کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 3 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
چرا امامان معصوم اند؟
۲۲:۴۲, ۱۵/آبان/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/آبان/۹۳ ۱۸:۳۱ توسط مصباح.)
شماره ارسال: #1
آواتار
با سلام.
همه ما با ضرورت وجود امام برای امت و معصوم بودن امام آگاهیم.
امروز یکی از دوستان یک سوال پرسید که به فکر فرو رفتم.
چرا امامان از بدو تولد گناه نمی کنند. از یکی از دوستان دیگر پرسیدم گفتش که خدا به امامان معرفت الهی داده است پس به همین دلیل عاقبت کار ها رو میبینند و گناه نمی کنند .
سوالی که من دارم اینه که چرا خدا به امامان معرفت خودش رو داده ولی به ما نداده؟ یا اگرم داده چرا ما نمی تونیم مثل امامان برخورد کنیم و عاقبت کار ها را ببینیم؟ چرا ما هیچ وقت نمیتونیم مثل یک امام بشیم؟
مثال :
" یک بچه نمی دونه که بخاری داغه و تا وقتی بهش دست نزنه، شک و تردید داره و دوست داره که به بخاری دست بزنه. داستان ما هم اینجوریه. "
این کار یک جور پارتی بازی محسوب میشه که خدا چیزی که مایه سعادت هست رو به کسی بده و به کسی نده .

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-==

پ.ن ناظر : جواب کامل در این ارسال

(۱۶/آبان/۹۳ ۱۶:۰۱)حسن.س. نوشته است:  
اساتید بزرگوار بنده یک مثال بزنم از جنبه ی پایین تری از سوال بالا تا بعد به خود سوال اشاره کنم! صفاتی که در مثالم عرض می کنم غلط است اما برای تقریب به ذهن چاره ای نیست.

می شود سوال بالا را طور دیگری پرسید که چرا مثلا فلانی عقل بالایی دارد (مثلا اگر شاخص را 100 بگریم عقلش 99 است اما من مثلا 50 است) یا چرا فلانی مهربان است (مثلا 99 است در مهربانی و من 50 هستم) ولی من اینگونه نیستم؟ آیا این عدالت است؟

ببینید استاد گرامی آقا محمد هادی یک نکته ی اساسی را گفتند ولی چون کمی فلسفی فرمودند شاید خوب فهم نشد؛ من کمی شرحش می دهم شاید درست ادراک شود:

خوب عنایت کنید شما چه هستید؟ شما مجموع آنچه که به شما داده شده هستید. خوب بفهمید من چه عرض می کنم:مثلا آقای KOl برابر است= با 70 قسمت عقل+ 80 قسمت مهربانی+ 50 قسمت شجاعت+..... حالا اگر در یکی از این قسمت بندی ها مثلا در عقل بشود 80 دیگر اصلا آقای KOl نيست بلكه مثلا آقای GOl است. خوب دقت کنید چه می گویم. اگر همه بگویند چرا ما همه مثل معصومین ع نیستیم آن وقت فقط یک نفر بیشتر در عالم نبود آن هم معصوم بود. دیگر بقیه نبودند. متوجه هستید؟! مثلا اگر مثلث به مربع اعتراض کند که چرا من یک ضلع کمتر از تو دارم و این عدالت خدا را زیر سوال می برد جوابش این است که اگر تو یک ضلع دیگر داشتی دیگر تویی به اسم مثلث وجود نداشت که اصلا اعتراض کند. خوب بفهم مثلث جان!

[تصویر: SquareToTriangle.gif]
حالا بالعکس این تفکر چه است که در بعضی از امثال ما دیده می شود؟ اینکه ما یک چیزی هستیم و بعد عقل و شجاعت و غیره به ما افزوده می شود. این غلط است. ما همان مجموع این ها هستیم. اگر همه بخواهند عقلشان مثل معصوم باشد و شجاعتشان مثل معصوم همه می شوند معصوم و تنها یک نفر در دنیا حاصل می شود و آن معصوم است. فقط یک نفر و تمام. دیگر نمی شود 7 میلیارد نفر!

اینکه می گویند ما در عالم ذر همینطور که هستیم از خدا خواستیم ما را خلق کند مقصود همچنین چیزی که گفتم. حالا فقط می شود یک اعتراض نمود که خدایا چرا من را خلق کردی؟ مولوی خوب می فرمایند: ما نبودیم و تقاضامان نبود لطف تو نا گفته ی ما می شنود. شاید کسی جواب دهد ما خودمان خواستیم؟ بعد یکی اعتراض کند اصلا مایی نبودیم که بخواهیم بگوییم ما را خلق بفرما. اعتراضش بد نیست ولی من از مثلا آقای KOl می پرسم شما حقیقتا می خواستید اصلا نباشید یا حداقل به همین شکلی که هستید باشید؟ اگر بگویید دوست داشتم طور دیگر باشم اونوقت عرض می شود که جوابش را در بالا دادم. آن طور دیگر اصلا شما نبودید. بلکه مثلا آقای ایکس متولد سال 1246 در غرب اصفهان می شد! دیگری شمایی نبودید. شاید برای کسی که زندگی اش مثل یزید شده بگوید که نه من چرا باید می خواستم که باشم و یزید بشوم و امام حسین ع را را بکشم. اما من عرض می کنم این یزید همین یزید بودنش را می خواسته! کمی توضیحش اشراقی است؛ علامه حسن زاده یک مثال خوبی می زدند؛ می فرمودند (مضمون):" می شود مثلا پنجره اعتراض کند که چرا من پنجره هستم؟! آخر وقتی خانه بنا می شود جزوه ذاتش پنجره است، این که اعتراض ندارد." حقیقتا هم بودن ما در عالم ذاتی عالم است و یواشکی می گویم اصلا دست خدا هم نبوده! اقتضای ظهور او این عالم بوده است چون خودش را ظاهر نموده است و خودش را هم که خودش خلق نکرده است. پس اصلا جای اعتراض به خدا هم نیست!!!! دیگر کار خیلی دارد ناجور می شود تمامش کنم (فقط عرض کنم این ها که گفتم جنبه ی تکوینی عالم بود نه تشریعی. یک وقت اشتباه نشود و بگوییم که چون شر ذاتی عالم ماده است پس شخصی که مصداق آن می شود مجبور است. سخنم این بود که حقیقت شر در عالم ماده-مثل قاتل امام حسین ع بودن- ذاتی آن است ولی اینکه شخصی این قاتل بودن را انتخاب می کند به اختیار خداوند کاملا مختار است و با جبر و این ها اصلا اشتباه نشود. اینجا همان بحث امر بین امرین است؛ در اینجا طی چندین ارسال با جناب دیدگاه نوین بحث خوبی در این باره داشتیم.)....

نمی دانم مبهم تر شد یا بهتر شد؟Dodgy
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: آفتاب ، محمدهادی ، نورالسادات ، Eve ، Anti gods
۲۲:۴۴, ۱۵/آبان/۹۳
شماره ارسال: #2
آواتار
این سوال مثل اینه که بگیم چرا آسمون، زمین نشده و چرا زمین مریخ نشده.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: آفتاب ، سید ابراهیم ، mahdy30na ، نورالسادات
۲۲:۵۱, ۱۵/آبان/۹۳
شماره ارسال: #3
آواتار
(۱۵/آبان/۹۳ ۲۲:۴۴)محمدهادی نوشته است:  این سوال مثل اینه که بگیم چرا آسمون، زمین نشده و چرا زمین مریخ نشده.

آسمان زمین نیست. ولی امام ها انسان هستند و مثل ما. و اینکه مریخ چه برتری نسبت به زمین داره؟ ولی امامان نسبت به ما برتر هستند از همون اول خلقت.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۲:۵۸, ۱۵/آبان/۹۳
شماره ارسال: #4
آواتار
بله این مطلب شما زمانی صحیحه که بگوییم همه ما انسانیم و این از رسوخ یک نوع تفکر اصالت ماهوی شکل می گیره.
در حالیکه ما هر کداممان یک فرد خاص در نظام هستی هستیم.
انسان، نوع نیست بلکه جنسه. هر فردی از انسان به تعبیر شما، خودش یک ماهیت خاصه که براش اسم نداریم به تعبیر دقیق.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Kol ، سید ابراهیم ، m.hossein ، نورالسادات
۲۳:۰۴, ۱۵/آبان/۹۳
شماره ارسال: #5
آواتار
(۱۵/آبان/۹۳ ۲۲:۵۸)محمدهادی نوشته است:  بله این مطلب شما زمانی صحیحه که بگوییم همه ما انسانیم و این از رسوخ یک نوع تفکر اصالت ماهوی شکل می گیره.
در حالیکه ما هر کداممان یک فرد خاص در نظام هستی هستیم.
انسان، نوع نیست بلکه جنسه. هر فردی از انسان به تعبیر شما، خودش یک ماهیت خاصه که براش اسم نداریم به تعبیر دقیق.

یا علی مدد هادی جان سخت ترش نکن. Angel

بحث را فلسفی نکنید، اگر بشود خیلی ساده و کلامی پاسخ بگوییم چی؟

امضای سید ابراهیم
[تصویر: 70398176744835468767.png]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مصباح ، آفتاب ، Kol ، محمدهادی ، m.hossein ، Eve ، حضرت عشق
۲۳:۰۷, ۱۵/آبان/۹۳
شماره ارسال: #6
آواتار
این مطلب هم درست. ولی آیا این قانع کنندست؟ فرض کنید این سوال رو یک خارجی بپرسه . هر چیزی یک دلیلی داره و همین مثال شما که چرا زمین مریخ نشده هم دلیلی داره.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: آفتاب ، نورالسادات
۲۳:۰۹, ۱۵/آبان/۹۳
شماره ارسال: #7
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

(۱۵/آبان/۹۳ ۲۲:۴۲)Kol نوشته است:  چرا امامان از بدو تولد گناه نمی کنند. از یکی از دوستان دیگر پرسیدم گفتش که خدا به امامان معرفت الهی داده است پس به همین دلیل عاقبت کار ها رو میبینند و گناه نمی کنند .
سوالی که من دارم اینه که چرا خدا به امامان معرفت خودش رو داده ولی به ما نداده؟ یا اگرم داده چرا ما نمی تونیم مثل امامان برخورد کنیم و عاقبت کار ها را ببینیم؟ چرا ما هیچ وقت نمیتونیم مثل یک امام بشیم؟

ببینید معصوم بودن به معنی مجبور بودن برای انجام وظایف و تکالیف و ترک گناها نیستش.
اتفاقا این معصومیت، مسئولیتشون رو سنگینتر می کنه و بالتبع پاداش و عقاب مضاعف رو برای فردی که این عنایت بهش شده داره (البته این شخص معصوم با حسن انتخاب خودش دنبال کارهای مستحق کیفر نمی ره)
یعنی این نیست که بگیم خدا انسان معصوم رو جبرا از گناه حفظ می کنه و اختیار رو از او می گیره.


.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: محمدهادی ، آفتاب ، m.hossein ، سید ابراهیم ، نورالسادات ، حضرت عشق ، Anti gods
۲۳:۱۲, ۱۵/آبان/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/آبان/۹۳ ۲۳:۱۴ توسط محمدهادی.)
شماره ارسال: #8
آواتار
(۱۵/آبان/۹۳ ۲۳:۰۹)مصباح نوشته است:  یعنی این نیست که بگیم خدا انسان معصوم رو جبرا از گناه حفظ می کنه و اختیار رو از او می گیره.


فرمایشتون صحیحه، ولی مقصود جناب kol این نیست،به نظرم میاید که ایشون می گه اصلا چرا معصوم باید بتونه اختیار کنه که گناه نکنه ولی من نتونم؟

(۱۵/آبان/۹۳ ۲۳:۰۷)Kol نوشته است:  این مطلب هم درست. ولی آیا این قانع کنندست؟ فرض کنید این سوال رو یک خارجی بپرسه . هر چیزی یک دلیلی داره و همین مثال شما که چرا زمین مریخ نشده هم دلیلی داره.


بله دلیلش اینه که در علم ازلی حضرت حق، زمین زمین بوده و مریخ مریخ.و هر کدام اقتضای ظهور اسمی از اسماءالله هستند به تعبیر اهل معرفت.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مصباح ، Kol ، سید ابراهیم ، نورالسادات
۲۳:۳۸, ۱۵/آبان/۹۳
شماره ارسال: #9
آواتار
من اين حرف شما رو نفهميدم. علم الهي اين وسط چيه؟ مپ درس فلسفه نخوندم لطفا ساده بگيد .
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: محمدهادی
۲۳:۴۱, ۱۵/آبان/۹۳
شماره ارسال: #10
آواتار
همه موجودات عالم از علم خداوند ناشی می شن؛ ما من شیء الا عندنا خزاینه و ما ننزله الا بقدر معلوم
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مصباح
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا