|
چرا امامان معصوم اند؟
|
|
۲۲:۴۲, ۱۵/آبان/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/آبان/۹۳ ۱۸:۳۱ توسط مصباح.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
با سلام.
همه ما با ضرورت وجود امام برای امت و معصوم بودن امام آگاهیم. امروز یکی از دوستان یک سوال پرسید که به فکر فرو رفتم. چرا امامان از بدو تولد گناه نمی کنند. از یکی از دوستان دیگر پرسیدم گفتش که خدا به امامان معرفت الهی داده است پس به همین دلیل عاقبت کار ها رو میبینند و گناه نمی کنند . سوالی که من دارم اینه که چرا خدا به امامان معرفت خودش رو داده ولی به ما نداده؟ یا اگرم داده چرا ما نمی تونیم مثل امامان برخورد کنیم و عاقبت کار ها را ببینیم؟ چرا ما هیچ وقت نمیتونیم مثل یک امام بشیم؟ مثال : " یک بچه نمی دونه که بخاری داغه و تا وقتی بهش دست نزنه، شک و تردید داره و دوست داره که به بخاری دست بزنه. داستان ما هم اینجوریه. " این کار یک جور پارتی بازی محسوب میشه که خدا چیزی که مایه سعادت هست رو به کسی بده و به کسی نده . -=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-== پ.ن ناظر : جواب کامل در این ارسال (۱۶/آبان/۹۳ ۱۶:۰۱)حسن.س. نوشته است: |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۰:۱۸, ۱۶/آبان/۹۳
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
|
۰:۴۲, ۱۶/آبان/۹۳
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
سلام
همه مردم بهره ای از عصمت دارند ، منتها در این 14 نفر عصمت به حد نهایی رسیده. من و شما هم معصوم هستیم نسبت به بسیاری از اعمال ناشایست (مثل این که با سوزن چشم یک کودک بی گناه رو سوراخ سوراخ کنیم) ، یک مرجع تقلید معصوم هست از دروغ گفتن ، حضرت زینب سلام الله علیها معصوم بودند از گناه ، حتی داشتیم بزرگانی که در طول عمر یک مکروه هم نداشتند،یک کلاسپنجمی معصومه از این خطا که 2 ضربدر 2 رو 4 بدونه ، یک استاد دانشگاه معصوم هست از این که قائل به ظهور ماده از غیر ماده یا انرژی باشه اما بزرگان دینی ما که14 نفر باشند به دلیل علم بالاشون معصوم از هر خطا و اشتباه هستند ، دلیل عصمت علم هست و معصوم بدون علم نمی تونه معصوم باشه. |
|||
|
|
۱:۰۷, ۱۶/آبان/۹۳
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
يک کلاس پنجمي ياد گرفته دو ضربدر دو ميشه چهار. استاد دانشگاه هم همينطور. اما امامان ما رو خدا بهشون داده. يکي لاغر بدنيا مياد . اما يکي چاق بدنيا مياد و با کلي تلاش خودشو لاغر ميکنه. فکر کنم رسونده باشم مطلبو
|
|||
|
۱:۲۷, ۱۶/آبان/۹۳
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
سلام
ائمه علیهم السلام هم رندم انتخاب نشدند شاید الآن سخت باشه بیانش ، اما باید بدونید جهان هستی توسط ایشان (به واسطه) ساخته شده و خداوند نور اون ها رو به صورت انسان بروز داده ، و الا پیش از خلقت آدم علیه السلام که پدر ائمه علیهم السلام هستند ، پنحتن خلق شده بودند ، و حتی قبل از خلقت فرشتگان و زمین و آسمان و .... به واقع ایشان وسیله اولیه هستند که خداوند اون ها رو خلق کرده و از اون ها استفاده کرده. لذا نمی تونید انتظار داشته باشیم ایشان هم علمشون در حد ما باشه و اکتسابی باشه.ولی خوب این انوار وقتی به قالب بشر در اومدند مشخصات بشری دارند ، لیکن علمشون بهشون عصمت داده. در ضمن خود ایشان گفتند صبر شیعیان ما ارزشش از صبر ما بیشتره و این که ما هم می تونیم در بهشت در درجه ای مشابه ایشان باشیم بالواقع خدا به اندازه چیزی که داده طلب می کنه، و قرار نیست ارزش نماز دست و پا شکسته ما که با تمام تلاش بهش رسیدیم با نماز کامل اون ها فرق چندانی داشته باشه.یعنی خداوند به کوشش ما پاداش می ده نه به نتیجه کوشش ما.ما مامور به وظیفه هستیم نه مامور به نتیجه. |
|||
|
|
۲:۰۸, ۱۶/آبان/۹۳
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
نقل قول:ائمه علیهم السلام هم رندم انتخاب نشدندیاد پرومته افتادم. از حرف های شما استنباط می کنم که ائمه از جنس آدمی نیستن. پس چطوری الگوی ما هستن؟ الگوی انسان چطور می تونه از جنس غیر انسان باشه؟ نقل قول:بالواقع خدا به اندازه چیزی که داده طلب می کنه، و قرار نیست ارزش نماز دست و پا شکسته ما که با تمام تلاش بهش رسیدیم با نماز کامل اون ها فرق چندانی داشته باشه.یعنی خداوند به کوشش ما پاداش می ده نه به نتیجه کوشش ما.ما مامور به وظیفه هستیم نه مامور به نتیجه.یه واحد اندازه گیری هست که ما بهش می گیم «حس و حال» مضحک نیست خیلی هم جدیه فرض کنید من و شما دو تا سرباز هستیم در خدمت یک فرمانده این فرمانده موقع عملیات به ما می گه یه نقطه هست و ما هرکدوم باید از یه راهی به اون نقطه برسیم. راه هامون هم متفاوت باید باشه. راه اول: سخت، سنگین، پر از تله های قوی راه دوم: روشن، با تله های ضعیف حالا مونده به حس و حال ما! مثلا من حس و حالم پایینه و آسونه رو انتخاب می کنم. اونی که معصومه سخته رو انتخاب می کنه. اما یه سوال. این حس و حال چیه؟ چی باعث شده که حس و حال من کم باشه و حس حال معصوم زیاد باشه؟ چراکه حس و حال اکتسابی نیست. ذاتی هست. حالا فرض می کنیم حس و حال هم اکتسابی باشه. پس یه صفت x ای وجود داره که به معصوم کمک کرده حس و حالش رو بالا ببره ولی به من کمک نکرده. اگه x هم اکتسابی باشه... متوجه شدین؟ این زنجیره در انتها به یه صفت غیر اکتسابی و ذاتی می رسه. به یه صفتی که قبل از تولد انسان در اون قرار داده شده. جریان این صفت ذاتی که قبل از تولد در بین من و معصوم فرق گذاشته چیه؟ به عدل الهی خدشه وارد نمی کنه؟ |
|||
|
|
۲:۱۹, ۱۶/آبان/۹۳
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
(۱۵/آبان/۹۳ ۲۲:۴۲)Kol نوشته است: با سلام.سلام دوستان یک سوال خدا بزرگتر میخواد؟ ![]() دلش خواسته به یکی چنین چیزی رو بده کسی میتونه بگه چرا به من ندادی به اون دادی؟ ![]() من میگم منم معصومم ولی از عصمتی که دارم پا پیش میزارم بخاطر نفس خودم و چون نمیتونم جلو نفسم رو بگیرم گناه و خطا و اشتباه میکنم. نمیخوام بحث رو سخت کنم ولی یه تفکر کنین که تو عالم در چه گذشت به ما و ما چه قولی دادیم و چه شدیم. بعدشم ، خدا ایا عالم مطلق هست و به همه اتفاقات و حوادث و اعمال و فتارها اگاه هست. حالا چون میدونسته که کیا چیکار میکنن و چه میشن ، به این عزیز دوردونه های خودش عصمت داده. البته بگم ما هم به بعضی کارها و رفتارها عصمت داریم.ولی نه معنای تام و کاملش. پیشنهاد میکنم این دو لینک رو هم مطالعه بفرمایید برای نمونه چه ضرورتی دارد که امام معصوم باشد و چگونه مشخص میشود که امام معصوم است؟ چه دلیلی بر انحصار عصمت در امامان و پیامبران وجود داره؟بعدشم ، خدا علم به این بزرگواران داده .علم این بزرگواران مانع از انجام فعل خطا میشه. شما فکر کن تو یک کلاس همه 20 میشن اما یکی از شاگردا رو علاوه بر نمره 20 یک شکلات هم معلم بهش میده. کسی میتونه بگه که چرا به اون دادی به من ندادی؟ ممکنه بگین ولی معلم میگه دلم خواست و چیزی در او دیدم که در بقیه ندیدم. حالا اگه به این شک داریم که چرا من رو خدا در این مقام قرار نداد باید به علم خدا شک کرد و اگر به علم خدا یقین داشته باشیم میشه خیلی راحت فهمید که حتما حکمت و علتی داشته. شما پا فراتر بزار که چطور حضرت عیسی در گهواره به سخن اومد و ادعای نبوت و داشتن کتاب کرد ، ایا انبیا نباید معصوم باشن؟امام هم معصوم است نه اینکه جون پیامبر معصوم است ، بلکه مسئوول هدایت بشر است و نباید قول و فعلش خلاف امر و حکم خدا باشه .اگه خدا کسی رو که درشان این کار نیست برای هدایت من قرار بده به حکیم بودن خدا شک میکنم. پ.ن : در کل امام معصوم است چون خدا خواسته.خدا هرکاری بخواد بکنه به کسی جواب پس نمیده . نگاهی به بحث عالم ذر هم داشته باشین که چه پیمانی از ما گرفته شد و ما چقدر پایبند بودیم . |
|||
|
|
۳:۰۰, ۱۶/آبان/۹۳
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
|
دیدین سر کلاس درس، ی سریها خنگ تر هستن، ی سری ها باهوش تر
برای ی سری ها باید ده بار ی مطلب رو توضیح داد، اما یکی همون بار اول میفهمه و مسئله رو حل می کنه و مسئله های سخت تر میخواد خب این تفاوت از کجا ناشی میشه ؟ ![]() درک ماها از گناه هم همینطوریه ... یکی بهتر درکش می کنه، یکی درکش در حد من و امثال منه ی جایی خوندم : از امام پرسیدن شما چطوری گناه نمی کنین، حتی فکر گناه کردن هم ب سرتون نمیزنه ایشون فرمودن : مگه تو ب ذهنت خطور می کنه ک بری سرت رو بکنی توی سطل زباله و ... این همون تفاوته ست ک باعث شده امامها، امام بشن و معصوم البته، وقتی کسی تا ی حدی پیش بره، از اون ب بعد بخشش های خدا شاملش میشه و ادامه راه رو خدا دستش میگیره ... فکر می کنم اینطور نبوده ک کلا توی آسایش و آرامش ِ گناه نکردن بزرگ شده باشن چراکه " خدا خواسته" ... تا ی مرحله ای رو خودشون باید پیش برن، از اون ب بعد رو خدا خودش کمک می کنه ... پ.ن : بدون منبع
|
|||
|
|
۱۱:۰۰, ۱۶/آبان/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/آبان/۹۳ ۱۱:۰۲ توسط Kol.)
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
نقل قول:شما فکر کن تو یک کلاس همه 20 میشن اما یکی از شاگردا رو علاوه بر نمره 20 یک شکلات هم معلم بهش میده. "دلم خواست " جوابه؟ یا اینکه میگید خدا از آینده خبر داشت و میدونسته همه چیو ولی آیا این دلیل میشه که به ما شکلات رو نده؟ مثل این میمونه که معلم قبل امتحان بیاد به چند نفر شکلات بده. بگه بقیه شما که ظرفیت 20 گرفتن ندارید. اصلا حق با معلم هم باشه اینا ظرفیت ندارند ولی این معلم بوده که به شاگردا درس داده و همش نمیتونه با ذات شاگرد برگرده. نقل قول:ائمه علیهم السلام هم رندم انتخاب نشدندنمیدونم چرا یاد حرف های داروین درباره انتخاب طبیعی افتادم. |
|||
|
|
۱۱:۲۶, ۱۶/آبان/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/آبان/۹۳ ۱۱:۲۷ توسط مصباح.)
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
(۱۶/آبان/۹۳ ۱۱:۰۰)Kol نوشته است: "دلم خواست " جوابه؟ با اینکه طولانیه، ولی لطفا دقیق دقیق بخونید که به جواب رسیدنتون خیلی کمک می کنه : حضرت فاطمه (سلام الله علیها) می فرمایند: خداوند سبحان شرك را (در امور مختلف ) حرام گرداند تا آن كه همگان به ربوبيّت او تن در دهند و به سعادت نائل آيند.(فرازی از خطبه فدکیه حضرت) و اين اعتراف به ربوبیت پروردگار همان تكليفي است كه خداي متعال از تمامي مراتب عالم و رتبه هاي خلقت متناسب با ظرفيت وجوديشان از آنها خواسته است، تا اینکه در تمامي حالات تنها خدا را پرستش کنند و در همه حال تسليم محض او باشند: وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَني آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى شَهِدْنا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هذا غافِلينَ (اعراف-172)
و زمانى كه پروردگارت از پشت و صلب فرزندان آدم، ذريه آنها را برگرفت و آنها را گواه بر خويشتن ساخت و فرمود: «آيا من پروردگار شما نيستم؟» گفتند: «آرى، گواهى مى دهيم!» (چنين كرد تا مبادا) روز رستاخيز بگوييد: «ما از اين امر، غافل بوديم وپيشگام تمامي مخلوقات خداوند كه نسبت به اين ميثاق الهي به نحو تمام و کمال عهد گذارده اند و ولايت الهيه را در تمامي شؤون پذيرفته اند، شخص نبي مكرم اسلام (صلوات ا... علیه) و اهل بيت عصمت و طهارت ايشان (علیهم السلام) مي باشند. امام صادق عليه السّلام فرمود: از رسول خدا (صلى اللَّه عليه وآله) پرسيدند به چه علت از همه فرزندان آدم پيش افتادى؟ فرمود: زيرا من نخستين اقراركننده به پروردگارم بودم، خدا از پيغمبران پيمان گرفت و آنها را بر خودشان گواه ساخت كه مگر من پروردگار شما نيستم؟ گفتند: چرا، در آنجا من نخستين پاسخ دهنده بودم (اصول كافى-ترجمه مصطفوى، ج3،کتاب ایمان و کفر ص: 19) از آنجا که انوار پاك چهارده معصوم نخستین اقرار کنندگان بر اين ميثاق بودند و مختارانه اراده خود را فانی در اراده حق تعالی کرده اند و راضی به رضایت و مشیت پروردگار به طور تمام و کمال شده اند. به همين خاطر اين شايستگي را در محضر ربوبي يافتند كه مجراي ولايت الهيه در عالم شوند. «نحن محالّ مشيّة ا... » ما جايگاه اراده و خواست خداييم (فرازی از دعای صباح) در نتیجه ميثاق ولايت ايشان از تمامي عوالم گرفته شد. در این خصوص در ذیل آیه شریفه ی: وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَني آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى شَهِدْنا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هذا غافِلينَ (172-اعراف) و آن گاه كه پروردگار تو از بنى آدم، از صلبشان اولادشان را برگرفت و آنها را بر خودشان گواه گرفت كه آيا من پروردگار شما نيستم؟ همه آنها گفتند: چرا، گواهى داديم. (خدا چنين كرد) تا مبادا در روز قيامت بگوييد: ما از اين غافل بوديم. حضرت امام صادق علیه السلام به صحابی بزرگ خود داود رِقیّ فرمودند: هنگامی که خدای بزرگ اراده کرد مخلوقات را بیافریند، آنان را آفرید و در مقابل پراکنده ساخت، آنگاه به آنان گفت: پروردگار شما کیست؟ پس اول کسی که سخن گفت: رسول خدا، امیرالمومنین و ائمه صلوات الله علیه بودند. آنان گفتند: خدایا تو پروردگار ما هستی و لذا خداوند آنان را حامل علم و دین خود فرمود. آنگاه به ملائکه فرمود: اینان حاملان دین و علم من بوده و امین من در میان خلقم هستند و درباره ی آنان پرسش خواهد شد! آنگاه خدا به ارواح آدمیزادگان گفت: به ربوبیت خدا و لزوم اطاعت و ولایت این افراد (اهل بیت) اقرار کنید... سپس فرمود ای داود، ولایت ما در عالم میثاق (قبل از دنیا) مورد تأکید بوده است. بحار ج 5/ص244/ح33 پ.ن : از پست های جناب علی 110 . |
|||
|
|
۱۲:۱۳, ۱۶/آبان/۹۳
شماره ارسال: #20
|
|||
|
|||
نقل قول:از آنجا که انوار پاك چهارده معصوم نخستین اقرار کنندگان بر اين ميثاق بودند و مختارانه اراده خود را فانی در اراده حق تعالی کرده اند و راضی به رضایت و مشیت پروردگار به طور تمام و کمال شده اند. به همين خاطر اين شايستگي را در محضر ربوبي يافتند كه مجراي ولايت الهيه در عالم شوند.من متوجه نشدم یعنی ما هم بودیم اونها هم بودن بعدش چون اون ها به توحید اقرار کردن، خداوند اونا رو ولی قرار داد و تکریم کرد؟ خوب ما چه مرگمون بوده که قبل از اونا به توحید اقرار نکردیم؟ |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |





![[تصویر: SquareToTriangle.gif]](http://www.puzzles.com/puzzleplayground/SquareToTriangle/SquareToTriangle.gif)









