تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: آمار تکاندهنده یا اغراق آمیز؟
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12
این امار کاملا درسته چون من خودم با چشم خودم دیدم ! اگه از خودت مراقبت نکنی شاید تو هم جز اون 80 درصد باشی
روز خوش!
(۳۱/مرداد/۹۳ ۱۰:۱۴)Bidel.s نوشته است: [ -> ]من حرفی از همجنس بازی نزدم و کیس های نرم مدنظرم بود.
Mat
جمله‌ی پررنگ شما مربوط به ارسال 39 هست و در توضیح همین فساد شدید همجنس‌گرایی بود:
(۲۳/مرداد/۹۳ ۱۰:۰۹)Bidel.s نوشته است: [ -> ]...
دقیقاً این دلیل اصلی ترین دلیل همجنس گرایی تو ایران هست.
... همجنس گرا ها و خصوصاً مرد ها می یومدن و دلیل تمایل خودشون به همجنس گرایی رو می گفتن و بعدش همه اشون به این نتیجه که آقا علی گفتن رسیدن. دلایل به الویت اینجوری بود:
1- ...
2- ...
3- عدم دسترسی به جنس مخالف... همه می گن اینه اما عنوان دلیل ناکامله. کاملش می کنم: عدم دسترسی به جنس مخالف و تحریک شدگی شدید در محیط جامعه. یعنی شما رو تشنه می کنن و آب بهتون نمی دن.

از اینها کم اتفاق نمی‌افته که طرف‌های بحث یادشون بره اصلاً صحبت چی بود. من هم خیلی مواقع یادم میره. علت اینکه متوجه اینها میشم اینه که سعی می‌کنم مطمئن بشم که همه‌چیز رو درست متوجه شده‌ام.


(۳۱/مرداد/۹۳ ۱۰:۱۴)Bidel.s نوشته است: [ -> ]اشاره کردم که تو یکی از فروم های هم جنس گرایی این دلایل رو دیدم. کاری هم به اثبات شدنش ندارم. از زبان هم جنس گرا ها بود.
شما خودتون اصلاحیه بهش زدید و اون عبارت پررنگ رو نوشتید.


(۳۱/مرداد/۹۳ ۱۰:۱۴)Bidel.s نوشته است: [ -> ]شما اینقده دسترسی عدم دسترسی کردین که من قاطی کردمBig Grin
میدونید روی هم رفته در اون چند روز چند ساعت طول کشید تا نوشتم و باز ویرایش و باز ویرایش کردم تا بفهمم چیزی که می‌نویسم صحیحه یا نه و اینکه به روشنترین و خلاصه‌ترین شکل ممکن بگم؟
من خودم چندین بار قاطی کردم دارم چی میگم، اما گشتم و یافتم.

(۳۱/مرداد/۹۳ ۱۰:۱۴)Bidel.s نوشته است: [ -> ]خیلی ساده بگم یه مثال از آب و تشنگی هست. مثلا تو یه کاروان هستین و متصدی گفته سعی کنید تا شب تشنه نشید چون آب کمه.
حالا یه طرفش به جامعه است. نباید کاری کنه که شما فعالیت زیادی داشته باشین. واگرنه به آب پیش از موعد نیاز خواهد شد که خلاف قانون طرح شده هست. یا باید بهش آب بدن یا ازش کار نکشن.
مسلماً طبق همون توضیحی که در ارسال قبل دادم ایراد داره. دوباره اون همه رو توضیح نمیدم.

(۳۱/مرداد/۹۳ ۱۰:۱۴)Bidel.s نوشته است: [ -> ]در ضمن عبارتی که گفتم عملاً هردوشون با هم امکان پذیر هستن:
1- باید دسترسی به جنس مخالف محدود بشه(مثل 20 سال پیش)
2- باید تحریک شدگی در جامعه کاهش پیدا کنه.
هر دوشون با هم امکان پذیر هستن. اما اگه یکی اشون نقض بشه فساد به وجود میاد.
اول نقض بشه از سر همین کنجکاوی های بلوغ فساد رخ می ده. مثل اینکه یه جامعه حجابش رو رعایت کنه اما شب ها برای جوون ها پارتی مختلط برگزار کنه
دومیش نقض بشه که میشه اوضاع فعلی ایران(البته تا حدی، چون چند وقتی هم هست که اولیش نقض شده)
اشاره کردم که تو یکی از فروم های هم جنس گرایی این دلایل رو دیدم. کاری هم به اثبات شدنش ندارم. از زبان هم جنس گرا ها بود.
1. شما در ارسال قبل عدم دسترسی رو ترکیب مشروع و نامشروع فرض کرده بودید(حتی تأکید کرده بودید که منظورتون اینه).

2. شما گفته بودید که عدم دسترسی خودش از دلایل ایجاد این وضع هست و برای توضیحش به تشنگی مثال زده بودید و الآن هم دوباره همون مثال رو زدید. اما الآن محدود کردن دسترسی رو به عنوان بخشی از راه حل بیان می‌کنید! چطور هم از دلایل ایجاد هست و هم بخشی از راه حل؟! (نگید همراه با اون یکی عامل. بگید این عامل خودش چطور در هر دو سو اثر داره؟)

3. شما در اون عبارت پررنگ، عدم دسترسی رو همراه با تحریک‌شدگی قرار داده بودید،
یعنی برعکس ِ الآن که محدود شدن دسترسی رو با کاهش تحریک‌شدگی همراه قرار داده‌اید.

4. «محدود کردن دسترسی نامشروع» اصلاً یعنی چی؟ منظورم اینه که انجام این کار مساوی با انجام چه کارهایی هست؟
البته «محدود کردن دسترسی نامشروع» برای مردمی که خواهان هدایت نیستن اصلاً معنی نداره(و اعمال زور هم عمراً امکان نداره).
اما راه «محدود کردن دسترسی نامشروع» برای مردمی که خواهان هدایت هستن چیه؟

مثلاً آیا ممکنه که ماهیت بشر رو تغییر بدیم که مردمان وقتی همنشین میشن و یا صحبت میکنن با نامحرمان، کاملاً نفوذناپذیر باشن در برابر وسوسه‌های شیطان که به پسره میگه «یه کوچولو از زیبایی‌اش لذت ببر» و به دختره میگه «یه کوچولو از نازت آشکار کن».
آیا ممکنه؟
خیر، چون:
سوره یوسف، آیه 53: ... نفس پیوسته امرکننده به زشتی است، مگر آنچه که پروردگارم رحم کند ...

پس راهش چیه؟
اگر قرآن کریم رو بخونیم، می‌بینیم که موعظه‌ی خداوند چی هست:
سوره احزاب، آیه 53: ... چون از زنان [پيامبر] چيزى خواستيد از پشت پرده از آنان بخواهيد، اين براى دلهاى شما و دلهاى آنان پاكيزه‏‌تر است ...
سوره انعام، آیه 151: ... به کارهای زشت - چه آشکارش و چه پنهانش - نزديک نشوید ...

پس عقلاً تنها راهش اینه که از مصاحبت با نامحرمان تا جایی که مقدوره پرهیز کنیم، و نیز جز در جایی که نیازه، از نامحرم جدا باشیم.

برای مردمی که خواهان هدایت هستن، کاری علیه رواج فساد وجود نداره، جز در قالب محدود بودن مجاورت و مصاحبت با نامحرم.
به اون ارسالم نگاه نکردم. تصور می کردم دلیل آخر رو جدای از همجنس گرایی نوشتم.
الآن که یادم می یاد اون دلیل رو مختص دگرجنس گرایی نوشتم که دست به هم جنس گرایی زده بود.
نقل قول:. شما در ارسال قبل عدم دسترسی رو ترکیب مشروع و نامشروع فرض کرده بودید(حتی تأکید کرده بودید که منظورتون اینه).
قبول دارم. دسترسی به جنس مخالف رو تحت تاثیر عرف تعریف کردم(می تونه مشروع و می تونه نامشروع باشه)
نقل قول:شما گفته بودید که عدم دسترسی خودش از دلایل ایجاد این وضع هست و برای توضیحش به تشنگی مثال زده بودید و الآن هم دوباره همون مثال رو زدید. اما الآن محدود کردن دسترسی رو به عنوان بخشی از راه حل بیان می‌کنید! چطور هم از دلایل ایجاد هست و هم بخشی از راه حل؟! (نگید همراه با اون یکی عامل. بگید این عامل خودش چطور در هر دو سو اثر داره؟)
دسترسی به جنس مخالف یا برعکسش(محدودیت دسترسی)...
آقا!
یه اشتباهی این وسط رخ داده تقصیر منه!
من نرفتم اون ارسالم رو دوباره بخونم. این محدودیت که به شما گفتم درباره هم جنس گرا بود(درحالی که خودم دقت نکردم!) یعنی یه نفر دگرجنس گرا اینقدر دسترسی به جنس مخالف براش محدود هست(و انقدر تو جامعه میره و تحریک میشه) که آخرش راه آسونتر یعنی هم جنس گرایی رو انتخاب می کنه چون فقط می خواد اون غریزه حیوانی فروکش کنه.
اما در مورد دگرجنس گرایی که دست به هم جنس گرایی نمی زنه این مسئله صادق نیست.
فکر کنم مشکلم رو فهمیدم.
(۱۰/شهریور/۹۳ ۹:۴۳)Bidel.s نوشته است: [ -> ]به اون ارسالم نگاه نکردم. تصور می کردم دلیل آخر رو جدای از همجنس گرایی نوشتم.
الآن که یادم می یاد اون دلیل رو مختص دگرجنس گرایی نوشتم که دست به هم جنس گرایی زده بود.
...
این محدودیت که به شما گفتم درباره هم جنس گرا بود(درحالی که خودم دقت نکردم!) یعنی یه نفر دگرجنس گرا اینقدر دسترسی به جنس مخالف براش محدود هست(و انقدر تو جامعه میره و تحریک میشه) که آخرش راه آسونتر یعنی هم جنس گرایی رو انتخاب می کنه چون فقط می خواد اون غریزه حیوانی فروکش کنه.
اما در مورد دگرجنس گرایی که دست به هم جنس گرایی نمی زنه این مسئله صادق نیست.
فکر کنم مشکلم رو فهمیدم.
دوست عزیز،
چرا این اسمهایی که الکی روی خودشون میذارن رو جدی می‌گیرید؟
میدونیم که در آفرینش خداوند، غریزه‌ی جنسی انسان تنها و تنها تمایل به جنس مخالف هست(دین=فطرت) و خدا نیز در قرآن کریم تصریح می‌فرماید که کسی که این رو وامی‌گذاره و سراغ چیز دیگری میره، تنها از سر ِ تجاوزکاری هست.
پس:
همه ذاتاً به جنس مخالف گرایش دارن.
همه‌ی همه.
و علت همجنس‌گرایی فقط اینه که میلشون به تجاوزکاری غلبه میکنه بر میل جنسی غریزی‌شون به جنس مخالف.

بنابراین این اسمهایی که الکی روی خودشون میذارن رو جدی نگیریم.
اونها عبارت دگرجنس‌گرا رو استفاده میکنن تا همجنس‌گرایی که گرایش کثیف عده‌ای از فاسدترین مردم هست، دیگه غیرطبیعی و غیرعادی جلوه نکنه. تبدیل بشه به یک گرایش از میان انواع گرایش‌ها.

همچنین:
بطور کلی هرچیزی که بخواد به عنوان دلیلی برای همجنس‌گرایی عنوان بشه، یعنی بگه این فساد شدید ذره‌ای جز تجاوزکاری هست و ذره‌ای‌اش بخاطر عاملی غیر از اون ایجاد شده، در حقیقت داره این کار رو، حتی ذره‌ای عقلانی جلوه میده، هرچند ذره‌ای، و مخالف سخن خداوند در قرآن کریم میشه که فرموده چنین چیزی قطعاً تجاوزکاری هست:

سوره شعراء: اَتَاْتُونَ الذُّکْرَانَ مِنَ الْعَالَمِینَ (165) وَ تَذَرُونَ مَا خَلَقَ لَکُمْ رَبُّکُمْ مِنْ اَزْوَاجِکُمْ بَلْ اَنْتُمْ قَوْمٌ عَادُونَ (166)
آیا از میان جهانیان به سراغ مردها می‌آیید؟ (165) و همسرانتان را كه پروردگارتان براى شما آفريده است، وا می‌گذاريد؟ بلكه شما مردمى تجاوزكاريد (166)

(۱۰/شهریور/۹۳ ۹:۴۳)Bidel.s نوشته است: [ -> ]قبول دارم. دسترسی به جنس مخالف رو تحت تاثیر عرف تعریف کردم(می تونه مشروع و می تونه نامشروع باشه)
خب. پس بفرمایید نظرتون در مورد این استدلال‌ها چیه.
اون موقع که داشتم سه تا دلیل رو می نوشتم همه فکرم تو همجنسگرایی بود.
اما بعداً حواسم رفت فکر کردم درباره دگرجنسگرایی(دلایل فساد در این زمینه) دارم بحث می کنم.
اما اون سه تا دلیل رو واسه همجنس گرایی توضیح دادم قبولش دارم.
سومی رو هم قبول دارم.
نقل قول:همه ذاتاً دگرجنس‌گرا هستن.
همه‌ی همه.
و علت همجنس‌گرایی فقط اینه که میلشون به تجاوزکاری غلبه میکنه بر میل جنسی غریزی‌شون به جنس مخالف.
دلیل سوم هم از همین مسئله نشأت می گیره.
یه فرد عادی چطور می شه که حس تجاوزکاری اش به میل جنسی اش غلبه می کنه؟
با توجه به این که هم جنس گرا ها اغلب آدم ها نرمالی از نظر شعور اجتماعی و فرهنگی هستن و فقط تو خلوتشون این مشکل رو بروز می دن.
منظورم اینه که خوی تجاوزکارانه رو خیلی از هم جنس گرا ها ندارن(یعنی مثل و من و شما از این خوی بهره ی کمی بردن)
پس چطور میشه که این خوی کوچیک به میل به اون بزرگی غلبه می کنه؟
جوابم اینه که این میل سرکوب می شه.
حالا چطور سرکوب می شه؟ دلیلش همون بند سومی هست که گفتم:
1- می بینه و تحریک می شه(مسائل بد حجابی و ...)
2- نمی تونه دسترسی داشته باشه.
باز هم می گم که دلیل دوم بر اساس عرف هست. من الآن عرفی دارم که توش دوست دختر تا قبل از سن 22 سالگی قدغن هست. پس دسترسی ندارم. اما چون دلیل اول رو شامل نمی شم پس سراغ فساد و به تبعش(مراحل بالاتر) به دنبال همجنس گرایی نمی رم.
(۱۲/شهریور/۹۳ ۰:۴۶)Bidel.s نوشته است: [ -> ]اون موقع که داشتم سه تا دلیل رو می نوشتم همه فکرم تو همجنسگرایی بود.
اما بعداً حواسم رفت فکر کردم درباره دگرجنسگرایی(دلایل فساد در این زمینه) دارم بحث می کنم.
اما اون سه تا دلیل رو واسه همجنس گرایی توضیح دادم قبولش دارم.
سومی رو هم قبول دارم.
دلیل سوم هم از همین مسئله نشأت می گیره.
یه فرد عادی چطور می شه که حس تجاوزکاری اش به میل جنسی اش غلبه می کنه؟
با توجه به این که هم جنس گرا ها اغلب آدم ها نرمالی از نظر شعور اجتماعی و فرهنگی هستن و فقط تو خلوتشون این مشکل رو بروز می دن.
منظورم اینه که خوی تجاوزکارانه رو خیلی از هم جنس گرا ها ندارن(یعنی مثل و من و شما از این خوی بهره ی کمی بردن)
پس چطور میشه که این خوی کوچیک به میل به اون بزرگی غلبه می کنه؟
سوءتفاهم شده در مورد معنای «تجاوزکاری».
(اومدم برای شما توضیح بدم فهمیدم که خودم هم اشتباه فهمیده بودم!!! ).
واژه‌ی «تجاوزکاری» که از سخن خداوند در قرآن کریم نقل شد، به معنی ِ تجاوز از «حدود الله» (مرزهای خدا) هست، یعنی از مرزهایی که خداوند قرار داده تجاوز بشه.
مثلاً این آیات رو ببینید:
سوره بقره، آیه 190
سوره مائده، آیه 87
سوره بقره، آیه 229
سوره مائده، آیه 2
و نیز آیات 5 تا 7 سوره مؤمنون:
سوره مؤمنون: وَ الَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ (5) إِلَّا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ (6) فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاء ذَلِكَ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْعَادُونَ (7)
و آنان که شرمگاه خود را نگه می دارند (5) جز بر همسران يا کنيزان خويش، که در این صورت مورد ملامت قرار نمی‌گيرند (6) و کسانی که غير از اين بجويند، آنان تجاوزکارند (7)

اینها رو آوردم که بگم منظور از عبارت «تجاوزکاری» تجاوز به حدود الهی هست و یک منظور کلی هست و مساوی نیست با اونچه که ما در «تجاوز به عنف» منظور داریم(البته تجاوز به عنف هم یکی از مصادیق تجاوز به حدود الهی هست).
اما بعد با توجه به این موضوع متوجه شدم که خودم هم اشتباه کرده بودم، چون در آیه‌ 166 سوره شعراء که در ارسال قبل آورده بودم، عبارت «تجاوزکاری» صرفاً به معنی تجاوز از حدود الهی هست، ولی من به اشتباه اون رو مسئله‌ای کاملاً سوای میل جنسی دونسته بودم. یعنی آیه می‌فرماید اینها در بها دادن به میل جنسی‌شون از حد می‌گذرونن، در حالی که من این گناهکاری رو سوای میل جنسی فرض کرده بودم.

بنابراین، اینکه در ارسال قبل گفتم:
(۱۱/شهریور/۹۳ ۲۳:۴۶)درست پسند نوشته است: [ -> ]علت همجنس‌گرایی فقط اینه که میلشون به تجاوزکاری غلبه میکنه بر میل جنسی غریزی‌شون به جنس مخالف.
با توجه به نکته‌ی ذکر شده غلط هست.
همچنین، تلقی‌ای که در همین راستا از آیات شریفه‌ی سوره‌ی شعراء در ارسال قبل و در ارسال 69 داشتم:
(۱۱/شهریور/۹۳ ۲۳:۴۶)درست پسند نوشته است: [ -> ]بطور کلی هرچیزی که بخواد به عنوان دلیلی برای همجنس‌گرایی عنوان بشه، یعنی بگه این فساد شدید ذره‌ای جز تجاوزکاری هست و ذره‌ای‌اش بخاطر عاملی غیر از اون ایجاد شده، در حقیقت داره این کار رو، حتی ذره‌ای عقلانی جلوه میده، هرچند ذره‌ای، و مخالف سخن خداوند در قرآن کریم میشه که فرموده چنین چیزی قطعاً تجاوزکاری هست:

سوره شعراء: اَتَاْتُونَ الذُّکْرَانَ مِنَ الْعَالَمِینَ (165) وَ تَذَرُونَ مَا خَلَقَ لَکُمْ رَبُّکُمْ مِنْ اَزْوَاجِکُمْ بَلْ اَنْتُمْ قَوْمٌ عَادُونَ (166)
آیا از میان جهانیان به سراغ مردها می‌آیید؟ (165) و همسرانتان را كه پروردگارتان براى شما آفريده است، وا می‌گذاريد؟ بلكه شما مردمى تجاوزكاريد (166)
از همان جنبه که ذکر شد غلط هست.
موضوع این آیه رو بنده قبلاً در انتهای این ارسال نوشته بودم، و سخنش اینه که: علاوه بر اینکه توجیهات "به‌ظاهر" علمی ِ مادی و پزشکی‌ای که برای این رفتار شنیع و قبیح تراشیده میشه از نظر علمی کاملاً رد میشه، مؤمنین میتونن با مشاهده‌ی سخن خداوند در قرآن کریم، از راه دیگری نیز به این مسئله پی ببرن(یعنی حتی اگر نادرستی اون ادعاها از نظر علمی براشون روشن نباشه، باز هم نباید گول چنین ادعاهای پوچی رو بخورن).
که این مطلب در اشاره‌هایی که در این تاپیک داشتم، اشتباه در یادم مونده بود.[تصویر: sadblush.png][تصویر: justblush.png][تصویر: justblush.png][تصویر: justblush.png]

دلیل دیگری برای این مطلب همین آیه هست:
سوره روم - آیه 30: فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ
پس حق‌گرايانه به سوى اين آيين روى آور، فطرتى كه خدا مردم را بر آن سرشته است. تغييرى در آفرينش خدا نيست. آيين پايدار همين است ولی بيشتر مردم نمی‌دانند.

درمی‌یابیم انسان یک دونه فطرت(آفرینش) بیشتر نداره، و دین ما منطبق بر این فطرت هست. پس چیزی که در دین ما حرام دونسته شده، امکان نداره که بتونه در آفرینش هیچ‌یک از بنی‌بشر وجود داشته باشه.

(۱۲/شهریور/۹۳ ۰:۴۶)Bidel.s نوشته است: [ -> ]جوابم اینه که این میل سرکوب می شه.
حالا چطور سرکوب می شه؟ دلیلش همون بند سومی هست که گفتم:
1- می بینه و تحریک می شه(مسائل بد حجابی و ...)
2- نمی تونه دسترسی داشته باشه.
باز هم می گم که دلیل دوم بر اساس عرف هست. من الآن عرفی دارم که توش دوست دختر تا قبل از سن 22 سالگی قدغن هست. پس دسترسی ندارم. اما چون دلیل اول رو شامل نمی شم پس سراغ فساد و به تبعش(مراحل بالاتر) به دنبال همجنس گرایی نمی رم.
از چند جهت ایراد وارد هست: ارسال 69
وقتی گفتین تجاوزکاری من با خودم یه خصوصیت درونی رو تصور کردم که یه جورایی شبیه به لجاجت ورزیدگان(کاربرد این واژه در قرآن) هست.
یعنی تجاوز کاری رو خوی درونی پلید تصور کردم که توی دیدگاه جنسی فرد هم تداعی می کنه و مسبب اشکال خاصی از رابطه جنسی(همجنس بازی، روابط گودیک، رابطه جنسی وحشیانه، مسترینگ و لیدینگ، باستینگ و ...) می شه.
بگذریم. در کلیت ماجرا فرقی نمی کنه.
فکر کنم مشکل ما فقط سر اون دلیل سومه باشه. از استدلال های ارسال 69 می یارم. یه نکته بگم که به احتمال زیاد توی اون استدلال ها قاطی کردم!
نقل قول:«عدم دسترسی ِ مربوط به ازدواج نکردن» مشکلی نیست که «دسترسی از طریق نامشروع» برطرفش کرده باشه.
منظورتون اینه که یه پسر 28 ساله مجرد مشکل جنسی اش رو نمی تونه از طریق نامشروع حل کنه(مشکل عاطفی به کنار)
لطفا یه مصداق بیارید
نقل قول:«عدم دسترسی ِ مربوط به ازدواج نکردن» اگر واقعاً «عدم دسترسی» باشه(یعنی با هیچگونه «دسترسی از طریق نامشروع» همراه نباشه) مشکلی هست که ممکنه طی یک لغزش به «دسترسی از طریق نامشروع» برسه(یعنی تازه میشه یک مورد از فساد)،
اما در مقابل، کسی که کارش «دسترسی از طریق نامشروع» هست و شیوه‌اش فساد هست، چنین کسی وضعیت بشدت فاسدی داره و چنین کسی هست که برای مفاسد کثیف‌تر مثل همجنس‌بازی مستعد هست.
این دو تا خیلی متفاوت هستن.
خوب! فکر کنم این تو هم دو تا مصداق لازم داریم. شما اولی رو کسی تصور کردین که نمی تونه ازدواج کنه(یعنی واقعا شرایط رو نداره) و اونوقته که روی یه رابطه نامشروع می یاره
دومی رو کسی تصور کردین که کلاً از رابطه نامشروع ساخته شده. حرفی هم از شرایط ازدواجش نزدید.
حالا می گین که دومی از اولی خیلی مستعد تره توی بحث همجنس بازی چون دیگه خوی تجاوزکاری(همون مفهوم قرآنی که در ارسال آخر اصلاحش کردین) رو بیشتر پیدا کرده.
درست می گم؟
مثل این میمونه که قاتل های زنجیره ای راحت از من و شما آدم می کشن و مستعد تر هستن تو این کار.
درست گفتم؟
اگه منظورتون اینه که بر منکرش لعنت.
حالا یه مثال دیگه از آب می زنمBig Grin
شما یه خبر می خونید که نوشته " شب گذشته یک نفر به خاطر آب درگذشت"
چه معنی می ده؟
آب بهش ندادن از تشنگی مرد؟
یا سرشو بردن زیر آب خفه شد؟
مصداق دلیل سوم من کسی بوده که از تشنگی روحش می میره.
اقای درست پسند.
شما تا به حال از نزدیک با ادمهایی که به هم جنس گرایش دارند ملاقات داشتید؟
اگر نداشتید خواهش میکنم انقدر صریح قضاوت نکنید که این از فسادشونه.
من از نزدیک ادمهای اینجوری میشناسم....و ادمهای سالمی هستند. اما به دلایلی کاملا هورمونیه(به دکتر مراجعه کردند) گرایششون به هم جنسه. و درمان پروسه ی بسیار طولانی گرون و ریسکی ای داره که فعلا قادر نیستند. کاری به ادمهایی که خودشون انتخاب میکنند ندارم. و این بیماری رو اجازه برای روابط غلط نمیدونم. اما این برچسب زدن اصلا عادلانه نیست.

میگید این در فطرت نیست؟؟ بیماری در فطرته؟؟ انسان با تغذیه و تکنولوژی و الکل بلایی به سر خودش و فرزندانش اورده که تا چند نسل معلوم نیست چه مشکلاتی داشته باشند.
اصلا شاید دلیل اینکه تعداد این ادمها زیاد شده همینه....
بحث اگر منحرف شده عذر میخوام.
(۱۳/شهریور/۹۳ ۲۲:۰۸)Eve نوشته است: [ -> ]اقای درست پسند.
شما تا به حال از نزدیک با ادمهایی که به هم جنس گرایش دارند ملاقات داشتید؟
اگر نداشتید خواهش میکنم انقدر صریح قضاوت نکنید که این از فسادشونه.
من از نزدیک ادمهای اینجوری میشناسم....و ادمهای سالمی هستند. اما به دلایلی کاملا هورمونیه(به دکتر مراجعه کردند) گرایششون به هم جنسه. و درمان پروسه ی بسیار طولانی گرون و ریسکی ای داره که فعلا قادر نیستند. کاری به ادمهایی که خودشون انتخاب میکنند ندارم. و این بیماری رو اجازه برای روابط غلط نمیدونم. اما این برچسب زدن اصلا عادلانه نیست.

میگید این در فطرت نیست؟؟ بیماری در فطرته؟؟ انسان با تغذیه و تکنولوژی و الکل بلایی به سر خودش و فرزندانش اورده که تا چند نسل معلوم نیست چه مشکلاتی داشته باشند.
اصلا شاید دلیل اینکه تعداد این ادمها زیاد شده همینه....
بحث اگر منحرف شده عذر میخوام.
تناقض درونی ِ ادعای تأثیرگذاری هورمون‌ها بر گرایش به همجنس، با اندکی تفکر مثل روز روشن هست: این ارسال.


هزاران ادعای صددرصد بی‌پایه و غیرعلمی وجود دارند که کاملاً با اعتماد به نفس بیان میشن.
ما نباید فریب بخوریم.
مثلاً ارسال مذکور پاسخ کافری هست که این حرف رو با اعتماد به نفس "علمی" وانمود می‌کرد.
نباید به صرف اینکه وانمود میشه که یک مسئله "علمی" و "ثابت‌شده" هست، اون رو بپذیریم، بلکه باید استدلال طلب کنیم، زیرا پیش از اینکه استدلالی در پذیرشش داشته باشیم، در واقع بهش علمی نداریم.

مسلماً میدونید دکترها ابداً یک منبع بی‌خطای مطمئن ِ دانش نیستن. اونها هم انسانن، و اینکه چند سال پزشکی خوندن برای خیلی‌هاشون دلیلی نمیشه که متوجه ساده‌ترین مسائل پزشکی نشن. در همه‌جای دنیا هم اتفاق می‌افته. برجسته‌ترین پزشکان(یا حتی دانشمندان علوم دیگه) در مورد اساسی‌ترین مسائل با همدیگه 100% اختلاف نظر دارند(مثل دعوای طبّ کل‌نگر و طبّ جزء‌نگر، یا مثل فرضیه‌ی تکامل، یا ...) و هرگز تضمینی برای اشتباه نکردنشون وجود نداره.
وحی منزل تنها سخن خداست، و حتی وحی منزل هم پیش از پذیرش ِ بی‌قید و شرطش، ابتدا اینکه وحی منزل هست ثابت میشه.


ضمناً شما گمان خودتون مبنی بر سالم بودن یک نفر رو ترجیح دادید به سخن خداوند و آیات قرآن کریم که می‌فرماید چنین چیزی قطعاً تجاوزکاری هست و لایق عذاب هست، و نیز می‌فرماید آفرینش انسان منطبق بر دین هست و در آفرینش انسان تغییری نیست.
این در حالی هست که از نظر منطقی امکان نداره بتونید بگید مطمئنید وضعیت درونی یک نفر و نحوه‌ی زندگی‌اش پاک هست. چطور بدون اینکه واقعاً دلیل محکمی داشته باشید سخن خداوند رو نادیده گرفتید؟؟!!
نقل قول: اقای درست پسند.
شما تا به حال از نزدیک با ادمهایی که به هم جنس گرایش دارند ملاقات داشتید؟
اگر نداشتید خواهش میکنم انقدر صریح قضاوت نکنید که این از فسادشونه.
من از نزدیک ادمهای اینجوری میشناسم....و ادمهای سالمی هستند. اما به دلایلی کاملا هورمونیه(به دکتر مراجعه کردند) گرایششون به هم جنسه. و درمان پروسه ی بسیار طولانی گرون و ریسکی ای داره که فعلا قادر نیستند. کاری به ادمهایی که خودشون انتخاب میکنند ندارم. و این بیماری رو اجازه برای روابط غلط نمیدونم. اما این برچسب زدن اصلا عادلانه نیست.

میگید این در فطرت نیست؟؟ بیماری در فطرته؟؟ انسان با تغذیه و تکنولوژی و الکل بلایی به سر خودش و فرزندانش اورده که تا چند نسل معلوم نیست چه مشکلاتی داشته باشند.
اصلا شاید دلیل اینکه تعداد این ادمها زیاد شده همینه....
بحث اگر منحرف شده عذر میخوام.
شما که باهاشون در ارتباط بودین ازشون پرسیدین که چه دلیلی پشت این مشکل جنسی هست؟
لابد می گفتن هورمون زنانه براشون ترشح می شده(یا هورمون مردانه برای زن ها) ترشح می شده.
اما ازشون بپرسین(اگه روتون می شه) که در زمان رابطه جنسی دوست دارن کدوم یک از طرفین باشن؟ من که می گم جوابی ندارن. چرا؟ چون که مشکل از ترشح هورمون نیست. مشکل از خوی اونهاست. هم جنس بازی یه میل جنسی نیست. یه مشکل فکری و روحی هست و قرار هم نیست کسی که مشکل فکری داره حتما جانی یا قاتل باشه.
اما یه سوالی برای خودم پیش اومده. این ترشح هورمون زنانه برای مردان اتفاق می افته. این مرد هایی که این مشکل رو دارن به اصطلاح زنانه پوش تلقی می شن.
حتما دوستان دیدن. نمی تونن تشخیص بدن زنه یا مرده.
تکلیف این ها چیه؟
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12
آدرس های مرجع