|
عصمت انبیا و اهل بیت
|
|
۲۳:۳۵, ۲۹/آبان/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/آبان/۹۲ ۲۳:۵۹ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام باتوجه به بحثی که در از سوی خانم عایشه بر موضوع (۲۹/آبان/۹۲ ۱۷:۲۸)عایشه نوشته است: بسم الله الرحمن الرحیم مطرح شد ، تصمیم گرفتیم که در موضوع عصمت بیشتر صحبت کنیم در این سلسله مباحث سعی شد که از عصمت انبیا تا عصمت خاندان ال طاها مورد برسی قرار بگیره و اثبات کنیم که هم انبیا معظم و هم اهل بیت خاندان رسالت دارای عصمت میباشند و هم اینکه بحث عصمت هم همانند امامت ، موهبی است از سوی خدای متعال. پیش از اغاز به بحث لازم میدونم که جواب خانم عایشه رو بدم تا شبهه و موضوعی باقی نمونه که ایشون هرچی زودتر به پاسخ های خودشون برسن. بسم الله الرحمن الرحیم خانم عایشه سلام علیکم در پاسخ به شما لازم هست اول چند نکته رو خدمت شما عرض کنم بعد به پاسخ بپردازم. در ادرس دادن لطف کنید ادرس رو طبق خطبه و کدام نگارنده بفرمایید نه اینکه نهج البلاغه صفحه ... . این دیگه از ابتداییات هستش. بعد خدمت شما عرض کنم که ، متن رو لطف کنید حداقل متن اصلی به همراه متن ترجمه قرار بدید تا ببینیم که ایا ترجمه صورت گرفته معادل خود متن هست یا اینکه ترجمه ذوقی ( چون قبلا مشاهده شده بود که نقل میکردند بعد با مراجعه به متن هم میدیدم که اصلا متن ترجمه شده هم اونی نبود که نقل شده بود) بعد از کمی مقدمه میرسیم به جواب شما اصل كلام اميرمؤمنان عليه السلام اميرمؤمنان عليه السلام در خطبه 216 نهج البلاغه مىفرمايد: فَلَا تَكُفُّوا عَنْ مَقَالَةٍ بِحَقٍّ أَوْ مَشُورَةٍ بِعَدْلٍ فَإِنِّي لَسْتُ فِي نَفْسِي بِفَوْقِ أَنْ أُخْطِئَ وَلَا آمَنُ ذَلِكَ مِنْ فِعْلِي إِلَّا أَنْ يَكْفِيَ اللَّهُ مِنْ نَفْسِي مَا هُوَ أَمْلَكُ بِهِ مِنِّي. پس، از گفتن حق، از مشورت در عدالت خوددارى نكنيد، زيرا خود را برتر از آن كه اشتباه كنم و از آن ايمن باشم نمىدانم، مگر آن كه خداوند( كسيكه به من از خودم مالك تر است) مرا حفظ فرمايد. نهج البلاغه عبده، ج2، ص201، خطبه216؛ الكليني الرازي، أبي جعفر محمد بن يعقوب بن إسحاق (متوفاي328 هـ)، الكافي، ج8، ص356، تحقيق و تصحيح وتعليق علي أكبر الغفاري، ناشر: دار الكتب الإسلامية - طهران، الطبعةالرابعة،1362 هـ.ش. در واقع معناي كلام امام عليه السلام اين مي شود: روشن است كه اميرمؤمنان عليه السلام و نيز تمامى انبياء همانند انسانهاى ديگر داراى دو قوه عقل و شهوت هستند. آنها نيز همانند ما قادر هستند كه اشتباه كنند و يا مرتكب گناه شوند؛ اما تفاوتى كه آنها با بقيه مردم عادى دارند، در اين است كه لطف خداوند هميشه شامل حال آنها است، پس امام عليه السلام در اين خطبه، نه تنها خود را معصوم مىداند؛ بلكه سر منشأ اين عصمت را نيز لطف خداوند مىداند. اين گفته اميرمؤمنان عليه السلام دقيقا بر طبق همان تعريفى است كه شيعه از عصمت دارد؛ يعنى آنها قدرت بر انجام گناه را دارند؛ اما لطف خداوند هميشه شامل حال آنها است و آنها را از گناه و خطا باز مىدارد. شيخ مفيد رضوان در این باره اين چنين می گوید: العصمة لطف يفعله الله تعالى بالمكلف بحيث يمتنع منه وقوع المعصية وترك الطاعة مع قدرته عليهما. عصمت، لطفى از جانب خداوند است كه شامل حال مكلف مىشود و او را از وقوع در معصيت و ترك اطاعت باز مىدارد؛ با اين كه آن شخص قادر به انجام آن دو است. الشيخ المفيد، محمد بن محمد بن النعمان ابن المعلم أبي عبد الله العكبري، البغدادي (متوفاي413 هـ)، النكت الإعتقادية و رسائل اخري، ص37، تحقيق: رضا مختاري، ناشر: دار المفيد للطباعة والنشر والتوزيع - بيروت – لبنان، الطبعة: الثانية، 1414 هـ - 1993 م. توضيحات: چاپ كنگره هزارمين سالگرد رحلت شيخ مفيد. سخن امام عليه السلام با تعريفى كه شيخ مفيد از عصمت دارد، دقيقا عين هم هستند و تفاوتى با يكديگر ندارند. درست است كه آن حضرت در صدر كلام خود فرموده است: لَسْتُ فِي نَفْسِي بِفَوْقِ أَنْ أُخْطِئَ وَلَا آمَنُ ذَلِكَ مِنْ فِعْلِي. خود را برتر از آن كه اشتباه كنم و از آن ايمن باشم نمىدانم. اما در ذيل كلام خود بلافاصله براى دفع توهم نفى عصمت، امكان خطا از خويش را با جمله استثنائيه نفى نموده و فرمودهاند: إِلَّا أَنْ يَكْفِيَ اللَّهُ مِنْ نَفْسِي مَا هُوَ أَمْلَكُ بِهِ مِنِّي. مگر اينكه خداوند مرا در برابر خويشتن خويشم كفايت كند كه او بيش از خود من قلمرو هستيم را مالك ميباشد. به عبارت ديگر امام عليه السلام با اين تعبير يكى از زيباترين مظاهر توحيد افعالى را رقم زده و صريحا بيان فرمودهاند كه: «اگر لطف خدا شامل حال بندهاش نگردد هيچكس نميتواند فى نفسه و با استقلال خود را از خطا و لغزش مصونيت بخشد.» اگر كسى فقط نگاهش به صدر كلام امير المؤمنين عليه السلام باشد و به ذيل آن توجهينكند، مثل اين است که صدر آيه شريفه 110 سوره کهف را بخواند كه مى فرمايد: قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ و ذيل آيه را کنار بگذارد: يُوحَى إِلَيَّ آيا اين نظر، نظر ظلم و جفا نگرى نيست؟! در سوره ابراهيم، آيه 11 مىفرمايد: قَالَتْ لَهُمْ رُسُلُهُمْ إِنْ نَحْنُ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ پسوند آيه هم اين است: وَ لَكِنَّ اللَّهَ يَمُنُّ عَلَى مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَ مَا كَانَ لَنَا أَنْ نَأْتِيَكُمْ بِسُلْطَانٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ. همچنين تعبيرى که حضرت يوسف (عليه السلام) دارد: وَ مَا أُبَرِّئُ نَفْسِي إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّي. يوسف/53. در نتيجه، استفاده عدم عصمت از گفتار اميرمؤمنان عليه السلام، گفتارى است نسنجيده و غير قابل قبول. این از پاسخ به موضوع شما که تاجایی که نیاز بود جواب داده شد. اما دوستان گرامی ان شالله بحث عصمت از انبیا تا اهل بیت رو در مجال بعد پیش میگیریم. هدف از این بحث روشن شدن بحث عصمت هست که باید فرستاده خدا ان رو داشته باشه و این داشتن هم لطف خدا هست به فستاده او. ان شا لله بحث کلی و مکفی رو در اینده دنبال خواهیم کرد. چون بحث سلسله ای هست دوستان لطف کنن و تاجایی که ممکن هست صبر و شکیبایی کنند تا بحث تکمیل بشه. اگه سوال و شبهه و مطلبی بود لطف کنین پیام خصوصی بدید تا اگه لازم بود در پست صحبت بشه و یا شاید در سیر کلی مبحث باشه ولی دیر زود بشه مطالب. با تشکر از همه دوستان مخصوصا خانم عایشه که موجبات ارایه مطالب با کیفیت بیشتر را فراهم میکنند.
|
|||
|
| آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۳:۰۵, ۸/آذر/۹۲
شماره ارسال: #21
|
|||
|
|||
|
با توجه به اینکه دیگه نیازی به توضیح بیشتر برای عصمت انبیا نیست ( چون مباحثی که باید گفته میشد گفته شد هم اینجا و هم پست دلایل عصمت پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) دیگه بحث عصمت انبیارو نمیکنیم )
فقط خلاصش باتوجه به ایه 124 بقره همچنین ایه 32و 33, 34 سوره مبارکه ال عمران بحث عصمت و عدم ظلم کردن و همچنین این عهدی که مقام هست به این ذریه داده میشه و هرگسی که حتی یک لحظه ظلم کنه ( معنای ظلم رو با توجه به مطالب یشین و تفسیر ایه ) شامل حال این عهد و در شمول این امر نمیشه. جاداره خود همین ایات رو با تامل روی لغاتش بحث بشه ولی سر موقع خودش ولی اینجا تامل کنید که این ایه چی میخواد برسونه؟ال عمران ایات 32 تا 34 قُلْ أَطِيعُواْ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَإِن تَوَلَّوْاْ فَإِنَّ اللَّهَ لَا يحُِبُّ الْكَافِرِينَ(32) * إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَى ءَادَمَ وَ نُوحًا وَ ءَالَ إِبْرَاهِيمَ وَ ءَالَ عِمْرَانَ عَلىَ الْعَالَمِينَ(33) ذُرِّيَّةَ بَعْضُهَا مِن بَعْضٍ وَ اللَّهُ سمَِيعٌ عَلِيمٌ(34) تفسیر و تاویلش و خودتون مطالعه بفرمایید . واژه اصطفی خیلی مهمه چون به معنای برگزیدن و پاک کردن از هر چیز و .... . قبل از ورد به مطالب جدید ایه 32 نکته ای داره که بعضی دوستان در ایه اطیعوالله .... ایراد میگرفتن چرا ایه را کامل نمیگین ، حالا مبگیم این ایه معنایش چی میشه؟ در این آیه شریفه دلالتی هست بر اینکه هر کس از دستور «أَطِیعُوا اللَّهَ وَ الرَّسولَ» سرپیچی کند کافر است. ایا به دستورات خدا و رسول عمل شد ؟کردند؟ اگر کردند چرا پس گفتند جناب ابوهريره ميگويد: ( هون ابوهریره که میگید احادیثش کذب نیستا ) لمّا توفي النبي صلي الله عليه و سلّم و استخلف ابوبكر و كفر مَن كفر مِن العرب پيغمبر كه از دنيا رفت و ابوبكر به خلافت نشست و تعداد انبوهي از عرب كافر شدند. صحيح بخاري، ج8، ص140، ح6924(كتاب استتابة المرتدين و المعاندين، باب قتل من ابي قبول الفرائض) و ج2، ص109، ح1399(كتاب الزكوة، باب وجوب الزكوة) صحيح مسلم، ج1، ص38، كتاب الإيمان، باب الأمر بقتال الناس حتي يقولوا لا إله إلا الله محمد رسول الله حال اینکه حضرت امام رضا (علیه السلام)در جواب مأمون که عرضه داشت به حضرت آیا خداى تعالى عترت را بر سایر مردم برترى داده است؟ فرمودند: خداى تعالى برترى عترت بر سایر مردم را در آیات محکم کتابش علنى کرده، مامون پرسید آن آیات در کجاى قرآن است؟ حضرت رضا (علیه السلام) فرمود: در آیه: «إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهِیمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَى الْعالَمِینَ، ذُرِّیَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ» (تا آخر حدیث). عیون اخبار الرضا (ج 1 ص 230 ح 1 باب 23) حالا بحث اینکه خود نبی اکرم هم درباره عصمت ال خودشون مباحثی میفرمایند که جا داره تذکر داده بشه ( دوستان اهل سنت دقت کنین که در مقام اثبات بعضی موارد به متون شما اشاره میشه دلیل بر این نیست که ما اعتقادات را از شما و یا اینکه چون شما گفتید ما قبول داریم بلکه برای استناد به اینکه شما هم گفته اید برای شما مستند میاوریم واین دلیل بر اعتقاد ما بر متون شما نیست) به روايت اميرمؤمنان (علیه السلام): شيخ صدوق در كتاب عيون اخبار الرضا و الأمالى خود مىنويسد: حدثنا محمد بن علي مَاجِيلَوَيْهِ وَأَحْمَدَ بْنُ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ وَابْنَ تَاتَانَةَ جَمِيعاً عَنْ عَلِيٍّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ التَّمِيمِيِّ قَالَ حَدَّثَنِي سَيِّدِي عَلِيُّ بْنُ مُوسَى الرِّضَا(علیه السلام) عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِيٍّ(علیه السلام) عَنِ النَّبِيِّ(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم): أَنَّهُ قَالَ: مَنْ سَرَّهُ أَنْ يَنْظُرَ إِلَى الْقَضِيبِ الْيَاقُوتِ الْأَحْمَرِ الَّذِي غَرَسَهُ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ بِيَدِهِ وَيَكُونَ مُتَمَسِّكاً بِهِ فَلْيَتَوَلَّ عَلِيّاً وَالْأَئِمَّةَ مِنْ وُلْدِهِ فَإِنَّهُمْ خِيَرَةُ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ وَصَفْوَتُهُ وَهُمُ الْمَعْصُومُونَ مِنْ كُلِّ ذَنْبٍ وَخَطِيئَةٍ. هر كس خوشحال مىشود كه به شاخه ياقوت سرخ بنگرد كه خداوند با دست خود كاشته و به او چنگ اندازد، بايد على و امامان از فرزندانش را دوست دارد؛ چرا كه آنها بهترين خلقند و برگزيده او و از هرگونه گناه و اشتباهى معصوم هستند. الصدوق، ابوجعفر محمد بن علي بن الحسين (متوفاى381هـ)، عيون اخبار الرضا(علیه السلام)، ج2، ص57، تحقيق: الشيخ حسين الأعلمي، ناشر: مؤسسة الأعلمي للمطبوعات ـ بيروت، 1404هـ ـ 1984م؛ همو: الأمالي، ص583، تحقيق و نشر: قسم الدراسات الاسلامية - مؤسسة البعثة - قم، الطبعة: الأولى، 1417هـ. خزار قمى در كفاية الأثر مىنويسد: أخبرنا القاضي المعافى بن زكريا قال حدثنا علي بن عتبة قال حدثني الحسين بن علوان عن أبي علي الخراساني عن معروف بن خربوذ عن أبي الطفيل عن علي (علیه السلام) قال قال رسول الله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) أنت الوصي... أنت الإمام أبو الأئمة الإحدى عشرة من صلبك أئمة مطهرون معصومون. ابوطفيل از اميرمؤمنان عليه السلام نقل كرده است كه رسول خدا صلى الله عليه وآله فرمود: يا على، تو جانشين من هست... تو امام و پدر يازده از نسل خودت هستى، تمام آن امامان پاك و معصوم هستند. الخزاز القمي الرازي، أبو القاسم علي بن محمد بن علي(400هـ)، كفاية الأثر في النص على الأئمة الاثني عشر، 151، تحقيق: السيد عبد اللطيف الحسيني الكوه كمري الخوئي ناشر: بيدار ـ قم، 1401هـ. به روايت سلمان فارسي(رحمة الله علیه): سليم بن قيس هلالى در كتاب خود به نقل از سلمان از رسول خدا صلى الله عليه وآله نقل مىكند كه آن حضرت فرمود: وَنَزَلَتْ هَذِهِ الْآيَةُ فِيَّ وَفِي أَخِي عَلِيٍّ وَفِي ابْنَتِي فَاطِمَةَ وَفِي ابْنِي وَالْأَوْصِيَاءِ وَاحِداً بَعْدَ وَاحِدٍ، وُلْدِي وَوُلْدِ أَخِي: «إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً» أَ تَدْرُونَ مَا «الرِّجْسُ» يَا سَلْمَانُ قَالَ: لَا. قَالَ: الشَّكُّ، لَا يَشُكُّونَ فِي شَيْءٍ جَاءَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ أَبَداً، مُطَهَّرُونَ فِي وَلَادَتِنَا وَطِينَتِنَا إِلَى آدَمَ، مُطَهَّرُونَ مَعْصُومُونَ مِنْ كُلِّ سُوءٍ. اين آيه در باره من و برادرم على و دخترم فاطمه و دو پسرم و جانشينان يكى پس از ديگرى نازل شده است كه فرزندان من و فرزندان برادرم هستند: إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً. «خداوند خواسته است رجس و بدى را از شما اهل بيت ببرد و شما را پاك گرداند». اى سلمان، آيا مىدانيد «رجس» چيست؟ سلمان عرض كرد: نه. فرمود: شكّ است، آنان هرگز در باره چيزى كه از جانب خدا آمده باشد شك نمىكنند. ما در ولادتمان و در طينتمان تا حضرت آدم پاك هستيم، از هر بدى پاك و معصوم هستيم. الهلالي، سليم بن قيس (متوفاى80هـ)، كتاب سليم بن قيس الهلالي، ص909، ناشر: انتشارات هادي ـ قم، الطبعة الأولي، 1405هـ. به روايت ابن عباس: شيخ صدوق در كتاب عيون اخبار الرضا و كمال الدين، خزار قمى در كفاية الأثر، و ابن شهرآشوب در مناقب آل أبى طالب مىنويسند: حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الْوَرَّاقُ الرَّازِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنَا الْهَيْثَمُ بْنُ أَبِي مَسْرُوقٍ النَّهْدِيُّ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُلْوَانَ عَنْ عَمْرِو بْنِ خَالِدٍ عَنْ سَعْدِ بْنِ طَرِيفٍ عَنِ الْأَصْبَغِ بْنِ نُبَاتَةَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبَّاسٍ قَالَ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صلي الله عليه وآله يَقُولُ أَنَا وَعَلِيٌّ وَالْحَسَنُ وَالْحُسَيْنُ وَتِسْعَةٌ مِنْ وُلْدِ الْحُسَيْنِ مُطَهَّرُونَ مَعْصُومُون. ابن عباس مىگويد: از رسول خدا صلى الله عليه وآله شنيدم كه مىگفت: من، على، حسين، حسين و 9 نفر از فرزندان حسين، پاك و معصوم هستيم. الصدوق، ابوجعفر محمد بن علي بن الحسين (متوفاى381هـ)، عيون اخبار الرضا(علیه السلام)، ج2 ص66، تحقيق: الشيخ حسين الأعلمي، ناشر: مؤسسة الأعلمي للمطبوعات ـ بيروت، 1404هـ ـ 1984م؛ همو: كمال الدين و تمام النعمة، ص280، تحقيق: علي اكبر الغفاري، ناشر: مؤسسة النشر الاسلامي ( التابعة ) لجماعة المدرسين ـ قم، 1405هـ؛ الخزاز القمي الرازي، أبو القاسم علي بن محمد بن علي(400هـ)، كفاية الأثر في النص على الأئمة الاثني عشر، ص19، تحقيق: السيد عبد اللطيف الحسيني الكوه كمري الخوئي ناشر: بيدار ـ قم، 1401هـ؛ ابن شهرآشوب، رشيد الدين أبي عبد الله محمد بن علي السروي المازندراني (متوفاى588هـ)، مناقب آل أبي طالب، ج1 ص254، تحقيق: لجنة من أساتذة النجف الأشرف، ناشر: المكتبة والمطبعة الحيدرية، 1376هـ ـ 1956م. شيخ صدوق در كتاب شريف الأمالى روايت ديگرى را از ابن عباس از رسول خدا صلى الله عليه وآله نقل مىكند كه آن حضرت به عصمت اهل بيت عليهم السلام از هر گونه پليدى و گناه تصريح كرده است. حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ زِيَادِ بْنِ جَعْفَرٍ الْهَمَدَانِيُّ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ قَالَ حَدَّثَنَا جَعْفَرُ بْنُ سَلَمَةَ الْأَهْوَازِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا إِبْرَاهِيمُ بْنُ مُحَمَّدٍ الثَّقَفِيُّ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مُوسَى ابْنِ أُخْتِ الْوَاقِدِيِّ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو قَتَادَةَ الْحَرَّانِيُّ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْعَلَاءِ الْحَضْرَمِيِّ عَنْ سَعِيدِ بْنِ الْمُسَيَّبِ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلي الله عليه وآله كَانَ جَالِساً ذَاتَ يَوْمٍ وَعِنْدَهُ عَلِيٌّ وَفَاطِمَةُ وَالْحَسَنُ وَالْحُسَيْنُ عليهم السلام فَقَالَ: اللَّهُمَّ إِنَّكَ تَعْلَمُ أَنَّ هَؤُلَاءِ أَهْلُ بَيْتِي وَأَكْرَمُ النَّاسِ عَلَيَّ فَأَحِبَّ مَنْ أَحَبَّهُمْ وَأَبْغِضْ مَنْ أَبْغَضَهُمْ وَوَالِ مَنْ وَالاهُمْ وَعَادِ مَنْ عَادَاهُمْ وَأَعِنْ مَنْ أَعَانَهُمْ وَاجْعَلْهُمْ مُطَهَّرِينَ مِنْ كُلِّ رِجْسٍ مَعْصُومِينَ مِنْ كُلِّ ذَنْبٍ وَأَيِّدْهُمْ بِرُوحِ الْقُدُسِ مِنْك.... ابن عباس گفت: يك روز رسول خدا صلى الله عليه وآله نشسته بود و على و فاطمه و حسنين نزد او بودند. آن حضرت گفت: خدايا تو ميدانى اينان اهل بيت منند و گرامىترين مردم نزد من، دوستشان را دوست دار، دشمنشان را دشمن دار، مهربانى كن با مهربانان به آنها و بد دار بدخواه آنها را، كمك كن كمك، كار آنها را و آنها را از پليدى پاك كن و معصوم دار از هر گناهى و بروح القدس مؤيد دار. الصدوق، ابوجعفر محمد بن علي بن الحسين (متوفاى381هـ)، الأمالي، ص574، تحقيق و نشر: قسم الدراسات الاسلامية - مؤسسة البعثة - قم، الطبعة: الأولى، 1417هـ. به روايت عمار بن ياسر: خزار قمى در كفاية الأثر مىنويسد: عَلِيُّ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُوسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ مَعْمَرٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مَعْبَدٍ عَنْ مُوسَى بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ عَبْدِ الْكَرِيمِ بْنِ هِلَالٍ عَنْ أَسْلَمَ عَنْ أَبِي الطُّفَيْلِ عَنْ عَمَّارٍ قَالَ لَمَّا حَضَرَ رَسُولَ اللَّهِ (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) الْوَفَاةُ دَعَا بِعَلِيٍّ (علیه السلام) فَسَارَّهُ طَوِيلًا ثُمَّ قَالَ: يَا عَلِيُّ أَنْتَ وَصِيِّي وَ وَارِثِي... وَ مِنْ صُلْبِ الْحُسَيْنِ يُخْرِجُ اللَّهُ الْأَئِمَّةَ التِّسْعَةَ مُطَهَّرُونَ مَعْصُومُون. ابوطفيل از عمار نقل كرده است كه وقتى رسول در بستر احتضار قرار گرفت، على عليه السلام را پيش خود خواست، مدت طولانى را با او به آرامى سخن گفت و سپس فرمود: اى على ! تو جانشين و وارث من هستى، و از نسل حسين عليه السلام 9 امام خواهند آمده كه همگى آنها پاك و معصوم هستند. الخزاز القمي الرازي، أبو القاسم علي بن محمد بن علي(400هـ)، كفاية الأثر في النص على الأئمة الاثني عشر، ص124، تحقيق: السيد عبد اللطيف الحسيني الكوه كمري الخوئي ناشر: بيدار ـ قم، 1401هـ. ان شا الله در چند بحث اینده فقط به ایات مربوطه پرداخته میشه . |
|||
|
|
۲۰:۱۹, ۱۰/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/آذر/۹۲ ۲۰:۴۰ توسط عایشه.)
شماره ارسال: #22
|
|||
|
|||
(۴/آذر/۹۲ ۱۳:۵۳)علی 110 نوشته است: جا دارد اینجا یک سوال اساسی هم مطرح شود:بسم الله الرحمن الرحیم ای کاش سیدنا علی بر سیره سیدنا ابوبکر و سیدنا عمر (که باعث گسترش اسلام شدند) عمل می کردند تا دچار اشتباهات فراوان در حکومت داری نمیشدند: 1. در نهج البلاغه نامه 71 به منذربن جارود عبدی فرموده: «همانا شایستگی پدرت مرا نسبت به تو فریب داد و گمان کردم همانند پدرت میباشی و راه او را میروی و ازتواريخ معلوم ميشود که آن حضرت، منذر بن جارود را براي جمع صدقات فرستاده و او راانتخاب کرده براي اين کار و او اموال را اختلاس کرده و ملحق به معاويه شده، حضرت به او مينويسد: «فإن صلاح أبيک غرني..» تا آخر. 2.و از نامة 63 نهج البلاغه و تواريخ معلوم ميشود که آن حضرت، ابوموسي اشعري را عامل کوفه قرار داده در­حالي­که ابوموسي (به عقیده شیعیان) هم منافق در آمد و هم با سیدنا علی مخالفت کرد ! 3. از نامة 61 نهج البلاغه و تواريخ معلوم ميشودکه آن حضرت، کميل بن زياد را عامل هيت قرار داد در حالي که او مقاومت نکرد و شهرهيت را تسليم دشمن نمود، و حضرت او را مذمت کرده است. 4. از نامة 44 نهج البلاغه وتواريخ معلوم ميشود که حضرت، زياد بن ابيه را عامل بر فارس قرار داده و اشتباه نموده است. 5. از نامة 43 نهج البلاغه معلوم ميشود که «مصقلة بن هبيرة» راعامل اردشير قرار داده و او خائن در آمد. 6. از نامة 41 نهج البلاغه و رجال وتواريخ (نزد شیعه) معلوم ميشود در تعيين ابن عباس اشتباه نموده است. 7. و همچنين طبق تمام تواريخ قيس بن سعد بن عبادة را که حاکم او بر مصر بود معزول نمود و بواسطة عزل او و نصب محمد بن ابي بکر، مصر سقوط کرد و معلوم شد حضرتش اشتباه کرده و نبايد به سخن نمامين گوش مينمود. (۴/آذر/۹۲ ۱۳:۵۳)علی 110 نوشته است: چرا که آن دو خلیفه ی غاصب مکرر بر خلاف احکام خدا و سنت رسول خدا هم امر کرده بودند و هم عمل کرده بودن و هم بدعت در دین خدا وارد کرده بودن شما به خلفا انگ بدعت می زنید. شما بدعت خوب و بد را هم قبول ندارید. من از شما چند سؤال دارم: چرا سیدنا علی بر خلاف پیامبراز اسب زکات میگرفت؟ و چرا شما در نماز مهر میگذارید؟ چرا دراذان میگویید اشهدان علی ولی الله که در اذان زمان پیامبر نبوده؟ چرا روی قبرها قصر می سازید؟ و صدها بدعت و خرافه دیگر که اصلا قابل مقایسه با مثلا نمازجماعت تراویح نیست؟!!!
هدف شیخین ابوبکر و عمر از غصب خلافت (به زعم شما) چه بوده است؟ ایجاد حرمسرا؟!! (صیغه) یاتاسیس مذهب و دینی جدید؟!! (شیعه) یا دادن مقام به فرزندان و اقوام خویش یا گذاشتن ایشان به عنوان جانشین خویش؟!! شما که اینها را دشمن اسلام میدانید، سیدنا ابوبکر23 سال مجاهدت کرده برای 2 سال ریاست طلبی؟!! این چه ریاستی بوده که حتی ایشان محافظی نداشته اند و میبینیم که سیدنا عمر براحتی توسط ابولولو موردحمله قرار گرفته و شهید میشود.
|
|||
|
|
۰:۴۹, ۱۱/آذر/۹۲
شماره ارسال: #23
|
|||
|
|||
(۱۰/آذر/۹۲ ۲۰:۱۹)عایشه نوشته است: بسم الله الرحمن الرحیم سلام خدمت خواهر گران برای بحث نهج البلاغه توضیح داده شد ، کل نهج البلاغه رو هم بیارین بازم جواب به شما همونی هست که قبلا دادم. شما اگه قبول دارید که اشتباه بوده و ان هم در زمان خلافت ، ایا تحمل این رو هم دارید که بگم خلفایی که اول و دوم کار امدن سرپیچی کردن از دستور رسول خدا؟ ایا کسی که از دستور رسول خدا سرپیچی میکنه میتونه جانشین خوبی برای اون نبی باشه؟ اگه بخوایین فقط یک نمونه از موارد بی حدی که در تاریخ هست رو براتون مثال میارم بحث تجهیز سپاه اسامه خلیفه اول از کسانی هست که باید همراه این سپاه بره ولی ایا میره یا نه؟ ایا پیامبر در نرفتن این سپاه بخاطر اینکه امیر لشکر رو اسامة بن زید قرار میده از طرف بعضی از اصحاب مورد بازخواست قرار یگیره ، و ایرا میگیرن که او لیاقت نداره ، حالا شما بفرما که پیامب اشتباه کرده و معصوم نیست. حالا اگه شک داری که از افرادی که در لشکر اسامه قرار داشتن خلیفه اول و دوم و ... بودند لطف کنین و تشریف ببرین و کتاب شرح صحیح بخاری رو مطالعه کنین تا بدونین که ماجرا چیه و کیا سرپیچی کردن. بحث رو نرید بعد چند روز بیایید و دوباره از اول شروع کنید. ( یه چیزی ایا سیره خلفای پیش از حضرت امیر المومنین علی بن ابی طالب مگه غیر از سیره رسول خدا بود؟مگه نباید خلیفه دنباله رو رسول خدا باشه اگه این طور نباشه که کلا راه به بی راهه رفته) شما اول اثبات کنین که خلفای پیشین خلیفه رسول خدا بودند بعدا بفرمایید " ای کاش سیدنا علی بر سیره سیدنا ابوبکر و سیدنا عمر (که باعث گسترش اسلام شدند) عمل می کردند تا دچار اشتباهات فراوان در حکومت داری نمیشدند" چون هیچ نصی در بحث خلافت و جانشینی این افراد ندارید جز تحمیل بحث شورایی که هیچ گاه شکل نگرفت و تنها با مطرح کردن یک فرد و بیعت او این مباحث پیش امد ولاغیر. بحث اجماع و بحث اجماع حل و عقد و ... بی نتیجه باقی موند و نمیتونین جمعش کنید برای همین متوسل به راه هایی دیگه شدند. میشه در پستی جدا یا همینجا بفرمایید سیره جناب ابوبکر بن ابی قحافه و عمر بن الخطاب چی بود؟ اول این رو بیان کنید بعدا بر اساس اون از نفر بعد توضیح بخواین . در پاسخ به : (۱۰/آذر/۹۲ ۲۰:۱۹)عایشه نوشته است: |
|||
|
|
۱:۱۰, ۱۱/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/آذر/۹۲ ۱:۳۵ توسط عایشه.)
شماره ارسال: #24
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
جناب مهدی سینا پست قبلی بنده درباره نهج البلاغه بود و البته سابقا شما ثابت کردید که نهج البلاغه را نخواندید. ولی اینکه در اعتبارها خواستار سند و مدرک شدید منظورتان چیست؟ نهج البلاغه سند هست یا نیست؟ که نوشتید : مثبت (+1): کمی با مدرک سخن گفتن رو یاد بگیرید جان اون عزیزتون .نه اینکه نصفه و نیمه و دم بریده مدرک بدید. یا دستون خالیه یا اینکه هرچی به ذهن مبارک میرسه بدون تامل مینگارید. ********************************************************************************************* البته بنده که میدانم شما و امثال شما بجز کپی پیست از سایتهای اینترنتی هنر دیگری ندارید!!!! ولی حداقل می توانید از کتابخانه نهج البلاغه را قرض بگیرید و اینگونه عدم مطالعه و نداشتن کتاب مذهبی تان را جار نزنید! بنده هر شماره صفحه که بدهم ممکن است با چاپی که من دارم تفاوت کند! ولی از روی شماره خطبه و نامه به راحتی در هر چاپی می توان آن را یافت. (محض اطلاع گفتم. چون ظاهرا تا الان نهج البلاغه ندیده اید و نمی دانید که هم در فهرست و هم در بالای صفحات شماره خطبه و نامه ها و ... ذکر شده است!!!!) ![]() در ضمن بجای اینهمه آسمان و ریسمان به هم بافتن بهتر بود حداقل یک پاسخ به پرسشهای بنده می دادید و اگر پاسخی نداشتید اینهمه برآشفتگی لازم نداشت. بنده صرفا از نهج البلاغه سند آوردم نه از کتب خودمان!!!! |
|||
|
|
۱:۴۸, ۱۱/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/آذر/۹۲ ۱:۵۴ توسط mahdy30na.)
شماره ارسال: #25
|
|||
|
|||
|
شما مثل اینکه هیچ پستی رو نمیخونین
و به بی اساسی حرفهای خودتون پای بند هستین من برای چیا از شما سند خواستم؟ لطف کنین دوباره بخونین خو دوباره تکرار میکنم (۱۰/آذر/۹۲ ۲۰:۱۹)عایشه نوشته است: اونایی که رنگی میکنم رو سند بدید فکر کنم این دیگه کاملا واضح و اشکار باشه. فرض بر اینکه من نهج البلاغه نخونده باشم ( لو فرض ) بهتر از این هست که شما کلا کتب صحیحی که بین اهل سنت صحیح و معتبر هست رو نمیخونین. نمیدونم شاید شما اهل سنت نیستین. (۱۱/آذر/۹۲ ۱:۱۰)عایشه نوشته است: بسم الله الرحمن الرحیم شما کلا یا نمیخواین بحث کنین یا اینکه علاقه به حاشیه دارین. باشه من هم با شما اونجور که دوست دارین بحث میکنم. بدور از هر گونه سند دادن. بحث نهج البلاغه من کاری ندارم که دیگه شماره خطبه و صفحه و ... . تو بحثهایی که داشتینم تو تالار هرجا سند خواستم فقط بحث رو به جایی دیگه تغییر دادین. حالا اینجا اومدین و چند خطبه و نامه و .. قرار دادین که من بگم با مدرک صحبت میکنید باشه . در اعتبار خواستار این شدم در کلیه مباحث مستند بگید همونطور که در چند پیام خصوصی که دادم و خواستار مباحثه مستند بودم. اون موارد قرمزی که برای شما رنگی کردم رو بدون سند گفتین برای همینم خواستم با مدرک حرف بزنرن نه اینکه اسمون ریسمون ببافین. تشکر بایت راهنمایی بایت ادرس دادن و یاد دادن کتاب دست گرفتن ، خدا شما را از این تالار نگیرد تا ما دوکلام یاد بگیریم. الان کل موضوع شما و خواسته شما این هست که چون حضرت امیر اشتباه داشتند پس دارای عصمت نیستن؟ فقط چند سوالی که قبلا پرسیدم رو دوباره میپرسم تا کمی هم قدم بشیم معنای بدعت رو میفرمایید استاد گرام؟ اسمون ریسمون؟ چیزی که من دیدم بیشتر شبیه اسمون ریسمون بود تا پاسخهایی که داده شده مگر اینکه سوال پرسیدن رو اسمون ریسمون بدونین. میخواستم بدونم جناب ابوبکر و عمر دارای عصمت بودن یا نه؟چون یادمه قبلنا یکی از هم کیشان شما میگفتن که این دو بزرگوار داری عصمت بودن و هیچ خطا و اشتباهی نداشتن. برای نمونه پست :شماره ارسال: #89 اثبات امامت مولا علی (علیه السلام) مباحثه ، و مباحث پیشین که با شما داشتم و خواهم داشت ( چون میدونم فقط همین نهج البلاغه رو دارن و دیگه هیچی اونم نمیدونم از کی قرض کردین تا به بنده درس فهرست یابی رو یاد بدین) (۱۰/آذر/۹۲ ۲۳:۰۸)عایشه نوشته است: شما نه ادرس دادین نه سند ونه .... خو من اینارو به شما میگم سند بدین که نمیدین ، خواهر گرام حرف بی سند میدونی مثل چی میمونه ؟ اینارو اوردم تا نگین من کجا بدون سند حرف زدم |
|||
|
۲:۰۰, ۱۱/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/آذر/۹۲ ۲:۱۱ توسط عایشه.)
شماره ارسال: #26
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
آقای مهدی سینا قصد نداشتم به پستهای بی منطق شما پاسخ بدهم. مثلا نقل قول آخرتان که خواستار سند شدید بنده چه سندی برای این باید بدهم؟ 3. چرا سیدنا علی و یا یکی ازطرفدارانش قلم و دوات را نیاورده اند؟!! آیا همه از سیدنا عمرمی ترسیده اند؟!!!!شما که میگویید سیدنا عمرترسو بوده و در جنگها فرار میکرده، چرا اینجا آنهمه شجاع از این انسان ترسو می ترسند؟!!! یا برای بقیه آنها .... این آخرین پاسخ من به شماست. چون خودتان هم نمیدانید چه میگویید! بهتر است فقط خواننده مباحث باشید. بنده گمانه زنی می کنم که شما با ارسال پستهای اسپم قصد دارید نوشته های بنده به صفحات قبل برود تا اغلب افراد که معمولا صفحه رویی را می خوانند آنها را نبینند!! بهر حال بنده با این شگردها بسیار آشنا هستم! یک توصیه هم به شما دارم و آن اینکه کمی مطالعه کنید تا از تاریخ بیشتر مطلع باشید. ظاهرا شما اصلا به تاریخ آگاهی ندارید! (۱۱/آذر/۹۲ ۱:۴۸)mahdy30na نوشته است: الان کل موضوع شما و خواسته شما این هست که چون حضرت امیر اشتباه داشتند پس دارای عصمت نیستن؟معنی عصمت این هست که بری ازاشتباه باشد. اگر شما قصد دارید معنی کلمه (اشتباه) را هم تفسیر کنید و معنی دیگری از آن خارج کنید (همانند یکی از اعضا که معنی زکات را به صدقه تغییر دادند!!) بنده حرفی با شما ندارم. یا قصد دارید معنی کلمه عصمت را اینجا تغییر بدهید باز هم حرفی با شما ندارم. شما نمی توانید کلمات را هر جا به ضررتان بود به معنی دیگری تغییر بدهید. (همانند کلمه مولی که به حکومت تغییر دادید!) زیرا این نامش مناظره نیست. سفسطه و مغلطه است. |
|||
|
|
۲:۳۰, ۱۱/آذر/۹۲
شماره ارسال: #27
|
|||
|
|||
(۱۱/آذر/۹۲ ۲:۰۰)عایشه نوشته است: بسم الله الرحمن الرحیم شما لطف دارین خوب وقتی چیزی میگید حتما کسی گفته چه دروغ چه درست .قبول؟ نمیخوام بحث رو منحرف کنم ولی قبلش بزراین یک چیزی رو مشخص کنیم بعد ادامه بحث میدیم. اشکال که نداره؟ وقت شما رو هم میگیریم با اینحال، برای حرفی که نقل قول میکنید مثل این بحث نهج البلاغه سند بدید ، این نمونه رو اوردم تا بگم حرف بی سند اثر و ارزشی نداره همینجور که خودتون میگید. حالا من دنبال کننده باشم یا ادامه دهنده هم فکر نمیکنم ادم زنده وصی نیاز داشته باشه. مگه نبی اکرم امت رو با وصی گذاشت؟ خوبه که اشنایین و بیان میکنید چون اگه اشنا نبودید که اینقد شاخه به شاخه نمیرفتین و مباحث رو با هم خلط نمیکردین. مطالعه رو خیلی موافقم چون شما اصلا مطالعه ندارین و نیاز هست که سری به مطالب درون کتابهای خودتون ( البته اگه کتابی رو بجز قران قبول داشته باشین و البته دنباله روی سیره خلفای اول و دومی باشین) برسیم به معنا من معنی بدعت رو خواستما ، نه عصمت،مثل اینکه چند صفحه عقب تشریف دارین. تفسیر ؟ معنای لغت دیگه تفسیر میخواد؟ ببخشید خوبه یک بار هم شده بحث مولی رو برید و بخونید تا ببینیند به نفع شیعه نیست یا شما و یا اهل سنت و یا .... . عصمت = بری از اشتباه ! چه اشتباهی؟ معنای اشتباه یعنی چی ؟ گناه شاملش میشه؟ دروغ شاملش میشه؟ گناه کبیره و صغیره؟خطا شاملش میشه؟ در باره قلم و دوات و بحث ترس از عمربن الخطاب و اینکه چی بوده سر پستش حتما جواب میدم. |
|||
|
۳:۱۶, ۱۱/آذر/۹۲
شماره ارسال: #28
|
|||
|
|||
(۱۱/آذر/۹۲ ۲:۳۰)mahdy30na نوشته است: در باره قلم و دوات و بحث ترس از عمربن الخطاب و اینکه چی بوده سر پستش حتما جواب میدم.اگه جواب داشتین چرا همون اول جواب ندادین و ای قد حرفای بی ربط زدین!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! درضمن نوشته های خانم عایشه از نهج البلاغه بود ک شما میگین بی اساس!!!!!!!!!!!!!!!!!!! میشه وقتی جواب ندارین پست ندین!!!!!!!!!!!!!!!!!!! مجبور نیستینا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! میخواین نوشته های خانم عایشه گم بشه بین پستهای شما و دیده نشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ |
|||
|
|
۳:۲۹, ۱۱/آذر/۹۲
شماره ارسال: #29
|
|||
|
|||
(۱۱/آذر/۹۲ ۳:۱۶)Atosa نوشته است: اگه جواب داشتین چرا همون اول جواب ندادین و ای قد حرفای بی ربط زدین!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! جواب میخواین؟ چشم بحث حدیث قرطاس رو برای شما که چیزی مهم نیست چون هیچی جز حسبنا کتاب الله برای شما مهم نبوده و نخواهد بود. واقعا اگه حسبنا کتاب الله ، کفایت میکرد چرا خلاف نظر و عقیده خلیفه دوم عمل شد و علمای پیرو خلافت خلفا ، دست به قلم شدن و تفسیر و کتب حدیث رو به تحریر در اوردن؟ بعدشم بی ربط بودن متن کدوم بخش هست؟ نکنه سپاه اسامه بی ربط بود؟ یا اینکه موضوع خاصی چشمتون رو خسته کرد. و اما حدیثی که خیل یمایل هستین بدونین چی بوده صحیح بخاری باب قول المريض قوموا عني 5345 حدثنا إبراهيم بن موسى حدثنا هشام عن معمر وحدثني عبد الله بن محمد حدثنا عبد الرزاق أخبرنا معمر عن الزهري عن عبيد الله بن عبد الله عن ابن عباس رضي الله عنهما قال لما حضر رسول الله صلى الله عليه وسلم وفي البيت رجال فيهم عمر بن الخطاب قال النبي صلى الله عليه وسلم هلم أكتب لكم كتابا لا تضلوا بعده فقال عمر إن النبي صلى الله عليه وسلم قد غلب عليه الوجع وعندكم القرآن حسبنا كتاب الله فاختلف أهل البيت فاختصموا منهم من يقول قربوا يكتب لكم النبي صلى الله عليه وسلم كتابا لن تضلوا بعده ومنهم من يقول ما قال عمر فلما أكثروا اللغو والاختلاف عند النبي صلى الله عليه وسلم قال رسول الله صلى الله عليه وسلم قوموا قال عبيد الله فكان ابن عباس يقول إن الرزية كل الرزية ما حال بين رسول الله صلى الله عليه وسلم وبين أن يكتب لهم ذلك الكتاب من اختلافهم ولغطهم ببخشید میخوام بدونم که وقتی در این جا که پیامبر اکرم میفرمایند قلم و کاغذ بیارین تا چیزی بگم که هیچگاه گمراه نشین ، خلیفه ثانی چی میگن؟ از کجا معلوم که بعد از اوردن قلم و کاغذ ، نگن حالا ما که گفتیم بر پیامبر ( شرم از ترجمه دارم- قد غلب عليه الوجع) بعدشم دیگه همون حال بوده . و یچیزی تو اون حال گفتند دیگه / اتوسا و عایشه پاسخ بدن که پیامبری که طبق ایات 3و 4 سوره نجم بدور از هوای نفس سخن میگه و حرفش وحی هست ، چطور خلیفه دوم این نسبت رو به پیامبر میدن؟ این پاسخ رو در پست خودش هم همین رو قرار میدم. |
|||
|
۳:۳۶, ۱۱/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/آذر/۹۲ ۳:۳۹ توسط Atosa.)
شماره ارسال: #30
|
|||
|
|||
|
آقای مهدی سینا
ای همه پست اسپم بی ربط ب تاپیک میدی برای چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ میگی اهل بیت عصمت داشته اشتباه و گناه نمی کرده خانم عایشه از نهج البلاغه دلیل اورد ک اشتباه میکرده!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! اونم ن ی بار و دو بار !!!!!!!!!! چن بار!!!!!!!!!!!!!! یعنی معصوم نبوده!!!!!!!!! چرا شما ای قد جوابای بی ربط میدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ***************************************************** اقایون ناظران چرا ب ای اقا تذکر نمیدین ای قد بی ربط اسپم نفرسته!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ای سه چهار ارسال اخر مهدی سینا چ ربط داره ب عصمت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ میخواد بحثو بپیچونه بره ی مطلب دیگه ک بحث گم شه !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! یا هزار تا تاپیک میزنن ک بحث گم شه!!!!!!!!!!!! بسه دیگه یا جواب درس بدین یا دس از ای کارا بردارین!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! (۱۱/آذر/۹۲ ۳:۲۹)mahdy30na نوشته است: اتوسا و عایشه پاسخ بدن که پیامبری که طبق ایات 3و 4 سوره نجم بدور از هوای نفس سخن میگه و حرفش وحی هست ، چطور خلیفه دوم این نسبت رو به پیامبر میدن؟در س صحبت کن من دخترخاله ات نیسم ب من میگی اتوسا!!!!!!!!!!!!!!!!!! ادب داشته باش خانم عایشه کلی دلیل اورد ک ای روایت دروغه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! تو اون تاپیک!!!!!!!!!!!! انگار نخوندیش؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اگه جواب داشتی اونجا میدادی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چرا بحث بی ربط میاری اونجا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ کم اوردین دنبال اینین ک من و خانم عایشه مثل خانم فرمیسک محروم کنین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ کم اوردین بگین کم آوردیم ای قد اسپم نده بحث بی ربط نده خسته ام کردی |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| شیعه به عصمت ملایکه معتقد است | مسجد عشاق | 0 | 983 |
۲۴/آذر/۹۴ ۱۲:۰۲ آخرین ارسال: مسجد عشاق |
|
| دلایل برتری امام علی (علیه السلام) بر دیگر انبیا، از زبان خود مولا علی (علیه السلام) | zarati313 | 2 | 3,960 |
۳/آذر/۹۴ ۱۶:۳۹ آخرین ارسال: مخلوق |
|
| عصمت انبیا و اهل بیت در سیره نبوی | مهدی عباس زاده | 9 | 4,730 |
۲۲/اسفند/۹۲ ۶:۱۳ آخرین ارسال: مهدی عباس زاده |
|
| آیا مقام حضرت حجت از تمام انبیا و ائمه بالاتر است؟ | علی 110 | 0 | 1,610 |
۷/شهریور/۹۱ ۱۵:۱۵ آخرین ارسال: علی 110 |
|










