|
سن درست ازدواج
|
|
۰:۳۱, ۱/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام ![]() بعد از اینکه این تایپیک رو زدم : http://forum.bidari-andishe.ir/thread-32374-page-3.html یه ماجرای جالبی برای من پیش اومد!* بعد از اینکه این ماجرای جالب برای من پیش اومد،بعدش یه سوالی واسم مطرح شد،بعدش اومدم که این تایپیک رو بزنم! (فهمیدید الان؟؟! |)خلاصه! سوال من اینه که : « از نظر شما سن درست ازدواج کدومه؟ » ذیل این پرسش فقط اشاره میکنم به ازدواج حضرت علی (علیه السلام) و حضرت فاطمه (سلام الله علیها) حالا آیا اینها برای ما الگو و نمونه هستند یا اینکه نه،ما باید پیرو عرف جامعه باشیم؟ * ماجرا مربوط میشه به یکی از دوستان من،که توی 18 سالگی ازدواج کردن و حالا یه ماجراهایی پیش اومد!(بگذریم )
|
|||
|
| آغاز صفحه 12 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۲:۳۳, ۱۸/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #111
|
|||
|
|||
|
اینکه می فرمایید سن ازدواج جنبه ی شخصی داره رو خیلی قبول دارم
واقعا بعضی ها باید زود ازدواج کنن اما بعضی ها هم دیر اما دیر نه 35 سالگی اگر کسی کلا فکر ازدواج هس قبل این سن باید ازدواج کرده باشه حتی اگر میخایید دیر ازدواج کنه اما زودازدواج کردن هم زیر دبیرستان غلطه جامعه ی ما طوری هس که بچه ها زیر دبیرستان بچه هستن واقعاااااا |
|||
|
|
۱۲:۵۳, ۱۸/اردیبهشت/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/اردیبهشت/۹۳ ۱۳:۰۵ توسط MohammadSadra.)
شماره ارسال: #112
|
|||
|
|||
(۱۸/اردیبهشت/۹۳ ۱۲:۳۳)فانوس *7* نوشته است: اینکه می فرمایید سن ازدواج جنبه ی شخصی داره رو خیلی قبول دارم مشکل ما اینه که فکر می کنیم اگر دو نفر ازدواج کردن باید مثل آدم بزرگ ها زندگی کنن. مثل اونها خونه جدا بگیرن، مهمونی بگیرن، رفت و آمد کنن، کار کنن و خرج خونه بدن و ... به نظر من اصلاً اینطور نیست. اگر پسر و دختری زود ازدواج کردند قبلاٌ که پدرها داشتند خرجشون رو میدادند الان هم میدن. طوری نشده که جاشون عوض شده. حتی پدر پسره هم بهتره که تقبل کنه (یه نون خور اضافه شده دیگه بابا، آسمون که به زمین نیومده. اون هم بچه خود آدمه عروس یا دامادشه اصلاً نون خور هم محسوب نمیشه). دو نفر کنار هم همون روال زندگیشون رو خواهند داشت، اگر درس می خونن ادامه بدن، اگر توان جسمی داشتن بچه بیارن اگر نه کمی صبر کنن بزرگتر بشن بعد بچه بیارن (الان هم که به لطف این پیشرفت ها، پیشگیری عین آب خوردنه. خاک عالم تو سر این روش زندگی). خوب این تئوری به شکل کاملاً ناقص الخلقه به عنوان دوست دختر و پسر اجرا میشه و کلی مشکل ایجاد کرده. دو نفر به شکل ناقص به هم عادت می کنند و برای دو طرف به خصوص دختر، مشکلات فراوونی ایجاد می شه. این تمایل هست فقط به شکل غلط پاسخ داده میشه. چه ایرادی داره دختر و پسر از اول به همسرشون عادت کنن و با هم خو بگیرن. چه ایرادی داره از بهترین سالهای عمرشون استفاده کنند. عاشق بشن و لذتش رو ببرن. در اوج توان بدنی لذت جنسی سالم رو داشته باشن. تو این مدت نیازی نیست خونه جدا داشته باشن. اصلاً نمی تونن جدا باشن. باید زیر پر و بال دو بزرگتر (پدر و مادر پسر یا دختر) رشد کنن و بزرگ بشن. پیش دو آدم با تجربه رسم زندگی مشترک یاد بگیرن و برای زمانی که می خوان مستقل بشن آماده بشن. الان دختر و پسرهای بی تجربه با یک دنیا ادعا (خانوم مهندس، آقا مهندس) میرن زیر یک سقف. تا دیروز هم که به جز خزعبلات دانشگاه چیزی یاد نگرفتن غرور مسخرشون هم که نمیذاره از پدر و مادر (شوهر یا زن) یاد بگیرن. نتیجه میشه یه پرتاب سه امتیازی درون سبد دادگاه خانواده. (خاک عالم تو سر این شیوه زندگی ما) یه مسئله خیلی ساده رو چنان پیچیده کردیم الان دیگه فقط خود محمدبن عبدالله باید بیاد درستش کنه. |
|||
|
|
۱۲:۵۸, ۱۸/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #113
|
|||
|
|||
|
تکبیر...
محمد صدرا جان پدر مادرهایی که سن 45-50 دارن این چیزارو درک نمیکنن با عرض پوزش و شرمندگی از تمام پدر مادر های توی تالار. |
|||
|
|
۱۳:۱۲, ۱۸/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #114
|
|||
|
|||
(۱۸/اردیبهشت/۹۳ ۱۲:۵۳)MohammadSadra نوشته است: مشکل ما اینه که فکر می کنیم اگر دو نفر ازدواج کردن باید مثل آدم بزرگ ها زندگی کنن. مثل اونها خونه جدا بگیرن، مهمونی بگیرن، رفت و آمد کنن، کار کنن و خرج خونه بدن و ...مشکل ما اینه که فکر می کنیم اگر دو نفر ازدواج کردن باید مثل آدم بزرگ ها زندگی کنن نه مشکل اینجا نیست مشکل اینجاست که صبر ادما کم شده حرمت ها شکسته شده توقعات بالا رفته چشم وهم چشمی زیاد شده وووو با این اوصاف کسی حاضر نیست پیش پدر مادرشون زندگی کنند بیشتر شبیه شعار هست نمیگم حرفاتون درست نیست اتفاقا خیلی هم خوبه اما بیشترجنبه انتزاعی داره توعالم واقع خبری از این حرفا نیست ....................................... |
|||
|
|
۱۳:۳۸, ۱۸/اردیبهشت/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/اردیبهشت/۹۳ ۱۳:۳۸ توسط صبا.)
شماره ارسال: #115
|
|||
|
|||
|
سلام دوستان
![]() اينقدا كه فكر ميكنيد ساده نيست،اولا كه زنده باد تمام مادر و پدر ها ،كه ميدونم بد بچه هاشون رو نميخوان ![]() دوستان خرج گرونه ،مادر و پدرا تو خرج خودشون موندن............................. ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ |
|||
|
|
۱۳:۵۴, ۱۸/اردیبهشت/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/اردیبهشت/۹۳ ۱۳:۵۵ توسط زینب خانوم.)
شماره ارسال: #116
|
|||
|
|||
|
فانوس جان!
میدونی انسان یعنی چی؟ بعضی ها میگن از ریشه "ن س ی" یعنی فراموشکار... بعضی ها هم میگن از ریشه " ا ن س" یعنی کسی که انس میگیره... هر دو تاشم تا حدودی درسته... اینو گفتم که بهت بگم انسان ذاتاً دوست داره به یه چیزی دل ببنده و یه سری چیزها رو فراموش کنه... مثلاً آدم بعضی وقتا به شلوارش دل بسته میشه و اینقدر میپوشدش که نخ نما میشه... توی این زمین و این دنیا که ما میخوایم زندگی 60-70 ساله ای رو تجربه کنیم، هیچ دلبستگی ای بهتر و شیرین تر از همسر نیست... نه به خاطر این که جوراباشو بشوری و قورمه سبزی درست کنی و بهت زور بگه که حجابت رو رعایت کن و ... فقط به خاطر این که انسان دوست داره به یه کسی وابسته بشه... از لحاظ عقلانی اصلاً چیز خوبی نیست... اما از لحاظ احساسی واقعاً خوبه... دخترا توی سن 20-25 سالگی ازدواج میکنن... میدونی چرا؟ چون این سن بهار عمره... باید برای پاییز و زمستون عمرشون یه توشه ای داشته باشن... حرف شما عین اون داستان "جیک جیک مستونت بود، فکر زمستونت بود" ه. در دوارن اوج زیبایی و توانایی و سرمستی، باید به فکر روزگار پیری و کوری بود... همیشه که عزیزم سایه پدر بالای سر آدم نیست... آدم نمیتونه که نیاز جنسی و عاطفیشو بره با بقال سر کوچه رفع کنه... آدم همسر میخواد برای این که از تنهایی دربیاد... در ضمن... شما که ازدواج نکردی کجا عشق داری؟ منظورم عشق به جنس مخالفه ها!!! نگی عشق به پدر و مادر و علم و ...ها!!!! شما که ازدواج نکردی کجا بچه داری؟؟؟ آدمها ازدواج میکنن و تعهدی میدن که پیش هم باشن و چون خیالشون از این بابت راحت شد، به راحتی نسل بعدی رو به وجود میارن... به همین راحتی، به همین خوشمزگی... حالا این چیزایی که در حاشیه بهش پرداخته میشه واقعاً جزء فرعیات زندگیه... گاهی این فرعیات خیلی بزرگن، اما فراموش نکنیم که هدف و راه اصلی نیستن... در ضمن... چقدر غلط دیکته ای داری بابام جان!!! |
|||
|
|
۱۴:۴۷, ۱۸/اردیبهشت/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/اردیبهشت/۹۳ ۱۴:۵۲ توسط رهگذر..)
شماره ارسال: #117
|
|||
|
|||
(۱۸/اردیبهشت/۹۳ ۱۳:۵۴)moze84 نوشته است: فانوس جان! هدف راه اصلی زندگی چیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ازدواج؟؟؟؟؟؟نیاز به همسر؟؟؟؟؟؟ این فقط یک نیاز...یک نیاز......مثل همه نیازا......که قابل کنترل شدن..... اگه شرایط . زمینه اش بود خوب ازدواج میکنیم....اما اگه نباشه چی....اگه قرار باشه سرنوشت این باشه که تنها راه را ادامه بدیم چی؟ باید خودمونو برای همه نوع امتحان زندگی اماده کنیم توشه دوران پیری من همسر نیست پدر نیست فرزند نیست....خودم و خدا من هست...به تصمیمات الان من بستگی داره...در همه زمینه ها.... من منکر ازدواج نیستم فقط میگم اینکه صرفا ازدواج کنیم مهم نیست...ازدواج خوب داشتن مهمه اینکه همراه زندگیت از جنس خودت باشه....اینکه که ازدواج و هر مسئله رو صرفا محدود به خواسته های این دنیای نکنیم ارزش انسان بالاتر از این حرفاست ازدواج من شغل من تحصیلات من ووووووووووووووووووو همه همه که یک نیازند و برای رسیدن به اینها باید پروسه ای را طی کرد که یا حل میشند یا نمیشند درهر صورت باید وسیله باشند برای رسیدن به خدا دلتنگی ها .....بیقراریها......دردها.....دغدغه های ....نیاز ها .... بایددرمانش خدا باشد |
|||
|
|
۱۵:۱۵, ۱۸/اردیبهشت/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/اردیبهشت/۹۳ ۱۷:۰۴ توسط زینب خانوم.)
شماره ارسال: #118
|
|||
|
|||
|
ای بابا!
ما میام ابروشو درست کنیم، میزنیم چشمشم کور میکنیم... رهگذر جان! حالا کی گفت به هر قیمتی ازدواج کن؟؟؟ من توی 70-80 درصد پست هام میگم که ازدواج خوبه، اما خوبش خوبه، بدش پدر در میاره... برای این که ازدواج خوب هم داشته باشین، باید باید باید قبل از ازدواج 100% منطقی و با چشم باز انتخاب کنین... بعضی نیازها قابل کنترل نیست... مثلاً وقتی تشنه ات میشه چند روز میتونی آب نخوری؟ یا وقتی خوابت میاد، چند وقت میتونی نخوابی؟ اینا هم نیازه دیگه... قابل کنترل نیست. باید رفعشون کرد. نیاز جنسی و عاطفی هم دقیقاً همینه. باید رفعش کرد. اما شما که تشنه ای، آیا هر آبی میخوری یا صبر میکنی برسی به یه شیر آب؟ بازم ازدواج هم همینه... آدم که نیاز داره که با هر کی که دید که سریع ازدواج نمیکنه... چشماشو باز میکنه و شاید سال ها صبر میکنه، اما یه ازدواج خوب میکنه... عزیزم هدف اصلی و راه اصلی زندگی هم ازدواج نیست... مهم ترین دلیل زندگی تولید مثله. نسل انسان باید ادامه پیدا کنه. اگه همه مثل شما فکر کنن که ازدواج بده، دیگه نسل دیگری باقی نخواهد ماند... برای این که هر علف هرزی توی باغچه دلت کاشته نشه، لازمه که همسر خوبی داشته باشی... هدف اصلی ازدواج تولید نسل و آرامشه... اما هدف اصلی زندگی عبادته، که یه بخشش ازدواجه... ازدواج میکنی که فکرت مشغول نباشه و خدا رو واقعی تر بپرستی... |
|||
|
|
۱۸:۵۷, ۱۸/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #119
|
|||
|
|||
(۱۸/اردیبهشت/۹۳ ۱۵:۱۵)moze84 نوشته است: ای بابا!خانم عزیز مهم ترین دلیل زندگی تولید مثله. نسل انسان باید ادامه پیدا کنه. اگه همه مثل شما فکر کنن که ازدواج بده، دیگه نسل دیگری باقی نخواهد ماند... من گفتم ازدواج بده؟؟؟؟ من مخالف اهداف ازدواجم که شامل ارامش،عبادت،تولید نسل،..هستم؟؟؟؟ اینا یه طرف قضیه هست نیمه پرلیوان که میبینیم شرایطش مهیا باشه بسیار هم عالی ازدواج میکنیم ازدواج صحیح و همه اینا هم که گفتین درست اما اونطرف قضیه رو هم ببینید من نوعی اومد شرایط ازدواج برام مهیا نشه چرا حکم میدین که قابل کنترل نیست دل من و امثال منم اینطوری نیست که با نبود همسر هر علف هرزه ای تو دلمون کاشته بشه و بگید که لازمه همسری باشه دنیای ادما خیلی متفاوته نمیشه کلیتی در موردش گفت اینا برمیگرده به ظرفیت ادما...یکی میتونه دووم بیاره یکی نه باز هم تاکید میکنم ازدواج خوب خوبه عین عبادته اما اگه هم نشد نباید زندگی وتعطیل کنیم بگیم این دسته نیازها غیر قابل کنترل این تشبیه که اوردین اصلا قابل مقایسه نیست مثلاً وقتی تشنه ات میشه چند روز میتونی آب نخوری؟ یا وقتی خوابت میاد، چند وقت میتونی نخوابی؟ اینا هم نیازه دیگه... قابل کنترل نیست. باید رفعشون کرد. نیاز جنسی و عاطفی هم دقیقاً همینه. باید رفعش کرد. ![]() ![]() ![]() نیاز عاطفی با نیاز مختص جسم فرق میکنه البته بستگی به این داره که با کی معامله کردی از خواسته های دنیاییت به خاطر چه کسی میگذری |
|||
|
|
۱۹:۰۸, ۱۸/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #120
|
|||
|
|||
|
رهگذر جان!
فکر کنم یه سوء تفاهم شده... من داشتم به فانوس جان میگفتم که ازدواج خوبه، شما اومدین یه چیزایی گفتین که من فکر کردم شما هم مخالف ازدواجین... در هر حال... من هم با شما موافقم و به قول شما اگه کسی باشه که به خواست خدا نتونه که ازدواج کنه، میتونه مثل حضرت معصومه (سلام الله علیها) باشه... یعنی برای هر شرایطی که انسان بتونه خودش رو پاک نگه داره، خدا یه مثال نمونه زده... به قول دخترم: گوربانت خدافس |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| سوال از متاهل ها(انگیزه و هدف درست ازدواج) | boghz | 43 | 27,365 |
۳/بهمن/۹۱ ۱:۱۳ آخرین ارسال: parisan |
|





|)
)








