|
پشت پرده ی موج جدید ضد فلسفه و عرفان
|
|
۲۰:۳۴, ۳۰/آذر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/آذر/۹۱ ۲۰:۴۱ توسط Admirer.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام به دوستان گرامی! همانطور که کم و بیش مطلعید مخالفان فلسفه و عرفان همیشه در طول تاریخ تشیع با برخوردهای متعصبانه و با کوته بینی بسیار زیاد در واقع خودشان و از آن بالاتر عالم اسلام را از حقیقت وحی دور کرده اند. حقیر خیلی کاری با عقبه و ریشه ی این جدال ها ندارم و قصدم پرداختن به موج جدید ضد فلسفه و عرفان است که خودشان را نماینده ی مکتب اهل بیت معرفی می کنند! ان شاء الله به مرور مقالات و مطالبی برای آگاهی از خطرات این پدیده ارائه خواهد شد : 1. اشتباهات مکتب تفکیک / مشکلات مدرسان فلسفه در مشهد ( در گفتوگوی مشروح با حجتالاسلام وکیلی ) منشأ ضرورت حکمت و عرفان در حوزه علمیه * با توجه به اینکه شما فعلاً یکی از چهرههای شناخته شده در مقابله با مخالفان فلسفه و عرفان اسلامی هستید، اگر ممکن است ابتدا کمی درباره اهداف و فعالیتهای خودتان در این زمینه توضیح دهید. ـ یکی از وظایف اصلی حوزههای علمیه تبیین و دفاع از کتاب و سنّت است و میدانیم که معارف قرآن و عترت منحصر در مسائل فقهی و یا اخلاقی نیست. بلکه حجم انبوهی از آن، مطالب معرفتی در باب توحید و معاد و نبوّت و امامت و مقام انسان کامل و از این دست مسائل است. متأسّفانه بحث از این دست مسائل در حوزهها کم رنگ بوده و هست و کمتر به آن پرداخته میشود. در طول تاریخِ بزرگان شیعه عدهای به بررسی آیات و روایات معارفی پرداختهاند و منظومههائی معرفتی تشکیل دادهاند. بزرگانی که در این عرصه وارد شدهاند و به شکل تخصّصی کار کردهاند معتقد بوده و هستند که بدون فعالیتهای عقلی عمیق و نیز بدون بهرهوری از مشاهدات و مکاشفات عرفا گرههای کور معارفی قرآن و روایات باز نمیشود و این امر سبب شده که اقبالی در حوزههای شیعی به علوم عقلی و عرفان به وجود آمده و این علوم در بستر تشیّع گسترش بیابد. امروزه هم میبینیم که بزرگترین مفسّران قرآن و شارحان روایات اعتقادی همه از متخصّصین حکمت متعالیه و عرفان هستند و تا صحبت از این مسائل مطرح بشود همه انگشتها روی شخصیتهائی چون علامه شعرانی و علامه طباطبائی و رهبر فقید انقلاب حضرت امام خمینی و حضرت آیتالله جوادی آملی و امثال ایشان میرود و دیگران در این عرصه متاع چندانی برای عرضه ندارند. علاوه بر اینکه اصل اثبات دین و پاسخ به شبهات که از ضروریات دوره ماست محتاج تخصّص در علوم عقلی است و بدون آن نمیشود از دین دفاع کرد. این دو مسأله منشأ اصلی ضرورت حکمت و عرفان در حوزههاست. علت مخالفتها با حکمت و عرفان در حوزههای علمیه ولی همیشه عدهای به علّت ناآشنائی با این علوم و تخصّص نداشتن در این مسائل برداشتهایی غلط از این مسائل نموده و چون غیرت دینی نیز دارند معمولاً از سر دلسوزی برای دین با این معارف مقابله میکنند. گاهی هم این مقابلهها شدید شده و برخی از افراد پا از جادّة تقوا بیرون میگذارند و به اهانت و بیادبی و تکفیر بزرگان اقدام میکنند. بنده هم به عنوان انجام وظیفه شرعی خود سعی کردم در زمینه پاسخ به شبهات و دفاع از این معارف در حدّ توان خودم کارهایی انجام دهم، خصوصاً نسبت به فضای حوزه مشهد و اهانتها و نسبتهای ناروائی که میان مخالفین حکمت و عرفان در مشهد متداول بود. هدف از نگارش کتاب «صراط مستقیم» * از کارهایی که تاکنون در این زمینه انجام دادهاید یا مشغول آن هستید، بگویید؟ - اولین کار بنده کتاب «صراط مستقیم» بود که نقد یک گرایش خاص از مکتب تفکیک است که امروزه در خراسان تبلیغ میشود. چون مکتب تفکیک دارای گرایشها و تقریرهای گوناگونی است که بعضاً با هم فاصله بسیار زیادی دارند. نکته حسّاس این کتاب علاوه بر نقد مبانی اصلی این گرایش، این بود که تلاش شد اثبات شود مطالب مرحوم صدرالمتألّهین رضوان الله علیه، شرح روایات اهل بیت علیهمالسلام است و بدون استفاده از فعالیتهای ایشان اصلاً روایات قابل فهم نیست. در نقدهای قبلی بیشتر به نقد عقلی تفکیک پرداخته شده بود و تفکیکیان چون با علوم عقلی بیگانهاند چندان این نقدها در فضای مشهد اثرگذار نبود. نقطه حسّاس نقد مکتب تفکیک این است که نشان دهیم که مکتب تفکیک دستش از فهم قرآن و روایات نیز خالی است و در حقیقت نه از عقل و نه از نقل صحیح استفاده نمیکنند. به همین جهت این نقد بحمدالله اثر مطلوبی داشت. کتابهایی در پاسخ به شبهات مختلف در زمینه فلسفه و عرفان نوشتهایم بعد از آن بنده شروع کردم به جمعآوری شبهات مختلف در زمینه فلسفه و عرفان و نگاشتن پاسخ آن با همکاری برخی از دوستان که تا به حال حدود بیست جلد کتابهای کوچک و بزرگ شده است و امید است توفیق طبع و نشرش فراهم شود. برخی هم به صورت جزوه تکثیر شده است. مدّتی است که با همکاری مؤسّسه مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلام، «پایگاه عرفان و حکمت در پرتو قرآن و عترت» را راهاندازی کردهایم که هنوز به صورت کامل فعّال نشده و بناست همه مطالب را در این پایگاه در اختیار عموم قرار دهیم. با همکاری عدهای از دوستان نیز چند همایش در موضوعات مربوط به فلسفه و عرفان و تجلیل از بزرگان برگزار شده است. * موضوع این کتابها در چه زمینههایی است؟ - مباحث مختلفی مثل تبیین نظریه تفسیر قرآن به قرآن، توضیح نظریه ملاصدرا در باب عشق مجازی، شرح عبارات محییالدین و علامه حسنزاده آملی در باب داستان گوسالهپرستی قوم بنیاسرائیل، تفسیر وحدت وجود، عینیت و سنخیّت، معاد صدرائی، تاریخ عرفان و فلسفه شیعی، نقد فرق باطل تصوّف، بررسی کتاب حدیقة الشیعه و روایات جعلی درباره فلسفه و تصوّف، بررسی روایات نهی از تفکر در ذات، نهی از علم کلام، نهی از علمآموزی از غیر معصومین و این طور بحثها. دو اشتباه مکتب تفکیک چیست؟ * کتاب «صراط مستقیم» شما گویا نقد تبیین استاد سید جعفر سیّدان از مکتب تفکیک است. انتقاد اصلی شما از جریان تفکیک در خراسان و خصوصاً جناب استاد سیّدان چه بود؟ ـ انتقاد اصلی بنده انتقاد از جریان عملی تفکیک بود. مکتب تفکیک از نظر عملی با دو اشتباه بزرگ مواجه بوده و هست. مسأله اول اینکه اظهار نظر در هر علمی تخصّص میخواهد و تخصّص در هر رشتهای محتاج طی کردن سیر تحصیلی آن رشته است. تخصّص در فلسفه 15 تا 25 سال تحصیل نزد استاد فنّ میخواهد. ولی تفکیکیان با دو سه سال ورق زدن کتب فلسفی فوراً در فلسفه مجتهد میشوند و جلسات نقد ملاصدرا و حکمت متعالیه برگزار میکنند. بنده بارها به صداقت و شفافیت عرض کردهام عموم بزرگان مکتب تفکیک حتی در حدّ یک بدایه الحکمة هم فلسفه نمیدانند و گفتن این سخن نعوذ بالله برای تخریب شخصیت ایشان نیست. برای کمک به خود ایشان است. فرض کنید کسی هنوز مجتهد نشده این طرف و آن طرف بالای منبر برای مردم فتوا صادر کند. خب یقیناً حرام است و گاهی معصیت کبیره. حالا کسی مجتهد نشده درباره توحید و معاد صحبت کند و نظر خاص ارائه بدهد و مردم را به آن تشویق کند و تازه نظر متخصّصین و مجتهدان آن رشته را نیز ردّ کند و به مردم بگوید اینها از مکتب اهل بیت دورند و منحرفند و ... این کارها همه خلاف شرع است. افراد غیر مجتهد فقط حق دارند بالای منبر نظر أعلم یا أعلم و غیر اعلم را گزارش کنند. خیلی از بزرگان درباره این مسئله به تفکیکیان تذکر داده بودند که خلاصه کار شما «افتاء بدون علم است» ولی آنان خود را یا عالم میدانستند یا به هر جهتی اشتباهشان را ترک نمیکردند و به هر صورت به این گناه مبتلا بودند؛ حالا قصوراً یا تقصیراً نمیدانم. بنده اول سعی کردم در آن کتاب بیاطلاعی تفکیکیان از فلسفه کاملاً ارائه شود تا دیگر حجّتی برای اظهار نظر در این مسائل نداشته باشند. یعنی نهی از منکر یا ارشاد بود که چارهای جز این نداشت. * فکر نمیکنید سخن شما مبالغه باشد؟ خیلی از تفکیکیان مدرّس فلسفه بودهاند، بعد شما میگویید در حدّ «بدایة الحکمة» هم نمیدانند! ـ نه. با صداقت عرض میکنم. اصطلاحات ساده را نمیدانند؛ هم در باب توحید هم در معاد و هم بقیه مباحث. مثلاً بحثی هست در فلسفه که رابطه خداوند با مخلوقات چیست؟ سنخیّت یا عینیّت یا تباین. تفکیکیان فکر میکنند سنخیّت در بحث سنخیت علت و معلول به معنای مشابهت است و میگویند فلاسفه خدا را شبیه مخلوق میدانند. جناب آقای سیّدان در کتابچه سنخیّت و عینیّت هم چندجا سنخیّت را به معنای شباهت معنا میکنند. جالب است که چند همایش هم گرفتهاند که اثبات کنند نظر فلاسفه غلط است و میان طلبهها نیز شایع کردهاند که فلاسفه به مشابهت خالق و مخلوق اعتقاد دارند و جدیداً هم حرف جدیدی بین تفکیکیان پیدا شده که اصلاً خداوند نه هست و نه نیست؛ چون اگر بگوییم خدا هست، در هستی با مخلوقات شبیه میشود و میشود همان حرف فلاسفه! وجود و عدم هم نقیض نیستند. با اینکه سنخیّت نه در زبان عربی معنای مشابهت دارد و نه در اصطلاح فلسفه. در فارسی امروزه فقط گاهی به این معنا به کار میرود. سنخیّت علت و معلول تقریباً یعنی یک رابطه خاص میان علت و معلول است که موجب صدور آن معلول خاص از علّت است. خود فلاسفه هم گفتهاند که اصلاً علّت فاعلی لازم نیست شبیه معلول باشد، در الهیات شفا هست. در بدایه و نهایه هم برهان آوردهاند بر استحاله شباهت خالق و مخلوق. یا مثلاً تفکیکیها فکر میکنند عینیت در عرفان و فلسفه یعنی حمل شائع صناعی آن هم حمل جزیی بر جزیی مثل «زید پسر عمرو است». همین ایشان در ردّ حضرت علامه حسنزاده آملی میگویند اگر خدا عین همه چیز است پس باید موسی و هارون هم عین هم باشند. چون هر دو عین خدا هستند. یا در همایشی گفتهاند اگر حرف عرفا راست باشد پس باید من و تو یکی باشیم. چون خدا عین هر دوی ماست. با اینکه هر کس بدایه و نهایه خوانده باشد میداند عینیت در این مباحث یا از باب حمل حقیقت و رقیقت است یا عینیت محیط و محاط و اصلاً هیچ ربطی به این اشکالها ندارد. یعنی اینها اصطلاحات ساده را اشتباه متوجه میشوند و بعد با هزینههای هنگفت نشست برگزار میکنند و همین مطالب را به حکما و عرفای اسلام نسبت میدهند و نقد میکنند. در صراط مستقیم حقیر مفصل عرض کردهام که ایشان صورت فلسفی را با نقاشی و تصویر که در فارسی میگوییم اشتباه میگیرند. در بحث به حضرت آیت الله جوادی در باب معاد میگویند: اگر معاد مثالی باشد و صورت محض باشد، پس انگورهای بهشت را چگونه میشود لمس کرد و خورد. صورت محض که حجم ندارد. امکان ندارد کسی یک دور مقدماتی فلسفه را درس گرفته باشد و این طور حرفی بزند. تمام اجسام عالم مثال حجم دارند. صورت به معنای فعلیت یا حامل فعلیت است ربطی به تصویر ندارد. درباره ماده و خیال و خیلی دیگر از اصطلاحات ساده فلسفی هم همین اشتباهها را دارند. آقای حکیمی هم همینطورند. مرحوم آقا میرزا جواد آقا تهرانی و آیت الله مروارید هم همینطورند. البته این دو بزرگوار لااقل در فقه میگویند که مجتهد بودهاند ولی در فلسفه همینطورند. بحث ما با تفکیکیان اصلاً بحث فلسفی نیست بحث ما با تفکیکیان اصلا بحث فلسفی نیست. بیتعارف بگویم توضیح اصطلاحات است. حتی به تبیین و تشریح دقیق و توصیف گزارههای فلسفی هم نمیرسد. فضای تفکیک فضای تبلیغات خالی از واقعیت است. هیچ محصولی برای عرضه به فضای علمی و بحث وجود ندارد که دربارهاش مناظره و بحث شود. فقط باید سعی کرد سوء تفاهمهای عجیب ایشان را برطرف کرد و معمولاً با برطرف شدن آن بحث پایان میپذیرد و اصلاً کار به بحث و مناظره نمیکشد. * پس بحثهای آقای سیدان با آیتالله جوادی آملی چیست؟ ـ آن هم محصول بزرگواری حضرت آیتالله جوادی است. استاد ما آیتالله رضائی نقل میکردند که خدمت آیتالله جوادی عرض کردم چرا بحث کردید؟ سطح مطالبی که ایشان گفتهاند خیلی پائین است. باید شاگردان شاگردان شما میرفتند بحث میکردند. فرمودند: سیّد بودند، چند بار گفته بودند. رعایت ادب اقتضا میکرد قبول کنم. همان جلسه اول معلوم شد مبانی دستشان نیست. ولی تا 8 جلسه صبر کردم دیدم فایدهای ندارد و لذا ادامه ندادم. کسانی که فلسفه خواندهاند میدانند که دو طرف در آن بحث اصلاً زبان مشترک ندارند. هر چه آیت الله جوادی میگویند جناب استاد سیّدان برداشت دیگری میکنند و اشکال میکنند. جالب است که مخالفان فلسفه مثل تفکیکیان وقتی این بحثها را میخوانند فکر میکنند که آیت الله جوادی مغلوب شدهاند و به عنوان سند مغلوبیّت ارائه میدهند. تکفیر، ناسزا، لعن، پخشکردن شیرینی در رحلت فیلسوف یا عارف از کارهای غیر قابل دفاع است * اگر ممکن است به اصل بحث برگردیم. انتقادات اصلی شما از جریان تفکیک چیست؟ ـ یکی همین مسئله اظهار نظرهای غیر تخصّصی بود و دیگری اهانتهای آنان به بزرگان. فرض کنیم کسی توفیق درس گرفتن صحیح فلسفه را نداشت و همه چیز را جابهجا فهمید. ولی آیا حق دارد که به کسانی که اعتقادات دیگری دارند دائماً زخم زبان بزند. تکفیر کند، ناسزا بگوید، لعن کند، در رحلتش شیرینی پخش کند؟ اینها متاسفانه اتفاقاتی است که افتاده است. تازه این کارها را درباره کسانی میکنند که به خوبی میدانند که از تفکیکیان عالمتر و ملاّترند. هیچ کسی شک ندارد که امثال رهبر فقید انقلاب حضرت امام خمینی یا علامه طباطبائی، یا علامه طهرانی یا علامه حسنزاده آملی یا آیتالله جوادی در فقه و اصول و تفسیر و علوم نقلی نیز به مراتب از تمام شاگردان مرحوم میرزا مهدی قویتر بودند. میدانند که مدرسان فلسفه در فقه و اصول هم از ممتازین هستند. مشکلات کسانی که فلسفه تدریس میکنند ولی کسی که میخواهد فلسفه تدریس کند با انواع بهانهها یا اتّهامات سعی میکنند درسش را تعطیل کنند. عذرشان را از مدارس علمیه میخواهند. اگر جائی منبر بروند یا امام جماعت مسجد باشند این قدر در نزد مردم از او بدگوئی میکنند تا عذرش را بخواهند و مسائل دیگر. این نوع برخوردها خودش یک مجموعه خلاف شرعهای دیگری است که متداول است و منشأ همه، توّهم این مطلب است که اهل فلسفه مخالف اهلبیت علیهمالسلام و اسلامند. هماهنگی نظر ملاصدرا با روایات بیش از نظر تفکیکیان است در آن کتاب سعی شد که نشان داده شود که اینطور نیست؛ هماهنگی نظر ملاصدرا با روایات بیش از نظر تفکیکیان است و همگی پیرو اهلبیت هستند نه اینکه به قول برخی از بزرگان تفکیکی در یکی از همایشهایشان: فلاسفه هیچ اعتقادی به قرآن و روایات ندارند و خودشان هم میدانند و چند روایت از ترس متدینین میخوانند و مطابق با حرفهای باطل خود نشان میدهند و ... اینها اهداف اصلی کتاب بوده و در کنارش هم دیدگاه تفکیک در ارزش عقل و نقل مفصّل نقد شده و اثبات شده که اینها نواخباری هستند و روششان به روش فقهای امامیه ربطی ندارد. آفت بزرگ مکتب تفکیک این است که وقتی طلاب از فعالیتهای عقلی محروم میشوند دیگر قرآن و روایات را خوب نمیفهمند. تفکیکیان نه توحیدشان توحید قرآن است نه معادشان و اگر هم توحید و معاد قرآن را برایشان بگوئید چون اشتباه میفهمند فکر میکنند این حرفها کفر است. ادامه دارد... |
|||
|
| آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۸:۲۳, ۱۶/دی/۹۱
شماره ارسال: #21
|
|||
|
|||
نقل قول: ایجاد حکمت مناسبی برای به وجود آمدن تمدن اسلامی می باشد. و ما هنوز به چنین زمینه ای از حکمت نرسیدیم تا علوم اسلامی را روی آن بنا کنیم.ملاصدرا رسیده است ... البته میشود کاملتر شود همان طور که رهبری میفرمایند در طول 400 سال شده است به تعابیر رهبری دقت کنید: ................................. همانگونه كه فلسفه ى صدرايى - كه خود او بحق آن را حكمت متعاليه ناميده - در هنگام پيدايش خود، نقطه ى اوج فلسفه اسلامى تا زمان او و ضربه يى قاطع بر حملات تخريبى مشككان و فلسفه ستيزان دورانهاى ميانه ى اسلامى بوده است، امروزه پس از بهره گيرى چهارصدساله از تنقيح و تحقيق برجستگان علوم عقلى، و نقد و تبيين و تكميل در حوزه هاى فلسفه، و ورز يافتن با دست تواناى فلاسفه ى نامدار حوزه هاى علمى بويژه در اصفهان و تهران و خراسان، نه تنها استحكام بلكه شادابى و سرزندگى مضاعفى گرفته و مى تواند در جايگاه شايسته ى خود در بناى فرهنگ و تمدن، بايستد و چون خورشيدى در ذهن انسانها بدرخشد و فضاى ذهنى را تابناك سازد. مكتب فلسفى صدرالمتالهين همچون همه فلسفه ها در محدوده ى مليت و جغرافيا نمى گنجد و متعلق به همه ى انسانها و جامعه ها است. همواره همه بشريت به يك چهارچوب و استخوانبندى متقن عقلايى براى فهم و تفسير هستى نيازمندند. ................................. مكتب فلسفى صدرالمتالهين همچون شخصيت و زندگى خود او، مجموعه ى در هم تنيده و به وحدت رسيده ى چند عنصر گرانبها است. در فلسفه ى او از فاخرترين عناصر معرفت يعنى عقل منطقى، و شهود عرفانى، و وحى قرآنى، در كنار هم بهره گرفته شده، و در تركيب شخصيت او تحقيق و تأمل برهانى، و ذوق و مكاشفه ى عرفانى، و تعبد و تدين و زهد و انس با كتاب و سنت، همه با هم دخيل گشته، ...................... صدرالمتالهين آراء بينظير فلسفي و درياي مواج افكار و انديشههاي خود را از استاد فرانگرفته است. بلكه اين معلومات بيپايان از رياضت، خلوت و عبادت و دل دادن به خدا و كسب فيض از عالم غيب سرچشمه ميگيرد. ...................... دوران ما با دميدن خورشيدى چون امام خمينى كه يگانه ى دين و فلسفه و سياست و خود يكى از صاحبنظران برجسته در حكمت متعاليه بود، و نيز با حوزه ى درسى و تحقيقى پربركت حكيم علامه ى طباطبايى كه استاد يگانه مبانى ملاصدرا در طول سى سال در حوزه ى قم به شمار مى رفت، و تلاش تلامذه و هم دوره هاى آنان، بى شك دوره ى با بركتى براى فلسفه الهى است. ...................... |
|||
|
|
۱۴:۵۶, ۱۷/دی/۹۱
شماره ارسال: #22
|
|||
|
|||
|
برخی اصرار دارند امام خمینی(رحمة الله علیه) را که خود مدرس فلسفهی صدرایی بود، به طور مطلق در این میدان مصادره کنند و حضرت ایشان را صرفاً فیلسوف بنمایانند. در حیات فکری هر متفکر مؤلف و صاحب مکتبی، همواره دو دوره وجود دارد. در فلسفه این قول مشهور است که در بیان آموزههای هر فیلسوف، بلافاصله میپرسند: مثلاً، کدام کانت؟ کانت دورهی اول یا کانت دورهی دوم؟ ویتگنشتاین اول یا دوم؟ ملاصداری یکم یا ملاصدرای دوم؟ در مورد امام خمینی(رحمة الله علیه) نیز این پرسش صادق است. بله امام خمینی(رحمة الله علیه) خود استاد فلسفه بودهاند، اما کدام امام خمینی(رحمة الله علیه) ؟ پاسخ این است: امام خمینی(رحمة الله علیه) اوّل
. در واقع امام خمینی(رحمة الله علیه) دوّم، از فلسفه عبور کرده بودند. در آذرماه 1365 دقیقاً دو سال و نیم قبل از رحلت جانگداز آن پیر مراد، در نامهای به عروس گرامیاشان مینگارند : «چنان به عمق اصطلاحات و اعتبارات فرورفتم و به جای رفع حجب به جمع کتب پرداختم که گویی در کون و مکان خبری نیست جز یک مشت ورقپاره که به اسم علوم انسانی و معارف الهی و حقایق فلسفی، طالب را که به فطرتالله مفطور است، از مقصد بازداشته و در حجاب اکبر فرو برده. اسفار اربعه با طول و عرضش از سفر به سوی دوست بازم داشت، نه از فتوحات فتحی حاصل و نه از فصوص الحکم حکمتی دست داد، چه رسد به غیر آنها که خود، داستان غمانگیز دارد.» امام خمینی(رحمة الله علیه) دوّم، که در عصر دفاع مقدس این نکات نورانی را برای ما اهل حجاب نور و حجاب نفس، پدرانه به میراث و وصیت گذاردند، از اسفار اربعه-ی ملاصدرا، و فتوحات مکیه و فصوصالحکم ابن عربی اینگونه یاد میکنند. ایشان در دیوان خود نیز بارها نسبت به فلسفه ابیاتی را سرودهاند، مانند : اسفار و شفاء ابنسینا نگشود با آنهمه جرّ و بحثها مشکل ما با شیخ بگو که راه من باطل خواند بر حق تو لبخند زند باطل ما گر سالک او منازلی سیر کند خود مسلک نیستی بود منزل ما ***** آنان که به علم فلسفه مینازند بر علم دگر به آشکارا تازند ترسم که در این حجاب اکبر آخر سرگرم شوند و خویشتن را بازند ***** فاطی که فنون فلسفه میخواند از فلسفه فاء و لام و سین میداند امید من آن است که با نور خدا خود را ز حجاب فلسفه برهاند ***** با فلسفه ره به سوی او نتوان یافت با چشم علیل کوی او نتوان یافت |
|||
|
|
۱۵:۱۳, ۱۷/دی/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/دی/۹۱ ۱۵:۵۹ توسط ELENOR.)
شماره ارسال: #23
|
|||
|
|||
(۱۷/دی/۹۱ ۱۴:۵۶)یاقوت نوشته است: برخی اصرار دارند امام خمینی(رحمة الله علیه) را که خود مدرس فلسفهی صدرایی بود، به طور مطلق در این میدان مصادره کنند و حضرت ایشان را صرفاً فیلسوف بنمایانند. در حیات فکری هر متفکر مؤلف و صاحب مکتبی، همواره دو دوره وجود دارد. در فلسفه این قول مشهور است که در بیان آموزههای هر فیلسوف، بلافاصله میپرسند: مثلاً، کدام کانت؟ کانت دورهی اول یا کانت دورهی دوم؟ ویتگنشتاین اول یا دوم؟ ملاصداری یکم یا ملاصدرای دوم؟ در مورد امام خمینی(رحمة الله علیه) نیز این پرسش صادق است. بله امام خمینی(رحمة الله علیه) خود استاد فلسفه بودهاند، اما کدام امام خمینی(رحمة الله علیه) ؟ پاسخ این است: امام خمینی(رحمة الله علیه) اوّل1. چی شد از ادعای خودتون در اینکه رهبری از فلسفه صدرایی دفاع کردند با ارائه مستندات ما دست کشیدید و رفتید سراغ امام خمینی؟؟؟!!! و هنوز برای آن ادعای به دور از ادب و اخلاقتون که کربن جاسوس بوده ارائه نکردید .... البته جای تعجب هم ندارد ... تا دیروز فلاسفه را نجس میدانستند و امروزه گویا جاسوس ... 2. این تاپیک ربطش به این مطلب شما چیست؟؟؟ بخواهید تاپیک را دچار انحراف و حاشیه کنید اجازه ارسال مجدد نظرات شما را نخواهیم داد ... در مورد موضوع تاپیک بحث کنید ...متاسفانه تا همین جا هم به خاظر ادعاهای بدون سند شما ((عدم دفاع رهبری از فلسفه اسلامی از موضوع بحث فاصله گرفته ایم)) 3. ما در این تاپیک حرفی از جانب خودمان نزدیم ... نظر رهبری بود که آوردیم که ایشان مطمئنا قابل مقایسه نیستند با شما و امثال شما از نظر علمی در زمینه های مختلف و از همه مهتر شناخت امام خمینی (رحمة الله علیه) و آن هم در ابعاد مختلف نظر رهبر: امام (رضوان اللَّه عليه) چكيده و زبده ى مكتب ملاصدراست؛ نه فقط در زمينه ى فلسفى اش، در زمينه ى عرفانى هم همينجور است. در ضمن امام خمینی (رحمة الله علیه) در طول زندگیشون دیوان نداشته اند ... تمام این اشعار و نامه ها بعد مرگشون جمع شده و آن نامه هم یک فرد به خصوص با یک شرائط به خصوص را مخاطب قرار داده و نصیحت میکند و جنبه عمومی نداشته و بعد مرگشون علنی شده است ... برای عموم سخنرانی و خطابه های عمومی ایشان ملاک است 4. دوباره توصیه میکنم از منحرف کردن موضوع تاپیک خود داری کنید دوست گرامی ... |
|||
|
|
۱۵:۳۶, ۱۷/دی/۹۱
شماره ارسال: #24
|
|||
|
|||
|
امام خمینی (رحمة الله علیه) می فرمایند : فلسفه و عرفان را به یونان نسبت دادن از بی اطلاعی بر کتب فلسفی و عرفانی و نیز از بی اطلاعی بر معارف قرآن و احادیث است.
امام خمینی، آداب الصلوة، ص304 ![]()
|
|||
|
|
۱۶:۲۶, ۱۷/دی/۹۱
شماره ارسال: #25
|
|||
|
|||
(۱۷/دی/۹۱ ۱۵:۱۳)ELENOR نوشته است: 1. چی شد از ادعای خودتون در اینکه رهبری از فلسفه صدرایی دفاع کردند با ارائه مستندات ما دست کشیدید و رفتید سراغ امام خمینی؟؟؟!!! خانم یا آقای محترم ایلنور ! بنده نیز حرفی از جانب خود نزدم نمیدانم چرا انقدر خشونت خرج میدهید وانقدر درشت می نویسید!!! قسم بخورم که همه را می خوانم؟ می توانید رنگش را متفاوت کنید تا تاکید شما برجمله مشخص بشود. می خواهید تاروز قیامت دائم جواب هم را بدهیم ؟پیامبر اینگونه جدال می کردند؟ نامه پیامبر صلی الله علیه وآله به سه پادشاه را خوانده اید؟ ندیده اید چقدر کوتاه ومختصر توضیح داده اند بنده وظیفه خودم می دانم نظرات علما راجع به فلسفه بگذارم شما آن را نادیده گرفتید وپاسخی ندادید اگر شما می خواهید پاسخ کامل بنده را بدانید اول شما پاسخ نظرات علمای دیگر رابدهید وتعجبم از اینه که در پست آخر تنها نظرات امام را گذاشته ام می گویید از تالار بیرونت می کنیم!!!!!!!!!!! روز قیامت می خواهید بگویید آن سخنرانی رهبری برای شما حجت است درحالیکه برداشت من عکس برداشت شما است؟شاید نمی دانید ملا صدرا اواخر عمرشان از نظراتشان باز گشتند ببینید خداوند درقرآن می فرماید الّذین یستمعون القول فیتبعون احسنه وقتی پیامبر فرمودند انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله وعترتی شما باید خودتان حق وباطل را تشخیص بدهید نه اینکه از احساسات وظواهر پیروی کنید که همان هوای نفس محسوب می شود ضمن اینکه طبق فتوای مقام معظم رهبری وکلیه مراجع تقلید در مسائل اعتقادی حرام است چرا جوانان سراغ نهج البلاغه نمی روند؟ خطبه اول نهج البلاغه پاسخ کوبنده نظرات فلاسفه است بنده نه سن وسالی دارم نه روحانی دین هستم که انتظار پاسخ همه را از بنده دارید بنده از نظراتی پیروی می کنم که آنان را با قرآن وحدیث مطابق میبینم مناظرات بین فلاسفه ومخالفین هم اختلاف بر همین هست اگر به حق هستید پاسخ شبهات را بدهید واز مطرح شدن شبهات ناراحت نباشید کاملا مشخص است شروع کننده تاپیک از سوالات وشبهات مطرح شده ناراحت هستند یعنی جوابش سخت است دیگر |
|||
|
|
۱۶:۵۸, ۱۷/دی/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/دی/۹۱ ۲۲:۱۸ توسط ELENOR.)
شماره ارسال: #26
|
|||
|
|||
نقل قول:نمیدانم چرا انقدر خشونت خرج میدهید وانقدر درشت می نویسید!!! قسم بخورم که همه را می خوانم؟ می توانید رنگش را متفاوت کنید تا تاکید شما برجمله مشخص بشود.درشت نویسی فقط من باب تاکید است و اگر بخواهم عصبانیت را نشان دهم شکلک عصبانی میگذارم .... دقت کنید من حرف های خودم رو بزرگ نمینویسم اکثرا و حرفهای رهبری رو برای تاکید بزرگ می نویسم و مخاطبم هم فقط شما نیستید دوست گرامی نقل قول:بنده وظیفه خودم می دانم نظرات علما راجع به فلسفه بگذارم شما آن را نادیده گرفتید وپاسخی ندادیدوقتی تهمت بی اساس به یکی از مروجان مذهب تشیع میزنید((میگویید جاسوس است)) و وقعی نمینهید به سخن صریح و روشن ولی فقیه که سایت رسمی دارد و هنوز زنده است و میگویید ((سخنان مقام معظم رهبری دفاع از فلاسفه نیست)) هیچ اعتباری برای بدون غرض بودن حرفهای شما نمیتوانیم داشته باشیم و صحت نقل قول های شما نقل قول:وتعجبم از اینه که در پست آخر تنها نظرات امام را گذاشته ام می گویید از تالار بیرونت می کنیم1. نگفتیم از تالار بیرونتان میکنیم .... گفتم موضوع این تایپک حرفهای شما نیست ... نهایت اجازه ارسال های غیر مرتبط به شما در این تاپیک را نخواهیم داد ... مظلوم نمایی نکنید دوست گرامی 2. نظر امام رو هم در مورد یک مخاطب خاص که جنبه عمومی ندارد را گذاشته اید ... هیچ جامعیتی ندارد... آیا در درسهای فلسفه و خارجشون این حرف ها رو زدند؟؟؟ نقل قول:روز قیامت می خواهید بگویید آن سخنرانی رهبری برای شما حجت است درحالیکه برداشت من عکس برداشت شما است روز قیامت اتفاقا استناد و تبعیت من به حرف رهبرم بهترین نشان شیعه بودن من است ... ان شالله ...
![]() نقل قول:ضمن اینکه طبق فتوای مقام معظم رهبری وکلیه مراجع تقلید در مسائل اعتقادی حرام استشما بحث فلسفه و شانیت آنرا یک بحث اعتقادی میدانید مسائل اعتقادی که تقلید در آنها جایز نیست اصول دین است .... البته شما شاید برای اثبات خدا هم از قران استفاده میکنید میگویید معاد هست چون در قران آمده؟؟ نقل قول:شاید نمی دانید ملا صدرا اواخر عمرشان از نظراتشان باز گشتندیکی دیگر از ادعاهای بدون سند و دلیل شما نظیر جاسوس بودن هانری کربن نقل قول:چرا جوانان سراغ نهج البلاغه نمی روند؟ خطبه اول نهج البلاغه پاسخ کوبنده نظرات فلاسفه استکدام فلسفه و کدام فیلسوف؟؟؟ ملاصدرا یا نیچه؟؟؟ یا .... همه را با هم جمع میبندید نقل قول: بنده نه سن وسالی دارم نه روحانی دین هستم که انتظار پاسخ همه را از بنده داریدما کوچکترین انتظار پاسخی از شما نداریم .... پاسخ ها را در سخنان رهبرمان یافته ایم ... نقل قول:بنده از نظراتی پیروی می کنم که آنان را با قرآن وحدیث مطابق میبینمبه قول خودتون من و شما سنی نداریم که انقدر راحت که شما میگویید به قران و حدیث بدون علم های پیش نیاز رجوع کنیم نظر رهبر و مرجع تقلید که ولی فقیه هم هست برای ما حجت است |
|||
|
|
۲۰:۲۷, ۱۷/دی/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/دی/۹۱ ۲۳:۲۸ توسط حسن.س..)
شماره ارسال: #27
|
|||
|
|||
(۱۷/دی/۹۱ ۱۴:۵۶)یاقوت نوشته است: برخی اصرار دارند امام خمینی(رحمة الله علیه) را که خود مدرس فلسفهی صدرایی بود، به طور مطلق در این میدان مصادره کنند و حضرت ایشان را صرفاً فیلسوف بنمایانند. در حیات فکری هر متفکر مؤلف و صاحب مکتبی، همواره دو دوره وجود دارد. در فلسفه این قول مشهور است که در بیان آموزههای هر فیلسوف، بلافاصله میپرسند: مثلاً، کدام کانت؟ کانت دورهی اول یا کانت دورهی دوم؟ ویتگنشتاین اول یا دوم؟ ملاصداری یکم یا ملاصدرای دوم؟ در مورد امام خمینی(رحمة الله علیه) نیز این پرسش صادق است. بله امام خمینی(رحمة الله علیه) خود استاد فلسفه بودهاند، اما کدام امام خمینی(رحمة الله علیه) ؟ پاسخ این است: امام خمینی(رحمة الله علیه) اوّل جناب یاقوت چرا حرفهای مغرضانه ی یک عده که سخنان امام(رحمة الله علیه) را به نفع خود ارائه می کنند را ملاک کار خویش قرار می دهید؟!؟ شما اول بفرمایید اگر در سال 1365 افکار امام(رحمة الله علیه) عوض شده بود چرا ایشان در اسفند سال 1367 اینگونه مخالفان فلسفه و عرفان را زیر تازیانه ی جملات خود به کناری نهادند؟جملات زیر مربوط به منشور روحانیت است که از طرف حضرت امام خمینی(رحمة الله علیه) صادر گردید.عنایت دارید؟!؟! منشور روحانیت!!! یعنی ای روحانیون بفهمید راهی که بنیاد گذار نورانی ترین حرکت شیعی در چند قرن ها اخیر برای شما نمایان می کند این است.او با این تعالیم روح الله اسلام شد .خوب جملات امام(رحمة الله علیه) را بخوانید؛ ایشان می فرمایند نتیجه حتی زحمات فقها در آثار پربرکتی همچون اسفار اربعه ملاصدرا جمع شده است.نمی دانم وقتی عده ای از این علمای مخالف فلسفه و عرفان این متن را دیدن به کجا پناه بردند!!!! که همانا آن منشور سخنان ایشان را دگرباره تثبیت کرد و با روشنی هر چه تمام تر مسیر روحانیت انقلابی ترسیم گشت تا مبادا عده ای سخنان بی پایه ای مثل همین ادعای شما را طرح نمایند!!! (۱۷/دی/۹۱ ۱۴:۵۶)امام خمینی(رحمة الله علیه) نوشته است: می بینید منظور امام(رحمة الله علیه) چه است؟؟؟ همان که بزرگان عرفان و فلسفه(حکمت) بارها گفته اند.ایشان همیشه می گویند که کتاب های ما برای درک قرآن و سخن معصومین(علیه السلام) است و و لا غیر.به این سخن عنایت دارید؟؟؟ همه چیز قرآن و کلام معصومین(علیه السلام) است اما با کدام تفسیر و تاویل؟!؟! قرآن و احادیث و ادعیه آنقدر افق بالای دارند که دست ما از آن کوتاه است اما بزرگانی که در این مسیر سیر و سلوک کردند میراث عرفان نظری و حمکت خود را برای اندکی پی بردن امثال بنده بیچاره از کلام خداوند و معصومین به ودیعت نهاده اند.
|
|||
|
|
۲۱:۴۱, ۱۷/دی/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/دی/۹۱ ۲۱:۵۹ توسط Admirer.)
شماره ارسال: #28
|
|||
|
|||
(۱۷/دی/۹۱ ۱۴:۵۶)یاقوت نوشته است: در واقع امام خمینی(رحمة الله علیه) دوّم، از فلسفه عبور کرده بودند. در آذرماه 1365 دقیقاً دو سال و نیم قبل از رحلت جانگداز آن پیر مراد، در نامهای به عروس گرامیاشان مینگارند به نام خدا با سلام به شما دوست گرامی! جواب این مساله بسیار بدیهی و ساده هست و حقیر واقعا از این تفسیرهای کودکانه و مغرضانه ی برخی وبلاگ های دست چندم و افراد کم سواد تعجب می کنم که چگونه می توان تا این اندازه افسار خیال را رها کرد. ![]() خود حضرت امام در چهل حدیث در مورد حجاب بودن علم می فرمایند که لاجرم باید وارد آن ها شد و برای رشد پرده ی حجابشان را درید. « بله؛ ما نیز قبول داریم که علم ( فلسفه و عرفان و... ) حجاب اکبر است و لکن تا ورود در حجاب نباشد؛ خرق آن نشود... » ان شاء الله که به جای این تحلیل های کودکانه سعی کنیم حقیقت رو ببینیم. چرا که با سرپوش گذاشتن روی حقیقت هیچگاه وجدانمان راحت نخواهد شد! خداوند هادی همه ی باشد ان شاء الله.. یا علی |
|||
|
|
۲۲:۰۲, ۱۷/دی/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/دی/۹۱ ۲۲:۰۶ توسط حنین.)
شماره ارسال: #29
|
|||
|
|||
|
یا خدا،اینجا چه خبره،برادرای عزیز یه ذره آرومتر،قرار بود اینجا اندیشه ها بیدار شه نه برا هم شاخ بشین،مدیر کل محترم دشمن شناسی،شما دیگه چرا برادر عزیز،اگه قرار اینجوری برخورد کنید رک بگو آقا من صاحب سایتم دیگه نیا اینجا،این کاربر عزیز هم "یاقوت" بنده نمی گم همه حرف های شما درست اما شما هم خیلی از بحث خارج نشید،قرار بر اینه که اگر من نوعی راهم،اندیشه ام،عقیده ام در موضوعی اشتباه هست با بحث درست و عقلانی به راه صحیح هدایت شم نه خدای نکرده حس کنم بهم توهین میشه.
|
|||
|
|
۲۲:۱۴, ۱۷/دی/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/دی/۹۱ ۲۲:۱۷ توسط ELENOR.)
شماره ارسال: #30
|
|||
|
|||
نقل قول:یا خدا،اینجا چه خبره،برادرای عزیز یه ذره آرومتر،قرار بود اینجا اندیشه ها بیدار شه نه برا هم شاخ بشین،مدیر کل محترم دشمن شناسی،شما دیگه چرا برادر عزیز،اگه قرار اینجوری برخورد کنید رک بگو آقا من صاحب سایتم دیگه نیا اینجا،این کاربر عزیزکجای حرف من این پیغام رو رسوند؟؟؟ ایشون بحث این تایپک رو منحرف کردن ... مسائلی که مطرح میکنند ربطی به این تاپیک ندارد و من هم مثل همیشه تذکر دادم ... تاپیک جدیدی باز میکردند با موضع دلخواه خودشون و البته با رعایت اصل صحبت با سند نه اتهام ما هیچ وقت متعرضشون نمیشیم ... و صد البته در همان تاپیک هم ما نظرمان را خواهیم داد دوست گرامی |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| شبهات پیرامون فلسفه و عرفان | حسن.س. | 39 | 20,814 |
۱۸/اسفند/۹۲ ۲۳:۵۳ آخرین ارسال: حسن.س. |
|
| انتقاد آیت الله سیستانی از تدریس فلسفه و عرفان | داداش کایکو | 1 | 1,515 |
۱۷/آذر/۹۲ ۲۱:۱۶ آخرین ارسال: حسن.س. |
|
| در باب اثبات فلسفه و عرفان از روایات | morteza alavi | 61 | 30,959 |
۱۳/خرداد/۹۲ ۱۰:۰۸ آخرین ارسال: سید ابراهیم |
|
| آیا عرفان نظری و فلسفه پیش نیاز عرفان عملی و سیروسلوک است؟ | sajad0511 | 0 | 1,482 |
۱۰/اردیبهشت/۹۲ ۱۶:۱۷ آخرین ارسال: sajad0511 |
|











![[تصویر: emam-khomeini-erfan-1.jpg]](http://hokama.ir/wp-content/uploads/2012/11/emam-khomeini-erfan-1.jpg)


