|
*** کفه های نا متعادل ***
|
|
۱۵:۵۶, ۱۵/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/آذر/۹۲ ۱۲:۱۲ توسط اسکای.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
25 نوامبر روز مبارزه با خشونت علیه زنان بود.سعی کردم مطالعه ای داشته باشم بر حقوق زن در اسلام و فرستادن مطالبی برای سازمان ملل. اما به کفه هایی نا متعادل برخورد کردم . در حديث صحيح از حضرت امام محمد باقر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) منقول است: زني آمد به خدمت حضرت رسول (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و گفت يا رسول الله چيست حق شوهر بر زن، فرمود لازم است که اطاعت شوهر بکند و نا فرماني او نکند واز خانهٌ او بي رخصت تصديق نکند و روزهٌ سنت بي رخصت او ندارد و هروقت ارادهٌ نزديکي او کند مضايقه نکند، اگر چه بر پشت پالان شتر باشد و از خانه ٌ او بي رخصت او بدر نرود و اگر بی رخصت بدر رود، ملائکه ٌآسمان و زمين و ملائکهٌ غضب و ملائکهٌ رحمت همه او را لعنت کنند تا به خانه برگردد." (حلية المتقين، ص 114 و 115 محمد باقر مجلسي) در ادامه برای پیدا کردن حق جنسی زن به این حدیث رسیدم جایی در کتاب «حلیه المتقین» به نقل از حضرت رسول (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) آمده است: «بدانکه از جمله ی حقوق زن بر مرد آن است که هر چهار ماه یک مرتبه با او جماع کند اگر حاضر باشد و عذری نداشته باشد و این واجبست». و این سوالات برای من مطرح شد . [b]نا متوازنی این دو حدیث رو چگونه میشود هضم کرد ؟ آیا مجوزی برای تجاوز مرد به همسرش نمیشود ؟ و در ادامه با دانستن این احادیث[/b] پیامبر اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) : بهترين مردان امّت من كسانى هستند كه نسبت به خانواده خود خشن نباشند و اهانت نكنند و دلسوزشان باشند و به آنان ظلم نكنند. مكارم الأخلاق و حضرت علي(( : «زنان امانت خدا بر شما هستند. به ايشان زيان نرسانيد و برايشان سخت نگيريدمستدركالوسائل، ج 4، ص 251 کمی ذهن من را متعادل کرد . ************************************************************************ سوالی جدی که برای من مطرح شده این است اسلام دین تعادل است. اما ذهن کنجکاو من میگوید هر حدیث تعادلش با حدیث دیگر کامل شده خود احادیث بعضا تعادل مفهومی ندارد . حق 4 ماهه برای زن کم است .وارد مباحث بالای 18 سال نمیشم. درخواست مرد حتی پشت پالان شتر بسیار افراطی هست . و اگر احادیث بعدی را پیدا نمیکردم به تعادل برخورد نمیرسیدم. چرا ؟ ********************************************************************** دوستان متن های طولانی و کپی از سایت های دیگر نکنید. گفتمان حضرت علی فراموش نشود . من خودم هم افراطی بودم اوائل.الان سعی میکنم منطقی بحث کنم. لینک تفسیر بزارید .هر کس طالب بود میخونه و ادامه ی بحث رو میکنیم . اسپم نزارید. و دعوا هم نکنیم. |
|||
|
| آغاز صفحه 5 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲۰:۵۴, ۱۷/آذر/۹۲
شماره ارسال: #41
|
|||
|
|||
|
گفته بودند که مگه میشه ائمه چنین احادیثی هم داشته باشند!
بله می شود چون اسلام دین کاملیست از این کاملتر هم داریم در احادیث که دیگه فضا اجازه نمیده |
|||
|
|
۲۲:۳۷, ۱۷/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/آذر/۹۲ ۲۳:۰۴ توسط درست پسند.)
شماره ارسال: #42
|
|||
|
|||
(۱۷/آذر/۹۲ ۱۲:۳۱)هادی... نوشته است:بله دوست گرامی! واقعاً معناش رو جستجو کنیم! کجاوه: صندوق چوبی رو باز یا دارای سایبان که دوتای آن را در طرفین شتر یا قاطر بسته و بر آن سوار میشوند. دو اطاقک چوبین رو باز یا با سایبان که آنها را در طرفین شتر یا استر بندند و در هر اطاقک مسافری نشیند و آن در قدیم وسیله حمل و نقل مسافران بود. هر اتاقکش یه نفره هست. دو نفر برن چپه میشه! ببینید گرامیان، مشکل بیان شدنشون بدون تفسیرشون هست. یعنی همونجا باید تفسیرشون کنیم. نه اینکه بگیم و بریم! مشکل ما امروز در امر فرهنگ، دمدستی کار کردن هست. نمیشینیم روی یه پروژهی بزرگ کار کنیم، این هیچ، میخوایم یه ارسال بنویسیم، نمیشینیم یه خورده وقت بذاریم! ما مسئولیم! نباید از دو سه ساعت دریغ کنیم! ولی میشینیم زود سر و تهش رو هم میاریم! اگه بشینیم یه مطلب بنویسیم به این نیت که بینقص باشه، تازه اونجوری هم ممکنه هزارتا نقص داشته باشه!! اینجوری با دمدستی کار کردن که دیگه هیچی! فقط میزنیم تخریب میکنیم! (۱۷/آذر/۹۲ ۱۳:۰۰)مجنون الحسین نوشته است: نمی خوام بحث رو باز کنم ولی شما اگر بری روایاتی که در این رابطه اومده و میزان اهمیت و اجرو پاداشش رو ببیینی متوجه میشی که این رابطه در اسلام، رابطهء مقدس است و عبادت استمیفرمایید «نمیخوام بحث رو باز کنم». اگه بحث طوری هست که پرداختن بهش موقعیتی خاص میطلبه، و شما به عنوان یه خانم محترم مایل به پرداخت به بحثش نیستین، باز هم لزوم باز شدن بحث و تفسیر کامل حدیث رو مرتفع نمیکنه! حداقلش اینه که از آقایون علمای تالار بخوایم که تفسیرش کنن، یا به یه مطلب از علما ارجاع بدن. مثلاً در مورد حدیث معروفی که به اشتباه به فارسی ترجمه شده «عقل زنان ناقص است»، آوردنش بدون ترجمه و تفسیر درستش مسلماً اشتباهه، چون به تخریب دین اسلام و ائمهی هدی در نزد ناآگاهان منجر میشه. نمیشه به کسی که تفسیر اشتباهش رو ببینه و به برداشت اشتباه برسه خرده بگیریم و بگیم «من نمیخوام بحث رو باز کنم، ولی شما خودتون روایات رو ببینین تا بفهمین نظر اولیای خدا در مورد زنان این نیست»!!! معنای ظاهری بعضی احادیث اصول مشخصی رو به مبارزه میطلبن، به نوعی که حتی برای خود اهل ایمان هم دشواره که تفسیری برداشت کنن که منطبق بر نگاه عاطفی اسلام به زوجیت باشه. در کنارش امثال این حدیث رو داریم که بدون نیاز به تفسیر، نهایت اهمیت اسلام به عاطفه رو میرسونه: از حضرت محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نقل شده است: گفتنِ مرد با زن خود، كه من ترا دوست میدارم، هرگز از دل او بدر نمیرود. (۱۷/آذر/۹۲ ۱۳:۰۰)مجنون الحسین نوشته است: اگر مشکل شما هم اون پشت پالان شتر هست...منظور اهمیت تمکین است نه اینکه...اولاً اگر این تفسیر شما رو درست فرض کنیم، باز هم باید همراه حدیث بیان بشه، نه بعدش که نبود تفسیر باعث بروز مشکل شد با بیحوصلگی بتوپیم که «اگر مشکل شما هم این هست...» نه اینکه «...». برادران و خواهران گرامی، یه تفسیر ساده همهچیز رو حل میکنه(اگه همون اول بیان بشه که إنشاءالله اصلاً مشکل پیش نمیاد!) و در مقابل این نتیجهی خوبی نخواهد داشت که طوری برخورد کنیم که انگار مطرح کردن ابهام کار بدیه، حتی اگه اون ابهام میتونست با عبارات خیلی بهتری مطرح بشه و نشده باشه باید فقط از نحوهی مطرح کردن ایراد بگیریم. ثانیاً به نظرم اینطوری مشکلش حل نمیشه. این اغراق نمیتونه صحیح باشه، چون در خود اغراق مشکل هست. مثلاً وقتی پیامبر میفرمایند: دانش را بجویید، حتی در چین. اینجا در خود اغراق(که البته نزد مردمان اون زمان خیلی دور بود!) مشکل نیست. یا مثلاً اینکه میفرمایند: دانش اگر در ثریا هم باشد، مردانی از سرزمین پارس بدان دست مییابند. اینجا نیز در خود اغراق(که البته هنوز هم خیلی دور هست! ) مشکل نیست.ولی در این حدیث در خود اغراق مشکل هست. پس نمیتونه به منظور اغراق فرض بشه. |
|||
|
|
۲۳:۱۹, ۱۷/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/آذر/۹۲ ۲:۰۷ توسط فرشته مهربون.)
شماره ارسال: #43
|
|||
|
|||
(۱۷/آذر/۹۲ ۷:۱۴)skyeygirls نوشته است:یا حرفی رو ثابت کنیم یا نگوییم بهتر هست . ![]() ![]() هر حرفی رو ممکن هست کسی بزند ولی باید بتواند ثابت کند که دلیل حرفش چه بوده اگر نه نقل قولش هم نکنیم دیگه خیلی بهتره . ................................. این هم تعریف کجاوه : کَجاوه اتاقکی است چوبی که بر پشت شتر یا هر چارپای دیگری میبندند و یک یا دو نفر در آن مینشینند و مسافرت میکنند. کجاوه میتواند یک اتاقک باشد و روی گرده چارپا قرار گیرد و میتواند دو قسمت داشته در دو طرف گرده چارپا آویزان شود. آنچه بر پشت شتر بندند و دو شخص در آن مقابل یکدیگر نشینند.( اینم مشکل تعادلش )
|
|||
|
|
۲۳:۳۲, ۱۷/آذر/۹۲
شماره ارسال: #44
|
|||
|
|||
|
با عرض پوزش خدمت دوستان
برای من جالبه که بحث از سوالات اساسی رسیده به پالان و کجاوه!!!! دیگه کجا ممکنه بره خدا داند! در مورد ناقص العقل هم جناب درست پسند درست میگن ، یکی از دوستان عزیز این رو برای من پ.خ کرده بود بخونین شاید به درد شما هم خورد http://forum.bidari-andishe.ir/thread-20689.html |
|||
|
|
۲۳:۴۳, ۱۷/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/آذر/۹۲ ۲۳:۴۴ توسط درست پسند.)
شماره ارسال: #45
|
|||
|
|||
(۱۷/آذر/۹۲ ۲۳:۱۹)فرشته مهربون نوشته است: این هم تعریف کجاوه : (۱۷/آذر/۹۲ ۲۲:۳۷)درست پسند نوشته است: در هر اطاقک مسافری نشینداگه اطاقکش اونقدر بزرگ باشه که دو نفر توش جا بشه باز هم مشکل تعادل پیدا میکنه. |
|||
|
|
۱:۰۴, ۱۸/آذر/۹۲
شماره ارسال: #46
|
|||
|
|||
|
جناب درست پسند
از توضیحاتتون ممنون...بنده قصد ورود به گفتگوهای این تاپیک رو ندارم هدف از پست قبلی ام فقط و فقط تذکری بود که بسیاااااااااااااااااااااااااااار مهم و ضروری دونستم بانی تاپیک گفتند میخواهند در مورد "بحث تجاوز مرد به همسر " مطالعه داشته باشند بنده هم عرض کردم به روایاتی که در مورد اهمیت و همچنین پاداش این روابط داریم مراجعه کنند تا بدانند در اسلام این رابطه برای طرفین بسیار مقدس است و عین عبادت است واین تعبیری که از این رابطه ذکر شد(تجاوز مرد به همسر) بسیاااااااااااااااااااااااااااار سخیف است |
|||
|
|
۱۵:۵۵, ۱۸/آذر/۹۲
شماره ارسال: #47
|
|||
|
|||
(۱۷/آذر/۹۲ ۱۶:۴۵)تملیخا نوشته است: نمی دانم چرا احادیث در این مورد انقدر غریب مانده اند چرا انقدر بحث می کنید؟ یکم این احادیث را بخوانید این احادیث را بایکوت کرده اند و احادیث پالان شتری رو جلو آوردن فکر کردن اسلام همینه افراد کم سن و سال نخوانند |
|||
|
|
۱۷:۲۷, ۱۸/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/آذر/۹۲ ۱۷:۴۰ توسط درست پسند.)
شماره ارسال: #48
|
|||
|
|||
(۱۸/آذر/۹۲ ۱:۰۴)مجنون الحسین نوشته است: بنده قصد ورود به گفتگوهای این تاپیک رو ندارمخواهر گرامی، اشتباه کردهایم! وقتی این قسمت رو خوندم: (۱۵/آذر/۹۲ ۲۱:۰۳)skyeygirls نوشته است: برای رفع اتهام تجاوز همسر به زن که بعضا به اسلام زده میشودبرام مشخص شد که در قسمت زیر هم منظورشون از این عبارت، اتهامی هست که به اسلام زده شده: (۱۷/آذر/۹۲ ۷:۱۴)skyeygirls نوشته است: و در همین تاپیک باز سوال خواهم کرد .چون در بحث تجاوز مرد به همسر، وصله هایی به اسلام زده اند که من میخواهم بدانم چگونه میشود ساده به نتیجه ای برسم که بتوانم بگویم نه.اشتباه است .بنابراین این قسمت از ارسال قبلیام هم وارد نبود: (۱۷/آذر/۹۲ ۲۲:۳۷)درست پسند نوشته است: حتی اگه اون ابهام میتونست با عبارات خیلی بهتری مطرح بشه و نشده باشه باید فقط از نحوهی مطرح کردن ایراد بگیریم.علت فهمیدنم این بود که یک لطف به خودم کردم و مقداری از صفحات اول تاپیک رو خوندم! درستش این بود که از اول میرفتم میخوندم!![]() فضای مجازی و غیرمجازی چه قابلیت بالایی برای برداشت متفاوت داره! |
|||
|
|
۰:۱۴, ۱۹/آذر/۹۲
شماره ارسال: #49
|
|||
|
|||
(۱۵/آذر/۹۲ ۱۵:۵۶)skyeygirls نوشته است:جناب درست پسند ... از توضیحتون ممنون..ولی نقل قولی که شما از بانی تاپیک داشتید رو پیدا نکردم وبه جاش به جملات بالا رسیدم!!!! که باز..................... قصد ادامه بحث ندارم/ مورد مهمی که باید انتقال میدادم انجام شد (ان شاءالله تاثیر مثبت داشته باشد) |
|||
|
۲۰:۳۵, ۲۰/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/آذر/۹۲ ۱۷:۱۲ توسط درست پسند.)
شماره ارسال: #50
|
|||
|
|||
(۱۹/آذر/۹۲ ۰:۱۴)مجنون الحسین نوشته است:این که بهش رسیدید که همون ارسال اول هست!(۱۵/آذر/۹۲ ۱۵:۵۶)skyeygirls نوشته است:جناب درست پسند ... اون ارسال اینجا هست. همچنین میتونستید با جستجوی یه کلمه، مثلاً «اتهام»، پیداش کنید(در قسمت [جستجو در موضوع] که در هر صفحه در انتهای ارسال آخر هست). همچنین از روی زمانی که گوشهی نقل قول نوشته هم میتونستید موقعیتش رو در تاپیک پیدا کنید. حتی در خود حرف هم با دقت روی جملهی ایشون: (۱۷/آذر/۹۲ ۷:۱۴)skyeygirls نوشته است: و در همین تاپیک باز سوال خواهم کرد .چون در بحث تجاوز مرد به همسر، وصله هایی به اسلام زده اند که من میخواهم بدانم چگونه میشود ساده به نتیجه ای برسم که بتوانم بگویم نه.اشتباه است .میشه موضع ایشون رو فهمید. اینکه پیداش نکردید هیچی. ولی اینکه وقتی پیداش نکردید بیخیالش شدید یعنی من دروغکی اون نقل قول رو آوردهام؟ بنده رو شرمنده میفرمایید با تشکرتون، ولی بنده خیلی خوشحالتر میشم وقتی که عملاً حرفم ارزش داشته باشه.اصلاً آیا در صورتی که مطمئن نباشین راست میگم یا نه، بدون ترس از اینکه در قضاوتتون اشتباه کرده باشین حرفم رو نادیده میگیرین؟ من از کسانی که دغدغهی دین دارن انتظار بیشتری دارم. خطاب به همه: قطعاً نظر هممون اینه که حرف حق رو هر کجا به نظرمون رسید بگیم و کاری نداشته باشیم بقیه ممکنه چه خیالی بکنن. اما شیوهی پرداختن به ماجرا هم خودش مسئلهای هست! به هممون میگمها! مثلاً شاید بانی تاپیک میتونستن با شیوهی بهتری موضوع رو مطرح کنن، ولی در همین مطلبی که الآن در ارسال اول هست حسننیت و به دنبال پاسخ بودن کاملاً مشخصه(مگر اینکه ارسال اول تاپیک در ساعات اولیه لحن بسیار متفاوتی داشته). مسلماً عدهای از دوستان نامناسب دفاع کردن، یعنی تا دیدن یه ابهام مطرح شده، در مورد نظر افراد نسبت به دین و حسننیتشون قضاوت کردن. با این نحوهی پرداختن به ماجرا، علاوه بر برطرف نکردن ابهامات، مطرح شدنشون رو مذموم جلوه میدیم. چنین چیزی اصلاً به سود اسلام نیست. مثل این میمونه که طوری وانمود کنیم که جوابی برای گفتن نداریم! توجه بفرمایید: مشکل ایشون این نبود که احادیث دیگری نیستند که معنای خوبی بدن. بحث سر برداشت از همون احادیث بود. بحث اینه که از اون احادیث برداشتی مغایر با اصول صورت میگیره. از دوستان خواسته شد برداشتی موافق با اصول بدن. آیا میشه بجای ارائهی برداشت موافق با اصول، همینطوری دفاع کرد؟ آیا میخوایم از برداشت مغایر با اصول دفاع کنیم؟ مثلاً من فکر کردم و قسمت «پشت پالان شتر» رو فهمیدم! ![]() در حدیث بیان نشده بر پشت پالان شتر اتفاقی بیفته، بیان شده «هر چند بر پشت پالان شتر باشد». توجه بفرمایید. خواستهی مرد نمیتونه در جایی جز محل اقامت اتفاق بیفته. حالا این محل اقامت میتونه خونه یا مکانی برای موندن حین سفر باشه. اگه زن بر پشت پالان شتر باشه، و در کنار محل اقامت باشه، پس یا داره میره، یا برگشته. اگه برگشته که خودش میخواد از اون بالا بیاد پایین و شرایط قراره خود به خود ساده بشه. پس منظور حدیث موقعی هست که داره میره. یعنی زن لباسش رو کامل پوشیده و آماده شده و البته قبلش زحمت کشیده و خودش رو مهیای رفتن کرده، و حتی بر پشت شتر هم سوار شده و کاملاً آماده هست که بره، و با درخواست شوهر مواجه بشه، و براش خیلی سختی داره از اون وضعیت کاملاً آماده به وضعیت کاملاً ناآماده دربیاد و مجدداً زحمت مهیا کردن و حاضر شدن رو بکشه. پس حالا میام و از این برداشت دفاع میکنم. نه اینکه فکر کنم منظورش چیزی مغایر با قرآن و منطق هست(یعنی در اصل فکر نکرده باشم در مورد اینکه منظور حقیقتاً چی بوده) و بیام دفاع کنم! جایگاه احادیث در تفسیر و تکمیل دین هست، اما خداوند هیچ تضمینی بابت تحریف نشدن احادیث نداده. امام صادق(علیه السلام) فرمودهاند: آنچه از ما نقل شود و با قرآن مطابقت كند بپذيريد، ولى اگر مخالف قرآن باشد آن را به ديوار بزنيد و بدانيد پيرايهاى است كه بر ما بستهاند و از ما نيست. پس وقتی سخنی رو به عنوان حدیث یافتیم، زمانی صحیح فرضش میکنیم که تونسته باشیم معنایی منطبق بر قرآن ازش دریابیم. بعد از اون، نه قبلش! پس پیش از اینکه دریابیم که با قرآن منطبق هست یا خیر، باید بگیم «نمیدانم منظورش چی بوده و آیا واقعاً حدیث بوده یا خیر». مثلاً من هنوز در همون حدیث که قسمت «پشت پالان شتر» رو فهمیدم، نمیتونم به برداشت مناسبی از قسمت آخرش برسم: نقل قول:گفت يا رسول اللّه، حق كى بر مرد از همه كس عظيمتر است؟ فرمود كه حق پدر. گفت حق كى بر زن از همه عظيمتر است؟ فرمود كه حق شوهر. پرسيد كه من بر شوهر آنقدر حق ندارم كه او بر من دارد؟ فرمود كه از صد تا يكى. كه آنزن گفت كه قسم ميخورم بآن خدائيكه ترا بحقيقت فرستاده است كه هرگز شوهر نكنم .و همچنین بعضی احادیث دیگر اون صفحه. احادیث خوب خیلی زیاد داریم، ولی از اون طرف، هیچ مجبور به پذیرش برداشتهایی که میبینیم با قرآن مغایرت دارن نیستیم! نه اینکه ضد حدیثشون بیانیه صادر کنیم و الیالابد ردش کنیم! فقط فعلاً که نمیتونیم معنایی مطابق آیات قرآن ازش دریابیم، نباید به عنوان نظر اسلام عنوانش کنیم. اصلاً فرض کنیم حدیثی غیرجعلی در دست داریم ولی نمیتونیم معنایی منطبق بر قرآن ازش دریابیم! در این صورت بکار بستن معنایی که ما از اون برداشت میکنیم چه تفاوتی با بکار بستن سخن اشتباه خواهد کرد؟ اصلاً بحث ایشون ضد دین نبود، در مورد پاسخگویی به شبهات بود. البته این هم بگم نوع بحثی که ایشون پیش کشیدن، ممکنه بعضی جاهاش خیلی مبهم و غیرقابلدریافت و غیرقابلاثبات باشه با علم امروز بشر. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |










) مشکل نیست.

)

درستش این بود که از اول میرفتم میخوندم!