سلام دوستان
عذرخواهی میکنم بابت تاخیرم،چند روز به نت دسترسی نداشتم.
از همه دوستان بابت شرکت در بخث ممنونم و هیلی بیشتر ممنونم بابت صداقتتون در پاسخ ها.
به صورت اجمالی جواب بعضی دوستان رو میدم و بعد بریم جلوتر.
اینو چون خیلی از دوستان مطرح کرده بودند عمومی میگم.(حالا خودمم مستثنی نیستما،صرفا حرفای استادو میزنم نه اینکه خودم الان عالم ربانی ام

)
انصافا با خوبا خوب بودن و با بدا بود بودن،هنر میخواد؟تلاش میخواد؟از خود گذشتگی میخواد؟
منم خودم اعتقاد داشتم ادم باید با همه مثل خودشون رفتار کنه که پر رو نشن(حالا این فکر درسته؟)
یه اقایی تو تی وی میگفت مکارم اخلاق یعنی همین،یعنی اینکه با بدها هم خوب رفتار کنید.حالا منظور این نیست که بی تدبیری کنید اما اغلب مواردی که پیش میاد چون به منیت ما توهین شده ما عصبانی میشیم.
چرا بعضی ادمها از ابراز عشق کسی ممکنه بدشون بیاد؟
شاید یکی از دلایلی که اقایون از ابراز عشق خانوما فرار میکنند اینا باشه:
- خانمها (یا برعکسش ،فرقی نداره) این کارو گاهی با منت انجام میدن یا میخوان طرفو نمک گیر کنن که بعدا در مواردی تو رودرواسی بمونه .یا در ازای عشقشون توقع دارند و خوب هیچ ادمی،نه تنها مردها،خوششون نمیاد یکی به ادم محبت کنه که بعدا باید جبران کنند.شاید این جمله هارو زیاد شنیدیم که یکی میگه من فلان کارو کردم واست و طرف مقابل میگه میخواستی نکنی.
اره واقعا همینه.اسم این عشق یا محبت نیست،فقط بده بستونه.
- یا تدبیر لازم وجود نداشته،ابراز عشق فقط زبانی نیست،ادم باید یکم خلاقیت داشته باشه در ابرازش و تکراریش نکنه.
- گاهی اوقات خانوم یا اقا لفظا به طرفشون میگن دوستت داریم اما موقع عمل میبینی که خودشون رو بیشتر دوست داشتن خوب معلومه که هیچ کس دیگه این ابراز عشق رو باور نمیکنه.
و کلی دلیل دیگه که وجود داره وگرنه هیچ ادمی از مورد ابراز محبت قرار گرفتن نه بدش میاد و نه فرار میکنه.
از اینکه مملوک کسی باشه فرار میکنه.منم با اقای میم.حسین .الف موافقم،اصلا اینا عشق نیست.
ایا مهمه کسی لیاقت محبت ما رو داشته باشه یا نه؟
یه روز دونه ریختین،کبوتره اومده و دونه ها رو خورده و یه کار خرابی هم در بالکن شما کرده،خالا یعنی دیگه اون کبوتر لیاقت محبت شما رو نداشته؟اغلب ما به این موضوع فکر هم نمیکنیم.
چه اتفاقی میفته که در قبال عرضه محبتمون به کبوترا میتونیم بی منت باشیم اما برای کوچکترین کار از ادما توقع داریم؟حتی توقع داشتن لیاقت عشق ما؟
السا جان اون ادمی که محبت کرده و شکست خورده از کجا میدونیم که اگه محبت نمیکرد شکست نمیخورد؟اون موقع همه سرزنشش میکردن که چون محبت نکردی شکست خوردی،گیر ادما جای دیگه است.
قبلا هم گفتن نه فقط مردها ،به هیچ ادمی محبت کنیم و چرتکه بندازیم که خوب دیروز محبتو کاشتم فردا دروش کنم و خودم استفاده کنم،خوشش نمیاد.
به قول فاطمه خانوم محبت نوبتی نیست.
مثلا روز شب یلدا است و زن دوست داره بره خونه مامانش و مرد بره خونه مامان خودش.حالا مرد از یه هفته قبل برای خانومش گل بخره،محبت کنه که اون خانوم در عشق غوطه ور شه و موقع انتخاب خونه مادر شوهرو انتخاب کنه.خوب این عشق نیست.طرف برای رسیدن به خواسته اش از مدل عشق استفاده کرده.
اغلب ابراز علاقه ادما از روی خودخواهیه وگرنه هیچ وقت طرف نمیگه من اینقدر به این محبت کردم فلان شد،یعنی تا حالا داشته میشمرده....
خب....
اول بگم که من اصلا قصدم این نیست که نظر دوستان رو عوض کنم اما یه مطلب قابل تاملی وجود داره که ادم تا جوون هست باید رو اینها کار کنه.ممکنه کسی اینا رو قبول داشته باشه یا نداشته باشه،اما با عینک بدبینی و گاردگیری بهشون نگاه نکنیم.یه سطح از زندگی وجود داره که ادمای خاصی دارن توش زندگی میکنند و اتفاقا خیلی هم ارامش دارند.
اقای دکتر غفرانی میگن که در عالم همه چیز(البته ایشون میگفتن همه چیز اما اینم جای تامل داره درست و غلطیش)
خلاصه در عالم همه چیز ابرازش یک طرفه است.
یعنی باران کاری نداره که بیابان سبز میشه یا نه اما میباره،یه پرنده کاری نداره کسی از صوت این لذت میبره یا نه اما میخونه....
همه ما در مورد طعام و اطعام متفق قول بودیم که به کسی غذا بدیم بیشتر لذت میبریم تا اینکه اون غذا رو خودمون بخوریم،اما در مورد یه بچه دو ساله این صدق نمیکنه،یعنی لذت خوردن براش بیشتره...
حالا اون مثال هایی که زدم بسته به اینکه چقدر فطرت ما رشد کرده باشه میتونه حس متفاوتی به ما بده.
اصلا نمیخوایم قضاوت کنیم و کسی الان بره جوابا رو بخونه و بگه فلانی فطرتش رشد که فلانی نه،بحثمون این نیست چون ادما برای انتخابشون میتونن دلایل مختلفی داشته باشند.مثلا من هدیه گرفتن رو دوست ندارم چون 90 درصد هدیه هام با سلیقه من متفاوته خب حالا یکی ببینه نمیتونه حکم بده پس من حتما فطرتم رشد کرده.اینو فقط خود ادما میفهمن.
حالا تو سن های بالاتر ادما اگه رشد کرده باشند از محبت کردن لذت میبرند تا اینکه مورد محبت کسی باشن،نه به این معنی که کسی با من بدرفتاری کنه پس بهتره،منظور اینکه من محبت میکنم چه طرف مقابلم متوجه بشه و چه نشه،چون این ابراز رو برای خودم دارم.بده بستونمم فقط با خدا دارم که از نهان دل ها با خبره.
مطمئنا ادمایی که در برابر محبت ما بی انصافی میکنند اون دنیا خدا به حساب کتابشون میپردازه و به ما ارتباطی نداره.
اگه کل ادمای اطرافتون حس بویایی نداشتن اون وقت شما عطر میزدید؟بهتره یاد بگیریم برای خودمون مرتب و منظم و مهربان و خوش برخورد باشیم.برای خودمون پکی از زیبایی ها باشیم و نه برای دیگران و حرف دیگران.
استاد میگه :
مثلا مامانه داره خونه رو تمیز میکنه بچه میگه ،مامان میخواد مهمون بیاد؟
مادر:اره دخترم( اخه ما ادم نیستیم که برای خودمون تمییز کنیم)
................
مامان خاله داره میاد خوه رو مرتب نکنیم؟
-نمیخواد ،خاله از خودمونه(اونم مثل ما ادم نیست)
مطالبی که میخوام بگم زیاده چون نمیخوام از حوصله دوستان خارج شه فقط اون ظرف شستن رو بگم چون جالبه و باقیش بمونه.
تو تی وی یه برنامه نشون میداد که مجری و کارشناس و فی الباقی تماشاچی که در بحث هم شرکت میکردند.یه اقایی داشت همین مثال رو تشریح میکرد که من خیلی خوشم اومد.
میگفت یه ادم اگه به بلوغ رسیده باشه از هر چیزی به عنوان یه فرصت بهش نگاه میکنه.اومده خونه و ظرفا نشسته است،اصلا مهم نیست همسر من وقت داشته بشوره و نشسته یا نداشته.
این برای من یه فرصت هست که بتونم بیشتر رشد کنم و به خدا نزدیک شم و تنها چیزی که بهش فکر میکنم همینه(یه سطح هم بالاتر از عشق زمینی و اون میل به رشد و نزدیک شدن به معشوق واقعیه)
(از اقای م.حسین.الف هم ممنونم بابت مثال خوبشون)
از خونه دارم میرم بیرون میبینم کیسه زباله همسایه بغلی جلوی درشونه،اصلا مهم نیست تو دلم بگم چه ادمای بی ادب نفهم ،فرهنگ اپارتمانی بلد نباشه ،دوتا گوسفند فروخته اومده شهر و ....
بی خیال این حرفای زشت و سیاه،میشه به سادگی اونا رو ورداشت و گفت،الحمد الله که خدا اموری رو برام قرار میده و میتونم باهاش ثواب کنم(ثواب هم قبلا در تاپیکی گفتیم که یعنی کنار رفتن حجاب بین خدا و انسان،حالا وقتی میگن ثواب فلان چیز بیشتره یعنی ما از حجاب های بیشتری خارج میشیم،البته اگه کارمون اخلاص داشته باشه)
مگه ما در این دنیا چیزی غیر این میخواستیم؟
اقای دکتر عالی میگن وقتی میخوای کاری رو انجام بدی،اون کاری که نفس واسش کراهت بیشتری داره اونو انجام بده که اون باعث رشد بیشتری هست.
این نقطه عطفشه
خوب فکر کنیم
خداوکیلی ،دو رکعت نماز مستحبی خوندن اسونتره یا اینکه همسر شما یه چیزی گفته از سر لجبازی،بعد شما جوابی دارید که میدونید درسته و اگه بگید شما برنده بحث هستید،اما میدونید گفتنش ،همسرتون رو از سر لج پایین نمیاره و اون ادامه میده.
یه جورایی بگید، دلتون خنک میشه.......حالا باید سکوت کنید
دعای تعقیبات خوندن راحت تره یا اینکه یکی اذیتت کرده،دوست داری بری زود این غیبت رو واسه دوستت تعریف کنی،اما باید جلوی خودتو بگیری.
کدوم سختره؟
اونی که سختره بیشتر باعث رشد ما میشه
نمیگیم کار خوبا رو نکنیم اما فقط کار خوبا کافی نیست در تعامل با مردم ادم رشد میکنه.
ببخشید اینقدر طولانی شد.