من تا میام یه پست تایپ کنم، باید 10 بار بلند بشم و برم سبزی هامو بشورم و به بچه ام آب و دون بدم و غذامو سر بزنم و...
تا مینویسم میام و میبینم 10 تا پست دیگه اضافه شده.
اسکای جان!
این که گفتی دغدغه زن به جز همسری و بچه دار شدن و مادر شدن و ... باید یه چیزی باشه.
گفتی یه متاهل کارمند بیاد و جوابت رو بده.
دوست جون!
از من اینا رو بپذیر.
من 5 سال CMS Manager یا مدیر محتوا بودم.
با زبانهای برنامه نویسی تحت وب تا حدودی آشنام و همچنین دستی در گرافیک دارم.
من هم متاهل و کارمند و هم مادر و هم دختر و خلاصه هرچی که بگی بودم.
من نمیدونم چند سالتونه.
اما صحبت ها بوی خانمی زیر 24-25 سال رو میده.
عزیزم!
4-5 سال دیگه شما هم به همین حرفهای من میرسی.
چون 4-5 سال پیش منم عین شما فکر میکردم.
به نظرم یه جور اقتضای سنه.
پیروز باشی.
ببخشید زیاد نوشتید من مجبورم پست پست بنویسم /. و از طرفی باز هم میگم خوشحالم دارم با یه خانوم بحث میکنم . خدا یا جو اروم رو نگیر

.
با حضور بعضی ها
نقل قول:شما که ارشد عمران خوندی و میخوای تا دکترا هم ادامه بدی، چرا تو زمینه ورزشی کار میکنی؟
دیدی؟
به حرف من رسیدی؟
من نگفتم تحصیلش بده.
همون که گفتم، دخترها درش میرن رشته عمران میخونن که به دردشون نمیخوره.
خانم
moze84 من هم تو باشگاه کار میکنم هم نیمه وقت تو شرکت عمرانی . هم دانشگاه میرم ..من کار عمرانی رو دوست دارم و چون درس دارم دیگه باید به خودم رحم کنم .کسی با دانش رشته اش رو انتخاب کنه به دردش هم میخوره . مشکل دختران ما این هست چون اسکای خانم رفته عمران من هم برم . من با علم رفتم این رشته و کار ایده ال من در این رشته هست .همه مثل هم نیستن.
نقل قول:
اگه شما آقایون چشماتون رو به روی 4 تا شوید خانم ها بسته بودین، تا این جا پیش نمیرفت
دقیقا .




یا به قول غربی های کافر که بعضی ها ازشون بدش میاد Exactly.
نقل قول:
روغ هم نمیگیم ها!!!
اما همه واقعیت رو هم معمولاً نمیگیم.
یعنی اون خانمهایی که میان پیش شما و از شوهراشون بد میگن که چه جور بهشون زور میگن، نمیگن که یه جاهایی هم چه حال هایی بهشون میدن.
اما خوب!!!
نمیشه کلیت داد..
خوشحالم نوشتید نمیشه کلیت داد . چون من در سازمان بهزیستی روابطی دارم که یاد گرفتم خرده شیشه و دروغ زن و زور گویی هاش راسته یا نه . من دختر ماجراجویی هستم که خیلی جا ها برای پیدا کردن سوالاتم رفتم .
و از طرفی همین که زن میاد پیشه من میگه . داره نشون میده اون مرد گوش شنوا برای زن نداشته .
نقل قول:
مرد امروزی یه زن نحیف و نازک میخواد.
اما به نظرم ما زنان امروزی باید زنانی قوی و نیرومند باشیم.
ورزش کنیم، اما نه یوگا و ایروبیک.
دفاع شخصی که یاد بگیریم، دیگه مردا خودشون حقوقمون رو با کمال احترام ادا میکننD:
اولا بازار کار من رو کساد نکنید

. دوما من به شاگر هام یاد دادم که برای مرد جماعت هیکلشون رو درست نکنن( .البته مجبور به بسیج عمومی برای کاهش وزن خانمی شدیم که آقاشون اولتیماتوم داده .اگه خانم کار داشت و مستقل بود خیلی دوست داشتم میدیدم چه برخوردی میکرد.)
و یا برای مبارزه با مرد ها وارد ورزش نشن . واسه خودشون . من کلا با این قضیه که این برای زن خوبه یا بده مخالفم چون تجربه ثابت کرده جامعه ی ما بلد نیست با زن حرف بزنه بدتر همه چی رو خراب میکنه . ورزش رزمی هم در خصوصیات روحی خانم ها اکثریت نیست. تجربه ی کاری میگه . نا سلامتی چند سالی باهاشون دارم کار میکنم .
زن برای قوی شدن نیاز به کار و مستقل شدن هم داره . فقط ورزش نیست که اعتماد به نفسش رو زیاد میکنه .
بقیه حرف هام در پست بعدی.....................................
طبق آمار، بچه های متولد سال های 59 تا 64 بیشترین تعداد رو دارن.
اون موقع زمان جنگ بوده و حکومت دستور رشد جمعیت داده بود و مامان ها تند و تند بچه میاوردن که در راه خدا بدن بره...
واقعاً همچین نیتی داشتنا!!!
یعنی میزاییدن که زود بزرگ بشه و بفرستنش بره جنگ یا در نهایت یار امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) بشه.
نیت ها در هنگام تولید نسل پاک بود...
اما چه کنیم که همیشه تعدا زیاد مشکلاتشون هم زیاده.
بچه های هم دوره ما یادشونه توی یه میز 5 نفری نشستن رو...
کلاس های 50 نفری رو یادشونه...
شیرهای صفی رو یادشونه.
دفتر مشقهای محدود و مدادهایی که باید حتما کوچیک میشد تا بعدیش رو میگرفتیم...
هم دوره ای های من یادشونه که چه جوری برای کنکور درس میخوندیم.
هم دوره ای های من یادشونه که با چه بدبختی ای کار پیدا کردن و شاید هنوز هم پیدا نکرده باشن.
هم دوره ای های من مشکلات ازدواج رو درک کردن.
هم دوره ای های من الآن دوره تربیت فرزندان رو در پیش دارن.
از اونجایی که ماکزیمم جمعیت ایران این بچه ها هستن، من ازتون خواهش میکنم اجازه بدین اول به مشکلات بچه های این زمان بپردازیم.
الآن هم متاسفانه خیلی ریز خیانت داره بین زوج ها رواج پیدا میکنه.
نارضایتی بین افراد یک خانواده تقریبا تازه تاسیس بیداد میکنه.
من فکر میکنم اولویت پرداختن به ریشه این مشکلات بالاست.
بعد ان شاء الله یه تاپیک میزنیم و در مورد دغدغه های دختران و پسران قبل از ازدواج صحبت میکنیم.
امیدوارم کسی از دست من ناراحت نشه.
خوب...
تا اینجای کار به بعضی از عللی که زن و شوهر رو از هم بیزار میکنه و در نهایت هر دو رو از بچه شون متنفر میکنه پرداختیم.
الآن میخوام یه سری دیگه اش رو بگم.
تا کم کم بحث سوق بخوره به اون سمت که چی شد که بالا بالا برای ما بچه تربیت میکنه؟؟
با این مقدمه میریم سر زمانی که زن و شوهر ازدواج کردن.
یه سری از عوامل ایجاد تنفر رو گفتم.
اما بقیه اش...
بعد از ازدواج مردها از زنان خودشون میخوان که شبیه آنجلینا بشن، در حالی که خودشون چاق و کچل هستند و همیشه بوی عرقشون تمام خونه رو پر میکنه.
یعنی توقع دارن که زن خودش رو همه جوره برای اون تغییر بده، اما دریغ از کمی مراعات از خودشون.
زن از اونجایی که میترسه مبادا همسرش به زن دیگه ای فکر کنه، خودش رو لاغر میکنه، موهاش رو رنگ میکنه، آرایش میکنه، فقط به این دلیل که زن دیگه ای به چشم شوهرش نیاد.
بعد با هم میرن به یه مهمونی دوستانه...
اولین اتفاقی که میفته اینه که دوست آقا پسر شروع میکنه با همسرش لاس زدن...
آره این آقا فلانی این ایرادا رو داره...
به ما میگفت زن بگیره، فلان میکنه و بهمان میکنه...
شروع میکنه به باز کردن سر صحبت با همسر دوستش.
زن تازه اونجا پیش خودش میگه این چقدر خوش مشربه.
در حالی که گفتم همسرش سعی ای در برطرف کردن نیازهای عاطفی همسرش نمیکنه.
یعنی کمتر پیش میاد مردی وقتی خانمش به دلیل مسائل هورمونی و زنانه شروع میکنه به گریه و زاری یا داد و فریاد، یه دو دو تا چهار تا بکنه و تاریخ رو حساب بکنه و بذاره به حساب احساسات غیر ارادی همسرش.
در حالی که این موضوع در کلاس های قبل از ازدواج مطرح شده بوده ها!!!
اما با کوچکترین بد اخلاقی از جانب زن، مرد شروع میکنه به جبهه گرفتن و یا زن رو سرکوب میکنه و یا یه دعوای حسابی با زنش میکنه.
این رو هم توی پرانتز بگم:
خانم ها بعد از اولین روابط زناشویی، دچار تغییر هورمونی میشن. این تغییرات هورمونی هم در اخلاق ما خانم ها بسیار بسیار موثره. اما آقایون همونطور که قبلاً هم گفتم، به دلیل تجربه سطحی از این حالات، دچار تغییرات هورمونی نمیشن.
یعنی یک زن تازه ازدواج کرده در حد یک دختر به سن بلوغ رسیده حساسیت های عاطفی داره که یه بخشیش ناشی از تغییرات هورمونیه.
نمیدونم...
اما شاید به همین دلیله که معصومی گفته :"بهتره که دختر خون حیض رو در خانه همسرش ببینه"
آقایون از 7 صبح که از خواب بلند میشن، سر کار میرن و خداییش زحمت فراوون میکشن و شب ساعت 8 خسته و داغون میرسن خونه.
آقایون اعتقاد دارن که ما 10-11 ساعت رفتیم بیرون از خونه و زحمت کشیدیم، در حالی که زن توی خونه بوده و به قول قدیمی ها "این پاش رو انداخته روی اون پاش" و استراحت کرده.
خانم هم از این طرز تفکر بسیار ناراحت میشه و شروع میکنه برای همسر توضیح دادن که از صبح چه کارهایی کرده.
رفته سبزی گرفته و پاک کرده و شسته و خرد کرده...
مرد که هیچوقت این کار رو انجام نداده تا ببینه واقعاً سخته یا نه، با لحنی مسخره کننده میگه:
مگه کاری داره؟؟
این کار فقط نیم ساعت زمان میبره...
زن یکی دو تا از کارهاش رو که میشمره، به دلیل این که از جانب همسر مسخره میشه، دست از توضیح برمیداره و برای اجتناب از دعوای دیگه هیچ توضیحی نمیده...
بر فرض هم که یه زن این فرصت رو داشته باشه که تمام و کمال برای همسرش توضیح بده که از صبح چی کارا کرده، باور کنین که برای آقایون جالب نیست و گوش نمیدن.
یعنی بعد که تموم شد، بهشون بگی 2 تا جمله ای که من گفتم رو بگو، هنگ میکنن.
در حالی که در تمام مدت سر تکون میدادن و چه بسا حق رو هم به شما میدادن...
منظورم رو میگیرید؟
هم زن کارهای شوهر رو کوچک و بی اهمیت میشمره و هم مرد کارهای زن رو...
زن ها هم همیشه به شوهرانشون میگن که صبح تا شب میری پشت کامپیوتر و با دوستات بگو و بخند میکنی و به من که میرسی خستگی هات رو میاری...
به نظر شخص من کارهای زن برای یک زن واقعاً سخته و کارهای یک مرد هم برای یک مرد.
و مقایسه نوع کار و این که من بیشتر کار کردم یا تو بحثیه که حتماً به جدل خواهد کشید.
اما فراموش نکنیم که آقایون 11 ساعت کار میکنن.
اما وقتی خونه میان، همسرشون هنوز داره کار میکنه و شام رو آماده میکنه و ...
یعنی ساعت کاری خانم ها از وقتی از خواب بیدار میشنه تا وقتی میخوابن.
لطفاً منصف باشید دیگه...
احساسات زن ها رو مثل احساسات دوستاتون نباید مسخره کنین.
زنتون، نه خواهرتونه، نه مادرتون و نه دوست و همکارتون.
هرگز به همسرتون نگین فلان غذا رو عین مامانم درست کن.
مامانم این کار رو میکرد، تو هم همین کار رو بکن.
خواهرم از اینجا خرید میکنه، تو هم همین کار رو بکن.
این حرفها برای خانم ها دنیایی از توهینه...
همسر شما با همه فرق داره.
دختران ریحانه های بهشتی هستن. آیا واقعاً با اون ها مثل گل بهشتی رفتار میشه؟؟؟
اینقدر این ماجرا ادامه پیدا میکنه تا زن دست به انتقام میزنه و اونجاست که معمولاً زندگی تبدیل به جهنم میشه...
آقایون بسیاری دیده شدن که در صورتی که با همسرشون قهر هستن و چند ساعت پیش با هم دعوا کردن، به دنبال ارضای میل جنسی هم هستن.
در صورتی که یک زن در صورتی که احساساتش جریحه دار شده باشه، هرگز به این رابطه فکر نمیکنه.
احساسات زن، مثل زور بازوی مرد، یه چیز مقدسه که هرگز نباید بهش توهین کرد.
توهین از نظر خود خانم ها ها!!!
یه وقت میبینی یه توهینی میکنه، بعد میگه من که حرف بدی نزدم.
چرا!!!
شاید از نظر تو توهین نباشه، اما اون توهین برداشت کرده و غصه خورده.
واقعاً دنیایی رو تصور کنین که مردها به زن ها، نه از ترس، بلکه از روی عقل و درایت احترام بذارن و احساساتشون رو درک کنن.
امکان نداره زنی از دست شوهرش ناراحت باشه و به تبع اون زندگی شاد خواهد شد و فرزندان در این خانواده بهتر رشد خواهند کرد.
حالا این وسط رسانه نقش خودش رو خوب ایفا میکنه...
زنه میبینه شوهرش بوی عرق میده و شکمش بزرگ شده، در حالی که توی ماهواره فیلم نشون میده که مرده بلوز نداره و هیکل آرنولد و این بدنش رو روغن زده و برق میزنه و یه تار مو هم نه روی صورتش داره و نه روی بدنش...
زن پیش خودش میگه:
"همه رو برق میگیره، ما رو دفترچه خاطرات ادیسون"
مرد یعنی این...
نه اونی که کنار منه...
حالا اینا که فقط ظاهره و هیچ...
یهو مرده دهن باز میکنه و شروع میکنه به دلداری دختر فیلم و برای گریه براش یه شونه میشه و از این مزخرف ها دیگه...
یعنی من زن اونچنان پای فیلم گریه میکنم که اگه مادرم مرده بودم، اینجوری اشک نمیریختم...
یکی نیست اون لحظه به من خانم بگه:
"اسگل!! این متن رو ده نفر با هم فکر کردن و ده بار نوشتن و بازی کردن و خط خورده و دوباره سوزناک ترش کردن و دوباره و دوباره و دوباره که احساسات منو قلقلک بده... وگرنه چنین مردی واقعاً وجود نداره."
پیش خودم میگم:
"نکنه فقط شوهر من اینقدر بی عاطفه است."
بعد با 4 تا مثل خودم حرف میزنم. 2 تاشون میگن "همه مردا لنگه همن، شوهر منم لنگه شوهر توئه" و 2 تای دیگه هم میگن "نه، شوهر من صبح ها برام توی تخت صبونه میاره و همه اش در حال باد زدن منه"
بعد من انگشت حسرت میگزم که ای داد و بیداد چه شوهری گیر ما اومد...
غافل از این که شوهر اون خانم که صبونه اش رو براش میاره روی تخت و مدام بادش میزنه، یعنی از ایشون هیچی جز رابطه زناشویی نمیخواد که اینم توی خیابون مفت ریخته...
یعنی در بهترین حالت که یارو مذهبی باشه، صیغه میکنه و 20-30 هزار تومن میده و خلاص...
آخه پس واسه چی اومده زن گرفته؟
به خیالش همه زندگیش کامل بود، یه تاج سر کم داشت، اومد و این خانم رو گرفت؟؟؟
نه عزیزم!
دوستت اوضاعش از تو بدتر بوده. اما اگر اینو میگفت تحقیر میشد، پس یه دروغ شاخدار گفته.
اما از اونجایی که احساسات ما زن ها همیشه بر عقلمون حکم داده، حس حسادت اجازه نمیده که بسنجیم و ببینیم دروغ گفته یا نه!!!
میشینیم حسرت میخوریم و دیگه از اون به بعد با کراهت با شوهرمون رفتار میکنیم.
اما بلاخره زندگیمونه که...
نمیشه دورش انداخت که...
بهترین کار اینه که کارایی که اون دوستم انجام داده، من هم انجام بدم.
یا حداقل به حرفاش گوش بدم...
اون میگه، شوهرت باید حس حسادتش و غیرتش برای تو به جوش بیاد تا بترسه و شروع کنه به تو محبت کردن...
و این میشه که منو تشویق میکنه به این که با مردهای دیگه بخندم یا لباسهایی که حرص شوهرم رو در میاره بپوشم و یا غیره...
ماهواره هم که قربونش بشم هر روز یه فیلم میده که اگر حالا رفتی و یه تجربه دیگه داشتی، ضربه میخوری ها!!!
اما ارزشش رو داره...
عیبی نداره...
شاید اون راه بهتر باشه...
این میشه که شجاعتی کاذب با نام اصلی حماقت در دل ما خانم ها ایجاد میشه...
و حقیقتاً مردها از صحبت کردن با زن نامحرم، تنها و تنها و تنها یک قصد دارن...
تلیت کردن مخش...
به نظر شما زنی که مخش آمادگی تلیت شدن داره، برای ادامه زندگی زناشویی مناسبه؟
یعنی کافیه به دفتر یه روانشناس یا مشاور سر بزنین و یه کار تحقیقی بکنین و ازش بپرسین چند درصد پرونده های شما درباره خیانته؟
اصلاً مبهوت میشین...
البته بزرگ کردن این مسائل زیاد هم کار درستی نیست، اما اینقدر دور و برم زیاده که دیگه نه به خودم اطمینان دارم و نه به شوهرم...
به همسرم گفتم، به شما هم میگم:
"فکر نکنین، این اتفاق محاله برای شما بیفته. همه اون هایی که به این روز دچار شدن، از اول و مادرزاد بدکاره نبودن. یه اتفاق، یه نگاه حروم، یه حتی دلسوزی بی مورد، به این منجلاب کشوندتشون"
حالا شما بفرمایید، زن جز احساساتی بودن در این بین چه گناهی داشت؟
واقعاً هیچی.
بهتون التماس میکنم ماهواره ها و سی دی ها رو از منازلتون جمع کنین.
واقعاً گناهکار اصلی یکی رسانه است، یکی دوست بده.
من حتی مرد رو هم مقصر نمیدونم.
چون همونجوری که ما دوست داریم یه مرد احساسات ما رو درک کنه، اونا هم متقابلاً از ما چنین انتظاری دارن.
واقعاً خوششون نمیاد درباره خیلی چیزا چیزی بشنون.
چطور ما حق داریم به اونا بگیم الا و بلا باید گوش بدن...
اونا نمیتونن بگن الا و بلا حرف نزن...
مادر من دبیر دینی هست و این معلم های دینی سالی یکی دو بار دور هم جمع میشن و درباره برنامه صهیونیست ها برای خراب کردن اجتماع صحبت میکنن.
یعنی کفم بریده ها!!!!
4-5 سال پیش مامانم گفت "زینب! اینا متاهل ها رو نشون کردن"
ما گفتیم "تا وقتی دختر 14 ساله و جوون و زیبا هست، با متاهل ها چی کار دارن؟"
اما نفهمیدیم که در واقع با خانواده کار دارن...
اگر زن خونه رو هرجایی کردن، 100% خانواده رو از هم پاشوندن.
در حالی که اگر مردی هرجایی شد، شاید به خانواده برگرده و شاید حتی خانواده اش بزرگ تر بشه و 2 تا زن بگیره...
خانواده همونطوری که در غرب نابود شد، باید توی شیعه خونه امام زمان هم نابود بشه...
مال حروم رو که همه خوردن...
فقط مونده بچه حروم هم به دنیا بیاد تا دیگه فــــــــــــــــــــــــــاتحه!!!!
هرچی میخوام برم سر بحث نقش مرد بعد از تولد بچه، باز هم مشکلات ازدواج و زناشویی مطرح میشن که امیدوارم یه مسئولی کسی اینا رو بخونه و به داد مردم برسه...
و مهم تر این که در خودمون یه انقلابی به وجود بیاد.
قبل از هر چیز خودمون حتی تلویزیون خودمون رو هم تحریم کنیم.
حداقل این که کمش کنیم...
امیدوارم پست بعدی درباره نقش مرد در اثرگذاری در نقش زن بر تربیت بچه باشه...
و من الله التوفیق
سلام به دوستای عزیزم


چقدر بد که بعضی دوستان امتحان دارند و نیستن
دوستم داشتم بچه ها بودن
من فقط یه نکته بگم ، نمیتونیم با قطعیت بگیم اشتغال خانم ها باعث استقلال و اعتلای شخصیت اونها میشه
من خیلی به این مسائل دقت میکنم
در اقوام خانمی داریم که خانه داره،واقعا ادم زرنگیه،اینقدر که من میتونم بگم تو اون جمع فامیلی اگه کاری داشته باشم ترجیح میدم بین اون همه زن و مرد به ایشون بسپارم،اطلااعت زیاد،دایره دوستی فوق العاده گسترده،اعتماد به نفس عالی،معافیت پسرشو گرفت،بچه هاش رو فرستاد امریکا،خودش برد مستقر کرد اومد،هرزگاهی میره سرو سامانشون میده،در حالیکه همسرش هم با اینکه ادم اجتماعییه اما همه کارا دست خانم است.
از طرفی داریم خانم شاغل که ارتباط عمومی اش پایینه
من فکر میکنم این به شخصیت خانم ها ربط داره
به اینکه ادما درونگرا هستن یا بیرونگرا
بستگی به اون شغله هم داره،خانمی که مدیره با خانمی که کارمند ساده یه انتشاراتیه ،اگه قراره شغلشون روشون تاثیر بذاره متفاوته
دوست من تو یه انتشاراتی بود،یعنی از نظر شخصیتی له میکردنا،مدیرای بالاتر خشمشون رو هی به زیر دستا وارد میکردن ،واسه چندر غاز چه زیر اب زنی هایی که نبود
خوب این محیط ها واسه زن سم ه ،حیف لطافت و زنانگی ایش
خیلی از این کار کردنهای خارج منزل بیگاری کردن هست،دوست من میره مهد ،حالا شغل به روحیه میخوره اما به چه قیمتی،هر روز میره تا ظهر 120 هزار تومن بهش میدن!!!!!!!! ظلم نیس؟











بعد اینکه یه پیشنهادی دارم
برای اینکه فقط بحث نکرده باشیم و درد و دل
به نظرم سوالات تک تک مطرح شه،جمع بندی شه بعد بریم سراغ بحث بعدی بهتره
دوستای مجرد عزیز هم در بحث شرکت کنند
من دوست دارم همیشه از بحث یه راهکار عملی بتونیم دربیاریم،اینجا هم در حد خودمون (که الان وظیفه ما در قبال این فواجعی که در جامعه رخ میده)،یه کاری بتونیم انجام بدیم.
سلام علیکم.
عرض تشکر و خسته نباشید ویژه به عزیزانی که موضوع را تا اینجا دنبال کردن و پیش بردن.به عنوان یکی از معدود موضوعاتی که به جدل کشیده نشد و حرف هاش تکراری نبود.واقعا هر پست این موضوع به اندازه یه موضوع جداگانه با ارزش و خواندنی است.
ناراحتم از اینکه کنکور نزدیکه و نمیتونم در بحث جذابتان شرکت کنم.
خدا به همه تون خیر و برکت کثیر عنایت بفرماید.
.............................................
پ.ن: بنده سه پست رو از این موضوع حذف کردم که یکیش توهین بود و دو تای دیگر جواب هایی که به این توهین داده شده بود.دوستان برخی الفاظ نه تنها شایسته این تالار بلکه شایسته صحبت یک مومن با مومن دیگر نیست.کاربران عزیز لطف بفرمایند چنانچه توهینی در این موضوع دیدند سریعا از دکمه گزارش استفاده کنند و پاسخی ندهند که بنده با حذف پست هاشون شرمنده نشم.
خوبه یک چیزهایی رو داریم می فهمیم الان ... برم دفتر یادداشت بیارم بنویسم پس فردا یادم میره ...
.....................
پی نوشت:
هر چی می خواهین دارید به ما مرد ها میگید ها


کچل و چاق و بد بو و متوقع کثیف و شلخته ....
همین ما پسر ها خودمون رو داریم تو باشگاه بدنسازی واسه کی می کشیم؟؟؟!!!
ادکلن و شامپوی 200 هزار تومنی داریم واسه چی می خریم؟؟
دنیای مردها انقدر ها هم خودخواهانه نیست ....
البته من به شخصه دارم استفاده می کنم از مطالبتون و خیلی ممنونم... ولی بعضی جاها ما مردها رو دارید می کنید دیو های چند سر .....