نمی رسن هر روز قرآن بخونن.
تمام زندگیم بهم خورده بود، نمی دونستم چی کار کنم کلا تمرکز و قدرت تفکرم از هم پاشیده شده بود، به پیشنهاد عموم (که دکتری فقه و حقوق داره) به جای موسیقی ، قرآن گوش می کردم حتی موقع خواب و کار و... ، بعد چند روز دیگه خواب های بد نمی دیدم ذهن و فکرم آروم گرفته بود وکم کم تونستم از پریشانی در بیام فکرم به کار افتاد و بعد یک مدت کارهام رو رایست و ریس کردم اون موقع برام معجزه قرآن علنی بود اما همیشه می دونستم یک دلیل علمی هم باید داشته باشه وقتی این تایپیک رو دیدم و به ارتباط موسقی و علم ریاضی و آهنگین بود کلام الله توجه کردم به قدرت و تاثیر گذاری فوق العاده روانی موسیقی پی بردم البته منظورم این نیست خدایی نکرده قرآن در حد کتاب های شعر معمولیه نه منظورم کار زیبای خداوندی در کتابی که برامون فرستاده و قدرت موسیقی که غرب داره ازش استفاده می کنه و راه کاری که به نظر من می تونیم ازش استفاده کنیم گوش دادن به قرآنه در اکثر کارهامون، هم آرامش خاصی سراغ آدم میاد هم می تونه تأثیرات کل تفکرات بد و پریشانی رو از ادم بگیره. به نظر من بهترین چیز برای رسیدن به آرامش همون گوش دادن قرآن مخصوصا که به علت مشغله کاری همه نمی رسن هر روز قرآن بخونن.
