(۲۰/فروردین/۹۱ ۱۶:۲۰)MohammadSadra نوشته است: [ -> ]خواهشاً توی جلسه خواستگاری دنبال اینجور چیزها نباشید که گیر نمیاد.
توی اون شرایط استرس، هر دو طرف نا خواسته دارن نقش بازی می کنند. هیچ کدوم هم از زندگی تجربه ای ندارند، یه سری خیالبافی تحویل هم میدم.
فقط توی این جلسه قفافه طرف رو چک کنید.
باقی مطالب یه جور دیگه و با مکانیزم دیگه ای غیر از جلسه خواستگاری باید بررسی بشه.
پ.ن.
من ششمین خواستگاریم منجر به ازدواج شد.
اولیش دو ساعت طول کشید، دختره مخش سوت کشید و جواب منفی داد، در صورتی که پسر گل تر از من گیرش نیمی اومد.
من هم بي تجربه در مورد اين جلسات نيستم ولي به نظرم صحبت كردن خيلي مشكلات و سئوالات رو حل مي كنه
خواهر گلم شما لیسانس علوم سیاسی دارید. فکر نمی کنید شرایط شما با بقیه متفاوته و نمیشه این نسخه رو برای بقیه هم پیچید؟
اين صفحات هم براي آگاهي دادن به كسانيه كه اطلاعات كمي در اين مورد دارند و ازدواج رو سرسري مي گيرند ، با يه جلسه نيم ساعته نميشه شرايط رو سنجيد مخصوصا براي خانواده هاي معتقد كه مراسم سنتي رو بيشتر مد نظر دارند جلسات گفتگو تنها راه شناخت هست
من یه کلمه میرم میگم آبجی گوش وا کن ببین چی میگم
زن من میشی یا نه؟
اگر شد که هیچ اگر نشد تشکر میکنم و خداحافظی و میام بیرون

شوخی کردم
خدا به همه جوون ها توفیق ازدواج با یه همسر مومن و مومنه رو بده
(۲۰/فروردین/۹۱ ۱۶:۲۰)MohammadSadra نوشته است: [ -> ]خواهشاً توی جلسه خواستگاری دنبال اینجور چیزها نباشید که گیر نمیاد.
توی اون شرایط استرس، هر دو طرف نا خواسته دارن نقش بازی می کنند. هیچ کدوم هم از زندگی تجربه ای ندارند، یه سری خیالبافی تحویل هم میدن.
فقط توی این جلسه قفافه طرف رو چک کنید.
باقی مطالب یه جور دیگه و با مکانیزم دیگه ای غیر از جلسه خواستگاری باید بررسی بشه.
پ.ن.
من ششمین خواستگاریم منجر به ازدواج شد.
اولیش دو ساعت طول کشید، دختره مخش سوت کشید و جواب منفی داد، در صورتی که پسر گل تر از من گیرش نیمی اومد.
اعتماد به نفس خوبی دارید آقای محمد صدرا
من فکر میکنم این حوابهای متنوع به این دلیله که تا حدودی به دید و انتظارات از جلسه خواستگاری و سوالات مطرح شده بستگی داره!
من فکر میکنم قرار نیست توی جلسات خواستگاری همش از آینده طرف بپرسیم که تبدیل به خیالپردازی بشه، مثلا این که چه خصوصیات اخلاقی داره چه انتظاراتی داره و این که تا به حال چه کرده و ... البته قرار نیست همش به صورت مستقیم پرسیده بشه ، یا میشه سوالات رو طوری پرسید که طرف نتونه فکر شما رو بخونه تا برای جلب رضایت جواب بده!
البته با این هم موافقم که تا حدودی نقش بازی میکنند، ناخواسته!! اصلا دختر تا بفهمه که خواستگار داره و پسر تا تصمیم قطعی بگیره برای رفتن به خواستگاری یک فرد خاص ، رفتارش ناخواسته تغییر میکنه و بهتر میشه !!
اما باز هم به نظرم میشه با این جلسات خواستگاری تا حدودی فرد رو شناخت!
ببخشید اگر توی جلسات خواستگاری صحبت نکنند کی میخوان همدیگر رو بشناسند؟!! صدا و قیافه بعد از یک مدت عادی میشه ، اخلاق رو میخواید چه کار کنید؟!!!

البته شناخت از طریق حلسات خواستگاری 100% نیست اما تا حد خوبی راهگشاست البته نباید زیاد هم طولانی و با جزییات کامل باشه که احتمال منفی شدن هست!!
با سلام و احترام
جلسه خواستگاری یه فرآینده...
نه فقط یک یا چند جلسه زمانبندی شده محدود با قانون صفر و یک!!!
یعنی چی:
ببینید ماجرا از یه جایی شروع شده،ذهن یک طرف آماده ست!(یا هر دو طرف!)حرفهایی زده شده،یه چند تا تلفن هم زنگیده...!
خب حالا طرفین با هماهنگی خانواده ها(قسمتی با حضور و مشورت مستقیم،بخشی هم با راهنمایی غیر مستقیم!)میخوان نشست هایی داشته باشند..
خب؛
با توضیح روشن فوق و سایر پست های ارائه شده،چشم پوشی از چنین مراسم و سنتی واقعا تبعات جبران ناپذیری داره!!!
این جلسات بازی نیست!!!
تاکید می کنم: اصلا قرار نیست تنها و تنها در یک جلسه فلان ساعته ماجرا روشن یا تاریک! بشه!!!
مثل هر "فرآیند" دیگه زندگی، "جمع بندی" در چنین جلساتی بدست میآد...
فکر می کنم توضیحات خوبی،از پست اول و در طول این چند صفحه،بیان شده...
در پناه خدای مهربان
سلام و روز بخیر ؛
به نظر من خواستگاری اگر به شکل سنتی بخواد انجام بشه، لازمه طرفین حداقل سه یا چهار جلسه با هم صحبت کنن تا بتونن به یک شناخت "کلی" نسبت به هم برسن. چیزی که باید بهش توجه بشه اینه که هرگز نمیشه یک نفر رو با تمام جزییات رفتاریش شناخت، و طرفین در مراحل اولیه، باید فقط به همسو بودن جهت زندگیشون با طرف مقابل "توی مسائل کلی (مثل دین، شرایط زندگی، کلیات اخلاقی و رفتاری و ...)" دقت کنند.
ضمن این که باید دقت بشه سوالات خواستگاری به شکلی پرسیده بشه که طرف مقابل نتونه جواب دلخواه شما رو حدس بزنه. بلکه باید به شکل زیرکانه ای بتونید نظر واقعی طرف در مورد مسئله مورد نظرتون رو بدونید !
توجه!!! هرگز به احساساتي كه در اولين برخورد از كسي پيدا مي شود، نسنجيده اعتماد نكنيد!!!
.
.
اگر به احساسات خود بيش از اندازه فرصت بروز بدهيد باعث مي شود نتوانيد طرف مقابل را به خوبي بشناسيد و ندانسته از او قهرماني افسانه اي براي خود مي سازيد كه احساسات شما را جريحه دار مي كند!
.
.
احساس دلبستگي و وابستگي: به كسي دل نبنديد!!! اين دلبستگي مي تواند در روحيه و زندگي شما تأثير بسيار مخربي داشته باشد. كم نيستند دختراني كه به خاطر اين وابستگي شديد، حتي سر از بيمارستان در آورده اند! احساس شما هميشه بايد در كنترل شما باشد! وابستگي داشتن، قدرت تفكر شما را محدود مي كند، طوري كه با هر بار ناكام شدن، تمام دنيا روي سرتان خراب مي شود ! اما اگر وابسته نباشيد مي توانيد علت رفتار طرف مقابل را بهتر درك كنيد و در رفتارتان، آرامش بيشتري داشته باشيد. به جهان بدبين نباشيد! شما خودتان را تغيير دهيد! آنقدر مصمم باشيد كه موانع را از سر راه موفقيت خود برداريد! اكثر بيماري هاي جسمي و روحي از انباشته شدن همين احساسات مختلف بر روي هم و تخليه نشدن آن ناشي مي شود! براي همين است كه امروزه شاهد افزايش افسردگي و اضطراب در بين افراد(بویژه در زنها)هستيم...
ازدواج موفق (مختص مجردها)
خانواده موفق (مختص متاهلها)