تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: عاشق بودن بهتره یا معشوق بودن؟
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10
دو مورد هست. یکی در مورد روابط احساسی بین انسانها و دیگه روابط اخلاقی بین انسانها. مورد اول سوال سختیه، تجربه زیادیم می خواد. مثلا آدم باید خودش مادر/پدر بشه تا بدونه... ولی مورد دوم،

کمک کردن و اطعام کردن و همسر خوبی بودن و هدیه دادن احساس بهتری به آدم می ده از کمک دریافت کردن و همسر خوبی داشتن و هدیه دادن و ... اما این که کدومش بهتره، باید پرسید برای چه کسی کدومش بهتره؟ برای کمک کننده یا شونده؟ اگر اطعام بشیم برای اطعام کننده حس بهتری داره و اگه اطعام کنیم برای خودمون. پس اگه مقصود رضایت باشه، اگه رضایت ما باشه خوبی کردن و اگه رضایت فرد دیگه باشه خوبی دریافت کردن!

بنابراین بهتر بودن برای این دو فرق نمی کنه. اما بهترین رضایتمندی، رضایتمندییه که هر دو سمت بهره مند بشن ازش. پس برای این که رضایتمندی دوسویه باشه، بهتر از همه هم اینه که رابطه دوطرفه باشه:
کمک کردن همراه با کمک شدن بهترینه.
همسر خوبی داشتن به همراه همسر خوبی بودن بهترینه.
هدیه دادن همراه با هدیه گرفتن بهترینه.

به قول نیچه که نصیحت قشنگی می کنه تو انسانی زیادی انسانی:

Restitution. - Hesiod advises us that, when a neighbour has helped us out, we should restore to him what he has given us in generous measure, and where possible more abundantly, as soon as we can. For in this way our neighbour is gratified, since his former generosity has proved profitable to him, but we too are also gratified, inasmuch as by giving back a little more than we received we have repurchased the little humiliation we incurred through having to be helped out.
سلام خدمت همه دوستان گرامیاز همه بابت شرکت در بحث ممنونمموارد خیلی جالبی مطرح شد.اول جواب چندتا از دوستان رو بدم بعد بریم جلو
(۷/آذر/۹۳ ۱۹:۳۲)ساجد نوشته است: [ -> ]
اما خیلی دوس دارم معشوقم باشم ... ینی واقعا کسی باشه که منو دوس داشته باشه ( در حد خودم )

یا همین دیروز به رفیقم بابت جشن تولدش هدیه دادم ولی اگر برام هدیه نیاره چن روز بعد (20 آذر) چشاشو از کاسه در میارم.

من ترجیح میدم همسر خوبی باشم و البته از خدا هم همسر خوبی [تصویر: heart.png] میخوام
سلام
توی سن ماها یکم طبیعیه که دوست داشته باشیم علاوه بر عاشق بودن،یه کسی هم مارو دوست داشته باشه.اما باید دید دوست داشتن کسی حس بهتری به ادم میده یا اینکه کسی دوستمون داشته باشه.
اینم نکته مهمیه که حتما در موردش بحث میکنیم.ادم واسه یه عده اگه کادو ندن،کادو نمیدهBig Grin اما برای یه عده،اگه کادو ندن مهم نیست،بازم با جون و دل براشون کادو میخره.این دوتا گروه فقط میزان دوست داشتنشون متفاوته.پس ما با دوست داشتن کسی برای خودمون تعهد ایجاد میکنیم.

(۷/آذر/۹۳ ۱۹:۳۲)رضوانه نوشته است: [ -> ]
من دوست ندارم عاشق کسی باشم و دوست ندارم معشوق کسی باشم(حتی همسر! )

به نظرم اینکه عاشق کسی باشی اونو محدود میکنی و خودتو اذیت

و اگر کسی عاشقت باشه ناخواسته تو رو محدود میکنه

سلام
اصلا نمیخوایم وارد تفاوت معنایی کلمه ها بشیم.اصلا فرق نمیکنه.دوست داشتن بهتره یا دوست داشته شده.اینجا یه تفاوتی وجود داره.ابراز کردن یا محل ابراز کسی قرار گرفتن.اغلب ادما دوست دارند ابراز کنن.مخصوصا توی اطعام خیلی جالب بود که همه دوست دارند اطعام بکنند.خیلی جالبه سودش رو یه ادم دیگه میبره اما به من حس خوبی دست میده.حالا اگه پولداری شهر رو اطعام کنم حس بهتری دارم یا فقیرا؟ هر چی نیاز اون ادم بیشتر باشه باز من حس بهتری بهم دست میده.
جالبه
اما در مورد محدودیت
مثلا اگه کامپیز پسر همسایه عاشق فخری دختر همسایه بشه برای فخری محدودیت ایجاد کرده؟
نه!اون محدودیت مال تعهد های بعد از وصاله،مثل قرار دادهای دیگه.وقتی فلانی ماشینش رو به بنده فروخته تعهد کردیم که مالکیتش مال منه،نمیتونه شب بیاد از حیاط ما ورش داره ببره.
در ازدواجم همونایی که هیچکس نمیخونه و امضا میکننBig Grin در واقع تعهداتیه که ادما باید بهش پایبند باشند.


اقای

اصل سوال اینه
یه فلشی وجود داره که مهم اینه،نوک پیکانش به سمت ما باشه بهتره(یعنی مورد ابراز کسی قرار بگیریم) یا نوک پیکان به ست بیرون باشه؟یعنی ما ابراز کنیم


راستی دوستان وقتی میگیم همسر خوب بودن یا خوب داشتن اصلا به این معنی نیست که پس همسر بدی داشته باشیم.
میتونه یه همسر معمولی باشه.اما ادم وقتی ابراز میشن گویا بیشتر لذت میبرند.یعنی اون شارش انرژی،رحمت(حالا هر اسمی) به سمت بیرون باشه....


(۷/آذر/۹۳ ۱۹:۳۲)میم.حسین.الف نوشته است: [ -> ]
قاعدتا انتظار می رود که آنکه پرتو می افکند بر سایر و یا سایه بانی می شود و در برگیرنده است مطلوب تر باشد

انگار احساس نوعی بزگی می دهد که به آغوش بکشی و دستانت را حلقه به دور کسی یا چیزی کنی و از طرفی احساس ضعف و شاید حقارت دارد اینکه دستی دورت حلقه شده و یا سایه ای بر سرت انداخته باشد
این جمله تون خیلی قشنگ جالب بود.واقعا تکریم دیگران برای خود ادم کرامت و بزرگی میاره.
خیلی ممنونم ،زاویه دوربینتون هم عالی بود،واقعا در پیش خلق دوست داری ابراز کنی و در پیش مخلوق از مفعول بودن انسان لذت میبره و در نهایت به جایی میرسه که فقط نظر خدا و رضایت او براش مهمه.عالمی بگه زنده باد فلانی یا بگه مرده باد فلانی،براش فرقی نمیکنه....

کانون توجه و عاشق بودن هم نکته قابل تاملی بود،تا حالا بهش فکر نکرده بودم.




(۱۰/آذر/۹۳ ۶:۲۲)namekarbary نوشته است: [ -> ]دو مورد هست. یکی در مورد روابط احساسی بین انسانها و دیگه روابط اخلاقی بین انسانها. مورد اول سوال سختیه، تجربه زیادیم می خواد. مثلا آدم باید خودش مادر/پدر بشه تا بدونه... ولی مورد دوم،

کمک کردن و اطعام کردن و همسر خوبی بودن و هدیه دادن احساس بهتری به آدم می ده از کمک دریافت کردن و همسر خوبی داشتن و هدیه دادن و ... اما این که کدومش بهتره، باید پرسید برای چه کسی کدومش بهتره؟ برای کمک کننده یا شونده؟ اگر اطعام بشیم برای اطعام کننده حس بهتری داره و اگه اطعام کنیم برای خودمون. پس اگه مقصود رضایت باشه، اگه رضایت ما باشه خوبی کردن و اگه رضایت فرد دیگه باشه خوبی دریافت کردن!

بنابراین بهتر بودن برای این دو فرق نمی کنه. اما بهترین رضایتمندی، رضایتمندییه که هر دو سمت بهره مند بشن ازش. پس برای این که رضایتمندی دوسویه باشه، بهتر از همه هم اینه که رابطه دوطرفه باشه:
کمک کردن همراه با کمک شدن بهترینه.
همسر خوبی داشتن به همراه همسر خوبی بودن بهترینه.
هدیه دادن همراه با هدیه گرفتن بهترینه.


درسته ،بهترین جواب برای هر شخص میشه جوابی که طرف نقش های دیگه رو هم تجربه کرده باشه.
"برای چه کسی کدومش بهتره؟"
برای خود شخص،من نوعی

با این حرف شما میتونیم به قسمت بعدی ورود پیدا کنیم،خیلی هم عالیSmile
"بنابراین بهتر بودن برای این دو فرق نمی کنه. اما بهترین رضایتمندی، رضایتمندییه که هر دو سمت بهره مند بشن ازش. پس برای این که رضایتمندی دوسویه باشه، بهتر از همه هم اینه که رابطه دوطرفه باشه:
کمک کردن همراه با کمک شدن بهترینه.
همسر خوبی داشتن به همراه همسر خوبی بودن بهترینه.
هدیه دادن همراه با هدیه گرفتن بهترینه."

این حالت ایده ال هست و به قول شما بهترین حالت اینه.


حالا سوالای بعدی


1-اگه همسر(یا دوستتون) شما قدر محبت شما رو ندونه،دیگه بهش محبت نمیکنید؟
2-اگه همسر شما به شما خیانت کرد(در هر سطحی) شما چه برخوردی دارید باهاش؟
3- به طور کلی جواب بدی رو با خوبی میدید یا بدی؟


4-اینو اقایون بگن،از سرکار اومدین خونه،خسته،بعد همسرتونم خونه نیست و مهمونیه و ظرفای دیروز و پریروز هم شسته نشده،شمام میخواید اب بخورید؟چیکار میکنید؟همسرتون اومد چه برخوردی باهاش دارید؟
(تصور کنید بعد جواب بدید)


5-براتون مهمه کسی تشکر کنه؟مثلا به یکی از دوستانتون یه لطفی کردید که در واقع زندگیش نجات پیدا کرده،این کارو اه شرایطش رو داشته باشید مخفیانه انجام میدید یا اشکار؟دوستتون بفهمه شما کمکش کردید که بعدا بخواد جبران کنه یا فکر کنه خود به خود کارش درست شده؟
6-تا حالا به پرنده ها دونه دادید؟ در بچه گیتون به عروسکتون چقدر محبت کردید؟


اینا رم بگیدAngel
نقل قول:به نظرتون اونی که عاشق هست بیشتر لذت میبره یا معشوق؟

اونی ک عاشقه ...

نقل قول: هدیه دادن بهتره یا هدیه گرفتن؟

هدیه دادن ،
وقتی خنده و خوشحالی کسی رو میبینی ک دوستش داری و براش یاد آوری می کنی ک دوستش داری، حس خیلیییی خوبی در درون آدم وجود میاد
درسته موقع هدیه گرفتن، آدم خیلی خوشحال میشه، اما هدیه دادن لذتبخش تره ...

نقل قول: همسر خوبی بودن بهتره یا همسر خوبی داشتن؟

اکثر ماها، جدای از حرفامون، همسر خوبی هستیم ب شرط همسر خوب داشتن
پس همه مون خوب بودن رو دوست داریم، پس همسر خوب داشتن رو ترجیح میدیمSmile

نقل قول:-اگه همسر(یا دوستتون) شما قدر محبت شما رو ندونه،دیگه بهش محبت نمیکنید؟
همسر، ی آشنا نیست ک اگه ازش سود نبردی، بتونی بندازیش دور
انتخابیه ک وقتی انتخابش کردی باید تا آخر پای انتخابت وایسی،
مثل خواهر و برادر ک هر کدومشون هر اتفاقی هم براشون بیفته و هر مشکلی هم بینشون پیش بیاد، هیچ چیز نمیتونه خواهر و برادریشون رو از بین ببره (گرچه تبصره طلاق هست، اما همین بس ک با هر بیدونه طلاق، عرش الهی ب لرزه در میاد ...Confused )

اما درباره "دوست"،
اگه نخوایم درگیر واژه ها بشیم، جوابش میشه : نه! تا ی جایی میشه پیش رفت، وقتی ک دیگه نمیخواد، نخواسته دیگه
---> البته ب هرکسی نمیشه گفت "دوست"، این واژه خیلی ارزشمند تر از این حرفاست Heart

نقل قول:-اگه همسر شما به شما خیانت کرد(در هر سطحی) شما چه برخوردی دارید باهاش؟
ب همون دلیل بالا، حالا باید بسته ب سطحش گوشش رو پیچوند، اما کاریش نمیشه کرد، همسره دیگه :دی

نقل قول:به طور کلی جواب بدی رو با خوبی میدید یا بدی؟

ب طور کلی بستگی ب آدمش داره Wink
ب ی سری از آدمها اگه با خوبی جواب بدی، بهشون اجازه سو استفاده رو دادی
و ب ی سری ها، "باید" خوبی کرد، هرچند بدی کنن <-- این "باید" برمیگرده ب قوانین اخلاقی و وجدانی و ... Smile

نقل قول:براتون مهمه کسی تشکر کنه؟
مثلا به یکی از دوستانتون یه لطفی کردید که در واقع زندگیش نجات پیدا کرده،این کارو اه شرایطش رو داشته باشید مخفیانه انجام میدید یا اشکار؟دوستتون بفهمه شما کمکش کردید که بعدا بخواد جبران کنه یا فکر کنه خود به خود کارش درست شده؟

نه، مهم نیست Smile
اما خوبه ک بدونه، نه برای جبران کردن بعدش، برای اینکه طرفش رو (من رو) بهتر بشناسه، این شناخت کمک می کنه ب برداشت درست تر از روابط و حدود دوستی
مثلا پسفردا ی سوء برداشتی، سوء تفاهمی ، مشکلی یا هر چیزی پیش اومد، بهتر میتونه شرایط رو بسنجه

نقل قول:تا حالا به پرنده ها دونه دادید؟ در بچه گیتون به عروسکتون چقدر محبت کردید؟

ما کلا نون و برنج ته سفره مون، نذر پرنده هاست :دی
وقتی پرنده ها دست جمعی میان واسه غذا خوردن و پریدنشون موقعی ک پاتو میذاری تو حیاط واقعا صحنه قشنگیه
کل کل کردن نرهاشون و سرگروهشون
وقتی تازه جوجه ها از تخم در میان، وقتی بال بال میزنن (با اون نوکهای ی مدلیشون :دی ) تا مادرشون بهشون دونه بده
وقتی توی تابستون میان توی آب کنار گلدون آبتنی می کنن
پناه گرفتنشون زیر برگ درختا، موقع باروون
HeartHeartHeart
عروسک هم ک دیگه دختره و عروسکهاش دیگه Big Grin
به نظر من در تنها موردی که معشوق بودن و محبت دریافت داشتن خیلی حس خوبی به انسان میده رابطه زن هست در ارتباط با شوهرش!

چون برای مثال ما همیشه دوست داریم که کاری برای پدر و مادرمون انجام بدیم و مثلا چیزی براشون بخریم که خوشحال بشن و اون لذت را با هیچ جیزی تو دنیا برابر نمی دونیم یا مثلا دوست داریم که بچه هامون رو شاد و خوشحال کنیم حتی اگه مواردی باشه که خودمون لذت نمی بریم ، مثل چیزای زیادی هیجان انگیزBig Grin ولی جون می دونیم بچه ها دوست دارن ما هم ازلذت بردن اونها لذت میبریم!

ولی در ارتباط با شوهر این شیرین تر هست که همه عشقها و محبتهایی که به دیگران بروز می دیم از طریق همسرمون باز یافت کنیم! فکر میکنم علتی که این همه توقع بین همسران بالا هست همین باشه!!
1-اگه همسر(یا دوستتون) شما قدر محبت شما رو ندونه،دیگه بهش محبت نمیکنید؟
اتفاقا برای من نسبت به دوستم این اتفاق برام افتاده و نتونستم بهش محبت نکنم شاید رابطمون کمرنگ شده باشه ولی هروقت دیدمش مثه قبل رفتار کردم درباره همسر بعید می دونم بخوام بی محبتی رو تلافی کنم من وظیفه خودم رو انجام می دم به هر حال زندگیه دو نفر شرایطش با دوستی خیلی متفاوته
2-اگه همسر شما به شما خیانت کرد(در هر سطحی) شما چه برخوردی دارید باهاش؟
واقعا نمی دونم با خیانت همسر چیکار می شه کرد البته به سطح خیانتش هم بستگی داره در چه حدی باشه و به سطح روابطمون قبل از اون اتفاق ولی ته دلم احتمالا خیلی زیاد دلگیر خواهم شد
3- به طور کلی جواب بدی رو با خوبی میدید یا بدی؟
اینم بستگی داره کی بهم بدی کنه کنه ولی خب اخلاق اسلامی می گه نباید با بدی جواب بدم چون اونجوری منم مثله اون می شم سعی می کنم ازش بگذرم حتی اگه نتونم بهش خوبی کنم بدی هم نمی کنم


4-اینو اقایون بگن،از سرکار اومدین خونه،خسته،بعد همسرتونم خونه نیست و مهمونیه و ظرفای دیروز و پریروز هم شسته نشده،شمام میخواید اب بخورید؟چیکار میکنید؟همسرتون اومد چه برخوردی باهاش دارید؟
(تصور کنید بعد جواب بدید)


5-براتون مهمه کسی تشکر کنه؟مثلا به یکی از دوستانتون یه لطفی کردید که در واقع زندگیش نجات پیدا کرده،این کارو اه شرایطش رو داشته باشید مخفیانه انجام میدید یا اشکار؟دوستتون بفهمه شما کمکش کردید که بعدا بخواد جبران کنه یا فکر کنه خود به خود کارش درست شده؟
تا حالا خیلی شرایطش برام پیش نیومده ولی فک کنم یجوری انجام می دم که نفهمه البته توی اطرافیان دیدم که یجوری انجام می دن همه بفهمنBig Grinمثلا یکی از دوستام واسه مراسم عروسیش رفت پیش یکی دیگه از دوستام که وضعشون بهتر بود ازش خواست لباس عروسش رو قرض بده کسی هم نفهمه...فک کنم عالم وادم فهمیدن...خب من اگه جاش بودم ومی خواستم این کارو انجام بدم واسه رضای خدا اصلا به کسی نمی گفتم


6-تا حالا به پرنده ها دونه دادید؟ در بچه گیتون به عروسکتون چقدر محبت کردید؟
به پرنده ها که زیییییییییییییییییییییییادAngelخیلی اصن با عروسکم زندگی می کردم تخیلم قوی بود بچه واقعی تصورش می کردم هر بلایی هم که بگید سر عروسکام اوردم حتی یه دفعه بهشون امپول پنی سیلین واقعی زدم عروسکم نابود شدBig GrinBig Grin


اینا رم بگیدAngel
[/quote]
تا زمانی که معشوقی که لیاقت عشقی به حق رو داشته باشه رو به عاشقی عاشق نبینیم, معنای هیچکدوم رو در نیافته ایم.
(۱۰/آذر/۹۳ ۱۲:۲۳)zahra11 نوشته است: [ -> ]به نظر من در تنها موردی که معشوق بودن و محبت دریافت داشتن خیلی حس خوبی به انسان میده رابطه زن هست در ارتباط با شوهرش!

چون برای مثال ما همیشه دوست داریم که کاری برای پدر و مادرمون انجام بدیم و مثلا چیزی براشون بخریم که خوشحال بشن و اون لذت را با هیچ جیزی تو دنیا برابر نمی دونیم یا مثلا دوست داریم که بچه هامون رو شاد و خوشحال کنیم حتی اگه مواردی باشه که خودمون لذت نمی بریم ، مثل چیزای زیادی هیجان انگیزBig Grin ولی جون می دونیم بچه ها دوست دارن ما هم ازلذت بردن اونها لذت میبریم!

ولی در ارتباط با شوهر این شیرین تر هست که همه عشقها و محبتهایی که به دیگران بروز می دیم از طریق همسرمون باز یافت کنیم! فکر میکنم علتی که این همه توقع بین همسران بالا هست همین باشه!!
خیلی جالبه
خیلی ها مون اینطوری فکر میکنیم.
اقای دکتر غفرانی شاکی بود که چرا خانم ها در مواجهه با همه چیز میتونن عشق یه طرفه داشته باشن اما به شوهرای بیچاره میرسه اینطوری نیستنBig Grin
مثلا میگفت شما دکور خونه رو عوض کردید و خیلی هم خوشحالید.
حالا پسرتون میاد خونه و نمیفهمه،براتون مهم نیست:سلام پسرم،خسته نباشی بیا بریم بهت شیرنی بدم
بعد پدرتون میاد: سلام پدر،خوش اومدی،بیا چای تازه دم بهت بدم.
حالا اون بیچاره بدبخت خسته میاد(حرفای خود دکترBig Grin) ،بعدشم متوجه نمیشه،خانوما کلی ناراحت میشن(حاال چه درونی چه بیرونی میگن) که ای بی لیاقت،منو بگو که واسه این کلی وقت گذاشتم و ....

نمیدونم چرا،حالا چی درسته،اما اقای دکتر که مشاوره میدن گویا یه اتفاق خیلی شایع و متاسفانه اختلاف برانگیزی هست که خانوما از همسرشون خیلی توقع دارند و اقایونم هیچ وقت نمیتونن چه براورده کنن،اصلا این توقع درسته یا نه....
خلاصه اقای دکتر شاکی بود هی میگفت شما خانوما با این اقایون بیچاره چه پدرکشتگی دارین؟Big Grin
یه موردم که زینب جان گفت،رابطه مادر با فرزند خیلی جاها منوط میشه به رابطه پدر با مادر.
معمولا ادما وقتی رابطه خوبی با شوهرشون نداشته باشند رابطه خوبی هم با بچه شون ندارن.نمیتونن بی منت سرریز عشق کنن.
این خوب نیست.
اگه این توقع و رابطه بده بستون وجود نداشت ،رابطه مادر و فرزند همیشه عالی بود وگرنه بچه بیچاره چه گناهی کرده.
البته ادم باید برای پیچیدگیای زندگی خودش خیلی فکر کنه که کار درست کدومه.
یاسین جان.
به نظرم کمکاری آقایونه.
عشقشون رو که میخوان ابراز کنن انگار دارن جون به عزرائیل بدن. البته دور از جون.
اما اگه بدونن اون زن هنوز مال اونا نشده زبونشون خوب کار میکنه.
همچین که میفهمن زنه دیگه عشق و قلبش مال اونا شد دیگه میرن پی کارشون.
ببینین...
ابراز عشق و علاقه چند نوعه.
من فکر میکنم خانوما ابراز عشق زبانی رو به عشق عملی ترجیح میدن.
اما آقایون عشق رو این مدلی ابراز نمیکنن.
این میشه که هیچی جای خودش قرار نمیگیره.
به نظر من عشق یه شوهر به زنش بااااید عین فیلم هندی ها باشه.
عشق زن به شوهر خود به خود غلیان میکنه.
(۱۰/آذر/۹۳ ۱۵:۵۷)زینب خانوم نوشته است: [ -> ]یاسین جان.
به نظرم کمکاری آقایونه.
عشقشون رو که میخوان ابراز کنن انگار دارن جون به عزرائیل بدن. البته دور از جون.
اما اگه بدونن اون زن هنوز مال اونا نشده زبونشون خوب کار میکنه.
همچین که میفهمن زنه دیگه عشق و قلبش مال اونا شد دیگه میرن پی کارشون.
ببینین...
ابراز عشق و علاقه چند نوعه.
من فکر میکنم خانوما ابراز عشق زبانی رو به عشق عملی ترجیح میدن.
اما آقایون عشق رو این مدلی ابراز نمیکنن.
این میشه که هیچی جای خودش قرار نمیگیره.
به نظر من عشق یه شوهر به زنش بااااید عین فیلم هندی ها باشه.
عشق زن به شوهر خود به خود غلیان میکنه.
همه اشم کم کاری نیست خیلی سوء تفاهم ها از تفاوت بین زن و مرد نشئت میگیره.
مثلا همون مثال معروف که خانوما میتونن در یک زمان چندتا کار رو انجام بدن.
خب چون من خودم به عنوان یه خانوم میتونم فکر میکنم همه میتونن.به هر حال ما خانوما در مدت روز مجبوریم کلی کار همزمان انجام بدیم و اگه بخوایم جدا جدا وقت بزاریم باید تو دوروز کار یک روز رو انجام بدیم.خب حالا مثلا یه خانومی مثل من فکر میکنه و انتظار داره که همسرش هم غذا بخوره هم اخبار گوش بده هم به حرف این توجه کنه،بعد متوجه میشه که تا الان اقا به حرفش گوش نداده و دلخوری پیش میاد.
یا مثلا همونطور که یه سری مباحث مردونه برای من کسل کننده است خب برای اقا هم یه سری اتفاقات زنانه کسل کننده است و علاقه ای به گوش کردن نداره.مثلا من اصلا برام مهم نیست که در خودرو ها چه اجزایی داریم و تفاوتشون باهم چیه.
حالا
اقایون زورشون زیاده فکر نمیکنن که الان همسرم رفته خرید شاید با اون میوه ها سختش باشه این مسافت رو طی کنه یا از جوب بپره و ...
اصلا به ذهنش خطور نمیکنه
از اون طرف هم خانومه انتظار داره که اقا از کارش بزنه و به این قبیل کارها بپردازه.
به نظرم در درجه اول تفاوت های بین زن و مرد باعث سوء تفاهم میشه وگرنه اکثر ادما دوست دارند که خوب باشن.
اون مسائل که مانع از عشق و باعث عشق نمیشه.
ببین!
مثلاً اگه شوهر من اخبار میبینه و به حرفای من گوش نمیده، ممکنه ناراخت بشم، اما از عشقم بهش کم نمیشه.
عشق مال شرایط خاصه.
مثلاً اگه شوهرها دو هفته یه بار یه جمله محبت آمیز بگن، تا دو هفته اون جمله یاد خانوم میمونه و بعد دیگه هرچی هم اخبار گوش بدن، ناراحتی پیش میاد، اما میزان اون عشق و علاقه هه هنوزم میچربه و هنوزم زن عاشق شوهرشه.
اما بهتره که این عشق از سوی آقایون زبانی ابراز بشه و از سوی زن ها یه جور دیگه.
مثلاً زنی که عاشق شوهرشه، باهاش تو خونه سرایداری هم زندگی میکنه و لزومی نداره دم به دیقه بگه همسرم! من عاااشق توام.
اما یه مرد فقط کافیه بیان کنه که عاشق زنشه.
مردها در دراز مدت از این که یکی عاشقشون باشه و هی ابراز کنه، بدشون میاد.
فکر میکنن استقلالشون رو از دست دادن.
فکر میکنن یه چیزی آویزونشون شده.
مثل این که وقتی عصبانین دوست ندارن کسی دم پرشون بگرده.
اما یه زن دنیاش فرق داره.
زن حتی وقتی ناراحته، دوست داره یکی بیاد باهاش حرف بزنه.
وقتی یکی عاشقش باشه، حس استقلالش رو در خطر نمیبینه.
خوشش هم میاد و گاهاً اون حس استقلال رو فدای عشقش میکنه.
اما من به شخصه فکر میکنم ابراز عشق باید از جانب شوهرها باید باشه.

(۱۰/آذر/۹۳ ۱۰:۱۴)یاســین نوشته است: [ -> ]

1-اگه همسر(یا دوستتون) شما قدر محبت شما رو ندونه،دیگه بهش محبت نمیکنید؟
2-اگه همسر شما به شما خیانت کرد(در هر سطحی) شما چه برخوردی دارید باهاش؟
3- به طور کلی جواب بدی رو با خوبی میدید یا بدی؟


4-اینو اقایون بگن،از سرکار اومدین خونه،خسته،بعد همسرتونم خونه نیست و مهمونیه و ظرفای دیروز و پریروز هم شسته نشده،شمام میخواید اب بخورید؟چیکار میکنید؟همسرتون اومد چه برخوردی باهاش دارید؟
(تصور کنید بعد جواب بدید)


5-براتون مهمه کسی تشکر کنه؟مثلا به یکی از دوستانتون یه لطفی کردید که در واقع زندگیش نجات پیدا کرده،این کارو اه شرایطش رو داشته باشید مخفیانه انجام میدید یا اشکار؟دوستتون بفهمه شما کمکش کردید که بعدا بخواد جبران کنه یا فکر کنه خود به خود کارش درست شده؟
6-تا حالا به پرنده ها دونه دادید؟ در بچه گیتون به عروسکتون چقدر محبت کردید؟


1. همسر با دوست فرق داره.
من اگه همسرم قدر محبتم رو ندونه، مادامی که به اون محبت من توهین نکنه، بازم بهش محبت میکنم.
اما زمانی که اون محبت منو نخواد، من دیگه محاله اون محبت رو ادامه بدم.
اما دوست اگه فقط یه بار قدر ندونه، من دیگه محل نخواهم کرد.

2. خدا اون روز رو نیاره.
اما اگه بکنه، مسلماً از جانب من رفتار خوشایندی نخواهد دید.
در واقع اون روی قشنگم بالا میاد.Big Grin
منم محاله که دیگه دوستش داشته باشم.
ممکنه به خاطر بچه ام یا از ترس آبرو یا مسائل مالی یا هر مسئله دیگه ای که خانم های الآن باهاش مواجهن، منم ازش جدا نشم، اما دیگه روی عشق رو نخواهد دید.

3. من یه اخلاق بدی دارم و اونم اینه که عین آینه میمونم.
اگه بهم خوبی کنن، حتماً منم خوبی میکنم.
اما اگه بهم بدی کنن، یا بدی میکنم و یا اگه زورم نرسه، قطع رایطه میکنم.

4. همسرم میگه مهم نیست. غذا تو یخچال باشه، من لیوان رو میشورم.Big Grin.

5. من مگه کمک به فقیر باشه که مخفیانه انجام بدم.
وگرنه اگه به کسی بخوام کمکی بکنم که زندگیشو نجات بدم، براش این حق رو قائل میشم که بدونه که میخوام کمکش کنم.
تشکر هم خیلی خیلی خیلی خیلی برام مهمه.
یعنی من حتی بعد از هر وعده غذا توقع دارم همسرم ازم تشکر کنه.
توقع دارم وقتی پیرهنش رو اتو کرده از تو کمد برمیداره، ازم تشکر کنه.
منم گاهی که میاد خونه بابت زحمتاش ازش تشکر میکنم.
اما برای کوچکترین کارم هم دوست دارم مورد تشکر واقع شم.
Big Grin
نه این که طرف شرمنده شه ها!!!
در حد "دستت درد نکنه" خستگی اون کار رو از تنم بیرون میکنه.

6.همین دو هفته پیش از شر اون جوجه هایی که واسه زهرا خریده بودیم راحت شدیم و تحویلشون دادیم به یکی که 4 تای دیگه هم مرغ و خروس داشت.
هیکلشون اندازه مرغ بود، اما هنوز جیک جیک میکردن.
فکر کنم قد قد آموزشی باشه.Big Grin
علی ایها الحال...
هر چی خودمون میخوردیم، باید یه ذره اش رو هم به اونا میدادیم.
زهرا که یاد گرفته بود 2-3 قاشق ته بشقابش رو نمیخورد و میگفت این مال جوجوها...
گاهی خودمون غذامون نونی بود، اما واسه این تحفه ها برنج میپختیم.
گفتیم مادر ندارن، ما براشون مادری کرده باشیم.Big Grin
حالا چطور؟
در بچگی مون هم زیاد امکانات نبود.
عروسکی داشتم که مامانم همزمان با تولد داداشم برام خریده بود که من لج نکنم.
بهم گفته بود تو نی نی خودت رو بزرگ کن و منم نی نی خودم رو.
خلاصه مامانم به داداشم غذا میداد، منم بهش از این شیشه شیرا که شیرش میرفت تو درش، از اونا میدادم و فکر میکردم میخورد.
حمامش میکردم.
فقط یه مشکلی داشت...
من ناراحت میشدم که نی نی مامانم کار خرابی میکنه و نی نی من نمیکنه.
Big Grin
به گواه خانواده سرش داد میزدم که داری با من لج میکنی؟
یالا کارت رو بکن.Big Grin
کودکی هم عالمی داشت.
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10
آدرس های مرجع