بسم الله الرحمن الرحیم
سلام بر عشق
خیلی کوتاه و مجمل سخن رو آغاز میکنم
آقا یه بنده خدایی بوده به نام ولنتینوس (بعد از میلاد مسیح)
حکومت روم اون موقع به جهت عدم مشغولیت سربازا ازدواجشون رو ممنوع اعلام کرده بود
این بنده خدا میومده برای سربازا عقد میخونده و یواشکی مزدوجشون میکرده
بعد فهمیدن و کشتنش!!!
ینی تمدن اون موقع در همین حد بوده!
بعد روز کشتن این بنده خدا شده روز
عشق!
ولنتینوس خطبه میخونده محرمشون میکرده اینا برای GF BF ها ازش استفاده میکنن
حالا دوباره مرور میکنیم
دارن روز کشته شدن شخصی رو به عنوان روز Love علم میکنن که سربازای ازدواج لازم رو به
عقد ( به شیوه دین اون موقع) دختر مورد علاقشون در میورده
بعد تو ایران ما از قبل اسلام تا الان ازدواجمون عادی بوده و بعد اسلام هم N تا حدیث و تاکید در مورد ضرورت ازدواج داشتیم و داریم
و از اون بدتر اینکه از همین مسلمونا میرن ولنتاین
عمق فاجعه رو متوجه شدید؟
ز پی رد و قبول عامه خود را خر مکن
زان که کار عامه نبود جز خری یا خر خری
گاو را دارند باور در خدایی عامیان
نوح را باور ندارند از پی پیغمبری
یه مدت داشت کار میشد که "سپندار مذگان" جا بیفته به جای ولنتاین. ولی خیلی هم جا نیفتاد. دلیلش هم اینه که سپندارمذگان بعد از ولنتاینه تو تقویم.
ولی اگر یه جایگزینی باشه که زودتر از ولنتاین باشه، اونایی که عجله دارند میرن همونو جشن می گیرند و جا میفته.
اول ذی الحجه
------
این همه روی ایرانی بودن تاکید دارن ولی همه چیزشون لاتین یا عربیه
نقل قول:این همه روی ایرانی بودن تاکید دارن ولی همه چیزشون لاتین یا عربیه
بخواهیم یا نخواهیم، جایگزین ولنتاین فقط می تونه یه چیز ایرانی باشه تا جامعه بپذیره (منظورم اون بخش از جامعه است که ولنتاینو جشن میگیرند). تاریخش هم توی تقویم باید حول و حوش تاریخ ولنتاین باشه.
ازدواجهای پدر-دختری در آیین زرتشتی
پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ دینکرد به عنوان یکی از مهمترین متونِ پهلوی اصل ازدواج با محارم را تأیید نمود و حتی برای اثبات مشروعیت آن دلائلی (هرچند عجیب) ارائه کرد. اصرار این متن کهن (که توسط بزرگترین موبدان زرتشتی در عصر اسلامی و از روی اوستای ساسانی نوشته شد)، بر مشروعیت و نیک بودنِ این کردار (ازدواج با محارم) امری روشن است که سابقاً در این زمینه نوشتاری ارائه شد[1]. همچنین ازدواج برادر-خواهر به عنوان یکی از انواع خُوَیدوده (=ازدواج با محارم) در آیین زرتشتی، به وسیلهی دهها منبع از منابع ایرانی و غیرایرانی قابل اثبات است که مواردی از آن نیز ارائه شد[2]. اکنون زمان آن است که درباره خُوَیدودهی پدر-دختر در آیین زرتشتی سخن بگویم. هرچند آنچه گفته میشود جزو فرهنگ هزاران سالهی دین زرتشتی است، اما نمیتواند ارتباطی با شخص زرتشتِ پاک داشته باشد.
در کتاب سوم دینکرت، میخوانیم: «<خداوند> خود، پدر سپَندَرمَذ، زمین است؛ همان زمینی که از آفرینش (خلقتاً) مادینه <بوده> است. خداوند از او (=از زمین) نر را آفرید؛ کیومرث را که نامش به مرد نخستین ترجمه میشود»[3]. یعنی کیومرث حاصل ازدواج اهورامزدا با دخترش سپندَرمَذ (اسپندارمَذ یا همان آرمیتی=امشاسپند موکّل بر زمین) است. موبدان زرتشتی در توجیه این نوع ازدواج گفتهاند، همانگونه که ازدواج برادر و خواهر سبب میشود که حاصل این ازدواج فرزندی باشد، که پدرش دایی اوست (!) و مادرش عمهی او! یعنی پدر و مادر در عین "پدر و مادر بودن"، دایی و عمهی فرزند نیز محسوب میشود. فرزند نیز در عینِ فرزند بودنش، برادرزاده و خواهرزادهی والدینش میباشد. همین امر موجب میشود که محبت بین والدین و فرزند، چندین برابر شود. «و نیز به همین گونه است برای <نوزادی> پسر که پدر و دختری <با خویدودهگری> با هم به دنیا آوردهاند»[4]. یعنی به همین ترتیب در ازدواج پدر و دختر، حاصل این پیوند، فرزندی خواهد بود که هم فرزندِ پدر خود است و هم نوهی دختریِ پدر خود! و از طرفی هم فرزندِ مادر خود است و هم برادرِ او ! از این طریق محبتها چندین برابر میگردد!
حتی موبدان نگارندهی دینکرد برای نشر این کردارِ نیک اهورایی (ازدواج پدر و دختر) دعا کردند: «آیا به روزگاران چه زمان روشنایی <دل و دیده> برخواهد جَست و برخواهد افروخت و بسی شادمانی و رامش با خود خواهد آورد؟... میسزد آن شادمانی و شیرینکامی و رامش برخاسته از زایش پسری از خود و دختِ خویش چندین برابر باشد، زیرا که <آن فرزند> برای آن مادر، برادر نیز میباشد».[5]
یان ریپکا به عنوان یکی از هزاران ایرانشناس غربی، وجود این رسم را در متون ادبی ایران باستان تأیید کرده است[6]. حتی در متون کهن عربی هم آمده است که برخی اعرابِ صدر اسلام زرتشتی شده بودند (از جمله افرادی در بحرین همچون زرارة بن عَدس و دو پسرش (حاجب و لقیط)، همچنین اقرع بن حابس و دیگران) که بنا بر یک نقل تاریخی، لقیط بن زراره پس از زرتشتی شدن، با دختر خود (دختنوس) ازدواج كرد[7].
حکیم ابوالقاسم فردوسی در شاهنامه، وجودِ رسمِ ازدواج با محارم (آن هم از نوع پیوند پدر-دختری) را در ایران باستان تأیید کرده است. حتی به صراحت گفته است که بهمن اردشیر بر اساس آموزههای دین زرتشتی با دختر خود که «همای چهرزاد» نام داشت ازدواج کرد و فرزندی به نام «ساسان» حاصل این ازدواجِ پدر-دختر بود. در شاهنامه در ماجرای «به زنی گرفتن بهمن، همای دخترخویش را و ولیعهد کردنش» چنین آمد که شاه با دختر خود ازدواج کرد و حتی دختر از پدرش باردار شد. پدر نیز پس از مدتی از دنیا رفت و همین امر سبب شد تا بر سر ولیعهدی و حکومت اختلافاتی میان درباریان رخ دهد[8]. همچنین بنابر متون کهن تاریخی، شاپور اول (پادشاه ساسانی)، با دخترش «آدور آناهید» ازدواج کرد. چه اینکه موبدان زرتشتی همواره مروّج و مشوّق ازدواج با محارم بودند[9]. عجیبتر اینکه در «روایت آذرفرنبغ فرخزادان» آمده است که اگر دختری راضی به ازدواج با پدرش نشود، پدر میتواند به زور با او همبستر شود! در فتوای بیستم از روایت آذرفرنبغ فرخزادان میخوانیم:
Q: There is a man whom it behooves that he should give his daughter or his sister in marriage; they do not agree; can that man hand them over in marriage with force? If he does, will the meritorious work of the holy communion come into being, or not ?
A: As I understand: it is proper to hand over a sister or a daughter as wife, in that way, with force; if one does it, the marriage is appropriate, and the meritorious work of the holy communion does come into being; it is not proper to do it if the husband does not agree, and it is a sin.[10]
در متون کهن آمده است که اردشیر دوم (هخامنشی) دو دخترش، آتسا و آمسترس را به زنى گرفت[11]. همچنین در اوستا آمده است که آرمیتی (اسپندارمذ) دختر اهورامزدا است[12] و از سویی در اوستا آمده است که اهورامزدا با آرمیتی ازدواج کرد. در فصل 17 یشتها، مشهور به اَرت یَشت (اشَی یَشت)، بند 16 خطاب به ایزد اَشَی میگوید: «اهورامزدا پدر توست و سپندارمذ مادر توست».[13] و در اوستا، ویسپَرَد، کرده 3 : 4 آمده است: «ای اهورهمزدا! زنی را ایستاده خواهم که در اندیشه و گفتار و کردار نیک، سرآمد و خوب آموخته و فرمانبردار شوهر و [ردِ] اشَوَن [چون] سپندارمذ و [چون] زنانی است که از آنِ تو اند».[14] و حتی در متن پهلوی چیده اندرز پوریوتکیشان آمده است: «هرمزد آفریدهام، نه اهریمن آفریده، پیوند و تخمهام از کیومرث (است). مادرم سپندارمذ و پدرم هرمزد، مرا مردمی از مهری و مهریانه است که نخستین پیوند و تخمه از کیومرث بودند».[15]
پینوشت:
[1]. بنگرید به «دینکرد و مشروعیت ازدواج با محارم در آیین زرتشت»
[2]. بنگرید به «ازدواجهای برادر-خواهری در آیین زرتشت»
[3]. کتاب سوم دینکرد، دفتر اول، به اهتمام فریدون فضیلت، تهران: انتشارات فرهنگ دهخدا، ۱۳۸۱. ص 144
[4]. کتاب سوم دینکرد، دفتر اول، همان، ص 146
[5]. کتاب سوم دینکرد، دفتر اول، همان، ص 146
[6]. یان ریپكا، تاریخ ادبیات ایران از دوران باستان تا قاجاریه، ترجمه: عیسى شهابى، تهران: انتشارات علمى و فرهنگى، 1381. ص81
[7]. ابن اثیر جزرى، تاریخ كامل بزرگ اسلام و ایران، ترجمه: عباس خلیلى، ابو القاسم حالت، تهران: مؤسسه مطبوعات علمى، 1371. ج 6 ص 98
[8]. شاهنامه بر اساس نسخه چاپ مسکو، تهران: مؤسسه نور، ص 773 بیت 28081-28103
[9]. مری بویس، زرتشتیان باورها و آداب دینی آنها، ترجمه ع. بهرامی، تهران: انتشارات ققنوس، ۱۳۹۱. ص ۱۴۱
[10]. روایت آذرفرنبغ فرخزادان، پرسش بیستم :
The Pahlavi Rivayat of Adur-Farnbag, Tr. by Behramgore Tahmuras Anklesaria, 1938, Question 20
[11]. مرتضى راوندى، تاریخ اجتماعى ایران، تهران: انتشارات نگاه، تهران، ۱۳۸۲. ج 6 ص 284 ؛ ج 6 ص 299
و حسن پیرنیا، تاریخ ایران باستان، تهران: انتشارات دنیاى كتاب، ۱۳۸۴. ج2 ص 1098 / ج 2 ص 1158
ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ، ترجمه: احمد كسروى، تهران: نشر جامی، 1380. ص: 217-223
[12]. خرده اوستا، گزارش موبد اردشیر آذرگشسب، تهران، 1354، ص 33
[13]. اوستا، به گزارش ج. دوستخواه، تهران: انتشارات مروارید، 1391. ج1 ص 471
و ابراهیم پورداود، یشتها، تهران: انتشارات فروهر، 1378. ج ۲ ص ۱۹۰
[14]. اوستا، به گزارش ج. دوستخواه، تهران: انتشارات مروارید، 1391. ج 1 ص 529
[15]. جاماسب جی دستور منوچهر جی جاماسب آسانا، متون پهلوی، ترجمه سعید عریان، تهران: کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، 1371. ص 86
ببخشید به عقاید ......تون توهین شد!!!
بعضی از ما سعی می کنیم فرهنگ و تاریخ کشورمون رو تحقیر کنیم با تکیه بر مسائل منفی و نادیده گرفتن مسائل مثبت. اما یادمون میره که سایر فرهنگها هم از این نکات منفی داشته اند. وقتی دو تا فرهنگ به هم برخورد می کنند، متوجه نقاط ضعقشون میشن و سعی می کنند نکات مثبت رو از همدیگه بگیرند. این چیزیه که در مورد فرهنگ مورد علاقه شما هم اتفاق افتاده.
حتی اگر فرهنگ مورد نظرتون فرهنگ خیلی خوبی باشه، شما اون رو بد معرفی می کنید طوری که جوان ازش زده میشه.
(۲۶/بهمن/۹۵ ۱۹:۲۶)سعدی نوشته است: [ -> ]بعضی از ما سعی می کنیم فرهنگ و تاریخ کشورمون رو تحقیر کنیم با تکیه بر مسائل منفی و نادیده گرفتن مسائل مثبت. اما یادمون میره که سایر فرهنگها هم از این نکات منفی داشته اند. وقتی دو تا فرهنگ به هم برخورد می کنند، متوجه نقاط ضعقشون میشن و سعی می کنند نکات مثبت رو از همدیگه بگیرند. این چیزیه که در مورد فرهنگ مورد علاقه شما هم اتفاق افتاده.
حتی اگر فرهنگ مورد نظرتون فرهنگ خیلی خوبی باشه، شما اون رو بد معرفی می کنید طوری که جوان ازش زده میشه.
چیزی که به عنوان قسمت مثبت یه فرهنگ ازش یاد میکنید در واقع قسمتی از اسلامه وگرنه خود اون فرهنگ به تنهایی چیزی نیست
ما در اینجا غلو نکردیم و فقط حقیقت را گفتیم
امیدواریم جوان! حقیقت طلب باشه نه متعصب و احساساتی
شما جواب متن رو بدید (اگر میتوانید) و اندکی تعقل داشته باشید
جواب من همینه: فقط فرهنگ ما نیست که نکات منفی در گذشته اش داشته. حتی فرهنگ اسلامی هم به مرور خودش رو بهبود داده. این تحریف دین نیست بلکه همون چیزیه که بهش میگن فقه پویا.
مثلاً شما می بینید که تا چند صد سال پیش، مجبور نمودن زن به عدم خروج از خانه یک ارزش و یک کار مستحب در نظر گرفته میشد، اما امروزه طوری بر روایات تفسیر آورده میشه که چنین معنایی از روایات برداشت نشه. چرا؟ چون جامعه ما با فرهنگ دیگری برخورد کرده که حبس زن در خانه رو از مصادیق خشونت علیه زنان می دونه.
امروزه تجاوز به زنان به اسارت گرفته در جنگ رو یک کار قبیح می دونیم، برده داری نمی کنیم، چند همسری کمتر شده، ازدواجهای فامیلی کم شده، مراجعه به قانون جایگزین قتلهای ناموسی شده و خیلی چیزهای دیگه. این تغییرات حاصل تعامل بین افکار مختلف و فرهنگهای مختلفه. هر فرهنگی که بهش نگاه کنید در قدیم ضعفهای زیادی داشته و به مرور زمان سعی کرده خودش رو بهبود بده.
(۲۶/بهمن/۹۵ ۱۹:۵۱)سعدی نوشته است: [ -> ]جواب من همینه: فقط فرهنگ ما نیست که نکات منفی در گذشته اش داشته. حتی فرهنگ اسلامی هم به مرور خودش رو بهبود داده. این تحریف دین نیست بلکه همون چیزیه که بهش میگن فقه پویا.
مثلاً شما می بینید که تا چند صد سال پیش، مجبور نمودن زن به عدم خروج از خانه یک ارزش و یک کار مستحب در نظر گرفته میشد، اما امروزه طوری بر روایات تفسیر آورده میشه که چنین معنایی از روایات برداشت نشه. چرا؟ چون جامعه ما با فرهنگ دیگری برخورد کرده که حبس زن در خانه رو از مصادیق خشونت علیه زنان می دونه.
امروزه تجاوز به زنان به اسارت گرفته در جنگ رو یک کار قبیح می دونیم، برده داری نمی کنیم، چند همسری کمتر شده، ازدواجهای فامیلی کم شده، مراجعه به قانون جایگزین قتلهای ناموسی شده و خیلی چیزهای دیگه. این تغییرات حاصل تعامل بین افکار مختلف و فرهنگهای مختلفه. هر فرهنگی که بهش نگاه کنید در قدیم ضعفهای زیادی داشته و به مرور زمان سعی کرده خودش رو بهبود بده.
داری بحث رو منحرف میکنی
اسلام هیچ چیزش منفی نیست
برداشت یه مغز ناقص از احادیث بدون مراجعه به متخصص باعث برداشت غلط از احکام میشه
اصولاً برای یه مریض همیشه یه راهی برای انحراف فکری هست چون
خدا افراد فاسق رو هدایت نمیکنه