تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: عاشق بودن بهتره یا معشوق بودن؟
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10
(۱۳/آذر/۹۳ ۲۰:۱۴)Bidel.s نوشته است: [ -> ]من یه چیزی می گم حالا نمی دونم بهش می گین عشق یا نه
کسی اینجا مشک عسل دوست داره؟
چرا؟ چون که وقتی فشارش بدی ازش عسل بیرون می زنه
معیار این دوست داشن چیه؟
اینه که وقتی مشک رو فشار دادیم(عشق ورزیدیم) از توش عسل بیرون بزنه
این یه مدلش
تا جایی که من تو مطالب و اشعار گشتم چیزی که گفتم معنی عشق رو می داده
ولی نمی دونم. شاید شمس و مولوی و حافظ و سعدی و سنایی و خیام و باباطاهر و بهایی و سهراب و اخوان و ایرج و نیما خود درگیزی مزمن داشتن(الآن تمام گورستان های غرب آسیا لرزیدن)
مشکل کجاست؟
وقتی که مشک رو فشار دادیم و دیگه ازش عسل بیرون نمی یاد.
معیار چی می شه؟ از دست می ره
عشق چی می شه؟ الفاتــــــــــــــــــــــــــــــــــــــحه
اما یه مشکلی هست. معیار غیر منطقی! معیاری که برای عشق ورزیدن داشتیمBig Grin
ما به چی عشق ورزیدیم؟ به مشک؟؟؟!!!
در حالی که باید به عسل عشق می ورزیدیم
مثلا یه پسر وقتی که دختر خانمی با رفتار مناسب می بینه و بعد مدتی دلبستگی پیدا می کنه
دلیلش چیه؟ معیار های منه؟ معیار های من چیه؟
همون رفتار مناسب. اگه اون رفتار مناسب کنسل بشه این دلبستگی هم نابود می شه
ولی باز یه مشکلی هست
آیا...آیا...آیا معیار من رفتار مناسب بوده؟ دیدم که می گم
یه نفری برای خودش معیار در انتخاب همسر داره. ولی معیارش رعایت نمی شه
چرا که معیار اصلی رو نشناخته
معیار اصلی چیه؟
معیار اصلی همون عسل هست.
وقتی که مشک رو فشار می دیم ازش عسل بیرون می یاد
ولی اینجا وضعیت فرق داره
تعریف ما از فشار دادن مشک عشق ورزیدنه... زکی!
در حین این عمل کدوم طرف ضرر می کنه؟ معشوق!!!
پس کسی که این وسط عاشق هست اون مشکه که داره از عسل خودش به ما می بخشه
پس ما به کسی عشق ورزیدیم که عاشق ما هست
معیار ما برای عشق، معشوق بودن هست
عاشق هستی <=> معشوق هستی
ولی در این عشق یه طرف کم می یاره و یه طرف توقع بی جا داره
در مثال مشک عسل، این مشک عسل بود که کم می یاورد. چرا که در ازای عسل گرفتن هیچی نمی گرفت
انسان هم ظرفیتی داره
رابطه باید دوطرفه باشه



گوشه ای از وضعیت بیدل هنگام تفکر در باب "عشق"
در دل منطقی وجود دارد که عقل از آن بی خبر است(قامت بی کلاه، بلز پیر)

[تصویر: anti666%20_14_.gif][تصویر: anti666%20_14_.gif][تصویر: anti666%20_14_.gif][تصویر: anti666%20_14_.gif][تصویر: anti666%20_14_.gif][تصویر: anti666%20_14_.gif][تصویر: anti666%20_14_.gif][تصویر: anti666%20_14_.gif][تصویر: anti666%20_14_.gif][تصویر: anti666%20_14_.gif][تصویر: anti666%20_14_.gif][تصویر: anti666%20_14_.gif][تصویر: anti666%20_14_.gif]
[تصویر: 64213_persiana_mer30.gif]
نمیشه که عادم عاشق باشه یا معشوق!
عشق دو طرفه ست Blush
نقل قول: نظرتون اونی که عاشق هست بیشتر لذت میبره یا معشوق؟
به نظرتون مادر از بچه بیشتر لذت میبره یا برعکسش؟

هدیه دادن بهتره یا هدیه گرفتن؟
اطعام کردن بهتره یا اطعام شدن؟
همسر خوبی بودن بهتره یا همسر خوبی داشتن؟
....

اگه دوست داشتین واسه انتخابتون دلیل هم بیارید.

نظر شخصی بنده

1) تو روابط دو جنس مخالف
اونی که معشوقه بیشتر کیف میکنه .Smileاون عاشق اگه واقعا عاشق باشه کلا یه حال خراب داره.

2) مادر و فرزندی ، عشق خالص تره. ولی بازم عشق رو وزنه ی مادری سنگینی میکنه و سختی رو به جون میخره.عشق بچه به مادر ممکنه خالص نباشه .اما برعکسش خلوص بیشتر داره.بازم مادرا عاشقن و زجر میکشن.کلا عاشقا حال خوشی ندارن.Smile


3) همسر خوب داشتن بهتره. یکی گفت محبت نوبتی نیست. در مورد زندگی مشترک اما من فکر نمیکنم اینجوری باشه.

اینقدر مورد دیدم زنه اصلا طرف رو پشه هم حساب نکرده و مرده واسش میمیره .
از اونوطرف زنه میمیره و مرده رفته تو عشوه و ناز.
قاطی کردمConfused

نمیدونم .

هدیه دادن و گرفتن هم بستگی داره.طرف رو دوست داشته باشی هم هدیه دادن و هدیه گرفتن لذت داره. واسم یه حس رو منتقل میکنه.اما اگر از کسی خوشم نیاد و بنابر روابط فامیلی و نمیدونم یه مناسبت اجباری ! هدیه دادن رو دوست دارم .یه چیزی میخرم که مثل آینه ی دق روبروش باشه و حالش گرفته بشه.

خدایا من را به راه راست هدایت فرما.
(۲۲/آذر/۹۳ ۱۱:۴۰)Ali#59 نوشته است: [ -> ]نمیشه که عادم عاشق باشه یا معشوق!
عشق دو طرفه ست Blush
سلام
معلومه که اصلا ارسالها رو مطالعه نکردید
فرهاد و شیرین

تو تاریخ کلی عشق یه طرفه داریم

..............................................
کلا تاپیک راجع به سیب زمینی هم باشه اخرش به شبهات همیشگی در مورد زن میرسیمSmile
دوستان اگه امکانش هست،موضوعاتی که به تاپیک بی ارتباطه رو در تاپیک های مشابه اشون ادامه بدید.

ممنونAngel
(۲۲/آذر/۹۳ ۲۱:۱۳)یاســین نوشته است: [ -> ].
کلا تاپیک راجع به سیب زمینی هم باشه اخرش به شبهات همیشگی در مورد زن میرسیمSmile

Big GrinBig GrinBig GrinBig GrinBig GrinBig GrinBig GrinBig GrinBig GrinBig GrinBig GrinBig GrinBig GrinBig Grin
خیلی قشنگ گفتید فکر کنم الان ما و شما و بقیه ی خانمها با سیب زمینی یکی شدیم.....Big Grin
به نظرم ادم اصلا دست خودش نیست که عاشق باشه یا معشوق!

یهو یکیشون میشه... Big Grin

کلا عشق یه استرس شیرینه چه برای عاشق و چه معشوق.Heart

معشوق میترسه عاشقش رو ازدست بده و عاشق ترس ازدست دادنه معشوقو داره...

و این داستان ادامه داره...


وهردولذت میبرن اگر نبرن عشقی نمیمونهSmile

پس تا لذت هست عشق هست و به عکس...درمورد روابط انسانی البته...

اما عشق خدا به بندش یه چیز دیگستHeart
سلام
شرمنده نتونستم صفحات رو بخونم ، اما به نظر من عاشق و معشوق بودن یکی هست.
عشق چیزی نیست که مردم ازش تصور می کنند ، عشق صرفا یک محبت شدید نیست ، عشق در واقع چیزی فراتر از محبت هست ، و عاشق و معشوق در اصل یکی هستند ، عشق مثل جاذبه می مونه ، نمی تونید بگید زمین خورشید رو جذب نمی کنه و فقط خورشید زمین رو جذب می کنه،نه اشتباهه ، در جاذبه هر دو جسم هم رو جذب می کنند، به اندازه یکسان،یک قطعه پر هم همون قدر زمین رو جذب می کنه زمین قطعه پر رو.
(۲۲/آذر/۹۳ ۲۱:۱۳)یاســین نوشته است: [ -> ]سلام
معلومه که اصلا ارسالها رو مطالعه نکردید
فرهاد و شیرین

تو تاریخ کلی عشق یه طرفه داریم
سلام

راستش نخوندم...
ولی فکر میکنم عشق یه طرفه به درد نمیخوره... .
(۲۲/آذر/۹۳ ۲۲:۰۵)Ali#59 نوشته است: [ -> ]سلام

راستش نخوندم...
ولی فکر میکنم عشق یه طرفه به درد نمیخوره... .
سلام
درسته
تعریف عشق این هست که عشق بین خالق ومخلوق و امثالهم صرفا وجود داره
آنچه بین مخلوقات صرف هست حب هست که وقتی شدید میشه به عشق تشبیه میشه ،و الاچیزی که بین شیرین و فرهاد بوده عشق نبوده ، حب شدید بوده
ببینید عشق دلیل داره ،و اگر چیزی بدون دلیل باشه حب میشه.
ببینید من به چه دلیل باید عاشق کسی بشم که می دونم نمی خواد عاشقش باشم؟
اگر دوست داشته باشه عاشقش باشم ، یعنی اون هم عاشق عشق من هست ، اما اگر دوست نداشته باشه من عاشقش باشم ، دیگه عشقی در میان نیست ، صرفا یک حب هست ، و این حب به علت تفکراتی هست که واقعی نیست و مجازی است ، یعنی توی زندگی واقعی و برخورد های واقعی نشون می ده خودش رو.
همین شیرین و فرهاد اگر به هم می رسیدند آخر کارشون بهتر از چیزی که بوده نمی شده.و به مشکل برمیخوردند و عشقشون تبدیل به نفرت می شد.
فقط این وسط می مونه بحث عشق مادر و فرزند ، که مادری عاشق فرزندش می شه ، اما فرزند عاشق مادر نیست ، این هم تعبیر داره ، مادر عاشق اون شخص نیست ، عاشق پاره وجودش هست که در اون شخص ظهور کرده ، و الا توی اون دنیا است که مادر و فرزند بی توجه می شند ، مشخص میشه که مادر عاشق اون شخص نبوده ، عاشق اون وجودی بوده که در فرزند خودش به امانت گذاشته.
(۲۲/آذر/۹۳ ۲۲:۰۵)Ali#59 نوشته است: [ -> ]سلام

راستش نخوندم...
ولی فکر میکنم عشق یه طرفه به درد نمیخوره... .
سلام
اصلا بحث عشق یک طرفه یا دو طرفه نیست
حتی در یک عشق دو طرفه (که شما هم عاشقید و هم معشوق) ،‌شما عاشق بودن رو بیشتر میپسندید یا معشوق بودن رو.

سوال این هست که شما دوست دارید محبت ببینید یا محبت بکنید..

البته موضوع فراتر از عنوان تاپیک هست،‌ مثلا در همون ارسال اول ،‌ موضوع مهمانی دادن و مهمانی گرفتن و.. عنوان شده..

در کل بحث این هست که من مخاطب با خودم فکر کنم که آیا دوست دارم بیشتر محبت کنم یا بیشتر محبت ببینم

آیا حاضرم به دوستان و دیگران (دیگه بحث چند طرفه بودن عشق و ... نیست) کمکی بکنم حتی اگر درک نکنند و ...
(اگر مایل باشید و وقت زیادی هم ندارید میتونید فقط ارسالهای خانم یاسین رو بخونید تا متوجه بحث بشید )
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10
آدرس های مرجع