تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: نقد سخنرانی های دکتر الهی قمشه ای
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13
(۸/فروردین/۹۳ ۱۲:۵۱)110 نوشته است: [ -> ]
هو اُصولُ اُصولِ اُصولِ الدّین فی کشف اَسرار الوصول و الیقین
[/font]
دوستان (غیر از آقا فرشید ، چون قبلا به ایشون گفتم) بگردید ببینید چه کسی این جمله بسیار عجیب و سنگین رو درمورد مثنوی گفتند و چه کسانی تایید کردند.
دیگه هم بحث رو ادامه ندید.

جناب فرشید انتقاد کردن هیچ اشکالی نداره اما لعن کردن خیلی مسئولیت داره، مراقب نوشته هات باش که آثار ماتاخر داره.

اولا :

اولین کسی که چنین جمله ای رو گفته خود مولوی لعنة الله علیه هستش و بعدا کسان دیگری هم گفته اند و خود رهبری هم گفته اند.این که رهبری چنین جمله ای رو فرمودند اولا دلیل نمیشه که صد در صد درست باشه فرمایش ایشون و ثانیا ایشون نسبت به اون بخش از شعرهای اخلاقی چنین نظری دارند.

به علاوه شما چرا نظر سایر علمای شیعه و مراجع رو در مورد مثنوی و امثالهم نمیبینید؟

ثانیا :

کسی که همسر و فرزند خودش رو تقدیم شمس میکنه و شمس رو خدای خودش میدونه و نعوذ باللهبه حضرت ابوطالب نسبت شرک میده و ابن ملجم رو آلت دست الله میدونه،اصول دین از دهنش بیرون میاد؟؟!!


(۸/فروردین/۹۳ ۱۲:۵۱)110 نوشته است: [ -> ]
هو اُصولُ اُصولِ اُصولِ الدّین فی کشف اَسرار الوصول و الیقین
[font=Tahoma]
دوستان (غیر از آقا فرشید ، چون قبلا به ایشون گفتم) بگردید ببینید چه کسی این جمله بسیار عجیب و سنگین رو درمورد مثنوی گفتند و چه کسانی تایید کردند.
دیگه هم بحث رو ادامه ندید.

جناب فرشید انتقاد کردن هیچ اشکالی نداره اما لعن کردن خیلی مسئولیت داره، مراقب نوشته هات باش که آثار ماتاخر داره.

اولا :

اولین کسی که چنین جمله ای رو گفته خود مولوی لعنة الله علیه هستش و بعدا کسان دیگری هم گفته اند و خود رهبری هم گفته اند.این که رهبری چنین جمله ای رو فرمودند اولا دلیل نمیشه که صد در صد درست باشه فرمایش ایشون و ثانیا ایشون نسبت به اون بخش از شعرهای اخلاقی چنین نظری دارند.

به علاوه شما چرا نظر سایر علمای شیعه و مراجع رو در مورد مثنوی و امثالهم نمیبینید؟

ثانیا :

کسی که همسر و فرزند خودش رو تقدیم شمس میکنه و شمس رو خدای خودش میدونه و نعوذ بالله به حضرت ابوطالب نسبت شرک میده و ابن ملجم رو آلت دست الله میدونه،اصول دین از دهنش بیرون میاد؟؟!!


الحمدلله که امسال امام خامنه ای نظرشون رو نسبت به ایرج میرزا و ابوالعلای معری که لعنة الله علیهما،شفاف بیان کردند تا کسانی که این گمراهان رو تطهیر میکردند دیگه بهونه ای نداشته باشند.

وجود ناپاک مولوی و امثالهم هم قابل تطهیر نیست.
چی بگم والا!
قضیه کاملا روشنه و نیازی به توضیح بیشتر نیست، و راه فرار هم متاسفانه کاملا بازه!
(۸/فروردین/۹۳ ۱۳:۱۵)110 نوشته است: [ -> ]چی بگم والا!
قضیه کاملا روشنه و نیازی به توضیح بیشتر نیست، و راه فرار هم متاسفانه کاملا بازه!

دقیقا واضحه که راه فرار برای چه کسی بازه! شما میخواید بگید چون رهبری فرموده اند که مثنوی اصل و اصول دینه پس قطعا همینه در حالی که من میگم دلیلی نیست که چشم و گوش بسته حرف رهبری رو قبول کنیم! اگر اینطوره نظر مثلا علامه امینی و آیت الله صافی گلپایگانی رو هم در مورد مولوی لعنة الله علیه بخونید!

بنده دارم با دلیل مولوی رو از نظر شخصیتی رد میکنم و ان شاء الله به زودی هم تاپیکش رو افتتاح میکنم اما شما نمیتونید دلایل بنده رو رد کنید!

آیا کسی که یک انسان رو خدای خودش بدونه مسلمان هستش؟! کسی که ناموس و فرزندش رو برای عیاشی جنسی ملعونی مثل شمس تبریزی که به حضرت صدیقه طاهره جسارت کرده تقدیم میکنه اصلا انسانه و غیرت داره؟!
ببین دوست عزیز من که نمی گم به دلیل اینکه آیت الله مطهری علامه جعفری یا رهبر مولانا رو قبول دارند بیایم چشم و گوشمون رو ببندیم و عقلمون رو تعطیل! من اصلا خودم مایل نیستم که تو بحث بجای منطق از علما خرج کنیم! ولی حداقل باید با منطق صحبت کرد نه تعصب و تند روی!!
بله علامه امینی و آیت صافی نسبت به مولوی و حافظ نظر منفی داشتند همچنین آیت الله نوری همدانی که فرمودند شعر مولوی سبب انحراف جامعه می شود. از طرف دیگر می بینیم علامه طباطبایی کتابی بلند والا از دیوان حافظ می نویسند!

اما و هیچ کدوم چنین تهمت هایی نزدند و هیچ کدوم هم لعن نکردند و هیچکدومشون، هم نظر نبودند با تراوشات ذهنی شما که از عدم وجود ذره ای شناخت از اشعار مولانا نشات می گیره و خیلی مبتدیانه به پوسته اشعار چسبیدید!!

آخه این حرف یعنی چی؟؟
(۸/فروردین/۹۳ ۱۳:۲۲)farshid2002002 نوشته است: [ -> ]آیا کسی که یک انسان رو خدای خودش بدونه مسلمان هستش؟! کسی که ناموس و فرزندش رو برای عیاشی جنسی ملعونی مثل شمس تبریزی که به حضرت صدیقه طاهره جسارت کرده تقدیم میکنه اصلا انسانه و غیرت داره؟!
واقعا اینطوری فکر می کنید! خب حق دارید منم اگر واقعا فکر می کردم مولانا و شمس چنین افکاری داشتند منم لعنشون می کردم! خخـــــخ
یا شناختت از مولانا کمه! یا منظور دیگه ای داری!! الله اعلم
بسم الله الرحمن الرحیم

بله، بله! رهبرمون که این وسط حرف اشتباه زد, فقط شما درست می فرمایید.

مباحث فلسفه و عرفان به قدری سنگین هستن که هرکسی یارای پا گذاشتن تو اون وادی رو نداره؛ طرف کلی سختی می کشه و دوندگی می کنه تا شاید شاید شاگرد شاگرد شاگرد فلان استاد و عالم بزرگوار ایشون رو به شاگردی سر کلاسا و بحثای ایشون بپذیره تا مطالب رو با واسطه از استاد اصلی دریافت کنه؛ اونوقت تو این تاپیک خیلی مبتدیانه با این مسائل برخورد و ای کاش برخوردها تا این حد بمونه، ولی تا لعن طرف هم پیش می رن‏!‏

بزرگواری که از اهل بیت (علیهم السلام) برا اثبات حرف خودتون حدیث روایت کردین ! همون ائمه گفتند که حق لعن مستقیم شخص خاصی بجز آنهایی که توسط خودشان نام برده شده اند رو ندارید! بعد شما چطور راه به راه لعن حواله ی بعضیا می کنید! در حدیث داریم که این لعنایی که ما می فرستیم تا وسط راه می ره، بعد می بینه که آیا طرف مستحق این لعن هستش یا نه که اگه نبود به خود شخص بر می گرده! پس تو این لعنا حواستون باشه!
چرا کسی نمیتونه به اون مسائلی که بنده در مورد مولوی و شمس و ... مطرح میکنم پاسخی بده؟! مگه دروغ میگم؟؟

جناب مصباح عزیز! لعن دشمنان اهل بیت بر اساس روایات صحیح السند جائز هستش و از نظر شما کسی که حضرت ابوطالب رو مشرک میدونه نعوذ بالله یا به حضرت صدیقه طاهره جسارت میکنه و یا ....... دشمن اهل بیت نیست؟؟
(یا کسی که ابن ملجم رو آلت دست خدا می داند)

کسی که ناموس خودش و فرزندش رو برای عیاشی جنسی به شمس دو دستی تقدیم میکنه عارف هستش یا یک ملعون پلید؟!

لطفا عرفای بزرگ شیعه مثل آیت الله قاضی و یا علامه طباطبایی و یا امام خمینی و ... رو اسمشون رو کنار این افراد ملعون نیارید!

بنده باز هم میگم که این افراد فنون شعر سرایی خوبی داشته اند و مفاهیم اخلاقی خوبی رو هم سرودند ولی در کل شخصیت هایی گمراه هستند که در اعماق تاریکی سقوط کردند.

به علاوه امام خامنه ای رهبر و ولی امر همه ی مسلمین هستند ولی این دلیل نمیشه که صد در صد چیزایی که میگن صحیح صحیح صحیح باشه کما که خود ایشون هم بار ها اعلام کردند و اگر اینطور میبود که ایشون میشدند معصوم!

به علاوه حرف ایشون در مسائل سیاسی و رهبری جامعه فصل الخطاب هست و نه در فلان مساله ی ادبی!
به علاوه علامه امینی ها و آیت الله العظمی گلپایگانی ها ( که از مدافعان جان بر کف انقلاب اسلامی و نظام هستند) ببینید در مورد مولوی و شمس و ... لعنة الله علیهم اجمعین چه گفته اند؟!

(۸/فروردین/۹۳ ۱۹:۲۵)110 نوشته است: [ -> ]اما و هیچ کدوم چنین تهمت هایی نزدند و هیچ کدوم هم لعن نکردند و هیچکدومشون، هم نظر نبودند با تراوشات ذهنی شما که از عدم وجود ذره ای شناخت از اشعار مولانا نشات می گیره و خیلی مبتدیانه به پوسته اشعار چسبیدید!!

آخه این حرف یعنی چی؟؟
واقعا اینطوری فکر می کنید! خب حق دارید منم اگر واقعا فکر می کردم مولانا و شمس چنین افکاری داشتند منم لعنشون می کردم! خخـــــخ
یا شناختت از مولانا کمه! یا منظور دیگه ای داری!! الله اعلم

متاسفم که به بنده این نسبت رو میدید که از اشعار مولاکم و مولوی اطلاعی ندارم! بند هم از زمان کودکیم مادربزرگ مرحومم بنده رو با اشعار حافظ و سعدی و مولوی بزرگ کرده اند و هم مدت حدودا سه سال در دوره ی راهنمای و اول دبیرستان در وادی شعر و شاعری بودم و شعرهایی البته اندک هم سرودم ( البته شاعر نیستم و رها کردم ) و در همون دوره ی راهنمایی غرق در کتب ادبی اون هم از نوع چاپ های قدیمی بودم و توی همون زمان بسیاری از کتب ادبی معروف رو هم خونده ام.
پس لطفا نگید که از اشعار مولوی اطلاعی ندارم!

بله! مولوی صریحا در اشعاری شمس رو خدای خودش میدونه!!! شعر " شمس من و خدای من " که چهار بیت معروف هم هست رو برید و دقیق بخونید!

مثل منصور حلاج لعنة الله علیه که گفت انا الحق! و البته در لعن منصور حلاج توقیعی از امام زمان صادر شده که در بحار الانوار هم موجود هستش.
به نام خدا

نه دیگه نشد‏!‏ تکلیف ما رو روشن کنید که دارید نقد ادبی می کنید یا فلسفی-عرفانی‏!‏
به اینجا که رسید حرف رهبری شد مربوط به حیطه ادبی ولی توی پست قبلیتون عرفانی‏!‏‏!‏ درضمن ایشون هم مثل بقیه بزرگامون دستی تو عرفان دارن؛ تو این زمینه هم نمی خواد به دید رهبری به ایشون نگاه کنیم همون دید عرفانی به ایشون کافیه؛ جایگاه بالای ایشون رو می شه با هدیه کتاب 20صفحه ای علامه حسن زاده به ایشون دید که این کتاب 20 صفحه ای رو برای فهم من و شما تا حدود400صفحه شرح دادن؛ بعد من عرفان و فلسفه رو می فهمم ولی ایشان اشتباه دارن می گن‏!‏
در ضمن وقتی ائمه حدیث دادن نگفتن اگه فلانی فلان کار زشتو کرد لعنش کنید

بحث با شما بی فایدس
یا علی
نقل قول:نه در فلان مساله ی ادبی!

بی لطفی می فرمایید فصل الخطاب نیست ولی معتبره ایشان در زمینه ی ادبی بسیار فعال بوده اند ایشان بیش از یکهزار رمان خارجی و داخلی مطالعه نموده اند البته بیش از آن که برخی می گفتند خیلی بیشتر از1000 رمان خود ایشان شاعر صاحب سبک هستند و تخلص دارند و مطالعاتی عظیم دارند و داشتند حتی بیشتر از شما و دیگران.
امام(رحمة الله علیه) اقوال معتبری دارند در اینباره.
این تاپیک هم قبلا توسط خودم زده شد و پاسخ هایی به آن داده شد که خواندنش خالی از لطف نیست. خود من هم چون در برخی مواد از سوالات شما صاحب نظر نیستم کمتر اظهار نظر می کنم.

توهین بعضی از شعرا به شخصیت امام علی(علیه السلام) و حضرت فاطمه(سلام الله علیها)
نقل قول:
عبدالرحمن نوشته است:
مکتب تفکیک در برخی جاها دقیقا با وهابیت مو نمیزنه و من این قسمتش برام مهمه
باقی مسائلش مهم نیست

برام جالبه که بدونم در چه جاهایی؟ لطفا سند بدهید.

خدمت سایر برادران و خواهران در این صفحه وب عرض نمایم که بهتر است مباحث را بطور مبنایی پیگیری کنید تا به نتیجه مطلوب برسید.
نقل قول:
انسان شناختجو باید سر از لاک خویش درآورد، و از چیرگی نفوذ بسته ذهنی فضاهای بسته ذهن، در فکر و ذهن و تشخیص و اندیشه خویش، بگریزد... و در یکجا نایستد، و از حرکت وضعی بسوی حرکت انتقالی منتقل شود، و برود ، بپوید، بجوید، بجوشد، بخروشد، بکوشد و سخنان را بشنود و به تعبیر قرآن کریم: «استماع» کند، یعنی خوب و با توجه بشنود، ( نه تنها «سمع» باشد ) ، ...
به نقل از کتاب الهیات الهی و الهیات بشری (نظرها) ، تالیف علامه حکیمی.
(۸/فروردین/۹۳ ۲۰:۳۵)مصباح نوشته است: [ -> ]به نام خدا

نه دیگه نشد‏!‏ تکلیف ما رو روشن کنید که دارید نقد ادبی می کنید یا فلسفی-عرفانی‏!‏
به اینجا که رسید حرف رهبری شد مربوط به حیطه ادبی ولی توی پست قبلیتون عرفانی‏!‏‏!‏ درضمن ایشون هم مثل بقیه بزرگامون دستی تو عرفان دارن؛ تو این زمینه هم نمی خواد به دید رهبری به ایشون نگاه کنیم همون دید عرفانی به ایشون کافیه؛ جایگاه بالای ایشون رو می شه با هدیه کتاب 20صفحه ای علامه حسن زاده به ایشون دید که این کتاب 20 صفحه ای رو برای فهم من و شما تا حدود400صفحه شرح دادن؛ بعد من عرفان و فلسفه رو می فهمم ولی ایشان اشتباه دارن می گن‏!‏
در ضمن وقتی ائمه حدیث دادن نگفتن اگه فلانی فلان کار زشتو کرد لعنش کنید

بحث با شما بی فایدس
یا علی

بنده بحث اصلیم فعلا مسائل عرفان و فلسفه و ادبیات نیست و اصل بحثم فعلا نقد شخصیت هایی چون مولوی و شمس و جامی و ... لعنة الله علیهم اجمعین هستش که ببینیم اصلا این ها عرفای واقعی هستند یا خیر؟

و اثبات اینکه این ها عرفایی هستند گمراه همچون کسانی که به عرفان های چینی و بودایی و ... تمسک میکنند و اتفاقا در برخی موارد تصوف که ائمه تماما اون رو رد کرده اند شباهت هایی با عرفان های این چنینی دارد.

به علاوه من گفتم احادیث معتبر داریم که کسی که بغض و دشمنی اهل بیت رو داشته باشه لعنش مشکلی نداره.

اگر من بیام بگم ابن ملجم مامور الهی و آلت دست الله بوده و گناهی نکرده و خود حضرت علی هم به این معترف هست همه چه برداشتی می کنن؟؟

اگر من بیام بگم شیطان و ابلیس سید الموحدین هستش ؟؟؟

اگر یکی همسر و پسر به بلوغ نرسیده اش رو برای عیاشی جنسی به کسی دو دستی و در کمال هوشیاری تقدیم کنه چی؟؟

اگر کسی بگه حضرت ابوطالب نعوذ بالله مشرک بوده و کفش آهنین در جهنم در پا داره چی؟؟

اگر کسی این شعر رو گفته باشه چی؟ :

سگ کاشی به از اکابر قم / با وجودی که سگ به از کاشی است ...

من چون بی سوادم و در مسائل ادبی هم از هیچی سر در نمیارم و از شعرهای جامی هم مثل اشعار مولوی پوسته اش رو میبینم معنی این شعر رو واگذار میکنم به دوستان)

کسی که بگه حضرت فاطمه عارفه نبوده و فقط زهدی داشته و از ترس جهنم مدام در مورد جهنم از پیامبر می پرسیده ملعون نیست؟؟ این توهین به مقام برترین بانوی عالم از ازل تا به ابد نیست؟؟؟ همین ابناء و احفاد آقای مولوی و مریدان ایشون بودن که مثل نور علی تابنده لعنة الله علیه اومد و گفت چند ماه پیش که با نسبت دادن مقام شهادت به حضرت فاطمه مقام شهادت رو پایین نیارید.

یکی از نقشه های شومی که با اون خواستن در برهه ای از زمان تمدن شکوفای اسلامی رو زمین بزنن و تا حد زیادی هم موفق شدن،مولوی سازی و خانقاه سازی ها و مرید پروری های این چنینی بود که حتی در کتاب مستر همفر هم بهش اشاره شده.(البته بنده خودم کتاب مستر همفر رو چون سند نداره خیلی قبول نمیکنم گرچه صد در صدش با حقیقت تطابق داره)
برید ببینید علامه امینی ها و علامه مجلسی ها و آیت الله صافی ها و امام خمینی در نامه ی خود به عروسشان و ملا صدرا در اواخر عمرش چه گفتند و چه توصیه هایی کرده اند؟؟!!


همفر می نویسد:
آنچه وزارت مستعمرات انگلیس به هنگام اعزام به شرق به من توصیه نمود عبارت بوده از:
* گسترش همه جانبه مراکز درویش پروری همانند خانقاه‌ها و تکثیر و انتشار رساله ها و کتابهایی که مردم عوام را به روی گرداندن از دنیا و مافیها، گوشه گیری و مردم گریزی سوق می دهد؛ مانند کتاب احیاء العلوم غزالی، مثنوی مولوی، و کتابهای محی الدین عربی.

دستهاي ناپيدا- خاطرات مستر همفر صفحه 64 نشر گلستان کوثر
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13
آدرس های مرجع