با سلام و احترام
از این بابت که اساسی ترین مسئله در امر مقدس و خطیر ازدواج(در همه ی مراحل و بویژه شروع)،
"غلبه عقل بر احساس" هست؛
مناسب دیدم روایت فوق العاده دقیق و زیبایی رو خدمت دوستان عزیزم تقدیم کنم:
امام باقر(علیه السلام):
چون خدا عقل را آفرید از او بازپرسی کرد. به او گفت: پیش آی، پیش آمد!
گفت: باز گرد، بازگشت!فرمود:
به عزت و جلالم سوگند مخلوقی که از تو به پیشم محبوبتر باشد نیافریدم و ترا تنها به کسانی که دوستشان دارم به طور کامل دادم.
(اصول کافی،جلداول،باب عقل و جهل)
پسره پول داشته باشه ديگه هيچي براي دختره مهم نيست از جمله سوالات خواستگاري
البته اگه پسره فقير باشه دختره سعي ميكنه كه يكجوري پسره رو رد كنه بره از جمله همين گذاشتن مهريه سنگين
(۴/آذر/۹۰ ۱۳:۲۴)افلاطون نوشته است: [ -> ]پسره پول داشته باشه ديگه هيچي براي دختره مهم نيست از جمله سوالات خواستگاري
البته اگه پسره فقير باشه دختره سعي ميكنه كه يكجوري پسره رو رد كنه بره از جمله همين گذاشتن مهريه سنگين
خیلی کم لطفی میفرمایید!!!
من نمونه های زیادی سراغ دارم که با اینکه دختر در خانواده ای با وضع مالی خوبی بوده با کسی ازدواج کرده که یا وضع مالی خانواده شون پایین تر بوده یا تصمیم گرفتند که روی پای خودشون بایستند و زندگی ساده و ابتدایی رو شروع کنند!
(۴/آذر/۹۰ ۱۳:۱۵)مبينا نوشته است: [ -> ]به نام خداوند حضرت محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)
با عرض سلام و ادب!
آقاي دكتر.هميشه وقتي بحث خواستگاري پيش مياد در كل شاهد پرداختن به اين موضوع ها (سوال هايي كه بايد از طرف مقابل پرسيده شود تحليل پاسخ ها و...)هستيم.من منكر اهميت اين قضيه نميشم درواقع شناختي كه ما قرار از طرف مقابل به دست بياريم خيلي مهمه .(اگرچه تو همين مسئله هم خيلي بي توجه هستيم.)
ولي خيلي كم ديدم بيايم درمورد نحوه ي معرفي خودمون به طرف مقابل صحبت كنيم.نه اين كه مثلا بيايم بگيم اينجوري صحبت كنيم يا اينجوري رفتار كنيم تا طرف مقابل ما رو پسند كنه نه. بيايد بگید چه جوریرفتار كنيم يا چه جوري صحبت كنيم كه خودمون رو اونجوري ه واقعا هستيم به طرف مقابل معرفي كنيم.
بنابراين اگه وقتتون مقدوره در اين مورد يه صحبتي بفرماييد.
باتشكر مبينا
با یاد خدای مهربان
ضمن سلام و احترام
این تاپیک نیاز به مطالعه دقیق از ابتدا داره که واقعا حوصله میخواد و البته می ارزه...
مسئله بیان چند سوال کلیشه ای در جلسه خواستگاری نیست!!!
موضوع در خصوص بخش بسیار بسیار حیاتی از زندگی مشترک دو انسان هست و لذا آن به آن این فرآیند نیاز به تدبیر،تعقل و کنکاش و بررسی داره..
"محتوی سوالات" ؛ در واقع بیانگر شخصیت فردی و اجتماعی و البته کارکردهای متنوع فرد در حیطه مسائل اعتقادی،هوش،استعداد،توانایی های فرهنگی و اجتماعی،میزان همدلی و دیگر مولفه های لازم برای یک "وصلت عاقلانه" و بدور از هر گونه احساس و عواطف زودگذر بوده و لذا به احوالات طرفین در گذشته،حال و آینده اشاره داره..
اینو به این خاطر توضیح مجدد دادم تا ذهنیت مسئله پرسش چند سوال تنها در جلسه خواستگاری، ترمیم شده و شکل درستی پیدا کنه..
و اما؛
کلام شما به نوعی برمی گرده به "شکل سخن" ؛
بدون شک مولفه هایی چون:
سطح تحصیلات،فرهنگ عمومی منطقه،آداب و مناسک هر قوم و عشیره،خرده فرهنگ های موجود در مردم،حتی گویش محلی،چگونگی و میزان آشنایی از قبل،قوانین حاکم بر خانواده(باز یا بسته) و بسیاری از موارد دیگر که قبلا هم اشاراتی شده، بر نحوه و شکل و ظاهر سخن تاثیرگذاره و لذا نسخه واحدی در این زمینه پیچیده نمیشود!
با اینحال؛ برخی از مبانی قابل ارائه هست:
-- سخن صادقانه و پرهیز 100% از دروغ!
-- پرهیز از هر گونه عشوه
-- تحمیل خود بر طرف با انواع دلایل و توجیهات!
-- ندادن قول های که امکان انجام آن در آینده حتی متصور نیست!
-- عدم دخالت احساس و هیجان (حتی در لحن گفتار)
-- صراحت لهجه همراه با ادب
-- عدم مخفی کاری
-- جلوگیری از دخالت واسطه هایی که ناآگاهانه در شناخت صحیح طرفین،ایجاد مشکل می کنند
-- پرهیز از افراد و منابع غیر موثق
-- پرهیز از ریاکاری(بشدت)
.....
همچون دیگر عرصه های تاثیرگذار و مهم و نقاط عطف زندگی،کلامی ساده،روان،صادق،بی آلایش،بدون تکبر،اخلاق مدارانه و... الهی ترین و انسانی ترین نوع گفتگو خواهد بود.
در پناه خدای مهربان
الزامهای یک حیات عاشقانه
شاید به جرات بتوان گفت مهم نیست که چقدر شباهت یا اختلاف در ارتباط تان وجود دارد، بلکه مهم میزان مصالحه و سازش کلی است که برای حفط حیات عاشقانه زندگی تان به کار می برید....
ما معمولا دنبال همسری هستیم که طبق میل ما رفتار کند، با عقاید و افکار ما تناسب داشته باشد و کلا با ما هماهنگ باشد. اگر می خواهید زندگی زناشویی شما رضایت بخش شود باید انتظارات واقع بینانه ای از همسرتان داشته باشید و بدانید که انتظارات شما با گذشت زمان تغییر خواهد کرد. برای آنکه بفهمید چرا انتظارات غیر واقع بینانه دارید نیز باید دلایل خود برای انتخاب چنین همسری را بیابید.
عشق آن قدر هم که می گویند کور نیست. ما انسانها دلایل پیچیده ای برای انتخاب یکدیگر داریم . در این انتخاب یک رشته عوامل هشیارانه و ناهشیارانه که همگی به هویت ما مربوط هستند نقش دارند. وقتی به انگیزه های خود در انتخاب همسرتان پی ببرید ، می فهمید از ازدواجتان چه انتظاراتی داشته اید؟
گاهی اوقات افراد در انتخاب همسر به داشتن تناسب و شباهت زیاد اصرار دارند و برخی دیگر تصور می کنند داشتن تفاوتهای ظاهری، اعتقادی و نگرشی و .. ضامن خوشبختی آنهاست. البته توجه صرف و یک جانبه به شباهتها یا تفاوتها داشتن اشتباه است. یک انتخاب موفق و یک زندگی زناشویی متعادل زمانی حاصل می شود که تفاوتها و تناسبها هر دو در تعادل باشند.
همه ما مثل قدیمی" چیزهای مخالف همدیگر را جذب می کنند" را شنیده ایم. در ازدواجی که توام با عشق و علاقه و البته شناحت کافی باشد وقتی اختلافات خود را نشان می دهد نتیجه کار اغلب زیباست چرا که طرفین با شناخت کافی از تمایزات و اختلاف نظرها پیمان زناشویی را بسته اند پس شخصیت های متضاد می توانند در یک ارتباط عاشقانه مشارکت کنند. اما زوجینی که در یک چنین موقعیت ارتباطی قرار می گیرند و بیش ازحد و اندازه طبیعی متفاوت باشند ممکن است حرکت پیشرونده آنها در زندگی زناشویی متوقف شده و به اتمام برسد. چه مقدار شباهت و تناسب برای موفقیت یک ازدواج و رابطه عاشقانه الزامی است؟
نتایج تحقیقات جامع در این زمینه نشان می دهد که افراد دوست دارند با کسانی که از نظر نگرش، مذهب و ارزشها شباهت دارند ازدواج کنند.
وقتی که افراد در یک ارتباط الزام آور قرارمی گیرند ابتدا شباهتهای شخصیتی آنهاست که رضایت و شادمانی زندگی متاهلین را تحت تاثیر قرار می دهد زیرا واقع شدن در یک ارتباط الزام آور مانند ازدواج مستلزم تعامل های منظم و دایمی است و در مواجهه با وظایف یا موضوعات و مشکلات زندگی روزمره نیازمند هماهنگی بسیار زیادی است(هماهنگ سازی)
در حالی که شباهتهای شخصیتی به احتمال زیاد قادر به تسهیل این فرآیند است، تفاوتها و اختلافات شخصیتی ممکن است باعث اصطکاک بیشتر و مشاجرات روزمره در زندگی افراد شود؛ هر چند نگرشها باید در نظر گرفته شود و مورد بررسی قرار گیرد اما افرادی که قصد ازدواج دارند باید از این که در زمینه های مختلف چه مقدار با هم شباهت یا اختلاف نظر دارند آگاه شوند زیرا نگرش ها بسیار نمایان و برجسته هستند.
این تحقیق نشان می دهد که در یک ارتباط عاشقانه الزام آور، شباهتهای شخصیتی برای یک ازدواج شاد مهم تر می شوند. تعیین ویژگی ها و ارزشهایی که برای شما و همچنین برای طرف مقابل تان مهم هستند از اهمیت بسزایی برخوردار است.
این مساله کاملا درست است که برخی از موضوعات و موارد را در رابطه عاشقانه و عاطفی با همسرمان می توانیم مورد چشم پوشی قرار دهیم در حالی که برخی از مسایل و اختلافات اصلا قابل چشم پوشی نیستند.
ویژگی های شخصیتی خاص، فرهنگها و عقاید مخالف و متضاد زمانی می تواند سودمند باشد و یک ارتباط عاشقانه را در پی داشته باشد که در آن هر شخص تمام نقطه نظرات و دیدگاه هایش را به طرف مقابل ارایه کند و تصویری کامل و همه جانبه از خود ارایه داده باشد و همچنین شناختی نسبتا کامل و دقیق از طرف مقابل کسب کرده باشد. اگر به تفاوتها و اختلاف نظرات زوجین در زندگی زناشویی به صورت ایده آب و مثبت نگاه کنیم می بینیم که، شریک زندگی ما می تواند دنیای ما را نسبت به آنچه قبل از آشنایی با او بوده تغییر داده و گسترده تر کند. شخصیت های مخالف و متضاد می تواند و باید به یک رابطه عاشقانه در ازدواج منجر شود. به خاطر داشته باشید اگر مایل به تغییر نیستید پس تصور نکنید که می توانید همسرتان را تغییر دهید.
دیدگاههای مختلف حتی آنهایی که برایتان ناآشنا و غریب هستند می تواند مشوق یک چارچوب کلی جدید برای ارتباط عاشقانه در ازدواج باشد و هیچ مانعی برای افزودن یک بعد جدید به زندگی و ازدواجتان وجود ندارد.
در زندگی زناشویی با هر گونه واقعیت ناخوشایندی باید مواجه شد و یا به اهمیت هیجانی و عاطفی آنها پایان داد. زوجها باید یاد بگیرند که درباره نیازهای همدیگر باهم تعامل داشته باشند و نسبت به یکدیگر ایثار کنند.
دوستان میشه یه نفر یک لیست از سوالات ارائه بده؟
بیشتر مشاجرههای لفظی میان زن و شوهرها از حرفهایی که میان آنها رد و بدل میشود، برمیخیزد؛ حرفهایی که یا نشاندهندهی اختلاف نظر دربارهی عقاید و سلایق آنهاست یا قرار است منجر به یک تصمیم مشترک برای یکی از امور زندگی شود. اما چرا این اختلافات در دوران آشنایی پیش از ازدواج مجال بروز پیدا نمیکنند؟
دلیل اول آن است که تا زمانی که دو نفر زیر یک سقف نروند و زندگی مشترکشان را شروع نکنند، کمتر ممکن است حرفهایی از این دست پیش بیاید و دلیل دیگر آنکه اگر هم پیش بیاید، رودربایستیها و ملاحظات باعث میشود، طرفین حرف خود را فروبخورند.
پس اگر دختر و پسر در دوران آشنایی پیش از ازدواج در چنین مواردی حرفی پیش بکشند و بدون خودسانسوری و واقعبینانه نظر خود را بگویند و نظر طرف مقابل را بشنوند، میتوانند دوران زناشویی بهتری را برای خود متصور باشند
[b]دقت کنید که هیچیک از محورهای پیشنهادی گفتوگو که در ادامه میخوانید، برای ارزشگذاری رفتار شما یا طرف مقابلتان نیست؛ هدف، تنها روشن شدن تفاوتها است. تفاوتهایی که اغلب یکی از این سه حالت را دارند: مفید و مکمل هم، قابل اغماض و مدیریت، غیرقابل اغماض و مدیریت.محاسن خانوادهها؛ محور اول
هر یک از طرفین، ابتدا از نظر خود، محاسن خانوادهای را که در آن بزرگ شده است، برشمرده و سپس به طرف مقابل فرصت دهد تا بگوید آیا او هم مواردی را که بهعنوان ارزشها و محاسن خانوادهی همسر آیندهاش شنیده است، «ارزش» و «حُسن» میداند؟
نکته: ممکن است رفتاری که شما همیشه بهعنوان یکی از خوبیهای خانواده و اقوام خود میپنداشتهاید، در نظر همسر آیندهتان، یک رفتار ناپسند یا مشکلساز تلقی شود.
معایب خانوادهها؛ محور دوم
هریک از طرفین، ابتدا باید بر اساس معیارهای عرفی جامعه، معایب خانوادهای را که در آن بزرگ شده است، برشمرده و بگوید که آیا این معایب در زندگی شخصی و مشترک با همسر آیندهاش مشکلساز خواهد بود یا نه؟ (اگر مشکلساز خواهد بود، تا چه اندازه؟)
همچنین صادقانه بگوید که افکار و رفتار خودش نیز تحت تأثیر این خلقیات غلط خانوادگی هست یا نه؟ (اگر تحت تأثیر است، تا چه اندازه؟)
سپس طرف مقابل بدون تعارف و رودربایستی باید بگوید که آیا میتواند با چنین روحیاتی کنار بیاید یا نه؟
زمان بچهدار شدن؛ محور سوم
هریک از طرفین باید نظر خود را دربارهی زمان بچهدار شدن بگوید.
ممکن است شما معتقد باشید بلافاصله پس از ازدواج باید بچهدار شد. این عقیده تنها مختص به کسانی که دیر ازدواج میکنند و نگران فاصلهی سنی خود و فرزندشان هستند نیست، بلکه کسانی هم هستند که معتقدند با زود آمدن بچه، زن و شوهر بیشتر وابستهی هم میشوند و رفتارهای کودکانهی خود را زودتر کنار میگذارند.
در این میان عدهای هم معتقدند همینطور که زندگی سر و سامان میگیرد، بچهی زودآمده هم از آب و گل در میآید و همهی دردسرهای اول زندگی با هم تمام میشود.
اما شاید طرف مقابل شما از آنهایی باشد که معتقدند چند سال اول زندگی را باید در غیاب بچه خوش بود و گشت و گذار کرد یا از آنهایی که عقیده دارند تا رفاه کامل برقرار نشود، نباید بچهدار شد. پس در این موارد به صراحت صحبت کنید.
تعداد بچهها؛ محور چهارم
هریک از طرفین باید نظر خود را دربارهی تعداد بچهها بگوید.
ممکن است شما معتقد به تکفرزندی باشید و معتقد باشید یک ده آباد بهتر از صد شهر خراب است و یا اصلا حوصلهی بیش از یک بچه را نداشته باشید.
شاید هم برعکس؛ عقیده داشته باشید که بچهی یکییک دانه، خل و دیوانه میشود و بچه باید همبازی داشته باشد و یا بیش از یکی باشد تا در سنین بالاتر تنهایی شما را بیشتر پر کند.
حالت دیگر این است که شما معتقد به جوری جنس باشید؛ یعنی بگویید بچهدار شدن را باید حتیالامکان تا وقتی هم که فرزند پسر داشت و هم فرزند دختر ادامه داد.
پس عقیدهی خود را ـ هرچه که هست ـ در این مورد پنهان نکنید.
تربیت بچهها؛ محور پنجم
هریک از طرفین باید نظر خود را دربارهی نحوهی تربیت بچهها بگویند.
ممکن است شما معتقد باشید که هنوز هم روشهای سنتی تربیت و سختگیری به بچه از همان سنین طفولیت، مطمئنترین راه برای حفظ او در مسیر صحیح رشد فکری است.
شاید هم معتقد به روشهای نوین تربیتی باشید و یادگیری روش درست تربیت بچه را مستلزم مطالعهی کتابهای روانشناسی تربیت بدانید.
کسانی هم هستند که میگویند باید کتابهای تربیتی را خواند اما این روشها را با در نظر گرفتن واقعیات و شرایط فرهنگی جامعه بهکار بست.
در هرحال فراموش نکنید که در بحث تربیت، جدال سختگیران و آسانگیران و نیز نبرد سنت و مدرنیزم یکی از زمینههای بروز اختلاف است.
دایرهی همدلی و پایبندی؛ محور ششم
همدلی و پایبندی برای هرکس تعریف خاص خود را دارد.
ممکن است شما نوع برخورد یا نوع پوشش همسرتان در محافل خانوادگی یا عمومی را نشاندهندهی میزان پایبندی او به زندگی مشترکتان بدانید.
یا ممکن است شما به همسرتان اعتماد کامل داشته باشید، اما باز هم بهخاطر ناپسند شمردن رفتارهای برخی اشخاص دیگر ـ اعم از مرد و زن و فامیل و غیرفامیل ـ متوقع همدلی و همکاری او در محدود کردن ارتباطات خود با آنها باشید.
این هم ممکن است که شما نگران گذشتهی نامزدتان باشید.
اما درهرحال دو چیز را از یاد مبرید:
اول اینکه؛ هرگز نمیتوانید متوقع قطع ارتباط همسرتان با والدینش باشید.
دوم اینکه؛ از ماجراهای گذشتهی خود، آنچه را که ممکن است در آینده برای زندگی مشترکتان مشکلساز شود، ناگفته نگذارید و متقابلا به نامزدتان نیز این را یادآور شوید، اما در گذشتهی یکدیگر بیش از این جستوجو نکنید.
خرج کردن؛ محور هفتم
از نظر شما چه هزینههایی خرج لازم و چه هزینههایی خرج زائد هستند؟
ممکن است کاری که شما به حساب صرفهجویی خود میگذارید، همسر آیندهی شما به پای خساست شما بگذارد.
در اطراف خود، چه کسی را ولخرج، چه کسی را خسیس و چه کسی را مدبر میدانید؟ نمونههایی از ولخرجی، خساست و تدبیر آنها را مثال بزنید.
مثلا ممکن است شما هدایا و کادوهای متقابل مناسبتی را باعث افزایش محبت بین اعضای خانواده یا اقوام بدانید و ممکن است آن را نوعی ولخرجی و عرصهای برای بروز چشم و همچشمیها تلقی کنید.
شاید هم نفس عمل را ستایش کنید اما معتقد باشید که باید در هر مورد، فراخور حال عمل کرد.
یا ممکن است صرف ناهار و شام را در بیرون از منزل، یک تفریح خوب یا یک ولخرجی بیمورد به حساب آورید.
نظرتان در مورد خرج کردن برای سرگرمیهایی مثل مسافرت، شهربازی، سینما، تآتر، گالریهای هنری و کنسرتهای موسیقی یا میهمانی دادن چیست؟
پیشرفت مالی؛ محور هشتم
آیا شما فکر میکنید که طی هر یک سال باید پیشرفتهای مهمی در زندگیتان محقق شود یا در عرض کمتر از یک سال؟
آیا شما فقط خودتان را به عنوان مدیر برنامههای کاری و مالی خود قبول دارید یا همسرتان را نیز به عنوان کسی که از مسائل کاری و مالی شما خبر دارد، مشاور و حتی مدیر خوبی برای برنامههایتان میدانید؟
به عنوان مثال؛ آیا شما فکر میکنید فعلا بیش از این نمیتوان برای تغییر شرایط مالی و ارتقای وضعیت شغلی کاری کرد یا معتقدید که دو فکر بهتر از یک فکر جواب میدهد و همفکری با همسرتان در این مورد، میتواند منشاء تحول باشد؟
آیا شما معتقدید که زن نیز باید در این مسیر با شوهر خود همراه شود و بیرون از خانه شغلی داشته باشد؟
نهایت پیشرفت برای شما چیست؟ تصاحب یک خانهی مناسب و یک اتومبیل؟ تصاحب یک خانه مجلل در بالای شهر و یک اتومبیل مدلبالا و یک ویلا در منطقهای خوش آب و هوا؟ یا…؟
اوقات فراغت و امور منزل؛ محور نهم
به نظر شما ایام تعطیل و اوقات فراغت برای چه کاری است؟
امور منزل و کارهای عقبافتاده؟ استراحت؟ تفریح؟ مطالعه؟ اهمیت هرکدام از این موارد برای شما چهقدر است؟ بیشتر اهل کدامیک از این کارها هستید؟
آیا حاضرید وقتی که نیاز به استراحت ندارید، بدون دلخوری از سر رفتن حوصلهتان، فرصت استراحت به همسرتان بدهید؟
به نظر شما همکاری شوهر در انجام امور منزل ـ جمع و جور، رُفت و روب، شست و شو، آشپزی، خرید مایحتاج روزانه، امور بچهها و… ـ تا چه اندازه باید باشد؟ برای روشن شدن این میزان، درصد بگویید.
چه کارهایی برای اوقات فراغت روزانه و چه کارهایی برای ایام تعطیل مناسباند؟
تماشای فیلم را در منزل ترجیح میدهید یا سینما؟
مطالعه را مفید میدانید یا ضروری؟
چهقدر میهمانی رفتن یا میهمانی دادن را دوست دارید؟
دوست دارید چهمقدار از اوقات فراغت خود را دو نفری و چهمقدار از آن را در جمع دوستان و آشنایان بگذرانید؟
چهقدر اهل سفر هستید و چه گونه مسافرتی را دوست دارید؟
آیا قدم زدن در کوچهها و خیابانهای شهر را دوست دارید؟
آیا…؟صمیمیت و احترام؛ محور دهم
دایرهی پرهیز از توهین و حفظ احترام طرفین در هنگام بروز اختلافات و مشاجرههای لفظی را چهگونه ترسیم میکنید؟
آیا درصورت بروز مشاجره با یک شخص، معمولا آن را محدود به موضوع مورد اختلافتان با او میکنید، یا کل شخصیت و کل رابطهای را که با او دارید، زیر سوال میبرید؟
ابراز علاقه، عشق و محبتِ همسرتان به شما باید چهگونه باشد؟ با حرفهای محبتآمیز؟ با دادن هدیه؟ با کمک در انجام کارهای شخصی شما؟ با ناز و نوازش و رفتارهای زناشویی؟
توقع دارید همسرتان هرکدام از این کارها را با چه فواصل زمانی و در چه اوقاتی برای شما انجام دهد؟
تا چه اندازه آمادگی پیشقدم شدن برای انجام هرکدام از این کارها را دارید و تا چه اندازه متوقع هستید همسرتان در این موارد پیشقدم شود؟
سلام
آقاي دكتر مي خواستم بدونم طرح سئوال در مورد مسئله جنسي در جلسه آخر چطور بايد بيان بشه ؟
لطفا سئوال رو جزئي جواب بديد. ( خود سئوال رو بيان كنيد )