(۱۴/شهریور/۹۳ ۲۳:۲۰)Ali#59 نوشته است: [ -> ]این عمل جراحی طبق شرایطی،مجوز شرعی داره...و اینطور صحبت کردن ازش (مفتضحانه و حال بهم زن) توهین به افرادیه که دچار این بیماری هستند... .
به هر حال این یک بیماری مادرزادیه و با همجنس بازی هم کاملا تفاوت داره...

اون عمل جراحیای که مجوز شرعی داره، عمل ِ دوجنسیتیهایی هست که بطور مادرزادی(یا بر اثر بلاهایی که سر خودشون بیارن، مثل مصرف استروید) هورمونهای دو جنس در اونها از حالت تعادل خارج هست(چون هورمونهای هر دو جنس در هر دو جنس هست، و فقط کم و زیاد داره). و البته اینها یک جنسیت اصلی دارن، که همونی هست که بطور فیزیکی جزئش هستن.
البته و صدالبته
منطقاً اثبات میشه که هرگونه تغییر در میزان هورمونها هیچ ربطی به تغییر در گرایش به یک جنسیت ِ دیگر نداره.
توی زیستشناسی به اینها bisexual میگن(که البته این معنا کاملاً متفاوت هست از کاربرد ِ عامیانهتر این واژه که در ارسال پیش شرح دادم(کسی که به هر دو جنس گرایش داره). با این وجود، هر دو کاربرد در جای خودشون رایج هستن).
این دوجنسیتیها عمل جراحی میکنن تا میزان هورمونهای دو جنس رو با میزان مناسب جنسیت اصلیشون تنظیم کنن.
حالا میرسیم به transsexual.
اونها تکجنسیتیهایی هستن که «
از نظر احساسی و روانی حس میکنن به جنسیت مخالف تعلق دارن» و میرن عمل میکنن و خصوصیات ِ
ظاهری جنس دیگر رو ایجاد میکنن. با تغییر ِ میزان ِ هورمونها، یک دسته تغییرات خودش اتفاق میافته، اما این دیوونهها اصولاً دنبال یک بدن با خصوصیات ِ بارز ِ جنس مخالف هستن، پس به اون تغییرات ِخودبهخودی اکتفا نمیکنن و عملهای زیبایی نیز میکنن. تا همینجاش به حد کافی مفتضحانه و حال بهم زن هست. و اما میرسیم به آخرین مرحله. یعنی عمل کردن ِ چیزی که بههیچوجه با تغییر هورمونها تغییر نمیکنه. یعنی آلت تناسلی. البته اونها هرگز نخواهند تونست به عنوان جنس مخالف باهاش تناسل کنن. فقط با جراحی به شکلی درش میارن که بتونن به عنوان جنس مخالف باهاش آمیزش انجام بدن.



بهش میگن sex reassignment surgery. یک عمل ِ مفتضحانهی حال بهم زن.
به قول خودشون "تغییر جنسیت" میدن، ولی در حقیقت هیچوقت نمیتونن تغییر جنسیت بدن، چون نمیتونن اندامهای داخلی رو تغییر بدن. چنین عملهایی هم مسلماً صددرصد غیرشرعی هست. تنها جایی که میشه موافق ِ این دیوونگیهای حال بهم زن فتوا داد، وهابیت هست.
(۱۴/شهریور/۹۳ ۲۳:۲۰)Ali#59 نوشته است: [ -> ]الان هم در ایران کمپین های مختلفی هستند که با مجوز رسمی از ترنس ها حمایت میکنند،همونطور که از سرطانی ها حمایت میشه.
نمیدونم، شاید بعضیها عبارت transsexual رو به کسانی که دوجنسیتی هستن و میخوان میزان هورمونهاشون رو متعادل کنن بگن، اما
از نظر لغتنامهها، چنین تعبیری در مورد اونها بکار نمیره.
اگر اون کمپینها در مورد دوجنسیتیها هستن، چیز بدی نیستن.
اما اگر در مورد ظالمینی هستن که میخوان خودشون رو به ظاهر جنس مخالف دربیارن، حتی اگر در ایران وجود داشته باشن هم دلیل بر هیچچیز نمیشه.
(۱۴/شهریور/۹۳ ۲۳:۲۰)Ali#59 نوشته است: [ -> ]حیوانات چون روح انسانی ندارند،بنابراین از قوه اختیار محروم هستند.
پس وقتی که همجنس گرایی در بین بعضی از حیوانات دیده میشه،این نشون میده که این یک موضوع مادرزادیه و صرفا یک صفت بد اخلاقی اکتسابی نیست.
چطور چنین حرف ِ سنگینی رو براساس چنین استدلال سستی نتیجه میگیرید؟؟؟؟؟!!!!!

واقعاً آیا نباید از چنین کاری عصبانی بود؟؟؟؟؟؟


لااقل ببینید دارید چی رو توجیه میکنید و بر اون اساس به نتیجهگیریتون شک کنید.
این چه استدلال ِسستی هست که هرکی روح انسانی نداره اختیار نداره؟
آخه جز گمان چی هست؟
ولی اگر به دنبال دلیل بگردیم، حق به خواست خدا بر ما روشن میشه:
سوره نمل:
وَ تَفَقَّدَ الطَّيْرَ فَقَالَ مَا لِيَ لَا أَرَى الْهُدْهُدَ أَمْ كَانَ مِنَ الْغَائِبِينَ (20) لَأُعَذِّبَنَّهُ عَذَابًا شَدِيدًا أَوْ لَأَذْبَحَنَّهُ أَوْ لَيَأْتِيَنِّي بِسُلْطَانٍ مُّبِينٍ (21)
و جوياى [حالِ] پرندگان شد و گفت: «مرا چه شده است كه هدهد را نمیبينم؟ يا شايد از غايبان است؟ (20) قطعاً او را به عذابى سخت عذاب میكنم يا سرش را میبرم مگر آنكه دليلى روشن براى من بياورد. (21)
روشن هست که پیامبر خدا اون حیوان رو دارای اختیار میدونه.
همچنین:
توضیح مفصل ِ اختیار داشتن حیوانات
این چه استدلال سستی هست که وسطش خودتون هم فراموش میکنید که اعمالشون رو غیراختیاری و صفاتشون رو مادرزادی در نظر گرفتهاید و براشون بُعد اخلاقی در نظر میگیرین؟؟!!
این چه استدلال سستی هست که بدون هیچ دلیلی ادعا میکنید که صفات بد، تنها اکتسابی هست؟!
بلکه توانایی ِ دارا شدن ِ تمام صفات ِ خوب یا بد، در ذات ِ موجودات هست:
سوره طه، آیه 50:
قَالَ رَبُّنَا الَّذِي أَعْطَى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَى
گفت پروردگار ما همان کسی است که آفرينش هر چيزی را به او عطا کرده، سپس هدايتش نموده است.
سوره شمس :
وَ نَفْسٍ وَ مَا سَوَّاهَا (7) فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَ تَقْوَاهَا (8)
و قسم به نفس، و آنکه آنرا سامان بخشید(7) سپس بدکاری و پرهیزکاریاش را به او الهام کرد(8)
تا اینجای استدلال ِ شما، امکان نداره از حیوانات کار خطا سر بزنه!!!!!!!!
اما بعدش خیلی جالبتر هم میشه!

صفاتی که برای حیوانات مناسب دونستید رو به انسانها تعمیم میدین!!!!!!!!!
آیا امکان داشت که اندکی در این مورد بیاندیشید و هزارتا مثال نقض برای چنین حرفی نیابید؟؟؟؟ پس آیا نتیجه گرفتن ِ چنین حرف ِ سنگینی به این صورت واقعاً عصبانیت نداره؟؟؟؟؟!!!!!!

مثال ِ نقض ِ چنین حرفی اینه که کارهایی رو بیابیم که مطمئن باشیم انجام شدنش از سوی حیوان درسته و از سوی انسان غلطه.
به اندازهی تفاوت انسان و حیوان میشه مثال نقض زد!!!
برهنه گشتن!
ادرار و دفع در ملأ عام!
ابا نداشتن از آمیزش در جایی که امکان ِ دیده شدن هست!
این ابداً نحوهی استنتاج دینی نیست. با این کار به نتایج وهابیها میرسیم، که شما هم رسیده بودید، و عصبانیت مال اونجاست که این کار رو روا دونستید.

نه با علم دین، نه با علم تجربی، هیچجوری نمیشه اینها رو استنتاج کرد. بلکه فقط به این صورت میشه که در حقیقت هیچ دلیلی نیاریم، چون خداوند منان کسی که به دنبال حق باشه رو گمراه نمیکنه.
با یک آیهی قرآن کریم که در ارسالهای قبل ِ همین تاپیک هم بارها بهش اشاره شده و نادیده گرفتهاید، تمام نتیجهی شما در جا رد میشه:
سوره روم - آیه 30:
فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ
پس حقگرايانه به سوى اين آيين روى آور، فطرتى كه خدا مردم را بر آن سرشته است. تغييرى در آفرينش خدا نيست. آيين پايدار همين است ولی بيشتر مردم نمیدانند.
دین منطبق بر فطرت هست.
(۱۴/شهریور/۹۳ ۲۳:۲۰)Ali#59 نوشته است: [ -> ]در ضمن من تا متن شما رو کامل نخونم،جواب نمیدم.

شما حرفی که اونجا رد شده بود رو بدون اینکه دلیلی در رفع مشکلش بیارین تکرار کرده بودین. پس اگر دیده بودینش، آیا نادیدهاش گرفتین؟!
فرض کنید من امروز زیر تریلی میمردم و فرصت نمیکردم توضیح بدم که چرا نادرسته.

اون وقت آیا باید این حرفهای شما کسی که اونها رو درست بپنداره رو گمراه کنه؟؟؟؟!!!!

اصلاً همین قدر که توی این دو روز بیپاسخ بوده، ممکنه خیلیها از بیرون سایت دیده باشن.
چرا نمیترسید از اینکه کسی بخونه و موجب گمراهیاش بشه؟؟!!
سوره نساء، آیه 85:
مَّن يَشۡفَعۡ شَفَـٰعَةً حَسَنَةً۬ يَكُن لَّهُ ۥ نَصِيبٌ۬ مِّنۡہَاۖ وَ مَن يَشۡفَعۡ شَفَـٰعَةً۬ سَيِّئَةً۬ يَكُن لَّهُ ۥ كِفۡلٌ۬ مِّنۡهَاۗ وَ كَانَ ٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَىۡءٍ۬ مُّقِيتً۬ا
هرکس در کار نيکی ميانجی شود او را از آن نصيبی است و هرکس در کار بدی ميانجی شود او را از آن سهمی است و خداوند بر هر چيزی نگاهبان است.
(۱۳/شهریور/۹۳ ۲۲:۰۳)Bidel.s نوشته است: [ -> ]وقتی گفتین تجاوزکاری من با خودم یه خصوصیت درونی رو تصور کردم که یه جورایی شبیه به لجاجت ورزیدگان(کاربرد این واژه در قرآن) هست.
کاربرد این واژه در قرآن؟؟
خیر.
شاید لجاجت هم داشته باشن، اما بطور دقیق، معنیاش همون تجاوز از حدود الهی هست.
(۱۳/شهریور/۹۳ ۲۲:۰۳)Bidel.s نوشته است: [ -> ]یعنی تجاوز کاری رو خوی درونی پلید تصور کردم که توی دیدگاه جنسی فرد هم تداعی می کنه و مسبب اشکال خاصی از رابطه جنسی(همجنس بازی، روابط گودیک، رابطه جنسی وحشیانه، مسترینگ و لیدینگ، باستینگ و ...) می شه.
بله. متوجه شده بودم.
(۱۳/شهریور/۹۳ ۲۲:۰۳)Bidel.s نوشته است: [ -> ]فکر کنم مشکل ما فقط سر اون دلیل سومه باشه.
دو تای قبلی هم مسلماً مردود بودن.
مگه ناپاکی به این راحتیها قابل توجیه هست؟؟؟
مثل اینه که بگید یهنفر زد یکی رو کشت، بخاطر اینکه میخواست ببینه چی میشه!!
مگه انسان نیست که زشتی و فساد ِ کشتن ِ یک انسان رو نفهمه؟؟
کسی که همجنسگرایی میکنه، مگه انسان نیست که زشتی و فساد ِ چنین کثافتکاریای رو نفهمه؟؟
(۱۳/شهریور/۹۳ ۲۲:۰۳)Bidel.s نوشته است: [ -> ]نقل قول:«عدم دسترسی ِ مربوط به ازدواج نکردن» مشکلی نیست که «دسترسی از طریق نامشروع» برطرفش کرده باشه.
منظورتون اینه که یه پسر 28 ساله مجرد مشکل جنسی اش رو نمی تونه از طریق نامشروع حل کنه(مشکل عاطفی به کنار)
لطفا یه مصداق بیارید
منظورم همین بود که حقیقت ِ اون دو کار با هم فرق میکنه.
لازمه این توضیح رو واضحتر کنم:
نقل قول:«عدم دسترسی ِ مربوط به ازدواج نکردن» اگر واقعاً «عدم دسترسی» باشه(یعنی با هیچگونه «دسترسی از طریق نامشروع» همراه نباشه)
یعنی باید دقت بشه که آیا کسی که ازدواج نکرده، از طرق دیگه دسترسی نامشروع داره یا نه. یعنی تعریف گستردهتری داشته باشیم:
مثلاً نظر انداختن حرام.
یا مثلاً افکار ِ درون ذهن. چون:
سوره انعام، آیه 151:
... به کارهای زشت - چه آشکارش و چه پنهانش - نزديک نشوید ...
پس اگر کسی ازدواج نکرده باشه و سراغ ِ هیچکدوم از این کارها نره، همونیه که تا نیازی احساس کنه به مامانش میگه «من زن میخوام». اونجاست که میگیم در بدترین حالت، شاید طی یک لغزش به یک مورد از دسترسی نامشروع(با تعریف گستردهی بالا) برسه.
و این فرد حسابش جداست از کسی که ازدواج نکرده ولی همزمان اهل خیلی دسترسیهای نامشروع به جنس مخالف هست(حتی اگر فقط نظر حرام، حتی فقط فکر حرام) چون این فرد در هر بار که دست به این کارها زده، دچار ِ یک مورد از فساد شده. چنین فرد فاسدی شاید طی موقعیتی بتونه مرتکب فساد شنیعتر ِ همجنسبازی هم بشه.
علت کم شدن ازدواج و رواج فساد، همه در این حدیث هویداست:
امام حسین(علیه السلام) میفرماید:
کسی که بخواهد چیزی را از راه گناه بدست بیاورد، قطعاً ناامید خواهد شد، و از آنچه میترسد دچارش میشود، و به مطلوب خود نخواهد رسید.
(۱۳/شهریور/۹۳ ۲۲:۰۳)Bidel.s نوشته است: [ -> ]نقل قول:«عدم دسترسی ِ مربوط به ازدواج نکردن» اگر واقعاً «عدم دسترسی» باشه(یعنی با هیچگونه «دسترسی از طریق نامشروع» همراه نباشه) مشکلی هست که ممکنه طی یک لغزش به «دسترسی از طریق نامشروع» برسه(یعنی تازه میشه یک مورد از فساد)،
اما در مقابل، کسی که کارش «دسترسی از طریق نامشروع» هست و شیوهاش فساد هست، چنین کسی وضعیت بشدت فاسدی داره و چنین کسی هست که برای مفاسد کثیفتر مثل همجنسبازی مستعد هست.
این دو تا خیلی متفاوت هستن.
خوب! فکر کنم این تو هم دو تا مصداق لازم داریم. شما اولی رو کسی تصور کردین که نمی تونه ازدواج کنه(یعنی واقعا شرایط رو نداره) و اونوقته که روی یه رابطه نامشروع می یاره
دومی رو کسی تصور کردین که کلاً از رابطه نامشروع ساخته شده. حرفی هم از شرایط ازدواجش نزدید.
حالا می گین که دومی از اولی خیلی مستعد تره توی بحث همجنس بازی چون دیگه خوی تجاوزکاری(همون مفهوم قرآنی که در ارسال آخر اصلاحش کردین) رو بیشتر پیدا کرده.
درست می گم؟
مثل این میمونه که قاتل های زنجیره ای راحت از من و شما آدم می کشن و مستعد تر هستن تو این کار.
درست گفتم؟
اگه منظورتون اینه که بر منکرش لعنت.
همهاش درسته به جز این نکته که عبارت «روی به رابطه نامشروع می یاره» که در مورد نفر اول گفتین، دقیق نیست. دقیقترش اینه که:
نقل قول:در بدترین حالت، شاید طی یک لغزش به یک مورد از دسترسی نامشروع(با تعریف گستردهی بالا) برسه.
(۱۳/شهریور/۹۳ ۲۲:۰۳)Bidel.s نوشته است: [ -> ]حالا یه مثال دیگه از آب می زنم
شما یه خبر می خونید که نوشته " شب گذشته یک نفر به خاطر آب درگذشت"
چه معنی می ده؟
آب بهش ندادن از تشنگی مرد؟
یا سرشو بردن زیر آب خفه شد؟
مصداق دلیل سوم من کسی بوده که از تشنگی روحش می میره.
منظور از تشنگی، مگه عدم دسترسی به جنس مخالف نیست؟
یعنی اگر یک نفر به جنس مخالف دسترسی پیدا نکنه روحش میمیره؟(بر این باورم که مسلماً اینطور نمیگید. بنابراین باید بگم متوجه منظورتون نیستم)