تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: عاشق بودن بهتره یا معشوق بودن؟
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10
(۲۳/آذر/۹۳ ۱۳:۰۲)یاســین نوشته است: [ -> ]سلام
البته سوال 3 و 4 اختیاری بودSmile
در جواب سوال سه ،کلیت حرفتون درسته،منتها فقط خود ادما میفهمن که اون موقع که دارند مخالفت میکنند واقعا دنبال دلیل هستند یا صرفا دارند بهانه میگیرند یا به رذیلت های اخلاقی دچارند.
مثال ساده تر
یه دوست دارید که همیشه سوالای حل تمرین اش رو میاد از شما ،اشکال میپرسه ،دیدی که شما نسبت بهش دارید اینه که شما از اون بیشتر میفهمید.
بعد یه روز استاد میاد و میگه از این به بعد دوست شما حل تمرین هست.
اغلب ادما این حس بهشون دست میده
-استاد عجب اشتباهی کرده،حیف من که وقت گذاشتم به این یاد دادم
-ممکنه وسط کلاس حل تمرین سوالایی بپرسیم که بقیه دوستامونم متوجه شن،این حل تمرین،به اندازه کافی نمیدونه و بعد از مدتی ،بقیه اعتراض کنن و استاد فرد بهتری بزاره،البته من نمیگم منو بزاره،نه بابا،من حوصله این کارا رو ندارم اما بهتره فرد با سواد تری انتخاب شه.(مصداق واقعی همز و لمز،اینجاش از همه خطرناکتره)
-یا سر کلاس حل تمرینش نمیریم،هر چی باشه ،هر چی بلده خودم بهش یاد دادم....

حالا ماجرا هم چیز دیگه ای بوده ها.استاد یه توانایی در این شخص دیده که ما خبرم نداریم.
منظورم اینه که حالا هر انتخابی
اصلا معصوم یا معصوم نبودنش مهم نیست،چه بسا قوم هر امام یا پیامبری ،با اینکه واقعا بر حق بودن اما اکثرا مورد انکار بودن.
یعنی اون حالتی که شما میگفتین کمتر پیش میاد.
تاریخ ثابت کرد ،ادما بیشتر مشکل داشتن.

مثل قوم عاد
گفتن ما یه چیزی بهت میگیم اگه از خدات بخوای معجزه کنه حتما ایمان میاریم.
بعد میشینن کلی فکر میکنن که یه چیز محیرالعقول درخواست کنن.مثل ناقه از دل کوه.
بعدم که ایمان نیاوردن و کشتنش.
خدا هم یه سنتی داره
اگه ادما بگن اگه عمل ایکس رو انجام بدی ،ما ایمان میاریم.اگه نیارن خدا عذاب میکنه.چون درخواست خودشون بود.
این نشون میده که تمام وجودشون عناد بوده.

اما سوال 4

در اینکه متاسفانه عده ای از مسئولین وظیفه شونو انجام نمیدن و عده ای خائن داریم،عده ای جیب پر کن داریم و ....
متاسفانه شکی نیست.من سوالمو بد مطرح کردم وگرنه حرف شما درسته.این وظیفه مردم هست که حقوقشون رو پی گیری کنن اما نیت های دیگه.
مثلا الان که من در موضع قدرت هستم باید جلوی فساد رو بگیرم که ادم مستضعف و مسکینی که نمیتونه بیاد از حقش دفاع کنه حقوقش پایمال نشه.یا هزار دلیل دیگه.اون دلیل ها و نیت هامون هم مهمه.
مثلا سر همین قضیه پالم،ادما اینقدر باید فشار میوردن که کارخانجات و وزارت بهداشت مجبور میشد غذای مردم رو طیب کنه.اما برام جالبه که ادما در جاهایی که مهمه صداشون درنمیاد و فقط جاهایی که در ماهواره و شبکه های اجتماعی جو میدن،شور اشون برانگیخته میشه.یعنی این مهمه که من قراره سپر گوشتی یه عده سودجو بشم و بازی بخورم یا واقعا کارم میتونه مفید باشه.
میدونید چی میخوام بگم.همش باید فکر کنیم(زندگی چقدر سخته)،عمل من در جز چه تاثیری داره،در کل چه تاثیری داره،کی میتونه سوء استفاده کنه .....

اما منظور کلی ام که بد مطرح کردم این بود.
قبل از اینکه بگیم فلانی برای من چی کار کرد،اول خودمون رو متهم کنیم.
من هر چی بیشتر توضیح بدم میشم مصداق عالم بی عمل.


سلام.

برای شماره 3 چه بهتر بود همونطور که خودتون گفتید مثلا یه دوست فرضی رو مثال میزدید.
بله اگه مثال این باشه میشه بهش گفت حسادت ولی حساب پیامبر یا کسی که خودشو فرستاده ی خدا معرفی میکنه با این فرق داره....خب اگه اینجوری باشه پس خیلی ها ممکنه که از این موقعیت سوء استفاده کنن و خودشون رو فرستاده یا پیامبر خدا معرفی کنن پس اگه ما بی چون و چرا نپذیریم یعنی حسودیم؟؟؟

برای شماره 4 هم من به طور فرضی دولت رو مثال زدم وگرنه به غیر از دولت که.........حتما متوجه هستید.
در مورد روغن پالم هم توی این یه مورد حالا به نظرم دولت خوب عمل کرد چون تا قبل از این دولت هم پالم وجود داشت ولی اینا اومدن جلوشو گرفتن(البته نمیدونم کاملا موفق به انجام این کار شدن یا نه)....ولی در کل خدا میدونه توی این مملکت چه خبره....

به هر حال هر مسئله ای برای یه عده ای مهمه نمیشه گفت چون فلان مسئله رو ماهواره هم عنوان کرد پس دروغه یا مردم هم حق ندارن در موردش اعتراضی داشته باشن.

به طور کلی ملت ما مثل یه عده مرده متحرک شدن(البته با پوزش از دوستان) هیچ جا صداشون در نمیاد چه مهم باشه چه غیر مهم.

و در مورد جمله آخرتون هم خب بله ما باید در ضمن توقعی که از دیگران داریم به کارهای خودمون هم نگاهی بندازیم.

(۲۳/آذر/۹۳ ۱۳:۳۸)رکن الهدی نوشته است: [ -> ]دوست عزیز شما الان از کجا می فهمین یه کسی فرستاده خداست؟!رو پیشونیش که ننوشته تو خود قرانم گفته مثه همه آدماس!!
پس چه جوری وقتی امام زمان بیان ما می فهمیم معجزه که نمی کنن؟!می گن من مهدی صاحب زمان ممکنه خیلی حرفهایی هم بزنن که خودشون رو معرفی کنن ولی بازم شما از کجا مطمءن می شی غیر از پیامبر چه کسی می تونه ایشون رو تایید کنه!؟

خب خانومی این که دلیل نمیشه چون مثلا ممکنه یک شخصی فرستاده خدا باشه(مثلا 50 درصد) و روی پیشونیش هم ننوشته پس ما هم بی چون و چرا قبول کنیم!

همونطور که برای خانوم یاسین هم گفتم خب ممکنه یه نفر بخواد از این موقعیت سوء استفاده کنه و به دروغ خودشو فرستاده خدا معرفی کنه اونوقت شما چون راهی نداری که بدونی راست میگه یا دروغ ترجیح میدی حرفشو باور کنی؟؟

امام زمان هم همونطور که همه میدونیم ظهورشون و خودشون علایم و نشانه هایی دارن که با بقیه فرق دارن....
نع نشد شما نفرمودین پیامبر چه ویژگی داشتن که مردم باورشون کردن یا حضرت علی؟!ا
نشانه های امام زمانم اصلا قطعی نیستن فقط ظهورشون قطعی؟!مطمءنن می دونید وقتی ظهور کنن یه عده از شیعیان جلوشون وایمیستن. حالا چه جوری بفهمیم ما جزو اون شیعه ها نیستیم وچه جوری قلبمون زو راضی کنیم که ایشونو باور کنه؟!
مگه من گفتم هرکی اومد شما بگو چشم؟!!!حرفتون رو نشنیده می گیرم ..
به نظر منم خیلی اوقات ما رضایت درونی خودمون رو با رضایت خدا اشتباه می گیریم یعنی یجورایی واسه خودمون حق و اجتهاد تعریف می کنینم یاسین جون مثال قشنگی زدن وسواس ها تا جایی پیش می رن که اگه خدا هم بگه آقا پاک شدی می گن نع بزار یه بار دیگه آب بریزم هنوز مطمءن نیستم...باید مواظب باشیم دنبال اینجور رضایتا نباشیم.
سلام به همه.
خوبین ؟ بحث به کجا کشید...
شیعه یعنی پیرو. الان ما در غیبت وظیفمون اینه که از ولایت فقیه پیروی کنیم ! یعنی آقا خامنه ای. هر چی ولایت فقیه بگه همونه. مگه اینکه مثلا یک چیزی بگن که ضایع باشه ( یک چیزی مثل اینکه آمریکا کشور خیلی خوبیه ! اوباما هم بچه خیلی ماهیه) . اونوقت باید شک کرد. وقتی امام زمان بیاد هم معلوم میشه چی به چیه. یا یک چیز ضایع میشه یا نمیشه . اونوقت هم تکلیف ما مشخص میشه.
(۲۳/آذر/۹۳ ۱۷:۱۸)کوروش کبیر نوشته است: [ -> ]سلام.

برای شماره 3 چه بهتر بود همونطور که خودتون گفتید مثلا یه دوست فرضی رو مثال میزدید.

برای شماره 4 هم من به طور فرضی دولت رو مثال زدم وگرنه به غیر از دولت که.........حتما متوجه هستید.

در مورد روغن پالم هم توی این یه مورد حالا به نظرم دولت خوب عمل کرد چون تا قبل از این دولت هم پالم وجود داشت ولی اینا اومدن جلوشو گرفتن(البته نمیدونم کاملا موفق به انجام این کار شدن یا نه)....ولی در کل خدا میدونه توی این مملکت چه خبره....

به هر حال هر مسئله ای برای یه عده ای مهمه نمیشه گفت چون فلان مسئله رو ماهواره هم عنوان کرد پس دروغه یا مردم هم حق ندارن در موردش اعتراضی داشته باشن.
سلام
درسته حق با شما است،مثال دوم ملموس تر بود.

حالا نگید صاحب تاپیک خودش بحث رو منحرف کردWink
در مورد پالم تو خصوصی بهتون میگم که دیگه تاپیک به قورمه سبزی تبدیل نشهSmile

در مورد جمله اخر
مردم باید یه تعقل اجتماعی داشته باشن که بنده خیلی کم دیدم.یعنی گاهی اوقات منفعت اجتماعی از منفعت شخصی متفاوت میشه که البته بلوغ عقلی و عاطفی میخواد که .....
راستش چون بحث منحرف میشه بیشتر توضیح نمیدم.
(۲۳/آذر/۹۳ ۱۷:۴۹)رکن الهدی نوشته است: [ -> ]مگه من گفتم هرکی اومد شما بگو چشم؟!!!حرفتون رو نشنیده می گیرم ..

حرف منم همین بود که خدا روشکر خودتون گفتید.....
خب الان میتونیم مطمئن باشیم دیگه هیچ پیامبری فرستاده نمیشه که حالا بخوایم مطمئن بشیم واقعا پیامبر هست یا نه همینطور که روایت هم داریم در موردش .......

پیامبر و حضرت علی رو هم باید از مردم همون زمان بپرسید...نمیدونم شاید اونا اون موقع یه ویژگی دیدن در این بزرگواران که به عنوان فرستاده قبولشون کردن.

الان با اون موقع فرق داره.
متوجه نشدین ؟!شما با مردم اون زمان چه فرقی دارین؟!مثلا تکامل یافته تریم برتریم چی هستیم یا اونا چی بودن!!!
می دونستید چقدر حضرت علی زمان پیامبر مظلوم بودن ایشون وقتی از کنار بزرگان قریش رد می شدن کسانی که تازه مسلمان بودن وجزو صحابه وقتی حضرت رو می دیدن دیگه حرف نمی زدن وسکوت می کردن تا حضرت رد بشن یعنی نمی خواستن ایشون حرفاشونو بشنوه در واقع یجور تحقیر کردن وقتی حضرت وارد مسجد می شدن همه شون شونه هاشون رو بهم می چسبوندن که یوقت حضرت علی نیاد بینشون بشینه برا نماز یعنی کارایی که آدم با نامسلمون نمی کنه چه برسه به اول مسلمان عالم حالا شما بفرمایید ایشون که دیگه مظهر دین بودن معصوم هم بودن پیغمبرم زیر ولایتشون رو امضا کرده بودن مردم ماله کره مریخ بودن که نمی فهمیدن !!!
چرا می ترسید که خودتون رو با اون مردم مقایسه کنید چرا واقعا فک می کنید اونا آدمای دیگه ای بودن ؟!بماند که شما جواب سوالای دیگه متم ندادین!!!
ببینین!
من کاری به نظرات دوستان ندارم.
اما من چون دیدم دیدگاهم با بقیه خیلی متفاوته، ادامه ندادم.
من به عنوان یه دختر، وقتی فیلم وفا رو میدیدم، دوست داشتم یکی عاااشق من بشه.
حتی اگه شده اون از دین من نباشه.
عاشق حجاب و منش و شخصیتم بشه.
وقتی این فیلمه رو میدیدم که دختره "نوشین" توش عاشق یه پسره بود، حالت تهوع بهم دست میداد.
از این جهت دارم صادقانه میگم که دوست دارم معشوق باشم.
من هنوز به اون درجه از ایمان و خلوص ذاتی نرسیدم که عاشق و معشوق رو در یک درجه ببینم.
به نظرم این جایگاه ائمه است.
هم اونا عاشق خدائن و هم خدا عاشق اوناست.
من حتی دوست دارم که خدا عاشقم باشه.
به خاطر این که خدا عاشقم بشه، من سعی میکنم (تاکید میکنم روی سعیش) حرفاشو گوش بدم که خدا عاشقم بشه.
من خودم خدا رو به خاطر خیلی چیزا دوست دارم.
مثلاً عاشق خدام که یه دریا خلق کرده که هر وقت نگاهش میکنم، آرامش سر تا پام رو فرا میگیره.
امروز بابای زهرا مجبور شد یه کار خیلی سنگینی رو انجام بده.
زهرا بهش گفت "بابایی! تو طفل محصومی"
من از صمیم قلب عاااشق خدایی هستم که امثال زهرا رو خلق کرده.
عاشق خدا هستم.
اما نه اون عشقی که امام حسین (علیه السلام) یا حتی یارانشون که غیر معصوم بودن نسبت به خدا دارن.
من در حد فهم خودم که محدوده، خدا رو دوست دارم و عاشقشم.
اما فهم خدا و درک خدا از من بیشتره.
لذا من به شخصه دوست دارم که خدا عاشق من باشه.
اگه خدا عاشق من باشه، منو هم عاشق خودش میکنه.
متوجه منظورم میشین؟
اما در مورد عشق به همسر و اولاد و ...
واقعاً عاشق همسرمم.
اما دلم میخواد ایشون باشه که به من میگه که "عاشقتم"
فکر این که من بهش بگم، اذیتم میکنه.
دوست ندارم که من قربونش برم.
اما در عمل هرگز و هرگز کاری نمیکنم که اون دوست نداشته باشه.
منظورم رو متوجه میشین؟
من دوست دارم که عشق زبانی از جانب همسرم باشه.
عشق عملی از جانب هر دو.
یعنی عشق اون باید بیشتر باشه.
هم عملی و هم زبانی.
در مورد بچه، فرق میکنه.
اون ناتوانه...
در مثل مناقشه نیست...
اینم به عنوان مثال در نظر بگیرین.
من زهرا رو طوری دوست دارم که دلم میخواد خدا منو دوست داشته باشه.
من احساس میکنم من الآن حکم خدای زهرا رو دارم.
یعنی من همون کاری رو با زهرا میکنم که دوست دارم خدا با من بکنه.
گاهی میبخشمش چون خطایی نکرده که آسیبی به خودش یا دیگران بزنه.
گاهی دعواش میکنم که مبادا دیگه سمت این خطرها بره.
سیرش میکنم و تربیتش میکنم.
میپوشونمش و اشتباهاتش رو تو بوق و کرنا نمیکنم.
اما خوبی ها و نمک هاشو واسه همه تعریف میکنم.
در اوج عصبانیت، وقتی ازم معذرت خواهی میکنه، میخندم و میبوسمش.
من نمیخوام کلمات کفرآمیز بگم.
واااقعاً در حد مثال ببینین این قضیه رو.
من طوری به زهرا رحم میکنم، که دلم میخواد خدا به من رحم کنه.
من طوری عاشق زهرام که دلم میخواد خدا عاشق من باشه.
این که خدا عاشق من باشه، مستلزم اینه که من کاری بر خلاف میل اون انجام ندم.
پس منم باید عاشق خدا باشم که هر کاری خدا میگه رو بی چون و چرا انجام بدم.
من ناقصم.
من نفهمم.
اما خدا که کامل و دانای کله، آیا عشقش به من ناقصه؟
نه...
من دوست دارم که خدا رو بیشتر از همه چیز دوست داشته باشم.
دلم میخواد که واسه خدا هر کاری رو انجام بدم.
دلم میخواد اگه خدا بهم گفت سر زهرا رو ببر، بگم چشم...
اما...
قبلاً هم گفته بودم.
من برام خیلی سخت نیست که از اموالم واسه خدا بگذرم.
شاید از همه اموالم هم راحت بتونم بگذرم.
اما از زهرا...
میترسم از این امتحان.
بسیاری از آدما وقتی رو سرشون هفت تیر بذاری، رمز گاوصندوقشون رو میدن و حساب بانکیشون رو براتون خالی میکنن و ساعت رولکس و انگشتر برلیانشون رو میدن که جونشون رو حفظ کنن.
اما وقتی پای بچه پیش بیاد...
اکثر آدما خودشون رو می اندازن جلوی گلوله که آسیبی به بچه شون نرسه.
من همیشه تصور میکنم که اگه تو این شرایط بودیم، کی جونش که مهمترین چیزشه واسه کی میده.
من مطمئنم همسرم جونش رو واسه من و بچه اش میده و منم جونم رو واسه بچه ام میدم.
اما من فکر نمیکنم من خودم رو بندازم جلوی گلوله که همسرم نجات پیدا کنه.
متوجه منظورم میشین؟
این به این معنی نیست که همسرم رو از زهرا کمتر دوست دارما...
نمیدونم میتونم منظورم رو برسونم یا نه!
اما چیزی که واضحه اینه که من شعار نمیدم و این چیزیه که با تمام وجودم بهش رسیدم.
ایده آل ترین حالت ها همونیه که اکثر دوستان بهش اشاره کردن و عاشق و معشوق یکی باشن.
اما من این ایده آلی رو تو خودم نمیبینم.
من دوست دارم از همه محبت ببینم، اما به فرزندم محبت کنم.
شما ها رو نمیدونم.
اصولاً هم هر کی بهم کادو بده، یا پسش میدم یا میدم به یکی دیگه.
اما دوست داشتم یکی که سلیقه اش خوب بود، برام کادو میخرید.
خیلی خیلی خیلی لذت بخشه.
اما متاسفانه خیلی کم پیش اومده هدیه ای رو دوست داشته باشم.
اما در مورد سوالات جدید:

نقل قول:1- یه شرایطی رو متصور بشید که مثلا یه حادثه ای داره رخ میده (خیلی فکر کردم یه مثال بگم Smile )
یه میکروبی هست که باعث فلجی کل بدن میشه و لال هم میشید،حالا قراره اینو بریزن تو اب شرب مردم.شما میفهمید و میدونید اگه بخواید نابودش کنید شما هم فلج میشید،این کارو انجام میدیذ و شهر رو نجات بدید؟
هیچ کسی متوجه نمیشه که یه همچین توطئه ای بوده و شما خنثی کردید.




سوال دوم:


سوار اتوبوس هستید و اول خط هست.یه پیرزنی میاد سوار اتوبوس میشه.
فکر های ما:
- من که بهش جا نمیدم ،سرخطه دیگه،واسته و بعدی رو سوار شه.
- هیچ کسم بلند نمیشه،منم عجله دارم و نمیتونم ماشین بعدی رو سوار شم.
-تو ایستگاه های بعدی هم اینقدر جمعیت سوار میشه که ایستادن واقعا سخت میشه.


بالاخره تصمیم میگیرم ،جامو میدم به پیرزن
پیرزن تشکر نمیکنه.(ادمای کم ظرفیت مثل من از همین جا ناراحت میشن)


حالا فرض میکنیم تشکر میکنه و به ما احساس رضایت دست میده.
طبق پیش بینی مون اتوبوس پر میشه و ایستادن سخت


پیرزنه چند ایستگاه بعد میخواد پیاده شه،خب طبیعیه خیلی جا نیست،منم جلوی در هستم،منو هل میده به یه سمت و میگه خانوم جلوب در واستادی نمیتونیم پیاده شیم؟


اینجا چه حسی بهتون دست میده؟


یکی از کارکرد های قوه تخیل اینه که ادم خودش رو در موقعیت های مختلف بزاره و ببینه که چیکار میکنه،درسته که وقتی در موقعیت عمل قرار بگیره ،شاید کار دیگه ای کنه،اما این کار خیلی روی رشد ادم تاثیر داره،حتی میگن وقتی قران میخونید خودتون رو جای شخصیت ها بزارید.
مثلا شما زمان حضزت یونس هستید و از جمع شما(دوست و فک و فامیلتون رو بخاطر بیارید) یهو یکی میاد میگه منو خدا برگزیده برای هداییت شما.
ایا ما رو عجب میگیره و بگیم چرا خدا ما رو انتخاب نکرد و اینو انتخاب کرد،این وسط حسادت ما شعله میکشه؟
تعجب میکنیم از اینکه خدا هست؟یا اینکه خدا فرستاده داره؟یا اینکه چرا دوست من انتخاب شده و من نه؟

سخت مال یه دقیقه اشه،فکر کنید هر رذیلت اخلاقی کوچیک ما،در امتحان های مهم،خیلی بزرگ میشه.

1. خیلی راحت این کار رو خواهم کرد.
حتی اگه هیشکی نبینه، دوربین خدا خراب نمیشه و 24 ساعته رکورد میکنه.
من روزه نمیگیرم که کسی ببینه و ازم تشکر کنه.
من اینم مثل عبادات میبینم.
مگه این که موقع عمل یهو جهود بشم.
Big Grin
اما تا اونجایی که فکر میکنم حتماً این کارو خواهم کرد.
2. اون وقتایی که ما دانشجو بودیم، با اتوبوس ولیعصر رفت و آمد میکردیم.
خیلی خیلی پیش اومده بود که من جامو به یه پیرزن یا یه زن بچه دار دادم و وقتی پیاده شده، یکی دیگه رفته سر جام نشسته.
ناراحتی هم نداره.
ممکنه یه روزی واسه ما پیش بیاد.
یعنی یکی دیگه جاشو داده باشه به یه پیرزن و بعدشم بره اون ور و پیرزن پیاده شه و ما بشینیم سر جاش.
پیرزنه همچه غر بزنه و چه نزنه، ما بهتره فکر کنیم که ممکنه یه روزی ما جای این پیرزن باشیم.
اصولاً آدم خودش رو جای دیگران بذاره، خیلی از مشکلات و ناراحتی ها پیش نمیاد.

3. محاله فک و فامیلای ما به نبوت برسن.
Big Grin
فکر کنم اگه کسی تو فامیل ادعای نبوت کنه، من ادعای خدایی کنم و بهش بگم، من که تو رو نفرستادم.
Big GrinBig Grin
اما من به تجربه دیدم آدمای بی حجابی که خدا جاهای بزرگی بهشون کمک میکنه.
من هیشوقت خودم رو از اونا بالاتر نمیبینم و اونا رو پایین تر نمیبینم.
کارنامه اعمال همه ما ها یه چیزیه که فقط خدا ازش خبر داره.
شاید من که اینقدر مومن به نظر میام، آدم پاکی نباشم و آدمی که ظاهرش بد باشه، شاید به مراتب از من پاک تر باشه.
این چیزا تشخیصش با خداست و حسودی هم نداره.


هرگز حسد نبردم بر منصبی و مالی
الا بر آنکه دارد بر دلبری وصالی

من این روزا که گاهی مستند آقای بهجت رو نشون میده، به شدت به ایشون حسودیم میشه.
من تو سن 30 سالگی نمازامو نشسته میخونم و مثل کلاغ نوک میزنم...
اما ایشون...
موقع سلام نماز، انگار واقعاً داره از خدا و پیغمبر خداحافظی میکنه.
من به این چیزا حسودیم میشه.
به کسی که اختیار مرگ و زندگیشو داره.
حسودیمم در حدی نیست که بخوام خرابش کنم.
بعید میدونم که منم در حد اونا بشم.
لذا فقط غبطه میخورم.

من این متن رو در صورتی نوشتم که داشتم واسه زهرا "حسنی نگو بلا بگو" می خوندم و دیوونه شدم از بس ازم سوال پرسیده.
لذا ممکنه اشتباهات گرامری توش باشه.
به بزرگواری خودتون ببخشین.
سلام
مرسی زینب جان

کلا یه سری ادراکات وجود داره که ادم تا مادر نشه متوجه نمیشه.دوستم میگه وقتی بچه ام بدنیا اومد ایمانم به خدا قوی تر شد.حرفایی که زدی درسته و معمولا میخوان مهربانی خدا رو مثال بزنن میگن فلان برابر عاطفه مادر.چون به جز انبیا و ائمه،تو سیستم ما زمینی ها،حبی بالاتر از مادر به فرزند نیست.
همه ما از ایده ال هایی که اینجا مطرح شد خیلی فاصله داریم .
اما فرض کنید یه شوهری خدایی نکرده،دیگه همسرشو دوست نداشته باشه،نمیگم سخت نیستا، بحث این نیست.
اما درست نیست که خلیفه خدا (بالقوه) بخاطر این اتفاق خودش رو از کمالش محروم کنه.میخوام بگم این توقعات ریشه خیلی از غصه ها و ناراحتی های ماست.
ادم سبکبال میشه.
(۲۳/آذر/۹۳ ۲۱:۴۱)رکن الهدی نوشته است: [ -> ]متوجه نشدین ؟!شما با مردم اون زمان چه فرقی دارین؟!مثلا تکامل یافته تریم برتریم چی هستیم یا اونا چی بودن!!!
می دونستید چقدر حضرت علی زمان پیامبر مظلوم بودن ایشون وقتی از کنار بزرگان قریش رد می شدن کسانی که تازه مسلمان بودن وجزو صحابه وقتی حضرت رو می دیدن دیگه حرف نمی زدن وسکوت می کردن تا حضرت رد بشن یعنی نمی خواستن ایشون حرفاشونو بشنوه در واقع یجور تحقیر کردن وقتی حضرت وارد مسجد می شدن همه شون شونه هاشون رو بهم می چسبوندن که یوقت حضرت علی نیاد بینشون بشینه برا نماز یعنی کارایی که آدم با نامسلمون نمی کنه چه برسه به اول مسلمان عالم حالا شما بفرمایید ایشون که دیگه مظهر دین بودن معصوم هم بودن پیغمبرم زیر ولایتشون رو امضا کرده بودن مردم ماله کره مریخ بودن که نمی فهمیدن !!!
چرا می ترسید که خودتون رو با اون مردم مقایسه کنید چرا واقعا فک می کنید اونا آدمای دیگه ای بودن ؟!بماند که شما جواب سوالای دیگه متم ندادین!!!

واییی......
خانوم شما که باز زدی به مریخ.
حرف من این بود که نبوید چشم بسته از کسی که ادعایی داره تبعیت کرد چون ممکنه دروغ بگه همین . خودتون هم قبول کردید.....
حالا از این سوال ها میخواید به کجا برسید؟؟؟یعنی میخواید بگید پیامبر و امامان که نشونه ای نداشتن ولی فرستاده ی خدا بودن و مردم هم جاهل بودن که اونا رو قبول نمیکردن حالا اگه ما هم کسی رو که ادعای فرستاده شدن از طرف خدا داره(بر فرض مثال)نپذیریم ما هم جاهلیم.درسته میخواید همینو بگید؟؟
شما هر دقیقه از یه شاخه به شاخه دیگه میری منم اینطوری نمیتونم تمرکز کنم و جواب بدم.
خب سوالاتتون چی بود؟؟
------------------------------------------------------------------------------------------
راجع به اون رذایل اخلاقی که گفتید بهتره بدونید که ما نمیتونیم در مورد دیگران قضاوت کنیم چون خودمون هم مثل اونا انسانیم و اشتباه میکنیم این دلیل نمیشه چون یه نفر همفکر ما نیست (چه بسا تفکرش درست هم باشه)بگیم رذایل اخلاقی داره اصلا این دو تا ربطی به هم نداره....
من خودم توی اطرافیانمون دیدم آدمایی که خیلی ادعای دین داری دارن و ظاهرشون هم مذهبیه ولی از این رذایل اخلاقی مثل حسادت هم دارن توی زندگیشون.
--------------------------------------------------------------------------------------------

آقای kol عقابو با فروهر میشناسن ......اصلا عقاب عقاب بودنش رو از فروهر گرفته......
من که از شما یه سوال پرسیدم از اول شما نتونستین جواب بدین می گین از این شاخه به اون شاخه پریدینBig Grin
من نگفتم شما نتیجه روبگید که البته نتیجه اتون هم اشتباه بود گفتم جواب سوال رو بدین می تونستین بگید من تاحالا به این قضیه فک نکردم دیگه انقدر فرافکنی نداره....
سوالم رو یجور دیگه می پرسم اگه جواب داشتید بفرمایید اگرم نع که بحث رو بیخود ادامه ندیم
در صورت ظهور امام زمان شما چه طور به حقانیت ایشون پی می برید فقط خواهشا پای نشانه های ظهور رو وسط نکشید چون گفتم یه عده هم مخالف ایشون هستن؟
اما من در جواب زینب خانوم یه مطلبی رو بگم
ببینید فک نکنم هیچ کدوم از خانومای این تاپیک منظورشون از عاشق شدن این بود که اونا عاشق مثلا شوهرشون بشن یا دنبال اونا راه بیفتن وفا ویژگی فطری همه زنان هست وفا بودن چیز غریبی نیست هیچ خانومی حاضر نمی شه جای خودش رو مثلا به ژوبین بده همه وفای زندگی خودشون هستن چون در خلقت زن این مساله از اول رقم خورده ...اینکه ما گفتیم عاشق بیشتر لذت می بره صرفا خودمون رو جای عاشق گذاشتیم چون به صورت خدادای معشوق هستیم حالا با یه عینک دیگه نگاه می کنیم همیشه زنان عاشق یا عشقشون یکطرفه بوده یا اگرم دو طرفه بوده ابراز اون رو به عهده طرف مقابل قرار دادن و جایگاته معشوقی رو برای خودشون حفظ کردن
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10
آدرس های مرجع