تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: آمار تکاندهنده یا اغراق آمیز؟
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12
سلام
کاش علاوه بر تحلیل این قضایا به این هم بیندیشیم که این آمار خیلی بیشتر از خانواده های بی اعتقاد و بی بند و بار است.
یعنی فرزندان خانواده های نیمه مذهبی و مذهبی هم متاسفانه دچار مشکل هستن!
اینها کیا هستن؟

همین فرزندان ما! خواهران و برادران ما! خواهر زاده و برادر زاده ما... دوست و همسایه ما
اینکه دیگران چه وظائفی دارن و حکومت چه وظائفی دارد به جای خود. ولی ما چه وظیفه ای داریم؟؟

آیا روز قیامت از ما می پذیرن که بگوییم طلاب یا دولت مقصر بودن؟ ما کاره ای نبودیم!؟
(۱۹/مرداد/۹۳ ۱۶:۴۲)عدالت نوشته است: [ -> ]و در این بین خشک و تر باهم میسوزند باز هم بریم شکر کنیم که با این وضع خداوند هنوز به ما رحم کرده و عذابش را وارد نکرده ولی از آینده نگرانم چون صبر خداوند هم حدی دارد. خدایا بد زمونه ای شده.
در مورد اینکه لقمه ی حرام اثر میکنه حرف شما متین و صحیحه ولی اینکه تو این وضعیت خشک و تر با هم میسوزن اشتباه هست!
تو دستگاه خدا این حرف یعنی بی عدالتی! که خداوند منزه است از این صفت!
آیت الله مجتهدی یه سخنرانی داشت که در مورد بلایای طبیعی صحبت میکردن و اونجا فرموده بود: کی گفته خشک و تر با هم میسوزن؟
************
این یه قانون هست که تو ما ادما رسم شده که میگیم تشویق برای یکی تنبیه برای همه! این قانون درستی نیست!
تو دم دستگاه خدا آدمی رو که حرام خدا رو حلال و حلال خدا حرام نکرده باشه گرفتار بلاهای آسمانی نخواهد شد!
مؤمن اگر به وسیله بلا هم آزمایش شود نمی سوزد! چون در گلستان خدا زندگی میکند!
خانمsky توی یکی از پست هاشون یه چیز جالب و درستی گفتند

گفتند اونی که با هرکی میخواد میگرده مشکلی نداره که، ارامش بیشتر، اعتماد به نفس بیشتر و تمرکز بیشتر و ...

درد این موضوعات برای ماست که میفهمیم چی شده و کاری از دستمون برنمیاد

دردشو منی میفهمم که از عرش به فرش اومدم

اتفاقا تر و خشک با هم میسوزه، فقط مدل سوختن فرق میکنه، یکی اون دنیاشو تا قسمتی میبازه، یکی مثل منم کل این دنیاشو با قسمتی از اون ورو میبازه که هر کاری که میکنه نمیشه

خدا کارش درسته، بعضیا خرابش کردن، خدا شاهده میشناسم که پدر و مادری میدونن پسرشون دوست دختر داره، خودا.... داره، رابطه نامشروع داره و همین پدر مادر میگن خودمون رو بدبخت نمیکنیم واسش زن بگیریم، نمیگن بد تربیتش کردیم، اصلا خودشون رو نمیبین. ادعای دینشونم میشه

به قول یکی از بچه ها، من که نماز و روزمو میگیرم و میخونم، دست خیر هم دارم، فقط شرایط ازدواج رو ندارم، گاهی هم بعله با فلانی دوستم و ...

من شرمم میاد چنین حرفایی بزنم

ادامه میده که خدا واسه یه گناه ، جهنمیم نمیکنه، بش میگم برو بگیرش خب گناه نکنی خاک تو سرت، میگه کی بهم زن میده، یا خونواده قبول نمیکنن

تف به این اوضاع که سوختنش واسه ماست
نگاه کنید اگر این تری که میگید واقعا مؤمنن باشه، نه یه آدم داغون مثل من! این نباید تو آتیش دیگران بسوزه!
شاید به دید خیلی ها دنیای اون رزمنده ای که شب اول ازدواجش و بلافاصله بعد عقدش میرفت جبهه و شهید می شد سوختن دنیاش باشه! اگه اون سوختن هست، عشق اون مؤمن به سوختن دنیاشه!
که هرچند اون سوختن نیست! حالا یه جایی به خاطر یه مسائلی آدم از یه سری مسائل حلال عقب می مونه مثل ازدواج! ولی این دلیل نمیشه که من تو این دنیا بسوزم و اثیر آتیش گرفتاری های این دنیا بشم! البته راحت نیست!
من مسافرت بودم و حالا که برگشتم، این تاپیک رو مو به مو خوندم که چیزی رو از قلم نندازم...
چون به نظرم تاپیک مهمیه...
من یه جایی یه آمار دم دستی داده بودم توی مدارس از فجایع این چنینی که با مخالفت دوستان روبرو شد...
متاسفم که بگم این آمار میتونه حقیقت داشته باشه...
البته من تایید نمیکنم، اما به نظرم همچین دور از تصور هم نیست...
اگر کسی به زور مامان و باباش ریش بذاره و لباس یقه آخوندی بپوشه و چادر سر کنه، یعنی هیشوقت از مامانش اینا جدا نمیشه که خلافهایی که آرزوشه رو بکنه؟
این یعنی ای پدر و مادر! کوتاهی کردی...
یعنی بچه های خانواده های مذهبی هم بعله...
اون سالی که توی مدارس بخشنامه کردن که "معاون پرورشی" و "مربی تربیتی" ها همه تبدیل بشن به معلم ها، باید فکر این روزها رو هم میکردن...
باید اسم وزارتخونه رو بذارن "وزارت آموزش" نه "آموزش و پرورش"...
اما کاشکی اگه موضوع آموزش هم بود، خطرات این چیزها و عواقب این کارها رو به بچه ها آموزش میدادن...
بگذریم...
در مورد فقر و فحشا...
عموی من خعلی پولداره و اعتقادات مذهبیش در حد زیر صفره...
پسرش تا پایان دبیرستان اونقدر مذهبی بود که به خاطر این که با بابام اینا بره کربلا، اونقدر پیش بابام گریه کرد که بابام واسه اش سند گرو گذاشت که بتونه بیاد کربلا...
چون باباش واسه اینجور مسافرت ها پا پیش نمیذاشت...
حالا پسر عموی من، به قول عموم، هر شب یکیو میاره خونه اش و ازش پول هم میگیره و میفرستتش بره....
بله...
درست شنیدین....
توی بالاشهر، این دیگه دخترها نیستن که پول میگیرن...
داریم نمونه های فقیری که دست به فحشا زدن...
از هر دو مورد هم زیاد شنیدم و دیدم...
اما...
یه امای گنده بذارین اینجا و بقیه اش رو آهسته آهسته بخونین...
من دارم از ته دل میگم، پس توقع دارم تو دلتون بشینه...

تا وقتی اسلام رو درهم قبول نمیکنیم و سوا کردنی اسلام رو میپذیریم، همین آش شله قلمکاری که میبینین میشه...
قوانین هیچ جا کاربردی نداره...
اگه قانون بشه که زن ها باید خودشون رو کامل بپوشونن، باز میشه عین عربستان...
اگه قانون بشه که زن ها کار نکنن، باز میشه عین افغانستان...
اگه قانون بشه که دختر ها صبح برن مدرسه و پسرها عصر که با هم در ارتباط نباشن، بازم از یه جای دیگه اش در میره...
چون کسی به این حد از کمال نرسیده که بفهمه این کارها در دراز مدت به خودم ضربه میزنه...
یکی از پرونده های یکی از روانشناسانی که به یدنشون میرفتم، این موضوع بود...
یه خانمی میومد اونجا که 13 سالش که بوده از اهواز با دوست پسرش فرار کرده...
خودش میگه از 12 سالگی هم با همون دوست پسرش رابطه داشته...
13 سالگی عقد میکنه و از اهواز در میرن...
میاد تهران و وضع مالی پسره هم بد نیست...
دختره 14 بار اقدام به خودکشی کرده...
چون از یکی دو سال بعدش، شوهرش هر شب یکیو میاره خونه، میگه تو با این رابطه داشته باش من نگاه کنم...
الآن 24 سالشه و حالش از هر چی رابطه است داره به هم میخوره...
دستش پر از چاله و چوله های اثرات خودکشی بود...
متاسفانه اینها زیاده...
اما به قول آقای بهجت:

اسلام به ذات خود ندارد عیبی
هر عیب که هست از مسلمانی ماست.

مادامی که یه بخشی از دین باشه و بخش دیگه اش مال 1400 سال پیش بوده باشه، همین میشه که الآن از شنیدن این آمار شاخامون در بیاد...
یه ذره از اسلام برداشتیم و یه ذره از سکولاریته غرب، همین شوربایی میشه که هست...
فراموش نکنیم که "از هر دری که فقر بیاد، از همون در ایمان هم میره"
فقر میتونه یکی از عوامل فحشا باشه، اما تنها دلیل نیست...
مثل ثروت و خوشی زیاد...
خدا به همه مون رحم کنه تو این دوره و زمونه...
به لطف بزرگان سیب تو سبدم چیده شد حالا می تونم با خیال راحت بحث کنم.
نقل قول:"از هر دری که فقر بیاد، از همون در ایمان هم میره"
مسئله ای مانند ایمان بستگی به احترام متقابل داره. من یه دعایی می کنم، می گیره (مستجاب می شه) و ایمانم(حب و علاقه ام) به خدا بیشتر می شه.
ایمان یک حرکت متقابله. همینطور که خدا می گه یه قدم به سمت من بردار تا ده قدم به سمتت بردارم.
یه فقیر وقتی که یه قدم به سمت خدا برمی داره و می بیننه خبری نمی شه. اینه که می گه یه اشکالی هست.
یه ضرب المثل انگلیسی هست که می گه اگه جلوت یک صندوق طلا باشه اما بین تو و صندوق یه خارزا باشه تو هیچ وقت اون صندوق رو نمی بینی.
کسی که مشکل مالی جلوی چشمش مثل یه خار نشسته دیگه نمی تونه بهشت گم شده اش رو ببینه. هر کاری کنه نمی تونه.
مثالی که خودم تجربه کردم شب اعلام نتایج کنکور که پشت سجاده نشستم نمی دونم موقع اقامه گفتم الله اکبر بعدش گفتم مرگ بر شاه! اصلاً حواسم نبود داشتم نماز می خوندم. همه حواسم به جواب ها بود.
کسی که مثال می زنید فقیر و با ایمان، این آقا(این خانم) معیار هاش به اندازه کافی رشد کرده که پول براش مهم نباشه و دنبال زندگی واقعی باشه. اما کسی که این معیار براش رشد نکرده چی کار کنه؟ اگه مادرزاد فقیر باشه که دیگه بدتر
توی فقر نمی شه هیچ معیاری رو رشد داد.
یه عارف می تونه فقیر باشه
اما یه فقیر هیچوقت عارف نمی شه
توی محله های پایین شهر تهران حتماً رفتین. حالا اونجا خوبه. توی رشت یه حلبی آبادی هایی هست که...
تو اون محله ها همسایه فقیر و بی دین. مردم فقیر و بی دین. اونوقت اگه یکی بخواد فقیر و متدین باشه کلاً داغون می شه. می بینه و دوام نمی یاره.
مثال وقتی می زنید من می گم اون فرد چشم و دلش سیر هست. این یه حسنه. اما دیگه اینطوری نیست که اگه کسی چشم و دل سیر نباشه گناه کرده. بالاخره آدمه...
من خیلی دوست دارم تو ماشین شاسی بلند بشینم از اونایی که پشت صندلی هاش یه مانیتور وصله اما تا حالا قسمت نشده. نه بابام پول این ماشینو داره و نه کسی تو فامیل و همسایه در این حد هست. وقتی تو خیابون ببینم دلم می خواد اما نمی تونم. این حرص منو در میاره.
حالا تصور کنید که یه ماشین اینجوری ببینم با پلاک قرمز. چه حسی پیدا می کنید؟ می گید مملکت اسلامی! دولت اسلامی! نماینده شیعه در جهان!...(می دونم طرز فکرم غلطه. اما ناخودآگاه این فکر به من دست می ده)
***********************************************
سراغ دارم آدم غنی که در گذشته (که در فقر بود) حسابی متدین بود(متدین حقیقی) ولی حالا که کارخونه دار شده هر دو ماه یه هوو میاره سر زنش و زنش هم بدجوری دنبال تجملات رو گرفته. شش ماه به شش ماه احضاریه طلاق میاد واسشون زندگیشون داغون شده از هر نظر.
برعکسش رو سراغ دارم.
اما باید قبول کرد که عدم دسترسی مسبب نتیجه گیری به عدم سرپرستی است.
حرف سنگینی نیست. یه یتیم که پول تو جیبی نداره و بقیه پول تو جیبی از بابا می گیرن. می گه من بابا ندارم! یعنی چی؟ در مقیاس بالاتر می گه من خدا ندارم!
بگذریم. این یه استدلال خیلی سبک و بی مغز هست(مخصوصاً که اگه از تقدیر الهی با خبر باشیم)
اما اگه به فکرت فشار بیاد متوجه می شی که چطور این استدلال ها جلو چشمت می یان.
(۱۹/مرداد/۹۳ ۲۳:۳۵)حضرت عشق نوشته است: [ -> ]در مورد اینکه لقمه ی حرام اثر میکنه حرف شما متین و صحیحه ولی اینکه تو این وضعیت خشک و تر با هم میسوزن اشتباه هست!
تو دستگاه خدا این حرف یعنی بی عدالتی! که خداوند منزه است از این صفت!
آیت الله مجتهدی یه سخنرانی داشت که در مورد بلایای طبیعی صحبت میکردن و اونجا فرموده بود: کی گفته خشک و تر با هم میسوزن؟
************
این یه قانون هست که تو ما ادما رسم شده که میگیم تشویق برای یکی تنبیه برای همه! این قانون درستی نیست!
تو دم دستگاه خدا آدمی رو که حرام خدا رو حلال و حلال خدا حرام نکرده باشه گرفتار بلاهای آسمانی نخواهد شد!
مؤمن اگر به وسیله بلا هم آزمایش شود نمی سوزد! چون در گلستان خدا زندگی میکند!

به نام خدا

ممنون از تذکرتون ولی منظور بنده از خشک و تر،‌ انسانهای مومن و پرهیزگاری میباشد که متاسفانه کاری انجام نمیدهند یا نمیخواهند انجام دهند و سکوت را به تذکر، ترجیح میدهند. یعنی اکثر ما میگوییم به ما چه، چرا خودمون رو درگیر کنیم، یا مثلا اینکه چه بر سر ناهیان از منکر آمد ؟؟؟؟؟‌یکیشون کشته شد، یکیشون کور شد و قوه قضائیه جمهوری اسلامی هم به جای برخورد قاطع با مجرم آنها را به امان خدا ول کرد و برخوردی بسیار بسیار سطحی و مختصر و مفید با این قضایا داشته. الان در اداره دولتی هزاران نوع خیانت در روابط شاهد هستیم و خیلی از کارمندان زن و مرد متاهل با یکدیگر رابطه نامشروع دارند ولی وقتی در دستگاه دولتی جمهوری اسلامی اینجنین است و هیچ کس هم عینه خیالش نیست، دیگر از مردم عادی چه توقعی دارید.

بخاطر همین است که میگویم خشک به دلیل گناهانش میسوزد و تر هم به دلیل بی تفاوتی .
آقای بیدل!
مامانم یه استادی داشت که میگفت خدا لعنت کنه قاتل عثمانو که خلیفه کشی رو باب کرد...
این که وزیر وزرای ما ماشین شاسی بلند سوار میشن، به خاطر امنیت و هزار کوفت و زهر مار دیگه است...
من نمیگم باید باشه...
اما این ایراد از اسلام و مملکت اسلامی نیست...
ایراد از مسلمونای جامعه است...
من آخوند واعظی رو میشناسم که تلویزیون همیشه حرفاش رو پخش میکنه، اما توی دماوند ویلای آنچنانی داره...
مال و اموالش فراوونه...
بعد این آدم میره پای منبر به مردم میگه قناعت کنین، حضرت علی (علیه السلام) اینجوری زندگی میکرد...
حرفی که از ته دل نیست، بر دل نمیشینه...
پس این آدم، آدم مزخرفیه...
مثل دکترای مزخرفی که نسخه هاشون مفت گرونه...
آخوندایی هستن که افتضاحن...
اما دلیل بر این نیست که علم طبابت یا اسلام چیز بدیه...
اسلام و قوانین مملکت ما ایرادی ندارن...
عیب از ماهاست که تو این قوانین دنبال سوراخ در رو میگردیم تا زیرآبی بریم...
مگه آقای بهجت مولتی میلیاردر بود یا پدرش مولتی میلیاردر بود که مومن شد؟
مگه کمن امثال آقای بهجت؟
همین آقای وافی...
همین آخوندی که 7-8 تا بچه دارن...
من خودم آخوندی میشناسم که تو بدبختی زندگی کرد...
اما از این آدم پاک تر ندیدم...
همه جورش وجود داره...
هم فقیر فاحش، هم ثروتمند فاحش...
در ضمن...
من فکر نمیکنم این ربطی به بحث اصلی تاپیک داشته باشه...
بحث تاپیک در مورد آمار در مدارسه...
یعنی پسری که دوست پسر یا دوست دختر داره، از روی فقر میره اینور و اونور؟؟؟
یعنی دختری که بعد از مدرسه میره با دوست پسرش دنبال مکان میگردن، میخواد کمک خرج مادرش باشه؟؟؟
البته هستنا!!
اما نسبت به دانش آموزایی که این کارها رو از روی تفریح انجام میدن، شاید نسبتشون 1 به 99 باشه...
بحث هم فقط در مورد مدارسه...
از اینجا به بعد اگه خارج از فحشا در مدارس بحث بشه، با عرض شرمندگی، حذف خواهد شد...
لطف کنین و تاپیک رو منحرف نکنین...
نقل قول:این که وزیر وزرای ما ماشین شاسی بلند سوار میشن، به خاطر امنیت و هزار کوفت و زهر مار دیگه است...
من زیاد به ماشین وارد نیستم اما دقیقاً نمی دونم کجای پورشه و لند های 2010 و 2012 و2014 به امنیت مربوطه. باز اگه از اون ماشین روسی ها بود یه چیزی
نقل قول:اما این ایراد از اسلام و مملکت اسلامی نیست...
ایرادی به اسلام قرآن وارد نیست.
نقل قول:در ضمن...
من فکر نمیکنم این ربطی به بحث اصلی تاپیک داشته باشه...
بحث تاپیک در مورد آمار در مدارسه...
یعنی پسری که دوست پسر یا دوست دختر داره، از روی فقر میره اینور و اونور؟؟؟
یعنی دختری که بعد از مدرسه میره با دوست پسرش دنبال مکان میگردن، میخواد کمک خرج مادرش باشه؟؟؟
البته هستنا!!
اما نسبت به دانش آموزایی که این کارها رو از روی تفریح انجام میدن، شاید نسبتشون 1 به 99 باشه...
بحث هم فقط در مورد مدارسه...
از اینجا به بعد اگه خارج از فحشا در مدارس بحث بشه، با عرض شرمندگی، حذف خواهد شد...
لطف کنین و تاپیک رو منحرف نکنین...
من اصلاً حواسم به تالار نیست.
یه مقداری این روز ها حواسم پرته و نمی دونم کجا چی نوشتم. دقیقاً نمی دونم این بحث فحشا از روی فقر کجا (کدوم تاپیک) شروع شد. اما منظورم اون دختر و پلی بوی های مکان یاب نبوده.
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12
آدرس های مرجع