۲۴/آبان/۹۰, ۲۳:۵۷
(۲۱/شهریور/۹۰ ۲۲:۳۹)sioosh نوشته است: [ -> ]اثبات خدا با علم
ده مهره متشابه که روی آنها از یک تا ده شمارگذاری شده باشد در جیب خود بگذارید. آنها را حرکت دهید تا خوب با هم مخلوط شوند. اکنون سعی کنید اول شماره یک بیرون آورید بعد شما دو سپس سه و بهمین ترتیب تا شماره ده. البته هر بار که شماره ای را بیرون می آورید دوبار ه آنرا در جیب خواهید گذاشت و پیش از بیرون آوردن شماره بعد آنها را مخلوط خواهید کرد بر حسب اصول ریاضی. برای اینکه نخستین بار شماره یک را بیرون آورید یک احتمال در ده احتمال موجود است و باحتمال یک درصد ممکن است درباره اول یک و در بار دوم شماره دورا از جیب بیرون آورید و احتمال این که بترتیب اول شماره یک و دوم شماره دو و سوم شماره سه خارج شود یک در هزار است.
اما برای این که از شماره یک تا ده را مرتباً و پشت سر هم از جیب بیرون آورید بیش از یک احتمال در 10 میلیارد (10.000.000.000 )احتمال وجود ندارد.
(برای اینکه تصوری از این عدد در ذهن پیدا شود به این توجه کنید : اگر ده میلیارد دسته کاغذ (هر دسته 25 ورق )روی هم چیده شود ارتفاع آن به 15000 کیلومتر خواهد رسید و برای شمردن ده میلیارد دفترچه باید 500 نفر بیش از سه سال روزی شش ساعت بدون تعطیل کار کنند.بشرطی که هر ساعتی سه هزار دفتر چه بشمارد. م
اکنون بکوشیم. همین استدلال را با شرایطی که لازم بوده حاصل شود تا حیات برروی زمین موجود گردد منطبق سازیم. ناچار خواهیم شد قبول کنیم که به هیچ وجه امکان پذیر نیست همه این شرایط پیاپی و بر حسب تصادف و اتفاق با هم جمع شده باشند.
نخستین شرط : زمین با سرعت ساعتی 1600 کیلومتر "سرعت در خط استوا " به دور خود می چرخد. فرض کنیم که این دوران ده برابر کندتر بود. نتیجه این می شد که طول روز ده برابر بیشتر شود. حرارت آفتاب تمام نباتات را در روز می سوزاند و اگر چیزی هم باقی می ماند در شبهای که ده برابر درازتر بود یخ می بست.
شرط دیگر برای حیات ما : حرارت خورشید. سرچشمه حیات ما. به 5500 درجه می رسد. زمین درست از فاصله ای از خورشید قرار گرفته (فاصله متوسط زمین از خورشید 149.500.000 کیلومتر.م.)که این حرارت دائمی بهمان اندازه که مورد احتیاج است بما میرسد. اگر حرارت جانبخشی که خورشید به ما ارزانی می دارد نصف شود منجمد خواهیم شد و اگر یک برابر و نیم گردد سوخته و برشته می شویم.
اما فصلهای چهار گانه نتیجه آن است که محور زمین باندازه 23 درجه تمایل دارد. اگر این انحراف نبود. تبخیر دریاها فقط در دو جهت شمال و جنوب صورت میگرفت و قاره هائی از یخ بتدریج تا قطبین انباشته می شدند.
کشند (جزر و مد ) دریاها از تثیر قوه جاذبه ماه حاصل میشود. فرض کنید که مه در فاصله 80.000 کیلومتری زمین واقع شود (فاصله ماهاز زمین اکنون 0-0-3840 کیلومختر.م. )در این صورت کشندهای عظیمی روزی دوبار تمام قاره ها را فرامیگرفت. (الشمس و القمر بحسبان - خورشید و ماه را حساب معین است. قرآن سوره رحمن آیه 10اکنون به قشر زمین توجه کنید.
اگر کلفتی این قشر 3 متر بیشتر میشد. اکسیژن که مایه زیست هر گونه حیاتیست از بین می رفت. و اگر بر عکس همه دریاها و اقیانوسها یک تا دو متر عمیق تر شوند بواسطه نقصان کربن و اکسیژن حیات معدوم میشد.
این آثار - از میان هزاران آثار دیگر - نشان میدهد که برای ظهور حیات بر روی زمین بطور تصادف کمتر از یک احتمال در میلیاردها میلیارد احتمال موجود است (البته چنین احتمالی نامعقول خواهد بود.
(والسماء رفعها و وضع المیزان - آسمان رابلند گردانیده و نظم در آن قرار داد. قرآن سوره رحمن آیه 7 )
ده مهره متشابه که روی آنها از یک تا ده شمارگذاری شده باشد در جیب خود بگذارید. آنها را حرکت دهید تا خوب با هم مخلوط شوند. اکنون سعی کنید اول شماره یک بیرون آورید بعد شما دو سپس سه و بهمین ترتیب تا شماره ده. البته هر بار که شماره ای را بیرون می آورید دوبار ه آنرا در جیب خواهید گذاشت و پیش از بیرون آوردن شماره بعد آنها را مخلوط خواهید کرد بر حسب اصول ریاضی. برای اینکه نخستین بار شماره یک را بیرون آورید یک احتمال در ده احتمال موجود است و باحتمال یک درصد ممکن است درباره اول یک و در بار دوم شماره دورا از جیب بیرون آورید و احتمال این که بترتیب اول شماره یک و دوم شماره دو و سوم شماره سه خارج شود یک در هزار است.
اما برای این که از شماره یک تا ده را مرتباً و پشت سر هم از جیب بیرون آورید بیش از یک احتمال در 10 میلیارد (10.000.000.000 )احتمال وجود ندارد.
حال سعی کنیم این آزمایش را 10 میلیارد (10.000.000.000 ) بار متوالی انجام دهیم. احتمال این که حداقل یک بار به نتیجه ی دلخواه برسیم بیشتر از آن است که در هیچ کدام از آزمایش ها به نتیجه نرسیم.
اکنون بکوشیم. همین استدلال را با در نظر گرفتن کل عالم با شرایطی که لازم بوده حاصل شود تا حیات برروی زمین موجود گردد منطبق سازیم. می توانیم نتیجه بگیریم که احتمالا خدا وجود ندارد، شاید هم وجود داشته باشد. این طور نیست؟!
(۲۴/آبان/۹۰ ۲۲:۰۳)azade نوشته است: [ -> ]...اما ما برای وجود خدا میتونیم دلایل عقلی هم بیاریم ،مثلا ما هرگز نمیتونیم یک ساختمان ساده یا حتی از اون کمتر ماکت یک ساختمون رو که فقط 4 تا مقوا به هم چسبیده و پیچیدگی خاصی نداره بدون سازنده تصور کنیم ، پس چطور میکنه این جهان که هر روز بعد ناشناخته تری از فضا برای ما تا حدود ناچیزی مشخص میشه بدون خالق بدونیم؟! اگر مکان کره زمین اگر یک ذره نسبت به این نقطه ای که قرار داشت متفاوت بود، امکان حیات در اون نبود، پس چه عقلی اگر عنادو حجاب نداشته باشه میتونه وجود خالق رو نفی کنه!
ما هر چیزی رو که میبینیم میتونیم خالق رو در اون ببینیم! و حتی همین چشمی که داریم با اون میبینیم و عقلی که با اون فکر میکنیم و تنفسی که در تمام این مدت بدون فکر و عقل ما در حال انجامه و ..... (اگر بخواید نمونه بیشتری میشه آورد؟)
در رد برهان علیت علاوه بر مورد بالا، مورد دیگه ای هم مطرح شده. اگه نمی تونیم هیچ چیز رو بدون خالق در نظر بگیریم پس مطمئنا خدا رو هم نمی تونیم بدون خالق در نظر بگیریم... !!
پ.ن: به خاطر سرقت ادبی معذرت!!
پ.ن 2: با گفتن این حرف ها قصد نداشتم وجود خدا رو انکار یا اثبات کنم.
پ.ن 3: مثلا تاپیک اثبات وجود خداست، فک کنم یه خورده بر عکس حرکت کردم!!! :دی
ممنون
اکنون به قشر زمین توجه کنید. 