سلام
چه بحثيييييييي................
يه مدتي باب شده بود ميگفتند ايشون فراماسونر هم هستن!!!!
به نظر من نگاه صفر و صدي نداشته باشيد دوستان. به جز به 14 معصوم و ....
يه سوال از بحث دوستان: شما فرمودين 124 هزار پغمبر معصومن؟؟؟اين حرفتون نظر شخصي شماست يا از جايي نقل قول كردين؟
اشتباهات پيامبران كه مواردي از اون در قران هم ذكر شده و با در روابات نقل شده داريم اونا چيه پس؟ ما كه اين همه شنيديم 14 معصوم..........
اين بحث عرفان و سلوك و جايگاه افراد ظريف و البته كمي گيج كننده است. نياز به مطالعه و درك و فهم خاصي داره. خيلي واردش نشين. در اين كه همه در پازل خداوند كار ميكنند شكي نيست.. ولي خوب اين دليل بر اين نميشه كه مثلا شمر همچين غلطي بكنه.....
يه سوال در همين زمينه براي اين كه مطلب شايد كمي روشن بشه...
خدا چرا شيطان رو خلق كرد؟ خدا كه عالم به كفر او بود و ميدانست منحرف ميشه از روز ازل سنگ بناي انحراف وجودش چرا گذاشته شد؟؟
اگه شيطان اصلا خلق نميشد خوب و بد چي ميشد؟
مگه خدا نميدونست كه ابليس چه فسادي در زمين بين بنده ها ايجاد ميكنه ؟؟؟
نقل قول:من دقیقا گفتم معصومین دریا نوش بودند و بخاطر توانایی بالای روحی سکوت و تانی را حفظ می کردند. مگر نشنیده اید که همیشه از قدیم گفته میشود از خداوند در راه کسب علم و پس از آن طلب صبر کنید.
موافقم

ائمه صبر میورزیدند و کنترل میکردند
در درجه های پائین تر دست به شاعری میزدنند همان حضرت حافظ و مولانا و عطار و خیام و.....
برخی هم مینوشتند : من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم چشم بیمار تو را دیدم و بیمار شدم
که بی شک چشمه این نوع اشعار همان حال عرفانی ست و لاغیر
حال اگر آن وجه خداوندی رو ما ببینیم یا دیوونه میشم یا به رقص وپایکوبی در میاییم
(۲۷/فروردین/۹۳ ۱۰:۳۹)دل خسته نوشته است: [ -> ]این عکس ها رو ببینید:
http://www.seemorgh.com/uploads/1391/12/...a.com_.jpg
http://www.seemorgh.com/uploads/1391/12/...a.com_.jpg
http://uc.persianv.com/images/tvnlzvhg46rvy7hy66lk.jpg
شرمنده نگذاشنم، در شان تالار نیستند.
آدم بیاد معارف و اعتقاداتش رو از همچین آدم هایی دریافت کنه؟
خوب مگر ائمه و علمای کرام قحط هستند که بریم سراغ این ها.
به نام الله
اولا میشه بگید مشکل اقای قمشه ای در عکس هایی که گذاشتید چی هست؟؟؟(من هرچی نگاه میکنم ایشون مشکلی ندارند شما که چشم بصیرت دارید بگید ما هم دفت کنیم)
دوما ادم از روی عکسی که معلوم نیست پشت پرده اش چی بوده پشت سر کسی غیبت نمیکنه.
سوما کی گفته ما اهل بیت (علیه السلام) و علما رو بذاریم کنار و از ایشان معارف بیاموزیم؟
چهارم زبان هنر خودش یک نوع تخلیه احساسات هستش ادم از طریق شعر و نقاشی و سخنان ادبی می تونه سر ذوق بیاد و یه جورایی دلش خنک بشه
پنجما" من اصلا نمی خواستم توی این تاپیک شرکت کنم اون از اون لعن و نفرین کردنا اینم از این ظاهربینی ها من اصلا ادعایی ندارم ولی خداییش شما که انقدر سنگ این رو به سینه میزنید که ما معارفمون رو از اهل بیت (علیه السلام)و علما یاد میگیریم ایا اهل بیت (علیه السلام) به شما یاد دادند که از روی ظاهر افراد قضاوت کنید و این در شأن تالار هستش؟؟؟؟
اخرشم من نفهمیدم این تاپیک جای لعن کردن مولانا و شمس و غیره هست جای نقد سخنرانی های جناب قمشه ای هست یا ترور شخصیتی ایشون؟؟؟؟؟؟

چندین خط تایپ گردم ، تالار نابود شد ، پکید
ببینید شاید برای یک آدم بی تفاوت به دین مشکل بزرگی به حساب نیاد عکس انداختن با بازیگر زن معلوم الحال ، اما مثلا فردا اگر رهبر انقلاب با این هنرپیشه ها و این قدر نزدیک و صمیمی عکس بگیرند چی میشه؟ آیا واقعا شایسته است؟ من شخصا خجالت می کشم برم کنار یک زن نامحرم عکس بندازم ، چی برسه به یک به قول شما عارف عالم.
اون هم چه عکس؟ به جای عرق شرم بر پیشانی و ناراحتی در چشم ، خنده بر لب داشته باشه.اون هم نه با لباس در شان یک عارف، بلکه با کراوات که نماد غرب و کفار هست و هنوز در جامعه ما عادی نشده و تقریبا می تونم قطعی بگم استفاده ازش حرام هست (در استفتائات اومده اگر خواستید برای شما قرار می دم).واقعا اینهمه عالم عامل، چرا پیروی چنین شخصی ؟
از کوزه همان برون تراود که در اوست ، و مطمئن باشید شاگرد همچین استادی ، اون هم با تعصب ، هر چقدر هم این استاد حرف قشنگ و زیبا بزنه ، مقامی دون این استاد خواهد داشت.
چرا این همه تعصب؟ تعصب چشم رو نا بینا می کنه ، مگر امیرالمونین نفرمودند اعرف حق تعرف اهله؟ خوب حق رو بشناسید ، بعد اهلش مشخص می شند ، چرا سعی می کنید حق رو از اشخاص بگیرید؟یعنی اگر ایشون حرف مخالف حق زد باز هم نباید ایشون رو محاکمه کرد؟ اگر ایشون کار خلاف شان کرد و دین رو وهن کرد نباید مطرح کرد؟تخریب شخصیت در جایی که داریم در مورد حق صحبت می کنیم جایگاهی نداره.باید بر اساس حق پیش بریم ، کسی غیر حق و علنا رفتار کرد ، باید معرفی کرد ، این تخریب شخصیت نیست ، بلکه امر به معروف و نهی از منکره.
سلام
بنده هم اشتباهاتی دارم مطمئنا!
اما من خودم رو استاد و مقتدا و مراد و سخنران و ... نمی دونم!
اگر می دونستم می رفتم با شرایط کنونی خودم استعفا می دادم.
در ضمن من حقیر با این که خودم رو عارف و عالم و ... نمی دونم ، نه حاضر هستم برم با این اشخاص برای افتتاح یک فروشگاه در تهران عکس بگیرم ، نه حاضر هستم حتی برای یک عکس یادگاری در منزل شخصی خودم نماد اشخاصی که این همه سال کشورم رو به استثمار کشیدند به گردن بیاویزم و نه حاضر هستم برای یک بار هم شده و به صورت مخفی ریشم رو از ته بزنم.شاید در حفا گناهی بکنم ، اما از گناه علنی بیزارم ، چون باعث اشاعه فحشا می شه ، تازه این من هستم که هیچ درجه ای از علم و عرفان ندارم و خودم رو نهایت امر مقتدای کودک خردسال خودم می دونم ، اون وقت یک شخصیت به اصطلاح بزرگ علمی و عرفانی که صدا و سیمای ما رو قبضه کرده ، باید از من دون و بی چیزی پایین تر باشه؟
مقتدای من باید کسی باشه ، که وقتی می بینمش ، احساس کنم کوهی از تقوی و علم در مقابل منه ، مقتدای من امام خمینی رحمة الله علیه بود که این همه سال خفت ، ذلت ، ناراحتی کشید ، یک کشور رو از بدبختی نجات داد ، اما از خوشی های اون کشور بهره ای نبرد (نه این که اگر بهره ای می برد اشکالی می داشت) ، تازه مرحوم امام رحمة الله علیه انگشت کوچیکه قطب عالم امکان هم نیستند ، مثال غیر معصوم آوردم که بدونید کم نداریم مقتدای قابل اقتدا ، اگر مقتدای من خودش شل باشه ، من مقتدی می خوام برسم به عرش الهی؟
منی که می خوام دنیا رو اصلاح کنم ، خودم باید اصلاح شده باشم ، و اگر اصلاح شده نباشم ، لیاقت اصلاح دیگران رو ندارم (البته وظیفه ساقط نمی شه) ، و از همه مهم تر رعایت ظاهر هست.فرض کنید همه مردم ایران از ایشون اقتدا کنند ، جامعه ما چه طور خواهد شد؟ یا همین مرد از رهبر انقلاب تبعیت کنند ، اون وقت جامعه چی میشه؟
(۲۸/فروردین/۹۳ ۱۳:۱۷)Havbb 110 نوشته است: [ -> ]این استدلال شما نوعی مغالطه است که با آن تمامی مبلغان مذهبی را دارید کنار میزنید... چون مبلغان دین معصوم نیستند. در حالی که بسیار ستایش شده کار تبلیغ دین خدا و اوامر الهی....
اگر مبلغ دین بالاتر از ایشون کم می داشتیم ، این حف شما صحیح بود.
ببینید ، انسان ها رو باید در حد شانشون بزرگ کرد ، و آقای قمشه ای زیاد تراز حد بزرگ شدند ، در صورتی که خیلی از بزرگان دین غریب موندند.
(۷/فروردین/۹۳ ۱۶:۲۱)الهی313 نوشته است: [ -> ]در خوده قرآن آمده است که سخن را بشنوید و بهترین آن را اتخاذ کنید.
کسی را کامل رد نکنید شاید آنها به چیزی رسیده باشند که شما نرسیده اید.
سلام
لطفا اصل آیه با آیات قبل و بعدش رو بیارید.
(۱۹/فروردین/۹۳ ۱۰:۴۴)captaincharisma نوشته است: [ -> ]موافقم 
ائمه صبر میورزیدند و کنترل میکردند
در درجه های پائین تر دست به شاعری میزدنند همان حضرت حافظ و مولانا و عطار و خیام و.....
برخی هم مینوشتند : من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم چشم بیمار تو را دیدم و بیمار شدم
که بی شک چشمه این نوع اشعار همان حال عرفانی ست و لاغیر
حال اگر آن وجه خداوندی رو ما ببینیم یا دیوونه میشم یا به رقص وپایکوبی در میاییم
ببینید ، دویست سال پیش پوشیدن کت حرام بود چون هنوز نماد کفار بود ، اما در حال حاضر کت شده نماد افراد مذهبی و اکثر حاج آقا ها هم کت می پوشند.
این نوع اشعار هم همین طور
زمان گذشته این اشعار مفاهیم ضد دینی داشتند ، و بعد ها زمان اسلام از این ها استفاده دینی شد (استعاره و ... ) که البته فکر می کنم شاید راه درستی انتخاب نشد ، منتهی بعدش این استفاده از مفاهیمی مثل می و .... شد طبیعی و دیگه شد جزء لا ینفک اشعار مذهبی.
ولی مثلا اگر این اشعار نمی بودند ، مرحوم امام هم از می و ساقی و ... اسم نمی بردند در اشعارشون.
(۲۸/فروردین/۹۳ ۱۳:۱۷)Havbb 110 نوشته است: [ -> ]یه سوال دارم از شما
آیا شما هیچ اشتباه و خطا و گناهی در زندگی انجام ندادی؟
اگر ندادی و مقام عصمت برای خودتون قائل هستید بحث دیگریست
ولی اگر قبول دارید که همه ی ما اشتباهاتی داریم ؛ به همه ی ما نقد وارد هست ، حالا شما اشتباه یه نفر رو فهمیدید اینطوری دارید میکوبیدش. اگر خداوند صفت ستارالعیوب رو بذاره کنار و تمام نقص ها و گناهان همه رو آشکار کنه لابد شما آب بدنتون تموم میشه از بس عرق شرم بر پیشانیتون میاد.... !
در دوران حاضر منبر و سخنرانی هیچ فرد معصومی وجود نداره ، یکبار اوایل تاپیک گفتم ولی دوستان مدام حرف خودشون رو تکرار میکنن...
این استدلال شما نوعی مغالطه است که با آن تمامی مبلغان مذهبی را دارید کنار میزنید... چون مبلغان دین معصوم نیستند. در حالی که بسیار ستایش شده کار تبلیغ دین خدا و اوامر الهی....
من نمیخوام در مورد این مبحث چیزی بگم اما چون دیدم این موضوع چندین بار تکرار شده ، فقط برداشتی که از صحبتها داشتم میگم تا این سوء تفاهم رفع بشه
بحث این نیست که فرد سخنگو باید معصوم باشه ، بلکه ،چیزی که من برداشت کردم ، بحث بر سر این هست که باید پای منبری نشست که فرد سخنگو از آیات و روایات استفاده کنه نه اینکه منبع اصلی سخنش سخن کسانی باشه که در سعادتمندی راهی که گفتند اطمینانی نیست بنابراین وقتی کسانی هستند که روی منبرهاشون بیشتر از هرچیزی از آیات و روایات استفاده میکنند پس چرا بریم سراغ کسی که بیشتر از شعرها استفاده میکنه اونهم شعرایی که در شیعه بودنشون شک و تردید وجود داره.
اسم این تایپیک نقد سخنرانی های الهی قمشه ای هست!
اما تنها چیزی که ندیدم نقد سخنرانیهای این بنده خدا بود. بیشتر نقد شخصیت ایشون بود!
(۲۸/فروردین/۹۳ ۱۳:۲۶)دل خسته نوشته است: [ -> ]اما من خودم رو استاد و مقتدا و مراد و سخنران و ... نمی دونم!
اولا سخنران و استاد بودن با مقتدا و مراد بودن فرق داره! خیلی سادست قاعدتا باید درک کنید!
ثانیا نه ایشون خودش رو مقتدای کسی می دونه نه کسی ایشون رو مقتدای خودش!
ایشون در زمینه ادبیات و هنر و عرفان علم بالایی دارند پس استاد هستند اما مقتدای کسی نیستند و هیچ کس هم چنین ادعایی نکرده!
شما از همین جمله اول بیراهه رفتید! پیش فرضتون اشتباه بود و بعد بیش از ده خط نتیجه گیری اشتباه کردید!
جالبه موقعی که می گیم آقای ر چطور شد استاد (اونهم از طرف خودش این لقب رو گرفته) ؟ می گن چون هرکسی چیزی به ما یاد بده استاده اما خیلی راحت چنین آدمی رو از استادی خلع می کنن!
(۲۸/فروردین/۹۳ ۱۳:۲۶)دل خسته نوشته است: [ -> ]اگر مبلغ دین بالاتر از ایشون کم می داشتیم ، این حف شما صحیح بود.
ببینید ، انسان ها رو باید در حد شانشون بزرگ کرد ، و آقای قمشه ای زیاد تراز حد بزرگ شدند ، در صورتی که خیلی از بزرگان دین غریب موندند.
بزرگان دین اگر فن بیان ایشون رو داشتن، اینقدر غریب نمی موندن!
استاد الهی قمشه ای تنها کسی است که خیلی زیبا ادبیات رو با دین پیوند دادن! و بیان زیباشون باعث شده به چنین جایی برسند!
اتفاقا در شرایطی که همه اساتید حوزوی جز مسایل فقهی چیزی بلد نیستن و اسمشون رو هم می گذارن مبلغ، وجود استاد الهی قمشه با بیان لطیف آموزه های دینی واقعا لازمه!
ما همچنان منتظر نقد حرفهای ایشون هستیم تا پرداختن به نوع لباس پوشیدن و کارهای شخصیش!