نقل قول:نمی خوام انشاء بنویسم اما وقتی که لنگ یه قرون پول باشی. وقتی که می خوای بری مغازه همه اش چک کنی جیبتو. وقتی که یکی زنگ در رو می زنه رنگ از رخت بپره که کدوم بدهکاره.
وقتی راهی جز نزول برای رهایی نداشته باشی
وقتی که دیگه آبرو نداشته باشی.
وقتی که ببینی کسی رو که ماشین بابا زیر پاشه
وقتی شکاف اقتصادی و فرهنگی رو ببینی.
به قول یه نفر که اگه اسمشو ببرم همین جا منو مورد عنایت قرار می دن
اینه که کم کم عقده تو دلت جمع می شه/ معنای عشق عاطفه از وجودت کم می شه
کسی که باید صبح تا شب باید سگ دو بزنه براش بی معنیه که حتی یک ربع از وقتش رو صرف نماز خوندن بکنه.
برای یه کارتن خواب معنی نداره خدا چی هست. خدا کی هست.
فشار مالی به حدی هست که فرد قدرت منطقی فکر کردن رو از دست می ده.
جلوی مدرسه ما دو تا دختر دانشجو رو کشته بودن به خاطر اینکه پنجاه تومن از جیبشون کش برن.
وقتی حرف از فقر و فشار فکری به میون می یاد هیچوقت نمی تونیم منطقی بحث کنیم.
در مورد اکثر پدر و مادرای ما چی فکر کردی آقای بیدل
بذارید مثال خانواده ی خودو را بزنم.
بابام می گه بچه بودم پولدارا که میامدن بیرون مثلا مرغ سوخاری می خوردن یک ذره اش را می ریختن بیرون تو سطل آشغال میگه ما گاهی اوقات از اونجا رد می شدیم از تو سطل آشغال بر میداشتیم می خوردیم همین آدم خداپرست بود و هست ، بسیجی بود و هست . الآن داداش من هم ماشین بابام زیرپاشه هر دوتا ازش استفاده می کنند.
نمی شناسی از اساتید ما به من می گفت من شبا اون موقعی که فقیر بوده انگشت می کردم توی آّب قند می دادم به بچه ام . این فرد به خدا اعتقاد داشته الآن هم بحث از خدا می شود با قدرت با من بحث می کند همشهری آقا محمد اینها هم هستند.
باید ببینی تعریف اشخاص از اقتصاد چیه یک ژیگول می آد می گه حروم باشه حلال باشه ولی بیشتر از 10 میلیون باشه یکی می گه بتونم حداقل های خودم و تامین کنم و حلال باشه. بستگی به تعریف طرف از اقتصاد هم دارد.
در بدترین شرایط مالی ما بودیم ولی نزول نکردیم شکاف فرهنگی همش اقتصادی نیست من اکثرا بچه پولدار ها رو که می بینم توشون شکاف فرهنگی بیشتری می بینم حرف شما صادق صادق نیست چون همیشه اینطور نیست که هرچی فقیر است فرهنگش کم است و اسلام نمی فهمد و هر چی غنی است فرهنگ دارد و اسلام می فهمد.
حداقل خدا رو شکر دو تا کتاب دفاع مقدس خواندم دو تا مصاحبه دفاع مقدس شنیدم. طرف فقیر و خانواده اش هم فقیر بلند می شده می رفته جبهه و بعد از امام(رحمة الله علیه) می گفته. یکی نیست بگه اگه این شهید شد کی قراره با این وضع مالی بچه های این را بزرگ کند اینقدر دین برای طرف مهم بود که حقوق خودش را نمی گرفت می داد برای کمک به جنگ. طرف رفتگر هست کل حقوقش جمع میشه در طی چند ماه ناشناس( که بعد از مدتی می فهمند ایشون کی بوده) می ده برای هیئات امام حسین(علیه السلام) کاری که خیلی از اغنیا با اونهمه پول نمی کنند.
به قول یکی از دوستان تالار علم و پول و عقل و تکنولوژی برای بعضی ها میشود گوساله ی سامری.
نقل قول: تصور کنید با هیچ آدم بی سوادی(فاقد تحصیلات) رفت و آمد نداشته باشید. آیا دلیل می شه که ایران آدم بی سواد نداره؟
شما هم فرض کنید یک بهتون گفته من رفتم فلان روستاها اینجوریه آیا همه ی روستاها اینجورین؟
نگران نباشید تا موقعی که شما اینجوری صحبت کنید یعنی تا وقتی منطق شما مسموعات و مشهودات خودتان از هر منبعی باشد منم همین رویه را در پاسختان پیش می گیرم تا بگم بله استثناءات هم زیاده.
نقل قول:خوبه که تو همین تالار تاپیک زدن از تغییر جمعیت سنی به شیعه توی جاهایی مثل مشهد و سمنان و کرمان و سیستان و پلوچستان.
کجا هستن این طلبه ها؟
یادش بخیر طرف تو برنامه ی شب آسمانی اومد گفت من با گروه فرهنگی طلبه ها در سیستان و بلوچستان ارتباط برقرار کردم و تونستم کتب شیعه را بخوانم و توضیحات شیعه در مورد شبهات را بشنوم. شبهات وهابیت را آنجا چه کسانی جواب می دهد شاگرادان این علما.
شمایی که بالا می گی تصور کنید یکبار هم خودتان تصور کنید عرق این حرف خشک نشده یک جمله هنوز نگذشته می گویید کسی توی سیستان نیست؟
مگه مایی که اینجاییم با این همه ارتباطات چقدر به حرف علمای خودمون گوش می دهیم؟(خار در چشم دیگران می بینیم ولی ) که یک روستایی که ارتباط کمی داره یا اون وهابی با اون تعصبات مسخره بلند شه تبلیغات ما را گوش بدهد.
این بحث موقعی درست می شود که شما بپذیری هر فقیری اینطور تعریف هرکس از فقر متفاوت است وگرنه بنده پذیرفتم بی فرهنگ در تمام اقشار جامعه وجود دارد بیشتر در قشر اغنیا و کسانی که فکر می کنند خیلی ثروتمندند از هر نظر.