تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: نماز مستان
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11
استاد الهى و عارف ربّانى ، مرحوم حاج شيخ جواد انصارى همدانى رحمه الله عليه مى فرمود:
يكى از مؤمنان ، شبى كه براى نماز شب بيدار شده بود مشاهده كرد كه در حدود پانصد خانه از خانه هاى همدان نورافشانى مى كنند. به او الهام شده بود كه در اين خانه ها نماز شب خوانده مى شود، در نقطه اى (از زمين ) عمودى از نور ديده بود كه تا آسمان كشيده شده است و به او الهام شده بود كه در آن مكان ، وجود مقدّس حضرت مهدى عليه السلام هست كه به نماز شب ايستاده است.

حاج اسماعیل دولابی (قدس سره):

توجه به نماز،نماز است.اگر حضور قلب داری،در نمازی و الا دل هر کجاست همان جایی
واقعه شنيدن اذان ( از بیان مبارک علامه حسن زاده آملی حفظه الله):
در بعد از ظهر جمعه هشتم ذوالحجه 1387 هجرى قمرى . كه روز ترويه بود، در حالتى بودم كه ديدم صداى اذان به گوشم مى آيد و تنم مى لرزد، و مؤذن در پهلوى راست من ايستاده است ، ولكن من به كلى چشم به سوى او نگشودم و جمال مباركش را به نحو كامل زيادت نكردم ، فقط شيخ حضرتش گاه گاهى جلوه مى كرد و پنهان مى شد؛ از يكى ديگر كه شخص او را ديدم ولى او را نشناختم ، پرسيدم اين مؤ ذن كيست كه بدين شيوايى و دلربايى اذان مى گويد ؟گفت : اين جناب پيغمبر خاتم محمد بن عبدالله (صلى الله عليه وآله ) است ، از شنيدن اين بشارت چنان گريه بر من مستولى شده است كه از آن حال باز آمده ام .
حضرت آيت ا...بهاءالديني درباره سازندگي نماز مي فرمايند:
«نماز سازنده است، اگر نماز قبول شود، انسان را از صفات حيواني تطهير و پاکش کرده است. اگر انسان به وسيله نماز تطهير شد، همه چيز عوض مي شود. اگر نماز مقبول واقع نشد، معلوم است که تطهيرش نکرده است و چيزهاي ديگر هم قبول نمي شود. اگر نماز مقبول شد، انسان از بسياري از معاصي، فاصله مي گيرد.»
چشمه سار معرفت - ص۱۴۲

[تصویر: 18216355136130718835.jpg]
حاج محمد ابراهيم كلباسي كه از معاصران ميرزاي قمي و سيد شفتي و از شاگردان بحرالعلوم و صاحب رياض است، شب قدر را با عبادت ادراك كرد؛ زيرا براي درك كردن شب قدر يك سال شب تا صبح عبادت كرد.
روزی ابوذر غفاری به حضرت رسول اکرم عرض کرد من شصت راس گوسفند دارم و می خواهم چوپان ان ها باشم زیرا خوش ندارم که ان ها را به دست دیگری واگذار کنم چون ممکن است به اب و غذای ان ها بی توجهی کند به این دلیل از محضر شما محروم می شوم.
حضرت فرمود اشکالی ندارد خودت ان ها را سرپرستی کن ابوذر رفت و روز هفتم به خدمت حضرت باز گشت.
حضرت فرمود ای ابوذر گوسفندان خود را چه کردی ؟به دست چه کسی سپردی ؟
عرض کرد:یا رسول الله قصه انها عجیب است روزی مشغول نماز بودم ناگهان گرگی پیدا شد و به گوسفندان حمله کرد در این مردد شدم میان ان که نماز را قطع کنم و از گوسفندان خود محافظت نمایم و یا نماز خود را تمام نمایم و از گوسفندان صرف نظر نمایم فکرم به اینجا رسید که نماز را بر گوسفندان مقدم دارم در این حال شیطان در قلب من وسوسه کرد که اکنون گرگ در گله ی تو می افتد و همه را هلاک می کند و برای تو چیزی نمی گذارد که با ان زندگی کنی در جواب گفتم اگر چه گوسفندانم از دستم بروند اما ایمان به خدا و پیامبر و به امامت امیر المومنین و فرزندان پاکش علیهم السلام که بهتریم خلق خدا هستند بالاتر از گوسفندان است و پس از نماز مشاهده کردم که گرگ در میان گله امده و بره ای را گرفته و برده است ناگهان شیری پیدا شد و ان گرگ را به دو نیم گردانید و بره را از ان گرفت و به سوی گله برگردانید و مرا ندا کرد و گفت ای اباذر مشغول نماز خود باش زیرا حق تعالی مرا موکل گوسفندان تو گردانید تا از نماز فارغ شو
وقتى كه ارتش اسلام به همراه رسول خدا صلى الله عليه و آله از غزوه ذات الرقاع به سوى مدينه بر مى گشت ، بين راه در ميان درّه اى شب را به استراحت پرداخت ، پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله دو سرباز دلير را مأ مور حفاظت دهانه درّه كرد. آن دو كه عباد و عمّار نام داشتند، ساعات شب را بين خود تقسيم كردند، نگهبان اوّل عباد بود كه مقدارى از شب را به نماز مشغول شد. در ميان مردى از افراد دشمن كه در تعقيب مسلمين بود خود را نزديك درّه رساند و عباد را كه در حال نماز بود هدف تير قرار داد. او به قدرى غرق مناجات بود كه سوزش تير را كمتر احساس كرد، آن را از پاى خود در آورد و به نماز ادامه داد... با تير دوّم نيز چنين كرد، وقتى كه سوّمين تير به پايش ‍ نشست ديگر نتوانست آن طور كه مى خواست مناجاتش را ادامه دهد؛ به خاطر اين با ركوع و سجودى كوتاه نمازش را به پايان برد و عمّار را بيدار كرد.
چون عمّار حال عباد را ديد با اعتراض به او گفت : چرا در آغاز كار مرا بيدار نكردى ؟ عباد گفت : من در حال مناجات با پروردگار خود بودم و سوره اى از قرآن را مى خواندم ، لذّت مناجات و شيرينى توجّه به خداى متعال مانع از آن شد كه نماز خود را قطع كنم ، اگر نبود كه رسول خدا صلى الله عليه و آله حفاظتِ اين نقطه را بر عهده من گذارده بود، هرگز نماز و سوره اى را كه مى خواندم قطع نمى كردم و جان خود را در طريق مناجات با خدا از دست مى دادم ، پيش از آنكه آهنگ بريدن نماز كنم .
آیت الله جاودان درباره مرحوم حق شناس چنین نقل می کند:
ایشان از جوانی‌های خودشان سخن می‌گفتند که در آن دوران گاه برای من در روز، شش بار کشش‌های معنوی دست می‌داد، و من درآن حالات بی‌اختیار گریه می‌کردم!؟ و برای ما این حدیث را در این معنا می خواندند:« إنّ لِربِّکُم فِی أیَّامِ دَهرِکُم نَفَحَاتٌ، أَلَا فَتَعَرَّضُوا لَهَا»
کسی که چنین حالتی برایش دست می‌دهد خود را به آب و آتش می‌زند که این حالات از دست نرود، و برایش بماند. باز از جوانی خودشان می‌فرمودند:«من نماز که می خواندم تمام سلول‌های بدنم صدای حمد و سورۀ امام جماعت را می‌شنید.» ما فکر می‌کنیم مگر سلول شعور دارد که صدای حمد و سوره را بشنود؟ اما اگر واقعاً روح قوت بگیرد همۀ اعضا و جوارح و همۀ سلول‌ها به حیات برتری -علاوه بر حیاتی که همۀ جانداران دارند- می‌رسند که در آن ممکن می‌شود که بفهمند، و بشنوند و...!!

[تصویر: 51871403006907335992.jpg]
سوال : چه کنیم که لذت عبادت را درک کنیم؟
پاسخ : این احساس لذت در نماز یک سری مقدمات خارج از نماز دارد و یک سری مقدمات در خود نماز، انچه که قبل از نماز و در خارج از نماز باید مورد ملاحظه شود و عمل شود این است که انسان گناه نکند، معصیت روح را مکدر می کند...نورانیت دل را می برد و اما هنگام خود نماز انسان باید زنجیر و سیمی دور خود بکشد تا غیر خدا داخل نشود بایستی فکرش را از غیر خدا منصرف کند و توجهش به غیر خدا مشغول نشود. البته اگر به صورت غیر اختیاری توجهش به جایی رفت که هیچ اما به محض التفات پیداکردن بایستی قلبش را از غیر خدا منصرف کند... .

[تصویر: farhangnews_91131_267663_1410349753.jpg]
علامه امینی (رحمة الله علیه) و عشق به نماز
علامه امینی(رحمة الله علیه) مدت سه شب در حرم امام رضا(علیه السلام) بود و هر شب هزار ركعت نماز می‎خواند به او گفتند: شما خسته نمی‎شوید؟ فرمود: مگر ماهی از شنا خسته می‎شود كه من از نماز خسته شوم؟
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11
آدرس های مرجع