|
ده افسانه دربارۀ خداناباوری
|
|
۲۰:۵۳, ۳۱/شهریور/۹۲
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
1- خدا ناباوران معتقدند زندگی بیمعنا است
خیر، «خدا ناباوران» بر این باورند که زندگی بسیار هم پرمعناست. آنها بر خلاف آموزههای مذهبی، ادامۀ زندگی را در جهانی دیگر نمیجویند بلکه با در پیش گرفتن یک زندگی کامل و مفید، از آن لذت میبرند. خدا ناباوران تصور زندگی بیمعنا را بیمعنی میدانند. 2- خدا ناباوری در بزرگترین جنایات بشری نقش داشته است اهل ایمان همواره اشاره میکنند که جنایات هیتلر، استالین، پُلپوت و مائو، نتیجه مستقیم آموزههای خداناباورانه است. اما مشکلِ کمونیزم و فاشیزم این نیست که آنها خشنتر از مذاهبِ دیگر هستند، بلکه این است که آنها بسیار شبیه مذاهب توحیدی هستند! چنین رژیمهایی از هستۀ فکری دُگمی برخوردارند، هویتی همچون فرقههای مذهبی به خود میگیرند. آشویتس، گولاگ و کشتزارهای مرگ، مثالهایی از عدم باورِ مذهبی نیستند بلکه نشانههایی از تعصبات سیاسی، ملی و قومی هستند که افسار گسیختهاند. هیچ جامعهای در تاریخ بشریت یافت نمی شود که از خِردگرایی آسیب دیده باشد. 3- خدا ناباوران متعصبند یهودیان، مسیحیان و مسلمانان ادعا میکنند کتب آسمانی آنها چنان پاسخگوی مشکلات مردم هستند که باید بر قلمِ صُنع پروردگاری دانا و توانا ساخته شده باشند. یک خداناباور کسی است که بر اساسِ این ادعا، کتب مذاهب توحیدی را مطالعه کرده و این ادعا را بیهوده یافته است. دلیلی ندارد برای زیر سوال بردن آموزههای مذهبی، متعصب یا بیایمان بود. استفن هنری رابرتز میگوید: «من و تو هر دو آتئیست هستیم. من تنها به یک خدا کمتر از تو اعتقاد دارم. هرگاه فهمیدی چرا موجودیت خدایان دیگر را نمیپذیری، خواهی دانست چرا من خدای تو را نمیپذیرم.» 4- خداناباوران تصور میکنند همهچیز در جهان اتفاقی درست شده است هیچکس نمیداند جهان چگونه آغاز شده است. حتی در واقع نمیدانیم باید از واژۀ شروع استفاده کنیم یا آفرینش. این واژهها خود وابسته به کمیتِ زمان هستند؛ در حالیکه این بحث خود به منشاء فضا-زمان میپردازد. این برداشت از باور به وقوعِ اتفاقیِ جهان توسط خداناباوران، به تئوریِ تکامل داروین باز میگردد. همچنانکه ریچارد داوکینز در کتاب «پندارِ خدا» میگوید، حاصلِ برداشتی سراسر اشتباه از تئوری تکامل است. تکامل، ترکیبی است از انتخاب طبیعی و جهش اتفاقی. خداناباوران اعتقاد دارند هستی، به تنهایی از انتخابات اتفاقی بوجود نیامده است. 5- خداناباوری ارتباطی با دانش ندارد میشود دانشمند بود و به خدا اعتقاد داشت. این بدیهی است که تفکر علمی، بیشتر میتواند منجر به خداناباوری شود تا صرفِ داشتنِ ایمان. مثلا در آمریکا حدود 90% جمعیت به خدایی شخصی اعتقاد دارند اما هنوز 93% از دانشمندان آکادمی ملی علوم، خداناباور هستند. 6- خداناباوران مغرور و پر افادهاند زمانی که دانشمندان چیزی را نمیدانند – مثلا اینکه جهان چگونه آغاز شد یا نخستین ملکولهای حیات چگونه شکل گرفتند – به آن اذعان میدارند. تظاهر به دانستن چیزی که نمیدانیم، در جهانِ دانش گناهی نابخشودنی است، چیزی که در ایمانِ مذهبی از پایههای تفکر محسوب میشود. یک نکتۀ جالب در مومنان مذهبی این است که با فروتنیِ کامل به دعا و نماز میپردازند در حالیکه ادعا می کنند مذهب ایشان به حقیقت همۀ چیزهایی دست یافته که دانشمندان در حقیقت ان درماندهاند. هنگامی که در مورد جهان و جایگاه ما در آن پرسشی مطرح میشود، خداناباوران از دانش مدد میگیرند، بیآنکه از مفروضاتِ نامعلوم و مبهم نامی به میان آورند. و این تکبر نیست، عین درستکاری است. 7- خداناباوران از تجربیات روحانی بینصیبند هیچ چیز نمیتواند خداناباور را از عشق و شور و مستی و لذت و ترس بازدارد. آنچه یک آتئیست از آن احتراز میکند، ربط دادن این امور به ماوراء الطبیعه است. وی این احساسات را چون واقعیتی طبیعی میپذیرد. تجربیات روحانی بسیاری از مذهبیون به بهبود زندگی آنها کمک کرده است زیرا اصولا القاءِ حس مثبت، بر روان و مغز انسانها تاثیر میگذارد. آیا نماز و ادعیه مسیحیان میتواند مسیح را تنها راهِ نجات بشریت معرفی کند؟… خیر، زیرا میلیونها هندو، بودایی و مسلمان نیز از این تجربیات روحانی استفاده میکنند و عقیدهای مشابه دارند و منجیانی مشابه. اما حقایق تاریخی و صحتِ افسانههای مذهبی، چیزهایی هستند که تجربیات روحانی نمیتوانند آنها را اثبات کنند. 8- خداناباوران معتقدند زندگانی و عقاید انسان پوچ و بیهوده است خداناباوران مرزهای ادراک انسانی را محدود میدانند، چیزی که مذاهب توحیدی آنرا قبول ندارند. این واضح است که ما کاملا جهان را نشناختهایم، اما این هم واضح است که انجیل یا قرآن در شناخت بهتر جهان کمکی به ما نکردهاند. ما نمیدانیم آیا حیات هوشمند در مکانی دیگر نیز وجود دارد یا خیر؛ اگر چنین باشد، شاید آنها به درک و دانشی فراتر از دانش فعلی ما دست یافته باشند. یک خداناباور چنین احتمالی را رد نمیکند. اگر چنین موجودات خارق العادهای در جهان وجود داشته باشند، محتویات کتبِ مذهبی اسمانی، برای آنها بسیار پیش پا افتادهتر خواهد بود تا برای ما! 9- خداناباوران انکار می کنند که مذاهب حاوی منفعتهای زیادی برای جوامعند آنها که بر نقش مفید مذاهب بر جوامع انسانی تاکید میورزند، در نظر نمیگیرند که این اثرات نمیتوانند حقانیتِ اصول مذهبی را اثبات کنند. تفاوت عمیقی میان پندارهای آرامشبخش و حقیقتِ عریان وجود دارد. در حقیقت، در مورد اثرات مثبت مذاهب جای اختلاف نظر وجود دارد. در اکثر موارد به نظر میرسد مذاهب توحیدی برای ترویجِ رفتارهای پسندیده، از استدلالهایی زیانبار استفاده میکنند؛ در حالیکه استدلالهای خوبی وجود دارند. از خود سوال کنید کدامیک اخلاقیتر است: گرفتنِ دست نیازمندی زیرا بسادگی او محتاج و فقیر است و در وضع بدی بسر میبرد، یا بخاطر اینکه خالقِ هستی از شما میخواهد اینکار را انجام دهید تا در قبالِ آن به شما پاداش دهد یا در ازای عدم انجام آن، شما را عذاب کند؟ 10- خداناباوران به اصول اخلاقی پایبند نیستند اگر یک انسان به این درک نرسیده باشد که ظلم و شقاوت بد است، با مطالعۀ کتبِ آسمانی هم به این نتیجه نخواهد رسید، زیرا این کتب مذهبی، خود سرشارند از شقاوت و خشونت زمینی یا آسمانی! ما خداناباوران اصول اخلاقی خود را از کتب آسمانی استخراج نمیکنیم. ما با اتکاء به فراست و فهم ذاتی خود، اصول اخلاقی خود را بنا میکنیم. اصولی که مبنای آن، هزاران سال تحقیق و تفکر و تفحص دربارۀ علل و امکان وقایع است. بشر در طول تاریخ، اصول اخلاقی شایان توجهی را بنا نهاده و اینکار تنها به کمکِ کتب آسمانی صورت نپذیرفته است. کتبِ مذهبی درون خود بردهداری را ترویج میکنند، اما هر انسان آزاده و اخلاقمداری به زشتی این عمل اذعان دارد. هر آنچه از اخلاق در کتب آسمانی ذکر شده ، میتواند تنها بر اساس ارزش اخلاقی عمومی آنها مورد تایید قرار گیرد؛ بدون آنکه به این معتقد باشیم دستی نامرئی آنرا از آسمان برایمان به ارمغان اورده باشد.
ده افسانه و حقیقت دربارۀ آتئیزم به قلم سم هریس ترجمه لاادری
|
|||
|
| آغاز صفحه 4 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۳:۱۶, ۳۱/فروردین/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۱/فروردین/۹۳ ۱۳:۱۷ توسط III I III.)
شماره ارسال: #31
|
|||
|
|||
(۳۱/فروردین/۹۳ ۱۲:۲۴)مجتبی110 نوشته است: چیزهایی نگید که خداناباوران بگن این خداپرستان عجب در مقابل فهم حرف ما مقاومت می کنن!! این خدا ناباور معتقد است بر اساس احتمالات می شود! شما یک تعداد اجر همینجوری بیاندازی و تبدیل به خونه بشه: (۱۵/آبان/۹۱ ۱:۲۷)namekarbary نوشته است: و بعد به این شکل معتقد است برهان نظم رو انکار کرده یعنی برایش عددی کمتر از 0000000000000000000000001/0 درصد از شکل گیری نظم عالم به طور تصادفی کفایت می کند که ناظمی می خواهد نظم این عالم عبارات من بر اساس همین اظهارات این خداناباور است دوست من
|
|||
|
|
۱۳:۳۴, ۳۱/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #32
|
|||
|
|||
(۳۱/فروردین/۹۳ ۱۳:۱۶)III I III نوشته است: و بعد به این شکل معتقد است برهان نظم رو انکار کردهآره این ایرادیه که از خودش نیاورده و ایرادیه که به برهان نظم میارن! تو ویکی هم سرچ کنید پیدا می کنید! در واقع گفته می شه، احتمال اینکه یک نفر در یک قرعه کشی بین 1 میلیون نفر برنده بشه 0.000001 هست! اما آیا برنده شدن در این قرعه کشی نیاز به تقلب داره؟ این استدلال برای فرار از موضوع استدلال خوب و منطقی ای هست! اما نمی تونه برهان نظم رو از زیر سوال ببره! بعدا در مورد این استدلال صحبت می کنم! |
|||
|
۲۱:۵۵, ۳۱/فروردین/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۱/فروردین/۹۳ ۲۲:۲۰ توسط namekarbary.)
شماره ارسال: #33
|
|||
|
|||
نقل قول:یه نگاهی انداختم به تاپیک و دیدم که تا جایی حرف همه درست بود. سلام دوست من. فکر می کنم بهتره برای این که حرفتون اثبات پذیر باشه، یا به امارهای گرفته شده از ما رجوع کنید. یا به کتابهای سردمداران اخلاق بی خدایی. نقل قول:شما چی؟ کلی نماز روزه و حج و ذکات که آخرش چی؟ بری بهشت؟ بری پیش خدا؟ ما اومدیم اینجا گریه کنیم که خدایا منو بغل کن!؟!Crying مگه خدا یویو خلق کرده که بندازتمون تو دنیا بعدش برگردیم بهشت( که جای اولمون بود) نه خیر! ما اومدیم اینجا که چیزی رو ثابت کنیم و اون هم یعنی انسانیت. چیزی که توی خیلی از مکاتب نوظهور( البته منطقی هاش) بهش ارزش میدن. اما توی مذهب ما( با این که بهش توجه شد) فراموش شده.خیر دوست من. اشتباه شما در یک نکته ی ظریف هست. شما نیومدید انسانیت رو ثابت کنید، اومدید مطیع فرمان خدا باشید: "و جن و انس را نیافریدم جز براى آنكه مرا بپرستند" (قرآن) اگر خدا گفت تمام انسان ها را هم سر ببر شما موظف به اطاعت هستی که این خلاف اومانیسم هست. نقل قول:اتفاقا اومانیسم به معنای انسان محوری است. انسان محوری هم به معنای خود محوری نیست، بلکه به معنای جامعه محوری است. یعنی عدالت مساوات، عدم دروغ و فساد، عدم پذیرش ظلم و با رعایت انسانیت زندگی کردن. این تعبیر درست و به صرفه از اومانیسم هست. چون اگه اینجوری نمی شد این همه گسترش پیدا نمی کرد.ما چیزی به نام قانون جنگل در فلسفه غرب نداریم. قانون ما براساس نظر خردمندان منتخب مردم نوشته می شه. ایشون می تونن از هر یک سردمداران مکاتب سیاسی/اجتماعی/اخلاق غرب که دوست داشتن سند بیارن. این عبارات چاله میدونی فکر نمی کنم جاش تو بحثای عقلانی باشه. نقل قول:لپ کلام. اومانیسم، کمونیسم، لیبرالیسم، آتئیسم و... همه و همه با احکام و قوانین (صرفا) دنیوی اسلام موازی هستند و مغایرتی ندارند. اما در احکام و قوانین اخروی و ماورایی با هم در تضادن. ما الآن در دنیا زندگی می کنیم. نه در آخرت. در نگاه اول فرقی نمی کنه که کدومشون رو دنبال کنیم اما در نگاهی بهتر می فهمیم که همه ی این مکاتب سست عنصر هستند و به راحتی یک پیرو رو در شرایط بحرانی از خودش جدا می کنه اما اسلام این طور نیست و اون هم به خاطر معاد و توحیدهما اسلام آغشته به بیانات روشن فکری که برای انسانی نشون دادن اسلام استفاده می شه رو به رسمیت نمی شناسیم. اسلام طالبانی رو هم به رسمیت نمی شناسیم. تنها اسلام برآمده از قرآن و حدیث رو به رسمیت می شناسیم، که اتفاقا نتیجه عملیش با تمام این مکاتب مغایر هست. (۳۱/فروردین/۹۳ ۱۰:۵۷)III I III نوشته است: 1- أَفِي اللّهِ شَكٌّ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ ﴿۱۰- ابراهیم﴾ قدیمی ها یه ضرب المثل خیلی خوبی داشتن که می گفت درخت گردکان با این بزرگی، درخت خربزه الله اکبر. (به طرف درخت گردو رو نشون داده بودن و از این متحیر مونده بود که درختش چه قدر بزرگه و بعد خربزه رو نشون داده بودن و پیش خودش فکر کرده بود که درخت خربزه دیگه باید چه قدر بزرگ باشه!!!) حالا شده حکایت شما که به ساخته شدن چیز حیرت اشراف داری و از اون ساخته شدن چیز حیرت انگیز دیگه ای رو نتیجه می گیری!!! (البته کار نداریم که جهان غایت مند یا منظم یا هر چیز دیگه باشه یا نباشه. از تجربه جهان و در کل حیطه شناخت های عینی نمی تونیم گزاره های متافیزیک مطرح کنیم. فلسفه متافیزیک مقدم بر علوم تجربی هست - می تونید به نقد عقل محض مراجعه کنید.) نقل قول:و اگر ما فرشتگان را به سوى آنان مىفرستاديم و اگر مردگان با آنان به سخن مىآمدند و هر چيزى را دسته دسته در برابر آنان گرد مىآورديم باز هم ايمان نمىآوردند (۱۱۱) و نتیجه بدیهی این که اگر فرشتگان به سوی انسان فرستاده بشن، مردگان به سخن در بیان و هر چيزى دسته دسته در برابر انسان گرد آورده بشه، خللی به این حکم عقلانی و اثبات پذیر وارد نمی شه که خدا وجود نداره. |
|||
|
۸:۵۲, ۱/اردیبهشت/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/اردیبهشت/۹۳ ۹:۲۷ توسط III I III.)
شماره ارسال: #34
|
|||
|
|||
|
این خدا ناباور معتقد است بر اساس احتمالات می شود!
شما یک تعداد آجر همینجوری بیاندازی و تبدیل به خونه بشه: (۱۵/آبان/۹۱ ۱:۲۷)namekarbary نوشته است: و بعد به این شکل معتقد است برهان نظم رو انکار کرده یعنی برایش عددی کمتر از 000000000000001 / 0 درصد از شکل گیری نظم عالم به طور تصادفی کفایت می کند که به وجود آمدن این عالم ناظمی نیاز ندارد 1- أَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ أَفَأَنتَ تَكُونُ عَلَيْهِ وَكِيلًا﴿۴۳﴾ آيا آن كس كه هواى [نفس] خود را معبود خويش گرفته است ديدى آيا [مىتوانى] ضامن او باشى(۴۳) . . 2- بَلْ يُرِيدُ الْإِنسَانُ لِيَفْجُرَ أَمَامَهُ﴿۵- قیامت﴾ بلكه انسان مىخواهد در مهلتى كه در پيش دارد، فسق و فجور كند (لذا حق را منکر می شود)(۵) . . پیشنهادمان به بعضی از کاربران این است که سعی کنند که یک نوزاد رو بگذارند در مقابل کیث وکیبورد و امیدوار باشند که بعد از چند هزار یا چند میلیون یا چند میلیارد سال بر اساس علم احتمال می تواند تاپیک مورد نظرش تایپ شده و ارسال شود. البته بعضی از کاربران می توانند بر اساس مبانی کاملاً علمی و عقلی و غیر احساسی خداناباوران حتی نوزاد هم نگذارند فقط کامپیوتر را روشن کرده مقابلش بنشینید و امیدوار باشد خود به خود بعد از نهایتاً چند ملیارد سال تاپیک مورد نظرشان سر از قسمت ارسالهای جدید تالار بیداری اندیشه دربیاورد. خواهش می کنم به من هم نخندید چون کاملاً منطقی دارم بحث می کنم و عقلانی و نه احساسی بر اساس یافته های بزرگترین خداناباوران کل این عالم هستی منظم بدون نیاز به ناظم و خود به خود به وجود آمده است. دیگر به وچود آمدن خود به خود یک تاپیک که چیزی نیست دوستان ![]() پ.ن: خواب را می شود بیداری کرد، کسی که خود را به خواب بزند با لگد هم نمی شود... در ارسال بالا نوشته اند: (۱۵/آبان/۹۱ ۱:۲۷)namekarbary نوشته است:و در این ارسال: http://forum.bidari-andishe.ir/thread-16...#pid158494 (۱۵/آبان/۹۱ ۱:۲۷)namekarbary نوشته است: بدون شرح... |
|||
|
۱۲:۳۸, ۱/اردیبهشت/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/اردیبهشت/۹۳ ۱۲:۴۱ توسط Bidel.s.)
شماره ارسال: #35
|
|||
|
|||
|
من فکر می کردم بحث تموم شده اما ظاهرا تازه شروع شده. خوب منم شروع می کنم... اما با یه مثال:
یادمه معلم فیزیک پیش دانشگاهیمون اومد و گفت: بچه ها به ماه دقت کنید... چرا جادبه اون رو سمت زمین نمی کشه؟ اگه جاذبه روش تاثیر آنچنانی نداره پس با کدوم نیرو داره توی مدار گردش می کنه. یکم چرت و پرت گفتیم آخرش گفت: این خلقت خداست. این معجزه است. ماه تو یه فاصله ی دقیقی از زمین مونده که نه میره و نه میاد! اما من یه چی دیگه گفتم: نه آقا! اینجوری ها هم نیست. اوایل خلقت زمین جتما دور زمین خیلی اجرام چرخش می کردن. اونایی که نزدیک بودن به زمین خوردن. اونایی که دور بودن که رفتن. فقط ماه ایت وسط موند. جالب نبود؟ یه مثال دیگه می زنم. لابد شما فکر می کنید باید شق القمر کنیم تا بتونیم ارزن رو روی طناب پهن کنیم. اما من می گم نه! اگه ارزن رو روی طناب بپاشید. یه سریش می ریزن می رن. یه سریش می مونن روی طناب. دیدین چه راحت ارزن روی طناب پهن شد؟ دو تا مثال زدم که دو پدیده ی تصادفی رو نشون بدم. حالا می خوام یه چیزی بگم: مکاتب غیر خدایی ریشه در داروینیسم دارن. یعنی در جهان همیشه چرخه ها و پدیده هایی بوده. یک سری چون ناقص بودن از بین رفتن. اونایی که تقریبوا کامل بودن باقی موندن. جهانی که توش داریم زندگی می کنیم مجموعه ای از چرخه های نسبتا کامله و تعدادی چرخه ناقصه. همینطور داره چرخه به وجود می یاد و اگه ناقص باشه از بین می ره و اگه کامل باشه باقی می مونه. لابد می گین منشا چرخه ها کجاست. منشا چرخه ها، چرخه های قبلی هستن و همینطور چرخه های قبل تر. و از اونجا که جهان ابتدا نداره( خودتون صد دفعه ای حرف رو زدید ) پس این زنجیره هم ابتدا نداره. داروین رو که دیگه می شناسین. سوم راهنمایی! انتخاب طبیعی! هر موجود( پدیده ) ناقص که به وجود بیاد، دووم نمی یاره و از بین می ره. در این میان شاید بعضی از این موجودات کامل باشن و دووم بیاره. از اول که همه زرافه ها گردن بلند نبودن. اونایی که گردن بلند بودن دووم آوردم. نمی دونم. شاید شما تکامل رو هم قبول ندارید. دیگه نمی دونم چه جوری داروینیسم رو توضیح بدم. منشا مکاتب غیر توحیدی همین داروینیسمه. در ضمن فکر نکنید که ما همین جوری باورمون بشه قرآن و اهل بیت درست بودن و ایمان بیاریم. من دوست ندارم مثل بقیه با اذانی که پدربزرگم تو گوشم خوند مسلمون بشم. من تمام این مکاتب رو گشتم، می گردم و خواهم گشت و اونا رو با اسلام مقایسه می کنم. آخر سر بهترینش رو انتخاب می کنم. یعنی اسلام. سعی نکنید کورکورانه مسلمان شدن رو ترویج کنید. باید همه ی مکاتب رو شناخت. حداقل تا حد نیاز. در ضمن در مورد اون مثال بچه جلوی کیبورد بگم که برادر عزیز. اون بچه دقیقا بحث منه. من اینقد با کامپیوتر ور رفتم تا الآن یاد گرفتمش. اون بچه آدمه. سیب زمنی نیست که! انقده با وسایل ور می ره( چرخه ها رو به وجود می یاره) تا اینکه یه چیزی یاد می گیره( چرخه ی سالم باقی می مونه و بقیه می رن) در مورد خونه ای که قراره با آجر ساخته شه. شما خودتون رو گذاشتی جای خدا و داری آجر پرت می کنی. اینجوری بدتر، اعتقادات خودتو خراب کردی. اولش اینکه آجر ها رو کسی نباید پرت کنه. بلکه باد و بارون و ابر و فلک در کار باشن و آجر ها رو این ور و اون ور کنن. بالاخره یه سرپناهی درست می شه. قرار هم نیست سرپناه آدم بشه. چون که هیچ نقشه و طرحی در کار نبود( چون خدایی در کار نبوده ). هرکی تو اون سرپناه دووم آورد، نوش جونش. حالا می تونه مورچه باشه، می تونه فیل باشه. البته من برای اثبات خدا دلایل خودم رو دارم که اصلا منطقی نیست و ترویجش هم درست نیست. ولی من رو راضی می کنه توحید و معاد درسته.اما اگه اون اعتقادات نباشن من یک اومانیست هستم. والسلام |
|||
|
|
۱۳:۲۰, ۱/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #36
|
|||
|
|||
(۱/اردیبهشت/۹۳ ۱۲:۳۸)bidel نوشته است: در ضمن در مورد اون مثال بچه جلوی کیبورد بگم که برادر عزیز. اون بچه دقیقا بحث منه. من اینقد با کامپیوتر ور رفتم تا الآن یاد گرفتمش. اون بچه آدمه. سیب زمنی نیست که! انقده با وسایل ور می ره( چرخه ها رو به وجود می یاره) تا اینکه یه چیزی یاد می گیره( چرخه ی سالم باقی می مونه و بقیه می رن)دقیقا، اما متقابلا باید گفت چه کسی این هوش رو در این کودک (یا نظام هستی) قرار داده تا این کودک (یا چرخه هستی) راه خودش رو پیدا می کنه!! البته بحثش یکم مفصله! اما من همیشه می گم، خالق یک خودروی تمام اتومات، بسیار برتر از خالق اتومبیلیه که همه کارش دستیه! |
|||
|
|
۱۳:۲۳, ۱/اردیبهشت/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/اردیبهشت/۹۳ ۱۳:۳۴ توسط Bidel.s.)
شماره ارسال: #37
|
|||
|
|||
|
من نگفتم که اون کودک هوشمنده. این یعنی که خدایی وجود داشته. منظورم این بود که یک جهان غیر هوشمند( و بدون خالق هوشمند ) قرار نیست راهشو پیدا کنه.
خودشو به هر دری می زنه و بالاخره یکیش باز می شه! در این کار من هیچ هوشمندی ای نمی بینیم. بلکه فقط تصادفه. نقطه ی تفاوت اسلام با بقیه هم همینه. فرض کنید صد تا پدیده داریم. از اینا فقط یکیش می تونه سبب پیدایش یک چرخه و آفرینش هستی بشه. اسلام می گه خدایی وجود داشته کا با علم خودش این یک پدیده رو تشخیص داده و همون یدونه رو تولید کرده. داروینیسم می گه که نه! تمام این پدیده ها (به صورت غیر هوشمند، چون وقتی همه تولید بشن یعنی هوشی در کار نبوده. پس خدایی هم نبوده) تولید شده و فقط اون یدونه باقی مونده تا جهان رو به وجود بیاره. هیچ کدوم هم بیراه نمی گن، چون ما نمی دونم آیا چرخه های های غلط وجود داشتن یا نه. آخه اونا دووم نیاوردن و از بین رفتن. یه نگاه دیگه به تاپیک انداختم. لطفا تا وقتی که من، خودم دارم توحید و معاد رو زیر سوال می برم، واسم از قرآن و حدیث، مدرک نیارید.نمی خوام اینو بگم اما وقتی وجود خدا زیر سوال می ره دیگه قرآن جای خود داره |
|||
|
۱۸:۲۹, ۱/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #38
|
|||
|
|||
|
من فقط یه سوال دارم
مثلا اگه موجودات تکامل یافتن یهو از یه جایی موجودات دو جنس شدن! خوب اینکه بعضی موجودات برحسب شرایط میتونن تکامل بیابن قبول اما چطوری از نر ،ماده تکامل پیدا میکنه؟حالا یا برعکس از یه جایی این موجودات جدا شدن رفتن در سرزمینی ،اونایی که رفتن الف نر شدن اونایی که رفتن ب،ماده؟ بعد خیلی اتفاقی همو پیدا کردن و تولید مثل کردن؟ اخه موضوع اینه که نر و ماده،کاملا نقطه مقابل هم هستن نر و ماده امکان نداره از یه موجود واحد متکامل شن نمیدونم منظورمو رسوندم یا نه!! توضیحش سخته اما لطفا فکر کنید مثالی به ذهنم نمیرسه تا بیشتر بازش کنم |
|||
|
|
۱۹:۵۱, ۱/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #39
|
|||
|
|||
(۱/اردیبهشت/۹۳ ۱۸:۲۹)یاســین نوشته است: من فقط یه سوال دارمتشکر می کنم چون که ایراد فوق العاده زیبایی گرفتین. اما این سوال باز هم در داروینیسم پاسخ داره. اینجا من فقط انسان رو می گم تا قابل درک باشه. داروینیسم می گه انسان در ابتدا تک جنسیتی بوده. تولید مثلش هم به روش خود لقاحی بوده. یعنی خود کفا بوده! اگه دقت کنید ما الآن گیاهانی داریم که با این روش تولید مثل می کنن. یعنی قطب نر و ماده در کنار هم در یک موجود هستن. حالا یه بار بر حسب تصادف جهشی رخ می ده و یه انسانی به وجود می یاد که قطب ماده رو نداره. مثل الآن که جهش هایی به وجود اومده و ما الآن دو جنسه داریم! این مرد باید با یه زن تولید مثل کنه اما زنی وجود نداره. پس دووم نمی یاره و نسلش منقرض می شه. این اتفاق برای یک زن در زمان های دیگر هم اتفاق می افته. اگه کور شدن قطب نر رو پیشامد الف و کور شدن قطب ماده رو پیشامد ب در نظر بگیریم. اونوقت بالاخره یه زمانی پیدا می شه که پیشامد الف و ب هم زمان باشن. بین این همزمانی ها هم یه زمانی هست که این زن و مرد تو یه ناحیه باشن. بین این زمان و این مکان هم موردی وجود داشته که این روج هم دیگه رو پیدا کنن و نسلشون رو ادامه بدن. با کمترین اطلاعات از علم احتمال می فهمید که حرفم منطقی بود. چون جهان ابتدا نداره پس فرصت کافی برای این رخداد وجود داره. مثال های اینجوری انواع اقسامش وجود داره و لازم به ذکر همه نیست. چون در دنیای بی ابتدا هر چیزی ممکنه رخ داده باشه. سوال بعدی اینه که تک جنسیتی ها چی شدن؟ آدم تک جنسیتی مگه نداشتیم؟ حالا رخداد های بعدی میان وسط. یعنی انسان از میمون بوده. میمون هم از موجودی اولیه تر. داروین می گه که اتفاق ( رخداد تفکیک جنسیت ها ) برای هر دسته ای یک بار رخ داده. یعنی تفکیک جنسیت برای موجودات ماقبل میمون رخ داده و سپس میمون و انسان نر و ماده از اونا به وجود اومده. سوال بعدی اینه که موجودات ماقبل میمون کجان؟ اون گونه های تک جنسیتی کجان؟ واضحه! ابتدای آفرینش موجودات زنده رو نگاه کنید. دریا. آب ها. اینو فکر کنم قبول داشته باشین که اولین موجود زنده ی زمین یک تک سلولی بود. |
|||
|
|
۲۰:۰۰, ۱/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #40
|
|||
|
|||
|
اینو متوجه نشدم که الان نباید حتی یه مورد از اون تک جنسیتی ها وجود داشته باشه؟
و یه سوال دیگه به نظر من در جامعه ای تک جنسیتی بیشتر بقا وجود داره تا دوجنسی،البته من سواد زیست شناسی ندارم اما همین امیبها که جوانه میزنن،اینطوری که دوام نسل بیشتره تا زمانی که دو جنس شن،حالا بیان همو پیدا کنن تو یکی از رمانهای کورت ونه گات،یه سیاره داریم که اونا فکر کنم،چهار جنس باید جفت و جور میشدن که نسل دوام میافت حالا چرا دو جنس شدیم؟ چرا بیشتر نشدیم؟ این جواب مهندسی معکوسه چون الان دو جنس داریم میگیم که اون موجود اولیه دوجنس درون خودش داشته الان اگه چهاتایی بودیم اونوقت میگفتین قبلا چهار جنس درون خودش داشته البته من خیلی سواد ندارم اما اینطوری به نظرم علمی نمیاد زمانی علمیه که مهندسی معکوس نزنیم |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| آیا خداناباوری نوعی روشنفکری است؟ | سعدی | 17 | 4,784 |
۱۳/مرداد/۹۶ ۲۳:۵۴ آخرین ارسال: سعدی |
|










![[تصویر: part5.png]](http://namekarbary.persiangig.com/bandishe/039/part5.png)
![[تصویر: part10.png]](http://namekarbary.persiangig.com/bandishe/039/part10.png)
![[تصویر: part11.png]](http://namekarbary.persiangig.com/bandishe/039/part11.png)
![[تصویر: part12.png]](http://namekarbary.persiangig.com/bandishe/039/part12.png)
![[تصویر: part13.png]](http://namekarbary.persiangig.com/bandishe/039/part13.png)
![[تصویر: part14.png]](http://namekarbary.persiangig.com/bandishe/039/part14.png)
![[تصویر: part16.png]](http://namekarbary.persiangig.com/bandishe/039/part16.png)
![[تصویر: part17.png]](http://namekarbary.persiangig.com/bandishe/039/part17.png)
![[تصویر: happy.png]](http://forum.bidari-andishe.ir/images/smilies/happy.png)
