نقل قول:اولا شعرهایی که فرمودیدبایستی بررسی بشن تا نسبتشون به عطار ثابت بشه.چون مثلا اون شعری که منسوبش میکنن به حکیم فردوسی که در مدح ابوبکر و عمر و عثمان و حضرت علی هستش کاملا دروغ و جعلیه و با دلایل متعدد از جمله تاریخ لغت هم اثبات میشه.یا مثلا اشعاری رو در مدح حضرت علی به حافظ منسوب میکنن که نسبتش ثابت نیست
تعریف و تمجید از امام صادق توی کتاب تذکره اولیا است !
شعر هم از کتاب الهی نامه است !
کتاب هایی که شکی نیست به عطار منصوب هستن , من هنوز از مصیبت نامه مثال نزدم که در وصف امام حسن و حسین هم شعر گفته
نقل قول:تذکرة الاولیاء،ص17 تصحیح ناصر هیری انتشارات طلوع
همین الان تذکره اولیا جلو چشامه توی صفحه ی 17 ذکر محمد ابن واسع هست و راجع به ریاضت هایی که کشیده توضیح داده و قبلش هم یه داستان از مالک دینار نقل کرده ...لطفا یه مقداری دقیق تر آدرس بدین

نقل قول:مگه بنده گفتم تعریف و تمجید از امام صادق علیه السلام درتذکرة الاولیاء نیست؟؟!! بارها به تذکرة الاولیاء مراجعه کرده ام ...
یعنی هر چی شعر راجع به ائمه گفته منصوب به عطار نیست ولی یه جمله که ادرس دقیق اش رو هم ندادید مربوط به عطاره ؟
بلاخره اون جمله توی یکی از این داستان ها اومده دیگه ؟؟؟ درسته ؟ اون داستانی که اون جمله رو توش گفته کدومه ؟
نقل قول:اولا بنده نگفتم صد در صد این اشعار مربوط به عطار هست یا نیست.
ثانیا آدرسی که دادم کاملا صحیحه و از روی همون چاپ خودم یادداشت کرده ام و کتاب رو که پیدا کنم دقیق به شما عرض کنم.
در اینترنت هم سرچ زدم آفتاب آمد دلیل آفتاب! حتی سلمان حدادی هم به این موضوع اشاره کرده و دقیقا همین صفحه رو آدرس داده.چون این انتشارات و این تصحیح رایج تر هستش.این هم لینک :
لابد تذکره اولیا من نسخه ی چینیه ! که همچین جمله ای توش درج نشده

(۷/فروردین/۹۳ ۲۲:۵۹)Reza2035 نوشته است: [ -> ]لابد تذکره اولیا من نسخه ی چینیه ! که همچین جمله ای توش درج نشده 
خب برادر من چاپ ها فرق داره!
(۷/فروردین/۹۳ ۲۰:۳۵)El-Yasin نوشته است: [ -> ]برادر بزرگوار یعنی همه کسانی که قائل به تفکیک تعالیم قرآنی و معالم نبوی و اوصیائی از مباحث و مطالب من عندی بشری هستند لزوما دیگران را تکفیر می کنند؟
و خدمت شما برادر بزرگوار عرض کنم که همین مطلبی که شما در نقل قول فوق فرموده اید زبان حال و قال تابعین مکتب تفکیک هستش.
و اما شما برادر بزرگوار سخنانتان کاملا بجاست. حتی معتقدین به مبانی مکتب تفکیک هم دیگران را کامل رد نمی کنند. و اینکه آنها را به این فعل متهم می کنند ظاهرا از روی عدم آشنایی درخور نسبت به مبانی معارفی ایشان است.
والسلام علی من اتبع الهدی.
ببینید جناب برادر
تمام چکیده این بحث رو براتون میگم که سر چیه
دونه دونه این اشخاص رو تکفیر میکنن میان جلو
بعد بزرگانی مثل امام خمینی و علامه طباطبایی و علامه حسن زاده به تبع آن تکفیر میشن
مکتب تفکیک در برخی جاها دقیقا با وهابیت مو نمیزنه و من این قسمتش برام مهمه
باقی مسائلش مهم نیست
آقایون هم دردشون مولوی و اینا نیست
مشکل دقیقا مسائلیه که دشمن براش دندون تیز کرده
خودتون تاپیکو ادامه بدید وقتشو ندارم
(۷/فروردین/۹۳ ۱۳:۳۷)farshid2002002 نوشته است: [ -> ]اولا بنده نگفتم که آقای الهی قمشه ای و مولوی یکسان هستند بلکه کل منظورم اینه که افرادی چون مولوی و شمس و ... انسان های قابل تمسکی نیستند و خودشون انسان های گمراهی هستند که ان شاء الله در تاپیک هایی جداگانه به زودی مطرح خواهم کرد.
اول مشخص کنید بحثتون راجع به مولانا و شمس هستش یا جناب قمشه ای؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

(۷/فروردین/۹۳ ۱۳:۵۷)farshid2002002 نوشته است: [ -> ][b]با بحث هایی که در این تاپیک شد لازم میبینم که در تاپیکی جداگانه بحث های مربوط به تصوف و عرفان و فلسفه و ملاصدر ا و .. رو مطرح کنم تا همه ی دوستان تبادل نظر کنیم.
در ضمن بحث علمی هستش و نه تعصب و احساس.
* خود ملاصدرا در اواخر عمرش به خاطر رفتن به سمت فلسفه پشیمون شد و گفت من به زیر سایه رفته بودم و آفتاب رو رها کرده بودم.(همینطر شخصی مثل امام خمینی هم در آخرین نامه هاشون که به عروسشون نوشته اند در مورد فلسفه نظری مشابه مطرح کردند.)
جناب محترم اگر به بخش علم و عقل در اسلام یه سر بزنید به اندازه کافی در مورد فلسفه و عرفان و ملاصدرا بحث شده
(۷/فروردین/۹۳ ۱۹:۱۰)farshid2002002 نوشته است: [ -> ][b]به علاوه ما قرار نیست از مراجع جلو بیفتیم یا عقب بیفتیم.اون هایی که خیلی دو آتیشه هستند،به سخنان مراجع نگاهی بیندازند!(نه به سخنان عده ای که از مولوی و شمس دکون و دستگاه باز کرده اند!)
بدون شمس و مولوی هم میشه هدایت کرد! شمس و مولوی وسیله ی ضلالت هستند و نه هدایت!
شمس و مولوی ( لعنة الله علیهما) ارزش نقد ندارند و بارها این رو گفته ام ولی متاسفانه مجبور هستم که مطالبی رو در نقد اون ها بنویسم و جسارت هایی رو که به اهل بیت کرده اند و تنقیص های اون ها برای اهل بیت رو بنویسم.
همین شمس ( لعنة الله علیه) که از قضا ناموس مولوی رو هم طلب کرد،به حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) جسارت کرده که ان شاء الله همه رو با ذکر آدرس و سند در جای خودش ذکر خواهم کرد.
اگه ارزش نقد ندارند چرا داری وقتت رو هدر میدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

(۷/فروردین/۹۳ ۱۹:۳۷)farshid2002002 نوشته است: [ -> ]اشتباه کردن که طبيعي است و چيزي نيست که با آن يک شخص را رد کنيم.
مبلغان مذهب هم کساني هستند که با استفاده از قرآن و کلام معصومين تبليغ مذهب ميکنند ( و نه مولوي و شمس و ...)
به علاوه مولوي و شمس و امثالهم از کدام آيه و حديث معتبر شرک حضرت ابوطالب را برداشت کرده اند تا به شعر در آورند و يا شمس لعنة الله عليه از کدام حديث و آيه استناد کرده تا در قالب نثر به حضرت صديقه طاهره جسارت کند؟؟!!
بحث من اين نيست که اگر کسي در جايي اشتباي کند با آن اشتبا اون شخص رو رد کنم بلکه حرف من اين است که اشخاصي چون مولوي و شمس و ابوسعيد ابوالخير و عطار و جامي و غزالي و ... انسان هايي هستند که در تاريکي و جهالتشان روز به روز بيشتر فرو رفتند و انسان هايي نيستند که ما بخواهيم به آن ها براي شناخت توحيد و مسائل مشابه استفاده کنيم و به آن ها استناد کنيم.(بنده منکر توانايي ادبي اين افراد نيستم).
کلا شما سوالات رو جواب نمیدید که هیچ دارید همه چیز رو با هم قاطی میکنید
گیریم همهی اینا لعنت الله باشن چرا ما تو ادبیات ازشون با نام بزرگان عرفان و ادب ازشون یاد میکنیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
(۷/فروردین/۹۳ ۲۰:۱۷)farshid2002002 نوشته است: [ -> ]تذکرة الاولیای عطار رو به دقت بخونید و خودتون قضاوت کنید. 
به علاوه عطار بعد از انبیا بالاترین مقام رو مربوط به صوفیان و مشایخ صوفیه میدونه ( مقام اون ها رو از اهل بیت هم بالاتر میدونه) و اهل بیت رو اصلا انگار به حساب هم نمیاره.
( من از اون دسته ای خنده ام میگیره که میگن عطار شیعه بوده و تقیه میکرده!
)
اینم عکس صفحه اول در مورد امام صادق و اهل بیت (علیه السلام) و حضرت محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)
بازم بگید من منظورم یه چی دیگه بود