و اما تکمیل مصرع:علی آقا من تو همون مصرع اولت موندم!
تو کز محنت دیگران بی غمی...(14 بیت هدیه به امام زین العابدین) ((در ایام شهادتشون هستیم یک صلوات هدیه کنید به روح بزرگوار ایشون))
چو عضوی نمانده...
-------------------------------------------------------------
(تو کز محنت دیگران بی غمی)
تو بد تر ز انعام، تو آدمی؟
***
چه گوید همان شاعر نامدار
ز باب همان عضو ها و قرار؟؟؟
***
(چو عضوی به درد آورد روزگار
دگر عضو ها را نماند قرار)؟
***
بگویم ز یک پیسیِ سگ صفت
کند حمله با لشکر از هر جهت
***
همه یک به یک می زدند بر بدن
به آن خط و خال و لبِ آن بدن
***
و کردند فرو نیزه بر پهلویش
و باران تیر آمد از هر سویش
***
به روی دو زانو نشسته، حسین
هم او بی رمق بود و خسته، حسین
***
به سختی بیاید نفس از درون
که شاید گلویش پُر لخته خون
***
ندا آمده، کای پسر جان من! -----(بُنَیَّ)
تو جان منی، هم تو جانان من!
***
همی گویم: ای سعدی نامدار!
چو عضوی نمانده، چه گیرد قرار؟
***
بگو! لشگرِ سی هزار بی محن
چرا بهر آن تن ندادند کفن؟
***
تو گویی: (بنی آدم اعضای یک پیکرند)
بگویم: که پیراهن از پیکرش می دَرند
***
تو گویی: (که در آفرینش ز یک گوهرند)
بگویم: که انگشتِ انگشتری می بُرند
***
چه گویی؟ (امیرا)، فقط خواهرش
همی صحنه ها دیده با مادرش