(۳۱/خرداد/۹۵ ۹:۲۰)پارمیس نوشته است: [ -> ]استاد میبینه تو کشور امکانات لازم نیست و دانشجوش هم استعداد فراوانی داره.
خب بگه تو ایران بمون خودتو بیچاره کن؟؟؟
خب اگرم رفت اونطرف هم به علم کمک میکنه هم به دیگر انسان ها.مثل پرفسور سمیعی.
الان پرفسور سمیعی که رفتن خارج حالا یا به توصیه اساتیدشون یا از فکر خودشون خائنن؟؟؟
هم اونطرف به مردم کمک میکنن هم اینجا.
به نظرتون اگه پرفسور سمیعی ایران میموند چی میشد.؟؟؟؟
و هزاران شخص دیگه مثل ایشون.......
جملات کامل رهبر رو اینجا میارم برای رفع سوء تفاهم:
احساس هویّت؛ گفتیم [دانشجویان] باید احساس هویّت کنند. ما باید واقعیّتهای کشور را بدانیم؛ آنچه امروز گفته شد بخشی از واقعیّتها بود: اینکه ما در بخش فضا این کارها را کردهایم، در بخش نانو این کارها را کردهایم، در بخش هستهای این کارها را کردهایم، در بخش زیستفنّاوری این کارها را کردهایم، در بخش پزشکی اینجور پیش رفتهایم؛ اینها چیزهایی است که بایستی گفته بشود. استاد میتواند در زمینهی احساس هویّت در دل دانشجو تأثیر بگذارد تا احساس کند هویّت با ارزشی دارد و به آن افتخار بکند. اینکه استاد ما در داخل کلاس دل دانشجو را خالی کند و مدام بگوید «شما کوچکید، شما حقیرید، شما عقبماندهاید» خیانت است؛ این بیتعارف خیانت است. اینکه استاد ما دانشجوی نخبه را تشویق کند که «آقا! اینجا ماندهای چهکار کنی؟ بلند شو برو [خارج] استفاده کن!»، خب اینجا بهترین دانشگاههای کشور با هزینهی زیاد این دانشجو را آماده کردهاند، پرورش دادهاند؛ آنوقتیکه وقت استفاده و میوهچینیِ از این نهال با ارزش است، برود میوهاش را جای دیگر بدهد؟ این خیانت است. معنای احساس هویّت این است: دانشجو احساس کند که ایرانی بودن و مسلمان بودن و انقلابی بودن یک افتخار است و به این افتخار کند. بله، عقبیم امّا نیرو داریم، تلاش داریم، انرژی داریم، جوانی داریم، حرکت میکنیم، میرویم به جلو و میرسیم...
اگر چنانچه این احساس هویّت در جوان به وجود آمد، واگرایی به وجود نمیآید؛ ما چندین هزار دانشجو در خارج داریم، اگر این افتخار بود، آن دانشجو پامیشود میآید ایران. [البتّه] درسش را بخواند؛ بنده از رفتن دانشجو به خارج از کشور احساس وحشت نمیکنم، بارها هم گفتهام، برود درسش را بخواند، یاد بگیرد، بیاید برای کشورش مفید باشد. این کِی خواهد شد؟ آنوقتی که به ایرانی بودن افتخار کند، به انقلابی بودن افتخار کند. این احساس هویّت، معنایش این است.
نقل قول:هر موضعی مطرح بشه شما کل مجموعه دولت و اصلاحات به خیانت کار بودن و جاسوس آمریکا بودن متهم میکنید و هیچ وقت دلیل منطقی نه شما و نه هم فکرای شما ارائه نمیدید!!
کجا امثال بنده کل مجموعه اصلاحات رو متهم کردیم؟ اگر شما پستهای بنده رو خونده باشین می بینین فتنه های بزرگ 78 و 88 رو که منجر به قتل هموطنان هم شده متاسفانه مسببش همین مثلا اصلاح طلبان هستن که به واقع فساد طلبان هستن. منتهی اصلاح طلب تا اصلاح طلب با هم فرق دارن. بنده قبلا جایی گفتم اصلاح طلب تندرو دوستمون گفتن اصلاح طلب تندرو کندرو نداره. متاسفانه ایشون از سر بی اطلاعی اظهار نظر کردن در حالیکه بنده از طریق مطالعه خط فکری آقایون صحبت کردم. خود کله گنده های اصلاح طلب ایرادشون به خودشون اینه که شعار اصلاح طلبان به تعداد کله گنده هاشون متفاوته و اینها هیچ موقع نتونستن اصول و ایدئولوژی خودشون رو به طور شفاف و صریح و یکپارچه مطرح کنن و اتفاق نظر در اصول و فروع ندارن. ولی بالاخره تاریخ سیاسی ایران اگرچه نقاط پر ابهام و پرونده های بسته نشده ای داره اما تا همون حد که باز شده نشون داده خیانت به معنای واقعی کلمه کی و توسط چه کسانی شکل گرفته. برای بنده جالبه این مشت نمونه خروارها اگر سند نیستن پس چی هستن:
از حلقه کیان تا روزنامه های زنجیره ای
پشت پرده واقعه 18 تیر 78 کوی دانشگاه در مستند مصاف
نتایج اعتماد به دشمن در دولت خاتمی
رد صریح مبانی فکری- عقیدتی دولت توسط رهبر
این هاشمی که اینقدر سنگ بیت امام رو به سینه میزنه تا یکی مثل سید حسن رو به قدرت برسونه (کمترین جرم سید حسن اینه که هنوز حکم سران فتنه و نظر ولی فقیه در مورد خیانت بزرگ سران فتنه رو قبول نداره و عمدا ... در حالیکه خود امام خمینی می فرمودن پشتیبان ولایت فقیه باشین و از قضا بسیار هم از آیت الله خامنه ای حمایت فرمودن). خود آقای هاشمی چنان وقیحانه به شورای نگهبان حمله کرده و میکنه در حالیکه شاخص انقلاب یعنی حضرت امام خمینی فرمودن کسی به شورای نگهبان حمله کنه مفسد هست. از قضا تاپیک زیر انتقادات صریح سید احمد خمینی هست به سیاستهای اقتصادی غیر انقلابی و غیر دینی هاشمی:
انتقاد صریح سید احمد خمینی از سیاستهای اقتصادی دولت هاشمی
احمد خمینی مربوط به بیت امام نیست؟ اینها سند نیست که مدام ما متهم میشیم به بی سندی. بعد از 6 سال تالار چرخوندن مهمترین چیزی که یاد گرفتم صحبت بر اساس سند هست. بنده سر موضوعی با شما در پیام خصوصی هم روی همین قضیه صحبتی داشتیم... پس لطفا اگر تاریخ سیاسی ایران و نقش خواص اصلاح طلب در بدبختی های ملت رو خبر ندارین انگ بی سند حرف زدن به ما نزنین. هر کدوم از تاپیکهای بالا مشکل سندی داشت یا جاییش نادرست بود حتما مطرح کنین. مجلس ششم و لوایح دو قلوی آقایون و نامه معروف به جام زهر به رهبر و .... رو جستجو کنین تا معلوم بشه کدام اصلاح طلبان مفسد هستن. خدا رو شکر این اصلاح طلبان که ما نفهمیدیم کی در رأسش هست ولی جرم موسوی خوینی ها، خاتمی، میرحسین، کروبی، هاشمی، سروش و حجاریان و تاج زاده و .... که برای همش سند وجود داره کافی نیست؟... حالا ممکنه یکی مثل کواکبیان هم اصلاح طلب باشه اما مثل آقایون مجرم نباشه اما ملاک رفتار پدر معنوی و پدر مادی و پدر و مادر این جریان هست که پرونده بسیار سیاه و تاریکی داره خصوصا در بحثهای اصول انقلاب....
هاشمی به امام اینهمه دروغ می بنده جرم نیست؟ امام گفت جام زهر 598 برام شیرین شد؟ اصلا بعد از پذیرش قطعنامه امام هیچ سخنرانی عمومی نکرد و دیگه لبخند نزد. این رو محافظان و خانواده امام گفتن. رفتار امام با هاشمی هم عوض شده بود. تاریخ اینو گفته بعد در دیدار خصوصی که از قضا هیچکس نبوده امام گفته شیرین شد یا امام آخرش موافق حذف شعار مرگ بر آمریکا بود؟ یه بچه نینی هم می فهمه این حرف بسیار دروغ بزرگی هست. فقط و فقط همین حرفها که انقلاب رو دچار استحاله میکنه جرم نیست؟ این حرفهای ایشون سند خیانت نیست؟
یا ملاک حق و حقیقت امام خمینی هست یا نیست. اگر نیست یعنی دین هم ملاک نیست دیگه اونموقع حرفی برای گفتن نمی مونه. اگرم هست اینها و دیگر تخلفات سیاسیون از تفکر امام همش سند محسوب میشه...
نقل قول:فقط من الان موندم چطور اون افرادی که به احمدی نژاد گفتن جریان انحرافی الان صف بستن پشت سرش؟؟حداقل انقدر مرد باشن که سر حرفشون بمونن....ولی متاسفانه نیستن
علی آقا نمی دونم چرا فهم این مسئله ساده رو پیچیده جلوه میدین. ملاک درستی دین ماست. والسلام. دین رو 1400 سال علمای شاخص نگه داشتن. یعنی جنابعالی خودتون رو فقیه تر و آگاه تر و دیندار تر از امام خمینی و امام خامنه ای می دونین؟ و خیلی های دیگه... مگه ما در نقدها جز تقابل فکری آقایون با امام و رهبری کار دیگه ای کردیم؟ هر کس تا زمانیکه در خط فکری تشیع علوی و فاطمی و حسنی و حسینی حرکت کنه که مصداق امروزش تبعیت از ولایت فقیه هست رو سر ما جا داره و هر موقع از این خط انحراف پیدا کرد از چشم ما ساقط میشه و سیل انقادات بهش وارد میشه. احمدی نژاد منحرف شد توسط همون مشایی های دور و برش. 2 تا مستند ببینین بعد قضاوت کنین. خود مشایی توی مستند مصاف توضیح میده چه گندی زده به احمدی نژاد وگرنه احمدی نژاد 4 سال اولش خیلی هم خوب بود اگرم اشتباهاتی داشت طبیعت کار اجرایی بود. بنده همین الان کار اجرایی در دولت روحانی رخ بده و خرابی داشته باشه هیچی نمیگم. مثلا اون سبد یارانه واقعا ناراحت شدم خوب از آب در نیومد چون قرار بود ایرادهای یارانه نقدی رو حل کنه اما اجراش موفق نبود. این جای نقد و تخریب نداره. رهبری هم فرمودن ماهیت کار اجرایی اینطوریه. البته احمدی نژاد کارهای مثبت هم داشت لااقل کار میکرد و نیتش خوب بود و اصلا هم دنبال تغییر نظام جمهوری اسلامی و ولایت فقیه و فروختن فلسطین و حزب الله نبود. اگر کسانی امروز از یکی مثل احمدی نژاد دفاع می کنن به خاطر عملکرد بد دولت روحانی هست وگرنه اگر ایشون هم تفکرات انقلابی داشت و اینهمه به کرات مسیر غیر انقلابی و مخالف ولایت فقیه رو دنبال نمی کرد وضع اینطور نمیشد.
نمی دونم متوجه شدین یا نه بحث سر نقد تفکر و خط فکری و ایدئولوژی هست وگرنه بنده بارها گفتم فساد اقتصادی ربطی به رئیس جمهورها نداره. خطاهای اجرایی کارها ماهیت کارهای اجرایی است که بنده در شغل خودم هم می بینم و مرتکب خطا میشم. مشکلات اقتصادی و خطاهای اقتصادی در کارهای اجرایی پیش میاد و از هر دولتی قابل چشم پوشی هست اما فکر غلط و غیر انقلابی و مخالف ایدئولوژی اسلام چیزی نیست که قابل قبول باشه.
نقل قول:شما با سکوتتون در مورد احمدی نژآد خیانت کردید ! نفاق کردید ! الان دم از انتقاد میزنید ؟
جناب محمد تراست بنده قبلا عرض کردم اینکه در تالار ما به احمدی نژاد انتقاد نمیشد دلیل داشت. دلایلش رو هم عرض کردیم. البته انتقاد هم بود اما به خاطر شرایط اون موقع تالار نشد فضای گفتگو در تالار فراهم بشه. دوستان اصلا نمی گذاشتن ما بحث و گفتگوی سیاسی رو در تالار باز کنیم. همین نقدها هم اوایل داشت به جایی می رسید که دوباره تعطیل بشه... فضای انتقاد سیاسی کشور عوض شده. شبکه های اجتماعی در جهت مثبت و منفی به بحث سیاسی دامن زده. من موافق روشن شدن قضایا هستم البته به شرطها و شروطها...
بنده قبلا گفتم بازم میگم ما منتقد هر کسی هستیم که بر خلاف مصالح ملی و دینی و انقلابی کشور عمل کنه. احمدی نژاد در دولت اولش تنها جرمش این بود که انقلابی بود و مورد هجوم تمام احزاب دشمن قرار گرفت. بنده یادمه مثل آقای جلیلی هنوز احمدی نژاد نیومده سیل تخریب ها و انتقادات علیه اش در رسانه ها و روزنامه ها براه بود. اینم مربوط به آمار اقتصادیش بود؟ 6 سال اول دلار 1000 تومن ثابت بود انتقاد و فحاشی علیهش نبود آقایون منصف؟ دولت دست به کوچکترین فعالیتی میزد فقط تخریب بود و سیاه نمایی. همین سهمیه بندی بنزین چقدر کمک کرد هم آلودگی هم فرهنگ درست مصرف کردن هم ذخیره ارز هم کاهش مصرف اما 4 نفر قاچاق کردن فقط انتقاد بود و تخریب و سیاه نمایی. مسکن مهر و یارانه زمان انتخابات 92 همه آقایون کاندیدا موافقش بودن بدون استثنا فقط می گفتن پیاده شدنش بد بوده که دیدیم چطور مسکن مهر شد طرح مزخرف و یارانه نقدی هم جای خودش رو داد به سبد کالا که متاسفانه خیلی بد پیاده شد و ... حالا این طرح ها مشکلاتی داشته و با وجود محاسن مشکلاتی به وجود آورده اما این دیگه خیلی بحث کارشناسی میشه بخوای سبک سنگین کنی ببینی چقدر این حرکت درست بوده یا غلط. لااقل نیتش درست بوده و هدف هم خوب بوده منتهی به دلایل مختلف نتیجه اونی نشد که باید میشد اما اینها فقط بهانه ای می شدن برای تخریب.
اما در خیلی موارد اصول فکری احمدی نژاد درست بود. اینکه خودش اهل تجمل و اشرافی گری و استخر 7 میلیاردی نبود. اینکه به فکر روستاها و مناطق محروم بود. من خودم اشک جوان در بدرقه و خداحافظی از احمدی نژاد رو دیدم. این محبوبیت احمدی نژاد بین محرومان تصادفیه؟ مستند ببینین چقدر به روستاها رسیدگی شد از جاده سازی و آبرسانی و ... اینکه استکبار ستیز بود هر چند آخراش کم آورد یا عبارتی کجش کردن. البته از نگاه فرهنگی بنده اصلا از دولتش راضی نبودم...
اما نکات مثبتش نسبت به دولتهای دیگه می چربید و لااقل خیالمون راحت بود دنبال تغییر نظام جمهوری اسلامی و ولایت فقیه و فروختن فلسطین و حزب الله نبود. تغییر هر کدوم از اینها یعنی از بین رفتن اصل انقلاب و برگشت به زمان شاه و هدر رفتن خون اینهمه شهید و ...
اما در مورد دولت فعلی مشکل اساسی هست. مشکل هاشمی و خاتمی و روحانی خط فکری غیر انقلابی اونهاست. چرا سال 88 رهبری فرمودن فکر من به احمدی نژاد نزدیکتر هست در مقابل هاشمی؟ مسئله خیلی واضحه. خود غربی ها از زمان رضا خان اقتصاد و کشاورزی ما رو نابود کردن کاری که آمریکا و انگلیس قرنهاست در همه کشورهای ضعیف تر کرده بودن. بعد از انقلاب دشمنی مستکبران 100 برابر شد و مستقیما در ریختن خون مردم و جوانان ما هم حتی نقش داشتن. حالا آقایون سیاستمدار بعد از انقلاب رفتن به کسانی که شدیدا خواهان نابودی ایران و تشیع و مردمش هستن دست التماس دراز می کنن و طلب کمک می کنن. دراکولا رو گذاشتن رئیس سازمان انتقال خون. میگن خزانه خالیه آب خوردن نداریم اشتغال نابوده تو رو خدا تحریمهای فلج کننده رو بردارین. خوب خود دشمن خواسته ما اینطور باشیم. این خط فکری بسیار افتضاحه و خلاف دین و قرآن و اهل بیته. این دل ما رو به درد آورده. سه سال پیش چقدر گفتیم برکت و پیشرفت در سایه جهاد و استقامت و توکل به خداست نه یاری خواستن از دشمن خدا. کسی گوش نکرد نتیجه شد این باتلاق برجام. این نتیجه غیر انقلابی بودن هست. حالا خدا رو شکر ولی فقیه داشته و داریم وگرنه دولت الان داشت در ائتلاف با آمریکا سوریه رو بمباران میکرد...
راستی جواب ندادین سخنرانی اخیر رهبر در دیدار سران قوه پر بود از انقادات صریح رهبری به دولت. آیا از منظر شما ایشون هم...؟
سوال دیگه آیا اگر کسی ادعای درست بودن فکر خودش رو داشت میشه داعشی؟ آیا انبیاء و معصومین هم داعشی بودن؟ آیا داعش باید ابزاری باشه برای تخریب حقیقت؟ آیا این داعش باید بشه ابزار تخریب فکر انقلابی؟ آیا ....
نقل قول:"تشیع مصلحت"، تشیع صفوی است و در برابرش تشیع علوی که" تشیع حقیقت" است. همیشه مصلحت، روپوش دروغین زیبایی بوده است، تا دشمنان"حقیقت"، حقیقت را در درونش مدفون کنند. و همیشه "مصلحت" تیغ شرعی بوده است تا حقیقت را رو به قبله ذبح کنند. که مصلحت همیشه مونتاژ دین و دنیا بوده است.
البته بنده آقای شریعتی رو خاکستری می بینم اما جنبه سفید بودنش بیشتر طبق تحقیقات خودم اما حرفهای ایشون حجت نیست و ایشون اشتباهتی داشته ...
از جمله اشتباهات ایشون همین قرار دادن مصلحت در مقابل حقیقت هست در حالیکه در مکتب تشیع مصلحت علی علیه السلام با حقیقت یکی هست. اگر پیامبر به مصلحت در مورد خالد بن ولید سکوت کردن این مصلحت عین حق هست. حالا چون عده ای از مصلحت بخوان سوء استفاده کنن اصل ماجرا زیر سوال نمیره...
لینک
نقل قول:در واقع، مصلحتاندیشی وسیلهای برای حفظ و بقای دین در زمانها و مکانهای گوناگون است که نوعی انعطافپذیری به دین و احکام اسلامی میدهد تا در شرایط مختلف و حساس، اصل آن حفظ شود. لذا اصل، انجام دادن تکالیف اولیه است. پس نباید مصلحت به وسیلهای برای حفظ حکومت و قدرت تبدیل شود و به بهانة حفظ آن، احکام دین به تعطیلی کشانده شود. در اسلام، حکومت تا جایی معتبر است که عامل و ابزاری برای اجرای احکام باشد. اگر قرار باشد خود آن به تعطیل دین بپردازد، از نظر اسلام مشروعیت ندارد و نقض غرض خواهد شد. ذکر این نکته ضروری مینماید که هرکسی نمیتواند تشخیص دهنده مصلحت باشد و متعلَق مصلحت هم هر چیزی نمیتواند باشد. رعایت اهمّ و مهم در مصلحت اندیشیها نیز ضروری است.
لینک
نقل قول:
آن مصلحتی که مذموم است، رفتارهای فرصتطلیانه (اُپورتونیستی) با سمت و سوی منافع شخصی و نفسانی است که به دروغ نامش را «مصلحت» گذاشتنهاند. چرا که نه به مصلحت شخص است و نه به مصلحت جامعه؛ نه این که اصل «مصلحت اندیشی»، «مصلحت بینی» و «عمل به مصلحت» بد و مذموم باشد، بلکه ایجاب عقل، ایمان و شعور این است که انسان مصلحت را درست تشخیص داده و به مصلحت عمل نماید.