(۱۹/آذر/۹۲ ۰:۱۴)مجنون الحسین نوشته است: [ -> ] (۱۵/آذر/۹۲ ۱۵:۵۶)skyeygirls نوشته است: [ -> ] این سوالات برای من مطرح شد .
نا متوازنی این دو حدیث رو چگونه میشود هضم کرد ؟
آیا مجوزی برای تجاوز مرد به همسرش نمیشود ؟
جناب درست پسند ...
از توضیحتون ممنون..ولی نقل قولی که شما از بانی تاپیک داشتید رو پیدا نکردم وبه جاش به جملات بالا رسیدم!!!!
که باز.....................
قصد ادامه بحث ندارم/ مورد مهمی که باید انتقال میدادم انجام شد
(ان شاءالله تاثیر مثبت داشته باشد)
این که بهش رسیدید که همون ارسال اول هست!
اون ارسال
اینجا هست.
همچنین میتونستید با جستجوی یه کلمه، مثلاً «اتهام»، پیداش کنید(در قسمت [جستجو در موضوع] که در هر صفحه در انتهای ارسال آخر هست).
همچنین از روی زمانی که گوشهی نقل قول نوشته هم میتونستید موقعیتش رو در تاپیک پیدا کنید.
حتی در خود حرف هم با دقت روی جملهی ایشون:
(۱۷/آذر/۹۲ ۷:۱۴)skyeygirls نوشته است: [ -> ]و در همین تاپیک باز سوال خواهم کرد .چون در بحث تجاوز مرد به همسر، وصله هایی به اسلام زده اند که من میخواهم بدانم چگونه میشود ساده به نتیجه ای برسم که بتوانم بگویم نه.اشتباه است .
نیاز به مطالعه ی بیشتر دارم.
میشه موضع ایشون رو فهمید.
اینکه پیداش نکردید هیچی.
ولی اینکه وقتی پیداش نکردید بیخیالش شدید یعنی من دروغکی اون نقل قول رو آوردهام؟
بنده رو شرمنده میفرمایید با تشکرتون،
![[تصویر: justblush.png]](http://dorostpasand.persiangig.com/image/smiley/justblush.png)
ولی بنده خیلی خوشحالتر میشم وقتی که عملاً حرفم ارزش داشته باشه.
اصلاً آیا در صورتی که مطمئن نباشین راست میگم یا نه، بدون ترس از اینکه در قضاوتتون اشتباه کرده باشین حرفم رو نادیده میگیرین؟
من از کسانی که دغدغهی دین دارن انتظار بیشتری دارم.
خطاب به همه:
قطعاً نظر هممون اینه که حرف حق رو هر کجا به نظرمون رسید بگیم و کاری نداشته باشیم بقیه ممکنه چه خیالی بکنن.
اما شیوهی پرداختن به ماجرا هم خودش مسئلهای هست!
به هممون میگمها!
مثلاً شاید بانی تاپیک میتونستن با شیوهی بهتری موضوع رو مطرح کنن، ولی در همین مطلبی که الآن در ارسال اول هست حسننیت و به دنبال پاسخ بودن کاملاً مشخصه(مگر اینکه ارسال اول تاپیک در ساعات اولیه لحن بسیار متفاوتی داشته).
مسلماً عدهای از دوستان نامناسب دفاع کردن، یعنی تا دیدن یه ابهام مطرح شده، در مورد نظر افراد نسبت به دین و حسننیتشون قضاوت کردن.
با این نحوهی پرداختن به ماجرا، علاوه بر برطرف نکردن ابهامات، مطرح شدنشون رو مذموم جلوه میدیم. چنین چیزی اصلاً به سود اسلام نیست. مثل این میمونه که طوری وانمود کنیم که جوابی برای گفتن نداریم!
توجه بفرمایید: مشکل ایشون این نبود که احادیث دیگری نیستند که معنای خوبی بدن.
بحث سر برداشت از همون احادیث بود.
بحث اینه که از اون احادیث
برداشتی مغایر با
اصول صورت میگیره.
از دوستان خواسته شد
برداشتی موافق با
اصول بدن.
آیا میشه بجای ارائهی
برداشت موافق با
اصول، همینطوری دفاع کرد؟
آیا میخوایم از برداشت مغایر با اصول دفاع کنیم؟
مثلاً من فکر کردم و قسمت «پشت پالان شتر» رو فهمیدم!

در حدیث بیان نشده بر پشت پالان شتر اتفاقی بیفته، بیان شده «هر چند بر پشت پالان شتر باشد».
توجه بفرمایید. خواستهی مرد نمیتونه در جایی جز محل اقامت اتفاق بیفته. حالا این محل اقامت میتونه خونه یا مکانی برای موندن حین سفر باشه.
اگه زن بر پشت پالان شتر باشه، و در کنار محل اقامت باشه، پس یا داره میره، یا برگشته.
اگه برگشته که خودش میخواد از اون بالا بیاد پایین و شرایط قراره خود به خود ساده بشه.
پس منظور حدیث موقعی هست که داره میره. یعنی زن لباسش رو کامل پوشیده و آماده شده و البته قبلش زحمت کشیده و خودش رو مهیای رفتن کرده، و حتی بر پشت شتر هم سوار شده و کاملاً آماده هست که بره، و با درخواست شوهر مواجه بشه، و براش خیلی سختی داره از اون وضعیت کاملاً آماده به وضعیت کاملاً ناآماده دربیاد و مجدداً زحمت مهیا کردن و حاضر شدن رو بکشه.
پس حالا میام و از این برداشت دفاع میکنم.
نه اینکه فکر کنم منظورش چیزی مغایر با قرآن و منطق هست(
یعنی در اصل فکر نکرده باشم در مورد اینکه منظور حقیقتاً چی بوده) و بیام دفاع کنم!
جایگاه احادیث در تفسیر و تکمیل دین هست،
اما خداوند هیچ تضمینی بابت تحریف نشدن احادیث نداده.
امام صادق(علیه السلام) فرمودهاند:
آنچه از ما نقل شود و با قرآن مطابقت كند بپذيريد، ولى اگر مخالف قرآن باشد آن را به ديوار بزنيد و بدانيد پيرايهاى است كه بر ما بستهاند و از ما نيست.
پس وقتی سخنی رو به عنوان حدیث یافتیم، زمانی صحیح فرضش میکنیم که تونسته باشیم معنایی منطبق بر قرآن ازش دریابیم.
بعد از اون، نه قبلش!
پس پیش از اینکه دریابیم که با قرآن منطبق هست یا خیر، باید بگیم
«نمیدانم منظورش چی بوده و آیا واقعاً حدیث بوده یا خیر».
مثلاً من هنوز در همون حدیث که قسمت «پشت پالان شتر» رو فهمیدم، نمیتونم به برداشت مناسبی از قسمت آخرش برسم:
نقل قول:گفت يا رسول اللّه، حق كى بر مرد از همه كس عظيمتر است؟ فرمود كه حق پدر. گفت حق كى بر زن از همه عظيمتر است؟ فرمود كه حق شوهر. پرسيد كه من بر شوهر آنقدر حق ندارم كه او بر من دارد؟ فرمود كه از صد تا يكى. كه آنزن گفت كه قسم ميخورم بآن خدائيكه ترا بحقيقت فرستاده است كه هرگز شوهر نكنم .
و همچنین بعضی
احادیث دیگر اون صفحه.
احادیث خوب خیلی زیاد داریم، ولی از اون طرف، هیچ مجبور به پذیرش برداشتهایی که میبینیم با قرآن مغایرت دارن نیستیم!
نه اینکه ضد حدیثشون بیانیه صادر کنیم و الیالابد ردش کنیم! فقط فعلاً که نمیتونیم معنایی مطابق آیات قرآن ازش دریابیم، نباید به عنوان نظر اسلام عنوانش کنیم.
اصلاً فرض کنیم حدیثی غیرجعلی در دست داریم ولی نمیتونیم معنایی منطبق بر قرآن ازش دریابیم!
در این صورت بکار بستن معنایی که ما از اون برداشت میکنیم چه تفاوتی با بکار بستن سخن اشتباه خواهد کرد؟
اصلاً بحث ایشون ضد دین نبود، در مورد پاسخگویی به شبهات بود.
البته این هم بگم نوع بحثی که ایشون پیش کشیدن، ممکنه بعضی جاهاش خیلی مبهم و غیرقابلدریافت و غیرقابلاثبات باشه با علم امروز بشر.