تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: واکاوی معضلات زن امروز
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20
من تا میام یه پست تایپ کنم، باید 10 بار بلند بشم و برم سبزی هامو بشورم و به بچه ام آب و دون بدم و غذامو سر بزنم و...
تا مینویسم میام و میبینم 10 تا پست دیگه اضافه شده.
اسکای جان!
این که گفتی دغدغه زن به جز همسری و بچه دار شدن و مادر شدن و ... باید یه چیزی باشه.
گفتی یه متاهل کارمند بیاد و جوابت رو بده.
دوست جون!
از من اینا رو بپذیر.
من 5 سال CMS Manager یا مدیر محتوا بودم.
با زبانهای برنامه نویسی تحت وب تا حدودی آشنام و همچنین دستی در گرافیک دارم.
من هم متاهل و کارمند و هم مادر و هم دختر و خلاصه هرچی که بگی بودم.
من نمیدونم چند سالتونه.
اما صحبت ها بوی خانمی زیر 24-25 سال رو میده.
عزیزم!
4-5 سال دیگه شما هم به همین حرفهای من میرسی.
چون 4-5 سال پیش منم عین شما فکر میکردم.
به نظرم یه جور اقتضای سنه.
پیروز باشی.
(۲۴/آذر/۹۲ ۱۷:۴۷)skyeygirls نوشته است: [ -> ]ممنون نینای عزیز . واقعا تاپیک بدون حضور مردان نا اشنا به دنیای زنان خیلی ارومه . خدا این ارامش رو نگیره .Heart



من میگم میشه دین رو به زن مدرن یاد داد . تو یوگا حرکتی داریم که حالا من میگم بهش سجده . حرکتی فوق العاده برای بدن هست . من همیشه تو کلاس هام از نماز تو این حرکت گفتم . خیلی ها علاقه مند شدن .


من گفتم عذاب اون دنیا رو خریدم و فتوا دادمCool که فقط با خدا حرف بزنن . حالا با لاک . باور کنید وقتی با خدا کسی آشنا بشه . دیگه وضو و سایر چیز ها رو هم بعدا درک میکنه .
HeartHeartHeartHeartHeart
واقعا این مساله تو ایران و جوامع عربیه . این اندام رو من نمیدونم کی تو ذهن مرد و زن ایرانی کرد . پسر با قد 2 متر با دختر با وزن 200 کیلو دارن زندگی میکنن اما اینجا مردم چی میگن . آبرو داریم .Dodgy

HeartHeartHeartHeartHeartHeartHeartHeartHeartHeart

از طرفی من هم بدم نمیاد بشینم خونه با 5 تا بچه . هر چی هم دلم بخواد آقامون واسم بخره . و دردم تربیت بچه باشه .
صبح تا شب کتاب بخونم . حالا یه شامی هم واسه آقامون درست کنم(Blush).نهایت محبت رو داشتیدBig Grin اما این ها تخیلاته.Sad
واقعیت جامعه میگه دختر عاقل باش.Huh

مرد ها 99.99 درصد تو دین گریزی زن ها و بهم ریختن تعادلشون موثرن .

من با ورزش و کار و درسم عجین شدم . تو جامعه و گروه های مختلف بودم . بعد از ازدواج اگر طرف مقابل بگه کار نکن باید این خلا رو برام پر کنه . زنان افسرده که تو خونه نمیدونن چی کار کنن زیاد دیدم که 3 سانس ورزش میکنن که رفتن خونه بخوابن و فکر و خیال نیاد سرشون /


البته یه چیزم بگم،دین فقط در زنها کمرنگ نشده،در مردها هم شده اما از ظاهر یه مرد کمتر میشه فهمید،شاید بخاطر اینه که نمودش در زن بیشتر میشه.
نمیدونم دوستم راس میگفت یا نه،اما گویا بعضی مجتهدین گفتن دیگه حالا اگه طرف نمیتونه لاکش رو ترک کنه با لاک نماز بخونه،حالا اگه قراره بین لاک و نماز،لاک رو انتخاب کنه

البته خانما هم در این زمینه دست کمی از اقایون ندارن مناسفانهConfused
من هر وقت میرم مهمونی ،باید جواب بدم چرا چاق شدم،چرا لاغر شدم،چرا موهامو فلان رنگ نمیکنم،لباست فلان و ...
یعنی اقایون هم نبودن خانوما فکر و ذکرشون در این محدوده زیاد میچرخه

دوستان قبول دارید که زیبایی یه مرزی داره و از اون مرز به بعد دیگه ابتذاله؟
و ادمایی که زیاد از حد به ظاهرشون میرسن در حد افراط ،وقتی پای حرفشون بشینید میبینید چقدر ادمای کسل کننده ای هستن و حرف خاصی برای گفتن ندارن
ببخشید زیاد نوشتید من مجبورم پست پست بنویسم /. و از طرفی باز هم میگم خوشحالم دارم با یه خانوم بحث میکنم . خدا یا جو اروم رو نگیرHeart .
با حضور بعضی هاAngry

نقل قول:
شما که ارشد عمران خوندی و میخوای تا دکترا هم ادامه بدی، چرا تو زمینه ورزشی کار میکنی؟

دیدی؟

به حرف من رسیدی؟

من نگفتم تحصیلش بده.


همون که گفتم، دخترها درش میرن رشته عمران میخونن که به دردشون نمیخوره.


خانم moze84 من هم تو باشگاه کار میکنم هم نیمه وقت تو شرکت عمرانی . هم دانشگاه میرم ..من کار عمرانی رو دوست دارم و چون درس دارم دیگه باید به خودم رحم کنم .کسی با دانش رشته اش رو انتخاب کنه به دردش هم میخوره . مشکل دختران ما این هست چون اسکای خانم رفته عمران من هم برم . من با علم رفتم این رشته و کار ایده ال من در این رشته هست .همه مثل هم نیستن.




نقل قول:


اگه شما آقایون چشماتون رو به روی 4 تا شوید خانم ها بسته بودین، تا این جا پیش نمیرفت




دقیقا .CoolCoolCoolCool یا به قول غربی های کافر که بعضی ها ازشون بدش میاد Exactly.Big Grin


نقل قول:

روغ هم نمیگیم ها!!!

اما همه واقعیت رو هم معمولاً نمیگیم.

یعنی اون خانمهایی که میان پیش شما و از شوهراشون بد میگن که چه جور بهشون زور میگن، نمیگن که یه جاهایی هم چه حال هایی بهشون میدن.

اما خوب!!!

نمیشه کلیت داد..


خوشحالم نوشتید نمیشه کلیت داد . چون من در سازمان بهزیستی روابطی دارم که یاد گرفتم خرده شیشه و دروغ زن و زور گویی هاش راسته یا نه . من دختر ماجراجویی هستم که خیلی جا ها برای پیدا کردن سوالاتم رفتم .
و از طرفی همین که زن میاد پیشه من میگه . داره نشون میده اون مرد گوش شنوا برای زن نداشته .


نقل قول:
مرد امروزی یه زن نحیف و نازک میخواد.

اما به نظرم ما زنان امروزی باید زنانی قوی و نیرومند باشیم.

ورزش کنیم، اما نه یوگا و ایروبیک.

دفاع شخصی که یاد بگیریم، دیگه مردا خودشون حقوقمون رو با کمال احترام ادا میکننD:


اولا بازار کار من رو کساد نکنید Big Grin. دوما من به شاگر هام یاد دادم که برای مرد جماعت هیکلشون رو درست نکنن( .البته مجبور به بسیج عمومی برای کاهش وزن خانمی شدیم که آقاشون اولتیماتوم داده .اگه خانم کار داشت و مستقل بود خیلی دوست داشتم میدیدم چه برخوردی میکرد.)
و یا برای مبارزه با مرد ها وارد ورزش نشن . واسه خودشون . من کلا با این قضیه که این برای زن خوبه یا بده مخالفم چون تجربه ثابت کرده جامعه ی ما بلد نیست با زن حرف بزنه بدتر همه چی رو خراب میکنه . ورزش رزمی هم در خصوصیات روحی خانم ها اکثریت نیست. تجربه ی کاری میگه . نا سلامتی چند سالی باهاشون دارم کار میکنم .

زن برای قوی شدن نیاز به کار و مستقل شدن هم داره . فقط ورزش نیست که اعتماد به نفسش رو زیاد میکنه .

بقیه حرف هام در پست بعدی.....................................



نقل قول:
ما صحبت ها بوی خانمی زیر 24-25 سال رو میده.

عزیزم!

4-5 سال دیگه شما هم به همین حرفهای من میرسی.

چون 4-5 سال پیش منم عین شما فکر میکردم.

به نظرم یه جور اقتضای سنه.

پیروز باشی.
دوست گرامی زن باید هویتش رو پیدا کنه . شما ازدواج موفق داشتی HeartHeartHeartHeart ان شالله که 120 سال خوب و خوش زندگی کنید . اما برای من که مجردم نمیتونم بیام عشق رو تخیل کنم . تنها بگم زن وظیفش تربیت انسانه . بشینم تا 30 سالگی یه شوهر با معرفت پیدا بشه 5 تا بچه ی صالح و با خدا تربیت کنم . باید فعالیت کنم باید کار داشته باشم . باید به عنوان یه دختر خودم رو پیدا کنم . که اگه شوهر درست و حسابی گیرم اومد که نمیاد بچه هام رو عقده ای و دور از دین و مشکل دار تربیت نکنم . دیگه من دیدم خانم هایی که تمام وقتشون تربیت بچه شده و خسته هستن که چرا خودشون رو گم کردن .تعادل رو گم کردن . منم گفتم بچه هاشون رو وارد باشگاه کردم با بچه ورزش کنه . اما به خودش برسه . ذهن من رو هم زنان شوهر دار شست و شو ندادن . که همه ی مرد ها بدن . خرده شیشه ی زنان دستمه . من دلم برای عقده ها و بغض هاشون میسوزه که میان پیش من میگن . دیگه فعالیت تو اتاق خواب هم جدیدا اضافه شده به دردل هاشون . فقط نمیدونم چه خبر شده تو دنیای مناهلین که میان پیش کسای دیگه و از +18 حرف میزنن . HeartHeartHeartHeartHeartHeartHeartHeartHeart
الان شرایط جامعه با تحلیل گذشته تنها تعریف شد . راه حل الان چیه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟//
طبق آمار، بچه های متولد سال های 59 تا 64 بیشترین تعداد رو دارن.
اون موقع زمان جنگ بوده و حکومت دستور رشد جمعیت داده بود و مامان ها تند و تند بچه میاوردن که در راه خدا بدن بره...
واقعاً همچین نیتی داشتنا!!!
یعنی میزاییدن که زود بزرگ بشه و بفرستنش بره جنگ یا در نهایت یار امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) بشه.
نیت ها در هنگام تولید نسل پاک بود...
اما چه کنیم که همیشه تعدا زیاد مشکلاتشون هم زیاده.
بچه های هم دوره ما یادشونه توی یه میز 5 نفری نشستن رو...
کلاس های 50 نفری رو یادشونه...
شیرهای صفی رو یادشونه.
دفتر مشقهای محدود و مدادهایی که باید حتما کوچیک میشد تا بعدیش رو میگرفتیم...
هم دوره ای های من یادشونه که چه جوری برای کنکور درس میخوندیم.
هم دوره ای های من یادشونه که با چه بدبختی ای کار پیدا کردن و شاید هنوز هم پیدا نکرده باشن.
هم دوره ای های من مشکلات ازدواج رو درک کردن.
هم دوره ای های من الآن دوره تربیت فرزندان رو در پیش دارن.
از اونجایی که ماکزیمم جمعیت ایران این بچه ها هستن، من ازتون خواهش میکنم اجازه بدین اول به مشکلات بچه های این زمان بپردازیم.
الآن هم متاسفانه خیلی ریز خیانت داره بین زوج ها رواج پیدا میکنه.
نارضایتی بین افراد یک خانواده تقریبا تازه تاسیس بیداد میکنه.
من فکر میکنم اولویت پرداختن به ریشه این مشکلات بالاست.
بعد ان شاء الله یه تاپیک میزنیم و در مورد دغدغه های دختران و پسران قبل از ازدواج صحبت میکنیم.

امیدوارم کسی از دست من ناراحت نشه.

خوب...
تا اینجای کار به بعضی از عللی که زن و شوهر رو از هم بیزار میکنه و در نهایت هر دو رو از بچه شون متنفر میکنه پرداختیم.
الآن میخوام یه سری دیگه اش رو بگم.
تا کم کم بحث سوق بخوره به اون سمت که چی شد که بالا بالا برای ما بچه تربیت میکنه؟؟
با این مقدمه میریم سر زمانی که زن و شوهر ازدواج کردن.
یه سری از عوامل ایجاد تنفر رو گفتم.
اما بقیه اش...
بعد از ازدواج مردها از زنان خودشون میخوان که شبیه آنجلینا بشن، در حالی که خودشون چاق و کچل هستند و همیشه بوی عرقشون تمام خونه رو پر میکنه.
یعنی توقع دارن که زن خودش رو همه جوره برای اون تغییر بده، اما دریغ از کمی مراعات از خودشون.
زن از اونجایی که میترسه مبادا همسرش به زن دیگه ای فکر کنه، خودش رو لاغر میکنه، موهاش رو رنگ میکنه، آرایش میکنه، فقط به این دلیل که زن دیگه ای به چشم شوهرش نیاد.
بعد با هم میرن به یه مهمونی دوستانه...
اولین اتفاقی که میفته اینه که دوست آقا پسر شروع میکنه با همسرش لاس زدن...
آره این آقا فلانی این ایرادا رو داره...
به ما میگفت زن بگیره، فلان میکنه و بهمان میکنه...
شروع میکنه به باز کردن سر صحبت با همسر دوستش.
زن تازه اونجا پیش خودش میگه این چقدر خوش مشربه.
در حالی که گفتم همسرش سعی ای در برطرف کردن نیازهای عاطفی همسرش نمیکنه.
یعنی کمتر پیش میاد مردی وقتی خانمش به دلیل مسائل هورمونی و زنانه شروع میکنه به گریه و زاری یا داد و فریاد، یه دو دو تا چهار تا بکنه و تاریخ رو حساب بکنه و بذاره به حساب احساسات غیر ارادی همسرش.
در حالی که این موضوع در کلاس های قبل از ازدواج مطرح شده بوده ها!!!
اما با کوچکترین بد اخلاقی از جانب زن، مرد شروع میکنه به جبهه گرفتن و یا زن رو سرکوب میکنه و یا یه دعوای حسابی با زنش میکنه.
این رو هم توی پرانتز بگم:
خانم ها بعد از اولین روابط زناشویی، دچار تغییر هورمونی میشن. این تغییرات هورمونی هم در اخلاق ما خانم ها بسیار بسیار موثره. اما آقایون همونطور که قبلاً هم گفتم، به دلیل تجربه سطحی از این حالات، دچار تغییرات هورمونی نمیشن.
یعنی یک زن تازه ازدواج کرده در حد یک دختر به سن بلوغ رسیده حساسیت های عاطفی داره که یه بخشیش ناشی از تغییرات هورمونیه.
نمیدونم...
اما شاید به همین دلیله که معصومی گفته :"بهتره که دختر خون حیض رو در خانه همسرش ببینه"
آقایون از 7 صبح که از خواب بلند میشن، سر کار میرن و خداییش زحمت فراوون میکشن و شب ساعت 8 خسته و داغون میرسن خونه.
آقایون اعتقاد دارن که ما 10-11 ساعت رفتیم بیرون از خونه و زحمت کشیدیم، در حالی که زن توی خونه بوده و به قول قدیمی ها "این پاش رو انداخته روی اون پاش" و استراحت کرده.
خانم هم از این طرز تفکر بسیار ناراحت میشه و شروع میکنه برای همسر توضیح دادن که از صبح چه کارهایی کرده.
رفته سبزی گرفته و پاک کرده و شسته و خرد کرده...
مرد که هیچوقت این کار رو انجام نداده تا ببینه واقعاً سخته یا نه، با لحنی مسخره کننده میگه:
مگه کاری داره؟؟
این کار فقط نیم ساعت زمان میبره...
زن یکی دو تا از کارهاش رو که میشمره، به دلیل این که از جانب همسر مسخره میشه، دست از توضیح برمیداره و برای اجتناب از دعوای دیگه هیچ توضیحی نمیده...
بر فرض هم که یه زن این فرصت رو داشته باشه که تمام و کمال برای همسرش توضیح بده که از صبح چی کارا کرده، باور کنین که برای آقایون جالب نیست و گوش نمیدن.
یعنی بعد که تموم شد، بهشون بگی 2 تا جمله ای که من گفتم رو بگو، هنگ میکنن.
در حالی که در تمام مدت سر تکون میدادن و چه بسا حق رو هم به شما میدادن...
منظورم رو میگیرید؟
هم زن کارهای شوهر رو کوچک و بی اهمیت میشمره و هم مرد کارهای زن رو...
زن ها هم همیشه به شوهرانشون میگن که صبح تا شب میری پشت کامپیوتر و با دوستات بگو و بخند میکنی و به من که میرسی خستگی هات رو میاری...
به نظر شخص من کارهای زن برای یک زن واقعاً سخته و کارهای یک مرد هم برای یک مرد.
و مقایسه نوع کار و این که من بیشتر کار کردم یا تو بحثیه که حتماً به جدل خواهد کشید.
اما فراموش نکنیم که آقایون 11 ساعت کار میکنن.
اما وقتی خونه میان، همسرشون هنوز داره کار میکنه و شام رو آماده میکنه و ...
یعنی ساعت کاری خانم ها از وقتی از خواب بیدار میشنه تا وقتی میخوابن.
لطفاً منصف باشید دیگه...
احساسات زن ها رو مثل احساسات دوستاتون نباید مسخره کنین.
زنتون، نه خواهرتونه، نه مادرتون و نه دوست و همکارتون.
هرگز به همسرتون نگین فلان غذا رو عین مامانم درست کن.
مامانم این کار رو میکرد، تو هم همین کار رو بکن.
خواهرم از اینجا خرید میکنه، تو هم همین کار رو بکن.
این حرفها برای خانم ها دنیایی از توهینه...
همسر شما با همه فرق داره.
دختران ریحانه های بهشتی هستن. آیا واقعاً با اون ها مثل گل بهشتی رفتار میشه؟؟؟
اینقدر این ماجرا ادامه پیدا میکنه تا زن دست به انتقام میزنه و اونجاست که معمولاً زندگی تبدیل به جهنم میشه...
آقایون بسیاری دیده شدن که در صورتی که با همسرشون قهر هستن و چند ساعت پیش با هم دعوا کردن، به دنبال ارضای میل جنسی هم هستن.
در صورتی که یک زن در صورتی که احساساتش جریحه دار شده باشه، هرگز به این رابطه فکر نمیکنه.
احساسات زن، مثل زور بازوی مرد، یه چیز مقدسه که هرگز نباید بهش توهین کرد.
توهین از نظر خود خانم ها ها!!!
یه وقت میبینی یه توهینی میکنه، بعد میگه من که حرف بدی نزدم.
چرا!!!
شاید از نظر تو توهین نباشه، اما اون توهین برداشت کرده و غصه خورده.
واقعاً دنیایی رو تصور کنین که مردها به زن ها، نه از ترس، بلکه از روی عقل و درایت احترام بذارن و احساساتشون رو درک کنن.
امکان نداره زنی از دست شوهرش ناراحت باشه و به تبع اون زندگی شاد خواهد شد و فرزندان در این خانواده بهتر رشد خواهند کرد.
حالا این وسط رسانه نقش خودش رو خوب ایفا میکنه...
زنه میبینه شوهرش بوی عرق میده و شکمش بزرگ شده، در حالی که توی ماهواره فیلم نشون میده که مرده بلوز نداره و هیکل آرنولد و این بدنش رو روغن زده و برق میزنه و یه تار مو هم نه روی صورتش داره و نه روی بدنش...
زن پیش خودش میگه:
"همه رو برق میگیره، ما رو دفترچه خاطرات ادیسون"
مرد یعنی این...
نه اونی که کنار منه...
حالا اینا که فقط ظاهره و هیچ...
یهو مرده دهن باز میکنه و شروع میکنه به دلداری دختر فیلم و برای گریه براش یه شونه میشه و از این مزخرف ها دیگه...
یعنی من زن اونچنان پای فیلم گریه میکنم که اگه مادرم مرده بودم، اینجوری اشک نمیریختم...
یکی نیست اون لحظه به من خانم بگه:
"اسگل!! این متن رو ده نفر با هم فکر کردن و ده بار نوشتن و بازی کردن و خط خورده و دوباره سوزناک ترش کردن و دوباره و دوباره و دوباره که احساسات منو قلقلک بده... وگرنه چنین مردی واقعاً وجود نداره."
پیش خودم میگم:
"نکنه فقط شوهر من اینقدر بی عاطفه است."
بعد با 4 تا مثل خودم حرف میزنم. 2 تاشون میگن "همه مردا لنگه همن، شوهر منم لنگه شوهر توئه" و 2 تای دیگه هم میگن "نه، شوهر من صبح ها برام توی تخت صبونه میاره و همه اش در حال باد زدن منه"
بعد من انگشت حسرت میگزم که ای داد و بیداد چه شوهری گیر ما اومد...
غافل از این که شوهر اون خانم که صبونه اش رو براش میاره روی تخت و مدام بادش میزنه، یعنی از ایشون هیچی جز رابطه زناشویی نمیخواد که اینم توی خیابون مفت ریخته...
یعنی در بهترین حالت که یارو مذهبی باشه، صیغه میکنه و 20-30 هزار تومن میده و خلاص...
آخه پس واسه چی اومده زن گرفته؟
به خیالش همه زندگیش کامل بود، یه تاج سر کم داشت، اومد و این خانم رو گرفت؟؟؟
نه عزیزم!
دوستت اوضاعش از تو بدتر بوده. اما اگر اینو میگفت تحقیر میشد، پس یه دروغ شاخدار گفته.
اما از اونجایی که احساسات ما زن ها همیشه بر عقلمون حکم داده، حس حسادت اجازه نمیده که بسنجیم و ببینیم دروغ گفته یا نه!!!
میشینیم حسرت میخوریم و دیگه از اون به بعد با کراهت با شوهرمون رفتار میکنیم.
اما بلاخره زندگیمونه که...
نمیشه دورش انداخت که...
بهترین کار اینه که کارایی که اون دوستم انجام داده، من هم انجام بدم.
یا حداقل به حرفاش گوش بدم...
اون میگه، شوهرت باید حس حسادتش و غیرتش برای تو به جوش بیاد تا بترسه و شروع کنه به تو محبت کردن...
و این میشه که منو تشویق میکنه به این که با مردهای دیگه بخندم یا لباسهایی که حرص شوهرم رو در میاره بپوشم و یا غیره...
ماهواره هم که قربونش بشم هر روز یه فیلم میده که اگر حالا رفتی و یه تجربه دیگه داشتی، ضربه میخوری ها!!!
اما ارزشش رو داره...
عیبی نداره...
شاید اون راه بهتر باشه...
این میشه که شجاعتی کاذب با نام اصلی حماقت در دل ما خانم ها ایجاد میشه...
و حقیقتاً مردها از صحبت کردن با زن نامحرم، تنها و تنها و تنها یک قصد دارن...
تلیت کردن مخش...
به نظر شما زنی که مخش آمادگی تلیت شدن داره، برای ادامه زندگی زناشویی مناسبه؟
یعنی کافیه به دفتر یه روانشناس یا مشاور سر بزنین و یه کار تحقیقی بکنین و ازش بپرسین چند درصد پرونده های شما درباره خیانته؟
اصلاً مبهوت میشین...
البته بزرگ کردن این مسائل زیاد هم کار درستی نیست، اما اینقدر دور و برم زیاده که دیگه نه به خودم اطمینان دارم و نه به شوهرم...
به همسرم گفتم، به شما هم میگم:
"فکر نکنین، این اتفاق محاله برای شما بیفته. همه اون هایی که به این روز دچار شدن، از اول و مادرزاد بدکاره نبودن. یه اتفاق، یه نگاه حروم، یه حتی دلسوزی بی مورد، به این منجلاب کشوندتشون"
حالا شما بفرمایید، زن جز احساساتی بودن در این بین چه گناهی داشت؟
واقعاً هیچی.
بهتون التماس میکنم ماهواره ها و سی دی ها رو از منازلتون جمع کنین.
واقعاً گناهکار اصلی یکی رسانه است، یکی دوست بده.
من حتی مرد رو هم مقصر نمیدونم.
چون همونجوری که ما دوست داریم یه مرد احساسات ما رو درک کنه، اونا هم متقابلاً از ما چنین انتظاری دارن.
واقعاً خوششون نمیاد درباره خیلی چیزا چیزی بشنون.
چطور ما حق داریم به اونا بگیم الا و بلا باید گوش بدن...
اونا نمیتونن بگن الا و بلا حرف نزن...
مادر من دبیر دینی هست و این معلم های دینی سالی یکی دو بار دور هم جمع میشن و درباره برنامه صهیونیست ها برای خراب کردن اجتماع صحبت میکنن.
یعنی کفم بریده ها!!!!
4-5 سال پیش مامانم گفت "زینب! اینا متاهل ها رو نشون کردن"
ما گفتیم "تا وقتی دختر 14 ساله و جوون و زیبا هست، با متاهل ها چی کار دارن؟"
اما نفهمیدیم که در واقع با خانواده کار دارن...
اگر زن خونه رو هرجایی کردن، 100% خانواده رو از هم پاشوندن.
در حالی که اگر مردی هرجایی شد، شاید به خانواده برگرده و شاید حتی خانواده اش بزرگ تر بشه و 2 تا زن بگیره...
خانواده همونطوری که در غرب نابود شد، باید توی شیعه خونه امام زمان هم نابود بشه...
مال حروم رو که همه خوردن...
فقط مونده بچه حروم هم به دنیا بیاد تا دیگه فــــــــــــــــــــــــــاتحه!!!!

هرچی میخوام برم سر بحث نقش مرد بعد از تولد بچه، باز هم مشکلات ازدواج و زناشویی مطرح میشن که امیدوارم یه مسئولی کسی اینا رو بخونه و به داد مردم برسه...
و مهم تر این که در خودمون یه انقلابی به وجود بیاد.
قبل از هر چیز خودمون حتی تلویزیون خودمون رو هم تحریم کنیم.
حداقل این که کمش کنیم...

امیدوارم پست بعدی درباره نقش مرد در اثرگذاری در نقش زن بر تربیت بچه باشه...

و من الله التوفیق
به نام خدا
سلام

خب خانم های عزیز، moze84 و nina
واقعا از ارسال هاتون استفاده کردمHeart

فکر کنید چقدر ارسالاتون جالب بوده که من تا این موقع شب بیدار هستم و تمام ارسال هاتون رو تو این تاپیک خوندمSmile
ان شاءالله ادامه داشته باشه

خب یه مطلب دیگه ای رو بگم
تا الان یعنی تا این چند وقت پیش همش داشتم با دوستان بیداری سر اینکه چرا آقایون حقوق خودشون رو نمیبینن و فقط به خانم ها تذکر میدن بحث میکردم!Cool اما دیدم فایده نداره، اگر دقت کرده باشید کلا دیگه تو اون بحث ها نیستم!

این چند روز کلی فکر کردم درباره این اختلاف هایی که وجود داره
میدونید به چی رسیدم؟
به اینکه اصلا بحث ، بحث مرد و زن بودن نیست

دوستان خواهشا ، التماسا! متن زیر رو بخونید:


آیت‌الله جوادی آملی در نوشتاری اصل خلقت زن و مرد را از نگاه قرآن تشریح کرده‌اند.
بخشی از نوشتار معظم‌له به شرح ذیل است:

زن یا مرد بودن، مربوط به پیکر است؛ نه جان و روح. همچنین تعلیم، تربیت، تهذیب و تزکیه ویژه نفس است و نفس غیر از بدن و نیز بدن غیر از نفس است و شاگرد کلاس درس قرآن روح است، نه بدن؛ روح نیز نه زن و نه مرد است.

ذات اقدس الهی می‏فرماید: (ونفس وما سوّاها فألهمها فجورها وتقواها﴾[1]. این نفس، نه مذکر است و نه مؤنث.
همچنین می‏‌فرماید: ﴿فإذا سَوّیته ونفخت فیه من روحی﴾[2].
روح از آن جنبه که موجود مجرد است، اندامی ندارد تا مذکر یا مؤنث باشد.
نیز می‏فرماید: ﴿یا أیها الإنسان إنّک کادح إلی ربّک کدحاً فملاقیه﴾[3]؛
ای انسان، تو سالک الی‏الله هستی.
بدن سفر نمی‏کند تا سالکان دو صنف باشند: بعضی زن و بعضی مرد! سالک الی‏الله، روح است و روح، نه مؤنث است و نه مذکر.

این از معارف بلندی است که خدای سبحان قرآن کریم را برنامه درسی قرار داد و خود را معلّم معرفی کرد؛ ﴿الرّحمن علّم القران﴾[4]
و آن شاگردی که قرآن را فرامی‏گیرد، روح است؛ نه تن. انسان در عالم رؤیا که تن را رها می‏کند و بسیاری از مسائل برای او حل می‏شود، آنجا نه مذکر است و نه مؤنث. در عالم رؤیا چون عالم برزخ است، بدن برزخی انسان را همراهی می‏کند، امّا جان او که می‏فهمد، نه مذکر است و نه مؤنث.

منابع:

1ـ سوگند به نفس و آنکه آن را درست کرد! سپس گناهکاری و تقوایش را الهام کرد (سوره شمس، آیات 87).

2ـ پس وقتی آن را درست کردم و از روح خود در آن دمیدم (سوره حجر، آیه 29).

3- ای انسان! حقاً تو به سوی پروردگار خود به سختی در تلاشی و او را ملاقات خواهی کرد (سوره انشقاق، آیه 6).

4- سوره الرحمن، آیات21.

5- زن در آینه جلال و جمال- ص 80
********************************************

دوستان عزیز، حجت بر من تمام شد، که دیگه ابدا در مورد این مباحث برتری مرد و زن هیچ صحبتی نداشته باشم
میدونید دید من الان چه جوریه؟
دید من اینه که مثلا فکر کنید یه سری افراد میخوان تو یه جنگ شرکت کنن و هر کدوم یک زرهی میپوشن
خب؟
کسی میاد درباره خواص این زره ها صحبت کنه؟ ؟؟؟!!!
نه
چون هر کسی زره مخصوص به خودش رو پوشیده، زرهی که طوری طراحی شده که اون فرد بتونه به بهترین شکل و بهترین طریقه ممکن کارش رو انجام بده
این زره در واقع وسیله کار اون افراد هستش، در صورتی که حقیقت وجودی اونها یه چیز دیگست ...

ما(زن و مرد هیــــچ فرقی نداره) اومدیم تو این دنیا تا به هدف نهایی و غاییمون برسیم و برای رسیدن به اون هدف اول از همه به خدا، و بعد به همدیگه نیاز داریم
چرا پشت همدیگرو خالی میکنیم؟؟؟؟
چرا خودمون رو تو این نقش ها گم کردیم؟؟؟؟
چرا با هم رفیق نیستیم؟؟؟
خانم moze84 عزیز میدونید مشکل چیه؟
نمیدونم چه جوری بگم...
ولی من احساس میکنم مشکل ما این رفیق نبودنست
اینکه یه پدر با دخترش رفیق نیست...
اینکه یه مادر با پسرش رفیق نیست...
خب این دختر و پسر فردا میخوان بشن پدر و مادر های این سرزمین
چرا با هم رفیق نیستیم؟؟؟
حرف من اینه
چرا با هم رفیق نیستیم؟؟؟
چرا همیشه منتظر یکی دیگه هستیم که تغییر کنه
چرا خودمون رو تغییر نمیدیم؟
من الان به عنوان یه دختر چقدر با پدر و برادرم رفیق هستم؟
که بعدا بخوام با همسرم رفیق باشم؟
یا شما آقای محترم و بزرگوار چقدر با خواهر و مادرت رفیق هستی؟
که فردا ابراز احساسات و درک همسرت برات عجیب و غیر ممکن نباشه؟؟
باور کنید من الان روی صحبتم با همست(خانم ها و آقایون)

امیدوارم در اولین قدم از همین امروز اول از همه بتونم خودم و افکارم رو تربیت کنم و بعد بتونم روی افکار بقیه هم تاثیر گزار باشم
آمین

یا حق
خانم moze84 کمی صبر کنید . تا این جا که گفتید رو همه خانم ها هم اینجا و هم در محیط های دیگه دارن میگن و موافقن.من اصلا این مشکلات رو به مسئولین ربط نمیدم . دیگه هر کسی باید کمی شعور هم داشته باشه و خودش برای خانوادش و اطرافیانش قدم برداره.

Heartیه مشکل زن های ما اینه که فکر میکنن غرب و رسانه ی غربی یک ایده ال براشونه . لطفا وقع گرا باشیم . ماهواره جمع بشه .نت هست.و .................
در ضمن هیچوقت نگیم خانواده تو غرب داغونه . وای ماهواره بده . این ها الان با وضعیت جامعه راه حل نیست . خودمون رو گول نزنیم . ما تا با این فرض که اومدن ما رو نابود کنن به هیچ جا نمیرسیم.
وقتی یه خانوم میاد و به من میگه +18 من رو برجسته کن مثل شاهزاده ی حریم سلطان. من اصلا جبهه نمیگیرم . باهاش کار میکنم و با روش خودم و خودش کم کم حتی نمیره این مزخرفات رو ببینه.





Heart[b]من از راه حل ها میخوام صحبت بشه .

خانم متاهل شاغل هم داریم بیاد نظر بده من دوست دارم بدونم چطور به تعادل رسیده ؟[/b]


من بیرون تالار زیاد دیدم این جا بیاد کسی و بنویسه .

من به شدت طرفدار کار زن بعد از ازدواج هستم .


Heart دیگه سلیقه ها عوض شده .تو این هرج و مرج راه حل بدید دوستان . ماهواره و نت و.... هست . ما داریم میریم به سمت فرهنگ آش شله قلم کار غرب و ایران . دینمون هم کلا داره گم میشه . نهایت کارشون گشت ارشاده .
Heart قدیم میگفتن حیا داشته باش . پسر و دختر که از این حرف ها نمیزنه . پسر دختر رو روز عقد میدید . مشکلات بلوغ واسه دختر عذاب بود . اونقدر هم قوز میکرد که کسی نبینه که داره بدنش تغییر میکنه . این ها تاریخی سند داریم Cool. کسی از مشکلات جنسی نمی پرسید . رک باشیم . رسیدن به اوج لذت جنسی برای مرد معنی داشت .مگه زن باید حقی داشته باشه .زن هم تا بدنش اجازه میداد 10 تا بچه میاورد . خیلی هاش هم ناخواسته بود . مرد هم نمیتونست بگه یه سری فانتزی های جنسی داره . اصلا یا نداشت یا همین جوری هم دیگه راضی بود . که نبود .کی از زن بوی پیاز سرخ کرده خوشش میاد و یا مرد سبیل کلفته چاق. اما اون موقه حرف از این ها نه واسه زن نه واسه مرد ناشناخته بود . دین ما گفته حرف بزنید . اما ما بیسواد دینی بودیم . الان هم بی سواد تر شدیم . غرب چیز هایی رو اورد که کمبود های نگفته ی زنان و مردان بود . حالا همین هم تو غرب بوده ها . دهه ی 80 میلادی فکر کنم .تو غرب هم یه زن با دکلته ی باز و لباس زیر اصلا نمیومد تو صحنه .خانم مادونا افتخار دادن و برای اولین بار این کار رو کردن و شدن سمبل جسارت . چیزی که زن ها کم داشتن با این چیز ها شد جسارت.

[/b]




Heart در ضمن گویا مجرد ها هر حرفی هم بزنن.چون تجربه ی جنسی ندارن .گویا اصلا نوشته هاشون هم خونده نمیشه .چه برسه به بحث . من برای ازدواج عقلم رو گذاشتم وسط. قبله گاه من هم با تجربه سکس نمیشه شوهر . دختر خانم ها خیلی مسائل رو رک از خواستگارتون بپرسین . دیگه خودتون مطلب رو گرفتید . جواب هایی میشنوید که خیلی بهتون کمک میکنه . میفهمید این مرد زن ها رو در حد مطالعه میشناسه یا کاربردی . خیلی سربسته گفتم .ولی میدونم مطلب دسستون اومد.این مشکلاتی که دوست عزیز ما moze84 گفتن واقعیات جامعه هست . اما برای ما مجرد ها خوبه که پیشگیری کنیم .ما هنوز گرفتار نشدیمBig Grin.


[b]یه پسری میگفت وقتی همه ی پسر ها دوست دختر دارن و خوشن .تو برای کی میخوای ..........بمونی . خیلی حرفش وقیح بود .دوست نداشتم بنویسم .این وضعیت جامعه ما شده . ما فرهنگ غرب رو اوردیم اما قاطی شده با عرف خودمون . یکی نیست بگه پسرک جرات داری دست دوست دخترت رو بگیری و بیاری جلوی فامیل .دخترک فردا حامله شدی فکر میکنی میان و میگن اخه مامان داری میشی . تو غرب هم مشکلات هست .اما اونجا حرف مردم و ابرو ندارن . یه سری حمایت ها هم هست . اما ما با دیدن 2 تا سریال درپیت فکر میکنیم همین جا پیادش کنیم.

[/b]
[b]دختر خانم ها با پسری واسه اشنایی هم دوست نشید .من یکی شما هم دو تا . الان امار دخترانی که نمیخان دوست پسر داشته باشن 2 تا اضافه شد
Heart. خوب منم از جانب مجرد ها ایده میدم.
دنیای دخترانه تون رو پاک نگه دارید . ماجراجویی های دخترونه بخشی از زندگی ما دخترانه .بهترین دوست برای دختر پدرش میتونه باشه .آغوش امن پدر رو هیچ مردی واسه یه دختر قبل از ازدواج نداره.[/b]HeartHeartHeartHeartHeart


Heart من امروز کلا کار دارم .جون شما و جون تاپیک . نزارید افکار و تفکرات مردانه و نا اشنا به زنان وتفکرات قاجار و تفکرات مدرن طالبان بیان داخل. . دیگه شما و این تاپیک .این دنیای زنانه رو سپردم بعد از خدا دست شما .


HeartHeartHeartHeartHeartHeartHeart


از نینا و ترنم عزیز
HeartHeart
دو بانوی عزیز تالار اندیشه که در این تاپیک نشون دادن میشه با حضور ناظرین و کاربران فعال خانم
[b] تاپیک رو مدیریت کرد ممنونم . همیشه شاد و دلتون دریایی باشه.

البته از مدیر کل این بخش هم ممنونم که با شیوه ی غیر مستقیم دارن تاپیک رو مدیریت میکنن و تاپیک رو از حاشیه دور کردن.

سلام به دوستای عزیزمHeartHeart
چقدر بد که بعضی دوستان امتحان دارند و نیستن
دوستم داشتم بچه ها بودن
من فقط یه نکته بگم ، نمیتونیم با قطعیت بگیم اشتغال خانم ها باعث استقلال و اعتلای شخصیت اونها میشه
من خیلی به این مسائل دقت میکنم
در اقوام خانمی داریم که خانه داره،واقعا ادم زرنگیه،اینقدر که من میتونم بگم تو اون جمع فامیلی اگه کاری داشته باشم ترجیح میدم بین اون همه زن و مرد به ایشون بسپارم،اطلااعت زیاد،دایره دوستی فوق العاده گسترده،اعتماد به نفس عالی،معافیت پسرشو گرفت،بچه هاش رو فرستاد امریکا،خودش برد مستقر کرد اومد،هرزگاهی میره سرو سامانشون میده،در حالیکه همسرش هم با اینکه ادم اجتماعییه اما همه کارا دست خانم است.
از طرفی داریم خانم شاغل که ارتباط عمومی اش پایینه
من فکر میکنم این به شخصیت خانم ها ربط داره
به اینکه ادما درونگرا هستن یا بیرونگرا

بستگی به اون شغله هم داره،خانمی که مدیره با خانمی که کارمند ساده یه انتشاراتیه ،اگه قراره شغلشون روشون تاثیر بذاره متفاوته
دوست من تو یه انتشاراتی بود،یعنی از نظر شخصیتی له میکردنا،مدیرای بالاتر خشمشون رو هی به زیر دستا وارد میکردن ،واسه چندر غاز چه زیر اب زنی هایی که نبود
خوب این محیط ها واسه زن سم ه ،حیف لطافت و زنانگی ایش
خیلی از این کار کردنهای خارج منزل بیگاری کردن هست،دوست من میره مهد ،حالا شغل به روحیه میخوره اما به چه قیمتی،هر روز میره تا ظهر 120 هزار تومن بهش میدن!!!!!!!! ظلم نیس؟

HeartHeartHeartHeartHeartHeartHeartHeartHeartHeartHeartHeart

بعد اینکه یه پیشنهادی دارم
برای اینکه فقط بحث نکرده باشیم و درد و دل
به نظرم سوالات تک تک مطرح شه،جمع بندی شه بعد بریم سراغ بحث بعدی بهتره
دوستای مجرد عزیز هم در بحث شرکت کنند
من دوست دارم همیشه از بحث یه راهکار عملی بتونیم دربیاریم،اینجا هم در حد خودمون (که الان وظیفه ما در قبال این فواجعی که در جامعه رخ میده)،یه کاری بتونیم انجام بدیم.
سلام علیکم.

عرض تشکر و خسته نباشید ویژه به عزیزانی که موضوع را تا اینجا دنبال کردن و پیش بردن.به عنوان یکی از معدود موضوعاتی که به جدل کشیده نشد و حرف هاش تکراری نبود.واقعا هر پست این موضوع به اندازه یه موضوع جداگانه با ارزش و خواندنی است.
ناراحتم از اینکه کنکور نزدیکه و نمیتونم در بحث جذابتان شرکت کنم.
خدا به همه تون خیر و برکت کثیر عنایت بفرماید.
.............................................
پ.ن: بنده سه پست رو از این موضوع حذف کردم که یکیش توهین بود و دو تای دیگر جواب هایی که به این توهین داده شده بود.دوستان برخی الفاظ نه تنها شایسته این تالار بلکه شایسته صحبت یک مومن با مومن دیگر نیست.کاربران عزیز لطف بفرمایند چنانچه توهینی در این موضوع دیدند سریعا از دکمه گزارش استفاده کنند و پاسخی ندهند که بنده با حذف پست هاشون شرمنده نشم.
خوبه یک چیزهایی رو داریم می فهمیم الان ... برم دفتر یادداشت بیارم بنویسم پس فردا یادم میره ...
.....................
پی نوشت:
هر چی می خواهین دارید به ما مرد ها میگید هاDodgyBig Grin
کچل و چاق و بد بو و متوقع کثیف و شلخته ....
همین ما پسر ها خودمون رو داریم تو باشگاه بدنسازی واسه کی می کشیم؟؟؟!!!
ادکلن و شامپوی 200 هزار تومنی داریم واسه چی می خریم؟؟
دنیای مردها انقدر ها هم خودخواهانه نیست ....
البته من به شخصه دارم استفاده می کنم از مطالبتون و خیلی ممنونم... ولی بعضی جاها ما مردها رو دارید می کنید دیو های چند سر .....
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20
آدرس های مرجع