تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: عاشق بودن بهتره یا معشوق بودن؟
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10
با اجازه من یدونه اسپم بدم Angel Big Grin

نقل قول: اگه بدونن اون زن هنوز مال اونا نشده زبونشون خوب کار میکنه.
همچین که میفهمن زنه دیگه عشق و قلبش مال اونا شد دیگه میرن پی کارشون.

مردها در دراز مدت از این که یکی عاشقشون باشه و هی ابراز کنه، بدشون میاد.
فکر میکنن یه چیزی آویزونشون شده.

حذف شد :|
مردها عایا ؟؟!
اینها دیگه ربطی ب زن و مرد بودن نداره، بر میگرده ب جنبه «انسان» بودن افراد ...

طالبانم آرزوست ... Confused
از برخی ارسال ها اینطور نتیجه گرفته می شود که باید در وهله اول تعریف درستی از عشق ارئه بدهیم
این فرمایشی که نقل کردید از این جهت صحیح است که متاسفانه برخ اینگونه اند و اما اشتباه اساسی این است که چه کسی گفته این عشق است ؟ به عشقش رسید رفت پی کارش ؟ کدام کار ؟ این فرد فقط یک خواسته آرزو و تمنا نفسانی را برآورده کرده و گرنه که عاشق نشده
همه ما این چنین هستیم که که محض اینکه به آرزویمان می رسیم آنرا حقیر و نامقدار در میابیم و می رویم سراغ آرزوهای بزرگتر (ذات کمال جوی انسان) من آرزو و رویا داشتن فلان مدل گوشی را دارم برای ولی وقتی آنرا بدست می آورم از چشمم می افتد. اما عشق که آرزو نیست حصولش باعث سردی شود . عشق است
متن دیگری هم مد نظر داشتم اما چون محل تلاقی با ارسال برخی کاربران دارد و ممکن است بی احترامی شود از قرار دادن آن خود داری می کنم

تعریف عشق چیست ؟ (0.25)
بچه ها!
میخواین رویایی بحث کنیم یا واقعی.
من اون چیزی رو گفتم که واقعیت بین زن و شوهرای امروزی تو زندگی های امروزیه.
منظورم عشقای بین همسرانه.
من اگه تب کنم همسرم میمیره. اما اگه بهش بگم نیم ساعت زودتر بیا خونه بریم فلان جا نمیاد.
عشق مثل قالی کرمونه...
هر چی بیشتر بگذره ازش جا افتاده تر میشه و شکلش عوض میشه.
میگین نه؟
4 سال بعد از عروسی بیاین اینجا پست بدین.
والا
سلام!أأأأأأأأأأأأأأأأأأأأأأأأأأأه! کلی نوشتم پاک شد!بیخیال!در کل نظر مثل نظر م(محمد).حسین.الف هست!تو عشق زمینی:اگر از جانب معشوق نباشد کششیکوشش عاشق بیچاره به جایی نرسد.نه در تمام موارد، اگه از جانب معشوق هم چراغ سبزی نشون داده بشه خیلی زیباتر و عمیق تر می شود!----------------------------------------------------------------------------این هم عشق خدایی و آسمونی!
« من طلبني وجدني و من وجدني عرفني و من عرفني احبني و من احبني عشقني و من عشقني عشقه و من عشقه قتله و من قتله فعلي ديته و من علي ديته فانا ديته»
...
آخرش هم تو رو جدا می کنه برا خودش، و دیگر موجودات رو هم عاشق تو می کنه!
البته هنوز زن ندارم ولی ایشالله 2 سال بعد میریم سر سفره عقد
Heart
1-اگه همسر(یا دوستتون) شما قدر محبت شما رو ندونه،دیگه بهش محبت نمیکنید؟

مهم اینه که من دوسش داشته باشم.
2-اگه همسر شما به شما خیانت کرد(در هر سطحی) شما چه برخوردی دارید باهاش؟

اگه خیانتش در حد تیم ملی آلمان باشه که میکشمش.
3- به طور کلی جواب بدی رو با خوبی میدید یا بدی؟

بدی با بدی. خوبی با خوبی.

4-اینو اقایون بگن،از سرکار اومدین خونه،خسته،بعد همسرتونم خونه نیست و مهمونیه و ظرفای دیروز و پریروز هم شسته نشده،شمام میخواید اب بخورید؟چیکار میکنید؟همسرتون اومد چه برخوردی باهاش دارید؟

(تصور کنید بعد جواب بدید)

دهنمو میکنم تو شیر آب، آب میخورم.بعدش زنگ میزنم ساندویچی، دوتا ساندویچ هم میگیرم میشینم فوتبال میبینم. وقتی اومد هم میگم بیا این ساندویچ رو هم برا تو نیگه داشتم بشین بزن به رگ Smile

6-تا حالا به پرنده ها دونه دادید؟ در بچه گیتون به عروسکتون چقدر محبت کردید؟

وای من عاشق پرنده هام. عروسک هم که بچه بودم خیلی دوست داشتم.
(۱۰/آذر/۹۳ ۱۰:۱۴)یاســین نوشته است: [ -> ]حالا سوالای بعدی


1-اگه همسر(یا دوستتون) شما قدر محبت شما رو ندونه،دیگه بهش محبت نمیکنید؟
2-اگه همسر شما به شما خیانت کرد(در هر سطحی) شما چه برخوردی دارید باهاش؟
3- به طور کلی جواب بدی رو با خوبی میدید یا بدی؟


4-اینو اقایون بگن،از سرکار اومدین خونه،خسته،بعد همسرتونم خونه نیست و مهمونیه و ظرفای دیروز و پریروز هم شسته نشده،شمام میخواید اب بخورید؟چیکار میکنید؟همسرتون اومد چه برخوردی باهاش دارید؟
(تصور کنید بعد جواب بدید)


5-براتون مهمه کسی تشکر کنه؟مثلا به یکی از دوستانتون یه لطفی کردید که در واقع زندگیش نجات پیدا کرده،این کارو اه شرایطش رو داشته باشید مخفیانه انجام میدید یا اشکار؟دوستتون بفهمه شما کمکش کردید که بعدا بخواد جبران کنه یا فکر کنه خود به خود کارش درست شده؟
6-تا حالا به پرنده ها دونه دادید؟ در بچه گیتون به عروسکتون چقدر محبت کردید؟


1-نه. بازم محبت میکنم بهش.
2-ندارم.
3-بستگی داره بدی از طرف کی باشه.
5-دوست دارم بدونه کمکش کردم نه از این لحاظ که منت سرش بذارم از این لحاظ که متوجه بشه چقدر دوسش دارم و چه کاری واسش کردم.
6-پرنده هااا که بعععله..ما هر روز دونه های برنج یا غذاهای زیاد اومده رو به پرنده هامون میدیم دیگه برامون عادی شده.
عروسکهامو خیلی دوست داشتم.Cool
زینب خانوم منم واقعا میخوام دنیای واقعی رو ببینم

میخوام بدونم واقعا اینهایی ک گفتین بالاتر، واقعا همونه ؟
حالا بخش اولش قبول، بعد از ی مدت، عشق درونی تر میشه، گرچه ب نظر من درونی تر شدن با اونی ک شما گفتین فرق داره

اما این ی تیکه ش دیگه خیلی زوره :
نقل قول:مردها در دراز مدت از این که یکی عاشقشون باشه و هی ابراز کنه، بدشون میاد.
فکر میکنن یه چیزی آویزونشون شده.

بالاتر سوال پرسیدین ک اگه قدر محبتت رو ندونه(قدر ندونستن، با بد اومدن فرق می کنه)، گفتم بازم محبت می کنم
اما اگه منظورتون این بوده ک از محبتت، برداشت کنه ک آویزونش شدی،و بدش بیاد مسلمه ک نه!
این آدم از همون ابتدا هم لایق دوست داشتن نبوده

حالا واقعا جامعه آماری مرد ها اینطوریه ؟
دقیقا منم از اون آرمان شهر نمیپرسم، دارم از واقعیت میپرسم
اگه اینطوریه ک بازم طالبانم آرزوست Undecided


_______________________________________________
جناب میم.حسین.الف سوالی پرسیدین ک جوابش دو صفجه ست، بعد 0.25 براش بارم گذاشتین ؟ :دی
میشه ادامه ش بدین ؟ Smile
ممنون
در ابتدا عرض کنم هر مطلبی که گفته می شود صرفا دیدگاه و عقیده بنده است و قصد جسارت به هیچ کدام از بزرگواران را ندارم و این به اندازه درک و دانش بنده است اگر خطایی وجود دارد حتما بگویید تا دیدگاه و عقاید بنده شکل مناسب به خود گرفته و کامل شود
عشق در روادید انسانی
مراتب رابطه هر انسان با انسان دیگر چهار گونه است
1- وابستگی : این امر در واقع ناشی از معاشرت و یا مالکیت بر کسی یا چیزی است . همان که عدت می نامیم . دوستی داشتم رابطه این چنین خودش با بنده اینطور شرح می داد
آدم یه توله سگم که داشته باشه بهش عادت می کنه چه برسه به تو که آدمی البته دفعه بعد از سر احترام اصلاحش کرد و به جای توله سگ مثال گنجشک را زد .
این رابطه خالی از عاطفه است و بعد از مدتی آثار آن ناپدید می شود چیزی جز خاطره از آن نمی مانند . مانند آتشی است که اگر رهایش کنید فقط خاکسترش می ماند نه گرمایی و نه روشنایی


2- دلبستگی : بعد از گذر ار مرحله اول به واسطه شناخت و ادراکی سطحی از طرف مقابل اگر مطلوب خاطرمان باشد نوعی احترام و صمیمیت ابتدایی به وجود می آید . اما همیشه ظن و گمان سو وجود دارد و این حس که نکند اشتباه کرده باشم را دارد . کنجکاو راجب طرف مقابل هستیم و معمولا برای کسب اطلاع و ارزش نسبی که برایش قائلیم دائما بحث و جدل می کنم. بحث کردن یعنی مهمی وگرنه که آنقدر اهمیت نداشتی که جوابت را بدهم


3- دوست داشتن : پله بالاتر از دلبستگی دوست داشتن است راجب شخص می دانیم ولی هنوز به یقین و ایمان نرسیده ایم فقط می دانیم که خوب است . احترام شدت پیدا کرده ارزش ها ارتقا پیدا کرده ولی رابطه بسیار شکننده است و البته در این مرحله بر خلاف انتظار حساسیت نسبت به طرف بالاتر رفته با وجود شناختی که مفصل تر و کامل تر شده . اینجا فرمایش سرکار خانم زینب خانم بسیار ملموس است که چهار سال بعد از ازدواج دیدن دارد . و واقعا هم درست می فرمایند به شرطی رابطه در حد دوست داشتن بماند و سیری نداشته باشد


4- عاشق : این مرحله بالاترین مرحله ای است که شخص به آن می رسد علمش بدل به یقین و ایمان شده به مرحله فداکاری و از خود گذشتگی رسیده . پذیرفتن بی چون و چرا که بر حسب سپری کردن سه مرحله قبل به وجود آمده . اگر در مرحله دوست داشتن تایید سخن از طرف مقابل لذت بخش بوده در این مرحله حکم واجبیی است که بدون آن حتی عقاید هم شکل نمی گیرد .


ادامه را با ذکر مثال و همان سوالاتی شده بازگو می کنم که ادراک آن سهل تر است


نقل قول:4-اینو اقایون بگن،از سرکار اومدین خونه،خسته،بعد همسرتونم خونه نیست و مهمونیه و ظرفای دیروز و پریروز هم شسته نشده،شمام میخواید اب بخورید؟چیکار میکنید؟همسرتون اومد چه برخوردی باهاش دارید؟



وقتی به پیشنهاد سرکار خانم یاسین متصور شدم اینچنین شرایطی را سه پاسخ داشتم :
1- اگر همسر فرضی بنده زنی خوش خلق ، یکپارچه خانم و به طور کلی همسری ایده آل و یا به تعبیری آرمانی باشد در واکنش به چنین شرایطی با رضایت خاطر و خشنودی و لبخند بر لب ظررف ها را می شورم و با خودم می گوییم ناسلامتی مرد هستم بنیه و توانم بیشتر است همسرم خسته شده کار منزل دشوار است


2- اگر همسر فرضی بنده معمولی باشد با اکراه این کار را انجام میدهم بدون غرغر و مشاجره ولی مثلا محکم ظرف هارا می شوییم و بعد سریعا می روم می خوابم به نشان نارضایتی و چیزی هم با خودم نمی گویم


3- اگر همسر فرضی بنده زنی نامناسب و نامطلوب باشد به قول آقای کل سرم را زیر شیر آب میکنم و آب می خورم تازه شام هم برایش نگه نمی دارم بلکه گریبان میدرم وای بر تو چه کار کردی مثلا که حالا 4تا ظرف هم نشستی . مگه من نوکرتم و دعوا بالا می گیرد


آنطرف قضیه را هم که دیدم به خودم رسیدم یعنی برای خود من هم دو حالت وجود دارد :
1- فرد نمک نشناسی اگر باشم هزار خوبی و حسن را نمی بینم و حالت سوم را پیدا می کنم
2- اگر عاشق باشم ولو اینکه همسرم از جنس مورد سوم باشد می پذیرم که موجودی است و من عاشقش هستم و کوچکترین خوبی اش جلوی دیدم را می گیرد و بدی هایش را نمی بینم و رفتار حالت اول را دارم


نتیجه اینکه آن سه مورد اول و مورد اول درباره خودم به دور عشق است . همه اش گرو کشی و مقابله به مثل است تماما جزا و عقوبت است . چون تو اینطوری ، من هم آنطوری
و فقط آخرین حالت است که به درجه ای رسیده که از خود گذشتگی و فداکاری را دارد حال هرچه باشد کردار طرف حسابم


و مثالی دیگر


نقل قول:2-اگه همسر شما به شما خیانت کرد(در هر سطحی) شما چه برخوردی دارید باهاش؟



خیانت سطح ندارد و مشخص است مثلا نگاه بد که خیانت نیست سورفتار است خیانت یعنی عاشق دیگری شدن یعنی همبستری با غیر که احتمالا حکم می دهیم به قطع گردن توسط گیوتین


اما رفتار عاشق چیست ؟ با گل و شیرینی و قربان صدقه ادامه می دهد ؟ خیر به عنوان مثال وقتی دستی بالا می میرود در سیلی محکمی نثار من می کند همیشه یادم می ماند دستی که بالا یعنی هشدار و آمداه دفاع می شوم پس اگر سر و ته قضیه را با قربان صدقه هم بیاورم سیلی دیگر نوش جان میکنم
آیا شخصی که مدعی عشق است بر طبل بی آبرویی و بی عفتی می کوبد پرخاش می کند و پرده حرمت می درد ؟ خیر مگر عشق تاریخ انقضا دارد
حال رفتار یک عاشق : بدون خدشه وارد کرد بر آبرو و بی حرمت کردن معشوقش جدا می شود . بله این که از حق خود که معشوق باشد بگذرید همان فنا است و اینکه احراتمش را نگه دارد و خود خواه بی موالات نباشید یعنی پای بندی به عشق پس اینجا عاشق از خود می گذرد و از جفایی که بر او وارد شده گذشت می کند و گناهی که خائن مرتکب شده را به به صاحب حق وا می گذارد و در درجات بالاتر حتی طلب مغرفت هم می کند برایش و از دور از شر نجاتش می دهد


یک داستان جالبی در این مورد عرض کنم
می گویند مردی با همسرش به شدت اختلاف پیدا کرده بود و قصد طلاق داشتند . اطرافیان از مرد پرسیدند مشکل زنت چیست پاسخ داد :مگر آدم مشکل زنش را به دیگران می گوید ؟
گذشت تا مشکلات حل نشدو طلاق بین این دو جاری شد . اطرافیان پرسیدند حالا بگو مشکلش چه بود دیگر که زن تو نیست . جواب داد : مگر آدم مشکل دختر مردم برای دیگران می گوید


بله اینچین است . این رفتار خود گواه صحت ان است همانطور که از پرودگار آموختیم . اینکه گناه کاران به عذاب مبتلا می شوند ظاهرش خوف آور است ولی در باطن نعمتی است برای مومنین که به این صورت عدل الهی فرا گیر می شود و این نعمت یکی از بزرگترین نعمت های خداوند است . حال شاید اینگونه جدایی ظاهرش تلخ است اما باطنش اثبات قدم است


اینکه فرموده بودید آرمانی است . بنده می گذارم به حساب حسن سلیقه شما در انتخاب واژگان من می گویم صحیح نه آرمانی
بله اندک هستند انسان هایی که اینطور باشند ولی این دلیل نمی شود که ما بسنده کنیم به آنچه که هست باید سوق پیدا کنیم به سوی آنچه که درست است . واقعیت این است این همه عاشق مهدی موعد (عجل الله تعالی فرجه الشریف) اگر امامشان را ببیند می گریزند همین هایی اشک می ریزند و لابه می کنند اگر اینچنین نبود آن امام بزرگوار اکنون دستشان بر سر ما بود و روزی که ایشان می آیند همان روزی است که شما می خوانیدش آرمانی اما همه تلاش می کنم تا بشویم آنچه که باعث حضور ایشان می شود . پس زیاد دور نزیم راستی ها را به سمت آنها برویم
انشاءالله به لطف دعای همه بزرگواران همه لایق درستی باشیم . التماس دعا
عاشق بودن بهتره یا معشوق بودن؟


کلی اگه بخوام بگم به نظر من عاشق بودن بهترهBig GrinHeartWinkRose
به نظرتون اونی که عاشق هست بیشتر لذت میبره یا معشوق؟
معشوق لذت بیشتر می بره ....فک کنم عاشق بیشتر زجر بکشه مخصوصا اگه معشوق خنگ باشه....WinkBig Grin
به نظرتون مادر از بچه بیشتر لذت میبره یا برعکسش؟
هردو یه اندازه...

هدیه دادن بهتره یا هدیه گرفتن؟
هدیه گرفتن .....Big Grin



اطعام کردن بهتره یا اطعام شدن؟


اطعام کردن...Cool



همسر خوبی بودن بهتره یا همسر خوبی داشتن؟

....


هر دو مورد......

اگه دوست داشتین واسه انتخابتون دلیل هم بیارید.




خودتونم میتونید به سوالا اضافه کنید

به این سوالا که فکر کنیم یه حقیقت جالبی رو در مورد زندگی متوجه میشیم،یه قانون کلی.بیشتر از این حرف نمیزنم چون دوست ندارم به افکارتون جهت بدم.


ب چه نتیجه ای می خوای برسی؟؟؟؟؟
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10
آدرس های مرجع