۲۸/آبان/۹۲, ۶:۴۶
(داشتم ویرایش میکردم پستم رو ! ولی اشکال نداره فقط یه تغییر کوچیک اعمال کردم بقیش برای بعد )
خوب اول لطفا یا شما صحبت کنید یا ایشون . تشکر(اگر شما میخواهید باشید روند بحث رو عوض نکنید . مثل الان به پیشرفت بحث کمک کنید خوبه )
ببینید خواهر من
وقتی شما میخواهید یک مسءله ای رو مطرح کنید اول یک ادعا دارید
مثلا میرید از شخصی به عنوان دزدی شکایت میکنید . میگید الف از من دزدی کرده . خوب الان الف اصلا لازم نیست از خودش دفاع کنه چون بار اثبات بر عهده مدعیست
حالا مدعی دلیل میاره میگه اقای قاضی اثر انگشتش روی در خونه منه و یه نفر دید که وارد خونه شد
الان مدعی علیه باید برای تبرعه دلیل رو رد کنه . مثلا بگه این اثر انگشت مال جیم هست و اثبات کنه . و بگه اون شاهد دروغ میگه . یعنی بار اثبات سخن مخالف با خودشه برای رد اتهام
حالا من ادعایی کردم
ادعا : خلیفه و امام را خدا تعیین میکند
دلیل : ایات قران ۹ ایه که خداوند فرموده خلیفه خودم انتخاب مبکنم . امام خودم انتخاب میکنم .
حالا شما باید دلیل رو رد کنید . یا کلا قبول کنید .
به ۲ صورت رد میکنید
یک رد که اصلا رد حساب نمیشه بگید : من قبول ندارم ! خوب قاضی به صرف عدم اعتراف شما رو زندان میکنه . چون مدارک علیه شماست
صورت صحیح اول : دلایل شما معتبر نیست . و یا این ایه چنین چیزی نمیگوید
صورت دوم : (مثلا بگید اثر انگشت مال منه ولی من ۲ روز قبل رفته بودم تعمیر کنم منزل رو . براش دلیل هم میارید )
یا اینکه شما بگید درسته خلیفه و امام رو خدا در گذشته تعیین کرده . ولی تا بعثت حضرت رسول (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) .
الان ممکنه بعدش چیزی بگم . مثلا بتونم اثبات کنم که این امام خلیفه همان است یا نه .
الان شما دلیل من رو نه رد میکنید نه قبول . اصلا نظری نمیدید . بلکه در مقابلش دلیل میارید . یعنی من باید اینجا رد کنم در حالی که مدعی منم اینجا نه شما . با رد این هم باز من نمیتونم اثبات کنم چیزی رو . مگر اینکه برای اثبات دلیل بیارم شما رد یا تعیید کنید . غیر این میشه دور و بحث گره میخوره
انگار الف رفته دیش قاضی به عنوان اتهام سرقت میخواد ثابت کنه شاکی نزول خوره!
مجددا ادعای من اینه که خداوند تعیین کننده امام و خلیفه است . دلیل ایات قران .
الان من ادعا نکردم امامان ۱۲ گانه شیعه (علیه السلام) مصداق این ایات هستند که شما با دلیل دیگری رد میکنید .
خوب ممنون میشم جواب بدید . ولی بحث روش خاصی داره یعنی علاوه بر علم در مورد اون موضوع . فن منطق هم لازمه .
الان من نمیفهمم اینجا خداوند بالاخره انتخاب میکنه رو شما قبول دارید یا نه . الان اصلا بحث واسطه نیست . قبلا هم گفتم . ممکنه شما مثلا بتونید اثبات کنید خداوند از طریق شورا انتخاب کرده . این قابل بحثه
یعنی الان شما میگویید اگر خداوند بخواهد کسی را انتخاب کند حتما باید نامش در قران امده باشد به اسم و فامیل و با جزییات که قابل شناسایی باشد درست است ؟
این خودش یک ادعاست نه بک صغرای پذیرفته شده که بر اساس ان نظر من را رد کنید .
یا به عبارتی شما میگویید درست است که تعیین خلیفه با خداست . اما اولا خلیفه یعنی کسی که رسما روی تخت حکومت بنشیند دوما اسمش در قران امده باشد
الان برای بنده خیلی روشن بیان کنید . در حد زیر دیپلم . چون نمیتوانم بر اساس برداشت های متفاوت بحث را ادامه دهم
تشکر فراوان
خوب اول لطفا یا شما صحبت کنید یا ایشون . تشکر(اگر شما میخواهید باشید روند بحث رو عوض نکنید . مثل الان به پیشرفت بحث کمک کنید خوبه )
ببینید خواهر من
وقتی شما میخواهید یک مسءله ای رو مطرح کنید اول یک ادعا دارید
مثلا میرید از شخصی به عنوان دزدی شکایت میکنید . میگید الف از من دزدی کرده . خوب الان الف اصلا لازم نیست از خودش دفاع کنه چون بار اثبات بر عهده مدعیست
حالا مدعی دلیل میاره میگه اقای قاضی اثر انگشتش روی در خونه منه و یه نفر دید که وارد خونه شد
الان مدعی علیه باید برای تبرعه دلیل رو رد کنه . مثلا بگه این اثر انگشت مال جیم هست و اثبات کنه . و بگه اون شاهد دروغ میگه . یعنی بار اثبات سخن مخالف با خودشه برای رد اتهام
حالا من ادعایی کردم
ادعا : خلیفه و امام را خدا تعیین میکند
دلیل : ایات قران ۹ ایه که خداوند فرموده خلیفه خودم انتخاب مبکنم . امام خودم انتخاب میکنم .
حالا شما باید دلیل رو رد کنید . یا کلا قبول کنید .
به ۲ صورت رد میکنید
یک رد که اصلا رد حساب نمیشه بگید : من قبول ندارم ! خوب قاضی به صرف عدم اعتراف شما رو زندان میکنه . چون مدارک علیه شماست
صورت صحیح اول : دلایل شما معتبر نیست . و یا این ایه چنین چیزی نمیگوید
صورت دوم : (مثلا بگید اثر انگشت مال منه ولی من ۲ روز قبل رفته بودم تعمیر کنم منزل رو . براش دلیل هم میارید )
یا اینکه شما بگید درسته خلیفه و امام رو خدا در گذشته تعیین کرده . ولی تا بعثت حضرت رسول (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) .
الان ممکنه بعدش چیزی بگم . مثلا بتونم اثبات کنم که این امام خلیفه همان است یا نه .
الان شما دلیل من رو نه رد میکنید نه قبول . اصلا نظری نمیدید . بلکه در مقابلش دلیل میارید . یعنی من باید اینجا رد کنم در حالی که مدعی منم اینجا نه شما . با رد این هم باز من نمیتونم اثبات کنم چیزی رو . مگر اینکه برای اثبات دلیل بیارم شما رد یا تعیید کنید . غیر این میشه دور و بحث گره میخوره
انگار الف رفته دیش قاضی به عنوان اتهام سرقت میخواد ثابت کنه شاکی نزول خوره!
مجددا ادعای من اینه که خداوند تعیین کننده امام و خلیفه است . دلیل ایات قران .
الان من ادعا نکردم امامان ۱۲ گانه شیعه (علیه السلام) مصداق این ایات هستند که شما با دلیل دیگری رد میکنید .
خوب ممنون میشم جواب بدید . ولی بحث روش خاصی داره یعنی علاوه بر علم در مورد اون موضوع . فن منطق هم لازمه .
نقل قول:حالاگر شما معتقدیدکه خداوند خودش این جانشینان را بیواسطه معرفی می کند ببحث شما ۲ تکه هست
الان من نمیفهمم اینجا خداوند بالاخره انتخاب میکنه رو شما قبول دارید یا نه . الان اصلا بحث واسطه نیست . قبلا هم گفتم . ممکنه شما مثلا بتونید اثبات کنید خداوند از طریق شورا انتخاب کرده . این قابل بحثه
نقل قول:باید بتوانیدنام دوازده امامتان را در قرآن بیابید تا ثابت کنید که صیغه جمع آیه منطبق بر آنان است
یعنی الان شما میگویید اگر خداوند بخواهد کسی را انتخاب کند حتما باید نامش در قران امده باشد به اسم و فامیل و با جزییات که قابل شناسایی باشد درست است ؟
این خودش یک ادعاست نه بک صغرای پذیرفته شده که بر اساس ان نظر من را رد کنید .
یا به عبارتی شما میگویید درست است که تعیین خلیفه با خداست . اما اولا خلیفه یعنی کسی که رسما روی تخت حکومت بنشیند دوما اسمش در قران امده باشد
الان برای بنده خیلی روشن بیان کنید . در حد زیر دیپلم . چون نمیتوانم بر اساس برداشت های متفاوت بحث را ادامه دهم
تشکر فراوان

