تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: مرا یاد کنید......
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21
بسم الله

مهدی جان .

ای کاش تمام هفته یادت بودیم
بیگانه ز خویش و آشنایت بودیم


حیف است فقط جمعه تو را یاد کنیم
ای کاش همیشه هم صدایت بودیم


اللهم عجل لولیک الفرج
التماس دعا
آقای من از ما که گویا به تو خیری نمی رسد
پس خود به لب دعای فرج را زیاد خوان
آقا جان دیوار کعبه منتظر تکیه دادنت
خرسند شیعه را تو ز حکم جهاد کن
دیگر به نیزه تکیه مزن مثل جد خویش
بر جان نثار های رهت اعتماد کن
آقا سوگند می دهی به پهلوی مادرت
رحمی به ناله های امام جواد کن
قطعه استودیویی با صدای امید روشن بین در غربت امام زمان علیه السلام
از آلبوم “از یاد رفته “،کاری از موسسه فرهنگی رسانه ی آفتاب
بسم الله

یا صاحب الزمان تو دعا کن برای ما
رب رحیم آن چه تو خواهی، همان کند

ما بی سلیقه ایم، تو حاجات ما بخواه
مفلوک این گدا طلب آب و نان کند

از بهر ما دعا کن و از لطف حق بخواه
تا هرچه زودتر تو بیایی،خدا کند.


اللهم عجل لولیک الفرج
التماس دعا
بسم الله الرحمن الرحیم

از آخرین توقیع رسمی حضرت به آخرین نائب خاصشون

فَلا ظُهُورَ إِلاّ بَعْدَ إِذْنِ اللّهِ تَعالى ذِکْرُهُ وَ ذلِکَ بَعْدَ طُولِ الاَْمَدِ وَ قَسْوَةِ الْقُلُوبِ وَ امْتِلاءِ الاَْرْضِ جَوْرًا:

ظهورى نیست، مگر به اجازه خداوند متعال و آن هم پس از زمان طولانى و قساوت دل‌ها و فراگیر شدن زمین از جور و ستم.
از تب می سوخت، درد تمام بدنش را فرا گرفته بود، ولی نمی خواست ثواب نماز جماعت را از دست بدهد، به هر سختی که بود، غسل کرد و خودش را به خطبه های نماز رساند…
از درب مسجد که بیرون می آمد امام دستی روی شانه هایش گذاشت و فرمود:
رمیـله دچار تب شده بودی ولی بازهم برای نماز به مسجد آمدی؟
رمیله متحیر شد: بله سرورم، شما چطور متوجه شدید؟ امیرالمومنین علیه السلام لبخند زد و پاسخ داد:
یا رمیله، ما من مؤمن و لا مؤمنة یمرض الّا مرضنا لمرضه، و لا حزن الّا حزنّا لحزنه، و لا دعا الّا آمنّا لدعائه، و لا سکت الّا دعونا له، و لا مؤمن و لا مؤمنة فی المشارق و المغارب الّا و نحن معه.
ای رمیله، زن و مرد مؤمنی نیست که مریض شود، مگر اینکه ما به خاطر مریضی او مریض می شویم، و هر گاه محزون گردد ما به خاطر حزن او محزون می شویم، و هر زمان دعا کند ما به دعای او آمین می گوییم، و وقتی ساکت باشد ما برای او دعا می کنیم، و هر کجا در مشرق و مغرب مرد و زن مؤمنی باشد ما با او هستیم.

مشارق الأنوارصفحه 77، بحار الأنوار جلد 26 صفحه 154 و جلد 26 صفحه 140 با کمی اختلاف به نقل از بصائر الدّرجات صفحه 259، مدینة المعاجز جلد 2 صفحه 175 و 176

*****
یا صاحب الزمان! چه دردها که با من بود و تو در کنارم بودی و من غافل از تو…
عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسَى عَنْ حَرِیزٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع
اعْرِفْ إِمَامَکَ فَإِنَّکَ إِذَا عَرَفْتَ لَمْ یَضُرَّکَ تَقَدَّمَ هَذَا الْأَمْرُ أَوْ تَأَخَّرَ
ترجمه روایت شریفه :
زراره گوید: امام صـادق علیه السـلام فـرمـود: امامـت را بـشناس، زیرا هرگاه امامت را شنـاخـتى تقدم یا تاءخر این امر زیانت ندهد (یعنى چه آنکه دولت حق زود ظاهر شود و یا دیـر، بـراى تـو مـساویـست و زیانى نکرده اى، همانا زیان براى کسى است که امامش را نشناسد).
اصول کافى جلد ۲ صفحه ۱۹۷ روایت ۱
بسم الله...

این چنین احساس کردم بین رؤیا بارها
می زنم بوسه به دست و پایت آقا بارها

خواستم تا مهزیارت باشم امّا روز و شب
سبز شد در پیش رو «امّا ـ اگرها» بارها

با چنین وضع وخیم و رو به قبله بودنم
حال و روزم را شدی هر روز جویا بارها

ای طبیبی که به دنبال مریضت می روی
با وجودی که مرا کردی مداوا بارها ...

...کور بودم که تو را نشناختم
شد حجاب دیدگانم حب دنیا بارها

این همه گفتی که دور معصیت را خط بکش
من ولیکن کرده ام امروز و فردا، بارها

چشم پوشی از گناهان معنی اش این است که
با تغافل می کنی با من مدارا بارها

کشتی اُنس مرا طوفان شهوت غرق کرد
ریخته بار مرا در قعر دریا بارها

جنس نامرغوب بیخ ریش صاحب می شود
آه آقا روی دستم مانده حالا «بارها»

بارهایم را خریدی ای خریدار کریم
مادرت بس که سفارش کرد من را بارها
شاعر: محمد فردوسی
[b]اللهم عجل لولیک الفرج
التماس دعا[/b]
انفجار

به تنگ آمده ام
از این همه بغض گلوگیر،
اگر تو ضامنم نشوی
این دل قفس‎نشین
منفجر می کند مرا
بسم الله...

می دانستم که تو
میراث دار رسولان و دوستان خدایی،
و امروز
می فهمم
تو براستی،
همه چیز را به ارث برده ای؛
حتی غربت را!

امروز می فهمم،
که از امامت پدر،
به تو پرده پوشی رسید و
از امامت پدربزرگ،
نا آشنا ماندن حتی میان شیعیان.

امروز می فهمم
که از امامت جوان ترین امام
رنج نزدیکان فریبکار،
و از علی بن موسی الرضا (علیه السلام)
غربت
و از موسی بن جعفر (علیه السلام)،
درد ماندن در زندان غیبت نصیب تو شد.

امروز می فهمم
از عصر صادقین،
حسادت کوته فکران و ناشکری مردم برای تو ماند.
و ما آقا جان!
ماییم کوفیانی که نامه هایمان را پر از امضای «بیا» کرده ایم و دست بر دست گذاشتیم تا دشمنان دوره ات کنند؛ همچون حسین (علیه السلام).
و ما، بی معاویه به سوی طلا و نقره ی دنیا دویدیم؛ تا نصیب تو بی یاوری باشد؛ همچون حسن (علیه السلام).
آقا جان!
سوختن،
انگار در خانواده ی شما،
ارث مادری است...
و حق دار بودن و کنجی به انتظار نشستن، اگر برای امیر (علیه السلام) بیست و اندی سال بود، برای تو به درازا کشید...
[b]آقا جان!
نادیده بگیر تهمتها را؛ همچون رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم).

[b]می دانستم که تو
میراث دار رسولان و دوستان خدایی،
و امروز
می فهمم
تو براستی،
فرزند صبر و غیرت و شجاعتی.
میراث دار اسطوره ها.

کاش روزی می فهمیدیم
بار سنگین و سخت امامت جهان را
به دوش توانای چه کسی سپرده ایم؛
آن وقت
کفش آهنین می پوشیدیم و
نمی نشستیم تا بیابیم:
مولای منتظرمان را!
[b]اللهم عجل لولیک الفرج
التماس دعا[/b]
بسم الله...

دستم چرا به گوشه ی دامان نمی رسد؟!
پایم چرا به خیمه ی جانان نمی رسد؟!


هر صبح جمعه ندبه کنان ناله می زنم
آتش به گرد این دل سوزان نمی رسد

پایان هفته تازه شروع غم من است
این زلف پیچ خورده به سامان نمی رسد

شیطان ... هوی ... هوس ... دل آلوده ... آه آه
آیا کسی به داد جوانان نمی رسد؟!

با این همه معاصی و غفلت عجیب نیست
یوسف اگر به وادی کنعان نمی رسد

در قعر چاه نَف̊سِ بد اندیش گم شدم
پیغام من به سوی تو آسان نمی رسد

گرد و غبار آینه هم بی دلیل نیست
طوفان نف̊س، بی تو به پایان نمی رسد

هر آن کسی که حرمت اجداد تو شکست
در حیرتم چرا به لبش جان نمی رسد؟!

ای منقم بیا و بگیر انتقام را
یعنی درآر تیغ میان نیام را



محمد فردوسی

اللهم عجل لولیک الفرج
التماس دعا
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21
آدرس های مرجع