کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 3 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
عصمت انبیا و اهل بیت
۲۳:۳۵, ۲۹/آبان/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/آبان/۹۲ ۲۳:۵۹ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #1
آواتار
سلام
باتوجه به بحثی که در
از سوی خانم عایشه بر موضوع
(۲۹/آبان/۹۲ ۱۷:۲۸)عایشه نوشته است:  بسم الله الرحمن الرحیم


جناب مهدی سینا نوشتید:
"حال در طول تاریخ جایی دارید که حضرت علی شبیه به این جمله را گفته باشد؟"


در نهج البلاغه صفحه 335 سیدناعلی فرمودند:
"فإنّي لست في نفسي بفوق أن أخطئ ولا آمن ذلك من فعلي»
زیرا من برتر از این نیستم ‌که‌ خطا کنم، و از خطا در کارم ایمن نيستم."
و
سیدنا علی درنهج‏البلاغه صفحه 104 در دعای خود میفرماید:
"خدایا از من درگذر آن‌چه را که تو از من بهتر می‌دانی، اگر بر من شمارش کردی باعفو و بخش برمن برشمار، خدایا از من درگذر آن‌چه را من وعده داده بودم ولی به آن وفا نکردم، خدایا از من درگذر آن‌چه را به زبان نزد تو تقرب نمودم، سپس قلبم مخالفت کرد، خدایا عفو کن مرا از اشارات چشم، و الفاظ نا بجا و آرزوهای باطل قلب ولغزش‌های زبان».

می‌بینید که او به گناه و به بازگشت بسوی خدا بعد از توبه و اشاره های چشم و شهوت‌های دل و لغزش‌های زبان دعا کرده اند. .."

مطرح شد ، تصمیم گرفتیم که در موضوع عصمت بیشتر صحبت کنیم
در این سلسله مباحث سعی شد که از عصمت انبیا تا عصمت خاندان ال طاها مورد برسی قرار بگیره و اثبات کنیم که هم انبیا معظم و هم اهل بیت خاندان رسالت دارای عصمت میباشند و هم اینکه بحث عصمت هم همانند امامت ، موهبی است از سوی خدای متعال.
پیش از اغاز به بحث لازم میدونم که جواب خانم عایشه رو بدم تا شبهه و موضوعی باقی نمونه که ایشون هرچی زودتر به پاسخ های خودشون برسن.
بسم الله الرحمن الرحیم
خانم عایشه سلام علیکم

در پاسخ به شما لازم هست اول چند نکته رو خدمت شما عرض کنم بعد به پاسخ بپردازم.
در ادرس دادن لطف کنید ادرس رو طبق خطبه و کدام نگارنده بفرمایید نه اینکه نهج البلاغه صفحه ... . این دیگه از ابتداییات هستش.
بعد خدمت شما عرض کنم که ، متن رو لطف کنید حداقل متن اصلی به همراه متن ترجمه قرار بدید تا ببینیم که ایا ترجمه صورت گرفته معادل خود متن هست یا اینکه ترجمه ذوقی ( چون قبلا مشاهده شده بود که نقل میکردند بعد با مراجعه به متن هم میدیدم که اصلا متن ترجمه شده هم اونی نبود که نقل شده بود)
بعد از کمی مقدمه میرسیم به جواب شما

اصل كلام اميرمؤمنان عليه السلام
اميرمؤمنان عليه السلام در خطبه 216 نهج البلاغه مى‌فرمايد:

فَلَا تَكُفُّوا عَنْ مَقَالَةٍ بِحَقٍّ أَوْ مَشُورَةٍ بِعَدْلٍ فَإِنِّي لَسْتُ فِي نَفْسِي بِفَوْقِ أَنْ أُخْطِئَ وَلَا آمَنُ ذَلِكَ مِنْ فِعْلِي إِلَّا أَنْ يَكْفِيَ اللَّهُ مِنْ نَفْسِي مَا هُوَ أَمْلَكُ بِهِ مِنِّي.

پس، از گفتن حق، از مشورت در عدالت خوددارى نكنيد، زيرا خود را برتر از آن كه اشتباه كنم و از آن ايمن باشم نمى‏دانم، مگر آن كه خداوند( كسيكه به من از خودم مالك تر است) مرا حفظ فرمايد.

نهج البلاغه عبده، ج2، ص201، خطبه216؛
الكليني الرازي، أبي جعفر محمد بن يعقوب بن إسحاق (متوفاي328 هـ)، الكافي، ج8، ص356، تحقيق و تصحيح وتعليق علي أكبر الغفاري، ناشر: دار الكتب الإسلامية - طهران، الطبعةالرابعة،1362 هـ.ش. در واقع معناي كلام امام عليه السلام اين مي شود:

روشن است كه اميرمؤمنان عليه السلام و نيز تمامى انبياء همانند انسان‌هاى ديگر داراى دو قوه عقل و شهوت هستند. آن‌ها نيز همانند ما قادر هستند كه اشتباه كنند و يا مرتكب گناه شوند؛ اما تفاوتى كه آن‌ها با بقيه مردم عادى دارند، در اين است كه لطف خداوند هميشه شامل حال آن‌ها است، پس امام عليه السلام در اين خطبه،‌ نه تنها خود را معصوم مى‌داند؛ بلكه سر منشأ اين عصمت را نيز لطف خداوند مى‌داند.

اين گفته اميرمؤمنان عليه السلام دقيقا بر طبق همان تعريفى است كه شيعه از عصمت دارد؛ يعنى آن‌ها قدرت بر انجام گناه را دارند؛ اما لطف خداوند هميشه شامل حال آن‌ها است و آن‌ها را از گناه و خطا باز مى‌دارد.

شيخ مفيد رضوان در این باره اين چنين می گوید:

العصمة لطف يفعله الله تعالى بالمكلف بحيث يمتنع منه وقوع المعصية وترك الطاعة مع قدرته عليهما.
عصمت، لطفى از جانب خداوند است كه شامل حال مكلف مى‌شود و او را از وقوع در معصيت و ترك اطاعت باز مى‌دارد؛ با اين كه آن شخص قادر به انجام آن‌ دو است.

الشيخ المفيد، محمد بن محمد بن النعمان ابن المعلم أبي عبد الله العكبري، البغدادي (متوفاي413 هـ)، النكت الإعتقادية و رسائل اخري، ص37، تحقيق: رضا مختاري، ناشر: دار المفيد للطباعة والنشر والتوزيع - بيروت – لبنان، الطبعة: الثانية، 1414 هـ - 1993 م. توضيحات: چاپ كنگره هزارمين سالگرد رحلت شيخ مفيد.

سخن امام عليه السلام با تعريفى كه شيخ مفيد از عصمت دارد، دقيقا عين هم هستند و تفاوتى با يكديگر ندارند.

درست است كه آن حضرت در صدر كلام خود فرموده است:

لَسْتُ فِي نَفْسِي بِفَوْقِ أَنْ أُخْطِئَ وَلَا آمَنُ ذَلِكَ مِنْ فِعْلِي.

خود را برتر از آن كه اشتباه كنم و از آن ايمن باشم نمى‏دانم.

اما در ذيل كلام خود بلافاصله براى دفع توهم نفى عصمت، امكان خطا از خويش را با جمله استثنائيه نفى نموده و فرموده‌اند:

إِلَّا أَنْ يَكْفِيَ اللَّهُ مِنْ نَفْسِي مَا هُوَ أَمْلَكُ بِهِ مِنِّي.

مگر اينكه خداوند مرا در برابر خويشتن خويشم كفايت كند كه او بيش از خود من قلمرو هستيم را مالك مي‏باشد.

به عبارت ديگر امام عليه السلام با اين تعبير يكى از زيباترين مظاهر توحيد افعالى را رقم زده و صريحا بيان فرموده‏اند كه: «اگر لطف خدا شامل حال بنده‏اش نگردد هيچ‏كس نمي‏تواند فى نفسه و با استقلال خود را از خطا و لغزش مصونيت بخشد.»

اگر كسى فقط نگاهش به صدر كلام امير المؤمنين عليه السلام باشد و به ذيل آن توجهينكند، مثل اين است که صدر آيه شريفه 110 سوره کهف را بخواند كه مى فرمايد:

قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ
و ذيل آيه را کنار بگذارد:
يُوحَى إِلَيَّ
آيا اين نظر، نظر ظلم و جفا نگرى نيست؟!

در سوره ابراهيم، آيه 11 مى‌فرمايد:

قَالَتْ لَهُمْ رُسُلُهُمْ إِنْ نَحْنُ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ

پسوند آيه هم اين است:

وَ لَكِنَّ اللَّهَ يَمُنُّ عَلَى مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَ مَا كَانَ لَنَا أَنْ نَأْتِيَكُمْ بِسُلْطَانٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ.

هم‌چنين تعبيرى که حضرت يوسف (عليه السلام) دارد:

وَ مَا أُبَرِّئُ نَفْسِي إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّي. يوسف/53.

در نتيجه،‌ استفاده عدم عصمت از گفتار اميرمؤمنان عليه السلام، گفتارى است نسنجيده و غير قابل قبول.

این از پاسخ به موضوع شما که تاجایی که نیاز بود جواب داده شد.
اما دوستان گرامی ان شالله بحث عصمت از انبیا تا اهل بیت رو در مجال بعد پیش میگیریم.
هدف از این بحث روشن شدن بحث عصمت هست که باید فرستاده خدا ان رو داشته باشه و این داشتن هم لطف خدا هست به فستاده او.
ان شا لله بحث کلی و مکفی رو در اینده دنبال خواهیم کرد.
چون بحث سلسله ای هست دوستان لطف کنن و تاجایی که ممکن هست صبر و شکیبایی کنند تا بحث تکمیل بشه.

اگه سوال و شبهه و مطلبی بود لطف کنین پیام خصوصی بدید تا اگه لازم بود در پست صحبت بشه و یا شاید در سیر کلی مبحث باشه ولی دیر زود بشه مطالب.

با تشکر از همه دوستان مخصوصا خانم عایشه که موجبات ارایه مطالب با کیفیت بیشتر را فراهم میکنند.

امضای mahdy30na
بسم الله الرحمن الرحیم
ادع إلى سبيل ربك بالحكمة والموعظة الحسنة وجادلهم بالتي هي أحسن إن ربك هو أعلم بمن ضل عن سبيله وهو أعلم بالمهتدين

با حکمت و اندرز نيکو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشى که نيکوتر است، استدلال و مناظره کن! پروردگارت، از هر کسى بهتر می‏داند چه کسى از راه او گمراه شده است؛ و او به هدايت‏يافتگان داناتر است

Invite to the way of your Lord with wisdom and good instruction, and argue with them in a way that is best. Indeed, your Lord is most knowing of who has strayed from His way, and He is most knowing of who is [rightly] guided.
نحل 125
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: وحید110 ، Patriot ، SAViOR ، aboutorab ، ســــــاقی ، یاســین ، منادی حق ، عبدالرحیم ، محمد حسین ، yamin ، خادمة الزهرا ، عبدالرحمن ، حضرت عشق ، مهدی عباس زاده ، مسجد عشاق

آغاز صفحه 8 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۹:۴۱, ۱۷/دی/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/دی/۹۲ ۱۹:۴۴ توسط عایشه.)
شماره ارسال: #71
آواتار
بنده اصراری به ماندن در این تالار ندارم.
اگر واقعا در بحث با بنده کم آوردید و مانند خانم النور و اقای فاطمه و سایر هتاکان به فحاشی و حذف ارسال می پردازید بگویید تا بنده وقتم را در جای بهتری صرف کنم.
بنده بیکار نیستم تا پست بگذارم و چند کپی پیست کن هتاک نادان آن را حذف کنند. (البته اهانتهایتان به کنار.چون بنده متوجه شدم باید با شما با زبان خودتان که فحاشی است سخن گفت تا متوجه بشوید. چون از ادب بویی نبرده اید)
البته تا همین جا مشخص شد که شمایان در حد واندازه بحث با بنده نیستید و صرفا از بحث در خصوص چند زنی و صیغه بیشتر علم ندارید.
فی امان الله.

(۱۷/دی/۹۲ ۱۹:۳۹)عبدالرحمن نوشته است:  سوم اینکه خیلی اعتبار برات مهمه!!؟ نذر میکنم روزی 10 امتیاز به شما بدم شما کلا تالار نیای
آقا یا خانم ناظر یا مدیر!
(صد در صد شما یوزر دوم یکی از مدیران یا ناظران هستید)
بنده مانند مدیران اینجا دهها آیدی ندارم که با آن به خودم اعتبار بدهم. و عقده اعتبار ندارم. صفحه اعتبار بنده را ببندید تا اسامی فحاشان شیعه در آن نباشد برای بنده بسیار بهتر است.
میدانم که حضورم در این تالار باعث شده به بیسوادی خود پی ببرید. اعلام کنید کم آورده اید تا دیگر نیایم! Smile
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فاطمه خانم
۱۹:۴۴, ۱۷/دی/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/دی/۹۲ ۱۹:۵۷ توسط سید ابراهیم.)
شماره ارسال: #72
آواتار
کدام ارسال شما حذف شده... چرا شانتاژ میکنید.... در تاپیکی سوالی فرمودید که ربطی نداشت علی 110 گرامی آن را منتقل نمود به تاپیک مخصوص خودش... هنوز هم هست...


اگر میخواهید بحث بفرمایید. دوستان هستند و گرنه اینجا جای توهین و فحاشی نیست.


عایشه گرامی هر زمان خواستید بحث را پی بگیرید، بفرمایید تا تاپیک را باز کنیم.

امضای سید ابراهیم
[تصویر: 70398176744835468767.png]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحیم ، عبدالرحمن ، ELENOR ، مصباح ، m.hossein ، aboutorab ، mahdy30na ، وحید110 ، ترنم ، منادی حق ، ZaHrA110M ، حضرت عشق
۰:۴۴, ۱۸/دی/۹۲
شماره ارسال: #73
آواتار
به نام خدا

قرار بود بحث رو همون ۲۳ شروع کنیم . اگر ان تاریخ امد و بنده نیومدم اونوقت بفرمایید کم اوردید

یادمه بچه که بودیم با دوستامون میرفتیم دعوا! میگفتیم فلانی برو صحبت کن (سر یه موضوعی ) اگر کم اوردی مشت اول رو بزن یا فحش رو شروع کن تا بریزیم کتک کاری نتونه حرفش رو بزنه

این فیلم بازی کردنها رو بزار کنار .

دوستان اگر میبینید علارغم همه توهینهایی که بهمون میشه اصرار دارم هم توهین ها بمونه هم بحث رها نشه دلایلی داره که بعدا مفصل توضیح میدم .

و اما خانم عایشه

بحث شما با منه و در تاپیک هایی که قرار بحث داریم هر چی میخواهید میتونید بگید . یا بحث جدیدی رو شروع کنید و دعوت کنید برای شرکت

اما با توجه به اینکه تالار مال شیعیانه میتونن هر مطلبی بزارن و اگر به مذاق شما خوش نیومد نهایت میتونید مثل یک انسان متمدن عاقل نه با ادبیات یک وهابی در اون شرکت کنید

در مورد اینهایی که نوشتید بدعت و توهین ها و بقیه همه رو سر همون موعد میارم .
اتفاقا دوست دارم تکلیف بدعت هایی که شما تا یه موضوعی مطرح میشه بهش گیر میدید رو مشخص کنیم

نکته بعدی اینه که این سفسطه قدیمی نخ نمای خنده دار یا فرافکنی رو ول کنید قبلا هم عرض کردم .

مثال : داریوش تو چرا رشوه میگیری ؟

جواب: چرا داداش خودت نماز نمیخونه

نتیجه داریوش به رشوه گیری خودش اعتراف کرده

یعنی نتیجه این عمل فحاشی و سفسطه اینکه اره جوابی نداشتم .

همه هم عاقلند . کاملا هم میفهمند این مسایل رو . بیخود هم نکید توهین کردن . بنده بابت حرف مشکوکی که یک هزارم توهین های شما نیست کاربر خودمون رو یه هفته محروم کردم ...


در اخر بازم تکرار میکنم . بزارید سر موعد مورد توافق ادامه میدیم .

یا حق
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ELENOR ، mahdy30na ، aboutorab ، Woodi2020 ، مجنون العباس ، SAViOR ، فاطمه خانم ، عبدالرحمن ، ترنم ، m.hossein ، سید ابراهیم ، منادی حق ، مصباح ، ZaHrA110M ، رمز شب ، آیات ، صبح صادق ، help me ، حضرت عشق
۲۳:۲۹, ۲۱/دی/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/دی/۹۲ ۹:۵۰ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #74
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام دوستان
با توکل بر خداوند متعال و توسل به مولا امیرالمومنین علی بن ابیطالب روحی لتراب مقدمه الفداه پاسخ به مباحث مطرح شده را از ابتدا آغاز می کنیم
ابتدا با این مبحث شروع می کنیم:
کاربر محترم مرقوم داشته اند که:

(۱۰/آذر/۹۲ ۲۰:۱۹)عایشه نوشته است:  شما به خلفا انگ بدعت می زنید. شما بدعت خوب و بد را هم قبول ندارید.


سوال ما این است که آیا به طور مثال خلیفه ی ثانی که به گفته و اقرار خودش بدعت هایی در دین خدا بنا نهاده است آیا از خدا بهتر می دانسته که سعادت بندگان خدا در چیست؟ که مخالف حکم خدا حکم صادر کرده است؟

امضای علی 110
پرستش به عبادت نیست، به اطاعت است!!!!
از که اطاعت می کنیم؟!
همو معبود ماست!!

امام زمان علیه السلام:
ظهور ما به تأخیر نیفتاده مگر به سبب اعمال ناپسندی که از ایشان (شیعیان) سر می‌زند و خبر آنها به ما می‌رسد.

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ELENOR ، مصباح ، منادی حق ، aboutorab ، Night_World ، وحید110 ، سید ابراهیم ، mahdy30na ، آیات ، یاســین ، *ركن الهدي* ، صبح صادق ، help me ، ZaHrA110M ، حسن.س. ، Woodi2020 ، حضرت عشق
۱۹:۲۶, ۲۳/بهمن/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/بهمن/۹۲ ۱۹:۳۸ توسط عایشه.)
شماره ارسال: #75
آواتار
(۲۱/دی/۹۲ ۲۳:۲۹)علی 110 نوشته است:  بسم الله الرحمن الرحیم
سلام دوستان
با توکل بر خداوند متعال و توسل به مولا امیرالمومنین علی بن ابیطالب روحی لتراب مقدمه الفداه پاسخ به مباحث مطرح شده را از ابتدا آغاز می کنیم
ابتدا با این مبحث شروع می کنیم:
کاربر محترم مرقوم داشته اند که:



سوال ما این است که آیا به طور مثال خلیفه ی ثانی که به گفته و اقرار خودش بدعت هایی در دین خدا بنا نهاده است آیا از خدا بهتر می دانسته که سعادت بندگان خدا در چیست؟ که مخالف حکم خدا حکم صادر کرده است؟


بسم الله الرحمن الرحیم
جنابعالی ابتدا به پستی که بنده زدم و پرسشهایی که مطرح کردم پاسخ بدهید بعد بنده در خدمتتان هستم.
اگر هم قادر به پاسخ دادن نیستید و به ناچار پرسش را با پرسش پاسخ دادید کسی شما را مجبور به بحث با بنده نکرده است.Smile

http://forum.bidari-andishe.ir/thread-29...#pid234077


(۱۰/آذر/۹۲ ۲۰:۱۹)عایشه نوشته است:  بسم الله الرحمن الرحیم
ای کاش سیدنا علی بر سیره سیدنا ابوبکر و سیدنا عمر (که باعث گسترش اسلام شدند) عمل می کردند تا دچار اشتباهات فراوان در حکومت داری نمیشدند:


1. در نهج البلاغه نامه 71 به منذربن جارود عبدی فرموده: «همانا شایستگی پدرت مرا نسبت به تو فریب داد و گمان کردم همانند پدرت می‌باشی و راه او را می‌روی و ازتواريخ معلوم مي‌شود که آن حضرت، منذر بن جارود را براي جمع صدقات فرستاده و او راانتخاب کرده براي اين کار و او اموال را اختلاس کرده و ملحق به معاويه شده، حضرت به او مي‌نويسد: «فإن صلاح أبيک غرني..» تا آخر.


2.و از نامة 63 نهج البلاغه و تواريخ معلوم مي‌شود که آن حضرت، ابوموسي اشعري را عامل کوفه قرار داده در­حالي­که ابوموسي (به عقیده شیعیان) هم منافق در آمد و هم با سیدنا علی مخالفت کرد !


3. از نامة 61 نهج البلاغه و تواريخ معلوم مي‌شودکه آن حضرت، کميل بن زياد را عامل هيت قرار داد در حالي که او مقاومت نکرد و شهرهيت را تسليم دشمن نمود، و حضرت او را مذمت کرده است.


4. از نامة 44 نهج البلاغه وتواريخ معلوم مي‌شود که حضرت، زياد بن ابيه را عامل بر فارس قرار داده و اشتباه نموده است.


5. از نامة 43 نهج البلاغه معلوم مي‌شود که «مصقلة بن هبيرة» راعامل اردشير قرار داده و او خائن در آمد.


6. از نامة 41 نهج البلاغه و رجال وتواريخ (نزد شیعه) معلوم مي‌شود در تعيين ابن عباس اشتباه نموده است.

7. و همچنين طبق تمام تواريخ قيس بن سعد بن عبادة را که حاکم او بر مصر بود معزول نمود و بواسطة عزل او و نصب محمد بن ابي بکر، مصر سقوط کرد و معلوم شد حضرتش اشتباه کرده و نبايد به سخن نمامين گوش مي‌نمود.






شما به خلفا انگ بدعت می زنید. شما بدعت خوب و بد را هم قبول ندارید.
من از شما چند سؤال دارم:
چرا سیدنا علی بر خلاف پیامبراز اسب زکات می‌گرفت؟
و چرا شما در نماز مهر میگذارید؟
چرا دراذان می‌گویید اشهدان علی ولی الله که در اذان زمان پیامبر نبوده؟
چرا روی قبرها قصر می سازید؟
و صدها بدعت و خرافه دیگر که اصلا قابل مقایسه با مثلا نمازجماعت تراویح نیست؟!!!

هدف شیخین ابوبکر و عمر از غصب خلافت (به زعم شما) چه بوده است؟ ایجاد حرمسرا؟!! (صیغه) یاتاسیس مذهب و دینی جدید؟!! (شیعه) یا دادن مقام به فرزندان و اقوام خویش یا گذاشتن ایشان به عنوان جانشین خویش؟!!
شما که اینها را دشمن اسلام می‌دانید، سیدنا ابوبکر23 سال مجاهدت کرده برای 2 سال ریاست طلبی؟!! این چه ریاستی بوده که حتی ایشان محافظی نداشته اند و میبینیم که سیدنا عمر براحتی توسط ابولولو موردحمله قرار گرفته و شهید می‌شود.

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۹:۴۰, ۲۳/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #76
آواتار
بسم رب الحیدر
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت علی بن ابیطالب(علیه السلام)

جالبه ...
یکی از حضرات بعد از مدتها میان یه تاپیک می زنن که درباره زوجات پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) درفشانی کنن ...
بعد درست در همان روز و ساعت یکی دیگر از حضرات بعد از مدتها میان تا به تاپیک فراموش شده ای پاسخ بدن ...
الله اکبر ...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عایشه ، وحید110 ، help me ، حضرت عشق
۱۹:۵۵, ۲۳/بهمن/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/بهمن/۹۲ ۱۹:۵۹ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #77
آواتار
جناب علویون اگر خانم عایشه منظورتونه قرارمون همین بوده که از امروز ادامه بدیم بحث رو

یا علی (علیه السلام)

خانم عایشه این پاسخ شما بود در پست مورد اشاره


دلایل عصمت (از گناه و اشتباه) پیامبر (صلوات الله علیه و آله)
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: صبح صادق ، عایشه ، mahdy30na ، ZaHrA110M
۱۶:۰۸, ۲۴/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #78
آواتار
(۲۳/بهمن/۹۲ ۱۹:۵۵)وحید110 نوشته است:  خانم عایشه این پاسخ شما بود در پست مورد اشاره


دلایل عصمت (از گناه و اشتباه) پیامبر (صلوات الله علیه و آله)

بسم الله الرحمن الرحیم
بعدا به این پست خواهم داد.
ولی جناب علی 110 یک پرسش بدون ارتباط با تاپیک مطرح کرده بودند بدون اینکه به پرسشهای بنده پاسخ بدهند. (پرسش بنده در قسمت دوم نقل قول پست قبلی ام هست)
لطف بفرمایید اجازه بدهید خود این آقا پاسخ بدهند تا بدانم به جز دادن القاب ابلیس کافر و اینکه شما عبودیتتان مشکل دارد و دنبال جواب نیستید!!!! پاسخ دیگری هم دارند یا خیر.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۱:۳۴, ۲۷/بهمن/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/بهمن/۹۲ ۱۱:۴۴ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #79
آواتار
به لطف خدا و توسل به امیرالمومنین پاسخ به مسائل مطرح شده ی ارسال شما داده خواهد شدبه طور نمونه اینکه شما توهم کرده اید که:
(۱۰/آذر/۹۲ ۲۰:۱۹)عایشه نوشته است:  چرا دراذان می‌گویید اشهدان علی ولی الله که در اذان زمان پیامبر نبوده؟


شیعیان اصلاً اشهدان علی ولی الله را جزء اذان نمیدانند
شما بروید رساله های مراجع تقلید باب اذان را ببینید صراحتاً اعلام می کنند که اشهد ان علی ولی الله جزء اذان نیست و رجائی گفته می شود! و اگر کسی معتقد باشد که اشهد ان علی ولی الله جزء اذان است، اذانش دچار اشکال است!
شما حداقل اندکی مطالعه می فرمودید و بعد اظهار نظر در مورد عقاید شیعیان می کردید
تمام موارد دیگر هم به همین منوال توضیح داده می شود تا اثبات شود که اصلاً شیعیان بدعتی در دین ننهاده اند!

(۱۰/آذر/۹۲ ۲۰:۱۹)عایشه نوشته است:  و چرا شما در نماز مهر میگذارید؟
با بررسي دو نکته به جواب خواهيم رسيد
نکته اول : تمام فقهاي اهل تسنن و تشيع قائل به آنند که سجده بر خاک صحيح است و هيچ اشکالي ندارد فقط تنها تفاوتي وجود دارد اينستکه : علماي شيعه سجده بر غير خاک را جائز نميدانند.
نکته دوم : روايات فراواني وجود دارد که سجده بر خاک را بهترين سجده ها ميداند که ما چند نمونه را از کتب اهل تسنن نقل ميکنيم
روايت اول : پيغمبر اکرم فرمودند : وجعلت لي الارض مسجدا و طهورا يعني زمين براي من سجده گاه و پاک کننده قرار داده شده است ( صحيح بخاري کتاب التيمم ح 323 ، 1/ 209 )
روايت دوم : ام سلمه ( همسر رسول خدا ) از آن حضرت نقل مي کند که فرمودند : صورتت را بخاطر خدا بر خاک بگذار ( کنز العمال ، کتاب الصلاه ، السجود و ما يتعلق به ، ح19809 /465 )
روايت سوم : ابن عباس از رسول معظم نقل ميکند که فرمود : هر کس هنگام سجده بيني اش را همراه پيشاني بر زمين نچسباند نمازش صحيح نيست ( السنن الکبري ، کتاب الصلاه ، باب ما جاء في السجود علي الانف 2/142 )
بنابراین هم فقهاي اهل تسنن سجده بر روي خاک را جائز ميدانند و هم رواياتي در کتب معتبره اهل تسنن يافت ميشود که سجده بر خاک را بهترين سجده ها معرفي ميکند. بنا بر اين سجده بر خاک از ديدگاه خود اهل تسنن نه تنها مذمت ندارد بلکه رجحان نيز دارد .
بعلاوه مهر نیز به غیر از خاک چیزی نیست. منتهی چون نمی‌شود در همه جا به خاک یا سنگ دسترسی یافت و یا خاک و سنگ را همراه خود به مسجد، خانه، شرکت، کارخانه و ... برد، شیعیان خاک پاک را به صورت یک قالب درآورده‌اند تا حملش آسان باشد و لذا در نظر شیعه این خاکی که به شکل مهر درآمده است، هیچ ارزشی به غیر از همان خاک ندارد. مگر آن که تربیت سیدالشهداء علیه‌السلام باشد که آن در همه جا حرمت خودش را دارد. خواه به شرکت مهر درآمده باشد و یا به همان شکل خاک روی زمین کربلا یا ... باشد.
اما در عین حال چنین نیست که سجده بر غیر خاک و یا سنگ جایز نباشد و چنین نیز نیست که بر هر چیزی جایز باشد. لذا در فقه تشیع که مبتنی بر فقه اهل بیت علیهم‌السلام می‌باشد، تعریف آن چه سجده بر آن جایز است و یا جایز نیست به وضوح و کمال صورت پذیرفته است. چنان در مسائل فقهی (رساله‌ها) بیان شده است:
«بايد بر زمين و چيزهاى غير خوراكى و پوشاكى كه از زمين مى رويد، سجده كرد و سجده بر چيزهاى خوراكى و پوشاكى صحيح نيست . منظور از خوراكى ، چيزهايى است كه خام يا پخته آن ، عادتاً خورده مى شود. پس سجده بر گندم و جو و نخاله آنها كه در ضمن خورده مى شود، صحيح نيست ، ولى سجده بر پوست برنج و پوست خربزه و هندوانه و انار و حتى در حال اتّصال ، مانعى ندارد. و همچنين سجده بر گياهان دارويى كه اختصاص به مريض دارد و به هيچ وجه از آن در حال سلامت استفاده نمى شود، جايز است . و سجده بر تنباكو و مانند آن ، كه خوراكى نيست ، جايز است ، به خلاف مثل قهوه و چاى. منظور از پوشاكى ، چيزى است كه عادتاً پوشيده مى شود، و لو بعد از ريسيدن و بافتن ، مثل پنبه و كتان و كنف ، ولى سجده بر برگ درختان و چوب‌ها و آن چه كه از چوب ساخته مى شود و حصير و بادبزن و امثال آن ، جايز است . سجده كردن بر چيزهاى معدنى ، مانند طلا و نقره ، عقيق و فيروزه ، باطل است، اما سجده كردن بر سنگ‌هاى معدنى ، مانند سنگ مرمر و سنگ‌هاى سياه ، بنابر اظهر اشكال ندارد. بهتر از هر چيز براى سجده كردن تربت حضرت سيد الشهداءعليه السّلام است ».
اما در فقه اهل سنت، سجده بر هر چیزی جایز است. ممکن است سجده‌ی نماز اهل سنت به لحاظ فقه تشیع (اگر بر روی چیزهای جایز انجام نپذیرد) اشکال داشته باشد، اما سجده‌ی اهل تشیع به لحاظ فقه تسنن بدون ایراد است. چرا که آنان سجده بر «هر چیزی» را جایز می‌دانند و مهر نیز یکی از همان «هر چیزی» است.
البته در میان فرق‌ها و مذاهب اهل تسنن، طبق معمول وهابی ها نظر ویژه و کاملاً متضادی با فقه تشیع و تسنن دارند. آنها می‌گویند:
«سجده بر خاک نه تنها مستحب و یا واجب نیست بلکه حرام است و هر کس از روی عمد مرتکب آن شود مشرک است و هر کس از روی اعتقاد به شرطیت در نماز، این عمل را انجام دهد، خونش هدر است و قتلش بر حاکم اسلامی واجب»!



در مورد این اظهارات هم که قبلاً مفصل پاسخ داده شد:

(۱۰/آذر/۹۲ ۲۰:۱۹)عایشه نوشته است:  بسم الله الرحمن الرحیم
ای کاش سیدنا علی بر سیره سیدنا ابوبکر و سیدنا عمر (که باعث گسترش اسلام شدند) عمل می کردند تا دچار اشتباهات فراوان در حکومت داری نمیشدند:
1. در نهج البلاغه نامه 71 به منذربن جارود عبدی فرموده: «همانا شایستگی پدرت مرا نسبت به تو فریب داد و گمان کردم همانند پدرت می‌باشی و راه او را می‌روی و ازتواريخ معلوم مي‌شود که آن حضرت، منذر بن جارود را براي جمع صدقات فرستاده و او راانتخاب کرده براي اين کار و او اموال را اختلاس کرده و ملحق به معاويهشده، حضرت به او مي‌نويسد: «فإن صلاح أبيک غرني..» تا آخر.

2.و از نامة 63 نهج البلاغه و تواريخ معلوم مي‌شود که آن حضرت، ابوموسي اشعري را عامل کوفه قرار داده در­حالي­که ابوموسي (به عقیده شیعیان) هم منافق در آمد و هم با سیدنا علی مخالفت کرد !


3. از نامة 61 نهج البلاغه و تواريخ معلوم مي‌شودکه آن حضرت، کميل بن زياد را عامل هيت قرار داد در حالي که او مقاومت نکرد و شهرهيت را تسليم دشمن نمود، و حضرت او را مذمت کرده است.


4. از نامة 44 نهج البلاغه وتواريخ معلوم مي‌شود که حضرت، زياد بن ابيه را عامل بر فارس قرار داده و اشتباه نموده است.


5. از نامة 43 نهج البلاغه معلوم مي‌شود که «مصقلة بن هبيرة» راعامل اردشير قرار داده و او خائن در آمد.


6. از نامة 41 نهج البلاغه و رجال وتواريخ (نزد شیعه) معلوم مي‌شود در تعيين ابن عباس اشتباه نموده است.

7. و همچنين طبق تمام تواريخ قيس بن سعد بن عبادة را که حاکم او بر مصر بود معزول نمود و بواسطة عزل او و نصب محمد بن ابي بکر، مصر سقوط کرد و معلوم شد حضرتش اشتباه کرده و نبايد به سخن نمامين گوش مي‌نمود.



ببینید دوستان در تمام این مواردی که ذکر شده یک نکته اصلاً در نظر گرفته نشده است و آن این است که انسان موجودی مختار است و این عالم، عالم امتحان و حرکت آگاهانه و مختارانه انسان بر سر دو راهی حق و باطل است


خوب دقت بفرماید دوستان

تمام انبیا و ائمه در طول تاریخ به علت اینکه باید سبک زندگی آنها الگوی بندگی بوده است (مگر در جایی که از سوی خداوند مأمور شوند) باید بر طبق ادله ی ظاهری عمل کنند و اجازه نداشتند همواره به علم باطنی خود عمل کنند این حکم تنها دو استثنا دارد در طول تاریخ

یکی حضرت داوود که در هنگام قضاوت به علم باطنی خود عمل می کردند

و دیگری حضرت حجت امام زمان روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداه در هنگام ظهورشان هست که در تمام عرصه ها به علم باطنی خود عمل می کنند


بر این اساس بر طبق سوابق قبلی یک شخص با توجه به اشخاصی که موجود بوده اند حضرت شخصی را انتخاب کرده و هر شخصی هم که غیر معصوم باشد ممکن است مغلوب هوای نفسش شود چون مختار است هم بر طبق نظر خدا عمل کند و هم بر طبق هوای نفسش

شخصی از حسن ظن حضرت امیر سوء استفاده کرده است و با اختیار خود در امانتی که حضرت به او سپرده است خیانت کرده است

مانند این است که شما به کسی امانتی بدهید بر اساس شناختی که از او دارید و نشان داده که شخص مومنی است اما آن شخص با این که قبلاً مومن بوده بعد از دادن امانت مغلوب وسوسه شده باشد و در امانتی که شما به او سپردی خیانت کند

آیا اینجا شما گناهکارید و خطا کار؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نه به هیچ وجه!
شما که نمی توانید شخص را مجبور کنید که مغلوب هوای نفسش نشود

این عالم عالم اختیار است

بر اساس آنچه شخص از خود نشان داده بر اساس موازین شرع به شخصی اعتماد کرده اید و او خیانت کرده

شما نه قصوری کرده ای و نه گناهی و نه اشتباهی

اشتباه در زمانی است که به کسی که سابقه ی بد دارد اعتماد کنی همانطور که خود حضرت امیر به عنوان نمونه در این خصوص در نامه 53 نهج البلاغه خطاب به مالک اشتر فرموده اند:

بدترين وزيران تو، كسى است كه پيش از تو وزير بدكاران بوده، و در گناهان آنان شركت داشته، پس مبادا چنين افرادى محرم راز تو باشند، زيرا كه آنان ياوران گناهكاران، و يارى دهندگان ستمكارانند. تو بايد جانشينانى بهتر از آنان داشته باشى كه قدرت فكرى امثال آنها را داشته، امّا گناهان و كردار زشت آنها را نداشته باشند

(۱۰/آذر/۹۲ ۲۰:۱۹)عایشه نوشته است:  چرا سیدنا علی بر خلاف پیامبراز اسب زکات می‌گرفت؟

ابو يوسف, از حضرت رسول صلوات الله علیه و آله روايت كرده است كه فرمود:
(تجاوزت لكم عن صدقة الخيل والرقيق)

(خراج), ابو يوسف/ 77.

زكات اسب و برده را, بر شما بخشيدم

گذشته از دلایلی که این بخشودگى داشته است, سخن پيامبر(صلوات الله علیه و آله) گوياى آن است که زكات اسب در آن زمان, واجب بوده و آن حضرت به عنوان حاکم شرع و ولی امر آن را بر مردم بخشیده است و حضرت على علیه السلام به عنوان حاكم اسلامى و با توجه به شرایط زمان بر آنها زكات را قرار داده.



(۱۰/آذر/۹۲ ۲۰:۱۹)عایشه نوشته است:  چرا روی قبرها قصر می سازید؟

خداوند متعال در قرآن كريم جريان اصحاب كهف را اين گونه يادآور مي شود: (وَكَذلِكَ أَعْثَرْنا عَلَيْهِمْ لِيَعْلَمُوا أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَ أَنَّ السَّاعَةَ لا رَيْبَ فِيها إِذْ يَتَنازَعُونَ بَيْنَهُمْ أَمْرَهُمْ فَقالُوا ابْنُوا عَلَيْهِمْ بُنْياناً رَبُّهُمْ أَعْلَمُ بِهِمْ قالَ الَّذِينَ غَلَبُوا عَلى‏ أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيْهِمْ مَسْجِداً) ( کهف- 21)
و اين چنين مردم را متوجه حال آنها كرديم تا بدانند وعده خداوند حق است و در پايان جهان و قيام قيامت شكى نيست، در آن هنگام كه ميان خود در اين باره نزاع مى‏ كردند: گروهى مى‏ گفتند بنائى بر آن بسازيد پروردگارشان از وضع آنها آگاهتر است گروهي ديگر بر آنان غلبه داشتند گفتند ما مسجدى در كنار (مدفن) آنها مى‏سازيم.هم ساخت بارگاه و هم ساخت مسجد در کنار قبور اولیای خدا صراحتاً در این آیه تقریر شده است!

و قرآن اين موضوع را در آيات فوق با لحن موافقى آورده است و كار هيچ كدام از اين دو گروه را محكوم نكرده است و اگر قطعا ساختن گنبد و بارگاه و مسجد بر روي قبور حرام بود خداوند متعال در اين آيه از كار آنها انتقاد مي كرد و يا آن را ابطال مي كرد و و از آن نهی می کرد! چون هر دو كار را بدون نفي و نهي مطرح كرده اين نشان مى‏ دهد كه ساختن معبد به احترام قبور بزرگان و یا مسجد ساختن در جوار قبور آنها در دين نه تنها حرام نيست- آن چنان كه وهابي ها مى ‏پندارند- بلكه كار خوب و شايسته‏اى است.

(۱۰/آذر/۹۲ ۲۰:۱۹)عایشه نوشته است:  سیدنا ابوبکر23 سال مجاهدت کرده برای 2 سال ریاست طلبی؟!!


اولاً که عمر را خدا می داند که چقدر است بعلاوه این خود بحثی جداست که مفصل بسیار مشتاقم تا آن را باز کنم که ریشه ی ورود خلیفه ی اول و دوم و سوم در اسلام چه چیز بوده است!
به یک پاسخ اجمالی از لسان مبارک حضرت حجت امام زمان علیه السلام در این خصوص اکتفا می کنم:

آنگاه كه آن شخص اهل عامه گفت: به من بگو كه اسلام صديق و فاروق آيا به طوع و رغبت بوده است يا به اكراه و اجبار؟ چرا به او نگفتى كه اسلام آن دو از روى طمع بوده است زيرا آنها با يهوديان مجالست داشتند و از آنها از پيشگوييهاى تورات و ساير كتب پيشينيان و داستان محمّد صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم و پايان كار او استخبار كرده بودند

و آنها يادآور مى‌شدند كه محمّد بر عرب مسلّط مى‌شود همچنان كه بخت نصر بر بنى اسرائيل مسلّط شد و از پيروزى او بر عرب گريزى نيست همچنان كه از پيروزى بخت نصر بر بنى اسرائيل گريزى نبود جز آنكه او در دعوى نبوّت خود دروغگو بود. پس به نزد محمّد آمدند و با او در اداى شهادت لاٰ إِلٰهَ إِلاَّ اَللّٰهُ همراهى كردند و به طمع آنكه چون امور او استقرار يافت و احوالش استقامت گرفت به هر يك حكومت شهرى خواهد رسيد
كمال الدين / ترجمه پهلوان، ج‏2، ص:205

يهوديان و مسيحيانى اخبار جنگ ها و حوادث آينده را از پيشينيان خود به ارث برده بودند،آن گونه كه در قـرآن كـريـم آمـده اسـت، اهـل كـتـاب حـتـى بـه ويـژگى هاى جسمى و روحى پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) آگاهى كـامـل داشـتـنـد:
(اَلَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتابَ يَعْرِفُونَهُ كَمَا يَعْرِفُونَ اءَبْنَاءَهُمْ)
کسانی که به آنها کتاب داده شده است(اهل کتاب یعنی مسیحیان و یهودیان) او (پیامبر خدا) را می شناسند همانطور که فرزندان خود را می شناسند.

در روايـتـى از منابع خود اهل سنت! آمـده اسـت كـه در يـكـى از سفرهاى تجارى ابوبكر به شام ، يكى از راهبان ، هنگام ظـهـور پـيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را در مكّه به او خبر داد؛ و به او دستور داد كه در شمار پيروان آن حضرت درآيد. وى چون از سفر بازگشت ، مطلع شد كه پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مردم را به سوى خداوند دعوت مى كند و بى درنگ نزد آن حضرت رفت و اسلام آورد.
مقتل خوارزمى ، ج 1، ص 186. مقتل عوالم ، ص 54.

(۱۰/آذر/۹۲ ۲۰:۱۹)عایشه نوشته است:  شما به خلفا انگ بدعت می زنید. شما بدعت خوب و بد را هم قبول ندارید.


سوال ما این است که آیا به طور مثال خلیفه ی ثانی که به گفته و اقرار خودش بدعت هایی در دین خدا بنا نهاده است آیا از خدا بهتر می دانسته که سعادت بندگان خدا در چیست؟ که مخالف حکم خدا حکم صادر کرده است؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: وحید110 ، حسن.س. ، SAViOR ، mahdy30na ، منادی حق ، ZaHrA110M ، Woodi2020
۱:۲۴, ۳۰/بهمن/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/بهمن/۹۲ ۱:۴۴ توسط عایشه.)
شماره ارسال: #80
آواتار
(۲۷/بهمن/۹۲ ۱۱:۳۴)علی 110 نوشته است:  شیعیان اصلاً اشهدان علی ولی الله را جزء اذان نمیدانند
شما بروید رساله های مراجع تقلید باب اذان را ببینید صراحتاً اعلام می کنند که اشهد ان علی ولی الله جزء اذان نیست و رجائی گفته می شود! و اگر کسی معتقد باشد که اشهد ان علی ولی الله جزء اذان است، اذانش دچار اشکال است!
شما حداقل اندکی مطالعه می فرمودید و بعد اظهار نظر در مورد عقاید شیعیان می کردید
تمام موارد دیگر هم به همین منوال توضیح داده می شود تا اثبات شود که اصلاً شیعیان بدعتی در دین ننهاده اند!
بسم الله الرحمن الرحیم
بنده کاملا قانع شدم.
پیشنهادمیکنم اهل تسنن هم جملات" اشهد ان ابوبکر خلیفه رسول الله" و شهادت به امیرالمومنین خلفای پنجگانه را به اذان خود اضافه کنند و البته اگر چه این جملات به اذان اضافه میشود ولی جزء اذان نیست!!!! و رجائی گفته میشود!!!!! و بدعتی در دین نیست!!!
البته هر یک از فرقه های دیگر اسلام هم می توانند برای رجاء جمله ای با نام فرد محبوبشان به اذان اضافه کنند !!! البته به شرطی که فرض کنند جزء اذان نیست!!!
Smile


(۲۷/بهمن/۹۲ ۱۱:۳۴)علی 110 نوشته است:  بعلاوه مهر نیز به غیر از خاک چیزی نیست.

بنده نمیدانستم مهر و خاک با هم تفاوت ندارد!!! و یکسان هستند.
پس از این پس میتوانیم به جای خاک با مهر تیمم هم بکنیم!!! Smile



(۲۷/بهمن/۹۲ ۱۱:۳۴)علی 110 نوشته است:  گذشته از دلایلی که این بخشودگى داشته است, سخن پيامبر(صلوات الله علیه و آله) گوياى آن است که زكات اسب در آن زمان, واجب بوده و آن حضرت به عنوان حاکم شرع و ولی امر آن را بر مردم بخشیده است و حضرت على علیه السلام به عنوان حاكم اسلامى و با توجه به شرایط زمان بر آنها زكات را قرار داده.
عجب. سیدنا علی اگر خلاف سنت پیامبر حکم بدهند به عنوان حاکم اسلامی اشکالی ندارد ولی اگر سیدنا عمر چنین عملی انجام دهند (در همان منصب) اشکال دارد!!!! Smile



(۲۷/بهمن/۹۲ ۱۱:۳۴)علی 110 نوشته است:  و قرآن اين موضوع را در آيات فوق با لحن موافقى آورده است و كار هيچ كدام از اين دو گروه را محكوم نكرده است و اگر قطعا ساختن گنبد و بارگاه و مسجد بر روي قبور حرام بود خداوند متعال در اين آيه از كار آنها انتقاد مي كرد و يا آن را ابطال مي كرد و و از آن نهی می کرد! چون هر دو كار را بدون نفي و نهي مطرح كرده اين نشان مى‏ دهد كه ساختن معبد به احترام قبور بزرگان و یا مسجد ساختن در جوار قبور آنها در دين نه تنها حرام نيست- آن چنان كه وهابي ها مى ‏پندارند- بلكه كار خوب و شايسته‏اى است.
جالب است که حضرت پیامبر بر قبر همسرش خدیجه کبری و حمزه سیدالشهدا بارگاه نساخت!!! ولی شیعیان خلاف سیره پیامبر چنین بدعتی مرتکب میشوند و از آن خنده دار این است که شما نوشتید در قرآن نیست و یا از آن نهی نشده و خبر ندارید که در کتب شیعی و غیره نهی هم شده است!!!!!
Smile
و جالب است که عملی را که خلاف سیره پیامبر است را خوب و شایسته هم می دانید!!! Dodgy
(یعنی مشابه جمله سیدنا عمر را برای شیعیان مباح و برای سنیان حرام میدانید!!!!)
جناب علی 110 بنده فکر میکنم بهتر است شما با خانم آتوسا Heart مباحثه کنید.
زیرا این عزیز دل ما به شوخی و خنده و ... علاقه وافر دارد و بیشتر از شما طبع طنز دارد!!!!!

***********************************************************************************
البته بنده در تاپیک بدعت مفصل و با دلایل قرانی و حدیث و به صورت مستند به رد بدعتهایی که ذکر کرد ام؛ خواهم پرداخت تا سایر کاربران بتوانند مشاهده کنند.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  شیعه به عصمت ملایکه معتقد است مسجد عشاق 0 980 ۲۴/آذر/۹۴ ۱۲:۰۲
آخرین ارسال: مسجد عشاق
Star دلایل برتری امام علی (علیه السلام) بر دیگر انبیا، از زبان خود مولا علی (علیه السلام) zarati313 2 3,960 ۳/آذر/۹۴ ۱۶:۳۹
آخرین ارسال: مخلوق
  عصمت انبیا و اهل بیت در سیره نبوی مهدی عباس زاده 9 4,729 ۲۲/اسفند/۹۲ ۶:۱۳
آخرین ارسال: مهدی عباس زاده
  آیا مقام حضرت حجت از تمام انبیا و ائمه بالاتر است؟ علی 110 0 1,610 ۷/شهریور/۹۱ ۱۵:۱۵
آخرین ارسال: علی 110

پرش در بین بخشها:


بالا