|
زمینه سازی دموکراسی _ سه کلید حقوق بشر در اسلام
|
|
۷:۲۳, ۱/شهریور/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/شهریور/۹۴ ۹:۲۲ توسط سید ابراهیم.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
کلید نخست: حکومت «ملک مشاع» همه شهروندان است.
برخی از فقها به این نکته اشاره کردهاند که حکومت «ملک مشاع» (مشترک) همه شهروندان است. کسی بدون اجازه مالک، حق تصرف در ملک را ندارد و حکومتی که برقرار میشود باید از جانب همه مردم باشد و حقوق همهی شهروندان را فارغ از دین و مذهب، به رسمیت بشناسد؛ زیرا در صورتی حاکم میتواند وکالت مردم را بپذیرد که همه موکلان به تصرف او در حکومت راضی باشند و این امر بدون رضایت و دادن حقوق اقلیّتهای مختلف، امکانپذیر نیست. آقای مهدی حائری در کتاب «حکمت و حکومت» و آقای محسن کدیور در بخش دوم کتاب «در محضر فقیه آزاده» و بخش چهارم کتاب «شریعت و سیاست» این نظریه را مطرح کردهاند. کلید دوم: تقدّم عدالت بر دیانت آیه ۲۵ از سوره حدید در قرآن نشان میدهد که عدالت از اهداف اصلی بعثت پیامبران الهی بوده است. «لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط…»؛ ما پیامبران خویش را با دلایل روشن فرستادیم و با آنها کتاب و معیار فرود آوردیم تا مردم عدل و قسط را به پا دارند. لااقل در میان فقهای شیعه، اجماع بر این است که اصول دین قابل تقلید نیست و حتماً باید بهوسیلهی عقل، اصول دین را پذیرفت. عدالت به عنوان یکی از اصول دین اسلام (مذهب شیعه) در میان فقهای شیعه همواره مطرح بوده است. تقدّم اصول بر فروع، امری بدیهی است. فروع دین در سایهی اصول و پس از اصول دین پذیرفته و شناخته میشوند. درواقع، سپهر عقلانیت و عدالت همواره مقدّم بر دیانت (که غالباً با فروع شناخته میشود.) بوده است. م ک نیز در دو سخنرانی خود با عنوان «امامت و اعتدال دینی» و «ممیزات تشیع» میگوید که دین تابع عدالت است و نه عدالت تابع دین. چنانکه م ک در بخش اول کتاب «حق الناس» با عنوان «مبادی بحث اسلام و حقوق بشر» مینویسد: «از آنجا که عدالت مقیاس دین است و نه دین مقیاس عدالت، و از آنجا که عقلایی بودن مقیاس حوزه اجتماعیات و فقه معاملات است، میتوان نتیجه گرفت که احکام فقهی تا زمانی که بر مقتضای عدالت باشند و سیره عقلا بر خلاف آن ها نباشد، دارای اعتبار و حجیت هستند. آیا در مذهب عدلیه میتوان احکامی برخلاف سیره عقلا و منافی ضوابط عدالت را شرعی و دینی دانست؟ مخالفت یقینی حکمی با سیره عقلا یا تنافی با ضوابط عدالت یا اثبات بیشتر بودن مفاسد از مصالح، کاشف از موقت بودن و غیردائمی بودن چنین احکامی است. یعنی چنین احکامی از تشریعات متناسب با مقتضیات عصر نزول بوده است نه از تشریعات دائمی و ثابت شارع. فلسفه وجود چنین احکامی در متن کتاب و سنت لزوم حل مشکلات عصر نزول و زمانهای مشابه است.» آقای م.ک چنین ادامه میدهد: «اگر افرادی این گونه احکام مقید به مقتضیات زمان و مکان عصر نزول را احکام دائمی و ثابت اسلامی بپندارند، معنای دین، هدف بعثت و روح اسلام را درک نکرده اند. اسلام معنوی یعنی توجه جدی به اهداف و غایات متعالی دین و معنای اسلام. یعنی اینکه احکام و قالبهای عملی را برتر از اهداف و غایات دین ندانیم و یقین بدانیم که احکام مطلوب، بالعرض و غایات، مطلوب بالذات هستند.» مرحوم مرتضی مطهری نیز به همین مساله اشاره داشته است. او مینویسد: «ای عجب که دیگران به روح اسلامی نزدیک میشوند ولی فقهای ما توجه ندارند که اصل «إِنَّ اللّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسَانِ» به منزله روح و مشخص سایر مقررات حقوق اسلامی است و لهذا بر ظواهر و قوالب جمود میکنند و روح را از دست میدهند.»۱ عقلانیّت در اندیشه آیتالله محمدحسین طباطبایی نیز جایگاه ویژه خود را داشته و سبب شده است که او نگرش اخباری علامه مجلسی را، مورد انتقاد قرار دهد.۳,۲ در اینجا فقط و یه یک پرسش و پاسخ بین هانری کُربن (Henry Corbin)، فیلسوف، شرقشناس، ایرانشناس و اسلامشناس فرانسوی و علامه طباطبایی در مورد تعارض عقل و نقل بسنده کرده و مطالعه بیشتر را به خواننده واگذار میکنم. هانری کُربن: «در صورت پیدایش اختلاف میان عقل و میان کتاب و سنت چه می کنید؟» محمد حسین طباطبایی: «در صورتی که کتاب صریحاً نظر عقل را امضا و تصدیق نموده و به آن حجیت داده است، هرگز اختلاف نظر در میان آنها پیدا نخواهد شد و برهان عقلی نیز در زمینه فرض حقیقت کتاب و واقع بینی عقل صریح، همین نتیجه را می دهد؛ زیرا فرض دو امر واقعی متناقض، متصور نیست و اگر احیانا فرض شود که دلیل عقلی قطعی با دلیل نقلی، معارض بیفتد، چون دلالت دلیل نقلی، از راه ظهور ظنی لفظ خواهد بود، با دلیل قطعی الدلاله معارضه نخواهد نمود و عملا نیز موردی برای چنین اختلافی وجود ندارد.» ۵,۴ جمله علامه طباطبایی به روشنی نشان میدهد که در صورت تعارض احتمالی عقل و نقل، دلیل نقلی نمیتواند بر دلیل قطعی که عقل باشد، معارضه کند. با توضیحات بالا تقدّم عدالت بر دین و همچنین تقدّم دلایل عقلی بر دلایل نقلی به اختصار نشان داده شد. طبیعتاً بسیاری از مسائل حقوق بشری ریشه در درک انسان امروز از عدالت دارد. انسانی که علیرغم احترام به پیشینیان خود، نمیخواهد همچون آنها بیندیشد. طبیعتاً انسان امروز درک متفاوتی از عدالت دارد و شریعت نیز با انعطافپذیری ذاتی خود، میتواند درک انسان امروز از عدالت را به رسمیت بشناسد. |
|||
|
| آغاز صفحه 7 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۹:۳۳, ۲۲/شهریور/۹۴
شماره ارسال: #61
|
|||
|
|||
|
سلام دوست خوبم آقای میرزا
من نمیتوانم جهت دهی بحث آقای عمار را حدس بزنم متاسفانه در 40 سال گذشته بشدت از این آیه سوء استفاده شد اما تفسیر آیت الله طباطبایی بنام تفسیر المیزان خط بطلانی بر این انحرافات است به نظر آیت الله طباطبایی معنی الوالامر وجود نورانی معصوم نه کس دیگری |
|||
|
۱۰:۰۳, ۲۲/شهریور/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/شهریور/۹۴ ۱۰:۵۲ توسط عمار94.)
شماره ارسال: #62
|
|||
|
|||
|
پاسخ سوالتان را با رنگ سبز مشخص كردم و اشاره هم كردم كه موضوع اينكه (اصل در اسلام چيست ) ميتواند در تاپيكي جدا بحث شود .بنده در اين تاپيك فعلا (تا اينجا و در اين بحث)حتي يك كلمه هم اشاره به مباني ديني نكرده ام چه برسد بخواهم بحث را جهت دهي كنم .
به هر حال آخرين جايي كه رسيديم اين بود نقل قول:در يك جامعه چند مدل ميتوان در نظر گرفتجنابعالي يا يك اصل را انتخاب كنيد يا اگر اصل ديگري وجود دارد اعلام كنيد يا نشان دهيد توامان ميتوان 2 اصل را انتخاب كنيد و نقل قول زير را باطل كنيد . نقل قول:مشكلي كه وجود دارد مطلق بودن گزينه هاست ، و با انتخاب يكي ديگري يا از اصالت مي افتد يا تبديل به زير مجموعه ي اصل ميشود. |
|||
|
|
۱۰:۲۷, ۲۲/شهریور/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/شهریور/۹۴ ۱۰:۳۷ توسط دوست حقیقت.)
شماره ارسال: #63
|
|||
|
|||
|
بقول آقای ویلیام من مجبور نیستم به تمام درخواست های یک شخص پاسخ مثبت دهم من مجبور نیستم کاملا او را قانع کنم
همه چیز نسبی است...آلبرت انیشتن ببینید شما نمیتونید بگید منطق همینی است که من میگم یا عقل اینگونه حکم میکند بلکه عقل و منطق آقای عمار اینگونه حکم میکند در مورد اصالت مبانی فلسفی متفاوتی وجود داره پس ما نمیتونیم بگیم فلسفه این را میگوید و این را نمیگوید بلکه یک مکتب فلسفی این را میگوید و مکتبی دیگر چیز دیگری را میگوید پس از نظر یک مکتب فلسفی اصالت یکی است و از نظر مکتبی دیگر اصالت تعدد پذیر است چون جهان شناسی و معرفت شناسی و تعریف حق و مصداق حق مکاتب با هم متفاوت است اگر هم به نتیجه نرسیدیم من نمیگویم شما غلط گفتید و من درست بلکه میگویم نظر من اینست و نظر شما چیز دیگر است من دوست دارم همه در بحث شرکت کنند دوست دارم محیطی علمی و دوستانه فراهم کرده باشم آقای عمار منبع اصالت دیگری بنام مردم سالاری اضافه کنید ببخشید دوستان فعلا با اجازه |
|||
|
۱۰:۵۰, ۲۲/شهریور/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/شهریور/۹۴ ۱۱:۱۶ توسط عمار94.)
شماره ارسال: #64
|
|||
|
|||
نقل قول: آقای عمار منبع اصالت دیگری بنام مردم سالاری اضافه کنید هدف بازي با كلمات نيست ، بحث از جايي شروع شد كه چيستي دموكراسي مورد بحث بود حال شما نميتوانيد نام دموكراسي را عوض كنيد و مردم سالاري بگذاريد ، وبعد ان را به عنوان اصل بپذيريد و با فرض اصل بودن خودش را ثابت كنيد!! اصلا بحث ميكنيم بفهميم مردم سالاري يا دموكراسي يا هر اسم ديگري كه دارد چيست؟ نه اينكه خودش را اصل بدانيم !!! اين نكته را هم در نظر بگيريد كه بنده وارد هيچ مقوله ي فلسفي نشده ام ! به هر حال اخرين نقطه ي بحث نقل قول:جنابعالي يا يك اصل را انتخاب كنيد |
|||
|
|
۱۳:۴۱, ۲۲/شهریور/۹۴
شماره ارسال: #65
|
|||
|
|||
(۲۲/شهریور/۹۴ ۹:۳۳)دوست حقیقت نوشته است: سلام دوست خوبم آقای میرزاسلام بر شما اگر فرض آیت الله طباطبایی را قبول کنیم حداقل برای مذهب شیعه , اگر اولی الامر وجود معصوم ائمه باشد پس چه اختلافی باید بین شیعه و اولی الامرش که ائمه هستند بوجود بیاید؟ تمام گفتار رفتار و اعمال آنها مصداق گفتار رفتار و اعمال پیامبر است (از دیدگاه شیعه) پس اختلافی هم نباید بوجود بیاید که نیازی به همچین آیه ای برای رفع اختلاف باشد . ناچار دو گزینه داریم 1- ائمه معصوم نیستن 2-اولی الامر منتخب شورا است و کسی که معصوم نیست حتما در مواردی با مردم به اختلاف برمیخورد لامپ کدام گزینه را روشن میکنید؟ این را هم در نظر داشته باشید که آیت الله طباطبایی معصوم نبودن و این تفسیر ایشان فصل الخطاب نیست . |
|||
|
|
۱۵:۲۰, ۲۲/شهریور/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/شهریور/۹۴ ۱۵:۴۶ توسط دوست حقیقت.)
شماره ارسال: #66
|
|||
|
|||
|
راستش من زیاد چیزی نمیدونم
فقط میدونم بعد از انقلاب یه سری گفتن که منظور از اولوالامر ولی فقیه اما این نظر بشدت مورد نقد قرار گرفت حتی در تفسیر المیزان هم گفته شده که منظور از اولوالامر وجود نورانی معصوم البته امکان دارد که نظر آیت الله طبابایی اشتباه باشد اما اینگونه استدلال میکرد...ایشون میفرمود: در حدیثی پیامبر میفرماید: اطاعت از هر انسانی در کار گناه حرام است و در این آیه خداوند دستور اطاعت مطلق از اولوالامر داده است و ما میدانیم که انسان ها بدور از خطا و گناه نیستند پس اطاعت مطلق از کسی است که بدور از گناه باشد و این کلمه بمعنی اطاعت مطلق از معصومین میباشد آقای عمار دوست عصبانی من حتی در ریاضیات هم چیزهایی وجود دارد به اسم بدیهیات مثلا کل از جزء بزرگتر است و این بدیهی است فکر میکنم حکومت مردم بر کشور خودشان جزء بدیهیات باشد و بتوانیم بعنوان یک اصل مورد استناد قرار دهیم براستی چگونه است که حکومت اکثریت بعنوان اصل پذیرفته شده است اما حکومت همه ی مردم یا مردم سالاری بعنوان اصل قابل قبول نیست ؟ بچه ها اگه میشه بهم کمک کنید من چطوری میتونم محیط دوستانه فراهم کنم؟ آقای میرزا دلیل زیبایی آوردید باید از یک قران شناس بپرسیم که آیا بخش های یک آیه لزوما با هم در ارتباط هستند؟ آیا ما میتوانیم بخش اطاعت از خدا و پیامبر و اولوالامر را یک بخش حساب کنیم و بخش اگر نزاعی پیش آمد به خدا واگذار کنید را بخش جداگانه و غیر مرتبط حساب کنیم؟ اگر دو بخش آیه بهم مرتبط باشد پس منظور از اولوالامر حاکم منتخب مردم و اگر دو بخش جداگانه باشد پس منظور معصومین است |
|||
|
۱۶:۰۹, ۲۲/شهریور/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/شهریور/۹۴ ۱۶:۱۱ توسط عمار94.)
شماره ارسال: #67
|
|||
|
|||
(۲۲/شهریور/۹۴ ۱۵:۲۰)دوست حقیقت نوشته است: فکر میکنم حکومت مردم بر کشور خودشان جزء بدیهیات باشد و بتوانیم بعنوان یک اصل مورد استناد قرار دهیمببينيد در اينجا اصلا حرف سر انتخاب مردم نيست نقل قول: 1.بدون حاكميت باشد مردم ميتوانند خواستار 1. عدم حاكميت باشند 2. حكومت اكثريت باشند 3. حكومت اقليت باشند 4.حكومت قانون باشند ميخواهيم بررسي كنيم كدام درست است و واضحا هنوز حرفي از اجباري يا اختياري بودن حكومت نيست !هر كدام از اين اصل ها ميتواند هم به صورت اجباري و هم اختياري واقع شود. مسئله اين است راه درست كدام است؟ |
|||
|
|
۱۶:۲۱, ۲۲/شهریور/۹۴
شماره ارسال: #68
|
|||
|
|||
|
گزینه 2 و 4 تقریبا یک معنی را میدهد چون معمولا قوانین هر جامعه ای نشأت گرفته از ذهنیات مردم همان جامعه است
در دموکراسی اکثریت حکومت میکنند اما اقلیت هم دارای حقوق سیاسی و اجتماعی هستند چون مفهوم دموکراسی و ساختار دموکراسی لازم و ملزوم هم هستند اما حالا برای اینکه شما خوشحال بشید گزینه 2 را انتخاب میکنم یه وقت منو تو کوچه بن بست نبرید |
|||
|
۱۶:۳۹, ۲۲/شهریور/۹۴
شماره ارسال: #69
|
|||
|
|||
(۲۲/شهریور/۹۴ ۱۶:۲۱)دوست حقیقت نوشته است: اما حالا برای اینکه شما خوشحال بشید گزینه 2 را انتخاب میکنم دوست حقيقت حرف سر سعادت بشر است نه خوشحالي من. خب نهايتن تصميم گرفتيد ! حكومت اكثريت بر اقليت ! اين ماجرا را چطور تفسير ميكنيد؟ فرض كنيم در كشور الف 51 درصد جزو حزب 1 باشد و 49درصد جزو حزب 2 ، چون قرار است اصالت راي اكثريت باشد پس هر چه تصميم گرفتند درست و قانوني است. حزب 1 تصميم ميگرد. در خيابان اعضاي حزب1 با پلاك فرد در هر شرايطي بر اعضاي حزب 2 با پلاك زوج حق تقدم داشته باشد ! در صف نانوايي و بانك داراي حق تقدم باشند! تعيين شيوه ي تعليم و تربيت همه ي دانش اموزان مطابق سليقه حزب 1 باشد و ....... |
|||
|
|
۱۷:۰۹, ۲۲/شهریور/۹۴
شماره ارسال: #70
|
|||
|
|||
(۲۲/شهریور/۹۴ ۳:۵۷)دوست حقیقت نوشته است: کی گفته دموکراسی یعنی اکثریت سالاری؟ سلام. خیلی جالب شما خودتون میگین : دموکراسی یعنی مردم سالاری نه اکثریت سالاری و بعدش میگین: ""اجرای خواست اکثریت با احترام به حقوق اقلیت"" من که گیج شدم!!!!!!!! بیتهام و بویل می گویند: «عموماً این تصور غلط بین مردم وجود دارد که دموکراسی را با حکومت اکثریت برابر می دانند. اگر «دموکراسی» را ـ به معنای دقیق کلمه ـ حکومت مردم بدانیم، باید معنایش حکومت کل مردم باشد، نه حکومت بخشی از مردم بر بخش دیگر، به عبارت دیگر، می توان گفت ویژگی مهم دموکراسی حق تصمیم گیری ای است که همه به تساوی از آن برخوردارند، در حالی که تصمیم گیری اکثریت تنها تمهیدی آیین نامه ای برای حل و فصل اختلافات در زمانی است که دیگر روش ها (مثل مذاکره، تجدیدنظر و مصالحه) به نتیجه نرسیده اند. بی شک، گردن نهادن به تصمیم اکثریت، دموکراتیک تر از این است که به اقلیّت امکان داده شود در مورد خواسته های اکثریت حکم کنند یا مانع تحقق آن شوند. اما حکومت اکثریت از این که باعث ناتوانی اقلیّت می شود و هیچ حقی برای مشارکت در تصمیم گیری برای آن ها قایل نمی گردد، باید به عنوان تمهیدی ابتدایی و فوری برای تصمیم گیری قلمداد شود،نه حدّ اعلای آنچه دموکراسی می طلبد.» دیوید بیتهام و کوبن بویل، دموکراسی چیست؟ ترجمه شهرام نقش تبریزی، ققنوس،ص 39 |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| زمینه سازی دموکراسی_ لزوم آزادی | دوست حقیقت | 12 | 3,762 |
۲۲/شهریور/۹۴ ۱۵:۰۶ آخرین ارسال: دوست حقیقت |
|
| زمینه سازی دموکراسی_مزایای آزادی 3 | دوست حقیقت | 0 | 896 |
۲۲/شهریور/۹۴ ۷:۵۸ آخرین ارسال: دوست حقیقت |
|
| زمینه سازی دموکراسی_ مزایای آزادی 2 | دوست حقیقت | 0 | 868 |
۲۲/شهریور/۹۴ ۷:۵۳ آخرین ارسال: دوست حقیقت |
|
| زمینه سازی دموکراسی_ مزایای آزادی 1 | دوست حقیقت | 4 | 1,833 |
۲۱/شهریور/۹۴ ۱۲:۲۶ آخرین ارسال: دوست حقیقت |
|
| زمینه سازی دموکراسی_مبانی دموکراسی در سیره اهل بیت | دوست حقیقت | 0 | 917 |
۳/شهریور/۹۴ ۵:۰۰ آخرین ارسال: دوست حقیقت |
|
| زمینه سازی دموکراسی_ سه کلید حقوق بشر در اسلام 2 | دوست حقیقت | 3 | 1,625 |
۱/شهریور/۹۴ ۱۷:۴۸ آخرین ارسال: دوست حقیقت |
|
| چطور حقوق در اسلام محترم است اما منطق اسلام بر تحقیردنیاست؟ | سیمرغ | 4 | 2,514 |
۲۹/اسفند/۹۳ ۲۰:۴۸ آخرین ارسال: سیمرغ |
|









