(۱۴/آذر/۹۵ ۷:۳۷)سعدی نوشته است: [ -> ]سلام فاطمه خانم
از کجا می دونیم که دارو باعث مرگ شده؟
مسئله اینه که اگر دارو سمی بوده باشه و اهل خانه هم از اون دارو خورده باشند، پس باید سم روی ایشان هم تاثیر بگذاره. در حالی که می دونیم بانو عایشه سالها بعد هم زندگی کردند.
اگر هم پیامبر داروی دیگری را به اهل خانه خورانده باشند پس هدف بررسی سمی بودن دارو نبوده.
جناب سعدی اول متنی که صبح خواستم ارسال کنم ولی نتم رفت رو میزنم بعد یه مطلب تقدیم میکنم
(۱۴/آذر/۹۵ ۱:۱۰)سعدی نوشته است: [ -> ]سلام
صحت روایت رو که به عنوان یک پیشفرض قبول کردیم و بحثی در موردش نداریم. الآن مسئله اینه که از کجا می دونیم اون دارو سمی بوده؟
دوستان فرمودند که ذکر شدن این روایت در بحث قصاص نشان دهنده ارتباطش با قتله. در حالی که قصاص فقط مربوط به قتل نیست و به معنای مقابله به مثله. پیامبر اسلام طبق این روایت با خوراندن اجباری دارو به اهالی خانه مقابله به مثل فرمودند.
مخالفت پیامبر با خوردن دارو هم می تونه دلایل مختلفی داشته باشه. به طور مثال یک دلیلش می تونه روزه بودن ایشان باشه. به هر حال نمیشه با قطعیت سمی بودن دارو رو نتیجه گرفت.
بدرفتاری همسران پیامبر با ایشان در مسئله مربوط به سوره تحریم هم قتل را اثبات نمی کنه. اگر یک زن با شوهرش بدرفتاری کنه، لزوماً به این معنا نیست که قصد کشتنش رو داره.
دلایلی که برای سمی نبودن دارو ذکر کردم هم دلایل محکمی نیستند. مثلاً ممکنه مسموم نشدن اعضای خانه پس از خوردن دارو به این دلیل بوده باشه که آنها داروی دیگری را خورده اند. همچنین شاید سم از نوعی بوده باشه که مانع از بهبودی پیامبر نشده.
اما چه نتیجه ای می تونیم بگیریم؟
سه تا حالات داره:
1- یا دلایل محکمی وجود داره که اثبات می کنه یک فرد خاص قاتله.
2- یا دلایل محکمی برای اثبات بی گناهی آن فرد وجود داره.
3- یا هیچ دلیل محکمی نه برای اثبات گناهکار بودن فرد داریم و نه برای اثبات بی گناهیش.
به نظرم الآن حالت سوم رو داریم. نه دلیل محکمی برای اثبات قاتل بودن یک فرد خاص داریم و نه دلیل محکمی برای رد اون. تا وقتی این شاید و اگرها وجود دارند نمی تونیم جواب این سوال رو با قطعیت بگیم. ما نمی دونیم، شاید دارو سمی بوده باشه و شاید نبوده باشه.
یه اصلی وجود داره به اسم "اصل برائت" که هم در قانون پذیرفته شده و هم پشتوانه منطقی داره:
در امور كيفری، اصل بر برائت متهم است مگر اينكه دليل قاطع بر مجرميت وی موجود باشد. لذا برای مجرم قلمداد نمودن فرد بايد دليل قاطع وجود داشته باشد.
http://www.yasa.co/%D9%85%D8%B7%D8%A7%D9...8%B3%D8%AA
پس در جواب سوال مهدی سینای عزیز باید بگم که فعلاً نمی تونیم با قطعیت عامل قتل را مشخص کنیم، مگر اینکه یک دلیل محکم و قاطع پیدا کنیم.
کاربر سعدی ، خودت دقت کردی چند عبارت رو به اشتباه برداشت مردی؟
قصاص ایا برای فقط قتله ؟
(۱۳/آذر/۹۵ ۹:۵۶)mahdy30na نوشته است: [ -> ]ببخشیندا ولی قصاص تعریف معین و مشحصی داره که عوض هم نشده و همون هست اما عامه مردم فقط به یک چیز میگن قصاص ایا ما اینجا با نظر عامه داریم حرف میزنی؟
بازم تکرار میکنم .اگه بازم بی تامل و بی دقت مطلب بیان کنین باید کاری که برخی گرامیان میکردن رو بکنم. تحریم بحث با شما .
اگه شما از نگاه عامه مردم قرا هست این موضوع رو پیش ببرید پس خیلی مبانی رو باید دوباره ساخت .
تعریف قصاص در فقه ؟
به طور مثال یعنی چی ؟ شاید و اما اگر نداریم گرامی . من تکرار میکنم بازم ، روزه دار بودن رو شما از کحا میاری ؟؟؟؟؟

پاسخ این سوال رو هم مستند بده .
شما ماجرای سوره تحریم رو چرا مطرح نمیکنی ؟ از عدم وحدت میترسی ؟ بدرفتاری بود یا نشر اسرار .... ؟ وَ إِذْ أَسَرَّ النَّبىُِّ إِلىَ بَعْضِ أَزْوَاجِهِ حَدِیثًا فَلَمَّا نَبَّأَتْ بِهِ وَ أَظْهَرَهُ اللَّهُ عَلَیْهِ عَرَّفَ بَعْضَهُ وَ أَعْرَضَ عَن بَعْضٍ فَلَمَّا نَبَّأَهَا بِهِ قَالَتْ مَنْ أَنبَأَكَ هَاذَا قَالَ نَبَّأَنىَِ الْعَلِیمُ الْخَبِیرُ * إِن تَتُوبَا إِلىَ اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُمَا وَ إِن تَظَاهَرَا عَلَیْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلَئهُ وَ جِبرْیلُ وَ صَالِحُ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمَلَئكَةُ بَعْدَ ذَالِكَ ظَهِیرٌ * عَسىَ رَبُّهُ إِن طَلَّقَكُنَّ أَن یُبْدِلَهُ أَزْوَاجًا خَیرْا مِّنكُنَّ مُسْلِمَاتٍ مُّؤْمِنَاتٍ قَانِتَاتٍ تَئبَاتٍ عَابِدَاتٍ سَئحَاتٍ ثَیِّبَاتٍ وَ أَبْكاَرًا؛- سوره تحریم ایایت 3-5 . حالا شما اگه یکم دقت بخرج بدی طبق مبانی اهل عامه و خاصه ، این دو ایه رو هم بزار کنار اون تامل «إِنَّ الَّذِینَ یُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهِیناً» (احزاب/55)، و نیز فرموده: «وَ الَّذِینَ یُؤْذُونَ رَسُولَ اللَّهِ لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ» (توبه/61) حالا یه نتیجه بگیر. ما أَنْزَلَ الله فِينَا شيئا من الْقُرْآنِ إلا أَنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ عُذْرِي. این رو خود بانو ام المومنین میگن . صحيح البخاري، ج4، ص1827، ح4550، كتاب التفسير، بَاب «وَالَّذِي قال لِوَالِدَيْهِ أُفٍّ لَكُمَا...»
وارد مابقی رفتارهای این دو گرامی نمیشم چون به بعضیا واقعیات تاریخی بر میخوره .
اصلا چرا اصل موضوع رو فراموش میکنی ؟ چرا به زور دارو داده میشه ؟؟؟ اصلش رو که خود ام المومنین داره میگه ما دادیم بعد میگی نه ؟؟؟؟ چرا بقیه نخوردن ؟ و اگه خوردن ایا همون بود؟
اصل برائت رو برای من مطرح نکن .
شما نمیتونی مشحص کنی گرامی ، پس بنده و دوستان دیگه رو با خودتون جمع نکنین . شاید نتیجه ای که من میخوام بگیرم با نتیجه شما خیلی فرق کنه . ممکنه من اثبات کنم که زن یهودیه حضرت رو شهید کردن و شایدهای دیگه ایا شما علم بر نتیجه بنده داری ؟
امیدوارم تو پست بعدی پرسشها رو پاسخ بدید .
پی نوشت : اصل برائت رو نمیرن از یاسا بیارن میرن از منابع فقهی میارن چون یه قاعده هست. و یاسا شرکت حقوقی

البته مرسی که سعی میکنی از مادرت دفاع کنی



در انتها این شعر هم تقدیم به شما سعدی گرامی
تجملت تفرست تبغلت و ان عشت تفیلت *** لک التسع من الثمن ففی الکل تطمعت
شعرشم برای یکی از صحابه هست و طبق قواعد اهل سنت : کل صحابه عادلن . شاعر ابن عباس هست گفتم نگم ممکنه حواسا پرت بشه. معناشم راحته ها
کسی که حرف نبی رو گوشنمیده نتیجش میشه نزول ایاتی خاص - میشه مقابل نبی زمان امام زمان وقت ایستادن_جمل و تیرباران تابودت امام زمان._
جناب سعدی امیدوارم بهتون برنخوردهباشه/
خوب .این حرفای شما رسما نشون میده که شما فقط بر دید خودتون هستین و هیچ سعی نمیکنین کلامی غیر رو بشنوین.
تقصیر هم نداریم . میخوایین از مادرتون دفاع کنین
(۱۴/آذر/۹۵ ۷:۳۷)سعدی نوشته است: [ -> ]سلام فاطمه خانم
از کجا می دونیم که دارو باعث مرگ شده؟
مسئله اینه که اگر دارو سمی بوده باشه و اهل خانه هم از اون دارو خورده باشند، پس باید سم روی ایشان هم تاثیر بگذاره. در حالی که می دونیم بانو عایشه سالها بعد هم زندگی کردند.
اگر هم پیامبر داروی دیگری را به اهل خانه خورانده باشند پس هدف بررسی سمی بودن دارو نبوده.
عزیزم میگم دقت نمیکنی واقعیت رو میگم چون دقت نمیکنی
ام المومنین عایشه میگن ، پیامبر دارو را به دیگران خوراند؟؟؟؟؟؟؟؟
یعنی اینقدر سخته درک همین عبارات؟ بعد میایین میگین که بله مشکل حل شد.
گرامی شما قراربود دلیلی برای عدم اصالت داشتن این حدیث بیارید ولی فکر کنم ....
بحث روزه داشتن رو هم بنده مطرح کردم و شما اطلاع نداشتین . یعنی شما روی پیش فرضهای .... پیش اومدید برای خودتون .
در روايت بخاري نيامده است كه
همان دوا و از همان ظرف در دهان ديگران ريخته شد
قالت عَائِشَةُ لَدَدْنَاهُ في مَرَضِهِ فَجَعَلَ يُشِيرُ إِلَيْنَا أَنْ لَا تَلُدُّونِي فَقُلْنَا كَرَاهِيَةُ الْمَرِيضِ لِلدَّوَاءِ فلما أَفَاقَ قال أَلَمْ أَنْهَكُمْ أَنْ تَلُدُّونِي قُلْنَا كَرَاهِيَةَ الْمَرِيضِ لِلدَّوَاءِ فقال لَا يَبْقَى أَحَدٌ في الْبَيْتِ إلا لُدَّ وأنا أَنْظُرُ إلا الْعَبَّاسَ فإنه لم يَشْهَدْكُمْ.
عايشه گفته است در دهان رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم در زمان مريضى ايشان به زور دوا ريختيم، پس با اشاره به ما فهماندند كه به من دوا نخورانيد، ما با خود گفتيم اين از آن جهت است كه مريض از دوا بدش مىآيد و وقتى حضرت بهتر شد، فرمودند: آيا من شما را از اين كه به من دوا بخورانيد نهى نكردم ؟ پس فرمودند: بايد در دهان هر كسى كه در اين خانه است، در جلوى چشم من دوا ريخته شود؛ غير از عباس كه او شاهد ماجرا نبوده است.
بزار اصلا برات همین حدیث رو یه برسی رجالی بکنم خیالت بابت رجالش از نگاه اهل سنت جمع بشه . جدای از اینکه تو صحیح بخاری هست و حتما صحیح هست این حدیث ولی برات رجالشم میگم
- علي بن عبد الله بن جعفر بن نجيح : ثقة ثبت إمام أعلم أهل عصره بالحديث وعلله
- يحيى بن سعيد بن فروخ : ثقة متقن حافظ إمام قدوة
- عائشة بنت عبد الله بن عثمان بن عامر بن عمرو بن كعب بن سعد بن تيم بن مرة : أم المؤمنين - صحابي
- عبد الرحمن بن عبد الله بن ذكوان : صدوق تغير حفظه لما قدم بغداد ، وكان فقيها
- هشام بن عروة بن الزبير بن العوام بن خويلد بن أسد بن عبد العزى بن قصي بن كلاب : ثقة إمام في الحديث
- عروة بن الزبير بن العوام بن خويلد بن أسد بن عبد العزى بن قصي بن كلاب : ثقة فقيه مشهور
- جناب اینها رو برات اوردم تا بدونی تکلیف چیه.
شمایی که اینقدر دنبال برائت هستی ، معنای قصاص رو تو قران ندیدی؟
«وَكَتَبْنَا عَلَيْهِمْ فِيهَا أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَالْعَيْنَ بِالْعَيْنِ وَالأنْفَ بِالأنْفِ وَالأذُنَ بِالأذُنِ وَالسِّنَّ بِالسِّنِّ وَالْجُرُوحَ قِصَاصٌ فَمَنْ تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ كَفَّارَةٌ» مائده/45
و بر آنها در آن مقرر داشتيم كه جان در مقابل جان و چشم در مقابل چشم و بيني در برابر بيني و گوش در مقابل گوش و دندان در برابر دندان ميباشد و هر زخمي قصاص دارد و اگر كسي آن را ببخشد كفاره او محسوب ميشود و هر كس به احكامي كه خدا نازل كرده حكم نكند ستمگر است.
قصاص یعنی چی؟ یعنی مطالبه جان فرد قاتل؟
ماده 16-
قصاص مجازات اصلی جنایات عمدی بر نفس، اعضاء و منافع است که به شرح مندرج در کتاب سوم این قانون اعمال میشود. قانون مجازات اسلامی که مخالف نظر شما میگه . کتاب سوم قانو مجازات اسلامی رو برو یه مطالعه بفرما .
واقعا چرا پیامبر باید بگن از این دوا به اهل نظاره کننده بدهتد؟ چرا اصلا اسم عباس میاد ؟ خو کسی که نبود دیگه اوردن اسمش چه دلیل داره ؟
امیدوارم پست بعدی جناب سعدی حداقل پاسخ دادن به یکی از سوالات باشه و البته بدور از شاید و اما و اگری که یقین شده .
Anti gods گرامی . جناب سعدی پاسخ ندارن . اگه داشتن پیش از 6 صفحه بجث حداقل یچی ثابت میکردن.
در انتها بگم هدف این بحث اثبات اتهام بانو ام المومنین نیست ، گفتم که از این حرفا برداشت نابجا نشه .