کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
زمینه سازی دموکراسی _ سه کلید حقوق بشر در اسلام
۷:۲۳, ۱/شهریور/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۱/شهریور/۹۴ ۹:۲۲ توسط سید ابراهیم.)
شماره ارسال: #1
آواتار
کلید نخست: حکومت «ملک مشاع» همه شهروندان است.

برخی از فقها به این نکته اشاره کرده‌اند که حکومت «ملک مشاع» (مشترک) همه شهروندان است. کسی بدون اجازه مالک، حق تصرف در ملک را ندارد و حکومتی که برقرار می‌شود باید از جانب همه مردم باشد و حقوق همه‌ی شهروندان را فارغ از دین و مذهب، به رسمیت بشناسد؛ زیرا در صورتی حاکم می‌تواند وکالت مردم را بپذیرد که همه موکلان به تصرف او در حکومت راضی باشند و این امر بدون رضایت و دادن حقوق اقلیّت‌های مختلف، امکان‌پذیر نیست.

آقای مهدی حائری در کتاب «حکمت و حکومت» و آقای محسن کدیور در بخش دوم کتاب «در محضر فقیه آزاده» و بخش چهارم کتاب «شریعت و سیاست» این نظریه را مطرح کرده‌اند.


کلید دوم: تقدّم عدالت بر دیانت

آیه ۲۵ از سوره حدید در قرآن نشان می‌دهد که عدالت از اهداف اصلی بعثت پیامبران الهی بوده است. «لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط…»؛ ما پیامبران خویش را با دلایل روشن فرستادیم و با آنها کتاب و معیار فرود آوردیم تا مردم عدل و قسط را به پا دارند.

لااقل در میان فقهای شیعه، اجماع بر این است که اصول دین قابل تقلید نیست و حتماً باید به‌وسیله‌ی عقل، اصول دین را پذیرفت. عدالت به عنوان یکی از اصول دین اسلام (مذهب شیعه) در میان فقهای شیعه همواره مطرح بوده است. تقدّم اصول بر فروع، امری بدیهی است. فروع دین در سایه‌ی اصول و پس از اصول دین پذیرفته و شناخته می‌شوند. درواقع، سپهر عقلانیت و عدالت همواره مقدّم بر دیانت (که غالباً با فروع شناخته می‌شود.) بوده است.



م ک نیز در دو سخنرانی خود با عنوان «امامت و اعتدال دینی» و «ممیزات تشیع» می‌گوید که دین تابع عدالت است و نه عدالت تابع دین.

چنان‌که م ک در بخش اول کتاب «حق الناس» با عنوان «مبادی بحث اسلام و حقوق بشر» می‌نویسد: «از آنجا که عدالت مقیاس دین است و نه دین مقیاس عدالت، و از آن‌جا که عقلایی بودن مقیاس حوزه اجتماعیات و فقه معاملات است، می‌توان نتیجه گرفت که احکام فقهی تا زمانی که بر مقتضای عدالت باشند و سیره عقلا بر خلاف آن ها نباشد، دارای اعتبار و حجیت هستند. آیا در مذهب عدلیه می‌توان احکامی برخلاف سیره عقلا و منافی ضوابط عدالت را شرعی و دینی دانست؟ مخالفت یقینی حکمی با سیره عقلا یا تنافی با ضوابط عدالت یا اثبات بیشتر بودن مفاسد از مصالح، کاشف از موقت بودن و غیردائمی بودن چنین احکامی است. یعنی چنین احکامی از تشریعات متناسب با مقتضیات عصر نزول بوده است نه از تشریعات دائمی و ثابت شارع. فلسفه وجود چنین احکامی در متن کتاب و سنت لزوم حل مشکلات عصر نزول و زمان‎های مشابه است.»

آقای م.ک چنین ادامه می‌دهد: «اگر افرادی این گونه احکام مقید به مقتضیات زمان و مکان عصر نزول را احکام دائمی و ثابت اسلامی بپندارند، معنای دین، هدف بعثت و روح اسلام را درک نکرده اند. اسلام معنوی یعنی توجه جدی به اهداف و غایات متعالی دین و معنای اسلام. یعنی این‌که احکام و قالب‌های عملی را برتر از اهداف و غایات دین ندانیم و یقین بدانیم که احکام مطلوب، بالعرض و غایات، مطلوب بالذات هستند.»

مرحوم مرتضی مطهری نیز به همین مساله اشاره داشته است. او می‌نویسد: «ای عجب که دیگران به روح اسلامی نزدیک می‌شوند ولی فقهای ما توجه ندارند که اصل «إِنَّ اللّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسَانِ» به منزله روح و مشخص سایر مقررات حقوق اسلامی است و لهذا بر ظواهر و قوالب جمود می‌کنند و روح را از دست می‌دهند.»۱

عقلانیّت در اندیشه آیت‌الله محمدحسین طباطبایی نیز جایگاه ویژه خود را داشته و سبب شده است که او نگرش اخباری علامه مجلسی را، مورد انتقاد قرار دهد.۳,۲

در این‌جا فقط و یه یک پرسش و پاسخ بین هانری کُربن (Henry Corbin)، فیلسوف، شرق‌شناس، ایران‌شناس و اسلام‌شناس فرانسوی و علامه طباطبایی در مورد تعارض عقل و نقل بسنده کرده و مطالعه بیشتر را به خواننده واگذار می‌کنم.

هانری کُربن: «در صورت پیدایش اختلاف میان عقل و میان کتاب و سنت چه می کنید؟»
محمد حسین طباطبایی: «در صورتی که کتاب صریحاً نظر عقل را امضا و تصدیق نموده و به آن حجیت داده است، هرگز اختلاف نظر در میان آن‌ها پیدا نخواهد شد و برهان عقلی نیز در زمینه فرض حقیقت کتاب و واقع بینی عقل صریح، همین نتیجه را می دهد؛ زیرا فرض دو امر واقعی متناقض، متصور نیست و اگر احیانا فرض شود که دلیل عقلی قطعی با دلیل نقلی، معارض بیفتد، چون دلالت دلیل نقلی، از راه ظهور ظنی لفظ خواهد بود، با دلیل قطعی الدلاله معارضه نخواهد نمود و عملا نیز موردی برای چنین اختلافی وجود ندارد.» ۵,۴

جمله علامه طباطبایی به روشنی نشان می‌دهد که در صورت تعارض احتمالی عقل و نقل، دلیل نقلی نمی‌تواند بر دلیل قطعی‌ که عقل باشد، معارضه کند. با توضیحات بالا تقدّم عدالت بر دین و هم‌چنین تقدّم دلایل عقلی بر دلایل نقلی به اختصار نشان داده شد. طبیعتاً بسیاری از مسائل حقوق بشری ریشه در درک انسان امروز از عدالت دارد. انسانی که علی‌رغم احترام به پیشینیان خود، نمی‌خواهد همچون آن‌ها بیندیشد. طبیعتاً انسان امروز درک متفاوتی از عدالت دارد و شریعت نیز با انعطاف‌پذیری ذاتی خود، می‌تواند درک انسان امروز از عدالت را به رسمیت بشناسد.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میکا

آغاز صفحه 14 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۹:۱۸, ۲۵/شهریور/۹۴
شماره ارسال: #131
آواتار
در حكومت مورد ادعاي شما هم اعتبار راي اكثريت را قانون تعيين ميكند ! چون اگر اكثريت بر خلاف قانون چيزي تصويب كند معتبرنيست !


نقل قول: حتی قانون هم نشأت گرفته از ذهنیات مردم است
اگر من رو جزو مردم حساب ميكنيد ! اين قانون شما حداقل از ذهن من يكي نشات نگرفته ! شايد من قانون بهتري سراغ داشته باشم و طبق اصل كمال خواهي اگر قانون من بهتر باشه بايد ان را ملاك قرار دهم
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: دوست حقیقت ، sagheb
۹:۲۶, ۲۵/شهریور/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/شهریور/۹۴ ۹:۲۸ توسط دوست حقیقت.)
شماره ارسال: #132
آواتار
درست است اگر اکثریت نظری مغایر با حقوق اقلیتی که در قانون اشاره شده داشته باشند تصویب نمیشود

اما هم خود قانون بوسیله ی نمایندگان مردم تدوین میشود و هم با رأی مردم اعتبار می یابد و هم رکن همه چیز مردم هستند نه قانون

قانون گرایی زیر مجموعه مردم گرایی است نه برعکس

ببخشید دوست خوبم فعلا با اجازه
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mirza47824 ، پارمیس
۹:۳۲, ۲۵/شهریور/۹۴
شماره ارسال: #133
آواتار
اگر نمايندگان مردم(كه ممكن الخطا) هستند ، خواستند چيزي بر عليه اقليت تصويب كنند ملاك اصلي نظر انهاست يا قانوني كه از قبل پذيرفته شده؟
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: دوست حقیقت
۹:۳۳, ۲۵/شهریور/۹۴
شماره ارسال: #134
آواتار
گفتید اگر من رو جزء مردم حساب کنید

اختیار دارید شما استاد ما هستید

یکی از مزایای دموکراسی تغییر پذیری و انعطاف گسترده آن است

مثلا اگر قصد داشته باشیم قانونی را اضافه یا حذف کنیم

در سایت دولتی نظرمان را با دلیل اعلام میکنیم

اگر بیشتر از صد هزار موافق داشته باشیم دولت موظف پاسخگویی به اصلاحیه جدید ما است و در مجلس نمایندگان به رأی گذاشته میشود

و با رأی اکثریت نمایندگان اصلاحیه ما جزء قانون میشود
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mirza47824 ، پارمیس
۹:۴۱, ۲۵/شهریور/۹۴
شماره ارسال: #135
آواتار
سلام دوستانRose




(۲۵/شهریور/۹۴ ۳:۳۳)دوست حقیقت نوشته است:  قرار نیست یکیمون شکست بخوره و دیگری پیروز بشه بلکه قرار نظراتمان را بیان کنیم
آفرین درست میگین. Smileپس وقتی میبینیم جایی رو طرف مقابلمون درست میگن اقرار کنیم و ...




(۲۵/شهریور/۹۴ ۳:۳۳)دوست حقیقت نوشته است:  در مورد اصل دموکراسی

اصل دموکراسی مردم سالاری است و نظریه شما این گزینه را ندارد

همانطور که اکثریت سالاری را بعنوان اصل قبول کرده اید پس مردم سالاری را نیز قبول کنید چون امکان وقوع هر دو وجود دارد

بازی با کلمات نکنید اصل واقعی دموکراسی کرامت انسانی است
هنوز که ثابت نکردین!فقط بازی با کلمات بود!Wink


******

البته اینجا فرمودین اکثریت!

(۲۵/شهریور/۹۴ ۳:۳۳)دوست حقیقت نوشته است:  خانم ثاقب

فرض کنید گروهی میگه آقای احمدی نژاد باید رئیس جمهور بشه گروهی میگه آقای موسوی گروهی میگه آقای جلیلی و گروهی میگه اقای روحانی

به نظر شما باید چیکار کرد؟ آیا میتوانیم چهارتا رئیس جمهور داشته باشیم؟ باید نظر اقلیت را ملاک قرار داد یا اکثریت را؟

خب مسلم است که باید نظر اکثریت ملاک قرار بگیرد

پس اکثریت جزء مهمی در تصمیم گیری هستند و کاملا منطقی است که به نظر اکثریت تکیه کنیم


خب حالا فرق اکثریت سالاری با مردم سالاری چیست؟

در اولی اکثریت همه کارست

در دومی هم اکثریت همه کارست اما به شرطی که با اجرای نظر اکثریت حقوق اقلیت نقض نشه چون همه مردم دارای حقوق هستند


در مردم سالاری به طور همزمان به حقوق و نظر مردم توجه شده است و این را مردم سالاری میگویند

مردم سالاری به معنی فانتزی اجرای نظر همه نیست مردم سالاری به معنی اجرای نظر اکثریت با احترام به حقوق اقلیت است


********






(۲۵/شهریور/۹۴ ۳:۳۳)دوست حقیقت نوشته است:  در ضمن قانون گرایی مفهومی نسبی دارد

قانون زمانمند و مکانمند است و با توجه به فهم مردم تبیین میشود

مثلا داعشیان قانون دارند اروپایی ها هم قانون دارند و هر کدام قانون خویش را درست میدانند

پس مردم هستند که تعریف و چارچوب قانون را مشخص مشخص میکنند پس دموکراسی به نوعی قانون گرایی نیز هست
این جمله هاتون یادتون نره!Cool




(۲۵/شهریور/۹۴ ۳:۳۳)دوست حقیقت نوشته است:  در مورد به رای گذاشتن بیانیه حقوق بشر

ببینید امکان این کار وجود ندارد چون این بیانیه حقوق مردم را تبیین کرده و بدون حقوق، امکان به ظهور رسیدن نظر مردم وجود ندارد و به طبع مفهوم دموکراسی از بین میرود

مثلا نمیتوان آزادی بیان را از مردم گرفت و ادعای مردم سالاری کرد

فکر میکنم قابل فهم است و نیاز به توضیح بیشتری ندارد
اینا هم یادتون نره!Wink



(۲۵/شهریور/۹۴ ۳:۳۳)دوست حقیقت نوشته است:  در ضمن کسی این جا و آنجا را دموکراسی مشخص نمیکند چون همه چیز مردم هستند


ببینید قرار بود مرحله به مرحله بحث کنیم اما شما چند پله جلوتر رفتیید و وارد اجرای دموکراسی شدید

مثلا یکی از کاربران سوال قشنگی پرسیدن، ایشان گفتن : دموکراسی چه پیامدهای حقوقی دارد؟ به این میگن جهت دهی مناسب بحث
شما هنوز اصل دموکراسی رو اثبات نکردین!میخوایین در مورد پیامد های حقوقیش بحث کنید!!!!!!!!!!Huh








(۲۵/شهریور/۹۴ ۳:۳۳)دوست حقیقت نوشته است:  واقعا فکر میکنید که میتوانید نظریه ای را به چالش بکشید که بزرگترین فلاسفه و متفکرین بر آن صحّه گذاشته اند و آن را بزرگترین ابداع بشری خوانده اند؟


سعی نکنید با مغالطه جزء به کل و با چند مثال استثنایی چهره دموکراسی را مخدوش کنید و مزایای بزرگ آن را نادیده بگیرید چه بخواهید چه نخواهید دموکراسی از محبوبیت و کارآمدی زیادی برخوردار است


اگر من به شما انتقاد کنم که مثلا آقای آقای عمار نمیتواند با سرعت 100 کیلومتر در ساعت بدود، آیا انتقاد من وارد است؟

خب مسلماً نه چون منم نمیتونم هیچکس نمیتواند با این سرعت بدود
بعضی انتقادات شما به این شکل بوده اند ، یعنی در هیچ حکومتی قابل اجرا نبوده اند
بله به چالش میکشیم!CoolBig GrinBig GrinBig Grin

تا الان که هنوز نتونستین حکومت کل مردم رو اثبات کنید!همش شد اکثریت با احترام به اقلیت!Wink







(۲۵/شهریور/۹۴ ۳:۳۳)دوست حقیقت نوشته است:  منظور ما از حکومت حکومت زمینی است نه حکومت آسمانی داریم در واقعیت صحبت میکنیم نه آزمایشگاه ذهنی

پس خواهشا قبل از انتقاد محدودیت های دنیای ماده را در نظر بگیرید

اینم یادتون نره!CoolBig Grin





(۲۵/شهریور/۹۴ ۳:۳۳)دوست حقیقت نوشته است:  شما به مسئله نسبیت و پلوراسیم توجه نکرده اید البته در این مورد بعدا بحث میکنیم

چه خوب!

البته اول این بحث رو تمام کنیم .





(۲۵/شهریور/۹۴ ۳:۳۳)دوست حقیقت نوشته است:  به اصل خیر عمومی و خیر اندیشی مردم نیز توجه نکرده اید

همه مردم میدانند پیشرفت خوبه یا بی عدالتی بد همه مردم بدنبال شرایطی بهتر هستند پس دلیلی ندارد که اکثریت را اهریمن فرض کنیم

جامعه مانند پیکر واحد انسانی است وقتی دست میشکند چشم گریه میکند آسایش انسان در گرو آسایش دیگران است پس دلیلی ندارد انسان ها را ذاتا متهم به نقض حقوق دیگران کنیم
Cool



(۲۵/شهریور/۹۴ ۳:۳۳)دوست حقیقت نوشته است:  مردم دموکراسی راه حل اخلاقی تر و انسانی تر را انتخاب میکنند زیرا:

یا خیر اندیش هستند که در این صورت انتخاب راه اخلاقی بدیهی است

یا منفعت طلب هستند که بازم راه اخلاقی را رعایت میکنند چون دکارت میگوید من گاو همسایه را نمیدزدم چون او هم گاو مرا میدزدد


پیش فرض بحث ما جامعه سالم است
مثلا شهر فلوجه عراق را فرض کنید اکثریت قاطع فلوجه طرفداران سرسخت داعش هستند

جامعه داعش پرست را چگونه میخواید اصلاح کنید؟

حتی امام علی هم نتوانست انحراف فکری جامعه عراق و شام را تغییر دهند

پس بدون جامعه سالم امکان تحقق هیچ نظام سیاسی ایده آل وجود ندارد


اما دموکراسی امیدوار است با جریان وسیع اطلاعات در آزادی بیان و با اراده عمومی و نشاط اجتماعی متاثر از مردم سالاری بتواند قدمی بسمت حکومت سعادتمند بردارد


در ضمن دموکراسی هم بدون اشکال نیست به نظر من نمره دموکراسی نوزده میباشد


نظر شما برام محترم است ببخشید حرفام طولانی شد

خیلیییی جالب گفتین!Happy






(۲۵/شهریور/۹۴ ۳:۳۳)دوست حقیقت نوشته است:  خانم ثاقب

فرض کنید گروهی میگه آقای احمدی نژاد باید رئیس جمهور بشه گروهی میگه آقای موسوی گروهی میگه آقای جلیلی و گروهی میگه اقای روحانی

به نظر شما باید چیکار کرد؟ آیا میتوانیم چهارتا رئیس جمهور داشته باشیم؟ باید نظر اقلیت را ملاک قرار داد یا اکثریت را؟

خب مسلم است که باید نظر اکثریت ملاک قرار بگیرد

پس اکثریت جزء مهمی در تصمیم گیری هستند و کاملا منطقی است که به نظر اکثریت تکیه کنیم


خب حالا فرق اکثریت سالاری با مردم سالاری چیست؟

در اولی اکثریت همه کارست

در دومی هم اکثریت همه کارست اما به شرطی که با اجرای نظر اکثریت حقوق اقلیت نقض نشه چون همه مردم دارای حقوق هستند


در مردم سالاری به طور همزمان به حقوق و نظر مردم توجه شده است و این را مردم سالاری میگویند

مردم سالاری به معنی فانتزی اجرای نظر همه نیست مردم سالاری به معنی اجرای نظر اکثریت با احترام به حقوق اقلیت است


حکومت کل مردم یه آرمان یه خیال![تصویر: happy.png]

خوب منم که همینو میگفتم! اکثریت نه کل مردم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
دموکراسی اجرای نظر همه نیست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! بلکه اجرای نظر اکثریت با احترام به حقوق اقلیت است.



خدا را شکر پس قبول کردید!





(۲۵/شهریور/۹۴ ۳:۳۳)دوست حقیقت نوشته است:  خواهش میکنم محدودیت های دنیای ماده را مد نظر بگیرید
حتما در نظر میگیرم! Smileشما هم یادتون نره که دنیای مادی محدودیت داره!Cool


(۲۵/شهریور/۹۴ ۳:۳۳)دوست حقیقت نوشته است:  از اینکه نظرتان را بیان کردید متشکرم

خواهش میکنم.
من همیشه از بحث کردن منطقی لذت میبرم,چون خیلیییی حقایق برام روشن میشه!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: دوست حقیقت
۹:۴۴, ۲۵/شهریور/۹۴
شماره ارسال: #136
آواتار
امکان تصویب نظری بر علیه حقوق اقلیت وجود ندارد

چون قانون اجازه تصویب آن را نمیدهد حقوق مردم به وضوح در قانون بیان شده

چرا مردم سالاری بر پایه قانون گرایی نیست؟

چون قانون گرایی زیر مجموعه مردم گرایی است

این مردم بوده اند که با استفاده از خیر عمومی الزامات قانونی را تایید کرده اند

یعنی مردم میتوانستند الزامات قانونی را فاقد اعتبار بدانند

اما مردم لزوم قانون برای نظم اجتماعی را درک کرده اند و با خیر اندیشی رأی به قانون گرایی داده اند


ببخشید دوست خوبم با اجازه شما مرخص میشم
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: پارمیس
۹:۴۸, ۲۵/شهریور/۹۴
شماره ارسال: #137
آواتار
ببينيد نمايندگان ممكن الخطا در حال تصويب قانوني عليه اقليتند ...... شما ميگوييد نميشد چون قانوني هست به اسم الف كه ميگويد نميتوان عليه اقليت چيزي تصويب كرد . اگر قانون الف را خود نمايندگان تصويب كرده اند پس صلاحيت حذف ان را هم دارند ...ولي اگر نمايندگان حق دستكاري قانون فوق را ندارند پس اين قانون برتر از راي نمايندگان است و اصل حكومت حكومت قانون است
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: دوست حقیقت ، sagheb
۹:۵۶, ۲۵/شهریور/۹۴
شماره ارسال: #138
آواتار
ببخشید من همین رو بگم

حقوق مردم جزء قانون نیستن جزء بدیهیات اجرای دموکراسی هستن

یعنی اگر مردم قانون گرایی را الزامی نمیدانستند باید حقوق مردم را محترم میشمردند

اگر ما اراده جامعه مردم سالار را کردیم باید به بدیهیات چارچوب آن هم عمل کنیم

بیانیه حقوق بشر جزء بدیهیات است نه قانون


خانم ثاقب شما پرانرژی و با دقت هستید

یکبار دیگه میگم دموکراسی از این حیث مردم سالاری است که همزمان حقوق و نظر اکثریت و حقوق اقلیت را رعایت میکند

و گرنه در آسمان هم نمیتوان نظرات همه را اجرا کرد چه برسه به زمین


امیدوارم روز خوبی داشته باشید
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mirza47824 ، پارمیس
۱۰:۰۸, ۲۵/شهریور/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/شهریور/۹۴ ۱۰:۰۸ توسط mirza47824.)
شماره ارسال: #139

جناب دوست حقیقت می توانید توضیح بفرمایید که اگر در جامعه ای چند گروه بودند مثل شیعیان , سنی ها , زیدی ها , اسماعیلیان , زردتشتیان , وهابیان , بودائیان , مسیحیان(کاتولیک و پروتستان) و... طبق ایدئولوژی دموکراسی چطور اینها می توانند همزیستی مسالمت آمیز داشته باشند ؟ چون هر کدام از این گروه ها معتقد هستند تفکراتشان حقیقت محض است و بر اساس تفکرات ایشان امور جامعه باید اداره شود .Confused
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: دوست حقیقت
۱۰:۵۰, ۲۵/شهریور/۹۴
شماره ارسال: #140
آواتار
مگر بيانيه حقوق بشر توسط انسان نگارش نشده ؟ از كجا بدانيم كامل تر از ان وجود ندارد؟از كجا بدانيم در نوشتنش غرض ورزي نشده؟از كجا بدانيم راه سعادت انسان ان است!


جنابعالي مستحضريد كه دربرابر اعلاميه حقوق بشر جهاني در سال69 اعلاميه حقوق بشر اسلامي منتشر شد چه دليلي داريد كه اولي بديهي و دومي غير بديهيست !

اين چه نوع بداهتي است كه كسي حق اظهار نظر در موردش را ندارد !
جناب حقيقت دوست گيرم سر خود را كلاه گذاشتيد سر ديگران كه نميتوانيد !
يعني قانوني كه نوشته شده و برايش ماده و تبصره گذاشته اند و ان را سندي قرار داده اند كه برتر از اراي عمومي است شما جزوبديهيات ميدانيد؟


تنها دليلت براي اثبات اين سند بديهي بودن ان است ؟
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: دوست حقیقت
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  زمینه سازی دموکراسی_ لزوم آزادی دوست حقیقت 12 3,762 ۲۲/شهریور/۹۴ ۱۵:۰۶
آخرین ارسال: دوست حقیقت
  زمینه سازی دموکراسی_مزایای آزادی 3 دوست حقیقت 0 895 ۲۲/شهریور/۹۴ ۷:۵۸
آخرین ارسال: دوست حقیقت
  زمینه سازی دموکراسی_ مزایای آزادی 2 دوست حقیقت 0 868 ۲۲/شهریور/۹۴ ۷:۵۳
آخرین ارسال: دوست حقیقت
  زمینه سازی دموکراسی_ مزایای آزادی 1 دوست حقیقت 4 1,832 ۲۱/شهریور/۹۴ ۱۲:۲۶
آخرین ارسال: دوست حقیقت
  زمینه سازی دموکراسی_مبانی دموکراسی در سیره اهل بیت دوست حقیقت 0 917 ۳/شهریور/۹۴ ۵:۰۰
آخرین ارسال: دوست حقیقت
  زمینه سازی دموکراسی_ سه کلید حقوق بشر در اسلام 2 دوست حقیقت 3 1,624 ۱/شهریور/۹۴ ۱۷:۴۸
آخرین ارسال: دوست حقیقت
Lightbulb چطور حقوق در اسلام محترم است اما منطق اسلام بر تحقیردنیاست؟ سیمرغ 4 2,514 ۲۹/اسفند/۹۳ ۲۰:۴۸
آخرین ارسال: سیمرغ

پرش در بین بخشها:


بالا