۲۷/تیر/۹۴, ۱۲:۳۱
ابو حمزه ثمالى نقل می کند:
ديدم حضرت سجّاد، عليه السلام، را كه نماز مىخواند، پس عباى آن حضرت افتاد، حضرت آن را درست نفرمود تا اینکه از نماز فارغ شد.
پس، از آن بزرگوار درباره آن سؤال كردم،
فرمود: «واى به تو! آيا مىدانى در حضور كى بودم. همانا از بنده قبول نمىشود نمازى مگر آنچه را توجه قلب كرده از آن.»
عرض كردم: «فدايت شوم، هلاك شديم ما!»
فرمود: «هرگز، همانا خداوند تمام مى فرمايد آن را براى مؤمنين به واسطه نافله ها.»
وسائل الشيعة، ج 4، ص 688
ديدم حضرت سجّاد، عليه السلام، را كه نماز مىخواند، پس عباى آن حضرت افتاد، حضرت آن را درست نفرمود تا اینکه از نماز فارغ شد.
پس، از آن بزرگوار درباره آن سؤال كردم،
فرمود: «واى به تو! آيا مىدانى در حضور كى بودم. همانا از بنده قبول نمىشود نمازى مگر آنچه را توجه قلب كرده از آن.»
عرض كردم: «فدايت شوم، هلاك شديم ما!»
فرمود: «هرگز، همانا خداوند تمام مى فرمايد آن را براى مؤمنين به واسطه نافله ها.»
وسائل الشيعة، ج 4، ص 688