|
تنها گناه نابخشودنی در درگاه الله تعالی
|
|
۲۳:۲۳, ۲۸/آذر/۹۲
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
ان الله لا یغفر ان یشرک به و یغفر ما دون ذلک لمن یشا و من یشرک بالله فقد افتری اثما عظیما
قطعا خداوند شرک را نمیبخشد و غیر از شرک را برای هر کسی که بخواهد خواهد بخشید و کسی که به خداوند یکتا شرک میورزد و کسی را با او موازنه میکند قطعا دروغی ساخته و گناه بزرگی مرتکب شده است سوره النسا ایه 48 سلام بر همه کاربران و دوستان محترم ! بنده طلبه سطح عالی حوزه علمیه هستم و افتخار دارم در این تالار مباحثی را خدمت عزیزان تقدیم کنم که ان شا الله تعالی مورد نیاز ایشان باشد و زمینه ترقی معرفتی همه ما را فراهم کند ... خداوند یکتا همان موجود بی همتایی که عالم وجود از ان اوست راه سعادت را بر بندگان خود مشخص نموده و بوسیله حجت نهان و حجت اشکار حجت خود بر بشر تمام کرده و هر گاه یکی از ایشان از روی خطا به گناهی الوده شود به او بشارت بخشایش داده حتی گناهان بزرگ نیز قابل بخشایش است ... تنها گناهی که خداوند صراحتا توبه را در مورد ان نمیپذیرد شرک بالله است که متاسفانه امروزه میان عوام شیعه بسیار دیده میشود و قابل اصلاح نیست ... امیدواریم خداوند یکتا ما را از این گناه نابخشودنی که هیچ گاه غضب الهی در مورد ان خاموش نمیگردد محفوظ بدارد و ما را روز به روز به توحید و توجه به سوی خود سوق دهد .... موفق باشید |
|||
|
| آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲۱:۵۱, ۲/دی/۹۲
شماره ارسال: #21
|
|||
|
|||
(۱/دی/۹۲ ۲۳:۲۱)aboutorab نوشته است: سلام بر اهل حق و حقيقت منظورم از ما همه مستبصرین شیعه هست که در چهار چوب بسته ای به نام مذهب نماندند و حقیقت مکتب توحیدی اهل البیت علیهم السلام خود تحقیق میکنند و روز به روز در جامعه در حال افزایش هستند که شما اسم ان ها را روشن فکر میگذارید ! ذهن بیمار ذهنی است که اصل دین را ورق پاره میخواند و به حق فرع ان را هم ادا نمیکند .... قرار نیست منحرفین مستقیم کسی را جای خدا بخوانند ولی وقتی توجه خود را به سوی مخلوق خدا میکنند و به جای خدا با او استغاثه میکنند و طلب حاجت میکنند و بیش از ان که به ذکر الله مشغول باشند ذکرهای دیگر بر زبان ان ها جاری هست و به جای ان که اولیای خدا را طنابی به سوی خدا قرار دهند ان ها را مقصد اصلی قرار دادند در این حال این همان شرک اکبر است منتها اسمش شرک نمیزارن !! شیعه واقعی اهل البیت علیهم السلام یعنی کسی که با تمام وجود توجه خود را به سمت الله ببرد و اهل البیت را ابزاری برای رسیدن و توجه بیشتر به الله قرار دهد که چنین مذهبی بر حق است نه کسی که به تقدیس بیش از حد ذوات مقدسه اهل البیت مشغول شده و از سیره ان ها برای عبودیت خدا غافل شده است ! توسل یعنی همه ذکر و توجه خود را ببری به سمت الله و بعد از اولیا نیز التماس دعا بطلبی که ان ها نیز برات دعا کنند همین ! نه اینکه از ائمه بخواهی حاجت بدهند و گمان کنی ان بزرگواران درد تو را دوا میکنند و به جای ذکر یا الله ذکر دیگری به زبان جاری سازی .. یک سوال که واقعا برایم جای تعجب است ؟؟؟؟ این تبری تبری که این قدر از ان دم میزنید فقط تبری از منکرین ولایت است ؟؟؟!!!!! یعنی مشرکین و غالیان و کافرین و اهل کتاب و دیگران نباید تبری کرد ؟؟؟؟ اگر باید کرد پس چرا تبری از ان ها را این قدر بزرگ نمیکنید و فقط تبری را شعار دشمنی به مخالفین ولایت قرار دادید ؟؟؟؟!!!!! تبری یک معنای کلی هست یعنی با دوست خدا دوست و با دشمن او دشمن باش ! حال وارد کردن مصادیق به عهده خداوند عالم الغیب و الشهاده هست نه من و شما ! در مورد خطی هم که با قرمز نوشتید شاید به جهل جساراتی شده باشد که حسابش با خداست و اگر توبه نکرده باشند و شفاعت نشوند بی شک ضرر میبینند ولی سایر مواردی که نوشتید صحت ندارد و فرضا بعضش داشته باشد خود به خود عاملان وارد بر مصداق تبری میشوند و اگر نبوده باشد هم وارد بر مصداق تولی ... بیشتر تحقیق کنید |
|||
|
|
۲۲:۱۲, ۲/دی/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/دی/۹۲ ۲۲:۱۶ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #22
|
|||
|
|||
|
آقای مقدس ملکوت منتظر اسم مدرستون هستیم
البته نیازی به معرفی خودتون نداریم دوست داریم با اساتید شما صحبت کنیم می خوام ببینم کدوم استاد چنین افکار منحرفی داره اما در مورد شرک که میگید اگر توسل به ائمه و تمسک به ولایت شرک است من خیلی بدجور مشرک هستم تازه رافضی هم هستم همان طور که برخی افراد لطف میکنن در پیام بهم این عنوان رو خطاب میکنن! شما اصلا دنبال بحث نیستید روشنفکر میدونید کیه؟ کسی که به حقیقت راز بزرگ هستی پی برده باشه اون راز اینه ولایت
|
|||
|
|
۲۲:۴۶, ۲/دی/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/دی/۹۲ ۲۲:۵۲ توسط عالم مقدس ملکوت.)
شماره ارسال: #23
|
|||
|
|||
(۲/دی/۹۲ ۲:۴۲)عبدالرحمن نوشته است: اول اینکه هنوز اسم مدرستون رو نگفتید [/font] وقتی حضرتعالی میفرمایید شرک بالله بخشیده میشه ولی منکر ولایت مخلوق خدا بخشیده نمیشه این یعنی چی ؟؟؟؟ این تعصبی کوری است که ناشی از غلو در محبت اهل البیت علیهم السلام و غافل ماندن از عظمت الله تعالی هست .... ولایت حجه الله از نظر این که در راستای ولایت خداست شکی نیست ... من یطع الرسول فقداطاع الله ... ولی این که دائره خصوصیات ولایی هر دو یکی باشند این عقیده ای زشت وناپسند است ! زیرا ولایت الله تعالی اصلا قابل مقایسه با ولایت مخلوق او نیست ....ولایتی که در امور هدایت به انبیا و اهل البیت علیهم السلام واگذار شده عرضی برای کرنش در برابر ولایت الله است که ولایت او با هیچ چیزی قابل مقایسه نیست ... اینکه دکتر شریعتی اعلی الله مقامه فهم اسلام داشتند یا نداشتند کار من و شما نیست زیرا امروزه ما شا الله همه اسلام شناس شدند ! و اسلام شناسی دیگری را میکوبند ...حرف های دکتر کاملا واضح بود و بوسیه ایشان هزار هزار نفر دست از غلو و تعصب برداشتند و مستبصر شدند ... این که عیسی علیه السلام کلمه خدا خوانده شده هیچ ربطی به طریقت اشتباه و افراطی شیعه در محبت اهل البیت علیهم السلام ندارد ... بله کلمه خدا از همه کلمات برتر است و بی شک محمد و ال محمد علیهم السلام کلمات خدا هستندکه ایمان به سیره و ولایت ایشان در هدایت بر خلق واجب است ... در مورد تحمل نداشتن در غلویات نه من بلکه هر انسانی که دست از تعصب شسته هرگز برایش قابل قبول نیست مگر ان که حد و حدودی برای ان در کلام الله مشخص باشد ... غالیان احادیث و روایات در تاریخ کم نبودند که مورد لعن اهل البیت علیهم السلام واقع شدند ... من نمیدانم واقعا تحصیلات جنابعالی چیست که از شهودیات شخصی که هیچ امتیازی در استدلال ندارد دلیل میاورید !! اولا در مورد عرفان و این قضایاکه الی ما شا الله بحث و اختلاف است ! بعدش هم خواب و مکاشفه و این چیزها بر محقق حجت نیست مگر این که بر خودش اتفاق بی افتد که برخودش حجت میشود همین .... برای من حالت اقای خوئی رخ نداده که بخوام چیزی قبول کنم ! در مورد اقای قاضی هم حرف زیاده نمیدانم چرا همین یک نفر این قدر براش این چیزها نقل میکنند ! امام حسین علیه السلام همه کاره عالم هستند ؟؟؟؟؟!!!!!استغفر الله و نعوذ بالله ! یعنی خدایی که از رگ گردن نزدیک تر است و میگوید مرا بخوانیدکه نزدیکم و برای شما کافی هستم بازنشسته شده و امام حسین را همه کاره عالم کرده؟؟؟؟!!!!!! اونم امام حسین علیه السلام که روح مقدس ان حضرت اکنون در عالم بالاهست ؟؟!!!!! بر فرض ان چه در مورد اهل البیت بوسیله احادیث غالیان معتقدهستید صحیح باشد ! ولی شما به عنوان عبد الله وظیفه نداری که غرق در ذات ان بزرگواران شوی و دچار شرک و توهم گردی ... تو را وظیفه کرده اند همه توجه خود را به سمت واجب الوجود عالم هستی ببری و او را بخوانی .... بر فرض بغال سر کوچه هم بتونه مشکل گشایی کنه ولی وظیفه ما این است در خانه چه کسی بریم جز ان که خالق همگان است؟؟؟؟؟ خود امیر المومنین علیه السلام دائما از خوف چه کسی در نخلستان های کوفه غش میکرد ؟؟؟؟ توجه ان حضرت به کدام سو بود ؟؟؟ شمشیرش که مانندی نداشت گردن چه کسانی را زد ؟؟؟ خداوند این موجودات عظیم الشان را افریده که تو با اندک توجهی به مقام ان بزرگواران پی به سیره ان ها در عبودیت الهی ببری و برای توجه به سوی خالق خود از مسیر و شیوه ان ها استفاده کنی .... هداکم الله قبل موتکم و الی الله تصیر الامور و الله احکم الحاکمین [font=Times New Roman] |
|||
|
|
۲۳:۱۰, ۲/دی/۹۲
شماره ارسال: #24
|
|||
|
|||
(۲/دی/۹۲ ۲۱:۵۱)عالم مقدس ملکوت نوشته است:اولاً مگر شما اهل حق نيستيد كه جواب سلامم را نمي دهيد ؟ در ثاني همانطور كه قبلاً گفته بودم شما استاد بازي با كلمات هستيد و بنده عادت نكردم و اصلاً بازي با كلمات را نمي دانم ، پس بهتره براي من خلاصه و ساده بنويسي تا بهتر بتوانم پاسختان را بگويم و .... منظورم از ما همه مستبصرین شیعه هست که در چهار چوب بسته ای به نام مذهب نماندند و حقیقت مکتب توحیدی اهل البیت علیهم السلام خود تحقیق میکنند و روز به روز در جامعه در حال افزایش هستند که شما اسم ان ها را روشن فکر میگذارید ! و اما در پاسخ مطالبي كه نوشتيد : يعني الان خود را روشنفكر مي دانيد و كساني كه مثل شما تفكر و انديشه ندارند را .... شما به حقيقت مكتب توحيدي اهل بيت عليهم السلام دست يافتيد و بسياري از علماي بزرگ جهان كه الحمدلله تعدادشون هم كم نيست و خدا به طول عمرشان بيافزايد ان شاءالله هنوز به اون مكتب شما نرسيده اند ؟ ميشه لطف بفرماييد البته اگر مقلد هستيد از كداميك از مراجع پيروي و تقليد مي نماييد ؟ راستي اون سوال قبل من را بي پاسخ گذاشتيد ، كدام حوزه درس مي خوانيد؟ يا تدريس مي كنيد ؟ ذهن بیمار ذهنی است که اصل دین را ورق پاره میخواند و به حق فرع ان را هم ادا نمیکند .... شما اصل دين را قرآن ميدانيد قبول ما هم قرآن مي دانيم ولي با يك شرط قرآني كه تفسير به راي نشود قرآن كتابي است آسماني كه بدون داشتن معلم دسترسي به آن غيرقابل امكان مي باشد .و باز تاكيد مي كنم قرآن بي ولايت كاغذ پاره اي بيش نيست و برعكس و اما درباره قسمت دوم فرمايشتان حق آن را ادا نمي كنم . چه كنم . نه تنها من . تا كنون كسي نتوانسته حق مولاي غريبمان را ادا كند و در طول دوران هميشه مولاي غريب از حق خود براي برجاي ماندن حق خداي متعال گذشتند و سكوت نموده تا وقتش ان شاءالله ... قرار نیست منحرفین مستقیم کسی را جای خدا بخوانند ولی وقتی توجه خود را به سوی مخلوق خدا میکنند و به جای خدا با او استغاثه میکنند و طلب حاجت میکنند و بیش از ان که به ذکر الله مشغول باشند ذکرهای دیگر بر زبان ان ها جاری هست و به جای ان که اولیای خدا را طنابی به سوی خدا قرار دهند ان ها را مقصد اصلی قرار دادند در این حال این همان شرک اکبر است منتها اسمش شرک نمیزارن !! اين نوع برداشت از اعمال ديگران يك برداشت مفت و بي اساس است و هيچ عقل سليمي نه چنين افكاري دارد نه چنين عمل مي نمايد حال شما از اعمال برخي چنين برداشت نموده ايد ميل خودتان پس به نظر شما توسل به ائمه معصومين عليهم السلام جاي اشكال است و واسطه قرار دادن اولياي خداوند را با خداوند نوعي شرك مي دانيد . اگر اينطور هست منم مشركم اصلاً من كيم نعوذ بالله همه انبياي الهي مشركند آدم عليه السلام نوح عليه السلام سليمان عليه السلام جبرائيل و وووووشیعه واقعی اهل البیت علیهم السلام یعنی کسی که با تمام وجود توجه خود را به سمت الله ببرد و اهل البیت را ابزاری برای رسیدن و توجه بیشتر به الله قرار دهد که چنین مذهبی بر حق است نه کسی که به تقدیس بیش از حد ذوات مقدسه اهل البیت مشغول شده و از سیره ان ها برای عبودیت خدا غافل شده است ! چرا در مورد برخي چنين برداشتي داريد . و از كجا ميدانيد كه چنين مي كنند . يا اصلاً بهتر بگم اينكه گفتي بيش از حد آيا شما حد تقديس اهلبيت عليهم السلام را مي دانيد كه احياناً ما بيش از آن نگوييم تا مرتكب شرك قرار نگيريم . توسل یعنی همه ذکر و توجه خود را ببری به سمت الله و بعد از اولیا نیز التماس دعا بطلبی که ان ها نیز برات دعا کنند همین ! نه اینکه از ائمه بخواهی حاجت بدهند و گمان کنی ان بزرگواران درد تو را دوا میکنند و به جای ذکر یا الله ذکر دیگری به زبان جاری سازی .. عجب ! پس برداشت تان اينطور است از توسلي كه مردم دارند . شايد برخي عوام چنين فكر كنند كه البته بعيد مي دانم ولي همه مي دانند كه اهلبيت عليهم السلام هر عملي را انجام دادند به اذن پروردگار جهانيان بوده و بس و اگر هم طلب حاجت مي نمايند يعني امام و معصوم و امازاده را واسطه قرار داده اند نه مستقيم از او بخواهند . شايد شما بتوانيد مستقيم با خدا در تماس باشيد ولي من نحوه درست خواستن نمي دانم و بدين سبب با واسطه از خدا طلب حاجت مي نمايم . يا علي جان مددي مولا یک سوال که واقعا برایم جای تعجب است ؟؟؟؟ این تبری تبری که این قدر از ان دم میزنید فقط تبری از منکرین ولایت است ؟؟؟!!!!! یعنی مشرکین و غالیان و کافرین و اهل کتاب و دیگران نباید تبری کرد ؟؟؟؟ اگر باید کرد پس چرا تبری از ان ها را این قدر بزرگ نمیکنید و فقط تبری را شعار دشمنی به مخالفین ولایت قرار دادید ؟؟؟؟!!!!! سوال شما تعجبي ندارد . جواب سوالتان در سوال شما ست مشرکین و غالیان و کافرین و اهل کتاب = مخالفین ولایت فقط غاليان من متوجه نمي شوم منظورتان ؟ مثالي بزنيد لطفاً تبری یک معنای کلی هست یعنی با دوست خدا دوست و با دشمن او دشمن باش ! احسنت حال وارد کردن مصادیق به عهده خداوند عالم الغیب و الشهاده هست نه من و شما ! شما خودتون به زحمت نندازيد من به نيابت از شما مي گويم اللهم العن جبت والطاغوت در مورد خطی هم که با قرمز نوشتید شاید به جهل جساراتی شده باشد که حسابش با خداست و اگر توبه نکرده باشند و شفاعت نشوند بی شک ضرر میبینند ولی سایر مواردی که نوشتید صحت ندارد و فرضا بعضش داشته باشد خود به خود عاملان وارد بر مصداق تبری میشوند و اگر نبوده باشد هم وارد بر مصداق تولی ... بیشتر تحقیق کنید جهل " مگر خر بودند با عرض پوزش از آقاي خر ، غدير خم نبودند - ليله المبيت نبودند - يوم الدار نبودند - سلام رسول الله هرروز دم درب خانه را نشنيده بودند - و هزاران دليل و آيه ديگر باز جهل ، غلط كردند . ضرر مي بينند نه بابا ، اينا اگه نباشند ما از سرما تو جهنم يخ مي بنديم . و اما درباره تولي چشم حتماً . اصلاً مدتي هست كه كارم شده تحقيق درباره فضايل مولاي غريبم كه سر از تبري درآوردم . وقتي كه هر چه بيشتر مي فهمم كه امامان و معصومين عليهم السلام ما چه بزرگواراني بودند پي به قصاوت و كفر و حرامزاده گي دشمنان اهلبيت عليهم السلام مي برم و تبري از اين افراد گل مي كند |
|||
|
|
۲۳:۱۲, ۲/دی/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/دی/۹۲ ۲۳:۱۴ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #25
|
|||
|
|||
نقل قول: خسته نباشید! من گفتم اگر طرف توبه کرد بخشیده میشه در هر دو مورد اگر شخص توبه نکنه جاش توی آتشه شما توبه میدانید چیست!!؟ نقل قول: شما فکر کنید من غلو میکنم نقل قول: من گفتم ولایت ولی الله اعطا شدس زشته؟ خیر جالبه شما برای خودتون نتیجه میگیرید و محکوم هم میکنید!!!!!!!!!!!! نقل قول: ام يحسدون الناس علي ما آتاهم الله من فضله فقد آتينا آل ابراهيم الكتاب والحكمه وآتيناهم ملكا عظيما در فضل و مقام اهل بیت حسد نورزید که از طرف خداست نقل قول:ام يحسدون الناس علي ما آتاهم الله من فضله فقد آتينا آل ابراهيم الكتاب والحكمه وآتيناهم ملكا عظيما در ضمن من بی سواد بی سوادم! نقل قول: خوب شد نگفتید ایشون هیچ کاری از دستشون برنمیاد! نقل قول: اهل بیت سر کوچه نیستند! اهل بیت در آن خانه هستند کسی وارد آن خانه نمیشود مگر از در آن نقل قول: کلا شما صفر و یکی هستید!!! این مقامات اهل بیت از بندگی عالی اهل بیت است حقیقتا بیشتر به عمق این آیه پی بردم!!! و ننزل من القرآن ما هو شفاء و رحمه للمومنين و لا يزيد الظالمين الا خسارا |
|||
|
|
۲۳:۳۱, ۲/دی/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/دی/۹۲ ۰:۳۲ توسط حسن.س..)
شماره ارسال: #26
|
|||
|
|||
|
بگذارید یک حدیث از کتاب من لا یحضره که کتب اربعه ماست بیاورم تا این جناب مرغ باغ ملکوت بفهمد که پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) درباره این آیه چه فرمودند:
امير المؤمنين على بن ابى طالب (علیه السلام) براى ما حديث فرمود:..... از حبيبم رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) شنيدم كه مي فرمود: اگر مؤمن در حالى از دنيا خارج شود كه گناهانى بمانند گناهان اهل زمين را با خود داشته باشد، هر آينه مرگ كفّاره آن گناهان خواهد بود، سپس فرمود: كسى كه از سر اخلاص بگويد:«لا اله الّا اللَّه» او از شرك منزّهست، و كسى كه بحالى از دنيا خارج شود كه چيزى را شريك خدا نسازد، به بهشت داخل خواهد شد، سپس اين آيه را تلاوت فرمود: إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ يَشاءُ
ايشان از شيعيان و دوستان تواند، يا علىّ، أمير المؤمنين(علیه السلام) فرمود: پس گفتم: يا رسول اللَّه، اين امتياز براى شيعه منست؟ فرمود: آرى، به پروردگارم قسم اين براى شيعه تو است، و ايشان بروز قيامت در حالى از قبرهاشان خارج ميشوند كه ميگويند:لا إله إلّا اللَّه، محمّد رسول اللَّه، علىّ بن ابى طالب حجّة اللَّه، پس حلّه هائى سبز از بهشت، و پيشانى بندهاى مرصّع بجواهرى از بهشت، و تاجها از بهشت، و اشتران نيرومند سبكخيزى از بهشت براى ايشان مىآورند، و در اين حال هر يك از ايشان را حلّهاى سبز بپوشانند و تاج سلطنت و پيشانى بند كرامت بر سر او همى گذارند، و آنگاه بر آن اشتران سوار ميشوند تا ايشان را بسوى بهشت پرواز ميدهند، و«فزع اكبر» ايشان را محزون نميسازد، و فرشتگان به استقبال ايشان مى آيند و مي گويند: اين، همان روزيست كه شما را وعده مي دادند. به عبارتی این آیه و حدیث ذیل آن می فرماید غیر شیعیان به نوعی درگیر شرک هستند.چرا؟ زیرا اینان به شکلی به انسان های غیر معصوم که در صدر اسلام غصب ولایت کردند، پناهنده شدند و از کسانی که حرف و عملشان عین خواسته ی خداوند بود، روی برگرداند....
سعيد اعرج گويد: من و سليمان بن خالد خدمت امام صادق (علیه السلام) رسيديم، حضرت آغاز سخن نمود و فرمود: اى سليمان هر امرى كه از امير المؤمنين (علیه السلام) رسيده بايد اخذ شود و از هر چه نهى فرموده بايد ترك شود، براى او همان فضيلت است كه براى رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است و رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را بر تمام مخلوق خدا فضيلت است، كسى كه نسبت بچيزى از احكام او عيب گيرد مانند كسيست كه بر رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) عيب گرفته است و هر كه او را در امرى كوچك يا بزرگ رد كند در مرز شرك بخداست. امير المؤمنين (علیه السلام) دريست كه از غير آن بخدا نتوان رسيد و راه بسوى خداست كه هر كه جز آن پويد هلاك شود و همچنين است مقام ائمه (علیه السلام) يكى پس از ديگرى، خدا ايشان را اركان زمين قرار داد تا أهلش را نجنباند، و حجت رساى خويش نمود بر كسانى كه روى زمين و زير خاكند و امير المؤمنين (علیه السلام) فرمود: من از طرف خدا قسمت كننده ميان بهشت و دوزخم ....
امام صادق عليه السلام راجع بقول خداى تعالى: «بتو و كسانى كه پيش از تو بودهاند، وحى شد كه: اگر شرك آورى عملت تباه مىشود- 65 سوره 39-» فرمود: يعنى اگر در امر ولايت ديگرى را شريك گردانى «بلكه خدا را عبادت كن و از شكرگزاران باش 66 سوره 39-» يعنى بلكه خدا را با اطاعت عبادت كن و از شكرگزاران باش، كه برادر و پسر عمت را ياور تو ساختم.
اصبغ بن نباته از امير المؤمنين عليه السلام راجع بقول خداى تعالى: «مرا و پدر و مادرت را سپاسگزارى كن و سرانجام بسوى منست- 14 سوره 31-» پرسيد، حضرت فرمود: پدر و مادرى كه خدا سپاسگزارى ايشان را واجب كرده، آنهايند كه علم از آنها تراوش كند و حكمت را (پس از مرگ خود) بارث گذارند و مردم باطاعتشان مأمورند. و خدا پس از آن فرمايد: «سرانجام بسوى منست» سرانجام بندگان بسوى خداست و راهنمايش همان پدر و مادر هستند. سپس خدا روى سخن را متوجه پسر حنتمه و رفيقش نموده (يعنى عمر و ابو بكر، زيرا حنتمه نام مادر عمر است) و نسبت بخاص و عام (پيغمبر و ساير مردم) فرموده است: «و اگر با تو ستيزه كنند كه بمن شرك آورى» يعنى از پيش خود در باره وصایت سخنى گوئى و از آنكه دستور اطاعتش دارى برگردى از آنها فرمان مبر و سخنشان را مشنو.....
ابو سعيد غانم هندى گويد: من در يكى از شهرهاى هندوستان كه بكشمير داخله معروفست بودم و رفقائى داشتم كه كرسىنشين دست راست سلطان بودند، آنها 40 مرد بودند، همگى چهار كتاب معروف: تورات، انجيل، زبور، صحف ابراهيم را مطالعه ميكردند، من و آنها ميان مردم قضاوت ميكرديم و مسائل دينشان را بآنها تعليم نموده، راجع بحلال و حرامشان فتوى ميداديم و خود سلطان و مردم ديگر، در اين امور بما رو مىآوردند، روزى نام رسول خدا را مطرح كرديم و گفتيم: اين پيغمبرى كه نامش در كتب است، ما از وضعش اطلاع نداريم، لازمست در اين باره جستجو كنيم و دنبالش برويم، همگى رأى دادند و توافق كردند كه من بيرون روم و در جستجوى اين امر باشم، لذا من از كشمير بيرون آمدم و پول بسيارى همراه داشتم، 12 ماه راه رفتم تا نزديك كابل رسيدم، مردمى ترك سر راه بر من گرفتند و پولم را بردند و جراحات سختى بمن زدند و بشهر كابلم بردند. سلطان آنجا چون گزارش مرا دانست، بشهر بلخم فرستاد و سلطان آنجا در آن زمان، داود بن عباس بن ابى اسود بود، در باره من باو خبر دادند كه: من از هندوستان بجستجوى دين بيرون آمده و زبان فارسى را آموختهام و با فقهاء و متكلمين مباحثه كردهام.داود بن عباس دنبالم فرستاد و مرا در مجلس خود احضار كرد: و دانشمندان را گرد آورد تا با من مباحثه كنند، من بآنها گفتم: من از شهر خود خارج شده، در جستجوى پيغمبرى ميباشم كه نامش را در كتابها ديدهام. گفتند: او كيست و نامش چيست؟ گفتم: محمد است. گفتند: او پيغمبر ماست كه تو در جستجويش هستى، سپس شرايع او را از آنها پرسيدم، آنها مرا آگاه ساختند.بآنها گفتم: من ميدانم كه محمد پيغمبر است ولى نميدانم او همين كسى است كه شما معرفيش ميكنيد يا نه؟ شما محل او را بمن نشان دهيد تا نزدش روم و از نشانهها و دليلهائى كه ميدانم از او بپرسم، اگر همان كسى بود كه او را ميجويم باو ايمان آورم. گفتند: او وفات كرده است صلّى اللَّه عليه و آله. گفتم: جانشين و وصى او كيست؟ گفتند: ابو بكر است. گفتم: اين كه كنيه او است، نامش را بگوئيد، گفتند: عبد اللَّه ابن عثمان است و او را بقريش منسوب ساختند. گفتم: نسب پيغمبر خود محمد را برايم بگوئيد، آنها نسب او را گفتند، گفتم: اين شخص، آن كه من ميجويم نيست. آن كه من در طلبش هستم، جانشين او، برادر دينى او و پسر عموى نسبى او و شوهر دختر او و پدر فرزندان (نوادهگان) اوست، و آن پيغمبر را در روى زمين، نسلى جز فرزندان مرديكه خليفه اوست نميباشد، ناگاه همه بر من تاختند و گفتند: اى امير! اين مرد از شرك بيرون آمده و بسوى كفر رفته و خون او حلال است.من بآنها گفتم: اى مردم! من براى خود دينى دارم كه بآن گرويدهام و تا محكمتر از آن را نيابم از آن دست برندارم، من اوصاف اين مرد را در كتابهائى كه خدا بر پيغمبرانش نازل كرده ديدهام و از كشور هندوستان و عزتى كه در آنجا داشتم بيرون آمده در جستجوى او برآمدم، و چون از پيغمبرى كه شما برايم ذكر نموديد تجسس كردم، ديدم او آن پيغمبرى كه در كتابها معرفى كردهاند نيست، از من دست برداريد.حاكم آنجا نزد مردى فرستاد كه نامش حسين بن اشكيب بود و او را حاضر كرد، آنگاه باو گفت با اين مرد هندى مباحثه كن. حسين گفت: خدا اصلاحت كند. در اين مجلس فقها و دانشمندانى هستند كه براى مباحثه با او، از من داناتر و بيناترند، گفت: هر چه من ميگويم بپذير، با او در خلوت مباحثه كن و باو مهربانى نما.پس از آنكه با حسين بن اشكيب گفتگو كردم، گفت: كسى را كه تو در جستجويش هستى همان پيغمبريست كه اينها معرفى كردند، ولى موضوع جانشينش چنان كه اينها گفتند نيست. اين پيغمبر نامش محمد ابن عبد اللَّه بن عبد المطلب است و وصى و جانشين او على بن ابى طالب بن عبد المطلب، شوهر فاطمه دختر محمد و پدر حسن و حسين نوادهگان محمد ميباشد.غانم ابو سعيد گويد: من گفتم: اللَّه اكبر اينست كسى كه من در جستجويش هستم، سپس بسوى داود بن عباس بازگشتم و گفتم: اى امير: آنچه را ميجستم پيدا كردم. و من گواهى دهم كه معبودى جز خدا نيست و محمد رسول اوست، او با من خوشرفتارى و احسان كرد و بحسين گفت: از او دلجوئى كن.من بسوى او رفتم و با او انس گرفتم، او هم نماز و روزه و فرائضى را كه مورد نيازم بود، بمن تعليم نمود باو گفتم، ما در كتابهاى خود ميخوانيم كه محمد صلّى اللَّه عليه و آله آخرين پيغمبران بوده و پس از او پيغمبرى نيايد و امر رهبرى بعد از او با وصى و وارث و جانشين بعد از اوست، سپس با وصى پس از وصى ديگر و فرمان خدا همواره در نسل ايشان جاريست تا دنيا تمام شود. پس وصى وصى محمد كيست؟ گفت: حسن و بعد از او حسين فرزندان محمد صلّى اللَّه عليه و آلهاند، آنگاه امر وصيت را كشيد تا بصاحب الزمان عليه السلام رسيد، سپس از آنچه پيش آمده (غيبت امام و ستمهاى بنى عباس) مرا آگاه ساخت. از آن زمان من مقصودى جز جستجوى ناحيه صاحب الزمان را نداشتم.عامرى گويد: سپس او بقم آمد و در سال 264 همراه اصحاب ما (شيعيان) شد .... ![]() |
|||
|
|
۲۲:۰۷, ۳/دی/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/دی/۹۲ ۲۲:۱۰ توسط عالم مقدس ملکوت.)
شماره ارسال: #27
|
|||
|
|||
(۲/دی/۹۲ ۲۳:۳۱)حسن.س. نوشته است: بگذارید یک حدیث از کتاب من لا یحضره که کتب اربعه ماست بیاورم تا این جناب مرغ باغ ملکوت بفهمد که پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) درباره این آیه چه فرمودند: السلام علیکم و رحمه الله ... جناب عبد الرحمن عزیز که با جملات مختصر و الهام بخش خود !! سعی کردند ما را مستبصر سازند خب حرفی با ایشان دیگر نیست : لکم دینکم ولی الدین جناب حسن خان !! اولا بنده مرغ باغ ملکوت اسم مستعارم در فضای مجازی نیست بلکه [color=#ff0000]عالم مقدس ملکوت هست لذا رعایت ادب در مناظره از احکام اصلی هست .... اولین روایتی که اوردید بر فرض صحت که واقعا چنین حدیثی از ناحیه امیر المومنین علیه السلام به نقل از وجود مقدس رسول الله صلی الله علیه و اله صادر شده باشد هیچ خلاف ادعایی را بر خلاف مطلب پست بنده ثابت نمیکند بلکه دقیقا و بلعکس مطلب بنده را تاکید میکند .... ظاهرا شما دوست عزیز و بزرگوارم این مطلب را کپی پیست کردید از جایی و توجه به مضامین ان نکرده اید که حضرت در این حدیث میفرماید : كسى كه بحالى از دنيا خارج شود كه چيزى را شريك خدا نسازد ! و این همان مدعای ماست که شرک بخشیده نمیشود و شرط ورود به بهشت مبری بودن از شرک اکبر است... و اما راجع به شیعه بودن !! واقعا جالبه یعنی شما فکر کردید مراد حضرت رسول اکرم از شیعه ، جماعت عزیز شیعیان صفویه امروزی هستند که تقریبا اگر نگوییم ۱۸۰ درجه بلکه ۱۵۰ درجه با مکتب و دستورات اهل البیت علیهم السلام به دور هستند ؟؟؟؟ یعنی منظور حضرت شیعیان ظاهری به اسم هست ؟؟؟؟؟ شیعه بودن به اسم و رسم نیست بلکه به پیروی و تبعیت از سیره است که متاسفانه کمتر کسی شیعه واقعی اهل البیت علیهم السلام در این زمینه است .... لذا ممکن است یک سنی مذهب شیعه واقعی علی علیه السلام باشد و از سیره ان بزرگوار در عبودیت الله تعالی تبعیت کرده باشد و بلعکس یک شیعه نمای امروزی که تا ۱۲ شب سینه و بزن و بکوب میکنه و نماز صبحش یا قضا میشه یا کله ملقی میشه فرسنگ ها از مصداق شیعه علی بودن به دور باشد ..... لذا هر جا در روایات کلمه شیعه امده شما گمان نکن منظور مذهب خاصی هست که اسم را گرو گرفته باشند بلکه ملاک تبعیت است .... چون اسلام و معرفت وجود مقدس حضرت امیر المومنین علی بن ابی طالب سلام الله علیه از همه اهل اسلام برتر است لذا حضرت رسول برای شیعه واقعی ایشان که پا جای ایشان بگذارد چنین مقامات بلندی را در نظر گرفته اند و مطمئن باشید مرادشان شیعه نمایان ظاهری نیست ! در مورد حدیث اصول کافی جلد ۲۰۸ که نقل کردید بر فرض صحت حدیث اولا یکی از شرایط صحت و قبول حدیث مطابقت با مبانی کلیه هست ... و در این حدیث فضیلت امیر المومنین مساوی با فضیلت رسول خدا قرار داده شده !! و این از مبانی اصلیه شیعه و سنی به دور است که همه اجماع دارند هیچ کس حتی ائمه اطهار علیهم السلام در مقام فضیلت و برتری به وجود اقدس رسول الله صلی الله علیه و اله نمیرسند و حتی وقتی راوی از امیر المومنین علیه السلام سوال کرد شما فضیلت بیشتری داری یا پیامبر ؟؟ ان حضرت به خشم در امد و فریاد زدند ساکت شو ! انا عبدی من عبید محمد ! من بنده ای از بندگان کوچک محمد هستم..... حال اگر از این قضیه کوتاه بیاییم باید عرض کنم بنده بیش از این گفتم مراد ایه الهی شرک اکبر است نه شرک اصغر و تعریف شرک اکبر کاملا واضح و مشخص است و شرکی که در این روایت گفته شده است ملحق به سایر گناهان و شرک اصغر است و اما حدیث اصول کافی جلد دوم صفحه ۳۰۱ این حدیث کاملا مردود و باطل است زیرا رجال ان مورد اشکال است و جناب حکم بن بهلول از از راویان دسته اول نیست و این حدیث از مردی مجهول الهویه که حتی اسمش را هم نیاورده نقل کرده !!!!!!! لذا این حدیث نزد علما بر دیوار زده میشه در مورد حدیث اصول کافی جلد دوم صفحه ۳۰۳ این روایت عجیب که تفسیری عجیب تر دارد! به ۸ واسطه به اصبغ بن نباته نسبت داده شده که متاسفانه این حدیث مردود و باطل و قابل پذیرفتن نیست زیرا در ان راویان ضعیف است از جمله : معلی بن محمد : رجال ابن داوود در مورد ان مینویسد : مظطرب الحدیث و المذهب !! و یروی عن الضعفا !!! همچنین همین سخن را رجال علامه حلی در صفحه ۲۵۹ مینویسد جالب ان است که رجال نجاشی نیز در مورد او چنین میگوید ! و اما حدیث یا داستان اخری که نقل کردید گرچه مضمون ان صحیح است ولی اولا که در بیان مطلب و ادعای ما نیست ! ثانیا از نظر رجالی کمی قابل تامل است زیرا در متن سند ان امده : عن غیر واحد من اصحبنا ! و مشخص نکرده که او کیست لذا نمیتواند سندی برای اقامه عقیده قرار گیرد .... در اخر عرض میکنم از نظر منطقی چیزی میتواند مصدر اقامه عقائد قرار بگیرد که یا مستقیم از کلام الله باشد یا حدیث اجماعی همه مذاهب اسلامی باشد یا اون دسته از احادیث شیعه که تواتر داشته باشد و کوچکترین نقصی نداشته باشد تا بر محقق ثابت شود چنین حدیثی از ناحیه امام معصوم نقل شده است .... ان شا الله مستبصر شوید الله اعلم |
|||
|
۲۲:۲۲, ۳/دی/۹۲
شماره ارسال: #28
|
|||
|
|||
|
جناب عالم مقدس
نظرتون در مورد این عقاید من چیه؟ میشه دربارش توضیح بدید؟ من میگم که هر كه اراده رسیدن به خدا كند از اهل بیت شروع میکنه و کسی كه خدا را به وحدانیت بشناسه از اهل بیت میپذیره و هر كه قصد خدا بکنه به اهل بیت رو میکنه من میگم منکر اهل بیت کافره و محارب با اهل بیت مشرکه و هر کس اهل بیت رو رد کرد جاش ته جهنمه من میگم اهل بیت محل شناخت خدا هستند راستی فرشتگان در شب قدر بر چه کسی فرود می آیند ، چکار میکنند ؟ |
|||
|
|
۰:۳۹, ۴/دی/۹۲
شماره ارسال: #29
|
|||
|
|||
(۳/دی/۹۲ ۲۲:۲۲)عبدالرحمن نوشته است: جناب عالم مقدس جناب ! حالا که بعد این همه گفت و گو حاضر نیستید از تعصبات خود قدمی پایین بگذارید و سخن حق بپذیرید و متذکر شوید خواهشا اتمام جدل کنید زیرا من فقط وظیفه داشتم کمی شما را متذکر کنم و این تذکر در راستای اطاعت از اهل البیت علیهم السلام بوده ... حال که شما خصمانه با بنده برخورد میکنید حرفی نیست قران میفرماید : فذکر انما انت مذکر لست علیهم بمصیطر ! جملاتی که ذکر کردید واقع در زیارت جامعه کبیره منقول از امام دهم علیه السلام هست که من جز یکی دو فراز از این زیارت بقیه اش را اشکال نمیدانم گرچه از درک کثیری از ان عاجز هستم ! هرکه خدا را بخواهد بشناسد نخست از انبیای الهی شروع میکند که منادیان توحید بودند و سپس از ثقل اکبر یعنی کلام الله که کلام مستقیم باری تعالی هست و برای الگو پذیری و تفسیر و تبیین بایستی به پیامبر صلی الله علیه و اله و در غیاب ایشان به اهل البیت علیهم السلام رجوع کند زیرا ان عزیزان تنها کسانی بودند که تبعیت کامل از کلام الله کردند و در نتیجه مظهر کلام الله هستند .... در مورد این که فرشتگان شب قدر بر کی نازل میشوند کلام الله میفرماید برای هر امر و تقدیری نازل میشوند و از بعض روایات سند الصحیح بدست می اید که بر حجت الهی در زمانه نازل میشوند و تقدیر بندگان را به اطلاع او میرسانند .... علی کل حال در این گونه قضایا نمیتوان نظر داد چون هیچ کس جز الله تعالی اطلاعی ندارد و همه از درک این قضایا عاجزند ... الله اعلم |
|||
|
۱:۲۷, ۴/دی/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۴/دی/۹۲ ۱۴:۰۱ توسط حسن.س..)
شماره ارسال: #30
|
|||
|
|||
(۳/دی/۹۲ ۲۲:۰۷)عالم مقدس ملکوت نوشته است: شما الان چیزی به نام مرغ باغ ملکوت در نوشته من می بینید!!! (۳/دی/۹۲ ۲۲:۰۷)عالم مقدس ملکوت نوشته است: بنده مگر گفتم این شامل هر شیعه می شود که دارید برای خودتان تحلیل می دهید. عادت دارید هر چیزی را به چیز دیگر ربط بدهید؟ لفظ شیعه هم در آن روایت از روز روشن تر است که منظور پیروان علی ع هستند و آن هایی که او را جانشین بلافصل حضرت رسول ص می دانند. دیگر اینجا را نمی توانید انکار کنید. این لفظ هزاران بار در احادیث ما با این مضمون به کار رفته است. هر سنی که ایشان را امام بلا فصل نداند و عمر و ابوبکر که در صدها روایت ما .... شده اند را تایید نماید به حقیقت از مذهب تشیع خارج است و اصلا این جای بحث ندارد و روشن است.
الحمدالله الذی جعلنا من متمسکین بولایه علی ابن ابی طالب و ائمه الهدی عبلاخره نتوانستید این حدیث را رد کنید؟ قبول کنید که حدیث دارد می گوید که تنها کسانی که شرک نمی ورزند فقط شیعیان هستند و مثل اینکه شما متاسفانه با بهانه گیری نمی توانید حرف معصوم ع را قبول نمایید. یک آیه آوردید و خواستید شیعیان را محکوم کنید که اتفاقا حدیث بر خلاف سخن شما را گفت.پس باید گفت: (۳/دی/۹۲ ۲۲:۰۷)عالم مقدس ملکوت نوشته است: لطفا یک بار دیگر متن حدیث را بخوانید؛ حدیث می فرماید هر فضیلت که من دارم علی ع هم دارد و اصلا سخنی از بالا یا پایین بودن نمی کند. اگر متن روایت را بخوانید تصریح دارد: ...رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را بر تمام مخلوق خدا فضيلت است.... من نمی دانم شما چگونه ادعا دارید طلبه عالی حوزه هستید؟ فکر می کنید شیعیان اینقدر بی سواد هستند که نمی دانند نور پیامبر ص و ائمه ع واحد است (کلکم نور الواحد)؛ خیال کردید با این حرف ها کسی مسیرش را عوض می کند یا بر عکس با دیدن دوباره احادیث دلشان آرام می شود. بنا به آیه قرآن علی ع نفس پیغمبر ص است و عبد بودن در اینجا نشان از فانی شدن وجود مولا ع در وجود پیامبر ص است که در روایات شیعه فراوان است؛ حدیث غدیر و ثقلین و سفینه نوح و زیارت جامعه کبیره و دعای ندبه و صدها دعا و حدیث دیگر ما به مقام نوری واحد برای چهارده معصوم ع تصریح دارند. ای شیعیان هر کس دوست دارد دوباره اطمینان قلبش زیاد شود به احادیث زیر رجوع کند. یکی از دیگری نورانی تر و معتبرتر: http://ansarolmahdi14.persianblog.ir/post/14/ درضمن سخن سنی ها هم برای من اهمیتی ندارد و درباره ی خلیفه اول و دوم به اندازه چندین کتاب حدیث در اختیار شیعه است که ائمه ع آن ها را .......کردند که محل بحث نیست. (۳/دی/۹۲ ۲۲:۰۷)عالم مقدس ملکوت نوشته است: اولا باید خدمتت عرض کنم هر حدیثی حتی ضعیف هم تنها با تکیه بر سند آن هیچگاه قابل رد کردن نیست زیرا امکان اینکه به معصوم ع برسد هست و نمی توان به صرف ضعف سند آن را رد کرد (این درس اول هر طلبه ای است) و این تعبیر کوبیدن به دیوار درباره مخالفت حدیث با متن قرآن است و واقعا برای یک شیعه جای تاسف است که حتی برای حدیث ضعیف این تعبیر را به کار ببرد. ثانیا عزیزم مگر قرار به سنجش سلسله حدیث بود؟ باشد اگر شما درگیر سلسله حدیث هستید بسیار خوب بنده با همین مضمون برای شما حدیث صحیح می آورم تا دلتان بخواهد ببینم بهانه ی دیگری دارید؟:
نعيم صحاف گويد: از امام صادق عليه السلام آيه: «بعضى از شما كافر و بعضى مؤمنند- 2 سوره 64-» را پرسيدم. فرمود: خداى عز و جل ايمان و كفر مردم را با ولايت ما شناخت، روزى كه از ايشان پيمان گرفت و آنها بصورت مور در صلب آدم عليه السلام بودند، و نيز از آن حضرت اين قول خداى عز و جل را پرسيدم! «خدا را اطاعت كنيد و پيغمبر را اطاعت كنيد، و اگر روى بگردانيد، بر رسول ما تنها ابلاغ نمايانست- 2- سوره 64-» فرمود: هان بخدا سوگند، پيشينيان شما هلاك نشدند و هيچ كس هم تا زمان قيام قائم ما عليه السلام هلاك نشود، جز بسبب ترك نمودن ولايت ما و انكار حق ما، و رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله از دنيا نرفت، تا حق ما را بگردن اين امت ثابت و لازم ساخت، و خدا هر كه را بخواهد براه راست هدايت كند( اصول کافی جلد دوم صفحه ی 300). سند حدیث (هر چند با یک جستجوی ساده مشخص می شود ولی برای رفع شبهه قرار می دهم.) نقل قول: (۳/دی/۹۲ ۲۲:۰۷)عالم مقدس ملکوت نوشته است: یعنی شما گمان فرمودید که ما حدیث صحیح با این مضمون کم داریم؟ فکر کردید با اشکال از سند حدیث به مقصدی رسیدید؟ حقیر برای رفع هر شبهه ای حدیث صحیح می آورم. فقط امیدوارم که حالا که حدیث صحیح عرض شد باز خود را به دری دیگر نزنید: ابو عبيده حذاء گويد: از امام باقر عليه السلام راجع باستطاعت و گفتار مردم در آن باره پرسيدم حضرت اين آيه را تلاوت نمود: «مردم پيوسته مختلف خواهند بود ، جز آنكه را پروردگارت ترحم كند و ايشان را براى ترحم آفريده- 119 سوره 12-» و فرمود: اى ابا عبيده! مردم در رسيدن بقول حق مختلفند و همگى در هلاكتند . من عرضكردم: خدا می فرمايد «جز كسيرا كه پروردگارت ترحم كند؟» فرمود آنها شيعيان ما هستند و خدا آنها را براى رحمتش آفريده، از اين رو فرمود: «ايشان را براى ترحم آفريد» يعنى براى اطاعت امام آفريد و امام همان رحمتى است كه خدا مىفرمايد: «رحمت من همه چيز را فرا گرفته 156 سوره 7-» آن رحمت علم امامست و علم امام كه مأخوذ از علم خداست همه چيز را فراگرفته آنها شيعيان ما هستند.سپس خداى تعالى فرمايد: «رحمت خدا را براى كسانى كه پرهيز كنند مقرر ميدارد» يعنى از ولايت و طاعت غير امام پرهيز كنند، سپس فرمايد: «او را نزد خود در تورات و انجيل نوشته مييابند» مقصود از او پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و وصيش و امام قائم است «كه ايشان را امر بمعروف ميكنند (زمانى كه قيام فرمايد) و از منكر «1» بازشان ميدارد» و منكر كسى است كه فضيلت امام را نپذيرد و منكر شود «و چيزهاى پاكيزه را براى ايشان حلال ميكند» چيز پاكيزه بدست آوردن علم است از اهلش «و پليدىها را بر ايشان حرام ميكند» پليديها گفتار مخالفين است «و بار سنگين را از گردنشان بنهد» و آن گناهانى است كه پيش از شناختن فضيلت امام در ميانش بودند «و بند و زنجيرهائى كه بر دوش داشتند» و زنجيرها همان سخنانى است كه در باره ترك فضيلت امام مىگفتند، در صورتى كه بآن دستور نداشتند، پس چون فضيلت امام را شناختند، بار گران را از دوششان بنهد و بار گران همان گناهست.سپس خداى تعالى آنها را معرفى كرده و فرموده است: «كسانى كه باو ايمان آورده و گراميش داشته و ياريش كردهاند و از نورى كه همراه او نازل شده پيروى كردهاند ايشان رستگارانند- 157سوره 7-» يعنى كسانى كه از پرستش جبت و طاغوت دورى گزيدند و جبت و طاغوت. فلان و فلان و فلان است و پرستش اطاعت مردم است از ايشان.باز خدا فرمايد: «بسوى پروردگار خود باز گرديد و تسليم او شويد- 54 سوره 39-» سپس ايشان را پاداش داده و فرموده: «بشارت در زندگى دنيا و آخرت براى آنهاست- 64 سوره 10» و امام ايشان را بقيام و ظهور حضرت قائم و بكشته شدن دشمنانشان و نجات در آخرت و ورود بر محمد صلّى اللَّه على محمد و آله الصادقين بشارت دهد(اصول کافی جلد دوم صفحه ی 306). سند حدیث نقل قول: می دانید که فلان و فلان و فلان که هستند؟ اگر نمی دانید در روایات صحیح شیعه فراوان است....آقای طلبه ی سطح عالی مگر می شود ندیده باشید!؟ (۳/دی/۹۲ ۲۲:۰۷)عالم مقدس ملکوت نوشته است: در حدیثی که گفتید سندش ضعیف است، عده ای گفتند شیعیان مشرک هستند که امام معصوم ع رد نمودند. حالا حقیر حدیثی صحیح می آورم که امام ع می فرماید غیر مشرکان کافر هستند تا به خوبی درک نمایید که قضیه چه است: ابو حمزه گويد: شنيدم امام باقر عليه السلام ميفرمود: همانا على عليه السلام دريست كه خدا آن را (بروى بندگانش) گشوده، هر كه از آن در وارد شود مؤمن است و هر كه از آن خارج شود كافر است، و هر كس نه داخل شود و نه خارج شود در زمره كسانى است كه خداى تبارك و تعالى در باره ايشان فرموده است: من در باره آنها بخواست خود رفتار كنم.(اصول كافى جلد دوم321) سند حدیث نقل قول: تذکر: حقیر قصد نداشتم روایاتی را با این مضمون بیاورم و آن را در فضای مجازی درست نمی دانم و خلاف سخن رهبری عزیز است. اما ایشان ادعا دارد که طلبه ی سطح عالی هستند و هنوز نمی دانند که در کتب شیعه الی ماشاء الله مصداق کفر و شرک هر کس غیر از شیعه است ذکر شده است. اگر این بحث نبود قطعا این کار را نمی کردم. به نظرم قضیه در کلام معصوم ع روشن است و حقیر بیش از این نمی خواهم وقتم در این بحث ها گرفته شود. یا علی ع |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| عوامل گناه چیست؟ چگونه گناه نکنیم!؟& | MESSENGER | 16 | 13,464 |
۱۴/تیر/۹۳ ۱۸:۳۱ آخرین ارسال: میثاق |
|
| دلایل عصمت (از گناه و اشتباه) پیامبر (صلوات الله علیه و آله) | وحید110 | 7 | 4,390 |
۱۳/اسفند/۹۲ ۱:۲۲ آخرین ارسال: وحید110 |
|










![[تصویر: ghadir_1.jpg]](http://www.ghorany.com/images/ghadir_1.jpg)