شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
(۲۲/اردیبهشت/۹۴ ۲۲:۴۵)ali amlashi نوشته است: [ -> ]آخه شما یه مصرع سنگین دادین.. ...کمرم خم شد.....لطفا یه مصرع آسون تر بدید
شرمنده.
هیچ کافر را به خواری منگرید -------- که مسلمان مردنش باشد امید
(۱۴/اردیبهشت/۹۴ ۰:۵۷)Islam نوشته است: [ -> ]من به سرچشمه ی خورشید نه خود بردم راه ---
من به سرچشمه ی خورشید نه خود بردم راه
نیمه شب با یوفوها رخت سفر بر بستیم...

هیچ کافر را به خواری منگرید.........شاید که به وی بیش از ما باشد امید

هیچ کافر را به خواری منگرید --------------که بُوَد وی را افریننده خدا
هیچ کافر را به خواری منگرید .......امید هست به آینده ی بهتری....
بععععله شاعر می خواد بگه شاید آینده توبه کنه و جایگاهش خیلی تغییر کنه

هیچ کافری را به خواری منگرید..
محرم نیست هر آن کس که شود منکر یار..
با تشکر از دوستان....
اما مصرع بعدی:ای بـــیخبــــر بکــــوش کــــه صاحب خبـــر شوی
ای بی خبر بکوش تا صاحب خبر شوی----- از جهل به درایی و محو یار شوی
ای بی خبر بکوش تا صاحب خبر شوی ...........باشد تا با بزرگان تاریخ همسفر شوی..
بی مفهوم نیس ایهام داره

...سفر اینجا به معنی دنیاواحساس بزرگ اندیشانه.

ای بی خبر بکوش تا صاحب خبر شوی..........باشد کز جهل به در آیی و با خبر شوی.