تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: پيش به سوي ازدواج اسان....
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13
ضمن عرض سلام
خیلی خوبه ، بخصوص عنوان تایپیک ... ساعت 5 صبحه و من دارم این پست رو میذارم و متاسفانه باید بگم نامزدم رو بعد از دوسال و نیم نامزدی بخاطر کمبود پول ازدست دادم ،
خیلیا بهم گفتن همون بهتر که رفت ولی از روی دلداری گفتن ، شوخی نیست بعد از 2 سال و نیم ،،، انقدر خانوادش از بچگی از عروسی آنچنانی و عقد آنچنانی و زندگی آنچنانی گفته بودن که من واقعا از پسش بر نمیومدم ... ی روز نشستیم و مهمونای عقد رو لیست کردیم ، 250 تا مهمون داشتن ...
ی روز نشستم حساب کردم دیدم توو بهترین حالت من باید 50 میلیون تومان پول داشته باشم ( بدون پول پیش خونه) که تازه برسیم به روز اول زندگی مشترک
،
من واقعا دوستش داشتم ، و اونم منو دوست داشت ولی طبیعی بود این محبت من حریف 25 سال گفته های خواهر و مادرش نشه...
متاسفانه الآن داره ازدواج میکنه و تازه براش انگشتر آوردن... همش اس ام اس میده دارم میمیرم و نمیخوام و ... ولی راه برگشتی نداره چون مادرش بشدت ناراحتی قلبی داره و جرأت مخالفت با مادرش رو نداره .
منم دیشب به ناچار باهاش تند برخورد کردم و گفتم دیگه بمن اس نده و ...
،
هدفم از این پست :
اگر مادران یا مادران آینده نگاهی به این تایپیک میندازن ، یا حتی پدران به فرزندانتون اینقدر از تجملات نگین ،، آخه وقتی از ازدواج آسان یا امثااهم میشه همه موافقن ولی نه برای خودشون ، برای دیگران ...
طبیعیه که همه برای بچه هاشون بهترین ها رو میخوان ولی این بهترین ها ی اولویت بندی هم داره ، ی جایی مشاوره میرم ، مشاور بمن گفت ی خانمی میاد پیش من که همسرش 35 سالشه و استاد دانشگاه هست ولی اصلا باهم خوب نیستن و متاسفانه شوهرش با دانشجوهای دخترش دوست میشه و حتی سه چهار بار توو خونه خودش مچ شوهرش رو گرفته ...
درسته همه ی جور نیستن ، خوب بد همه جوره اش هست ولی باز اولویت بندی داره ، لطفا ازین اولویت بندی ها هم به فرزندانتون بگین ...
به امید روزای خوب ... به امید ظهور منجی عالم (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
در ادامه :

از آنچه تا کنون گفته ایم بی پایگی این سخنان روشن گشت معلوم شد مه ، بها یا اجرت نیست و منطق عقلانی هم دارد . هم معلوم شد زن و مرد در احتیاج به یکدیگر وضع مساوی ندارند و خلقت ، آنها را در دو وضع مختلف قرار داده است.

از همه بی پایه تر اینکه فلسفه ی مهر را وثیقه مالی در مقابل حق طلاق برای مرد ذکر کرده است و مدعی است علت اینکه اسلام مهر را مقرر کرده همین جهت است.

از این گونه اشخاص باید پرسید چرا اسلام حق طلاق را به مرد داد تا زن به وثیقه مالی احتیاج پیدا کند؟ به علاوه ، معنی این سخن این است : علت اینکه پیغمبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به زنان خود مهر قرار می داد این بود که می خواست انها در خودش وثیقه ی مالی بدهد، و علت اینکه در ازدواج علی (علیه السلام) و فاطمه (سلام الله علیها) مهر قرار داد این بود که می خواست برای فاطمه (سلام الله علیها) در مقابل علی (علیه السلام) یک وثیقه مالی و اطمینان فکری بگیرید.

اگر اینچنین است ، پس چرا پیغمبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) زنان را توصیه کرد که متقابلا مهر خود را به شوهر ببخشند و برای این بخشش پادش هایی ذکر کرد؟ به علاوه چرا توصیه کرد حتی الامکان مهر زنان زیاد نباشد ؟ آیا جز این است که از نظر پیامبر اسلام هدیه زناشویی مرد به نام مهر ، و بخشش مهر یا معادل آن از طرف زن به مرد موجچوب استحکام و الفت و علقه زناشویی می شود ؟

اگر نظر اسلام این بود که مهر وثیقه باشد چرا در کتاب آسمانی خود گفت : " و اتو النساء صدقتهن نحله "؛ چرا نگفت :"واتو النساء صدقاتهن وثیقه"

گذشته از همه اینها ، نویسنده مطبور پنداشته رسم مهر در صدر اسلام همین بوده که امروزه هست . معمول امروز این است مهر بیشتر جنبه ذمه و عهده را دارد ؛ یعنی مرد مبلغی را طبق عقد و سند به عنوان مهر به عهده می گیرد و زن معمولا آن را مطالبه نمی کند مگر وقتی که اختلاف و مشاجره ای به میان آید. این گونه مهر ها می تواند جنبه وثیقه به خود بگیرد . در صدر اسلام معمول این بود که مرد هرچه به عنوان مهر متعهد می شد ، نقد می پرداخت .

علیهذا به هیچ وجه نمی توان گفت که نظر اسلام از مهر بوده که وثیقه ای در اختیار زن قرار دهد.

تاریخ نشان می دهد که پیغمبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به هیچ وجه حاضر نبود زنی را بدون مهر در اختیار مردی قرار دهد . داستانی با اندک اختلاف در کتب شیعه و سنی آمده است ....

که ان شاءالله در ارسال بعدی قرار میدهم
زنی آمد به خدمت پیغمبر اکرم و در حضور جمع ایستاد و گفت :
یا رسول الله مرا به همسری خود بپذیر
رسول اکرم در مقابل تقاضای زن سکوت کرد چیزی نگفت. زن سر جای خود نشست
مردی از اصحاب بپا خواست و گفت :
یا رسول الله اگر شما اجازه بدهید ، من حاضرم.
بعد از موافقت زن پیغمبر از مرد سوال کرد : مهر چی می دهی
-هیچی ندارم
-این طور نمی شود. برو به خانه ات ، شاید چیزی پیدا کنی و به عنوان مهر به این زن بدهی.
مرد به خانه اش رفت و برگشت و گفت :
در خانه ام چیزی پیدا نکردم
-بازهم برو بگرد . یک انگشتر آهنی هم بیاوری کافی است.
در مرتبه رفت و برگشت و گفت : انگشتر آهنی هم در خانه ما پیدا نمی شود. من حاضرم همین جامه که به تن دارم مهر این زن کنم.
یکی دیگر از اصحاب که او را می شناخت گفت : یا رسول الله به خدا این مرد جامه ای غیر از این جامه ندارد . پس نصف این جامه را مهر زن قرار دهید.
اگر نصف این جامه مهر زن باشد کدامیک بپوشند ؟ هر کدام بپوشند دیگری برهنه می ماند. خیر اینطور نمی شود.
مرد خواستگار سر جای خود نشست. زن هم به انتظار جای دیگری نشسته بود . مجلس وارد بحث دیگری شد و طول کشید. مرد خواستگار حرکت کرد که برود . رسول اکرم مرد را صدا زد و مرد آمد و حضرت فرمود :
-قرآن خواندن بلدی.
-بله یا رسول الله ! فلان سوره فلان سوره را بلدم
-می توانی از حفظ قرائت کنی ؟
-بله می توانم
- بسیار خوب درست شد. پس این زن را به عقد تو در می آورم و مهر او این باشد که تو به ایشان قرآن تعلیم بدهی.




منبع : مطهری، مرتضی-1358. نظام حقوق زن در اسلام.انتشارات آل طه(1389)
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13
آدرس های مرجع