|
ویژه تولد تالار 93 - صندلی داغ برادر MAHDI59
|
|
۲۱:۵۷, ۲۷/مهر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/مهر/۹۳ ۱۶:۰۴ توسط سخنگو.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
![]() .. سلام . برادر MAHDI59 با 27 رای برای نشستن روی صندلی داغ انتخاب شدند. این هم صندلی داغ آقای MAHDI59 ... . بفرمائید بنشینید برادر ..... ![]() . .
|
|||
|
| آغاز صفحه 9 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۷:۴۹, ۲/آبان/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/آبان/۹۳ ۱۸:۳۸ توسط MAHDI59.)
شماره ارسال: #81
|
|||
|
|||
(۲/آبان/۹۳ ۸:۰۸)ATEKE نوشته است: بسم الله الرحمن الرحیمسلام بله ، همین طور که حضور هیچ کس توی زندگی من اتفاقی نبوده . اصلا حضور یه بنده خدایی توی دوران دانشجویی زندگی منو از این رو به اون رو کرد. نقل قول:اگه باور دارینمن به شخصه هر کسی بهم بدی کرده رو بخشیدم . امیدوارم همه هم مثل من باشن . ببخشن تا خدا هم گناهانشون رو ببخشه نقل قول:ایا اشتباهات اطرافیانتونو میبخشید؟قطعا . واگه بتونم کمک میکنم که دیگه اون اشتباهات رو تکرار نکنن نقل قول:اگه میبخشید با خانمتون هم نظرید؟بله ، ایشون هم آدم کینه ای نیستن خوشبختانه ![]() نقل قول:اگه افرادی تو زندگیتون خواهان این باشند که اگر به سهم خودشون اشتباه کردند و ممکنه مسیر زندگیتون. رو مدتی دچار وقفه کرده باشند میبخشید خواه میخواد خانواده باشه یا دوستان یا....بله چرا که نه ، مطمئنا هر کجا که مسیر من منحرف شده باشه خودم هم تا حدی مقصرم . ![]() (۲/آبان/۹۳ ۹:۳۱)Night_World نوشته است:سلام ، خیلی متشکر و ممنون ، همین طور شما در آینده نزدیک ![]() نقل قول:1- زمان خواستگاری خیلی استرس داشتید؟ شب قبلش اصلا تونستید بخوابید یا داشتید سوال هایی را که قرار بود بپرسید تو ذهنتون مرور می کردید. روزِ قبل از خواستگاری ، اشتها به غذا داشتید؟استرس که داشتم . ولی خب نه اونقدرا . شب قبلش هم جاتون خالی تخت خوابیدم روز قبلشم حسابی خوردم ! اصن این حرفا نیست بابا ، نگران نباش . همون اولش که وارد خونه میشی سخته ، بعد اگه همه چی خوب پیش بره دیگه استرس ندارینقل قول:2- احیانا براتون اتفاق جالبی تو مراسم خواستگاری پیش نیومد ، مثلا حواستون نبوده باشه روی بشقابی چیزی لگد کنید؟ن خوشبختانه ، خیلی آقا و خوب رفتم و برگشتم ![]() نقل قول:3-همون جوری که می دونید استفاده از طلا برای آقایون حرام هست شما برای حلقه نامزدی نقره ، پلاتین . . . چی کار کردید؟طلای سفید خریدیم ولی من دستم نکردم ، در نهایت هم همونو فروختیم و قرار شد نقره بخریم . نقل قول:4-معمولا آقایون براشون سخته که از صبح تا تا پاسی از شب ، برای خرید مراسم ازدواج از این مغازه به اون یکی مغازه برننه سخت نیست . این یه مورد اتفاقا پر از خاطره اس فقط سعی کنید خسیس نباشید دیگه . اصلا هم عصبی نشید ، ریییییییییییییییییییییییییییییییییییییییلکس ![]() نقل قول:5- دوست دارید به جای هزینه برای مراسم های عجیب و غریب برای عروسی ، مراسم مختصری گرفته بشه و به سفرهای زیارتی مانند : مشهد ، قم ، کربلا یا حج عمره برید.اتفاق این مورد رو مد نظر داریم . تا ببینیم خدا چی میخواد . من خیلی دلم میخواد کربلا برم ******* نقل قول:6- برنامه ای برای مرغ و خروس آقا محمد دارید ؟(شام یا ناهاری برید اونجانه من دلم میاد بخورمشون نه محمد!! ولی حالا چون شما اصرار میکنی برای شام میریم اونجا![]() نقل قول:7- تو دوران کودکی شیطون بودید ؟ ی خاطره ای از خرابکاریتون از اون دوران بفرمایید.نه شیطون نبودم خیلی، آروم بودم ، یه جورایی آب زیرکاه . توی پستای قبلی خاطره کودکی رو گفتم ! دیگه بیشتر از این میترسم بد باشه بگم ****** نقل قول:8- تو این چند سالی که از خدا عمر گرفتید اتفاقی براتون افتاده که از ته دل ترسیده باشید؟بله ، یه تصادف بد داشتم ! حالا اگه منظورتون این نوع ترسه نقل قول:9- تو این چند سال عمرتون بهترین خاطره ای که از محرم دارید بفرمایید.محرم برای بنده با صدای مداحی پدرم گره خورده . و یه نوحه که پدرم میخونه و من خیلی دوسش دارم . در مورد حضرت زینب . اگه درست یادم باشه توی همین تالار آپلودش کرده بودم نقل قول:10-مهمترین خصوصیت دایی بزرگوارتون که شهید شدن چی بود، خانواده براتون تعریف کردند؟بسیار مهربان و مظلوم بودن ، بچه ها رو خیلی دوست داشتن . نقل قول:یادتون باشه قسمتتون شد رفتید حرم امام رضا(علیه السلام) همه ی بچه های تالار و من حقیر رو دعا کنید. ![]() چشم حتما دعا میکنم ، به خصوص برای مجردها سلامت باشید (۲/آبان/۹۳ ۱۰:۳۳)زینب خانوم نوشته است: من شنیدم بسیار معتقدین که "مهریه رو کی داده و کی گرفته؟"راستش نه ، من و خانم خیلی دوست داشتیم که مهریه 14 سکه باشه ولی خب خانواده ها قبول نکردن . نقل قول:چرا اکثر تیم مدیریتی از خطه سرسبز شمالن؟پارتی بازی نیست که ، استفاده از فرصت هاست اصلن شمال خیلی مدیر و ناظر پروره !!نقل قول:تا حالا کسی پارتی تون شده؟بله متاسفانه که ضربه ش رو هم خوردم نقل قول:شما چی؟نه والا ! اصن من کاره ای نیستم که بخوام پارتی کسی بشم نقل قول:تا حالا استادتون نمرات درسی رو بردن رو نمودار؟ چقدر کیف کردین؟یعنی من انقد بدشانسم که یه بارم که شده هیچ استادی این کارو نکرد برام ، اصن عقده شد برام نقل قول:راستی محمد آقا. محمد بیا جواب بده (۲/آبان/۹۳ ۱۰:۵۵)مهسا110 نوشته است: سلامسلام خواهش میکنم آشنایی ما از تالار نبود من تالار رو به ایشون معرفی کردم . متاسفانه یه وقفه طولانی از آشنایی ما تا ازدواجمون به وجود اومد . به خاطر تحصیل و سربازی و... ولی خب به خوبی تموم شد نقل قول:2.محیط کار خانومتون غیر مختلطه؟بله . ولی توی اون بخشی که کار میکنن همه خانم هستن نقل قول:3.به نظرتون چرا بعضی آقایون به ادامه تحصیل و کار کردن خانومشون حساسن؟و شما دقیقا چرا حساس نیستید و سپردید به خانومتون؟راستش چی بگم . من بقیه رو نمیدونم . ولی نوع برخورد و پوشش خانم بنده جوریه که مشکلی در کار کردن ایشون نیست . البته هم بنده و هم ایشون در صورتی که از نظر مالی مشکل نداشته باشیم ، با اینکه فقط بنده کار کنم موافقیم . نقل قول:ایشالله زندگی خوبی داشته باشید درکنار همسرتون. همچنین شما
|
|||
|
|
۱۹:۰۶, ۲/آبان/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/آبان/۹۳ ۲۰:۰۹ توسط مهسا110.)
شماره ارسال: #82
|
|||
|
|||
|
خیلی ممنونم که اینقدر صادقانه و با سعه صدر جواب دادید.
مجددا آرزو میکنم انشاالله زندگی خوبی داشته باشید و مجرد های تالارو هم دعا کنید ![]() یه سوالام الان به ذهنم رسید. ![]() 1-اگه خانومتون روز تولدتونو سهوا فراموش کنه چه میکنید؟درحالیکه خودتون مثلا از چند ماه پیش تولد خانومتون یادتون بوده باشه؟ 2-یکی دیگه ام باز یادم اومد. مهریه رو گفتید، نشد که 14 تا بشه. چرا مهریه بالاتر رو قبول کردید و به اصطلاح زیر بار رفتید؟
|
|||
|
|
۱۹:۳۴, ۲/آبان/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/آبان/۹۳ ۱۹:۳۸ توسط mahpare.)
شماره ارسال: #83
|
|||
|
|||
|
1-تاحالا شده با خانومتون برید جایی.
بعد اونجا آدم مجردی باشه ، بعد حس کنی دلش آب افتاده؟ اگه بله چیکار کردید؟برادر بنده به همین دلیل ، دست خانومشو در جاهای عمومی نمیگیره میگه مجردا گناه دارن البته راست میگه ها گناه داریم ما![]() 2- تا حالا شده خانومتون ازتون یه انتظاری داشته باشه نتونید برآورده کنید؟بعدش چ کردید؟ 3-اگر به خانومتون نمیرسیدید چی میشد؟( ببخشید سوالم خیلی بدجنسی بود) 4-یه آقا وقتی از یه خانم خواستگاری میکنه دقیقا درچه مرحله ای وابسته میشه؟ 5-اگه خانومتون ازتون چیزی بخواد که دوست نداشته باشید چه میکنید؟ مثلا یه مراسم ازدواج کامل یهویی نظرشون عوض شده باشه6- دوره نامزدی یا عقدچند مدت باشه خوبه؟ 7-شکست عشقی رو باید چه طوری از سر گذروند؟ البته میدونم شما تجربشو نداشتیدا. 8- اینو بعدا میپرسم کلا سوالام تو مود ازدواج بود.نمیدونم چرا اینجوریم من. کلا ذهنم فقط در این مورد فعاله
|
|||
|
|
۱:۵۸, ۳/آبان/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/آبان/۹۳ ۲:۰۴ توسط فاطمه خانم.)
شماره ارسال: #84
|
|||
|
|||
|
اقا مهدی تبدیل شدند به کارشناس ازدواج
![]() خانوم مهپاره. .. بعد زن داداش شما گناه ندارند, فقط مجردها گناه دارند؟! یعنی چه این استدلاله برادره شمادارند؟؟ زن همین یک شوهر رو میتونه داشته باشه بعد همونم دستش رو نگیره؟؟ نظر شما چی هست آقا مهدی؟! ؟ |
|||
|
|
۲:۱۰, ۳/آبان/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/آبان/۹۳ ۳:۵۸ توسط نورالسادات.)
شماره ارسال: #85
|
|||
|
|||
|
باسلام خدمت برادرمهدی گرامی
انشالله که حالتون خوب باشه وروزگاربروفق مرادتون باشه.(امیدوارم تا اینجازیادکباب نشده باشید:cool ![]() میخواستم نظرتون را درمورد چندتا ازکاربرهای محترم جویابشم ![]() ١.سیدابراهیم ٢.مهدی2021 ٣.درست پسند ۴.نسیم صبا ۵.مصباح ۶.حسن عزتی واگرکاربردیگه ای هم هست که دوست دارید درموردش حرف بزنید بفرمایید ![]() راستی ممنون میشم اگرآموزش خورشت گل کلم راارایه بدیدآخه تاالان نشنیده بودم خیلی دوست دارم یاد بگیرم ![]() باتشکرفراوان... یاعلی |
|||
|
|
۱۰:۵۵, ۳/آبان/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/آبان/۹۳ ۱۱:۴۱ توسط MAHDI59.)
شماره ارسال: #86
|
|||
|
|||
(۲/آبان/۹۳ ۱۹:۰۶)مهسا110 نوشته است: خیلی ممنونم که اینقدر صادقانه و با سعه صدر جواب دادید.خواهش میکنم . همین طور شما نقل قول:1-اگه خانومتون روز تولدتونو سهوا فراموش کنه چه میکنید؟درحالیکه خودتون مثلا از چند ماه پیش تولد خانومتون یادتون بوده باشه؟خب آدمناراحت میشه دیگه ، شاید یه نصف روز دلخور باشم . ولی خب بسته به اینکه بعد از یادآوری تولد ، چه هدیهای برام بخرن میزان دلخوریم تفاوتپیدا میکنه !!! ![]() روز تولد و این چیزا بیشتر برای خانم ها مهمه تا آقایون . ![]() نقل قول:2-یکی دیگه ام باز یادم اومد. به دلیل اینکه مقدار مهریه رو خانوده خودم پیشنهاد کردن! و خب من دیگه چی باید میگفتم! ولی خب برای اینکه کل پروسهی ازدواج از شروعش تا پایان باب میل آدم پیش بره ، یه برنامه ریزی خیلی دقیق و حساب شده لازم داره ، باید با خیلی ها صحبت کرد و همه مسائل رو از قبل پیش بینی کرد . خب من الان از نحوه ی ازدواجم راضی هستم 100 در 100 اونطوری که من میخواستم نشد . (۲/آبان/۹۳ ۱۹:۳۴)mahpare نوشته است: 1-تاحالا شده با خانومتون برید جایی.سلام ![]() احتمالا بنده و برادرتون خیلی به هم شبیه هستیم . بله شده و من هم دقیقا با برادر شما هم عقیده ام معتقدم فضای عمومی و خصوصی در زندگی مشترک باید متفاوت باشه . بزارید چند تا مثال ساده بزنم . مثلا توی یه مهمونی که اقوام نزدیک حضور دارن ، بعضی از زوجها توی یه بشقاب غذا می خورن، یا همدیگه رو با عزیزم و فدات بشم و... صدا میزنن ، یه گوشه میشینن و شروع به پچ پچ میکنن در یه حالت خاصی که انگار در سواحل آنتالیا هستن ! و... این چیزا بد نیست ولی نه در فضای عمومی . اتفاقا توی فضای خصوصی باید این طور باشه . باید تفاوت قائل شد. نقل قول:2- تا حالا شده خانومتون ازتون یه انتظاری داشته باشه نتونید برآورده کنید؟بعدش چ کردید؟بله خب شده . یه جوری از دلشون در میارم دیگه اصلا زندگی که توش همه چیز از اول مهیا باشهخیلی بی مزه استبه نظرم ![]() نقل قول:3-اگر به خانومتون نمیرسیدید چی میشد؟( ببخشید سوالم خیلی بدجنسی بود)آن چه سعی است من اندر طلبت بنمایم * این قدر هستکه تغییر قضانتوان کرد... ![]() نقل قول:4-یه آقا وقتی از یه خانم خواستگاری میکنه دقیقا درچه مرحله ای وابسته میشه؟بسته به آدمش تفاوت میکنه ! بعضی ها در اولین نگاه ![]() بعضی ها در دوران نامزدی بعضی ها ... به نظر بنده بهترین مدلش عشق در طول زندگی هست که همین طور بیشتر و بیشتر بشه . که اینم دلیلش شناختیه که زن و مرد به مرور زمان از هم پیدا میکنن نقل قول:5-اگه خانومتون ازتون چیزی بخواد که دوست نداشته باشید چه میکنید؟ مثلا یه مراسم ازدواج کاملخب آدم اول کار همه حرفهاشو میزنه و تا جایی که میتونه تحقیق میکنه . معمولا آدم هایی که یهویی نظرشون عوض میشه برای ازدواج مناسب نیستن . با این حال سوال شما با مثالی که زدید خیلی هماهنگ نبودنقل قول:6- دوره نامزدی یا عقدچند مدت باشه خوبه؟اینو باید از اهل فن بپرسید . بعضی ها معتقدن باید خیلی کوتاه باشه . بعضی هم با مدت زیاد موافق هستن . ولی من فکر میکنم اگه شرایط زندگی مستقل فراهم باشه بهتره هرچه زودتر آدمبره سر خونه زندگی خودش. خب این دوران برای شناخت هست . ولی گاهی اوقات برکس عمل میکنه ! یعنی باعث وابستگی میشه و عملا دو طرف فقط خوبی های هم میبینن . از طرف مقابل یه انسان خیالی میسازن و همین باعث میشه بعدا که واقعیت رو دیدن کلی توی ذوقشون بخوره . نقل قول:7-شکست عشقی رو باید چه طوری از سر گذروند؟ البته میدونم شما تجربشو نداشتیدا.اول باید دید عشق چی هست ؟! اصلا اون کسی که ادعای شکست عشقی میکنه چیزی از عشق میدونه ؟! آری آری سخن عشق نشانی دارد... ولی اگه منظورتون این چیزیه که الان بهش در اصطلاح می گن شکست عشقی ، که به نظرم میشه اسمش رو وابستگی گذاشت تا عشق، بسته به میزان احساساتی بودن اون فرد تفاوت داره . هرچی احساسات آدم غالب باشه بر عقلش ، فراموش کردن و از سر گذروندن این ((شکست عشقی)) سخت تره . فکر میکنم در همین رابطه چند تا تاپیک زده شده توی تالار . من به شخصه نمیتونم راهی رو پیشنهاد کنم ! فقط میشه به خدا پناه برد . در ره عشق نشد کس به یقین محرم راز هر کسی بر حسب فکر گمانی دارد... نقل قول:8- اینو بعدا میپرسمکلا از یه جایی به بعد صندلی ما تبدیل شده به مشاوره ازدواج ![]() خیلی هم خوب |
|||
|
|
۱۲:۰۳, ۳/آبان/۹۳
شماره ارسال: #87
|
|||
|
|||
|
من جسارتا 3 تا سوال دیگه بپرسم:
1- فرض کن مهندس ناظر یه ساختمون هستید! صبح بلند می شی می ری سرکار می بینی ساختمان کمپلت اومده پایین! چیکار می کنی؟؟ 2- اهل ورزش هستید؟ 3- بزرگترین سوتی عمرتون؟ |
|||
|
|
۱۲:۰۶, ۳/آبان/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/آبان/۹۳ ۱۲:۴۵ توسط mohamad.)
شماره ارسال: #88
|
|||
|
|||
|
سلام
الا یا أیها السّاقی! أدر کأساً وناوِلها /// که عشق آسان نمود اول، ولی افتاد مشکلها
آیا به عشق در نگاه اول اعتقادی دارید؟ (یاد فیلم "ورود آقایان ممنوع افتادم" اونجایی که خانوم دارابی با لحن تمسخر آمیز می گفت: عــــــــــــــــــشق، عشق فقط دو جنبه داره، عشق مادر به فرزند و عشق بنده به خدا. بقیه اش همش قصه است. |
|||
|
|
۱۲:۲۲, ۳/آبان/۹۳
شماره ارسال: #89
|
|||
|
|||
|
بسم الله
. . این تاپیک امشب بسته خواهد شد.
|
|||
|
|
۱۲:۲۳, ۳/آبان/۹۳
شماره ارسال: #90
|
|||
|
|||
(۳/آبان/۹۳ ۱:۵۸)فاطمه خانم نوشته است: اقا مهدی تبدیل شدند به کارشناس ازدواج با سلام خدمت فاطمه خانم عزیز، خواهر گلم بله انگاری این تاپیک تبدیل شده به کشف رموز زندگی خصوصی آقا مهدی ![]() و البته نظر های کارشناسانشون جهت زندگی مشترک آقا من همینجا تبلیغات و پشتیبانی خودم رو پس میگیرم، فک نمیکردم صندلی داغ کارش به اینجا بکشه، الان تو خونه ما همه به این لپ تاپ حساسیت پیدا کردن و جوابهای دوستان دور از انظار داده میشه (وقتی که خانواده نباشن) ولی خب عیب نداره ما در این مورد مشکلی با هم نداریم، دوستان همچنان میتونن ادامه بدن نقل قول:.. بعد زن داداش شما گناه ندارند, فقط مجردها گناه دارند؟! یعنی چه این استدلاله برادره شمادارند؟؟ وااالا خب اونام برن ازدواج کنن ![]() من اینقدر آدمایی رو دور و برم میبینم که شزایطش رو دارن ولی زیر بار مسئولیت و زندگی مشترک نمیخوان برن ، ولی خب منم تا حدودی موافقم ، باید حریم خصوصی و عمومی جدا از هم باشه نقل قول:زن همین یک شوهر رو میتونه داشته باشه بعد همونم دستش رو نگیره؟؟آخی.... نقل قول:نظر شما چی هست آقا مهدی؟! ؟ بببخشید دیگه منم نظرمو گفتم
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| ویژه تولد تالار 93 - مسابقه آثار هنری (انتخاب بهترین ها) | سخنگو | 44 | 17,765 |
۲۰/آبان/۹۳ ۱۲:۰۳ آخرین ارسال: سخنگو |
|
| ویژه تولد تالار 93 - مسابقه آثار هنری (همراه با جایزه) | سخنگو | 26 | 12,519 |
۱۵/آبان/۹۳ ۲۰:۴۸ آخرین ارسال: سخنگو |
|
| ویژه تولد تالار 93 - مسافر کربلا (چهار نفر) | مسافـر کربلا | 45 | 19,365 |
۱۱/آبان/۹۳ ۱۶:۳۸ آخرین ارسال: حضرت عشق |
|
| ویژه تولد تالار 93 - تقدیر و تشکر از همسنگرها + انتقادات | سخنگو | 20 | 9,963 |
۹/آبان/۹۳ ۱۶:۴۱ آخرین ارسال: Hadith |
|
| ویژه تولد تالار 93 - مسابقه تاپیک خوانی (جایزه: بلیت مشهد) | سخنگو | 19 | 8,819 |
۸/آبان/۹۳ ۱۱:۱۸ آخرین ارسال: سخنگو |
|
| پشنهادهای شما برای جشن تولد تالار (سوم آبان) چیه ؟؟؟ ... | سخنگو | 46 | 23,822 |
۵/آبان/۹۳ ۱:۴۴ آخرین ارسال: مهسا110 |
|
| ویژه تولد تالار 93 - بهترین سرصفحه تالار | mohamad | 36 | 14,600 |
۵/آبان/۹۳ ۱:۰۱ آخرین ارسال: Agha sayyed |
|





![[تصویر: bes01.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8144394742/bes01.jpg)
![[تصویر: 08.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8143582642/08.jpg)
![[تصویر: hotcheirmahdi59.gif]](http://s5.picofile.com/file/8146655268/hotcheirmahdi59.gif)





و طوری زندگی کنید که مورد رضایت اهل بیت (علیه السلام) و امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) باشه.
روز قبلشم حسابی خوردم ! اصن این حرفا نیست بابا ، نگران نباش . همون اولش که وارد خونه میشی سخته ، بعد اگه همه چی خوب پیش بره دیگه استرس نداری
و همچنین آقا داماد محترم چون شروع زندگی هست نه جرات حرف زدن داره نه چیزی ، واقعا خیلی سخته؟ 
حالا اگه منظورتون این نوع ترسه
اصلن شمال خیلی مدیر و ناظر پروره !!



