۱۲/مهر/۹۴, ۱۶:۰۹
سلام به همه.
توی همین اینترنت بگردید درمورد ازدواج حضرت علی علیه السلام با حضرت فاطمه زهرا :
ازدواج امام علی علیه السلام و حضرت فاطمه سلام الله علیها در نهایت سادگی و سرشار از معنویت بود و مهریه حضرت فاطمه سلام الله علیها مهریه سبکی بود.
پيش از حضرت علي عليه السلام افرادي مانند ابوبکر و عمر آمادگي خود را براي ازدواج با دختر پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم اعلام کرده بودند و هر دو از پيامبر يک پاسخ شنيده بودند و آن اين که درباره ازدواج زهرا منتظر وحي الهي است.آن دو که از ازدواج با حضرت زهرا نوميد شده بودند با سعد معاذ رئيس قبيله اوس به گفتگو پرداختند و آگاهانه دريافتند که جز حضرت علي عليه السلام کسي شايستگي ازدواج با حضرت زهرا عليهاالسلام را ندارد و نظر پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم نيز به غير او نيست.از اين رو دسته جمعي در پي حضرت علي عليه السلام رفتند و سرانجام او را در باغ يکي از انصار يافتند که با شتر خود مشغول آبياري نخل ها بود. آنان روي به علي کردند و گفتند: اشراف قريش از دختر پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم خواستگاري کرده اند و پيامبر در پاسخ آنان گفته است که کار زهرا منوط به اذن خداست و ما اميدواريم که اگر تو (با سوابق درخشان و فضايلي که داري) از فاطمه خواستگاري کني پاسخ موافق بشنوي و اگر دارايي تو اندک باشد ما حاضريم تو را ياري کنيم.با شنيدن اين سخنان ديدگان حضرت علي عليه السلام را اشک شوق فرا گرفت و گفت: دختر پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم مورد ميل و علاقه من است. اين را گفت و دست از کار کشيد و راه خانه پيامبر را، که در آن وقت نزد ام سلمه بسر مي برد، در پيش گرفت. هنگامي که در خانه رسول اکرم را کوبيد پيامبر فورا به ام سلمه فرمود: برخيز و در را باز کن که اين کسي است که خدا و رسولش او را دوست مي دارند.ام سلمه مي گويد: شوق شناسايي اين شخص که پيامبر او را ستود آن چنان بر من مستولي شد که وقتي برخاستم در را باز کنم نزديک بود پايم بلغزد. من در را باز کردم و حضرت علي عليه السلام وارد شد و در محضر پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم نشست، اما حيا و عظمت محضر پيامبر مانع از آن بود که سخن بگويد، لذا سر به زير افکنده بود و سکوت بر مجلس حکومت مي کرد. تا اين که پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم سکوت مجلس را شکست و گفت: گويا براي کاري آمده اي؟حضرت علي عليه السلام در پاسخ گفت: پيوند خويشاوندي من با خاندان رسالت و ثبات و پايداريم در راه دين و جهاد و کوششم در پيش برد اسلام بر شما روشن است. پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم فرمود: تو از آن چه که مي گويي بالاتر هستي.حضرت علي عليه السلام گفت: آيا صلاح مي دانيد که فاطمه را در عقد من درآوريد؟حضرت علي عليه السلام در طرح پيشنهاد خود بر تقوا و سوابق درخشان خود در اسلام تکيه مي کند و از اين طريق به همگان تعليم مي دهد که ملاک برتري اين است نه زيبايي و ثروت و منصب.پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم از اصل آزادي زن در انتخاب همسر استفاده کرد و در پاسخ حضرت علي عليه السلام فرمود: پيش از شما افراد ديگري از دخترم خواستگاري کرده اند و من درخواست آنان را با دخترم در ميان نهاده ام ولي در چهره او نسبت به آن افراد بي ميلي شديدي احساس کرده ام. اکنون درخواست شما را با او در ميان مي گذارم، سپس نتيجه را به شما اطلاع مي دهم.پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم وارد خانه زهرا عليهاالسلام شد و او برخاست و ردا از دوش آن حضرت برداشت و کفش هايش را از پايش در آورد و پاهاي مبارکش را شست و سپس وضو ساخت و در محضرش نشست. پيامبر سخن خود را با دختر گراميش چنين آغاز کرد: علي فرزند ابوطالب از کساني است که فضيلت و مقام او در اسلام بر ما روشن است و من از خدا خواسته بودم که تو را به عقد بهترين مخلوق خود در آورد و اکنون او به خواستگاري تو آمده است; در اين باره چه مي گويي؟ در اين هنگام زهرا عليهاالسلام در سکوت عميقي فرو رفت ولي چهره خود را از پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم برنگرداند و کوچکترين ناراحتي در سيماي او ظاهر نشد. رسول اکرم صلي الله عليه و آله و سلم از جاي برخاست و فرمود: «الله اکبر سکوتها اقرارها» يعني: خدا بزرگ است; سکوت دخترم نشانه رضاي اوست.
تمام دارايى حضرت على علیه السلام در آن زمان منحصر به شمشير و زرهى بود كه مى توانست به وسيله آن ها در راه خدا جهاد كند و شترى نيز داشت كه با آن در باغستان هاى مدينه كار مى كرد و خود را از ميهمانى انصار بى نياز مى ساخت.پس از انجام خواستگارى و مراسم عقد وقت آن رسيد كه حضرت على علیه السلام براى همسر گرامى خود اثاثى تهيه كند و زندگى مشترك خود را با دختر پيامبر آغاز كند.پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله پذيرفت كه حضرت على علیه السلام زره خود را بفروشد و به عنوان جزئى از مهريه فاطمه سلام الله علیها در اختيار پيامبر بگذارد.زره به چهار صد درهم به فروش رفت. پيامبر قدرى از آن را در اختيار بلال گذاشت تا براى زهرا عطر بخرد و باقيمانده را به عمار یاسر و گروهى از ياران خود داد تا براى فاطمه و على لوازم منزل تهيه كنند.مهريه دختر پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم پانصد درهم بود که هر درهم معادل يک مثقال نقره بود.(هر مثقال 18 نخود است).
منبع
پسر و دختر مومن اگه بخوان مومنانه زندگی کنند باید به الگوی ایمانشون نگاه کنند نه حرف مردم.باید درانتخاب همسر دقت کرد.
توی همین اینترنت بگردید درمورد ازدواج حضرت علی علیه السلام با حضرت فاطمه زهرا :
ازدواج امام علی علیه السلام و حضرت فاطمه سلام الله علیها در نهایت سادگی و سرشار از معنویت بود و مهریه حضرت فاطمه سلام الله علیها مهریه سبکی بود.
پيش از حضرت علي عليه السلام افرادي مانند ابوبکر و عمر آمادگي خود را براي ازدواج با دختر پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم اعلام کرده بودند و هر دو از پيامبر يک پاسخ شنيده بودند و آن اين که درباره ازدواج زهرا منتظر وحي الهي است.آن دو که از ازدواج با حضرت زهرا نوميد شده بودند با سعد معاذ رئيس قبيله اوس به گفتگو پرداختند و آگاهانه دريافتند که جز حضرت علي عليه السلام کسي شايستگي ازدواج با حضرت زهرا عليهاالسلام را ندارد و نظر پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم نيز به غير او نيست.از اين رو دسته جمعي در پي حضرت علي عليه السلام رفتند و سرانجام او را در باغ يکي از انصار يافتند که با شتر خود مشغول آبياري نخل ها بود. آنان روي به علي کردند و گفتند: اشراف قريش از دختر پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم خواستگاري کرده اند و پيامبر در پاسخ آنان گفته است که کار زهرا منوط به اذن خداست و ما اميدواريم که اگر تو (با سوابق درخشان و فضايلي که داري) از فاطمه خواستگاري کني پاسخ موافق بشنوي و اگر دارايي تو اندک باشد ما حاضريم تو را ياري کنيم.با شنيدن اين سخنان ديدگان حضرت علي عليه السلام را اشک شوق فرا گرفت و گفت: دختر پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم مورد ميل و علاقه من است. اين را گفت و دست از کار کشيد و راه خانه پيامبر را، که در آن وقت نزد ام سلمه بسر مي برد، در پيش گرفت. هنگامي که در خانه رسول اکرم را کوبيد پيامبر فورا به ام سلمه فرمود: برخيز و در را باز کن که اين کسي است که خدا و رسولش او را دوست مي دارند.ام سلمه مي گويد: شوق شناسايي اين شخص که پيامبر او را ستود آن چنان بر من مستولي شد که وقتي برخاستم در را باز کنم نزديک بود پايم بلغزد. من در را باز کردم و حضرت علي عليه السلام وارد شد و در محضر پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم نشست، اما حيا و عظمت محضر پيامبر مانع از آن بود که سخن بگويد، لذا سر به زير افکنده بود و سکوت بر مجلس حکومت مي کرد. تا اين که پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم سکوت مجلس را شکست و گفت: گويا براي کاري آمده اي؟حضرت علي عليه السلام در پاسخ گفت: پيوند خويشاوندي من با خاندان رسالت و ثبات و پايداريم در راه دين و جهاد و کوششم در پيش برد اسلام بر شما روشن است. پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم فرمود: تو از آن چه که مي گويي بالاتر هستي.حضرت علي عليه السلام گفت: آيا صلاح مي دانيد که فاطمه را در عقد من درآوريد؟حضرت علي عليه السلام در طرح پيشنهاد خود بر تقوا و سوابق درخشان خود در اسلام تکيه مي کند و از اين طريق به همگان تعليم مي دهد که ملاک برتري اين است نه زيبايي و ثروت و منصب.پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم از اصل آزادي زن در انتخاب همسر استفاده کرد و در پاسخ حضرت علي عليه السلام فرمود: پيش از شما افراد ديگري از دخترم خواستگاري کرده اند و من درخواست آنان را با دخترم در ميان نهاده ام ولي در چهره او نسبت به آن افراد بي ميلي شديدي احساس کرده ام. اکنون درخواست شما را با او در ميان مي گذارم، سپس نتيجه را به شما اطلاع مي دهم.پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم وارد خانه زهرا عليهاالسلام شد و او برخاست و ردا از دوش آن حضرت برداشت و کفش هايش را از پايش در آورد و پاهاي مبارکش را شست و سپس وضو ساخت و در محضرش نشست. پيامبر سخن خود را با دختر گراميش چنين آغاز کرد: علي فرزند ابوطالب از کساني است که فضيلت و مقام او در اسلام بر ما روشن است و من از خدا خواسته بودم که تو را به عقد بهترين مخلوق خود در آورد و اکنون او به خواستگاري تو آمده است; در اين باره چه مي گويي؟ در اين هنگام زهرا عليهاالسلام در سکوت عميقي فرو رفت ولي چهره خود را از پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم برنگرداند و کوچکترين ناراحتي در سيماي او ظاهر نشد. رسول اکرم صلي الله عليه و آله و سلم از جاي برخاست و فرمود: «الله اکبر سکوتها اقرارها» يعني: خدا بزرگ است; سکوت دخترم نشانه رضاي اوست.
تمام دارايى حضرت على علیه السلام در آن زمان منحصر به شمشير و زرهى بود كه مى توانست به وسيله آن ها در راه خدا جهاد كند و شترى نيز داشت كه با آن در باغستان هاى مدينه كار مى كرد و خود را از ميهمانى انصار بى نياز مى ساخت.پس از انجام خواستگارى و مراسم عقد وقت آن رسيد كه حضرت على علیه السلام براى همسر گرامى خود اثاثى تهيه كند و زندگى مشترك خود را با دختر پيامبر آغاز كند.پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله پذيرفت كه حضرت على علیه السلام زره خود را بفروشد و به عنوان جزئى از مهريه فاطمه سلام الله علیها در اختيار پيامبر بگذارد.زره به چهار صد درهم به فروش رفت. پيامبر قدرى از آن را در اختيار بلال گذاشت تا براى زهرا عطر بخرد و باقيمانده را به عمار یاسر و گروهى از ياران خود داد تا براى فاطمه و على لوازم منزل تهيه كنند.مهريه دختر پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم پانصد درهم بود که هر درهم معادل يک مثقال نقره بود.(هر مثقال 18 نخود است).
منبع
پسر و دختر مومن اگه بخوان مومنانه زندگی کنند باید به الگوی ایمانشون نگاه کنند نه حرف مردم.باید درانتخاب همسر دقت کرد.

اینا کم معضل نیستن و این تاپیک هم برای طلاق نیست بلکه برای ازدواجه ولی اصل حرف من که موجب
مد شده ... تازه شم صندوق جوراب خانمها خیلی وقته ته کشیده .......
) دیده و شنیده می شه.

